آقای علی افضلی گروه

 

تعدیه افعال لازم به غیر از حرف جر

 

 

تعدیه افعال لازم به غیر از حرف جر

 

 

 

چکیده

لازم و متعدّی یکی از مباحث مهم و پرکاربرد فعل و از مباحث صرفی می­باشد.

فعل لازم: فعلی است که فقط به فاعل نیاز دارد تا معنای آن کامل شود.

فعلی متعدی: فعلی است که افزون بر فاعل، مفعول نیز می­طلبد تا معنای آن کامل شود خواه یک مفعول یا چند مفعول.

افعال متعدی به دو دسته افعال «متعدی به نفسه» و «متعدی به حرف جرّ» تقسیم می­شوند.

برای تعدیه ی فعل لازم به فعل متعدی به نفسه از روش­های زیر استفاده می­شود:

1- بردن به برخی ابواب ثلاثی مزید          الف) افعال

                                                     ب) تفعیل

                                                      ج) استفعال

                                                       د) مفاعله

2- تضمین: استعمال فعل لازم در معنای فعل متعدی

3- اسقاط: منصوب به نزع خافض

4- تحویل فعل ثلاثی به «فعل» که مضارع آن یفعل باشد.

 لغات کلیدی: لازم- متعدی- مفعول به- تعدیه

 

مقدمه

«الحمدلله رب العالمین و الصلوه و السلام علی عبده و رسوله و آله الطیبین الطاهرین»

«رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدۀ من لسانی یفقهوا قولی»

 

 

 

خداوند را شاکرم که به من اجازه داد تا در کنار طالبان علم، به پژوهش و تحصیل علم بپردازم و بتوانم نیروی جوانی خود را در این مسیر صرف بنمایم.

در میان موضوعات صرفی یکی از مباحثی که در ضمن گستردگی مطالب، دارای پیچیدگی و ظرافت­هایی خاص می­باشد موضوع «تعدیه افعال لازم» است. از آن جا که پژوهش در این مبحث نیازمند زمان زیادی می­باشد در این مقاله بخشی از این موضوع با عنوان«تعدیه افعال لازم به غیر از حرف جرّ» مورد بحث قرار گرفته است.

در این مقاله سعی شده است که تمامی مطالب با جزئیات بیان، و سؤالاتی که ممکن است به ذهن خوانندگان خطور کند پاسخ داده شود و در آخر تعدادی از آیات قرآن به عنوان شاهد مثال آورده شده است تا کاربرد این مباحث روشن­تر گردد.

    سوالات اصلی و فرعی تحقیق در ابتدای هر فصل به صورت مجزا آمده است تا سیر منطقی بحث روشن تر گردد.

در آخر تشکر می­کنم از حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای محمد ابراهیم کفیل و جناب آقای حامد تقی لو که راهنمای بنده در مسیر پژوهش بودند.

امید است که خداوند ما را از سربازان و یاران واقعی حضرت ولیّ عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار بدهد.

والسلام علی من اتبع الهدی

 

فصل اول

مقدمات

 

 

 

مباحث مطرح شده     

 

1-   علم صرف چیست ؟

2-   تعریف کلمه و اقسام آن ؟

3-   تعریف فعل و اقسام آن ؟

4-   تعریف فعل لازم ؟

5-   تعریف فعل متعدی و اقسام آن ؟

 

بخش اول:علم صرف

1-1تعریف صرف

علم صرف که به آن تصریف نیز می­گویند علمی است که از ساختار کلمه و تغییراتی که در آن رخ می­دهد بحث می­کند.

2-1موضوع علم صرف

موضوع علم صرف کلمه می­باشد یعنی علم صرف پیرامون ساختار کلمه و تغییرات آن بحث می­کند.

