آقای مصطفی شریعتمدار تهرانی

 مقالات پژوهشی مدرسه علمیه حقانی قم

 

مقالات پژوهشی مدرسه علمیه حقانی قم

 

 

مقالات پژوهشی مدرسه علمیه حقانی قم

 

 

مقالات پژوهشی مدرسه علمیه حقانی قم

 

مقدمه

       ستايش وسپاس خدايي را سزاست كه بر اين عبد عاصي منت نهاد كه در آغاز جواني توفيق تحصيل علوم الهيه و معارف حقه ربانيه را عنايت فرمود تا در پرتو انوار درخشان تعاليم مكتب حضرت جعفري راه تعالي و كمال قرب الهي را پي گرفته و به خير و سعادت دارين نائل آيم و در سال دوم سربازیم برای امام زمان (عج) همچنان ثابت قدم باشم و سرمايه عظيم عمرم را در طريق اعتلاء كلمه توحيد صرف كنم و پيوسته در راه خرسندي قلب مبارك حجت بالغه اش امام عصر (روحي وارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء) تمامي جد و جهدم را به كار گيرم و سلام و درود بي پايان حضرت حق جلّ و علا بر اشرف انبيا و افضل رسولانش حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) باد كه با نزول آيات آسماني قرآن مجيد بر قلب حضرتش علم ماكان و مايكون را به او عطا فرمود و اطاعت و مودّت اوصياء طاهرينش را پاداش زحمات 23 ساله اش قرار داد.

       و بعد بر اهل بصيرت پوشيده نيست كه اولين كليد گنجينه هاي معارف بي پايان قرآن و عترت عالم تصريف و آگاهي به چگونگي تغييرات كلمات جهت دستيابي به معاني مختلف عربي است كه زبان وحي است. در اين گام اولين، سخت كوشي و همتي والا  ضروري است كه دريافت عميق قواعد آن فتحِ بابي است براي دستيابي به ديگر علوم آليه ی دین و در نتیجه وصول به دستورات سعادت بخش الهی.

        از آنجا که قَسَم، مبحث بسیار مهمی است و به کرّات و با انواع حروف قسم در سخنان خداوند متعال و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) یافت می شود و یقیناً بعد از قسم سخنان بسیار مهم وانسان سازی در قرآن کریم مطرح شده است، در این تحقیق سعی شده است آشنایی مختصری با حروف قسم وتفاوت های نحوی آن برای مخاطبان صورت گیرد.       

هدف از این تحقیق آشنایی با تفاوت ها و شباهت های حروف قسم است وچون قبل از آن آشنایی کلی با تعریف و احکام قسم ضروری است در فصل اول کلیاتی از قسم شامل تعریف و انواع قسم ارائه می شود و در فصل دوم به بیان خصوصیات و شباهت ها وتفاوت های حروف قسم می پردازیم. امید است دوستان با مطالعه ی این تحقیق با تعریف و انواع قسم و ادات آن به اختصار آشنا شده و در صورت علاقمندی به پیگیری بیشتر به کتب نحوی موجود مراجعه نمایند.

با توجه به اینکه این تحقیق در دسترس طلاب قرار می گیرد مخاطب اصلی من تمامی طلاب از جمله طلاب پایه اول که کمی با زبان عربی آشنایی دارند بوده اگرچه این تحقیق برای عموم علاقمندان به معارف قرآن کریم و آشنا به زبان عربی قابل استفاده می باشد.

      در پایان از زحمات اساتید عزیزم حجج اسلام قربانی و ابوالحسنی و پدر بزرگوارم که در به ثمر رسیدن این تحقیق زحمات بسیاری را متحمل شدند کمال تشکر را دارم.

