بسم الله الرحمن الرحیم

 

   فهرست

چکیده

مقدمه

فصل اول

مفاهیم اصلی

تعریف مشارکت

تعریف ابواب ثلاثی مزید

فصل دوم

معنای باب مفاعله

فصل سوم

معنای مشارکت در باب تفاعل

فصل چهارم

معنای مشارکت در باب افتعال

نتیجه گیری

منابع

 

چکیده

اشتراک بین دو نفر یا بیشتر[1] . مشارکت آن است که دو یا چند فاعل در فعلی مشترک هستند .                                                                    

معنای مشارکت نیز همچون مطاوعه از معانی اعم است نه اخص بدان معنا که این معنا در باب های مفاعله ، افتعال و تفاعل وجود دارد ولی اندک تفاوتی میان آن  ها است  و آن این که در باب مفاعله یکی به صورت مفعول بیان می شود و دیگری فاعل ولی در باب تفاعل و افتعال هر دو اسم به صورت فاعل می آیند . همین تفاوت را علوم العربیه[2] با تعبیر جالبی بیان کرده  و آن این است که در مفاعله برای یک طرف فاعلیت صریح  و مفعولیت ضمنی  و برای طرف دیگر مفعولیت صریح و فاعیلت ضمنی منظور گردیده است  و این جهت یکی به صورت فاعل و دیگری به صورت مفعول  در می آیند ولی در باب افتعال چون تفاعل نظری به مفعولیت هیچ یک نیست  اگر چه مفعول یکدیگر باشند در واقع از این جهت مشترکین همه  به صورت فاعل آورده می شوند.

 

مقدمه

در ایـن تـحقیق وجود ابـواب ثلاثی مزید مفروض گرفته شده و درباره ی  مـعنای مشارکت در آن بحث می کنیم .

علم صرف از سه مبحث بحث می کند ( اسم ، فعل و حرف)که مهم ترین آن بخش افعال است چون بیشترین تغییرات مربوط به بخش افعال است و مشارکت نیز در بخش افعال مزید مورد بحث قرار می گیرد . در نتیجه ما مبحث مشارکت را مورد بحث قرار می دهیم تا تغییرات آن را در 3باب ( مفاعله ،افتعال و تفاعل) ببینیم. در هـر زبانی برای انـتـقـال هر مضمونی ناچاریم از یک زبان استفاده بکنیم ، حالا چه زبان گفتار ، نوشتار ،نقاشی و... . در زبان عربی نیز برای انتقال مفهوم از طریق زبان نیازمند شناخت مقدماتی هستیم که مقدمات کلام  را اسم و فعل  و حرف تشکیل می دهند. ما در این تـحقیق به بررسی قسمت خاصی از افعال می پردازیم  وآن معانی مـشارکـت در ابـواب ثلاثی مـزید است پس یـادگیری ایـن بحث می تواند کمک شایانی  به برقراری ارتباط با دیگران  و یادگیری زبان عربی باشد  .

 

فصل1.مفاهیم اصلی

تعریف مشارکت

تعریف لغوی:

(شارکه یشارکه مشارکه)

(شریک او شد. –آن دو نفر با هم شریک شدند.)[3]

تعریف اصطلاحی:

مشارکت به این معناست که دو نفر یا چند نفر ، نسبت به یکدیگر کاری را انجام دهند به طوری که هر کدام هم فاعل باشند( از حیث انجام حدث، که ریشه ی فعل باشد) و هم مفعول ( از این حیث که اثر فعل سایر مشارکین بر روی او واقع شود.) [4]

تعریف ابواب ثلاثی مزید:

معنای اصطلاحی :

در ابواب ثلاثی مزید که موضوع بحث ما نیز هست ؛ هر یک از (( ماضی –مضارع)) ها ی ثلاثی مزید را همانند ((ماضی –مضارع)) ثلاثی مجرد باب می نامند و هر باب را به نام مصدر خود می خوانند  در ثلاثی مزید ده باب مشهور وجود دارد  که معنای مشارکت در  3باب افتعال -تفاعل- مفاعله  مورد بحث ماست.[5]

 

ثلاثی مزید دارای 10باب مشهور است که عبارتند از : (افعال- تفعیل- مفاعله- افتعال- انفعال- تفعل- تفاعل –افعلال- استفعال- افعیلال)

معنای مشارکت در انجام حدث ، در سه باب افتعال ،مفاعلهو تفاعل یافت می شود. با این تفاوت که در دوباب افتعال و تفاعل، طرف دوم مشارکت، عطف به طرف اول می شود و مرفوع می گردد و یا هر دو طرف ، تحت یک اسم دارای افراد می آیند. اما درباب مفاعله ، طرف اول ، مرفوع به فاعلیت است و طرف دوم ،منصوب به مفعولیت ( نه این که واقعا یکی فاعل صرف باشد و دیگری نتها مفعول)[6]

 

فصل2.