 

بخش دوم: کلمه

1-2 تعریف کلمه

کلمه لفظی است که دارای معنا و مفرد باشد.[1]

1-2اقسام کلمه

کلمه بر سه قسم است: اسم[2]، حرف[3]، فعل

 

بخش سوم: فعل

1-3 تعریف فعل

کلمه ای است که دلالت می­کند بر معنای مستقل در زمانی خاص . نصر، ینصر، خذ[4]

2-3 اقسام فعل

فعل به اعتبارات مختلف تقسیم بندی­های متفاوتی شده است.

به اعتبار:

               زمان وقوع فعل: ماضی، مضارع، امر

               ذکر فاعل: معلوم، مجهول

              تصرف: متصرف و غیر متصرف

              قبول اعراب: معرب و مبنی

و اما فعل به اعتبار تعدی و لزوم (نیاز به مفعول) به متعدی و لازم[5] تقسیم می­شود. (البته بعضی از افعال هم لازم و هم متعدی و بعضی نه لازم و نه متعدی می­باشند.)[6]

بخش چهارم:افعال لازم ومتعدی

1-4 فعل لازم[7]

لازم در لغت به معنای ناگزیر و الزام آور می­باشد و در اصطلاح فعلی است که فقط به فاعل نیاز دارد تا معنای آن کامل شود[8]. مانند: ذهب علی

در این جا فعل «ذهب» برای اتمام معنای خود فقط به فاعل یعنی «علی» نیاز دارد و یک فعل لازم می­باشد.

پس علت نامگذاری اینگونه افعال به لازم این است که این افعال در نیاز به فاعل ناگزیر هستند و ملزم در فاعل می­باشند و از فاعل تجاوز نمی­کنند.

((و یتوب الله علی من یشاء))

 

2-4 فعل متعدی

 

1-2-4  تعریف فعل متعدی[9]

متعدی در لغت به معنای تجاوزکننده می­باشد[10] و در اصطلاح فعلی است که افزون بر فاعل، مفعول به نیز می­طلبد تا معنای آن کامل شود مانند: نصر زید بکراً در این جا «نصر»، فعل و «زید» فاعل و «بکراً» مفعول-  به می­باشد و فعل نصر برای اتمام معنای خود هم به فاعل و هم مفعول به نیاز دارد و در صورت نبود هر کدام معنا ناقص می­شود.

پس علت نامگذاری این افعال به متعدی این است که فعل از فاعل تجاوز کرده و برای اتمام معنای خود به مفعول به نیاز دارد.[11][12]

 

بعضی از افعال متعدی به دو مفعول یا بیش از دو مفعول می­باشند که برای اتمام معنای خود به همه ی مفعول ها نیاز دارند.[13]

«انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا»

«اذ یریکهم الله فی منامک قلیلاً و لو اریکهم کثیراً لفشلتم»

 

 

 

2-2-4مفعول به

 لفظی است که فعل فاعل بر آن واقع می­شود مانند «بکر» در «نصر زید بکراً»

که اشکال آن به شرح ذیل می­باشد:

1-     اسم ظاهر صریح

2-     اسم مؤوّل

3-     ضمیر (متصل و منفصل)

4-     جمله

5-     جار و مجرور[14]

 

 

بخش پنجم: انواع تعدیه

 

فعل متعدی بر اساس نوع «مفعول به» (4نوع اول باشد یا نوع پنجم) به دو دسته تقسیم می­شود:

1-     متعدی به نفسه

2-     متعدی به حرف جر[15]

 

1-5  متعدی به نفسه:

آن دسته از افعال که ذاتاً متعدی هستند یا به عبارتی دیگر، افعالی که مفعول به آن­ها جزو چهار قسم اول «مفعول به» می­باشد مانند: ضرب به این افعال، متعدی به نفسه می­گویند.