و السلام علیکم ورحمه الله و برکاته

مصطفی شریعتمدار طهرانی- جمادی الثانی 1433 ه.ق

 

مقالات پژوهشی مدرسه علمیه حقانی قم

تعریف قسم:

قسم درلغت به معنای سوگند است و اگر به باب افعال رود به معنای سوگند خوردن خواهد بود[1]. ودر اصطلاح به معنای «الحلف بالله، او بغیره تاکیدا للکلام و حثا علی تصدیق المتکلم.[2]»(دراصطلاح قسم به معنای سوگندخوردن به خدا یا غیرخداست به خاطر تاکید کلام و وادار کردن بر تصدیق متکلم  به کلام)

ارکان قسم[3]:

  1. مُقسم: متکلم قسم
  2. مُقسَم به: اسمی که به آن قسم خورده می شود.
  3. ادات قسم
  4. جمله ی جواب قسم

اقسام قسم:

  1. به اعتبار ادات قسم:
  2. فعلیه: مثل (یحلفون بالله ما قالوا)[4]
  3. اسمیه: مثل (لعمرک انهم لفی سکرتهم یعمهون)[5]
  4. حرفیه: چهار حرف مشهور«باء» و «واو» و «تاء» و «لام» میباشند که در فصل بعد با آن ها آشنا خواهیم شد( مثل ( والعصر ان الانسان لفی خسر)[6]
  5. به اعتبار جمله ی جواب قسم:
  6. استعطافی: جمله ی انشاییه ای است که به وسیله ی آن  جمله ی طلبیه ی دیگری که شامل آنچه شعور و عاطفه را بر می انگیزاند تاکید می شود[7]و جوابش جمله ی طلبیه است مثال: (بعینیک یا سلمی ارحمی ذا صبابه) نکته ی قابل توجه این است که قسم استعطافی غالبا با باء می باشد.[8]
  7. غیر استعطافی:  قسمی است که برای تاکید معنای جمله ی خبریه و تقویت مراداز آن آورده می شودو جوابش جمله ی خبریه می باشد.

احکام قسم:

برای این که بهتر با قسم آشنا شویم در اینجا اختصارا احکام  قسم را بیان می کنیم.

  1. اگر جواب قسم غیر استعطافی باشد:
  2. جواب قسم فعلیه:

مقالات پژوهشی مدرسه علمیه حقانی قم

 

 مثال برای مضارع مثبت: (وتالله لاکیدن اصنامکم[9])

مثال برای مضارع منفی: (فلا و ربک لا یومنون[10])

مثال برای ماضی مثبت متصرف: (و التین و الزیتون... لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم[11])

مثال برای ماضی مثبت جامد: (والله لنعم رجلا الصادقُ) –(والله لیس الجبن محمودا)

مثال برای ماضی منفی (والله ربنا ما کنا مشرکین[12])

جواب قسم اسمیه:

  • اگر جواب قسم اسمیه ی مثبت باشد اغلب با لام و (اِنّ) موکد می شود مثال: ( تالله انّ الکذب لممقوت) و اکتفاء به یکی از آنها هم صحیح است مانند:( والله انّ المجتهد فائز) و (تالله للکسول خاسر) وقلیلا هم مجرد از آنهامی آید.
  • اگر جواب قسم اسمیه ی منفی باشد جواب قسم مجرد از هر چیز می آید. مثال: (والله ما الکسول بنافع)

نکته: جواب قسم استعطافی طلبیه است و احکام خاصی ندارد.

  1. گاهی حروف قسم و مجرورشان به خاطر مبالغه در تاکید تکرار می شوند که در این صورت بهتر است حرف قسم دوم بعد از گرفتن جواب قسم اولی تکرار شود مثل(بالله لاطیعن الوالدین، بالله لاطیعنهما)
  2. اگر حرف قسم «واو» یا «لام» یا «تاء» باشد وجوبا و اگر «باء» باشد جوازا جمله ی قسم حذف می شود و از واضح ترین دلایل برای حذف جمله ی قسم (وادات همراه آن) وجود یکی از الفاظِ«لقد»، «لئن» و «مضارع مبدوء به لام مفتوحه و مختوم به نون تاکید» بیان شده است.مثل (ولقد صدقکم الله وعده) که در این صورت جمله ی قسم قبل از آن ها مقدر است.
  3. حذف حروف قسم و باقی ماندن اسم مجرور بعد از آن جایز است به شرط این که اسم مجرور لفظ جلاله ی الله باشد(بنا بر قول سیبویه) مثل (اللهِ لاساعدن الضعیف)[13]. همچنین حذف ادات قسم ومقسم به به خاطر وضوحشان در کثرت استعمال جایز است مثل (اقسم ان الحریه لغالبه)
  4. در این که نوع لام اول در مثل: والله لئن اَخلصتَ لی لاخلصن لک چیست اختلاف نظراست. بعضی از نحویون آن را «لام شرط» و بعضی دیگر آن را «لام موطئه» یعنی آماده کننده برای قسم دانسته اند چون ذهن را برای جمله ی جواب قسمی که بعد از آن می آید آماده می کند.
  5. اگر ادات قسم و شرط با هم جمع شوند جواب –اغلبا- برای متقدم آن هاست و متاخر جوابش حذف می شود. به همین سبب «نون» مضارع در دو فعل جواب قسم در آیه ی شریفه ی (لئن اخرجوا لا یخرجون معهم و لئن قوتلوا لا ینصرونهم)[14]حذف نشده است.
  6. جمله ی قسم وجوبا در سه حالت زیر حذف می شود:
  7. قسم متاخر شود و جمله ای بر آن مقدم شود که ما را ازجواب قسم بی نیاز می کند. مثل(سعاده الامه رهن بعمل ابنائها، والله)
  8. قسم بین جمله ای قرار بگیرد که از جواب قسم ما را بی نیاز می کند. مثل(سعاده الامه والله رهن بعمل ابنائها)
  9. ادات شرط و قسم با هم جمع شوند و قسم متاخر شود.

