بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

فهرست مطالب

مقدمه
  یونان مهد تمدن اروپا
  سیستم حکومتی و شهرنشینی یونانیان
  دولت شهرها
  عناصر شهری یونان
  دموکراسی یونان
  مشاوره
  قانون
  عدالت
  امور اداری و قضایی
  فرهنگ عمومی یونانیان
  کتابت
  ادبیات           

  هنر
  عقاید دینی
  دین و اخلاق
  بازی و ورزش
  اخلاق و آداب یونانیان
  دوران کودکی
  آموزش و پرورش      

  اخلاقیات       

  صفات
  فهرست منابع


مقدمه
هنگامیکه به ملاحظه تمدن شگفت آور و هیجان انگیز یونان باستان میپردازیم، پیشرفت های عظیم، و رویداد های فرهنگی فراوان و بس با اهمیتی را در می یابیم . این یک حقیقت است که یونان به عنوان مهد تمدن غرب زمین و زاد بوم دموکراسی، فلسفه ی غرب، بازی های المپیک، علوم سیاسی، ریاضیات، نمایشنامه نویسی( شامل هردونوع کمدی و تراژدی ) قابل وصف و توجه است.
لذا برای شناخت تمدن غرب و ریشه یابی بسیاری از مظاهر فرهنگی –هنری ،علوم ، صنایع و ساختار سیاسی و اجتماعی آن ناچار به شناخت و بررسی مهد آن یعنی تمدن یونان هستیم.
ضمنا آرمان تحقق تمدن اسلامی مارا بر آن میدارد که تمدن های بزرگ گذشته را بررسی کرده و از ویژگی ها و علل شکوفایی و انحطاط آن عبرت بگیریم.  


یونان مهد تمدن اروپا
سرزمینی که امروزه یونان نامیده میشود، کشوری است کوهستانی به شکل شبه جزیره که در جنوب شرقی اروپا (منطقه بالکان) قرار دارد.با اینکه یونان کشور کوچکی است اما در رشد فرهنگ و تمدن بشری نقش بزرگی ایفا کرده است.




موقعیت یونان در اروپا
سیستم حکومتی وشهرنشینی یونان
دولت شهرها

فرهنگ اروپا در دو ناحیه به اوج ترقی خود رسید .یکی در یونان کهن و یکی در ایتالیای دوران رنسانس. این هردو کشور شامل عده ای دولت های شهری مستقل بودند. از ﻧﻈﺮ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﮐﺸﻮر ﺷﻬﺮ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ وﺳﯿﻠﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻧﻈﻢ و آزادي ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯿﺮود .
در ﯾﻮﻧﺎن، وﺿﻊ ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ اﻣﺮ ﮐﻤﮏ ﻣﯿﮑﺮد .زﯾﺮا ﮐﻮه ﻫﺎ و رودﻫﺎي ﻓﺮاوان ﺑﯿﻦ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺟﺪاﯾﯽ اﻧﺪاﺧﺘﻪ ﺑﻮد، و ﺷﻬﺮﻫﺎ، ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﮐﻤﯽ راه ﻫﺎ و ﭘﻠﻬﺎ، ﺑﺪﺷﻮاري ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ارﺗﺒﺎط ﻣﯿﯿﺎﻓﺘﻨﺪ .
ﻣﻨﺎﻓﻊ اﻗﺘﺼﺎدي و ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﺷﻬﺮﻫﺎ را از ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ دور ﻣﯿﮑﺮد، آﻧﻬﺎ را ﺑﺮاي ﺑﻪ دﺳﺖ آوردن ﺑﺎزارﻫﺎ و ﺳﻮد ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﻣﯿﮑﺸﺎﻧﯿﺪ، و اﺗﺤﺎدﯾﻪ ﻫﺎي ﻣﺘﺨﺎﺻﻤﯽ ﺑﺮاي ﺗﺴﻠﻂ ﺑﺮ راه ﻫﺎي درﯾﺎﯾﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯿﺂورد .ﺧﺼﻮﺻﯿﺎت وﯾﮋه آﺑﺎ اﺟﺪادي، ﺟﺪاﯾﯿﻬﺎ را داﻣﻦ ﻣﯿﺰد; ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن ﻫﻤﮕﯽ ﺧﻮد را از ﯾﮏ ﻧﮋاد ﻣﯿﺪاﻧﺴﺘﻨﺪ، وﻟﯽ اﺧﺘﻼﻓﺎت ﻗﺒﯿﻠﻬﺎي ﻣﯿﺎن اﻗﻮام آﯾﻮﻟﯽ، ﯾﻮﻧﯿﺎﯾﯽ، آﺧﺎﯾﺎﯾﯽ، و دوري ، ﺷﺪﯾﺪا ﺣﺲ ﻣﯿﺸﺪ.اﺧﺘﻼﻓﺎت ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻫﻢ، ﺑﺎ ﺗﺸﺪﯾﺪ اﺧﺘﻼﻓﺎت ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﺷﺪت ﮔﺮﻓﺖ .


عناصر شهری یونان
عناصر اصلی شهر یونانی عبارتند از: آکروپلیس، حصارشهر، آگورا، محلات مسکونی، یک یا چند محل تفریحی و فرهنگی، یک منطقه مذهبی، اسکله، بندر و احتمالا یک منطقه صنعتی.پرینه، بهترین نمونه شکل گیری این عناصر در قالب یک شهر می باشد.
آکروپلیس نام عمومی است که به تپه دفاعی اولیه شهر اطلاق می شود.مرکز مرتفع شهرهای قدیمی تر یونان و قلعه محصور بسیاری از شهرهای مستعمراتی آن با این نام خوانده می شدند.آکروپلیس که در ابتدا تمامی شهر را در خود جای می داد، به تدریج یا به بخش مقدس و مذهبی شهر بدل گردید(مثل آتن)، و یاتخلیه شده و خارج از محدوده شهر قرار گرفت،چنانکه در میلتوس اتفاق افتاد.
آگورا فقط یک فضای عمومی در شهر نبوده بلکه مرکز شهر و قلب تپنده آن محسوب میشده است.این مکان که محل اجتماع همیشگی تمام شهروندان بوده، به یکباره بوجود نیامده بلکه صحنه حیات اجتماعی،اقتصادی و سیاسی روزانه جامعه بوده است.
در شهرهای طراحی شده، آگورا تاحدامکان در مرکز فیزیکی شهر واقع شده بود و در شهرهای بندری نیز آگورا در کنار بندر قرار میگرفت.در شهرهای طراحی نشده محل طبیعی آگورا در حدفاصل میان دروازه شهر و آکروپلیس بوده در آتن  این نکته به وضوح دیده میشود.


