بسم الله الرحمن الرحیم

 

تقديم به:
حجّة الاسلام و المسلمين حامد احمدي

 

 

تقدير از:
حجّة الاسلام و المسلمين آيت


چكيده
     «حسد» پست‌ترين و بدترين حالت مواجهه با نعمت‌هاي الاهي است. پيامبر اكرم  مي‌فرمايند: «سه چيز است كه همه گرفتار آن هستند: اوّل، گمانبد؛ دوم، فال بد؛ سوم، حسد.»؛ پس، مبحث راه‌هاي پيشگيري و کنترل حسد، از اهميّت ويژه‌اي برخوردار است.
اين واژه در اصطلاح اخلاقي عبارت است از: «حالتي نفساني كه دارنده‌ي آن، خواستار زوال نعمت محسود است؛ خواه آن نعمت به حسود برسد يا نرسد.»
در مبحث سبب‌شناسي حسادت، دو محور عمده وجود دارد: زمينه‌شناسي و علّت شناسي.
الف. زمينه‌شناسي حسادت: 1. تفاوت‌هاي جنسيّتي؛ 2. زمينه‌هاي خانوادگي؛ 3. احساس محروميّت؛ 4.مقايسه؛ 5. زندگي در محيط‌هاي كوچك.
ب. علّت‌شناسي حسادت: 1. خباثت نفس و رذالت طبع؛ 2. دشمني؛ 3. عشق به مشهور شدن؛ 4. ترس از نرسيدن به هدف؛ 5. تعزّز؛ 6. تكبّر؛ 7. تعجّب و استبعاد؛ 8. جهل به حكمت  و دليل تفاوت‌ها.
به اقداماتي كه از پيدايش و بروز حسادت جلوگيري مي كنند و افراد را در مقابل گرفتار شدن به اين بيماري نگه مي‌دارند، پيشگيري از حسادت گفته مي‌شود. پيشگيري از حسادت، به دو دوران كودكي و بزرگسالي تقسيم مي‌شود.
درمان قطعی حسد در این دنیا امکان پذیر نیست؛ به همین دلیل، در نام‌گذاری این تحقیق، از واژه «کنترل» به جای «درمان» استفاده شده است. راه‌هاي كنترل حسادت به دو راه علمي و عملي تقسيم مي‌شود.
راه‌هاي كنترل علمي: 1. فكر كردن به بي‌ثباتي دنيا؛ 2. عزم و اراده؛ 3. تفكّر در آثار زيانبار؛ 4. شناخت علّت(ها)؛ 5. ملامت و سرزنش خويش؛ 6. قانون موازنه در اخلاق يا توجّه به آثار حسادت‌نكردن.
راه‌هاي كنترل عملي: 1. كسب صفت ضدّ حسد؛ 2. اعمال ضدّ رذيله؛ 3. تكليف نفس به امور مشقّت‌آور؛ 4. سخنان استاد فرزانه؛ 5. دفع افسد به فاسد؛ 6. سالم بودن جسم؛ 7. دعاي حاسد و محسود.

    