نکته:جواب قسم در غیر این حالات جوازا به خاطر دلیل حذف می شودمثل(ص والقرآن ذی الذکر)[15]که تقدیرش بنا بر آیات بعد «انک لمنذر» می باشد

  1. جواب قسم فقط جمله است. پس مفرد و شبه جمله نمی باشد.ولی گاهی اوقات جار و مجرور سد مسد جواب قسم می شود.[16]

از آنجا که موضوع پژوهش بنده شباهت ها و تفاوت های حروف قسم است و دو قسمِ اسمیه وفعلیه از قسم بحث خاصی ندارد درفصل بعد با حروف قسم و ویژگی های آنها آشناخواهیم شد.

 

مقالات پژوهشی مدرسه علمیه حقانی قم

تمهید:

حروف قسم مشهور چهار حرف هستند[17]که بامجرورشان متعلق به عامل (اقسم) یا (احلف) یا مانند اینها از افعالی که در قسم استفاده می شوند می باشند. از فعل قسم و فاعلش جمله ی فعلیه ی انشاییه ای تشکیل می شود که به آن جمله ی قسم می گویند. که این جمله باید فعلیه باشد چه فعلش مذکور باشد وچه محذوف.

البته لازم نیست که فعل قسم صریح در دلالت بر قسم باشد بلکه الفاظ دیگری هستند که به مجرد شنیدن آن ها فهمیده نمی شود که ناطق، قصدسوگند خوردن دارد بلکه نیاز به قرینه است مانند شَهِدَ در : (اشهد لقد رایت الغلبه للحق آخر الامر) که در اینجا قرینه وجود«لام» و «قد» بر فعل ماضی است.. بعد از جمله ی قسم نیاز به جمله ی دیگری است که به آن جواب قسم می گویند. لازم به ذکر است آشنایی با جمله ی جواب قسم شما را با قراین آشنا خواهد کرد.

آشنایی با حروف قسم:

از آنجا که دانستن شباهت ها وتفاوت های حروف قسم مستلزم شناخت حروف قسم است لذا در این قسمت با حروف قسم و خصوصیات آن ها آشنا خواهیم شد:

1-حرف باء:

باء اصل حروف قسم است و حرف جر بوده و از بقیه حروف جر به خاطر خصوصیات زیر جدا می شود:

  1. اجازه ی آشکار کردن فعل قسم مثال: اقسم بالله لارضینّک
  2. اجازه دخول این حرف برضمیر مثال: بک لافعلنّ
  3. اجازه ی حذف حرف باء و باقی ماندن مقسم به[18]مثال: اللهِ لاکرمنک

4.فقط این حرف در قسم استعطافی استعمال می شود. مثال: بالله هل قام زید ای: اسالک بالله مستحلفاً

2-حرف واو:

حرف جری است که اسم ظاهر را جر می دهد و بر ضمیر داخل نمی شود.متعلق به فعل قسم محذوف اقسم بوده و جوابش فقط جمله ی خبریه است.

