مقالات پژوهش مدرسه علمیه حقانی

  

 

      بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

پیشگفتار:                               

 حمد وسپاس خداوند منان راست که انوارتابناک هدایت را برقلوب ما تاباند، و با بعثت انبیایش صراط مستقیممان نشان داد و با جعل امامتش،لطفش را در حق ما تمام کرد.و سلام و درود الهی برارواح طیبه ی علما و شهدا که با قلمشان و خونشان ایستادند تا دین الهی حفظ شود.

این اثرناچیز را به قطب عالم امکان،امام زمان و مکان،حضرت حجة بن الحسنعجل الله تعالی فرجه الشریف  تقدیم می کنم و امیدوارم که موجبات رضایت خداوند سبحان وآن حضرت را فراهم آورد.

ازمدیریت محترم مدرسه،حاج آقای واحدی که همیشه باوجود خود امیدبخش ما بودند قدردانی می کنم.همچنین ازاستاد عزیزم،آقای حامد احمدی،استاد راهنمایم آقای سید مجید سبکبار،و استاد مشاورم آقای الیاس زمزم سپاسگزارم.

 

چکیده

 برای شناخت دین باید منابع دین را بخوبی بفهمیم.وچون منابع دین اسلام به زبان عربی است بایدآن رابیاموزیم.یکی از علوم لازمه،صرف می باشد. یکی از مباحث علم صرف،بحث ادغام است،که به لحاظ ساکن یا متحرک بودن مدغم و مدغم فیه به دو قسم«صغیر وکبیر»تقسیم می شود.ادغام صغیرآن است که مدغم ساکن باشد، ولی ادغام کبیرآن است که مدغم متحرک باشد ولی بجهت ادغم آن را سکون دهیم.

درعلم تجویدادغام صغیر به«متماثلین،متقاربین ومتجانسین»تقسیم می شود.ولی با توجه به اینکه بحث،صرفی است آن را به دو قسم«متماثلین ومتجانسین»تقسیم کردیم.هرکدام ازادغام صغیر وکبیرقواعدخاص خودرا دارد،که دربعضی موارد،به دلایلی با وجودشرایط،ادغام صورت نمی گیرد.

 

فهرست

مقدمه..................................................................................1

بخش اول:کلیات......................................................................2

فصل اول:تعریف ادغام...............................................................2

فصل دوم:غرض ازادغام.............................................................3

فصل سوم:تقسیم ادغام به اعتبارات مختلف................................3

بخش دوم:ادغام صغیر وکبیر.......................................................4

فصل اول:معرفی ادغام صغیروکبیر................................................4

فصل دوم:ادغام کبیر..................................................................5

موارد ادغام کبیر........................................................................5

موارد امتناع ادغام کبیر................................................................5

فصل سوم:ادغام صغیر.................................................................6

ادغام صغیر................................................................................6

متماثلین....................................................................................7

متقاربین.....................................................................................7

 

مقدمه:

خداوندسبحان برای هدایت بشر،دین مبین و هدایتگراسلام را برجهانیان عرضه کرد. برای بهره مند شدن ازرهنمونهای این دین کامل بایدبتوانیم دستورات و قواعد آن را خوب بفهمیم تا آنها رابه مرحله ی عمل برسانیم.باتوجه به اینکه زبان این دین بزرگ، یعنی قرآن و سایرکتب ومنابع اسلامی،عربی است،پس باید برای بهره گیری از معارف الهی زبان عربی را به خوبی بیاموزیم.ادبیات عرب شامل علوم مختلفی است.یکی از آنها علم صرف می باشد.علم صرف به تغییرات ساختاری و به شیوه های ساختن کلمات مختلف در زبان عربی می پردازد.یکی از مباحث پرکاربرد درعلم صرف بحث کلمات مضاعف و همراه آن بحث ادغام است.که عدم یادگیری این بحث باعث نشناختن ریشه،معنا ونوع برخی کلمات می شود.بحث اصلی بنده پیرامون دو نوع از انواع ادغام که همان ادغام صغیر وکبیراست،می باشد.

درباره ی این موضوع،پژوهش هایی در مدرسه ی حقانی نوشته شده است اما مطالبی که ارائه شده اند کلی است.بنده بصورت جزئی تری به این موضوع می پردازم.برآنم به سوالاتی چون«ادغام چیست؟»،«ادغام صغیرچیست؟»، «ادغام کبیر چیست؟»و...پاسخ دهم.

در این زمینه ازکتبی چون شرح رضی،شرح النظام و...استفاده کرده ام.

