مقالات پژوهش مدرسه علمیه حقانی قم

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

پیشگفتار         

 

خداوند را سپاس می گوییم که ما را به دینش هدایت کرد و اسباب آشنایی با دینش را برای ما فراهم کرد.

و درود بر انبیاء الهی خاصه حضرت ختمی مرتبت ، محمد صلی الله علیه و آله و سلم و درود فراوان  بر اهل بیت گرامش.علیهم السلام

 

 این مختصر را تقدیم می کنم به ساحت قدس حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که ولی نعمت ماست .

  

با تشکر ویژه از جناب استاد کفیل و جناب استاد احمدی(زید عزهما) و باتشکر فراوان از جناب آقای سید مجید سبکبار و جناب آقای الیاس زمزم که مرا در انجام این تحقیق،یاری نمودند.

 

چکیده

بحث ما درباره ی راههای تشخیص تذکیر و تأنیث می باشد.

سؤال اصلی ما این است که چه راه هایی برای تشخیص تذکیر و تأنیث در جمله وجود دارد.

از راه های تشخیص آن به این موارد می توان اشاره کرد:

راه مستقیم:

علامات تأنیث موجود در اسم که تاء تأنیث،الف تأنیث مقصوره و الف تأنیث ممدوده می باشد.

راه های غیر مستقیم:

1-فعل آن اسم

2-ضمیری که به آن اسم برمی گردد

3-حالی که برای آن اسم می آید

4-خبری که برای آن اسم می آید

5-عددی که برای آن اسم می آید

6-صفتی که برای آن اسم می آید

و...

  

مقدمه

خداوند سبحان برای هدایت بشر دین مبین اسلام را فروفرستاد.ما برای بهره مندی از نور هدایت این دین مبین، باید با آن آشنا شویم و مقدمه ی این آشنایی ، شناخت ما نسبت به زبان عربی است. همانگونه که امام صادق علیه السلام فرمودند:تَعَلَّمُوا الْعَرَبِيَّةَفَإِنَّهَا كَلَامُ اللَّهِ الَّذِي يُكَلِّمُ‏بِهِ خَلْقَه( بحار الانوار/ج1/ص 212)و ما برای آشنایی با زبان عربی ، نیاز مند آشنایی با علوم مختلف آن ، از جمله علم صرف می باشیم.از مباحث مهم علم صرف،بحث مذکر و مؤنث می باشد لذا به بحث مذ کر و مؤنث پرداختیم.

البته در این پژوهش ما به دنبال بیان چگونگی تشخیص مذکر از مؤنث و علامات تأنیث هستیم.وبرای روشن تر ساختن بحث،این موضوع را در جزء اول قرآن کریم بررسی کردیم.

برای رسیدن به این هدف در ابتدا تعریفی از مذکر و مؤنث ارائه دادیم،سپس به بیان انواع هر یک از آن دو پرداختیم و در ادامه علامات تأنیث و انواع آن را بیان کردیم و تا اینجا به دنبال ارائه ی روش مستقیم(یعنی علائم ظاهری خود اسم ) تشخیص تأنیث پرداختیم ولی در ادامه،بحث را متوجه روش غیر مستقیم(به وسیله ی جنس حال،نعت و....)تشخیص تأنیث کردیم.

در پژوهش های مدرسه علمیه حقانی پژوهش هایی در مورد مبحث کلی مذکر و مؤنث وجود داشت اما هیچ کدام از آن ها به خصوص به این موضوع وارد نشده اند.

 

 

فهرست

 

پیشگفتار  

چکیده       .

مقدمه     

بخش اول:کلید واژه

بخش دوم:تعریف مذکر و مؤنث

بخش سوم:اقسام مذکر و مؤنث

بخش چهارم:علامات تأنیث

   تاء        

  الف تأنیث مقصوره

  الف تأنیث ممدوده

روش شناخت علامت تأنیث مقدر در کلمه 

فهرست منابع

 

 

بخش اول:کلید واژه

 

   مذکر-مؤنث-علامات تأنیث-تاء تأنیث-الف تأنیث مقصوره-الف تأنیث ممدوده

 

بخش دوم:تعریف مذکر و مؤنث

 

اسم به اعتبارات مختلف،به چند قسم تقسیم می شود:

به اعتبار عدد به مفرد،مثنی و جمع،

به اعتبار حرف آخر به صحیح و غیرصحیح،

به اعتبار جنس به مذکر و مونث،

به اعتبار عمل به عامل و مهمل

اما اکنون بحث،پیرامون بند سوم یعنی تقسیم اسم به مذکر و مونث می باشد.

اصل:اصل در اسم این است که مذکر اعتبار شود مگر اینکه مؤنث بودنش ثابت شود به همین خاطر اسم مذکر به علامتی که بر تذکیرش دلالت کند نیاز ندارد.