مثال: ( والقرآن الحکیم انک لمن المرسلین)

نکته:اگر بعد از واو قسم واو دیگری بیاید واو دوم واو عطف است چون هر واو قسم احتیاج به جواب قسم جداگانه دارد مثال: ( والتین والزیتون)

3-حرف لام:

حرف جری است که فقط بر لفظ جلاله ی الله داخل می شود.متعلق به فعل اقسم محذوف بوده ودر بین سایر حروف قسم خاص است به این خاطر که همیشه دلالت بر تعجب و قسم می کنددر حالی که سایر حروف فقط دلالت بر قسم می کنند. مثال: (لله!!انتصرت الفئة القلیلة المومنه بحقها علی الفئه الکثیره المختلفه) که در این جمله پیروزی عده ی کم در حالی که انتظار نمی رفت موردتعجب قرارگرفته است.[19]

4-حرف تاء:

تاء مجروره مختص به قسم است وفقط بر لفظ جلاله ی الله وارد می شود و متعلق به فعل محذوف اقسم است. مثال: (تالله لاکیدن اصنامکم)[20]البته گاهی اعراب مقسم به تاء را کلمه ی (ربی) و (رب الکعبه) و (الرحمن) قرار می دهند.[21]

حال که با ویژگی های حروف قسم آشنا شدیم در ذیل، شباهت ها و تفاوت های آن ها را برایتان ذکر می کنیم:

شباهت ها و تفاوت های حروف قسم

  1. شباهت ها:
  2. همه ی حروف قسم حرف جر هستند.
  3. همه ی آن ها احتیاج به جمله ی قسمی دارند که باید فعلیه باشد.
  4. همه ی آن ها متعلق به عامل مذکور یا محذوف «اقسم» یا «احلف» می باشند
  5. اگر مقسم به لفظ جلاله باشد در همه ی حروف قسم جایز است حرف، حذف شده و مقسم به مجرور باقی بماند.
  6. تفاوت ها:
  7. همه ی حروف باید متعلق به فعل قسم وجوبا محذوف باشند ولی در حرف باءآشکار کردن فعل قسم جوازی است
  8. باء می تواند بر ضمیر داخل شود ولی بقیه ی حروف فقط بر اسم ظاهر داخل می شوند.
  9. فقط حرف باء در قسم استعطافی استعمال می شود
  10. حرف لام وتاء فقط بر لفظ جلاله ی الله داخل می شوندولی بقیه ی حروف بر هر اسمی داخل می شوند. البته گاهی اعراب مقسم به تاء را (ربی) و (رب الکعبه) و (الرحمن) قرار داده اند.
  11. حرف لام دلالت بر قسم و تعجب می کند ولی بقیه ی حروف فقط دلالت بر قسم می کنند.
  12. تاء مجروره فقط معنای قسم دارد ولی بقیه حروف معانی دیگری هم علاوه بر قسم دارند.
  13. باء و لام در قسم مبنی بر کسر بوده و واو و تاء مبنی بر فتح هستند.

این بود مختصری از گرد آوری های من در مورد حروف قسم.امیدوارم توانسته باشم شما را با حروف قسم در زبان عربی آشنا کرده باشم.

 

نتیجه گیری

موضوع تحقیق در مورد شباهت ها و تفاوت های حروف قسم بود که قبل از آشنایی با حروف قسم، در فصل اول قسمِ مصطلح را این گونه تعریف کردیم:(سوگندخوردن به خدا یا غیرخدا به خاطر تاکید کلام و وادار کردن بر تصدیق متکلم  به کلام) و در مورد انواع قسم به اعتبارات مختلف بحث شد.در فصل دوم نیز با حروف قسم آشنا شدیم و دانستیم که حروف شایع در قسم 4 حرف می باشندو همه ی آن ها جاره بوده و متعلق به عامل محذوف یا مذکور (اقسم) می باشند و حرف باء به خاطر خصوصیات منحصر به فرد خود اصل حروف قسم می باشد و در پایان شباهت و تفاوت حروف قسم ذکر شد.