 

2-5متعدی به حرف جر:

افعالی که ذاتا متعدی نیستند بلکه لازمند؛ اما به کمک برخی حروف جر متعدی می­شوند یا به عبارتی دیگر افعالی که مفعول به آن­ها جار و مجرور است و یا به عبارت دیگر، افعال لازمی هستندکه ما آن ها را به وسیله قسم پنجم «مفعول به» متعدی کرده­ایم. مانند: ذهب علی بفاطمه[16].[17]

 

 

فصل دوم

 

نحوه تعدیه فعل لازم

 

مباحث مطرح شده:

 

 

تعدیه فعل لازم چگونه صورت می گیرد ؟

1-بردن به برخی ابواب ثلاثی مزید

2-تحویل فعل ثلاثی به فعَل-یفعُل

              3-تضمین

      4-اسقاط

 

 

افعال لازم به پنج روش متعدی می­شوند که یکی از این روش­ها تعدیه به وسیله حرف جر می­باشد.

از آن جا که موضوع این مقاله نحوه ی تعدیه به غیر از حرف جر می­باشد

این موضوع مربوط به این مقاله نمی­باشد.

·          روش­های دیگر تعدیه[18] به شرح ذیل می­باشد:[19]

 

1- 1به وسیله ی بردن فعل ثلاثی به برخی ابواب مزید:[20]

 

الف) افعال: داخل کردن همزه­ی نقل به اول فعل ثلاثی، که این همزه معنای فعل را به مفعول به نقل می­دهد و فاعل به وسیله­ی آن مفعول به می­شود.

مثل: خفی القمرُ         اَخفی السحابُ القمرَ

 

ب) تفعیل: مضاعف کردن عین الفعل لازم به شرط اینکه همزه نباشد

مثل: نام الطفلُ        نوَّمتِ الامُّ طفلَها

 

ج) استفعال: تحویل فعل ثلاثی لازم به صیغه­ی «استفعل» که در معنای «طلب» یا «نسبت» به کار رفته باشد.

مانند:  حضر الغائبُ    استحضرتُ الغائبَ

          قبح الظلمُ      استقبحتُ الظلمَ

که در مثال اول معنای «طلب» و در مثال دوم معنای «نسبت» آورده شده است.

به خلاف استکبر که در معنای تکلف به کار رفته و لازم می باشد.

د) مفاعله: تحویل فعل ثلاثی لازم به صیغه ی «فاعل» که در معنای مشارکت استعمال شده باشد. مانند: جلس الکاتبُ           جالستُ الکاتبَ

 

2-1 تحویل فعل ثلاثی به «فعَل - یفعُل»

تحویل فعل ثلاثی به «فعَل» که مضارع آن «یفعُل» باشد به قصد افاده­ی مغالبه (غالب شدن)

مانند: کرَمتُ الفارسَ اَکرُمه؛ بمعنی: غلبتُه فی الکرم.

 

3-1 تضمین

به این معنا که فعلی لازم را در معنای فعل متعدی متناسب با آن به کار ببریم مانند: لاتعزموالسفرَ. در این جا فعل «تعزم» فعل لازم است که «بالمباشره» مفعول به پذیرفته است در حالی که این فعل لازم جز با حروف جر متعدی نمی­شود

مثلا می­گوییم: انت تعزم علی السفر

پس گفته می­شود که در این جا تضمین صورت گرفته است و به این سبب فعل «تعزم»

متعدی شده است یعنی فعل تعزم در معنای فعل متعدی «تنوی» به کار رفته است.

پس «لاتعزموالسفرَ» به معنای «لاتنوواالسفرَ» می­باشد.[21]

 

4-1 اِسقاط

گاهی در فعل متعدی به حرف جر، حرف جر حذف می­شود و مجرور حرف جر نصب می­گیرد که به آن منصوب به نزع خافض و به این عمل اسقاط می گویند.[22]

نکات

1- بعضی از فعل ها گاهی متعدی و گاهی لازم هستند.(خسف- وفر)

2- بعضی از فعل ها گاهی متعدی به نفسه و گاهی متعدی به حرف جر می باشند.(شکر)

3- بعضی از فعل ها اگر به صورت متعدی استعمال شوند یک معنا و اگر به صورت متعددی به حرف جر استعمال شوند معنای دیگری می دهند (جزم) .