مقدّمه


انسان در برخورد با نعمت های خود و ديگران، مي‌تواند 6 حالت داشته باشد:
1. ايثار: ديگران از اين نعمت بهره‌مند شوند؛ گرچه در اين راه، آن را از دست مي‌دهم؛
2. خيرخواهانه: من كه از اين نعمت برخوردارم، كاش ديگران هم بهره‌مند مي شدند؛
3. غبطه: ديگران از اين نعمت برخوردارند، كاش من هم آن نعمت را داشتم؛
4. بي‌تفاوت: ديگران فلان نعمت را داشته باشند يا نه، به من مربوط نيست؛
5. بخل: اين نعمت فقط براي من باشد، نه كس ديگري؛
6. حسد: ديگران نبايد اين نعمت را داشته باشند؛ گرچه من هم نداشته باشم.
همانطور كه مي‌بينيد، «حسد» پست‌ترين و بدترين حالت مواجهه با نعمت‌هاي الاهي است؛ به همين خاطر است كه بعضي بزرگان فرموده‌اند: «حسود را از مجالس و مجامع، عائد نمي‌شود؛مگر مذمّت و مذلّت، و از ملائكه به او نمي‌رسد، مگر بغض و لعنت، و از خلق نفعي نمي‌برد؛ مگر غم و محنت، و در وقت مردن نمي‌بيند؛ مگر هول و شدّت، و در قيامت چيزي به او نمي‌رسد؛ مگر عذاب و فضيحت.»
امير بيان، امام علي 7، در جمله‌اي به اختصار مي‌فرمايد: «الحسودُ لا يَسود».
براي روشن‌تر شدن اهميّت حسادت، بايد به اين حديث پيامبر اكرم  توجّه كرد:
«سه چيز است كه همه گرفتار آن هستند: اوّل، گمانبد؛ دوم، فال بد؛ سوم، حسد.» ؛ يعني حسادت، حالتي است كه در وجود همه‌ي انسان‌ها قرار دارد و درمان قطعی نیز ندارد. بعضي آن را آشكار كرده و به عمل هم مي‌كشانند؛ ولي بعضي ديگر با آن مبارزه مي‌كنند و خاموشش مي‌دارند.
در آيه‌ 43 سوره مباركه اعراف هم مي‌خوانيم كه مي‌فرمايد: «ما آنچه از كينه و حسد كه مؤمنان عمل كنندگان به عمل صالح در دل دارند را در بهشت، از دلشان برمي‌كَنيم.»؛ پس اينچنين مؤمناني هم در دلشان حسد وجود دارد  و درمان قطعی حسد در این دنیا امکان پذیر نیست؛ به همین دلیل، در نام‌گذاری این تحقیق، از واژه «کنترل» به جای «درمان» استفاده شده است.
با اين تفاصيل، بايد نگاه ريزبينانه و كاملي به مقوله‌ي حسد داشته باشيم. اگر قبول هم نكنيم كه حسد در وجود همگان هست، قطعاً مي‌دانيم كه بسياري از انسان‌ها؛ حتّي اهل علم، دچار آن هستند؛ پس، مبحث راه‌هاي پيشگيري و کنترل حسد، از اهميّت ويژه‌اي برخوردار است كه در اين تحقيق سعي شده است تا حدّي به اين موضوع‌ها پرداخته شود و راهكارهاي قرآني، روايي و استادان اخلاق، بازگو و دسته‌بندي شود.
در اين تحقيق، به ترتيب، دو موضوع كلّي «پيشگيري» و «كنترل» مورد بررسي قرار گرفته است كه در ذيل هركدام، مباحث مختلفي بيان شده است؛ ولي براي اين‌كه شناخت درستي از حسد بوجود بيايد، ابتدا به بررسي واژه حسد و سبب‌شناسي آن پرداخته شده است که امید است مفيد باشد.

  

بررسي واژه حسد
تعريف لغوي

«حسد» لغتي عربي است كه معادل فارسي آن، «رشك» مي‌باشد.
حَسَدَهُ، يَحسُدُهُ، حَسَداً: بر او حسد ورزيد و خواستار نابودي نعمت‌هاي او شد يا خواستار نعمت‌هاي او براي خودش شد.

تعريف اصطلاحي
اين واژه در اصطلاح اخلاقي عبارت است از: «حالتي نفساني كه دارنده‌ي آن، خواستار زوال نعمت محسود است؛  خواه آن نعمت به حسود برسد يا نرسد.»
بعضي در تعريف حسد، مقيّد كرده‌اند كه صاحب نعمت، استحقاق آن را داشته باشد؛ وگرنه «غيرت» شمرده مي‌شود.
به حسدي كه مرموزانه در جان انسان نفوذ مي‌كند، «غِلّ» نيز مي‌گويند؛ همچنانكه خداوند در آيه 43 سوره مباركه اعراف  مي‌فرمايد: «و نزعنا ما في صدورهم من غلٍّ».

فرق حسد با غبطه
ميان حسد و غبطه نيز فرق است؛ زيرا در غبطه مي‌خواهد كه مثل ديگري صاحب مقام و نعمت باشد و حسود مي‌خواهد كه محسود، صاحب نعمت نباشد.

سبب‌شناسي حسادت
سبب‌شناسي، يكي از مباحث مهم در بحث حسادت براي چگونگي مواجه شدن با آن است. به طور كلّي، سبب‌شناسيِ يك پديده منفي، اين امكان را بوجود مي‌آورد كه با شناخت علل بروز آن پديده، به پيشگيري و درمان آن همّت گمارد؛ چرا كه اصولاً پيشگيري و درمان، بدون برخورداري از تصويري دقيق از عوامل شكل‌دهنده يك پديده منفي، ممكن نيست.
بنابراين، در بحث از حسادت نيز پيش از هر اقدامي، بايد به سبب‌شناسي آن پرداخت و سپس راه‌هاي پيشگيري و كنترل را بر اساس آن تعيين نمود.
در مبحث سبب‌شناسي حسادت، دو محور عمده وجود دارد: زمينه‌شناسي و علّت شناسي. ممكن است بعضي از مواردي كه ذكر مي‌شود، موارد ديگر را هم در بر بگيرد؛ ولي به دليل اهميّت آن موارد، آن‌ها هم ذكر شده‌اند.