 

فهرست منابع

  1. القرآن الکریم
  2. صفائی بوشهری، غلامعلی، بدائة النحو، قم، مدیریت عامه حوزه علمیه، چاپ دوم، 1386ش
  3. بستانی، فواد افرام، فرهنگ ابجدی، تهران،انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1375ش
  4. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، 1409 ق
  5. احمد بن محمد بن علی المقرری الفیّومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1414ه.ق
  6. اساتید حوزه علمیه قممغنی الادیب، قم، فرهنگ
  7. یعقوب، امیل بدیع، موسوعه النحو و الصرف والاعراب
  8. عباس حسن، النحو الوافی، بیروت، مکتبة المحمدی، چاپ اول، سال 1427ه.ق

 


 [1]أَقْسَمَ‏- إقْسَاماً [قسم‏] باللّه: به خدا سوگند خورد. رک: بستانی، فواد افرام، فرهنگ ابجدی، تهران،انتشارات اسلامی، دوم، 1375ش، ج1، ص112 و (القَسَمُ‏) بِفَتْحَتَيْنِ اسْمٌ مِنْ (أَقْسَمَ‏) بِاللّهِ (إِقْسَاماً). رک: احمد بن محمد بن علی المقرری الفیّومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1414ه.ق، الجزء الثانی، ص503 و القَسَمُ‏: اليمين، و يجمع على‏ أَقْسَامٍ‏، و الفعل: أَقْسَم. رک: فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، نشر هجرت، دوم، 1409 ق، ج5، ص8

[2]یعقوب، امیل بدیع، موسوعه النحو و الصرف والاعراب،ص522

[3]صفائی بوشهری، غلامعلی، بدائة النحو، قم، مدیریت عامه حوزه علمیه، چاپ دوم، سال 1386، ص321، پاورقی 1

[4]التوبه/74

[5]الحجر/72

[6]العصر/1و2

[7]یعقوب، امیل بدیع، موسوعه النحو و الصرف والاعراب،ص522

[8]فقط حرف باء در قسم استعطافی استعمال می شود.رک: اساتید حوزه علمیه قممغنی الادیب، قم، فرهنگ، ج1-2، الباب الاول، ص83

[9]الانبیاء/57

[10]النساء/65

[11]تین/1-4

[12]الانعام/23

[13]حذف حرف قسم و باقی ماندن اسم مجرور بعد از آن از اختصاصات حرف باء است. رک: یعقوب، امیل بدیع، موسوعه النحو و الصرف والاعراب،ص188

[14]الحشر/12

[15]ص/1

[16]عباس حسن، النحو الوافی، بیروت، مکتبة المحمدی، چاپ اول، سال 1427ه.ق، ج2، ص386

[17]حرف (من) به کسر یا ضم میم هم توسط بعضی از عرب ها در قسم استعمال می شود. ودر این حرف فعل قسم و فاعلش وجوبا محذوف است. مثال: من الله لاقاومن الباطل. ودر این حرف مقسم به فقط باید لفظ جلاله ی الله باشد.حرف (ها) هم برای قسم استعمال میشود. جوهری در این مورد گفته:ها حرف تنبیه است و گاهی در قسم استعمال می شود. ابن مالک هم گفته است: در این جا شاهدی برب جواز استغناء از واو قسم به وسیله ی هاء تنبیه است و فقط بر لفظ جلاله داخل می شود. رک: النحو الوافی، ج2، ص362 و ص392 پاورقی 6

[18]اگر مقسم به لفظ جلاله ی الله باشد در همه ی حروف قسم جایز است حرف حذف شده و مقسم به مجرورباقی بماند.(ر.ک:النحو الوافی، ج2)

[19]حسن،عباس، النحو الوافی، بیروت لبنان، مکتبه المحمدی، اول، 1428ه، ج2، ص370

[20] تاء حرف جر بوده معنای آن قسم است و اختصاص به تعجب دارد و مخصوص به لفظ جلاله است وگاهی تربی و ترب الکعبه و تالرحمن هم گفته می شود.زمخشری در مورد آیه ( و تالله لاکیدن اصنامکم) گفته است: باء اصل حروف قسم بوده و واو بدل از باء بوده و تاء هم بدل از واو است ودر تاء علاوه بر معنای قسم معنای تعجب هم هست گویا حضرت ابراهیم تعجب میکند از سادگی و راحتی شکستن بت ها به دستش و ممکن گردیدن آن. رک: اساتید حوزه علمیه قم،مغنی الادیب، قم، فرهنگ، ج1-2، الباب الاول،ص91

[21]ابن مالک به این مطلب در الفیه تصریح فرموده است: و اخصص بمذ و منذ وقتا وبرب    منکرا و التاءلله ورب

  


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.