مقالات پژوهش مدرسه علمیه حقانی

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم


   

   تقدیم به:

این تحقیق ناچیز را تقدیم می کنم به تمام کسانی که خالصانه  در جهت پیشبرد اهداف اسلام ناب محمدی(ص) از هیچ تلاشی فروگذار نکردند و هر کدام به نحوی خدمتگزاری اسلام عزیز را به دوش گرفتند...

                                               و من الله التوفیق...

 

      تقدیر از:

       از اساتید بزرگوارم، آقایان: روزرخ و مقامی پور صمیمانه تشکر میکنم که تجربیات گران قدرشان را دراختیار بنده قرار دادند. همچنین تقدیر و تشکر می کنم از اساتید راهنما و مشاورم که برادرانه مرا در انجام این پژوهش یاری نمودند. از خداوند متعال توفیق روزافزون را برای تمام این بزرگواران خواستارم .             

 

چکیده

 

ادبیات عرب وسیله ای است که به کمک آن فهم کتاب و سنت صورت می گیرد؛ معانی باب تفاعل نیز جزئی از ادبیات عرب است؛ با توجه به این توضیح، ما با دانستن این معانی، می توانیم معنای افعال به کار رفته از این باب را در آیات و روایات-در حد توان- تشخیص دهیم.

طبق بررسی انجام شده، باب تفاعل دارای هفت معناست که از این معانی، چهار معنا متفق علیه-در کتب مراجعه شده- و بقیه در بعضی از کتاب ها ذکر نشده است؛ همچنین معنای غالبی این باب، مشارکت است.

در این تحقیق،معانی باب تفاعل درتعدادی از آیات و روایات تطبیق داده شده است.


 

 

فهرست    

مقدمه:1

بخش اول :2

کلیات.. 2

فصل اول: ضرورت بحث چرا در اینجا امده؟2

فصل دوم: مفاهیم و الفاظ(مفردات)2

فصل اول:ضرورت بحث.. 3

فصل دوم: مفاهیم و الفاظ(مفردات)3

بخش دوم: صفحه ای مجزا4

معانی باب تفاعل. 4

فصل اول: معانی باب.. 4

فصل دوم: معنای غالبی. 4

فصل اول: معانی باب.. 5

فصل دوم: معنای غالبی. 7

بخش سوم:8

بررسی معانی باب تفاعل در آیات و روایات.. 8

فصل اول:بررسی در آیات.. 8

فصل دوم: بررسی در روایات.. 8

فصل اول: بررسی در آیات.. 9

فصل دوم: بررسی در روایات.. 10

نتیجه گیری:11

منابع:12

 

 

مقدمه:

         ادبیات عرب هم چون پلی ما را به فهم آیات و روایات می رساند؛ معانی باب تفاعل نیز قطره ای از دریای قواعد ادبیات عرب است؛ از آن جا که "قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود"؛ لذا دانستن معانی این باب گامی است در جهت فهم آیات و روایات و این تحقیق ناچیز، تا حدودی می تواند این هدف را تحقق بخشد.

       فعل ثلاثی  مجرد با رفتن به بابی از ابواب ثلاثی مزید تغییر معنایی پیدا می کند؛ به بیان بهتر، یکی از اغراض به باب رفتن فعل، یافتن معنایی جدید است. برای فعل ثلاثی مجردی که به باب تفاعل برده می شود نیز این توضیح صادق است.

       در این تحقیق، این معانی مورد بررسی قرار گرفته و معنای غالبی آن معرفی گردیده است؛ همچنین معنای  افعال باب تفاعل در تعدادی از  آیات و روایات، تطبیق داده شده است.

       مخاطبین این تحقیق می توانند بالخصوص، تمام طلابی باشند که برای مراجعه به منابع اصلی، ناگزیر باید ادبیات عرب را فراگیرند.