معنای مشارکت در باب مفاعله:

نسبت دادن اصل (فعل)به یکی از دو  فرد می باشد در حالی که اصل به فرد دیگر هم متعلق است که یکی از این دو فرد مشارک (فاعل) و دیگری مشارک(مفعول) است[7]

اقسام مشارکت:

1-    انجام دادن عمل از سوی طرفین به گونه ای که هر یک  از دو طرف نسبت به دیگری هم فاعل و هم مفعول است  و کلام یکی را به صورت فاعل و دیگری به صورت مفعول  آورده می شود و بهتر است که ابتدا کننده را به صورت فاعل بیاوریم.

مثال: (( قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم)) در این مثال دو  طرف ،فعل قتل را انجام می دهند.[8]

2-    انجام دادن عمل از یک طرف در حالی که طرف دیگر با فعل خود  از آن ممانعت می کند.

مثال: (( یخادعون الله و هو خادعهم)). مخادعه از خدعه است و خدعه آن است که کسی پنهانی بخواهد به کسی ضرری برساند  یا مانع خیرش شود این آیه در باره ی منافقین است آنان می خواستند نسبت به خدا ومومنان چنان کنند ، ولی خدا منع می کرد و نمی گذاشت خواسته آنان عملی شود.[9]

     3 -از طرفی فعلی انجام شود ، از طرف دیگر فعلی به عنوان مجازات انجام گردد

    مثال: ((قاتلهم الله)) این آیه درباره ی منافقان است مجازات  کارهایشان نسبت به دین خدا هلاک کردن آنان است در دنیا و آخرت.[10]

4-از هر دو طرف فعل واحدی نسبت به شیء واقع می شود

مثال: ( جاذبت زیدا ثوبا) یعنی من و زید لباسی را گرفته بودیم و هر یک سوی خود می کشیدیم

5-فعل یک طرف در برابر فعل مشابه طرف دیگر واقع شود بدون اینکه هیچ یک مفعول باشند .

مثال: ( صابروا الاعداء) یعنی چنان چه دشمنان در برابر شما صبر و پایداری دارند شما نیز در برابر آنان صبر و پایداری کنید.[11]

مشارکت در فعل ؛ به این گونه که فعل از هر دو اسمی که بعد از باب مفاعله می آید انجام گرفته به طوری که هر دو فاعل و مفعول اند؛ مثل(( ضارب زیدعمرا))که می فهماند زید و عمر در زدن شرکت داشتند اگر چه لفظ زید مرفوع و به صورت فاعل و لفظ عمرو منصوب  وبه صورت مفعول است و مانند (( شاورهم فی الامر ))[12] یعنی ای پیامبر تو باید با آنان (مردم) مشورت کنی و آنان نیز با تو مشورت کنند.

گاهی فعل به صورت باب مفاعله است ولی معنای مشارکت را نمی فهماند ؛ مانند((قاسمهما))در ((قاسمهما انی لکما لمن الناصحین)) [13]که به معنای (( حلف لهما)) است.

تذکر: معنای اصلی این باب، مشارکت است و به همین جهت ، فعل لازم را متعدی و بعضی از فعل های متعدی را که یک مفعولی اند ، دو مفعولی می کند . فعل لازم مثل: ((کرم زید))[14]که مفاعله آن (( کارمت زیدا)) [15]می شود  و مثل (( شعر عمرو))[16]که مفاعله ان ((شاعرت عمرا)) [17]می شود  و فعل متعدی به یک مفعول ؛ مثل(( جذبت الثوب))[18]که مفاعله آن (( جاذبت زیدا الثوب))[19]متعدی به دو مفعول شده  و بدون مفعول دوم معنای مشارکت نمی فهماند ، ولی بعضی از فعل های متعدی برای فهماندن معنای مشارکت به مفعول دیگری غیر از مفعول اولی نیاز ندارند ؛ مثل((شتمت زیدا)) [20]که می توان (( شاتمت زیدا))[21]گفت.