 

بخش اول:کلیات

فصل اول: تعریف ادغام

 

معنای لغوی:

«ادخال الشیء فی الشیء»[1]،یعنی داخل کردن چیزی در چیزی. معنی لغوی دیگری که وارد شده است :

پوشاندن و داخل کردن.گفته می شود: لجام را در دهان اسب ادغام کردم یعنی آن را داخل دهانش کردم. و گفته می شود لباس را در ظرف ادغام کردم،یعنی داخل ظرف کردم.[2]

معنای اصطلاحی:

«الادغام:أن تأتی بحرفین ساکن فمتحرک من مخرج واحد من غیر فصل»[3]یعنی : ادغام این است که دو حرف را بیاوری به طوری که اولی ساکن و دومی متحرک باشد و هر دو از یک مخرج بوده و بین آنها فصلی نباشد.»

قوله«من غیر فصل»أی: فکّ، احتراز عن نحو رییاً فانّک تأتی بیاءٍ ساکنة فیاء متحرکة[4].یعنی : منظور از «غیر فصل»فک است.دوری از مانند:رییاً چرا که یاء ساکن و پس از آن یاء متحرک می آوریم.

همچنین درباره وزن واژه«ادغام»،شرح تصریف گفته :«و الادغام:افعال من عبارة الکوفیین،والادغام:افتعال من عبارة البصریین،وقد ظنّ أنّ الادّغام بالتشدید افتعال غیر متعد و هو سهو»[5]یعنی : ادغام از عبارت کوفیون از باب افعال است ولی از عبارت بصریون از باب افتعال است، و بر این باورند که «ادّغام»با تشدید ، از باب افتعال و لازم است در حالی که آن سخن، سطحی است.

 

فصل دوم: غرض از ادغام

«التخفیف،فإنّ التلفظ بالمثلین فی غایة الثقل حساً»[6]

یعنی: تسهیل[در تلفظ]،چرا که از لحاظ حسی ، تلفظ دو حر متماثل در نهایت سنگینی است.

 

فصل سوم: تقسیم ادغام به اعتبارات مختلف

ادغام به اعتباراتی به چند قسم تقسیم می شود:

1)به اعتبار حکم ادغام:ادغام واجب،جائز و ممتنع؛

2)به اعتبار اینکه آیا دو حرف در کتابت هم داخل شده اند یا فقط در تلفظ؛

3)به اعتبار این که مدغم متحرک است یا ساکن؛

4)به اعتبار اینکه مدغم و مدغم فیه در یک کلمه اند یا در دو کلمه؛

5)به اعتبار همجنس یا غیر همجنس بودن مدغم و مدغم فیه.

امااکنون بحث،پیرامون بندسوم است، یعنی این که دو حرف به لحاظ سکون یا حرکت چه وضعیتی دارند.

حال می گوییم، ادغام به لحاظ این که مدغم و مدغم فیه متحرک اند یا ساکن، به دو قسم تقسیم می شوند.

 

بخش دوم: ادغام صغیر و کبیر

 

فصل اول: معرفی ادغام صغیر و کبیر

«در علم تجوید به ادغامی که حرف اول، ساکن و حرف دوم، متحرک باشد «ادغام صغیر» می گویند. و اگر هر دو متحرک باشند و به جهت ادغام، حرف اول را ساکن نمایند «ادغام کبیر» می گویند. سپس ادغام صغیر را به سه قسم «متماثل، متجانس و متقارب» تقسیم کرده اند.[7]»

چند مثال برای ادغام صغیر و کبیر:

ادغام صغیر: مُعَللِم=» مُعَلِّم، قل لکم=» قُلَّکم.

ادغام کبیر: مدد=» مَدَّ، کتَبَ بالقلم=» کتب بِّالقلم، یَودَدُ=» یَوَدَّ

همانطور که می بینیم، علمای علم تجوید، ادغام را به دو قسم کلی صغیر و کبیر تقسیم کرده اند. ولی باید گفته شود که علمای صرف، ادغام را به دو نوع تقسیم کرده اند.

«یکون مثلین و متقاربین»[8]

و باید گفته شود که: «لا یمکن ادغام المتقاربین الا بعد جعلهما متماثلین»[9]

یعنی: «ادغام متقاربین ممکن نیست مگر بعد از متماثل قرار دادن آنها» بعبارةٍ أَخری هرچند که ادغام به دو قسم متقاربین و متماثلین تقسیم می شوند، ولی در واقع باید برای ادغام کردن دو حرف متقارب را به متماثلین تبدیل کرد. چراکه داخل کردن یک حرف در حرفی که خودش نیست، غیر ممکن است.