دموکراسی یونان
مشاوره

ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﺎ درﺑﺎره دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ اﺣﺘﯿﺎط و دﻗﺖ ﺑﺴﯿﺎر ﻫﻤﺮاه ﺑﺎﺷﺪ، زﯾﺮا ﮐﻪ اﯾﻦ ﯾﮑﯽ از ﺑﺮﺟﺴﺘﻬﺘﺮﯾﻦ ﺗﺠﺎرب ﺗﺎرﯾﺦ ﺣﮑﻮﻣﺘﻬﺎﺳﺖ .ﻣﺤﺪودﯾﺖ آن ﻧﺨﺴﺖ در آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻋﺪه ﻗﻠﯿﻠﯽ از ﻣﺮدم ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﺧﻮاﻧﺪن و ﻧﻮﺷﺘﻦ دارﻧﺪ; و دﺷﻮارﯾﻬﺎي ﺳﻔﺮ ﺑﻪ آﺗﻦ، از ﺷﻬﺮﻫﺎي دور دﺳﺖ آﺗﯿﮏ، ﻧﯿﺰ ﺑﺮاي اﯾﻦ دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﻣﺤﺪودﯾﺘﯽ ﻃﺒﯿﻌﯽ اﯾﺠﺎد ﻣﯿﮑﻨﺪ .ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺮداﻧﯽ ﮐﻪ از ﭘﺪر و ﻣﺎدري آزاد و آﺗﻨﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪه و ﺑﻪ ﺑﯿﺴﺖ و ﯾﮏ ﺳﺎﻟﮕﯽ رﺳﯿﺪه ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺣﻖ راي دارﻧﺪ; و ﻓﻘﻂ اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﺴﺎن و ﺧﺎﻧﻮاده آﻧﺎن از ﺣﻘﻮق ﻣﺪﻧﯽ ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ و ﯾﺎ اﻣﻮر ﻧﻈﺎﻣﯽ و ﻣﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮر را ﺑﻪ ﻋﻬﺪه دارﻧﺪ .در زﻣﺎن ﭘﺮﯾﮑﻠﺲ، ﺑﺮاي اﯾﻦ ﭼﻬﻞ و ﺳﻪ ﻫﺰار ﺷﺎرﻣﻨﺪ آﺗﯿﮑﯽ، ﮐﻪ در ﻣﯿﺎن ﺳﯿﺼﺪ و ﭘﺎﻧﺰده ﻫﺰار ﺗﻦ ﺳﺎﮐﻨﺎن آن ﺳﺮزﻣﯿﻦ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ و ﺑﺎ دﻗﺖ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺮاﻗﺐ ﺣﺪود و ﺣﻘﻮق ﺧﻮﯾﺸﻨﺪ، رﺳﻤﺎ ﻗﺪرت ﺳﯿﺎﺳﯽ ﯾﮑﺴﺎن ﻣﻮﺟﻮد اﺳﺖ; و اﯾﻦ اﻓﺮاد، در ﺑﺮاﺑﺮ ﻗﺎﻧﻮن و ﻣﺠﻠﺲ، ﺣﻘﻮق ﻣﺘﺴﺎوي دارﻧﺪ و ﺧﻮد ﻧﯿﺰ اﻫﻤﯿﺖ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺪان ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ .در ﻧﻈﺮ ﻣﺮدﻣﺎن آﺗﻦ، ﺷﺎرﻣﻨﺪ ﮐﺴﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺣﻖ راي دارد، ﺑﻠﮑﻪ، ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ﺳﻮاﺑﻖ و ﯾﺎ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﻗﺮﻋﻪ، ﺑﻪ ﻣﻘﺎم ﮐﻼﻧﺘﺮي و داوري ﻧﯿﺰ ﻣﯿﺮﺳﺪ .او ﺑﺎﯾﺪ آزاد، و ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮاي ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﻮر آﻣﺎده ﺑﺎﺷﺪ .ﮐﺴﯽ ﮐﻪ از دﯾﮕﺮي اﻃﺎﻋﺖ و ﺗﺒﻌﯿﺖ ﮐﻨﺪ، ﯾﺎ ﺑﺮاي اﻣﺮار ﻣﻌﺎش ﻣﺠﺒﻮر ﺑﻪ ﮐﺎر ﺑﺎﺷﺪ، ﻓﺮﺻﺖ و ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ اﯾﻦ ﺧﺪﻣﺎت را ﻧﺪارد; و از اﯾﻦ روي، در ﻧﻈﺮ اﮐﺜﺮ ﻣﺮدم آﺗﻦ، ﮐﺎرﮔﺮان ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ آن ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ از ﺣﻘﻮق ﺷﺎرﻣﻨﺪي ﺑﻬﺮﻫﻤﻨﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ; ﮔﺮﭼﻪ آﺗﻨﯿﺎن، ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﻨﺎﻗﻀﺎﺗﯽ ﮐﻪ در اﻋﻤﺎل اﻧﺴﺎن وﺟﻮد دارد، دﻫﻘﺎﻧﺎن زﻣﯿﻨﺪار را ﻧﯿﺰ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ اﻧﺘﻔﺎع از اﯾﻦ ﺣﻘﻮق ﻣﯿﺪاﻧﻨﺪ .ﯾﮑﺼﺪ و ﭘﺎﻧﺰده ﻫﺰار ﺗﻦ ﺑﺮدﮔﺎن آﺗﯿﮏ، ﻫﻤﻪ زﻧﺎن، ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮐﺎرﮔﺮان، ﺑﯿﺴﺖ و ﻫﺸﺖ ﻫﺰار و ﭘﺎﻧﺼﺪ ﺗﻦ ﺑﯿﮕﺎﻧﮕﺎن ﻣﻘﯿﻢ آﻧﺠﺎ، و ﺑﺎﻻﺧﺮه ﺑﺴﯿﺎري از ﺑﺎزرﮔﺎﻧﺎن و ﭘﯿﺸﻪ وران از ﺣﻖ راي ﺑﯽ ﺑﻬﺮﻫﺎﻧﺪ .راي دﻫﻨﺪﮔﺎن اﺟﺘﻤﺎﻋﺎت ﺣﺰﺑﯽ ﻧﺪارﻧﺪ، وﻟﯽ، ﺑﻪ ﺻﻮرت دﺳﺘﻪ ﻫﺎي ﻣﺘﻔﺮق، از ﺟﺒﻬﻪ اوﻟﯿﮕﺎرﺷﯿﮏ ﯾﺎ دﻣﻮﮐﺮاﺗﯿﮏ ﭘﯿﺮوي ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ.
 .در ﻋﺼﺮ ﭘﺮﯾﮑﻠﺲ (عصر طلایی آتن ودوره اعتلای آن بر یونان) ﻫﻤﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﺠﻤﻊ در آﺗﻦ ﻣﻮﺟﻮد اﺳﺖ : ﻣﺠﺎﻣﻊ دﯾﻨﯽ، ﻣﺠﺎﻣﻊ ﺧﻮﯾﺸﺎوﻧﺪي، ﻣﺠﺎﻣﻊ ﻧﻈﺎﻣﯽ، ﻣﺠﺎﻣﻊ ﮐﺎرﮔﺮي، ﻣﺠﺎﻣﻊ ﻫﻨﺮﭘﯿﺸﮕﯽ، ﻣﺠﺎﻣﻊ ﺳﯿﺎﺳﯽ، و ﻣﺠﺎﻣﻌﯽ ﮐﻪ ﺻﺎدﻗﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﻮردن و آﺷﺎﻣﯿﺪن ﻣﯿﭙﺮدازﻧﺪ .ﻣﺠﺎﻣﻊ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪ اوﻟﯿﮕﺎرﺷﯿﮏ از ﻫﻤﻪ ﻣﻘﺘﺪرﺗﺮﻧﺪ، زﯾﺮا ﮐﻪ اﻋﻀﺎي آﻧﻬﺎ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺧﻮردﻫﺎﻧﺪ ﮐﻪ در اﻣﻮر ﺳﯿﺎﺳﯽ و ﺣﻘﻮﻗﯽ از ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﻨﻨﺪ; و ﺧﺼﻮﻣﺘﯽ ﻣﺸﺘﺮك ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﺻﻨﺎف ﭘﺴﺘﺘﺮي ﮐﻪ ﺣﻖ راي ﯾﺎﻓﺘﻪ و ﻣﺰاﺣﻢ اﺷﺮاف ﺻﺎﺣﺐ زﻣﯿﻦ و ﺑﺎزرﮔﺎﻧﺎن ﻣﺎﻟﺪار ﮔﺮدﯾﺪه ﺑﻮدﻧﺪ، آﻧﺎن را ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﯿﭙﯿﻮﻧﺪد
ﻫﺮ ﯾﮏ از راي دﻫﻨﺪﮔﺎن ﻗﺎﻧﻮﻧﺎ ﻋﻀﻮ دﺳﺘﮕﺎه ﺣﺎﮐﻤﻪ اﺻﻠﯽ، ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺠﻠﺲ )اﮐﻠﺴﯿﺎ(، ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯿﺮود .در ﭼﻨﯿﻦ وﺿﻌﯽ، دوﻟﺘﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪه ﻋﻤﻮم ﺑﺎﺷﺪ وﺟﻮد ﻧﺪارد .ﭼﻮن رﻓﺖ و آﻣﺪ از ﺗﭙﻪ ﻫﺎ و ﮐﻮه ﻫﺎي آﺗﯿﮏ دﺷﻮار اﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﻋﺪه ﻣﻌﺪودي از اﻋﻀﺎي ﺻﺎﺣﺐ ﺻﻼﺣﯿﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ و در ﻫﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ .در اﯾﻦ ﺟﻠﺴﺎت ﺑﻨﺪرت ﻋﺪه اﻋﻀﺎ از دو ﯾﺎ ﺳﻪ ﻫﺰار ﺗﺠﺎوز ﻣﯿﮑﻨﺪ .ﺷﺎرﻣﻨﺪاﻧﯽ ﮐﻪ در آﺗﻦ ﯾﺎ در ﭘﯿﺮاﯾﺌﻮس زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ، ﺑﺮ اﺛﺮ ﻧﻮﻋﯽ ﺟﺒﺮ ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽ، ﺑﺮ ﻣﺠﻠﺲ ﺗﺴﻠﻂ دارﻧﺪ.
ﻣﻌﻤﻮﻻ رﺋﯿﺲ ﻣﺠﻠﺲ، ﺑﺎ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﻻﯾﺤﻬﺎي ﮐﻪ از ﻃﺮف ﻫﯿﺌﺖ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﻧﻔﺮي ﮔﺰارش داده ﺷﺪه اﺳﺖ، ﻣﺠﻠﺲ را اﻓﺘﺘﺎح ﻣﯿﮑﻨﺪ .ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺳﺨﻨﯽ دارﻧﺪ، ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺳﻦ ﺧﻮد، ﺳﺨﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ; وﻟﯽ اﮔﺮ ﻣﻌﻠﻮم ﺷﻮد ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﺎﻟﮏ زﻣﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﯾﺎ ازدواﺟﺶ ﻏﯿﺮﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ، ﯾﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺪر و ﻣﺎدر ﺧﻮد اداي وﻇﯿﻔﻪ ﻧﮑﺮده، ﯾﺎ اﺧﻼق ﻋﻤﻮﻣﯽ را ﻣﺤﺘﺮم ﻧﺸﻤﺮده، ﯾﺎ از ﺧﺪﻣﺖ ﻧﻈﺎم ﮔﺮﯾﺨﺘﻪ، ﯾﺎ در ﻣﯿﺪان ﺟﻨﮓ ﺳﭙﺮ اﻓﮑﻨﺪه، ﯾﺎ ﻣﺎﻟﯿﺎت و دﯾﻨﯽ ﺑﻪ دوﻟﺖ ﺑﺪﻫﮑﺎر اﺳﺖ، ﺣﻖ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ در ﻣﺠﻠﺲ را ﻧﺪارد .ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮاي ﻧﺎﻃﻘﺎن آزﻣﻮده و زﺑﺮدﺳﺖ اﻣﮑﺎن ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻫﺴﺖ، زﯾﺮا ﮐﻪ ﻣﺴﺘﻤﻌﯿﻦ ﻣﺠﻠﺲ ﻣﺮدﻣﺎﻧﯽ ﻧﮑﺘﻪ ﮔﯿﺮ و ﻣﺸﮑﻞ ﭘﺴﻨﺪﻧﺪ، و ﺑﺮ ﺧﻄﺎﻫﺎي ﻟﻔﻈﯽ ﻣﯿﺨﻨﺪﻧﺪ، ﺑﻪ ﻫﺮ ﺳﺨﻨﯽ ﮐﻪ ﺧﺎرج از ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎ ﺻﺪاي ﺑﻠﻨﺪ اﻋﺘﺮاض ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ، ﻣﻮاﻓﻘﺖ ﺧﻮد را ﺑﺎ ﻓﺮﯾﺎد و ﺻﻔﯿﺮ و ﮐﻒ زدن، اﻇﻬﺎر ﻣﯿﺪارﻧﺪ، و اﮔﺮ ﻣﺨﺎﻟﻔﺘﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﭼﻨﺎن ﻫﯿﺎﻫﻮﯾﯽ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺳﺨﻨﮕﻮ ﻧﺎﭼﺎر ﮐﺮﺳﯽ ﺧﻄﺎﺑﻪ را ﺗﺮك ﻣﯿﮑﻨﺪ .ﺑﺮاي ﻫﺮ ﯾﮏ از ﺳﺨﻨﮕﻮﯾﺎن، وﻗﺖ ﻣﻌﯿﻨﯽ ﻣﻘﺮر اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺪت آن را ﺑﺎ ﺳﺎﻋﺖ اﻧﺪازه ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ .اﺧﺬ راي ﺑﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮدن دﺳﺖ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﻣﯿﺂﯾﺪ، ﻣﮕﺮ آﻧﮑﻪ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎدي ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ و ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎ ﺑﻪ ﺷﺨﺺ ﻣﻌﯿﻨﯽ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﺎﺷﺪ; در اﯾﻦ ﺻﻮرت راي ﻣﺨﻔﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮد .ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ راي ﻣﺠﻠﺲ ﮔﺰارﺷﯽ را ﮐﻪ از ﻃﺮف ﻫﯿﺌﺖ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﻧﻔﺮي درﺑﺎره ﻻﯾﺤﻬﺎي ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪه اﺳﺖ، ﺗﺎﯾﯿﺪ، اﺻﻼح، ﯾﺎ رد ﮐﻨﺪ، و ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﺠﻠﺲ ﻗﻄﻌﯽ اﺳﺖ .در ﻣﻮرد اﻣﻮري ﮐﻪ ﻓﻮرﯾﺖ دارد، اﺣﮑﺎﻣﯽ ﺻﺎدر ﻣﯿﺸﻮد ﻏﯿﺮ از ﻗﺎﻧﻮن و ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ اﺟﺮاي آن از ﺗﺼﻮﯾﺐ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺟﺪﯾﺪ ﺳﺮﯾﻌﺘﺮ ﺻﻮرت ﮔﯿﺮد .وﻟﯽ اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ اﺣﮑﺎم ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﺎن ﺳﺮﻋﺖ ﻟﻐﻮ ﺷﻮﻧﺪ و در ﻣﺘﻦ ﻗﺎﻧﻮن آﺗﻦ ﻧﯿﺰ وارد ﻧﻤﯿﮕﺮدﻧﺪ.