 

 

 

منابع

1-      قران کریم

2-      عباس حسن/النحوالوافی/الطبعهالثالثه/دارالمعارف بمصر/قاهره/مصر/1969 م.

3-      بوشهری/صفایی/غلامعلی/بدائه النحو/نشر حوزه علمیه چاپ دوم قم1385 ش.

4-      مدرس افغانی/محمد علی/جامع المقدمات/ قم/هجرت/1379 ش.

5-      محمدی/محمد/صرف متوسطه/موسسه انتشارات دارالعلم سال1385 ش.

6-      طباطبایی/محمدرضا/صرف ساده/موسسه انتشارات دارالعلم چاپ هفتاد و سوم1390

7-      تاج العروس من جواهر القاموس/الناشر بیروت 21رجب1414

 

 

مقدمه. 1

فصل اول. 2

بخش اول:علم صرف.. 3

1-1تعریف صرف.. 3

2-1موضوع علم صرف.. 3

بخش دوم: کلمه. 3

1-2 تعریف کلمه. 3

1-2اقسام کلمه. 3

بخش سوم: فعل. 3

1-3 تعریف فعل. 3

2-3 اقسام فعل. 3

بخش چهارم:افعال لازم ومتعدی.. 4

1-4 فعل لازم4

2-4 فعل متعدی.. 4

بخش پنجم: انواع تعدیه. 6

1-5  متعدی به نفسه:6

2-5متعدی به حرف جر:6

فصل دوم7

1- 1به وسیله بردن فعل ثلاثی به برخی ابواب مزید:8

2-1 تحویل فعل ثلاثی به «فعَل - یفعُل». 9

3-1 تضمین. 9

4-1 اِسقاط. 9

نکات.. 9

منابع. 10

 

 

 

 

 



[1]-هی لفظ موضوع مفرد

[2]-کلمه ایست که بر معنای مستقل دلالت می­کند بی­آنکه بر زمانی خاص دلالت کند. العلم، المال/صرف ساده/ص19

[3]-کلمه ایست که نه بر معنای خاصی دلالت دارد (در کنار کلمات دیگر معنا پیدا می­کند)

و نه بر زمانی خاص دلالت می­کند. هل، ال/همان

[4]-صرف ساده

[5]او القاصر/ نحوالوافی/ ص145

[6]بدائه النحو

[7]- فعلی است که از فاعل تجاوز و تعدی نکند و به مفعول به نرسد/ صرف میر/ ص95

[8]- نحوالوافی/ص145

[9]- فعلی است که از فاعل تجاوز کند و به مفعول به برسد/صرف میر/ص95

[10]- التعدی مجاوزه الشیئ الی غیره/تاج العروس من جواهر القاموس

 

[11]- نحوالوافی/ص145

[12]- تعاریف لازم و متعدی عیناً در شرح تصریف و صرف متوسطه تکرار شده است

[13]- بدائه النحو

[14]- همان/نحوالوافی

[15]- فعل متعدی به دو دسته تقسیم میشود: 1متعدی به نفسه 2متعدی به غیره.

      لذا متعدی به باب جزو متعدی به نفسه حساب نمیشود/صرف متوسطه/ص143

[16]- البته هر جار و مجروری که متعلَّق داشته باشد آن را متعدی میکند.

[17]- این مبحث مربوط به این مقاله  نمی باشد.

[18] در صرف میر فقط تعدیه به وسیله باب افعال و تفعیل و حرف جر امده است.

[19]نحوالوافی/ ص158/تا آخر سر فصل 4-1 از همین منبع می باشد.

[20]افعال متعدی نیز گاهی با رفتن به این ابواب مفعول های بیشتری می پذیرند. البته در باب استفعال سماعی است/ همان

[21]- و به همین صورت فعل متعدی در معنای فعل لازم به کار میرود.

[22]- این مطلب قیاسی است وقتی که همراه با "اَن"و"اَنّ" باشد. "او عجبتم ان جاءکم ذکر من ربکم"/بدائه/ص226

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.