در فصل بعد به بیان ادغام کبیر و صغیر می پردازیم:

 

فصل دوم: ادغام کبیر

گفته شد، ادغام کبیر آن است که برای ادغام کردن حرف اول در دوم، باید حرف اول را که متحرک است، ساکن کنیم.

اسکان حرف اول چند حالت دارد که آنها را بیان می کنیم:

1.حرف قبل از مماثل اول، صحیح وساکن باشد، مانند: یَمدُدُ =» یَمُدُّ .

2.حرف قبل از مماثل اول، حرف عله ی ساکن و فاء الفعل باشد، مانند: یَودَدُ=» یَوَدُّ.

3. در سایر موارد، حرکت را می اندازیم، مانند: مَدَدَ=» مَدَّ[10].

موارد ادغام کبیر

اکنون به موارد ادغام کبیر می پردازیم:

1. ادغام دو حرف متماثل چنانچه اولی، متحرک جائز التسکین ، دومی متحرک و هر دو در یک کلمه باشند وآن کلمه، اسم ثلاثی مجرد متحرک العین یا ثلاثی مزید ملحق نباشد[11].مانند: فَرِرَ=» فَرَّ   ، یَستَمدِدُ=» یَستَمِدُّ   ، یَودَدُ=» یَوَدُّ

اما در کلمه ی «غُرَر»، که ثلاثی مجرد متحرک العین است، و همچنین در «جَلبَبَ» که ثلاثی مزید ملحق است، ادغام صورت نمی گیرد ( یکی از باء ها ملحقه است.)

دلیل اینکه در ثلاثی مزید ملحق ، ادغام صورت نمی گیرد، این است که :

« الادغام ینافی الغرض من الالحاق- وهو رعایة الوزن-»[12]

     یعنی: ادغام، با غرض الحاق- که رعایت وزن باشد- تنافی دارد.

2- ادغام دو حرف متماثل متحرک واقع در دو کلمه ، که در برخی موارد کتبی و در برخی موارد لفظی و کتبی می باشد. مانند: زیدٌ کتَبَ بالقلم=» زیدٌ کتب بِّالقلم،(قال ما مکّنّی فیه ربّی خیرٌ)[13]که مکّنَنی نیز قرائت شده است.[14]

موارد امتناع ادغام کبیر

باید توجه داشت که در مواردی ادغام، ممتنع است. که برخی موارد آن عبارتند از :

1. هنگامی که  ادغام سبب اشتباه با وزن دیگری باشد، مثل «سُرُرٌ» که با ادغام، معلوم نمیشود که بر وزن فُعُلٌ است یا فُعلٌ ؟[15]

2. مثلان یا متقاربان در دو کلمه ابشند و قبل از آن ها حرف صحیح و ساکن بیاید . مثلان مانند : دو حرف« راء» در "شهرُ رَمَضان"[16]

و متقاربان مانند: « دال» و «ذال» " بعدَ ذلک "[17]

باید توجه داشت که در بعضی موارد شرایط ادغام کبیر وجود دارد ولی سماعا ً ادغام صورت نگرفته. مانند: ضبِبَ البلدُ. قططَ الشعرُ.

همچنین به خاطر ضرورت ، با وجود شرایط، ادغام می توان صورت نگیرد.[18]مانند: الحمد لله العلیِ الأجلَلِ   الواحد الفرد العلیّ الاوّل[19]

 

فصل سوم: ادغام صغیر

ادغام صغیر:

 گفته شد که ادغام صغیر آن است که از دو حرف مدغم و مدغم فیه ، اولی خودش ساکن باشد و دومی متحرک . و نیز بیان شد که ادغام صغیر، به سه قسم « متماثلین، متجانسین و متقاربین» تقسیم می شود.باید توجه داشته باشیم که در قسم متماثلین، متقاربین و متجانسین، باید مواردی را مورد بررسی قرار دهیم که حرف اول در ادغام، ساکن و حرف دوم ، متحرک است. زیرا همانطور که گفته شد، می خواهیم ادغام صغیر را بیان کنیم

 متماثلین:

 « الادغام واجبٌ عند سکون الاول منهما.سواءٌ کانا فی کلمة کـ " شَدَّ" ، أو فی کلمتین نحو: اضرب بکرا.»[20]

یعنی: به هنگام سکون حرف اول ، چه دو حرف در یک کلمه باشند و چه در دو کلمه، ادغام واجب است.