 

قانون
ﭼﻨﯿﻦ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯿﺮﺳﺪ ﮐﻪ ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن ﺑﺎﺳﺘﺎن ﻗﺎﻧﻮن را رﺳﻤﯽ ﻣﻘﺪس ﻣﯿﺪاﻧﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻮرد ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺧﺪاﯾﺎن اﺳﺖ و ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ آن اﻟﻬﺎم اﻻﻫﯽ اﺳﺖ.ﻗﺎﻧﻮن ﺑﺨﺸﯽ از دﯾﻦ ﺑﻮد و ﻗﺪﯾﻤﯿﺘﺮﯾﻦ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ ﯾﻮﻧﺎن، در ﻗﺎﻧﻮن ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﻣﻌﺎﺑﺪ، ﺑﺎ آداب و ﻣﻘﺮرات دﯾﻨﯽ آﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﻮد .ﻣﻘﺮراﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎن روﺳﺎي ﻗﺒﺎﯾﻞ ﯾﺎ ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن ﺑﺮﻗﺮار ﺷﺪه و در آﻏﺎز اﺟﺒﺎري ﺑﻮد، و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﺧﻮد ﺟﻨﺒﻪ ﺗﻘﺪس ﯾﺎﻓﺖ.
ﻣﺮﺣﻠﻪ دوم ﺗﺎرﯾﺦ ﻗﺎﻧﻮن ﯾﻮﻧﺎن، ﺟﻤﻊ آوري و ﺗﻨﻈﯿﻢ اﯾﻦ آداب و رﺳﻮم ﻣﻘﺪس ﺑﻪ دﺳﺖ ﻗﺎﻧﻮن ﮔﺬاراﻧﯽ ﭼﻮن زاﻟﺌﻮﮐﻮس، ﺧﺎروﻧﺪاس، دراﮐﻮن، و ﺳﻮﻟﻮن ﺑﻮد .ﭘﺲ از آﻧﮑﻪ اﯾﻦ ﻣﺮدان ﻗﺎﻧﻮن ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي ﺟﺪﯾﺪ ﺧﻮد را ﻣﺪون ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ، رﺳﻮم ﻣﻘﺪس ﺑﻪ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺑﺸﺮي ﻣﺒﺪل ﺷﺪ .در اﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮن ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ، ﻗﺎﻧﻮن از ﻗﻠﻤﺮو دﯾﻦ آزاد ﺷﺪ و روز ﺑﻪ روز دﻧﯿﻮﯾﺘﺮ ﮔﺸﺖ، در ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﻣﺠﺮﻣﯿﻦ، ﻗﺼﺪ و ﻧﯿﺖ آﻧﺎن از ارﺗﮑﺎب ﺟﺮم، اﻫﻤﯿﺖ و دﺧﺎﻟﺖ ﺗﻤﺎم ﯾﺎﻓﺖ، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻣﺸﺘﺮك ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ ﺟﺎي ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻓﺮدي داد; و اﻧﺘﻘﺎﻣﻬﺎي ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ ﻣﺠﺎزاﺗﻬﺎي ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ دوﻟﺖ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪ   .
ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺳﻮم ﺗﺮﻗﯽ در ﯾﻮﻧﺎن، رﺷﺪ روزاﻓﺰون ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺑﻮد .ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺗﻦ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻋﺼﺮ ﭘﺮﯾﮑﻠﺲ از ﻗﺎﻧﻮن آﺗﻦ ﺳﺨﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ، ﻣﻘﺼﻮدش ﻗﺎﻧﻮن ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي دراﮐﻮن و ﺳﻮﻟﻮن، و ﮐﻠﯿﻪ ﻣﻘﺮراﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺠﻠﺲ ﻋﺎﻣﻪ ﯾﺎ ﻣﺠﻠﺲ اﻋﯿﺎن وﺿﻊ ﮐﺮده اﺳﺖ ﺑﻪ اﺳﺘﺜﻨﺎي ﻣﻘﺮراﺗﯽ ﮐﻪ ﻟﻐﻮ ﺷﺪه .اﮔﺮ ﻗﺎﻧﻮن ﺟﺪﯾﺪي ﻣﻨﺎﻓﯽ ﻗﺎﻧﻮن ﻗﺪﯾﻢ ﺑﺎﺷﺪ، اﻟﻐﺎي ﻗﺎﻧﻮن ﻗﺪﯾﻢ واﺟﺐ اﺳﺖ .اﻣﺎ ﺑﺤﺚ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ﮐﺎﻣﻞ در ﺗﻨﺎﻗﺾ و ﺗﻌﺎرض اﯾﻦ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﻧﺎدر اﺳﺖ و ﺑﺴﯿﺎري از ﻣﺘﻮن ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ، ﺑﻪ ﻧﺤﻮي ﻣﻀﺤﮏ، ﻣﻨﺎﻓﯽ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮﻧﺪ .در ﻣﻮاردي ﮐﻪ اﺑﻬﺎم و اﻏﺘﺸﺎش ﻗﻮاﻧﯿﻦ از ﺣﺪ ﻣﯿﮕﺬﺷﺖ، از ﻣﯿﺎن اﻋﻀﺎي ﻣﺤﺎﮐﻢ ﻋﻤﻮﻣﯽ، ﺟﻤﻌﯽ ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ﻗﺮﻋﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﯿﺸﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﮐﻤﯿﺘﻪ ﺗﺜﺒﯿﺖ ﻗﻮاﻧﯿﻦ را ﺗﺸﮑﯿﻞ دﻫﻨﺪ و ﻣﻌﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﮐﺪام ﻗﺎﻧﻮن ﺑﺎﯾﺪ اﺑﻘﺎ و ﮐﺪام اﻟﻐﺎ ﺷﻮد .در اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﻮارد، وﮐﻼﯾﯽ ﻧﯿﺰ ﻣﻌﯿﻦ ﻣﯿﺸﺪﻧﺪ ﺗﺎ از ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﻗﺪﯾﻢ، در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ اﻟﻐﺎي آن را ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﮐﺮدﻫﺎﻧﺪ، دﻓﺎع ﮐﻨﻨﺪ .ﺑﺎ ﻧﻈﺎرت اﯾﻦ ﮐﻤﯿﺘﻪ، ﻗﻮاﻧﯿﻦ آﺗﻦ ﺑﻪ زﺑﺎﻧﯽ ﺳﺎده و روﺷﻦ ﺑﺮ ﻟﻮﺣﻬﺎي ﺳﻨﮕﯽ در ))اﯾﻮان ﺷﺎه ((ﻧﻘﺮ ﻣﯿﺸﻮد و، از اﯾﻦ ﭘﺲ، ﻫﯿﭻ ﯾﮏ از ﺣﮑﺎم ﺣﻖ آن ﻧﺪارد ﮐﻪ ﺑﺮاﺳﺎس ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﻏﯿﺮ ﻣﺪون ﺣﮑﻤﯽ روا دارد .


عدالت
ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻋﺪاﻟﺖ آﺧﺮﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ اﺳﺖ; و ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ اﺻﻼﺣﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ دﺳﺖ اﻓﯿﺎﻟﺘﺲ و ﭘﺮﯾﮑﻠﺲ ﺻﻮرت ﻣﯿﮕﯿﺮد اﻧﺘﻘﺎل ﻗﺪرت ﻗﻀﺎﯾﯽ اﺳﺖ از دادﮔﺎه ﻋﺎﻟﯽ و دﺳﺘﮕﺎه آرﺧﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﺤﺎﮐﻢ ﻗﻀﺎﯾﯽ .ﺗﺎﺳﯿﺲ اﯾﻦ ﻣﺤﺎﮐﻢ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻮم واﺑﺴﺘﻪ اﺳﺖ، ﺑﺮاي ﻣﺮدم آﺗﻦ ﭼﯿﺰي را ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ اروﭘﺎي ﺟﺪﯾﺪ، ﺑﺮ اﺛﺮ وﺟﻮد ﻫﯿﺌﺖ ﻣﻨﺼﻔﻪ در دادﮔﺎه ﻫﺎ، از آن ﺑﺮﺧﻮردار ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ .ﻫﻠﯿﺎﯾﺎ) دﯾﻮان ﻋﺪاﻟﺖ (از ﺷﺶ ﻫﺰار ﻋﻀﻮ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮد ﮐﻪ ﻫﺮ ﺳﺎﻟﻪ از روي دﻓﺎﺗﺮ ﺛﺒﺖ ﻧﺎم ﺷﺎرﻣﻨﺪان، ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ﻗﺮﻋﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ; اﯾﻦ ﺷﺶ ﻫﺰار ﺗﻦ ﺑﻪ ده ﺷﻌﺒﻪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ و در ﻫﺮ ﺷﻌﺒﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﻧﻔﺮ ﻋﻀﻮﯾﺖ دارﻧﺪ .ﻋﺪﻫﺎي ﮐﻪ از اﯾﻦ ﺟﻤﻊ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ، اﻋﻀﺎي ﻋﻠﯽ اﻟﺒﺪﻟﻨﺪ و در ﻣﻮاردي ﮐﻪ ﺿﺮورت اﯾﺠﺎب ﮐﻨﺪ، ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﻤﺎﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ .دﻋﺎوي ﻣﺤﻠﯽ ﮐﻢ اﻫﻤﯿﺘﺘﺮ را ﺳﯽ ﺗﻦ ﻗﻀﺎﺗﯽ ﮐﻪ در ﻓﻮاﺻﻞ ﻣﻌﯿﻦ ﺑﻪ ﺑﺨﺸﻬﺎي آﺗﯿﮏ ﺳﻔﺮ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ، ﻓﯿﺼﻠﻪ ﻣﯿﺒﺨﺸﻨﺪ .ﭼﻮن ﻣﺪت ﻋﻀﻮﯾﺖ ﻣﺤﮑﻤﻪ در ﻫﺮ ﺑﺎر ﺑﯿﺶ از ﯾﮏ ﺳﻮم ﻧﯿﺴﺖ، و ﭼﻮن اﻋﻀﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﻨﻮﺑﺖ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ، از اﯾﻦ روي، ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺑﺮاي ﻫﺮﯾﮏ از ﺷﺎرﻣﻨﺪان، وﺻﻮل ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻘﺎم، در ﻫﺮ ﺳﻪ ﺳﺎل ﯾﮏ ﺑﺎر، ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ .اداﻣﻪ اﯾﻦ وﻇﯿﻔﻪ اﺟﺒﺎري ﻧﯿﺴﺖ.