 

     بخش اول :

      کلیات

 

 

فصل اول: ضرورت بحث

فصل دوم: مفاهیم و الفاظ(مفردات)

 

 

 

      فصل اول: ضرورت بحث

       وقتی فعل ثلاثی مجرد به باب برده می شود، حرف (حروف) زائد به آن اضافه می گردد که اغراضی برای آن وجود دارد؛ مانند:

*به دست آوردن معنای جدید که ازثلاثی مجرد آن به دست نمی آمد.

*برای به دست آوردن معنای جدید نیست، که در این صورت،حرف(حروف) زائد فقط برای افاده ی تاکید افزوده می گردد.[1]        

          همچنین معانی مختلفی که برای ابواب ثلاثی مزید ذکر می شود قیاسی نیست و فعل باید در آن معنی از باب استعمال شده باشد؛ مثلا فعل "ذهب" اگر ثلاثی مزید آن به صورت "أذهب" استعمال شده باشد باید دید در کدام معنا استعمال شده و در همان معنا به کار رود و نمی توان آن را در هر معنایی از معانی دیگر به کار برد[2]که بهترین راه برای تعیین معانی این صورت ها مراجعه به لغت است.

        با توجه به این مقدمات از آن جا که هدف ما از پرداختن به ادبیات عرب ـدر این جا معانی باب تفاعل ـ ، فهم قرآن و سنت است با دانستن این که چه معناهایی برای باب تفاعل به کار رفته است می توانیم معنای کلماتی از این باب را که در آیات و روایات به کار رفته تشخیص دهیم و مقصود آن ها را دریابیم.

       فصل دوم: مفاهیم و الفاظ(مفردات)

       الف) باب:

       هر کدام از اوزان مختلف ثلاثی مزید باب نامیده می شود که به نام مصدر مخصوص خود خوانده می شود؛ مثلا باب تفاعل که مصدر آن، تفاعل است.

       ثلاثی مزید دارای 10 باب(وزن) مشهور است[3]و بقیه غیر مشهور و تعدادی نیز نادراند؛ مانند: ابواب فعلله، افعوال، فعیله(باب نادر) و...

     

       ب)معانی باب:

       فعل ثلاثی مجردی که به یکی از ابواب ثلاثی مزید برده می شود، معانی مختلفی پیدا خواهد کرد-البته برخی باب ها هم چون باب انفعال، تنها دارای یک معنا هستند- . این که ثلاثی مجرد را به کدام یک از اوزان می توان برد، متوقف بر سماع است و قیاسی نیست؛ زیرا برخی اصلا ثلاثی مزید ندارند و بعضی تنها به یک باب مخصوص برده می شوند و تعدادی هم می توانند به چند باب بروند.

 

    

     بخش دوم:

  معانی باب تفاعل

 

 

     فصل اول: معانی باب

    فصل دوم: معنای غالبی

 

 

         فصل اول: معانی باب

1مشارکت:

مشارکت میان دو یا چند نفر در حدثی. مثال: تضارب الرجلان=دو مرد با هم زد و خورد کردند.

         اگر مشارکت میان دو نفر که به صورت اسم ظاهر هستند صورت گیرد، آن دو اسم، هم از جهت لفظ و هم از جهت معنا  فاعل خواهند بود اما مفعولیت آن ها فقط از حیث معناست. به عنوان نمونه، در مثال: تضارب زیدٌ و بکرٌ =زید و بکر با هم زد و خورد کردند، زید و بکر از هر دو جهت لفظ(علامت رفع گرفتن) و معنا(کننده ی کار بودن)، فاعل هستند اما مفعول بودن آن ها تنها از حیث معناست، چون علامت نصب نگرفته اند.[4]

2مطاوعه(اثرپذیری) برای باب مفاعله:

این معنا عکس معنای تعدیه است. مثال: باعدتُهُ فَتَباعَدَ= او را دور کردم پس او دور شد. مطاوعه در اصطلاح علما به معنای قبول اثر فعل است و این مطلب دو نتیجه دارد:

*مطاوعه به معنای لزوم یک فعل نیست، بلکه به معنای تأثر است؛ خواه این تأثر متعدی باشد؛ مانند:"علّمتهُ الفقهَ فتعلّمَهُ" که تعلیم، اثر، و تعلم، تأثربوده و متعدی است، و یا لازم؛ مانند: کَسَرتُهُ فانکَسَرَ. بنابراین اگر مطاوعه ی یک مفعولی باشد، به معنای لزوم آن است؛ زیرا مطاوع، همیشه یک درجه پایین تر از فعل خود است.