 

فصل3.

معنای مشارکت در باب تفاعل

مشارکت: معنای خالی این باب است  که به معنای اشتراک داشتن دو فرد در یک کار است این معنی آمده  است این تفاوت که مشارکین در اینجا به صورت فاعلند  و در آنجا  یکی به صورت فاعلی (مرفوع) و دیگری به صورت مفعولی (منصوبی) خواهد بود.

مشارکین در این باب ممکن است به صورت یک لفظ در جمله بیایند  و یا ممکن است به صورت دو کلمه جداگانه باشند.[22]

مثال: (( اعلموا انما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینه تفاخر بینکم ))  بدانید همانا زندگی دنیا بازیچه و بیهوده و با یکدیگر فخر نمودن است بین شما در این مثال مشارکت به صورت جمع آمده در قالب ضمیر[23]

مشارکت ؛ چنان که در باب مفاعله نیز بود . با این فرق که متشارکان  در باب تفاعل به صورت فاعل اند و مرفوعند؛مانند :((تضارب زید و عمرو)) و در باب مفاعله یکی به صورت فاعل و مرفوع و دیگری به صورت مفعول و منصوب بود، مثل (( ضارب زید عمرا)). متشارکان در باب تفاعل ممکن است به صورت یک لفظ بیایند ، مثل واو جمع ( عم یتساءلون) [24]که اغلب چنین است و ممکن است به صورت  دو کلمه جداگانه بیایند ؛ مانند واوجمع و ضمیر ((هن)) در ( لا تواعدوهن سرا))[25] که هر دو فاعل اند.[26]  

 

فصل4.

معنای مشارکت در باب افتعال

مشارکت یعنی دو یا چند فاعل در فعلی مشترک هستند ، چه در واقع نسبت به یکدیگر مفعول باشند یا نه مانند باب مفاعله با فرق اینکه در باب مفاعله فعل میان دو طرف قرار داده می شود، گرچه یکی از دو طرف یا هر دو طرف عده ای باشند  و برای یک طرف فاعلیت صریح  و مفعولیتضمنی و برای یک طرف مفعولیت صریح  و فاعلیت ضمنی منظور می گردد و از این جهت یکی را به صورت فاعل و دیگری را به صورت مفعول می آورند گرچه باب مفاعله گونه دیگری هم از جهت معنی دارد همان طور که بیان شد ولی در این باب مانند باب تفاعل که خواهد آمد فعل میان دو یا بیشتر بطور اشتراک  واقع است و نظری به جهت مفعولیت هیچ یک نیست گرچه درواقع مفعول یکدیگر باشند  و از این جهت مشترکین همه به صورت فاعل آورده می شوند مانند مثال های زیر:

(( ولو شاء الله اقتتل الذین من بعدهم))[27]          

(اگر خدا مى‏خواست كسانى كه پس از پيامبران بودند با وجود حجت‏ها كه سويشان آمده بود با هم جنگ نمى‏كردند ولى مختلف شدند)

به معنای باب تفاعل مثل (( اختصموا)) به معنای (( تخاصموا))یعنی با یکدیگر دشمنی کردند  و (( اجتوروا)) به معنای ((تجاوروا)) یعنی هم سایگی کردند و چون به معنای تفاعل است ، واو ((اجتوروا)) اعلال نشده؛ چنان که در باب تفاعل اعلال نمی شود و مثل ((اعتوروا)) به معنای ((تعاوروا)) و مثل ( لا یستوون عند الله))[28] که به معنای ((لا یتساویان )) است.[29]

 

نتیجه گیری

ما در این تحقیق معنای مشارکت را در 3باب مفاعله،تفاعل وافتعال بررسی کردیم  و مشاهده کردیم که معنای مشارکت در هر 3 باب تقریبا یکسان است اما گاهی اختلاف های جزئی در آن دیده می شود که به آن ها به طور کامل اشاره کردیم . دانستیم که معنای مشارکت در باب مفاعله مشارکت فعل توسط دواسمی که بعد از مفاعله می آید که ممکن است هر دواسم فاعل باشند و یا هر دو اسم مفعول باشند صورت میگیرد نکته بارز این باب این است که گاهی مفاعله معنای مشارکت نمی دهد و نکته ی دیگر این باب ای است که معنای غالبی این باب مشارکت است که افعال لازم را متعدی و متعدی یک مفعولی را دو مفعولی می کند. در باب تفاعل نیز همین گونه است  و تفاوت آن با باب مفاعله این است که مشارکین به صورت فاعلی می آیند  و ممکن است یک لفظ باشند و یا دو لفظ جداگانه باشند.در باب افتعال نیز همین گونه است که معنای مشارکت با باب تفاعل فرقی نمی کند که به صورت کامل در متن اصلی شرح داده شده است .