اموراداری و قضایی
ﺑﺮاي آﻧﮑﻪ ﺻﺪﻓﻪ و اﺗﻔﺎق ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺎﻣﻞ اﻧﺘﺨﺎب ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﻫﻤﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﻋﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺸﺎن ﻣﯿﺨﻮرد، ﻗﺒﻞ از ﺷﺮوع ﺑﻪ ﮐﺎر، ﺑﺎﯾﺪ از ﻃﺮف ﻣﺠﻠﺲ اﻋﯿﺎن ﯾﺎ از ﻃﺮف ﻣﺤﺎﮐﻢ، ﻣﻮرد آزﻣﺎﯾﺶ دﻗﯿﻖ و دﺷﻮار اﺧﻼﻗﯽ ﻗﺮار ﮔﯿﺮﻧﺪ .اﯾﻦ آزﻣﺎﯾﺶ دوﮐﯿﻤﺎﺳﯿﺎ ﻧﺎم دارد .ﻧﺎﻣﺰدان اﯾﻦ ﻣﻘﺎم ﺑﺎﯾﺪ، از ﺟﺎﻧﺐ ﭘﺪر و ﻣﺎدر، آﺗﻨﯽ ﺑﻮده و ﻧﻘﺎﯾﺺ ﺟﺴﻤﯽ و اﺧﻼﻗﯽ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻧﯿﺎﮐﺎن ﺧﻮد را ﻣﺤﺘﺮم ﺷﻤﺎرﻧﺪ، وﻇﺎﯾﻒ ﻧﻈﺎﻣﯽ و ﺳﭙﺎﻫﯽ ﺧﻮد را اﻧﺠﺎم داده، و ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﻬﺎي ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﮐﺎﻣﻞ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ .در اﯾﻦ ﺣﺎل، ﺳﺮاﺳﺮ زﻧﺪﮔﯽ آﻧﺎن در ﻣﻌﺮض اﻧﺘﻘﺎد و اﺗﻬﺎم ﻫﺮ ﯾﮏ از ﺷﺎرﻣﻨﺪان ﻗﺮار ﻣﯿﮕﯿﺮد; ﺑﺪون ﺷﮏ، ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ اﯾﻦ آزﻣﺎﯾﺸﻬﺎي دﻗﯿﻖ، داوﻃﻠﺒﺎن ﻧﺎﻻﯾﻖ و ﺑﯽ ﺻﻼﺣﯿﺖ را ﻫﺮاﺳﻨﺎك و از ﺷﺮﮐﺖ در ﻗﺮﻋﻪ ﮐﺸﯽ ﮔﺮﯾﺰان ﻣﯿﺴﺎزد .ﻫﺮ ﮔﺎه ﮐﻪ ﭘﺲ از آزﻣﺎﯾﺶ، ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻘﺎم رﺳﺪ، ﺳﻮﮔﻨﺪ ﯾﺎد ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ وﻇﺎﯾﻒ ﺧﻮد را ﭼﻨﺎﻧﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ و ﺷﺎﯾﺪ اﻧﺠﺎم دﻫﺪ، و اﮔﺮ ارﻣﻐﺎﻧﯽ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ ﯾﺎ رﺷﻮﺗﯽ ﮔﺮﻓﺖ، ﯾﮏ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﻃﻼ ﺑﻪ ﻗﺎﻣﺖ ﯾﮏ اﻧﺴﺎن، ﺑﻪ ﭘﯿﺸﮕﺎه ﺧﺪاﯾﺎن ﻫﺪﯾﻪ ﮐﻨﺪ


فرهنگ عمومی یونان
کتابت

در زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺸﻮر ﺷﻬﺮﻫﺎي(دولت شهر) ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ اﻧﺰواﻃﻠﺒﯽ ﮔﺮاﯾﺶ داﺷﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﭘﺎرﻫﺎي ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺸﺘﺮك ﻧﯿﺰ ﺑﺮﻣﯿﺨﻮرﯾﻢ.ﻣﺜﻼ در ﺳﺮاﺳﺮ ﺷﺒﻪ ﺟﺰﯾﺮه ﯾﻮﻧﺎن، از آﻏﺎز ﻗﺮن ﺳﯿﺰدﻫﻢ ق م ﺑﻪ ﺑﻌﺪ، ﯾﮏ زﺑﺎن راﯾﺞ ﺑﻮد .زﺑﺎن ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ زﺑﺎﻧﻬﺎي اﯾﺮاﻧﯽ، ﺳﺎﻧﺴﮑﺮﯾﺖ، اﺳﻼوي، ﻻﺗﯿﻦ، آﻟﻤﺎﻧﯽ، و اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺟﺰو زﺑﺎﻧﻬﺎي ﻫﻨﺪ و اروﭘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎرﻣﯿﺮﻓﺖ.
 .اﻟﺒﺘﻪ زﺑﺎن ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ داراي ﻟﻬﺠﻪ ﻫﺎي ﭼﻨﺪي ﻣﺎﻧﻨﺪ آﯾﻮﻟﯿﺎﯾﯽ، دوري، ﯾﻮﻧﯿﺎﯾﯽ، و آﺗﯿﮑﯽ ﺑﻮد، وﻟﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪﮔﺎن اﯾﻦ ﻟﻬﺠﻪ ﻫﺎ ﺳﺨﻦ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ را درﯾﺎﻓﺖ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ .در ﻗﺮﻧﻬﺎي ﭘﻨﺠﻢ و ﭼﻬﺎرم ق م، ﻟﻬﺠﻪ ﻫﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺑﻪ ﯾﮏ ﻟﻬﺠﻪ ﻣﺸﺘﺮك ﻣﻨﺘﻬﯽ ﺷﺪﻧﺪ .اﯾﻦ ﻟﻬﺠﻪ ﮐﻪ ﻋﻤﺪﺗﺎ در آﺗﻦ رواج ﮔﺮﻓﺖ و ﺑﻪ ﺻﻮرت زﺑﺎن اﻫﻞ داﻧﺶ درآﻣﺪ، زﺑﺎن آﺗﯿﮑﯽ ﻧﺎم داﺷﺖ .زﺑﺎن آﺗﯿﮑﯽ، ﻗﻮي و ﻧﺮم و ﺧﻮش آﻫﻨﮓ و ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﺮ زﺑﺎن زﻧﺪه دﯾﮕﺮ، ﭘﺮ از اﺳﺘﺜﻨﺎ و ﺑﯿﻘﺎﻋﺪﮔﯽ ﺑﻮد، وﻟﯽ ﺑﺨﻮﺑﯽ ﻣﯿﺘﻮاﻧﺴﺖ، ﺑﺎ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﮐﻠﻤﺎت و رﯾﺸﻪ ﻫﺎ، ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ دﻗﯿﻖ ﻓﻠﺴﻔﯽ و ﻣﻌﺎﻧﯽ ﻟﻄﯿﻒ و اﻧﻮاع ﺗﻌﺒﯿﺮات ﻋﺎﻟﯽ ادﺑﯽ را ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ


ادبیات
ادﺑﯿﺎت ﻧﯿﺰ ﻣﺎﻧﻨﺪ دﯾﻦ از ﯾﮏ ﻧﻈﺮ ﻋﺎﻣﻞ وﺣﺪت، و از ﻧﻈﺮ دﯾﮕﺮ از ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﻔﺮﻗﻪ و ﺗﻨﻮع ﺷﻬﺮﻫﺎي ﯾﻮﻧﺎن اﺳﺖ .ﺷﺎﻋﺮان، ﺗﺮاﻧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻟﻬﺠﻪ ﻫﺎي ﻣﺤﻠﯽ ﺧﻮد ﻣﯿﺴﺮودﻧﺪ و ﻣﻨﺎﻇﺮ ﺳﺮزﻣﯿﻨﻬﺎي ﺧﻮﯾﺶ را ﺗﻮﺻﯿﻒ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ .اﻣﺎ ﻣﺮدم ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻓﺼﯿﺤﺘﺮﯾﻦ ﻧﻐﻤ ﻪﻫﺎ ﮔﻮش ﻓﺮا ﻣﯿﺪادﻧﺪ و ﮔﺎه ﮔﺎه ﺷﺎﻋﺮان را ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ ﺗﺎ در آﺛﺎر ﺧﻮد ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﯽ ﮐﻠﯿﺘﺮ از ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﮐﻮﭼﮏ ﻣﺤﻠﯽ ﺑﭙﺮدازﻧﺪ .
هنر
ﻫﻨﺮﻫﺎ ﮐﺎﻣﻠﺘﺮﯾﻦ ﺟﻠﻮه ﻫﺎي ﺗﻤﺪن ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ، وﻟﯽ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻗﻠﯿﻠﯽ از آﺛﺎر ﻫﻨﺮي ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻫﺎﻧﺪ  .از اﯾﻦ رو، ﺑﺮ ﻣﺎﺳﺖ ﮐﻪ، ﺑﺎ ﺗﺨﺘﻪ ﭘﺎره ﻫﺎي ﻣﻮﺟﻮد، ﮐﺸﺘﯽ ﻫﻨﺮ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ را ﺑﺎزﺳﺎزي ﮐﻨﯿﻢ   . ﻫﻨﺮ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﭘﯿﮑﺮ ﺧﺪاﯾﺎن و ﺗﺰﯾﯿﻦ ﻣﻌﺎﺑﺪ و ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺷﺨﺼﯿﺘﻬﺎي ورزﺷﯽ ﺷﺮوع ﺷﺪ .ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن ﻗﺪﯾﻢ، ﻫﻤﭽﻮن ﺳﺎﯾﺮ ﻣﻠﻞ اﺑﺘﺪاﯾﯽ، در ﻣﺮﺣﻠﻬﺎي از ﺗﮑﺎﻣﻞ ﺧﻮد، ﻣﺠﺴﻤﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ و ﺑﻪ ﺟﺎي ﻣﻮﺟﻮد زﻧﺪه در ﮔﻮر ﻣﺮدﮔﺎن ﮔﺬاﺷﺘﻨﺪ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﭘﯿﮑﺮﻫﺎي اﻧﺴﺎﻧﯽ ﭘﺮداﺧﺘﻨﺪ .
اﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ اﻟﻬﺎم دﯾﻨﯽ ﻣﻮﺟﺪ ﻫﻨﺮ ﮔﺮاﻧﻤﺎﯾﻪ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻧﺸﺪ .ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﻤﺎﺳﻬﺎي ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﯾﺪي، ﻣﻬﺎرت ﻓﻨﯽ در ﯾﻮﻧﺎن ﺑﺴﯿﺎر ﺗﺮﻗﯽ ﮐﺮد و ﺑﻪ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﻫﻨﺮﻫﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن اﻧﺠﺎﻣﯿﺪ .آﺛﺎر ﻫﻨﺮي ﻧﺰد ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن در ﺷﻤﺎر ﮐﺎﻻﻫﺎي ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺑﻮد، و ﻫﻨﺮﻣﻨﺪان ﺑﻪ ﻃﻮر ﻃﺒﯿﻌﯽ از ﻣﯿﺎن ﮐﺎرﮔﺮان و ﺻﻨﻌﺘﮕﺮان ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯿﺂﻣﺪﻧ ﺪ. ﻫﻨﺮ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺑﺮ زﯾﺒﺎﯾﯽ، ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ زﯾﺒﺎﯾﯽ اﻧﺴﺎﻧﯽ، ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯿﻮرزﯾﺪ .ﭘﯿﮑﺮﺳﺎزان ﺑﺎ رﻣﻮز ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺑﺪن آﺷﻨﺎ ﺑﻮدﻧﺪ و ﺗﻨﺎﺳﺐ اﻧﺪاﻣﻬﺎي ﺳﺎﻟﻢ و ﻧﯿﺮوﻣﻨﺪ و زﯾﺒﺎ را ﻣﻮرد اﻋﺘﻨﺎ ﻗﺮار ﻣﯿﺪادﻧﺪ و ﻣﯿﮑﻮﺷﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ، ﺑﺎ زﺣﻤﺎت ﺗﻮاﻧﻔﺮﺳﺎ، زﯾﺒﺎﯾﯽ زﻧﺪه را ﺻﻮرﺗﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﺨﺸﻨﺪ
    