* در تعبیر: تنازع زیدٌ و عمروٌ، نمی توان گفت "تنازَعَ" مطاوع "نازَعَ" است؛ زیرا هر دو به یک معنا هستند و معنای مشارکت دارند و میان آن ها رابطه ی تأثیر و تأثر وجود ندارد؛ در حقیقت معنای مطاوع باب تفاعل هنگامی صادق است که مفعولی داشته باشیم که اکنون فاعل گردیده است.[5]

3تظاهر:

یعنی خود را به حالتی زدن که اصل آن در فرد وجود ندارد و  فقط برای این است که مردم گمان کنند او دارای این حالت است. برخلاف باب تفعّل به معنای تکلف که صاحب آن می خواهد این معنا را در خود به وجود آورد و خود را به زحمت می اندازد.[6]مثال: تمارض=خود را به بیماری زد

4معنای ثلاثی مجرد همراه با تأکید و مبالغه:

مثال: فَتَعالَی اللهُ عَمّا یُشرِکُونَ= علا،خداوند برتر است از آن چه شریک او می سازند.

5 حصول تدریجی فعل:[7]

مثال: تزاوَرُ= به تدریج و آهسته میل می کند.

6تکلف:

مثال:تباکی= به زحمت گریه کرد.[8]

7تکرار:

مثال:تتابع= پی در پی سقوط کرد.[9]

 

 

         فصل دوم: معنای غالبی

         در هر یک از ابوابی که در ثلاثی مزید آمده، یک معنا بیشتر از سایر معانی استعمال گردیده است؛ لذا تعیین معنای غالبی هر باب، تابع سماع می باشد.

         در کتاب هایی هم چون مبادئ العربیه، مغنی الفقیه و صرف ساده به صراحت، معنای "مشارکت"به عنوان معنای غالبی باب تفاعل ذکر گردیده است. درکتاب مبادئ العربیه آمده:"یکون غالبا للمشارکه" و نیز صرف ساده می گوید:"مشارکت، معنایغالبی این باباست". در کتب دیگر نیز معنای مشارکت به عنوان اولین معنای این باب ذکر گردیده است؛ بنابراین مشارکت، معنای غالبی باب تفاعل می باشد.[10]و[11]

 

 

     بخش سوم:

  بررسی معانی باب تفاعل در آیات و روایات

 

 

       فصل اول:بررسی در آیات

      فصل دوم: بررسی در روایات

 

 

      فصل اول: بررسی در آیات

 

       یا أیها الذین آمنوا إذا تداینتم بدینٍ إلی أجلٍ مسمیً فاکتبوه[12]

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هنگامى كه دينى را تا مدت معينى (به خاطر گرفتن وام يا داد و ستد) به يكديگر بدهكار شديد آن را بنويسيد"

 

      عمَّ یتساءلون[13]

"(كافران) درباره چه چيزى از يكديگر مى‏پرسند ؟"

 

      *افعال "تداینتم" و "یتساءلون" هر دو، معنای مشارکت دارند.

 

      فأقبل بعضهم علی بعضٍ یتلاومون[14]

" پس به يكديگر روى آورده، در حالى كه به ملامت هم مى‏پرداختند."

     *فعل "یتلاومون"، دارای معنای مطاوعه که به تقدیر،"لاوموا فیتلاومون" بوده به معنای این که یکدیگر را ملامت   می کنند و هر کدام ملامت دیگری را می پذیرد.