     

منابع

1-    علوم العربیه حسینی تهرانی  سید هاشم انتشارات اخلاق سال چاپ 1391 نوبت چاپ2

2-    شرح نظام نیشابوری حسین بن محمد انتشارات عزیزی سال چاپ 1386 نوبت چاپ

3-    درسنامه صرف علی عرب خراسانی انتشارات دارالعلم سال چاپ 1385 نوبت چاپ 1

4-    صرف متوسط حمید محمدی انتشارلت دارالعلم سال چاپ1386 نوبت چاپ 61

5-    صرف میر افغانی مدرس انتشارات   هجرت    سال چاپ 1375 نوبت چاپ 20

6-    مبادی العربیه شرتونی رشید  انتشارات دارالعلم  سال چاپ 1427 نوبت چاپ 12

7-     شرح تصریف  تنتازانی سعد انتشارات هجرت سال چاپ 1385 نوبت چاپ 18 

8-    صرف ساده طباطبایی محمد رضا انتشارات دارالعلم سال چاپ 1392 نوبت چاپ  80 

9-    استر آبادی ، شیخ رضی الدین محمد ابن الحسن ، شرح شافیه ابن حاجب ،بیروت 1395 ق

 

 

 


[1]. صرف میر ص 81

[2].علوم العربیه جلد اول ص93                                  

[3]. معجم الوسیط  ص 1025

[4]. صرف میر ص 81

[5]. صر ف ساده ص 153

[6].شرح شافیه جلد1 ص 99                                         

[7].استر آبادی،شیخ رضی ،شرح شافیه جلد1 ص96

[8].سوره بقره آیه 190

[9]. سوره نساء آیه 142 ترجمه المیزان جلد5 ص181

[10]. سوره منافقون آیه 4

[11]. استر آبادی ، شیخ رضی ، شرح شافیه جلد 1 ص 96                 

[12].سوره آل عمران آیه 159

[13]. سوره اعراف آیه 21 برای آن دو (آدم و حوا) سوگند یاد کرد؛ همانا من برای شما حتما از پند دهندگانم

[14].زید گرامی شد

[15].من و زید یکدیگر را گرامی داشتیم

[16].عمرو شعر گفت

[17]. من و عمرو مشاعره کردیم

[18].جامه را کشیدم

[19]. من و زید جامه را کشیدیم  و جامه ، من و زیدرا کشید

[20]. زید را دشنام دادم

[21]. من و زید یکدیگر را دشنام دادیم                                       

[22]. صرف روان ص 397                                            

[23].سوره حدید آیه 20

[24]. سوره نباء آیه 1 کفار مکه چه چیزی را از یک دیگر می پرسند

[25].سوره بقره آیه 235 شما با آن ها ( زنان بیوه در عده) آ ن ها ب شما قرار ارتباط پنهانی (زنا) نگذارید.

[26]. مفعول به ، کلمه ((انکاح)) است که حذف گردیده و ((سرا)) حال است  و کسانی که ((هن)) را مفعول دانسته اند با توجه به قاعده باب تفاعل  صحیح نمی باشد : التبیان فی اعراب القران لعبد الله بن الحسین العکبری                                                                         

[27]. سوره بقره آیه 253 ترجمه المیزان جلد2 ص469

[28].سوره توبه آیه 19 کسانی که حاجیان را آب می دهند و کسانی که در راه خدا می جنگند ،نزد خدا یکسان نیستند.

[29]. قاعده 7باب افتعال فعل اجوف در باب افتعال اعلال می شود ولی یک مورد استثناء می شود آن در صورتی است که اجوف واوی از باب افتعال باشد به معنای مشارکت( باب تفاعل) اعلال نمی شود.                                   


 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.