{مظاهر هنر یونانی عبارتند از:
ظرفها
مجسمه ها
معماری
موسیقی و رقص}


عقاید دینی
وﻗﺘﯽ ﺟﻮﯾﺎي وﺟﻮه ﻣﺸﺘﺮك ﺗﻤﺪن ﻣﺎﺑﯿﻦ ﺷﻬﺮﻫﺎي ﯾﻮﻧﺎن ﻣﯿﺸﻮﯾﻢ، ﭘﻨﺞ وﺟﻪ اﺻﻠﯽ ﻧﻤﺎﯾﺎن ﻣﯿﺸﻮد :زﺑﺎن ﻣﺸﺘﺮك ﺑﺎ ﻟﻬﺠﻪ ﻫﺎي ﻣﺤﻠﯽ; ﺣﯿﺎت ﻣﻌﻨﻮي ﻣﺸﺘﺮك ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﭼﻬﺮه ﻫﺎي ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ آن در زﻣﯿﻨﻪ ادﺑﯿﺎت، ﻓﻠﺴﻔﻪ، و ﻋﻠﻮم در ﺧﺎرج از ﻣﺮزﻫﺎي ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺧﻮد ﻣﺸﻬﻮر ﺷﺪﻧﺪ; ﺷﻮق ﻣﺸﺘﺮك ﺑﺮاي ورزش، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺑﻘﺎت ﻣﺤﻠﯽ و ﮐﺸﻮري ﺧﺘﻢ ﻣﯿﺸﺪ; ﻋﺸﻖ ﺑﻪ زﯾﺒﺎﯾﯽ ﮐﻪ در ﻗﺎﻟﺐ ﻫﻨﺮﻫﺎي ﻣﺸﺘﺮك ﻣﯿﺎن اﺟﺘﻤﺎﻋﺎت ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻣﺘﺠﻠﯽ ﻣﯿﺸﺪ; و ﻣﻨﺎﺳﮏ و اﻋﺘﻘﺎدات ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻣﺸﺘﺮك .
ﻋﻘﺎﯾﺪ دﯾﻨﯽ، ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن را ﺑﻪ ﻫﻤﺎن اﻧﺪازه ﮐﻪ ﺑﻪ وﺣﺪت ﮐﺸﺎﻧﯿﺪ، ﺑﻪ ﺗﻔﺮﻗﻪ اﻧﺪاﺧﺖ .زﯾﺮ ﻟﻮاي ﺧﺪاﯾﺎن اوﻟﯿﻪ اوﻟﻤﭙﯽ، ﮐﻪ ﻫﻤﻪ اﺣﺘﺮام ﻣﯿﮕﺬاﺷﺘﻨﺪ و ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﯿﺪﻧﺪ، ﻓﺮﻗﻪ ﻫﺎ و ﻗﺪرﺗﻬﺎي ﻣﻨﺴﺠﻤﺘﺮي وﺟﻮد داﺷﺖ ﮐﻪ ﺗﺒﻌﯿﺘﯽ از زﺋﻮس ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ . ﺟﺪاﯾﯿﻬﺎي ﺳﯿﺎﺳﯽ و ﻗﺒﯿﻠﻬﺎي ﭼﻨﺪ ﺧﺪاﯾﯽ را داﻣﻦ زد و ﯾﮑﺘﺎﭘﺮﺳﺘﯽ را ﻏﯿﺮﻣﻤﮑﻦ ﺳﺎﺧﺖ .در ﯾﻮﻧﺎن ﻗﺪﯾﻢ، ﻫﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ﺧﺪاﯾﯽ ﻣﺨﺼﻮص داﺷﺖ، و ﺑﻪ ﻧﺎم او آﺗﺶ اﺟﺎق داﯾﻤﺎ ﻣﯿﺴﻮﺧﺖ و، ﻗﺒﻞ از ﻏﺬا، ﺧﻮراك و ﺷﺮاب ﺑﻪ او ﺗﻘﺪﯾﻢ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ .
ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ ﻫﺮ ﺧﺎﻧﻮاده آﺗﺸﺪاﻧﯽ داﺷﺖ، ﻫﺮ ﺷﻬﺮ ﻧﯿﺰ در ﻗﺮﺑﺎﻧﮕﺎه ﺧﻮد آﺗﺶ ﻣﻘﺪس را ﻓﺮوزان ﻧﮕﺎه ﻣﯿﺪاﺷﺖ .آﺗﺶ ﻣﻘﺪس ﺷﻬﺮ ﻧﻤﺎد ﺧﺪاﯾﺎن و ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎن ﺟﺎوﯾﺪان ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯿﺮﻓﺖ .اﻫﺎﻟﯽ ﮔﺎه ﺑﻪ ﮔﺎه در ﭘﯿﺸﮕﺎه آﺗﺶ ﻣﻘﺪس ﮔﺮد ﻣﯿﺂﻣﺪﻧﺪ و ﻣﺸﺘﺮﮐﺎ ﺧﻮراك ﻣﯿﺨﻮردﻧﺪ .ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ در ﺧﺎﻧﻮاده ﭘﺪر ﻣﻘﺎم راﻫﺐ را ﻧﯿﺰ داﺷﺖ، در ﺷﻬﺮﻫﺎي ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﺣﺎﮐﻢ اﺻﻠﯽ ﯾﺎ آرﺧﻮن، راﻫﺐ اﻋﻈﻢ ﻣﺬﻫﺐ دوﻟﺘﯽ ﺑﻮد و ﺧﺪاﯾﺎن ﺗﻤﺎم اﻗﺘﺪارات و اﻋﻤﺎﻟﺶ را ﻣﻮﺟﻪ ﻣﯿﺪاﻧﺴﺘﻨﺪ .اﺳﺘﻔﺎده از اﯾﻦ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻻﻫﻮﺗﯽ، اﻧﺴﺎﻧﻬﺎي ﺷﮑﺎرﭼﯽ را ﺑﺮاي ﺷﺎرﻣﻨﺪي رام ﮐﺮد .


دین و اخلاق
در ﻧﻈﺮ ﻧﺨﺴﺖ، ﻣﯿﺘﻮان ﮔﻔﺖ ﮐﻪ دﯾﻦ در اﺧﻼق ﻣﺮدم ﺗﺎﺛﯿﺮ زﯾﺎدي ﻧﺪاﺷﺖ، زﯾﺮا دﯾﻦ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ از آﻏﺎز ﻣﺠﻤﻮﻋﻬﺎي از ﻣﺮاﺳﻢ ﺟﺎدوﯾﯽ ﺑﻮد و ﺑﻪ اﺧﻼق ﻣﺮﺑﻮط ﻧﻤﯿﺸﺪ .در دﯾﻦ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ، اﺟﺮاي ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺸﺮﯾﻔﺎت ﺳﻨﺘﯽ ﺑﯿﺶ از درﺳﺘﯽ و ﭘﺎﮐﯽ اﻧﺴﺎن اﻫﻤﯿﺖ داﺷﺖ، و ﺧﺪاﯾﺎن آﺳﻤﺎﻧﯽ و زﻣﯿﻨﯽ ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن از ﻟﺤﺎظ ﻋﻔﺖ و ﺷﺮاﻓﺖ و ﻧﺠﺎﺑﺖ ﺳﺮﻣﺸﻘﻬﺎﯾﯽ ﻋﺎﻟﯽ ﺑﻪ اﻧﺴﺎن ﻧﺪادﻧﺪ .
ﺑﺎ اﯾﻦ وﺻﻒ، دﯾﻦ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ، ﺑﺮﺧﻼف آﻧﭽﻪ در ﺑﺎدي اﻣﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯿﺮﺳﺪ، از ﻟﺤﺎظ اﺧﻼق ﺑﻪ ﻣﺮدم و دوﻟﺖ ﮐﻤﮑﻬﺎﯾﯽ ﻧﻬﺎﻧﯽ ﻣﯿﮑﺮد، ﭼﻨﺎﻧﮑﻪ ﻣﺮاﺳﻢ ﺗﻄﻬﯿﺮ، ﮔﺮﭼﻪ اﻣﻮري ﺗﺸﺮﯾﻔﺎﺗﯽ ﺑﻮدﻧﺪ، ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن را ﺑﻪ ﻋﺎدات اﺧﻼﻗﯽ ﺧﻮ ﻣﯿﺪادﻧﺪ .
از اﯾﻦ ﮔﺬﺷﺘﻪ، دﯾﻦ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ وﻻدت، ازدواج، ﺧﺎﻧﻮاده، ﻃﺎﯾﻔﻪ، و دوﻟﺖ ﺟﺎﻣﻪ ﺗﻘﺪس ﻣﯿﭙﻮﺷﺎﻧﯿﺪ و آﻧﻬﺎ را از ﺻﻮرت اﻣﻮر زودﮔﺬر دﻧﯿﻮي ﺑﯿﺮون ﻣﯿﺂورد
 دﯾﻦ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺮدم را ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪﻣﺜﻞ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯿﮑﺮد و ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﯾﺶ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻣﯿﺸﺪ، ﺑﻠﮑﻪ، ﺑﺎ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ ﺣﻔﻆ اﺳﺘﻤﺮار ﻧﺴﻠﻬﺎ، آﻧﻬﺎ را ﺑﻪ ﺣﻔﻆ ﻧﻈﺎم اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و دﻓﺎع از وﻃﻦ ﺑﺮﻣﯿﺎﻧﮕﯿﺨﺖ .در ﻫﺮ ﺷﻬﺮ، ﺧﺪا ﯾﺎ ﺧﺪاﯾﺎن ﺧﺎص آن ﺷﻬﺮ ﺑﯿﺶ از ﺧﺪاﯾﺎن دﯾﮕﺮ ﻣﻌﺰز ﺑﻮدﻧﺪ، و ﻫﻤﻪ ﻗﻮاﻧﯿﻦ و ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺟﺎﻣﻌﻪ در ﻣﯿﺎن ﻫﺎﻟﻬﺎي دﯾﻨﯽ ﻗﺮار داﺷﺖ   . ﺑﺮاﺳﺘﯽ، دﯾﻦ، ﺟﺎﻣﻌﻪ را در ﺑﺮاﺑﺮ ﺧﻮد ﺧﻮاﻫﯽ و ﺳﻮد ﺟﻮﯾﯽ ﻓﺮد ﭼﻮن ﺳﺪي دﻓﺎﻋﯽ درآورد .در آﻏﺎز، دﯾﻦ از ادب و ﻫﻨﺮ و ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻧﯿﺮو ﮔﺮﻓﺖ، وﻟﯽ ﺑﻌﺪا از آﻧﻬﺎ زﯾﺎن دﯾﺪ .ﻫﻨﺮ ﻓﯿﺪﯾﺎس ﺑﻪ ﺧﺪاﯾﺎن ﺟﻠﻮه ﻫﺎﯾﯽ زﯾﺒﺎ و ﺷﮑﻮﻫﻤﻨﺪ داد، و ﺷﻌﺮﻫﺎي ﭘﯿﻨﺪاروس و ﺳﻮﻓﻮﮐﻞ و اﺷﯿﻞ ﺑﻪ ﻧﻮاﻣﯿﺲ دﯾﻨﯽ ﻋﻤﻖ اﺧﻼﻗﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪ .ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ اﻓﻼﻃﻮن و ﻓﯿﺜﺎﻏﻮرس ﻓﻠﺴﻔﻪ را ﺑﺎ دﯾﻦ آﻣﯿﺨﺘﻨﺪ و، ﺑﺎ ﻃﺮح ﻣﻔﻬﻮم ﺧﻠﻮد، در ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ اﺧﻼق اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻣﻮﺛﺮ اﻓﺘﺎدﻧﺪ .اﻣﺎ، در ﺑﺮاﺑﺮ اﯾﻨﺎن، ﭘﺮوﺗﺎﮔﻮراس دﯾﻦ را ﺑﺎ دﯾﺪه ﺗﺮدﯾﺪ ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ، ذﯾﻤﻘﺮاﻃﯿﺲ ﻓﺎﯾﺪه دﯾﻦ را اﻧﮑﺎر ﮐﺮد، اورﯾﭙﯿﺪ ﺧﺪاﯾﺎن را ﺑﻪ رﯾﺸﺨﻨﺪ ﮔﺮﻓﺖ، و ﺑﺮ روي ﻫﻢ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ دﯾﻦ را، ﮐﻪ ﻣﺒﻨﺎي اﺧﻼق ﺑﻮد، ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮدي ﮐﺸﺎﻧﯿﺪ   .