 

      ما لکم إذا قیل لکم انفروا فی سبیل الله إثّاقَلتُم إلی الارض[15]

"(اين آيه تا يازده آيه ديگر مربوط به غزوه تبوك و جنگ با روميان است) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، شما را چيست كه چون به شما گفته مى‏شود: در راه خدا (به سوى جنگ) حركت كنيد، سنگينى نموده به زمين مى‏چسبيد"

فعل "اثاقلتم" که در اصل "تثاقلتم"[16]بوده به معنی این که اظهار کندی و سنگینی نمودید و به جهاد تمایل نداشتید          ( معنای تظاهر).

 

       سبحانه و تعالی عمّا یَصِفُون[17]

" منزه است خدا و برترى دارد از آنچه آنان توصيف مى‏كنند. "

 فعل "تعالی" در معنای ثلاثی مجرد همراه با تأکید و مبالغه

      

وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَتَزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذاتَ الْيَمين[18]

"و (وضع طبيعى غار أصحاب كهف به اين گونه است كه) مى‏بينى آفتاب را وقتى طلوع كند (و بتدريج دامن بيفشاند) كج و متمايل ميشود از غار ايشان بطرف راست غار"[19]

فعل"تتزاور" در معنای حصول تدریجی فعل

 

        تبارک الذی نزَّل الفرقانَ علی عبده[20]

" والا و بى‏زوال و پربركت است آن (خدايى) كه فرقان (قرآن جدا كننده ميان حق و باطل و جدا جدا از حيث آيات و سور) را به تدريج بر بنده خود فرو فرستاد".

فعل"تبارک"= خیر او زیاد شد.

این فعل برای تعظیم بوده که فقط برای خداوند استعمال می شود و در باب تفاعل برای مبالغه به کارمی رود.

 

      فصل دوم: بررسی در روایات

 

سَأَلُوهُ عَنْ سَبْعِ خِصَالٍ مِنْهَا الْإِجْهَارُ فِي ثَلَاثِ صَلَوَاتٍ فَقَالَ أَمَّا الْإِجْهَارُ فَإِنَّهُ يَتَبَاعَدُ لَهَبُ النَّارِ مِنْهُ بِقَدْرِ مَا يَبْلُغُ صَوْتُ[21]

" از حضرت درباره هفت خصلت پرسیدند که از آن جمله بود بلند خواندن نمازهای سه گانه(صبح، مغرب و عشا). حضرت فرمود: با این کار زبانه­ی آتش تا جایی که صدایش به آن­جا رسیده از او دور می شود "

فعل"یتباعد"، در معنای مطاوعه

 

       فإنّی وجدتُ جمیعَ ما یَتَعایَشُ بهِ النّاس و به یَتَعاشَرُونَ مِلءُ مِکیال ثَلثَهُ استِحسانٌ و ثلثَهُ تَغافَلٌ[22]

فعل "تغافل" در معنای تظاهر= خود را به غفلت زدن نسبت به اشتباه دیگران(یتعایش و یتعاشرون نیز از باب تفاعل هستند).

 

       و لا تثّاقلوا[23]إلی الأرض فتقروا بالخسف[24]

"خود را بر زمین سنگین مسازید(با دشمن بجنگید)که در ذلت و خواری قرارمی گیرید"

فعل "تثاقلوا" درمعنای تظاهر

 

        نتیجه گیری:

 

        برای باب تفاعل هفت معنا ذکر شده است که چهار معنای آن(مشارکت، مطاوعه، تظاهر، معنای ثلاثی مجرد همراه با تاکید و مبالغه) در تمام کتب مراجعه شده آمده اما سه معنای آخر(حصول تدریجی فعل، تکلف، تکرار) در برخی از کتاب ها آورده شده است.

       معنای غالبی این باب، مشارکت است.