تعریف مذکر و مؤنث

 

برای مذکر[1]و مؤنث[2]نزد علمای صرف تعاریف دیگری نیز ذکر شده است که بیان آن ها از حوصله ی این پژوهش خارج است.

 هر کدام از مذکر و مؤنث به حقیقی و مجازی تقسیم می شود.

بخش سوم:اقسام مذکر و مؤنث

 

هر کدام از مذکر و مؤنث به حقیقی و مجازی تقسیم می شود.

برای حقیقی[3]و مجازی[4]نزد علمای صرف تعاریف دیگری نیز وجود دارد که بیان آن از حوصله ی پژوهش خارج شده است.

 

 

بخش چهارم:علامات تأنیث

 

علامت تأنیث:علامتی است که دلالت می کند بر تأنیث اسم و صاحب آن.

 

نکته:سه علامت تأنیث ظاهری به انتهای اسماء معرب اضافه می شوند و پس از اضافه شدن حرف ما قبلشان مفتوح می شود.

حال به توضیح علامات تأنیث ظاهری می پردازیم:

1- در ابتدا به توضیح انواع تاء می پردازیم:

1-تاء تأنیث متحرک:

 

علت دخول تاء تأنیث متحرک در اسماء مشتقه:

علت دخول تاء تأنیث در بیش تر اسماء مشتقه[5]بدین جهت است که این تاء بین مذکر و مؤنث فرق می گذارد و آن دو را از هم جدا می کند.(به آن«تاء فارقه»نیز می گویند.)مثل:عابد-عابده،عرّاف-عرّافه و....

برای شناسایی این تاء،آن را حذف می کنند؛اگر آنچه باقی ماند،در مذکر استعمال می شود روشن می گردد که تاء فارقه است.مثل:مسلم-مسلمه و....

نکته:تاء تأنیث دلالت بیش تر و آشکارتری بر تأنیث اسم نسبت به الف(چه مقصوره و چه ممدوده) دارد،چرا که تاءتأنیث در اکثریت موارد با تاء غیرتانیث اشتباه نمی شود.

2-تاء مبالغه:این «تاء» گاهی به برخی از اوزان اسم مبالغه ،اسم فاعل،صفت مشبهه ملحق می شود؛هر چند برای مذکر استعمال شوند؛ مانند:رَجُلٌ عَلّامَهٌ،کافّهٌ،راوِیَهٌ

3-تاء زائدی که به برخی از اوزان جمع مکسر متصل می شود،مانند:أسِنَّه،إخوَه و....

4- تاء عوض از حرف محذوف؛مانند:اقامَه،استقامَه ،زنادیق: زنادقة و...

5- تاء غیر مبالغه ای که به بسیاری از اسم های اجناس و لغات دیگر ملحق شود؛هر چند مذکر باشد؛مانند:رَجُلٌ شَجَعَهٌ،طیبَهٌ و...

6- تاء زائدی که به علمی ملحق می شود که در اصل،مؤنث است؛مانند:معاوِیَه،

7- تاء مرّه؛به مصدر مرّه ملحق می شود؛مانند:جَلسَهٌ و...

8-تاء هیئت؛به مصدر نوعی ملحق می شود؛مانند:جِلسَهٌ و...

9- تاء زائدی که به برخی از مصادر و اسم زمان ها و مکان ها ملحق و موجب تأنیث لفظی آن ها می شود؛مانند:مَعرِکِه،رَحمَه و...

10- تاء وحدت،که بر فرد دلالت می کند،مانند:تَمروتَمرَه،شَجَر و شَجرَه و...

11- تاء جمع؛این تاءبر خلاف مورد قبلی است،مانند:کَمأ و کَمئَه و...

   12 و 13-  تاء زائدی که برای عربی کردن کلمه ی اعجمی است و تائی که بدون معنا است،مانند:مَوازِجَه،جَوارِبَه جمعِ جَورَب و...

 

2-الف تأنیث مقصوره

 

 الف تأنیث مقصوره سماعا به آخر اسماء معرب(چه جامد و چه مشتق) اضافه می شود.

  

2-الف تأنیث ممدوده

 

الف تأنیث ممدوده سماعا به آخر اسماء معرب(چه مشتق و چه جامد) اضافه می شود تا بر تأنیث آن اسم دلالت کند.

 

حال به توضیح علامت تأنیث تقدیری می پردازیم:

نکته:علامت تأنیث مقدر فقط تاء می باشد و سایر علامات تأنیث ظاهری،علامت تأنیث مقدر نمی شوند،چرا که اصل در علامات تأنیث تاء است نه الف.[6]

روش شناخت علامت تأنیث مقدر در کلمه:

1-مخصوص به اسماء معرب ثلاثی:

مانند:أرض،أذُن،عَین،قَدَم و ....