بازی و ورزش
در ﯾﻮﻧﺎن اﮔﺮ دﯾﻦ از اﯾﺠﺎد وﺣﺪت ﻧﺎﺗﻮان ﻣﺎﻧﺪ، ورزش در اﯾﻦ راه ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ رﺳﯿﺪ .ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎي ﻣﺴﺎﺑﻘﺎت ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎن ﻋﻼﻗﻪ واﻓﺮ داﺷﺘﻨﺪ .از اﯾﻦ رو، در اﺟﺘﻤﺎﻋﺎت ﺑﺰرﮔﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺷﺮﮐﺖ ﻗﺒﺎﯾﻞ و اﻗﻮام ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﺮﭘﺎ ﻣﯿﺸﺪ ﺑﺎ اﺻﺮار ﺣﻀﻮر ﻣﯿﯿﺎﻓﺘﻨﺪ. ﻋﻠﺖ اﺻﻠﯽ ﮔﺮد آﻣﺪن ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن در ﺷﻬﺮﻫﺎي ﻣﻘﺪﺳﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ اوﻟﻤﭙﯽ، دﻟﻔﯽ، ﮐﻮرﻧﺖ، و ﻧﻤﺌﺎ ﻋﺒﺎدت ﻧﺒﻮد، ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎي ﻣﺴﺎﺑﻘﺎﺗﯽ ﺑﻮد ﮐﻪ در اﯾﻦ ﺷﻬﺮﻫﺎي ﻣﻘﺪس ﺑﺮﭘﺎ ﻣﯿﺸﺪ .ﺑﺪﯾﻦ ﺳﺒﺐ، اﺳﮑﻨﺪر ﻣﻘﺪوﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ دﻧﯿﺎي ﻗﺪﯾﻢ را زﯾﺮ ﭘﺎ ﮔﺬاﺷﺖ، اوﻟﻤﭙﯽ را ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺟﻬﺎن ﻣﯿﺸﻤﺮد   . در اﯾﻦ ﺷﻬﺮﻫﺎ، دﯾﻦ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﺗﻨﺪرﺳﺘﯽ و ﻧﯿﺮوﻣﻨﺪي و زﯾﺒﺎﯾﯽ ﺗﺠﻠﯽ ﻣﯿﮑﺮد .ﺳﯿﻤﻮﻧﯿﺪس در اﯾﻦ ﺑﺎره ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ)) :ﻧﯿﮑﻮﺗﺮﯾﻦ ﭼﯿﺰ ﺑﺮاي آدﻣﯽ در درﺟﻪ اول ﺳﻼﻣﺖ ﮐﺎﻣﻞ اﺳﺖ، در درﺟﻪ دوم زﯾﺒﺎﯾﯽ، و در درﺟﻪ ﺳﻮم ﺛﺮوﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺪون ﻓﺮﯾﺐ و ﻧﯿﺮﻧﮓ ﺑﻪ دﺳﺖ آﯾﺪ، و در ﻣﺮﺗﺒﻪ ﭼﻬﺎرم درك ﻣﺤﻀﺮ دوﺳﺘﺎن اﺳﺖ ((.در اودﯾﺴﻪ ﭼﻨﯿﻦ آﻣﺪه اﺳﺖ)) :در ﺳﺮاﺳﺮ زﻧﺪﮔﯽ، آدﻣﯽ را ﻣﻘﺎﻣﯽ واﻻﺗﺮ از آﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﺷﺶ ﭘﺎي و دﺳﺖ ﺧﻮد ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯿﺂورد، وﺟﻮد ﻧﺪارد ((.ﺑﺮاي ﯾﮏ ﻣﻠﺖ اﺷﺮاﻓﯽ ﮐﻪ در ﻣﯿﺎن ﮔﺮوه ﮐﺜﯿﺮي از ﺑﺮدﮔﺎن ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯿﺒﺮد و ﻫﺮ دم ﻣﺠﺒﻮر ﺑﻪ ﺳﺮﮐﻮﺑﯽ ﻣﺘﺠﺎوزان ﺑﻮد، ﺗﻼش ﺑﺮاي ﺣﻔﻆ ﻧﯿﺮوي ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﺿﺮورﯾﺘﺮﯾﻦ وﻇﯿﻔﻪ ﺑﻮد .در زﻣﺎن ﻗﺪﯾﻢ، ﺟﻨﮓ ﺑﻪ ﻧﯿﺮو و ﭼﺎﺑﮑﯽ ﻧﯿﺎز داﺷﺖ، و ﻧﯿﺮو و ﭼﺎﺑﮑﯽ از ورزﺷﻬﺎ و ﻣﺴﺎﺑﻘﺎت ﺑﻪ دﺳﺖ ﻣﯿﺂﻣﺪ .اﮔﺮ ﯾﮏ ﻣﺮد ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻣﺘﻌﺎرف را ﻓﺮدي ﻃﺎﻟﺐ ﻋﻠﻢ و ﻫﻨﺮ و دوﺳﺘﺎر اﻓﻼﻃﻮن و اﺷﯿﻞ ﺑﺪاﻧﯿﻢ، ﺑﻪ ﺧﻄﺎ رﻓﺘﻬﺎﯾﻢ .زﯾﺮا اﻧﺴﺎن ﻣﺘﻌﺎرف ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻧﺴﺎن ﻣﺘﻌﺎرف اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﯾﺎ اﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺷﯿﻔﺘﻪ ورزش ﺑﻮد و ورزﺷﮑﺎران ﻣﺤﺒﻮب ﺧﻮد را ﺧﺪاﯾﺎن روي زﻣﯿﻦ ﻣﯿﺸﻤﺮد.


اخلاق و آداب یونانیان

دوران کودکی
ﻫﺮ ﺷﺎرﻣﻨﺪ آﺗﻨﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﺮزﻧﺪاﻧﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، دﯾﻦ و ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ و دوﻟﺖ، ﻣﺘﻔﻘﺎ ﺑﯿﻔﺮزﻧﺪ ﺑﻮدن را ﻣﻨﻊ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ .ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﺮزﻧﺪ ﻧﺪارد ﻣﻌﻤﻮﻻ ﮐﻮدﮐﯽ را ﺑﻪ ﻓﺮزﻧﺪي ﻣﯿﭙﺬﯾﺮد .ﯾﺘﯿﻤﺎن ﺧﻮش ﺳﯿﻤﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺎي ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺧﺮﯾﺪه ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ .در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل، ﺑﺮاي ﭘﯿﺸﮕﯿﺮي از اﻓﺰاﯾﺶ ﺟﻤﻌﯿﺖ و ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻓﻘﺮآور اراﺿﯽ، ﺷﺮع و ﻋﺮف ﮐﺸﺘﻦ ﻧﻮزادان را ﻣﺒﺎح ﻣﯿﺪاﻧﺪ .ﻫﺮ ﭘﺪري ﮐﻪ ﻓﺮزﻧﺪي ﺿﻌﯿﻒ ﯾﺎ ﻧﺎﻗﺺ ﺑﻪ وﺟﻮد آورد، ﯾﺎ او را از ﺻﻠﺐ ﺧﻮد ﻧﺪاﻧﺪ، در ﮐﺸﺘﻦ ﻣﺨﺘﺎر اﺳﺖ .ﻓﺮزﻧﺪ ﺑﺮدﮔﺎن ﺑﻨﺪرت ﻣﺠﺎل زﻧﺪه ﻣﺎﻧﺪن ﻣﯿﯿﺎﺑﻨﺪ .دﺧﺘﺮان را ﺑﯿﺶ از ﭘﺴﺮان ﻣﯿﮑﺸﻨﺪ، زﯾﺮا ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﺷﻮي ﮐﺮدن ﺑﺎﯾﺪ ﺟﻬﯿﺰي ﺑﺎ ﺧﻮد ﺑﺒﺮﻧﺪ، و ﭘﺲ از آن ﻧﯿﺰ از ﺧﺪﻣﺘﮑﺎري ﺧﺎﻧﻬﺎي ﮐﻪ در آن ﭘﺮورش ﯾﺎﻓﺘﻬﺎﻧﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺘﮑﺎري ﺧﺎﻧﻬﺎي ﻣﯿﺮوﻧﺪ ﮐﻪ در ﭘﺮورش آﻧﺎن دﺳﺘﯽ ﻧﺪاﺷﺘﻪ اﺳﺖ .اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ اﻃﻔﺎل را در ﻇﺮﻓﯽ ﺳﻔﺎﻟﯿﻦ ﻧﻬﺎده، در ﻧﺰدﯾﮑﯽ ﻣﻌﺒﺪي ﯾﺎ در ﻣﮑﺎن دﯾﮕﺮي ﻗﺮار ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ، ﺗﺎ اﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺧﻮاﺳﺘﺎر ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻦ ﮐﻮدﮐﯽ ﺑﺎﺷﺪ، آن را ﺑﺂﺳﺎﻧﯽ ﺑﯿﺎﺑﺪ و از ﻣﺮگ ﻧﺠﺎﺗﺶ دﻫﺪ .ﺣﻘﯽ ﮐﻪ ﭘﺪران در ﮐﺸﺘﻦ ﻓﺮزﻧﺪان ﺧﻮد دارﻧﺪ، ﻃﺮﯾﻘﻪ ﺧﺸﻮﻧﺘﺂﻣﯿﺰي اﺳﺖ ﺑﺮاي اﺻﻼح ﻧﮋاد; اﯾﻦ ﺧﺎﺻﯿﺖ، ﺑﺎ اﻧﺘﺨﺎب ﻃﺒﯿﻌﯽ دﻗﯿﻖ و ﺷﺪﯾﺪي ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﻣﺒﺎرزات و رﻧﺠﮑﺸﯽ ﺻﻮرت ﻣﯿﮕﯿﺮد، دﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﻢ داده، ﻣﻠﺘﯽ ﺳﺎﻟﻢ و ﻧﯿﺮوﻣﻨﺪ در ﯾﻮﻧﺎن ﭘﺪﯾﺪ ﻣﯿﺂورد.
در دﻫﻤﯿﻦ روز وﻻدت، ﯾﺎ ﻗﺒﻞ از آن، ﻧﻮزاد را رﺳﻤﺎ ﺟﺰو اﻓﺮاد ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯿﺪارﻧﺪ.


آموزش و پرورش
آﺗﻦ داراي ورزﺷﮕﺎه ﻫﺎ و ژﯾﻤﻨﺎزﯾﻮﻣﻬﺎي ﻋﻤﻮﻣﯽ اﺳﺖ، و ﺑﺮ ﮐﺎر ﻣﻌﻠﻤﺎن اﻧﺪك ﻧﻈﺎرﺗﯽ ﻣﻌﻤﻮل اﺳﺖ .وﻟﯽ، در اﯾﻦ ﺷﻬﺮ، ﻣﺪرﺳﻪ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﯾﺎ داﻧﺸﮕﺎه دوﻟﺘﯽ وﺟﻮد ﻧﺪارد، و ﺗﻌﻠﯿﻢ و ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺑﻪ دﺳﺖ اﻓﺮاد، و ﺑﻪ ﻃﻮر ﺧﺼﻮﺻﯽ اﺟﺮا ﻣﯿﺸﻮد .
 .ﮐﻮدﮐﺎن ﺗﺎ ﭼﻬﺎرده ﯾﺎ ﺷﺎﻧﺰده ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﻣﺪرﺳﻪ ﻣﯿﺮوﻧﺪ و اداﻣﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ در ﺳﻨﯿﻦ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻣﺨﺼﻮص ﻓﺮزﻧﺪان ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎي دوﻟﺘﻤﻨﺪ اﺳﺖ .
ﻣﻌﻠﻢ ﻫﻤﻪ ﻣﻮاد را ﺗﻌﻠﯿﻢ ﻣﯿﺪﻫﺪ .ﮐﺎر او ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﺗﺮﺑﯿﺖ اﺧﻼق ﮐﻮدﮐﺎن ﻧﯿﺰ ﺗﻮﺟﻪ ﺧﺎﺻﯽ دارد و ﺑﺮاي ﺗﺎدﯾﺐ آﻧﺎن ﭼﻮﺑﯽ ﺑﻪ ﮐﺎر ﻣﯿﺒﺮد . ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﺪارس ﺷﺎﻣﻞ ﺳﻪ ﺑﺨﺶ اﺳﺖ :ﻧﻮﺷﺘﻦ، ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ، و ورزش; در زﻣﺎن ارﺳﻄﻮ، ﻧﻮﮔﺮاﯾﺎن ﭘﺮﺷﻮر و ﺷﻮق ﻃﺮاﺣﯽ و ﻧﻘﺎﺷﯽ را ﻧﯿﺰ ﺑﺪان ﻣﯿﺎﻓﺰاﯾﻨﺪ .ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺷﺎﻣﻞ ﻗﺮاﺋﺖ و ﺣﺴﺎب اﺳﺖ، و در ﺣﺴﺎب ﺑﻪ ﺟﺎي ارﻗﺎم ﺣﺮوف ﺑﻪ ﮐﺎر ﻣﯿﺮود . ﺷﺎﮔﺮدان ﻫﻤﮕﯽ ﭼﻨﮕﻨﻮازي ﻣﯿﺂﻣﻮزﻧﺪ، و ﺑﺴﯿﺎري از درﺳﻬﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﻢ درآﻣﺪه، ﺑﺎ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺗﻮام ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ .ﺑﺮاي آﻣﻮﺧﺘﻦ زﺑﺎﻧﻬﺎي ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺻﺮف وﻗﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ، و ﻫﯿﭻ ﺑﻪ ﺗﻌﻠﯿﻢ زﺑﺎﻧﻬﺎي ﻣﺮده ﻧﻤﯿﭙﺮدازﻧﺪ، ﻟﮑﻦ در آﻣﻮزش زﺑﺎن ﻣﺎدري ﺧﻮد، ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺻﺤﯿﺢ، دﻗﺖ ﺑﺴﯿﺎر دارﻧﺪ .ﺗﻌﻠﯿﻢ ورزش در ورزﺷﮕﺎه ﻫﺎ ﺻﻮرت ﻣﯿﮕﯿﺮد .ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﮐﺸﺘﯽ ﮔﺮﻓﺘﻦ و ﺷﻨﺎ ﮐﺮدن ﻧﺪاﻧﺪ و در ﮐﻤﺎﻧﺪاري و ﻓﻼﺧﻨﮕﯿﺮي ﭼﯿﺮه دﺳﺖ ﻧﺒﺎﺷﺪ، در ﺷﻤﺎر ﺗﺤﺼﯿﻠﮑﺮدﮔﺎن ﻧﯿﺴﺖ  .
دﺧﺘﺮان در ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻣﯿﭙﺮدازﻧﺪ و، ﺑﯿﺸﺘﺮ، ﺧﺎﻧﻪ داري و ﻋﻠﻮم ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آن را ﻓﺮا ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ .ﺟﺰ در اﺳﭙﺎرت، دﺧﺘﺮان در ورزﺷﻬﺎي ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ; ﺧﻮاﻧﺪن، ﻧﻮﺷﺘﻦ، ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ، رﯾﺴﻨﺪﮔﯽ، ﺑﺎﻓﻨﺪﮔﯽ، ﻗﻼﺑﺪوزي، رﻗﺺ، آواز، و ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ را در ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺰد ﻣﺎدر ﯾﺎ داﯾﻪ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﯿﺂﻣﻮزﻧﺪ .در ﯾﻮﻧﺎن، ﻓﻘﻂ ﻋﺪه ﻣﻌﺪودي از زﻧﺎن ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻼت ﮐﺎﻣﻞ ﻧﺎﯾﻞ ﺷﺪه اﻧﺪ و اﯾﻨﺎن ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﻫﺎي ﻣﻤﺘﺎزﻧﺪ .ﺑﺮاي زﻧﺎن ﻣﺤﺘﺮم، از ﺗﺤﺼﯿﻼت اﺑﺘﺪاﯾﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ، وﻟﯽ آﺳﭙﺎﺳﯿﺎ ﭼﻨﺪ ﺗﻦ از آﻧﺎن را ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻓﻠﺴﻔﻪ و ﺑﻼﻏﺖ ﺑﺮ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﺰد .ﻣﺮدان ﺗﺤﺼﯿﻼت ﻋﺎﻟﯿﻪ را از اﺳﺘﺎدان ﺑﻼﻏﺖ و ﺳﻮﻓﺴﻄﺎﯾﯿﺎن ﻓﺮا ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ و ﻧﺰد آﻧﺎن ﺳﺨﻨﻮري و ﻃﺒﯿﻌﯿﺎت و ﻓﻠﺴﻔﻪ و ﺗﺎرﯾﺦ ﻣﯿﺂﻣﻮزﻧﺪ .اﯾﻦ اﺳﺘﺎدان، در ﺟﻮار ورزﺷﮕﺎه ﻫﺎ، ﻣﺴﺘﻘﻼ ﻣﺠﺎﻟﺲ درس ﺑﺮﭘﺎ ﻣﯿﺪارﻧﺪ و ﺑﺎ ﻫﻢ، در آﺗﻦ ﭘﯿﺶ از ﻋﺼﺮ اﻓﻼﻃﻮن، داﻧﺸﮕﺎه ﻣﺘﻔﺮﻗﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ .وﻟﯽ ﻓﻘﻂ دوﻟﺘﻤﻨﺪان در اﯾﻦ داﻧﺸﮕﺎه ﻫﺎ ﮐﺴﺐ ﻋﻠﻢ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ، زﯾﺮا ﺣﻖ ﺗﻌﻠﯿﻢ اﺳﺘﺎدان ﻣﺒﻠﻎ ﮔﺰاﻓﯽ اﺳﺖ .اﻣﺎ ﺟﻮاﻧﺎن ﭘﺮﺷﻮر و ﺷﻮق، ﺷﺒﻬﺎ را در آﺳﯿﺎﻫﺎ و ﻣﺰارع ﮐﺎر ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ، ﺗﺎ در ﺳﺎﻋﺎت روز از ﻣﺤﻀﺮ اﯾﻦ اﺳﺘﺎدان ﺳﯿﺎر ﮐﺴﺐ ﻓﯿﺾ ﮐﻨﻨﺪ .
ﭘﺴﺮان، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﺎﻧﺰده ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯿﺮﺳﻨﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺟﺴﻢ ﺧﻮد ﺑﭙﺮدازﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺮاي ﮐﺎرﻫﺎي ﺟﻨﮕﯽ ﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎﺑﻨﺪ .ﺣﺘﯽ ﺑﺎزﯾﻬﺎ و ورزﺷﻬﺎﯾﺸﺎن ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻧﺤﻮي آﻧﺎن را ﺑﺮاي ﺳﺮﺑﺎزي آﻣﺎده ﻣﯿﺴﺎزد، ﻣﯿﺪوﻧﺪ، ﻣﯿﺠﻬﻨﺪ، ﮐﺸﺘﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ، ﺷﮑﺎر ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ، اراﺑﻪ ﻣﯿﺮاﻧﻨﺪ، و ﻧﯿﺰه ﭘﺮاﻧﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ .در ﻫﺠﺪه ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ دوﻣﯿﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ از ﻣﺮاﺣﻞ ﭼﻬﺎرﮔﺎﻧﻪ زﻧﺪﮔﯽ آﺗﻦ )ﮐﻮدﮐﯽ، ﺟﻮاﻧﯽ، ﻣﺮدي، ﭘﯿﺮي (ﮔﺎم ﻣﯿﻨﻬﻨﺪ و در ﺻﻒ ﺳﺮﺑﺎزان ﺟﻮان آﺗﻦ ﻗﺮار ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ .


اخلاقیات
آﺗﻨﯿﺎن ﻗﺮن ﭘﻨﺠﻢ ﻧﻤﻮﻧﻪ اﺧﻼق ﺳﺘﻮده ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ .رﺷﺪ ﻓﮑﺮ ﺑﺴﯿﺎري از آﻧﺎن را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﻨﻦ اﺧﻼﻗﯽ ﺑﯽ اﻋﺘﻨﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ و ﺑﻪ ﺻﻮرت اﻓﺮادي ﻏﯿﺮ اﺧﻼﻗﯽ درآورده اﺳﺖ .ﺟﺎﻣﻌﻪ آﺗﻦ ﺑﻪ ﻋﺪل ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ و ﻗﻀﺎﯾﯽ ﻣﺸﻬﻮر اﺳﺖ، ﻟﮑﻦ ﻣﺮدم آن ﺑﻨﺪرت ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ، ﺟﺰ ﻓﺮزﻧﺪان ﺧﻮد، ﻋﻄﻮﻓﺖ ﻫﻤﻨﻮﻋﯽ اﺑﺮاز ﻣﯿﺪارﻧﺪ; از وﺟﺪان ﺧﻮد ﭼﻨﺪان آزار ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﻨﺪ، و ﻫﺮﮔﺰ در ﻓﮑﺮ آن ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ را ﭼﻮن ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ دوﺳﺖ ﺑﺪارﻧﺪ .
ﯾﮑﯽ از ﺧﺼﺎﯾﺺ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻣﺮدم آﺗﻦ ﻣﻬﻤﺎن ﻧﻮازي اﺳﺖ .ﻏﺮﯾﺒﺎن را، ﺣﺘﯽ ﺑﺪون ﻣﻌﺮﻓﯽ و ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻗﺒﻠﯽ، ﺑﮕﺮﻣﯽ ﻣﯿﭙﺬﯾﺮﻧﺪ .اﮔﺮ ﻣﺴﺎﻓﺮي ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻬﺎي وارد ﺷﻮد و از دوﺳﺘﯽ ﻣﺸﺘﺮك ﻧﺎﻣﻬﺎي ﻫﻤﺮاه داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺧﻮاﺑﮕﺎه و ﻏﺬا ﺑﻪ او ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ و در ﻫﻨﮕﺎم رﻓﺘﻦ ﻧﯿﺰ ﻫﺪﯾﻬﺎي ﺗﻘﺪﯾﻤﺶ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ .ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻬﺎي دﻋﻮت ﻣﯿﺸﻮد، ﺣﻖ دارد ﮐﻪ ﻣﻬﻤﺎن دﯾﮕﺮي را ﺑﺪون دﻋﻮت ﺑﺎ ﺧﻮد ﺑﻪ آﻧﺠﺎ ﺑﺒﺮد
 اﻏﻨﯿﺎ ﺑﺎ ﺑﺬل و ﺑﺨﺸﺸﻬﺎي ﻋﻤﻮﻣﯽ و ﺧﺼﻮﺻﯽ، ﺳﺨﺎوﺗﻤﻨﺪي ﺧﻮد را ﻧﺸﺎن ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﮐﻠﻤﻪ ﻓﯿﻼﻧﺘﺮوﭘﯽ ﯾﺎ اﻧﺴﺎﻧﺪوﺳﺘﯽ، ﻟﻔﻈﺎ و ﻋﻤﻼ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ اﺳﺖ .ﺻﺪﻗﻪ و ﺧﯿﺮات ﻧﯿﺰ ﺑﺮﻗﺮار اﺳﺖ; ﻣﻮﺳﺴﺎت ﺑﺴﯿﺎري ﺑﺮاي ﭘﺬﯾﺮاﯾﯽ ﺑﯿﮕﺎﻧﮕﺎن، ﻣﻌﺎﻟﺠﻪ ﺑﯿﻤﺎران، و ﺣﻔﻆ ﭘﯿﺮان و ﻓﻘﯿﺮان ﺑﺮﭘﺎﺳﺖ .دوﻟﺖ ﺑﺮاي ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ در ﺟﻨﮕﻬﺎ زﺧﻤﯽ و ﻧﺎﻗﺺ ﺷﺪﻫﺎﻧﺪ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﻣﻌﯿﻦ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ، و ﺗﺮﺑﯿﺖ ﮐﻮدﮐﺎﻧﯽ را ﮐﻪ ﺑﺪان ﺳﺒﺐ ﺑﯽ ﭘﺪر ﻣﺎﻧﺪﻫﺎﻧﺪ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻋﻬﺪه ﻣﯿﮕﯿﺮد; در ﻗﺮن ﭼﻬﺎرم، ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﺮاﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺮ و از ﮐﺎر اﻓﺘﺎدﻫﺎﻧﺪ وﺟﻮﻫﯽ ﻣﻌﯿﻦ ﻣﯿﭙﺮدازد .در وﻗﺖ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ و ﺟﻨﮓ و دﯾﮕﺮ ﺑﺤﺮاﻧﻬﺎ دوﻟﺖ، ﻋﻼوه ﺑﺮ وﺟﻮﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﺮاي ﺣﻀﻮر در ﻣﺠﻠﺲ و ﻣﺤﺎﮐﻢ و ﺗﻤﺎﺷﺎي ﻧﻤﺎﯾﺸﻬﺎ ﻣﯿﭙﺮدازد، روزي دو اوﺑﻮﻟﻮس ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻣﺴﺘﻤﻨﺪان ﻣﯿﺪﻫﺪ .وﻟﯽ اﻋﻤﺎل ﻧﺎرواي ﻋﺎدي ﻫﻤﭽﻨﺎن در ﻣﯿﺎن اﺳﺖ.


صفات
ﻗﺪرت ﮐﺎر و ﻧﯿﺮوي اﻋﺠﺎﺑﺎﻧﮕﯿﺰ ﻫﻮش آﻧﺎن ﭘﺮدﻫﺎي ﺑﺮ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺸﺎن ﮐﺸﯿﺪه اﺳﺖ .ﻧﺰدﯾﮑﯽ درﯾﺎ، ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺧﺎص ﺑﺎزرﮔﺎﻧﯽ، و آزادي ﺣﯿﺎت اﻗﺘﺼﺎدي و ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻣﺮدﻣﺎن ﯾﻮﻧﺎن را، ﺑﻪ ﻧﺤﻮي ﺑﯿﺴﺎﺑﻘﻪ، ﺳﺮﯾﻊ اﻟﺘﺎﺛﯿﺮ و اﻧﻌﻄﺎﻓﭙﺬﯾﺮ ﺳﺎﺧﺘﻪ، و ﺗﯿﺰﻫﻮﺷﯽ و ﺣﺴﺎﺳﯿﺖ زاﯾﺪاﻟﻮﺻﻔﯽ ﺑﻪ آﻧﺎن ﺑﺨﺸﻮده اﺳﺖ .
 .ﺳﺮﻣﺎي زﻣﺴﺘﺎن در اﯾﻦ ﻧﻮاﺣﯽ ﭼﻨﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ، ﺑﯽ آﻧﮑﻪ رﮐﻮد آورد، ﻧﯿﺮو و ﻧﺸﺎط ﻣﯿﺒﺨﺸﺪ; و ﮔﺮﻣﺎي ﺗﺎﺑﺴﺘﺎن آن ﻧﯿﺰ، ﺑﯽ آﻧﮑﻪ روح و ﺗﻦ را ﺳﺴﺖ و ﺿﻌﯿﻒ ﺳﺎزد، اﺣﺴﺎس آزادي و اﻧﺒﺴﺎط ﺧﺎﻃﺮ اﯾﺠﺎد ﻣﯿﮑﻨﺪ .در اﯾﻨﺠﺎ، ﺑﻪ زﻧﺪﮔﯽ و اﻧﺴﺎن اﯾﻤﺎن ﻫﺴﺖ، و ﺷﻮق ﺣﯿﺎت و ﺑﺮﺧﻮرداري از آن ﺑﻪ ﭘﺎﯾﻬﺎي اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻋﺼﺮ رﻧﺴﺎﻧﺲ ﻧﻈﯿﺮش را ﻧﻤﯿﺘﻮان ﯾﺎﻓﺖ
ﺷﻬﺎﻣﺖ و ﻗﻨﺎﻋﺖ ﯾﺎ ﻣﺮداﻧﮕﯽ و اﻋﺘﺪال ﮐﻪ ﺑﺮ دﯾﻮارﻫﺎي ﻣﻌﺒﺪ دﻟﻔﯽ ﻧﻘﺶ ﺷﺪه اﺳﺖ، ﺷﻌﺎر ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن اﺳﺖ .ﺷﻌﺎر اول، ﯾﻌﻨﯽ ﺷﻬﺎﻣﺖ ﯾﺎ ﻣﺮداﻧﮕﯽ، را ﻣﺮدم ﯾﻮﻧﺎن ﻣﮑﺮرا ﺗﺤﻘﻖ ﺑﺨﺸﯿﺪﻫﺎﻧﺪ، ﻟﮑﻦ ﺷﻌﺎر دوم ﻗﻨﺎﻋﺖ ﯾﺎ اﻋﺘﺪال ﻓﻘﻂ ﺑﺮاي دﻫﻘﺎﻧﺎن و ﻓﯿﻠﺴﻮﻓﺎن و روﺣﺎﻧﯿﺎن اﺳﺖ .ﻣﺮدم ﻣﺘﻮﺳﻂ آﺗﻦ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺷﻬﻮت ﭘﺮﺳﺖ، ﻟﮑﻦ ﭘﺎك ﺿﻤﯿﺮﻧﺪ .در ﻟﺬات ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﻫﯿﭽﮕﻮﻧﻪ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﻨﺪ، و ﺑﺮاي ﺑﺪﺑﯿﻨﯿﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻟﺤﻈﺎت ﺗﻔﮑﺮﺷﺎن را ﺗﺎرﯾﮏ ﺳﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ در اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻟﺬات ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯿﯿﺎﺑﻨﺪ .ﺷﺮاب را دوﺳﺖ ﻣﯿﺪارﻧﺪ و از اﯾﻨﮑﻪ ﮔﺎه ﺑﻪ ﮔﺎه ﻣﺴﺘﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺷﺮﻣﯽ ﻧﺪارﻧﺪ .ﺑﻪ زﻧﺎن، ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ و ﻣﻌﺼﻮﻣﺎﻧﻪ، ﻋﺸﻖ ﻣﯿﻮرزﻧﺪ; زﻧﺎ ﮐﺮدن را ﺑﺂﺳﺎﻧﯽ ﺑﺮ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﯿﺒﺨﺸﺎﯾﻨﺪ و ﻋﺪول از ﻃﺮﯾﻖ ﻋﺼﻤﺖ و ﻓﻀﯿﻠﺖ را ﺧﺴﺮاﻧﯽ ﺟﺒﺮاﻧﻨﺎﭘﺬﯾﺮ ﻧﻤﯿﺪاﻧﻨﺪ .در ﺣﻘﯿﻘﺖ، ﻣﻔﻬﻮم اﺧﻼق ﺑﺮاي ﻣﺮدم ﯾﻮﻧﺎن ﺟﺰ آن اﺳﺖ ﮐﻪ اﻣﺮوز ﺑﺮاي ﻣﺎﺳﺖ .ﻧﻪ وﺟﺪان ﻣﺮدم ﻧﯿﮏ ﻧﻔﺲ و ﺻﺎﻟﺢ ﻃﺒﻘﻪ ﻣﺘﻮﺳﻂ را آروز ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ، ﻧﻪ اﺣﺘﺮاﻣﺎت و اﻓﺘﺨﺎرات اﺷﺮاف را .در ﻧﻈﺮ اﯾﺸﺎن، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ زﻧﺪﮔﯽ آن اﺳﺖ ﮐﻪ از ﻫﺮ ﺟﻬﺖ ﮐﺎﻣﻞ و ﻏﻨﯽ ﺑﻮده و از ﺳﻼﻣﺖ، ﻗﺪرت، ﺟﻤﺎل، ﺷﻬﺮت، ﻋﺎﻃﻔﻪ، ﺛﺮوت، ﺣﺎدﺛﻪ، و ﺗﻔﮑﺮ ﺳﺮﺷﺎر ﺑﺎﺷﺪ .ﻧﺰد آﻧﺎن، ﻓﻀﯿﻠﺖ  ﺑﺎ ﻣﺮداﻧﮕﯽ ﯾﮑﯽ اﺳﺖ، و ﻟﻔﻈﺎ و اﺻﻼ ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮم ﺟﻨﮓ ﻣﻼزﻣﻪ دارد.


فهرست منابع
تاریخ تمدن ویل دورانت
تاریخ شکل شهر؛نویسنده؛جیمز موریس
اسرار تمدن یونان باستان؛نویسنده؛ بهنام محمدپناه


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.