 

  

     منابع:

 

  • امین شیرازی احمد-صرف روان با حدیث و قرآن-بوستان کتاب-چاپ هفتم- 1391ش
  • الحسن بن محمدالنیشابوری-مکتبه العزیزی قم-امیران قم-چاپ هفتم 1428ق
  • الشرتونی حمید- مبادی العربیه-موسسه دارالذکر للتحقیق و النشر-قدس/قم-چاپ سیزدهم
  • تهرانی سید هاشم-علوم العربیه،علم الصرف-انتشارات المفید-1409ق
  • جمالی مصطفی- مغنی الفقیه-انتشارات دار الفکر-قدس-قم-چاپ اول- 1391
  •  دکتر ابراهیم انیس...، معجم الوسیط؛ مترجم:محمد بندرریگی، انتشارات اسلامی،1389
  •  لویس معلوف،المنجد( فرهنگ بزرگ جامع نوین)؛مترجم:احمد سیاح،انتشارات اسلام، چاپ هشتم 1387
  •  دکتر امیل بدیع یعقوب-موسوعه النحو و الصرف و الاعراب                                                            
  •  شیخ رضی الدین محمد بن الحسن استرآبادی-دارالکتاب العلمیه-بیروت-1391
  • شیخ فخر الدین الطریحی؛ مجمع البحرین؛ انتشارات کتابفروشی مرتضوی،1362،
  • طباطبایی سید محمدرضا-صرف ساده-انتشارات دارالعلم-چاپ 77-اصلاحات 1391
  • لویس معلوف،المنجد( فرهنگ بزرگ جامع نوین)؛مترجم:احمد سیاح،انتشارات اسلام، چاپ هشتم 1387

 

 


[1]شرح شافیه  ابن حاجب؛ شیخ رضی الدین محمد بن الحسن استرآبادی، انتشارات دار الکتاب العلمیه،ج1،ص:83

[2]همان؛ص:84

[3]مغنی الفقیه، مصطفی جمالی؛انتشارات دارالفکر،  ص:82

[4]این توضیح، ناظر به تفاوت معنای مشارکت باب تفاعل با معنای مشارکت باب مفاعله است.در باب مفاعله از میان دو اسم ظاهر،اولی مرفوع و دومی منصوب است اما از جهت معنایی هر دو هم فاعل هستند و هم مفعول.

[5]شرح شافیه ابن حاجب؛ج1،ص:103

[6]همان،ص:99-102

[7]صرف روان با حدیث و قران؛ج2،ص:282،امین شیرازی احمد،بوستان کتاب،چاپ هفتم 1391

[8]مجمع البحرین؛شیخ فخرالدین الطریحی،انتشارات کتابفروشی مرتضوی،1362، ج1،ص:60/معجم الوسیط؛دکتر ابراهیم انیس...،مترجم:محمد بندرریگی، انتشارات اسلامی،1389 ج1،ص:144/فرهنگ بزرگ جامع نوین(ترجمه المنجد لویس معروف)؛مترجم:احمد سیاح،انتشارات اسلام، چاپ هشتم 1387 ج1،ص:140

[9]معجم الوسیط؛ج1،ص:169/المنجد؛ج1،ص:178

[10]مغنی الفقیه؛ص:159/مبادی العربیه؛ج4، قسم الصرف،ص:34/صرف ساده؛ سید محمدرضا طباطبایی،انتشارات دارالعلم،ص:160.

[11]سه معنای آخر این باب در تمام کتب مراجعه شده ذکر نگردیده بود، به خلاف چهار معنای اول.

[12]بقره/282 ترجمه آقای مشکینی

[13]نبأ/1ترجمه:همان

[14]قلم/30ترجمه:همان

[15]توبه/38ترجمه:همان

[16]در اصل، تثاقلتم بوده که قاعده دوم باب تفاعل روی آن جاری شده است.

[17]انعام/100ترجمه آقای مشکینی

[18]کهف/17

[19]ترجمه سید حجت بلاغی(حجة التفاسیر)

[20]فرقان/1ترجمه آقای مشکینی

[21]وسائل‏الشيعة ج 6، ص:84 (مغنی الفقیه؛ص:160)

 مغنی الفقیه؛ص:160

[22]مغنی الفقیه؛ص:161

[23]تتثاقلوا بوده که قاعده دوم باب تفاعل روی آن جاری شده است.

[24]صرف روان با حدیث و قرآن؛ج2،ص:284در تمام کتب بررسی شده معنای مشارکت به عنوان اولین معنا ذکر شده بود. 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.