الف. زمينه‌شناسي حسادت
1. تفاوت‌هاي جنسيّتي
آيا به راستي، حسادت، ويژگي خاصّ زنان است يا مردان هم به اندازه زنان، حسادت را تجربه مي‌كنند؟
نظريّات متفاوتي در اين خصوص مطرح شده‌اند؛ مثلاً در كتاب روانشناسي رشد آمده است كه از هر سه بچّه حسود، دو نفرشان دختر است، همچنين در روابط بين دختر با دختر، حسد بيش‌تر مشاهده مي‌شود تا روابط بين پسر و پسر و يا بين دختر و پسر. در اكثر جوامع و نيز در جامعه ايران، بروز رفتارهاي هيجاني، عصبانيّت و پريشان‌حالي در هنگام حسادت، براي زنان امري كاملاً طبيعي، ولي براي مردان، رفتاري حاكي از ضعف و آسيب‌پذير محسوب مي‌شود.

2. زمينه‌هاي خانوادگي
1. نوع تربيت
كودكان نازپرورده، هنگامي كه بر سر راه ارضا، با موانعي مواجه مي‌شوند، به اين باور مي‌رسند كه حتماً در آن‌ها نارسايي‌هاي شخصي وجود دارد كه مانعشان مي‌شود و به اين ترتيب، عقده حقارت در آن‌ها پرورش مي‌يابد.
كودكاني كه دچار كم‌توجّهي مي‌شوند نيز داراي زمينه حسادت هستند. ويژگي اين كودكان، فقدان محبّت و ايمني است؛ چرا كه والدين آن‌ها بي‌تفاوت و يا متخاصم‌اند؛ درنتيجه، اين كودكان احساس بي‌ارزشي و حتّي خشم را پرورش مي‌دهند و به ديگران با بدگماني مي‌نگرند.
2. ترتيب تولّد فرزندان
معمولاً فرزندان اوّل، توجّه فوري و تقسيم‌نشده والدينشان را دريافت مي‌كنند؛ در نتيجه، اين كودكان تا زماني كه فرزند دوم به دنيا نيامده، زندگي شاد و امني دارند؛ امّا بعد از آن، محبّتي كه دريافت مي‌كرده‌اند، بايد تقسيم شود.
در فرزند دوم نيز بايد گفت كه او هميشه نمونه‌اي از رفتار فرزند اوّل را به عنوان يك الگو (تهديد يا رقابت) در اختيار دارد.
فرزند آخر نيز اغلب محبوب خانواده مي‌شود.
3. تك‌فرزندي
تك‌فرزندان هنگامي كه در مي‌يابند در محيط‌هاي زندگي خارج از خانه در كانون توجّه نيستند، احتمالاً دچار مشكلاتي خواهند شد. اين كودكان يادگرفته‌اند كه نه تقسيم كنند و نه رقابت؛ از اين رو اگر توانايي‌هاي آن‌ها توجّه كافي را برايشان به ارمغان نياورد، احتمالاً سخت نااميد مي‌شوند.
4. برخوردهاي تبعيض‌آميز
برخي از پدران و مادران به ادلّه‌ي گوناگون، بعضي از فرزندان را بر ديگر فرزندانشان ترجيح مي‌دهند و به آنان توجّه و محبّت بيش‌تري مي‌كنند كه زمينه‌ي حسادت ورزيدن فرزندان را فراهم مي‌كند.
اين‌گونه برخوردها به دوران كودكي نيز محدود نمي‌شوند؛ بلكه  در جامعه  و محيط كار نيز موجب بروز مشکلات مي‌شود.

3. احساس محروميّت
محروميّت، حالتي است كه در نتيجه برآورده نشدن نيازهاي انسان به وجود مي‌آيد. اگر كسي كه داراي اين احساس است، بين محروميّت خود و بهره‌مندي ديگري، نوعي رابطه‌ي علّي برقرار كند، زمينه را براي بروز و رشد حسادت در خويش ايجاد كرده است.