البته این قاعده ، استثنائاتی نیزدارد که در آن ها ادغام صغیر صورت نمی گیرد. آن موارد عبارتند از:

1- حرف اول، همزه باشد و دو حرف در دو کلمه باشند و همزه ی اول را تخفیف کرده باشیم. مانند: لم یقرأ أحمد

2- دو حرف، در دو کلمه باشند وحرف اول، هاء سکت باشد. مانند: ما أغنی عنی مالیَه هَلک عنّی سلطانیه[21].

3- دو حرف در دو کلمه باشند و حرف اول ، حرف مدی باشد. مانند فی یوم الجمعة[22]

 متقاربین:به دو حرفی می گویند که یا مخرج آن ها از یک محل باشد یا در صفات ، به یکدیگر نزدیک باشند.3

طریقه ی ادغام متقاربن، چنین است:

قاعده ی اصلی ، تبدیل حرف دوم به اول، می باشد. مانند: نون ساکن نزد حروف یرملون. مانند من لدنه که به صورت مِلَّدنه، خوانده می شود.

اما این قاعده ، در دو صورت استثنا می پذیرد:

1- حرف اول، خفیف تر از حرف دوم باشد. مانند سَیِّد که در اصل، سَیوِد بوده است و به خاطر ثقالت واو نسبت به یاء، واو آن تبدیل به یاء شده است.

2- حرف اول، نسبت به دومی برتری داشته باشد. مثل اینکه حرف اول، اصلی و دومی زائد باشد. مانند ادغام در باب افتعال .مانند :استَمَعَ =» إسَّمَعَ. در این جا، چون حرف دوم(تاء) زائد بوده ، به سین، که اصلی بوده، قلب گردیده است.

تذکر:درسه مورد، بااینکه دو حرف متقارب می آیند، ادغام صورت نمی گیرد. این موارد ، عبارتند از:

1- لفظ مفردی که ادغام آن ، موجب اشتباه شود. مثل: « وطَدَ» و « وتَدَ» که در صورت ادغام، تبدیل به  وَدَّ می شوند.که در اصل، وَدَدَ بوده است.

2- هرگاه حرف اول متقاربین، یکی از حروف هفتگانه ی "ضوی مشفر" باشد.

علت امتناع ادغام در این حروف ، وجود صفات خاصی در این حروف می باشد که با قلب به حرف متقارب از بین می رود . مثلا حرف ضاد، دارای صفت استطاله می باشد که با ادغام ضاد در حرف متقارب، ازبین می رود. لذا است که گفته اند: حروفی که دارای صفت صفیر یا صفت اطباق می باشند، در غیر خودشان ادغام نمی شوند.البته باید دانست که ادغام متماثلین، برای حروف مذکور، مجاز است.

 

3- ادغام "ال" در حروف چهارده گانه ی قمری[23]. مانند: القمر، الکتاب، المنطق.

 

 

فهرست منابع:

1)قرآن کریم

2)استرآبادی،الشیخ رضی الدین،شرح شافیه ابن حاجب،لبنان(بیروت)، دارالکتب علمیه،1395ه.ق

3)النیسابوری،نظام،شرح النظام،قم،مکتبة العزیزی،هفتم،1386ه.ش.

4)طباطبایی،سید محمدرضا،صرف ساده،قم مقدسه،دارالعلم،1391ه.ش.

5)التفتازانی،مسعودبن عمرالقاضی معروف به سعدالدین،شرح التصریف،به تحقیق مکرم،عبدالعال، المکتبة الاظهریة،هشتم،1417ه.ق.

6)عرب خراسانی،علی،صرف روان،قم،بوستان کتاب،دوم،1385ه.ش

7)هاشمی،احمد،جواهرالبلاغه،قم،مرکز تدوین متون درسی،دوم،1391ه.ش

 


[1]- شرح رضی برشافیه،ج3، ص235

 

[2]شرح تصریف،ص97

[3]شرح رضی برشافیه،ج3ص،234

[4]همان

[5]شرح تصریف،ص97

[6]شرح تصریف،ص97

[7]صرف روان، ج 3، ص 230، پاورقی 6

[8]شرح رضی بر شافیه، ج3، ص235

[9]همان

[10]- صرف ساده،ص77

[11]- همان، 76

[12]- شرح النظام ، ص 333

[13]- کهف/95

[14]- صرف ساده، ص 79

[15]- صرف روان/ج3/ص233 و 238

[16]- بقره/185

[17]- بقره/ 178

[18]- صرف روان،ج3، ص234

5 جواهر البلاغه، ص20

[20]شرح النظام،ص332

[21]- حاقه/28 و29

[22]- صرف ساده، ص 78

4-  صرف روان، ج3، ص 243

[23]صرف روان ،ج3، صص 273-277


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.