آن چیزی که دلالت می کند بر این که این کلمات ثلاثی سماعی مؤنث هستند به وسیله تاء تأنیث مقدره(یعنی دارای علامت تأنیث مقدر هستند)،ظهور این تاء تأنیث در مصغر آن هاست.

مانند:أرض:أرَیضَه

         أذُن:أذَینَه

        عَین:عُیَینَه

        قَدَم:قُدَیمَه

 

2-عام برای همه اسماء(چه ثلاثی و چه غیر ثلاثی):

 

   الف)بازگشت ضمیر مؤنث به آن

        مانند: النَّارُ وَعَدَهَا اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا[7]

   ب)آورده شدن نعت مؤنث برای آن

       مانند:يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَهَ[8]

    ج)آوردن اسم اشاره مؤنث برای آن[9]

       مانند:قالَ إِنِّي أُريدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ[10]

    د)وجود علامت تأنیث در فعلش

       مانند:وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ[11]

    ه)عدم وجود علامت تأنیث درعددش(البته به شرطی که عدد بین 3 تا 10باشد.)

       مانند:سَخَّرَهَا عَلَيهِم سَبْعَ لَيَالٍ[12]

    و)وجود علامت تأنیث در حالش

        مانند:فَلَمَّا رَءَا الشَّمْسَ بَازِغَهً[13]

    ز)آورده شدن خبر(در صورتی که خبر مشتق و رفع دهنده ضمیری که به مبتدا برمی گردد باشد)مؤنث برای آن

        مانند:فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخضَرَّةً[14]

    2 نکته:1-اگر اسمی مؤنث حقیقی باشد واجب است فعلش،نعتش،خبرش،اسم اشاره اش و ضمیری که به آن بر می گردد،مؤنث باشد.

              2-اگر اسمی مؤنث مجازی باشد واجب است ضمیری که به آن برمی گردد مؤنث باشد.

 

 

 

فهرست منابع

1-قرآن کریم

2-مجلسی،محمدباقر،بحارالأنوار،بیروت،دار إحياء التراث العربي،دوم،1403 ه.ق،ج1

3-حسن،عباس،النحو الوافی،بیروت،مکتبه المحمدی،اول،1428 ه.ق،ج4

4-شیرازی،احمد امین،نحو روان،قم،مؤسسه بوستان کتاب،دوم،1389ه.ش،خ2

5-صبان،محمد،حاشیه الصبان علی شرح الأشمونی،بیروت،دار الفکر،بی چا،1430-1429 ه.ق،ج4

5-صفائی بوشهری،غلام علی،بداءۀ النحو،قم،مدیریت حوزه علمیه قم،دوم،1428ه.ق

6-عرب خراسانی،علی،درس نامه صرف،قم،مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفیصلی الله علیه و آله و سلم،دوم،1389ه.ش

 

 


[1]-مذکر:اسمی است که در آن علامت تأنیث (چه لفظی و چه تقدیری)وجود ندارد.(بداءۀالنحو/غلامعلی صفائی بوشهری)

[2]مؤنث: اسمی است که در آن علامت تأنیث (چه لفظی و چه تقدیری)وجود دارد.(بداءۀ النحو/غلام علی صفائی بوشهری)

[3]-مذکر حقیقی:اسمی است مذکر که مدلولش انسان یا حیوان است.مثل:علیّ،أسَد         (بداءۀ النحو/غلام علی صفائی بوشهری)

  مؤنث حقیقی:اسمی است مؤنث که در مقابل آن مذکری وجود دارد.مثل:فاطمه،مریم  (بداءۀ النحو/غلام علی صفائی بوشهری)

-[4]مذکر مجازی:اسمی است مذکر که مدلولش غیر انسان یا حیوان است.مثل:کتاب       (بداءۀ النحو/غلام علی صفائی بوشهری)

   مؤنث حقیقی:اسمی است مؤنث که در مقابل آن مذکری وجود ندارد.مثل:عین           (بداءۀ النحو/غلام علی صفائی بوشهری)

[5]-«تاء»فارقه برای مؤنث کردن اسم فاعل،اسم مفعول،برخی از اوزان صیغه مبالغه،صفت مشبهه،اسم منصوب به کار می رود.

مانند:ضارِب-ضارِبَه،مَضروب-مَضروبَه،حَسَن-حَسَنَه،صَدّیق-صَدّیقه،عَلَوِیّ-عَلَوِیَّه

[6]-حاشیة الصبان علی شرح الاشمونی ، صبان، ج 4، ص 1541

[7]-الحج:72

[8]-المائده:21

[9]-نکته:باید دقت شود اگر مشار الیه جمع مکسر باشد آوردن اسم اشاره به صورت مفرد مؤنث جایز است که در این صورت اسم اشاره دلالتی بر تأنیث مشار الیه نمی کند.مانند: وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَينَ النَّاس

[10]-القصص:27

[11]-یوسف:94

[12]-الحاقّه:7

[13]-انعام:78

[14]-الحج:63


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.