4. مقايسه
حسود نسبت به مقايسه، شرطي شده است؛ به گونه‌اي كه هميشه در حال مقايسه كردن است. تداوم مقايسه خويش با هر آن كس كه از كنار انسان مي‌گذرد، پيامدي جز حسادت ندارد. خداوند در قرآن مي‌فرمايد:
«و هرگز چشمان خود را به نعمت‌هاي مادّي كه به گروهي از آنان داده‌ايم، ميفكن. اين‌ها شكوفه‌هاي زندگي دنياست تا آنان را در آن بيازماييم؛ و روزي ِپروردگارت به‌تر است.»

5. زندگي در محيط‌هاي كوچك
در اين‌گونه محيط‌ها منافع و منابع، محدودند و از آن‌جا كه افراد در اين‌گونه محيط‌ها از يكديگر شناخت دارند و همديگر را هم‌سطح و كفو خود مي‌دانند، به نوعي در حال رقابت با يكديگرند؛ در نتيجه، تزاحم براي بقا بر سر چيزهاي حتّي بي‌ارزش به شدّت برقرار است. شايد از اين جهت، امام علي7 فرموده است: «به محيط‌هاي بزرگ برويد.»

ب. علّت‌شناسي حسادت
آنچه گفته شد، زمينه‌هايي است كه حسد در اين زمينه‌ها امكان رشد و بروز بيش‌تري دارد؛ ولي علّت حسد نيستند. به عبارت ديگر: ممكن است انسان در شرايطي باشد كه زمينه بروز حسد را فراهم كند؛ ولي او حسد نورزد؛ بلكه خيرخواهي داشته باشد و ايثار هم بكند.
حسادت علّت‌هايي دارد كه باعث بروز آن حتّي در جايي كه زمينه آن نمي‌باشد، مي‌شود كه در اين‌جا به برخي از آن‌ها مي‌پردازيم.
1. خباثت نفس و رذالت طبع
يعني شخص، به دليل اين كه داراي نفسي خبيث شده و رذائل اخلاقي در ذات وي نفوذ كرده ، بدون اينكه عداوت و حتّي آشنايي با محسود داشته باشد، از سختي و نداشتن او خرسند و از متنعّم بودن او معذّب مي‌شود. درمان اين نوع حسد، در نهايت سختي است؛ زيرا معالجه امر ذاتي، مشكل است.
2. دشمني
اين، بزرگ‌ترينِ اسباب حسد است؛ زيرا هركسي ـ به جز نوادري از اهل تسليم و رضا ـ به گرفتاري و رنج دشمن خود، شاد و به نعمتي كه به او مي‌رسد، شاد مي‌شود.
3. عشق به مشهور شدن
كسي كه دوست دارد در زمينه‌اي مشهور باشد و نام و آوازه او هر جا را بگيرد، از اينكه  شخص ديگري هم مثل او يا بالاتر از او باشد، ناراحت مي‌شود و بر او حسد مي‌ورزد و آرزويش زوال نعمت حريف خواهد بود.
4. ترس از نرسيدن به هدف
اين مورد، مخصوص دو نفري است كه هر دو، طالب يك چيز باشند؛ اگرچه با هم دشمني نداشته باشند؛ ولي مي‌خواهند كه نعمت ديگري زايل شود تا خود، مالك آن شوند. حسد زناني كه يك شوهر دارند و يا مقرّبين و خواص كه خواستار نزديكي به رئيس و شاه خود هستند و يا واعظين و فقها كه مي‌خواهند مردم به آن‌ها التفات داشته باشند و... از اين نوع است.
5. تعزّز
يعني سخت‌بودن اينكه شخصي از نزديكان يا زيردستان، با نعمتي كه دستش آمده، عزيزتر از خود انسان بشود.
6. تكبّر
يعني اينكه در نفس آدمي، حالتي از رفعت و بزرگي نسبت به بعضي ديگر باشد. به همين دليل مي‌خواهد كه ديگران، نعمتي نداشته باشند كه بوسيله‌ي آن، از تبعيّت او سرباز زنند يا داعيه برابري و برتري كنند. حسد بسياري از كفّار به پيامبر نيز از اين نوع بوده است كه مي‌گفتند: «چگونه تحمّل كنيم كه طفل فقير يتيمي بر ما مقدّم شود؟!».
7. تعجّب و استبعاد
زماني اتّفاق مي‌افتد كه محسود در نظر حاسد، حقير و پست باشد و داراي نعمت بزرگي شود؛ به همين دليل از اين امر تعجّب مي‌كند چنين نعمتي چرا به دست چنين شخص حقيري افتاد و به او حسادت مي ورزد؛ به همين جهت است كه بسياري از امّت‌ها به پيامبرانشان مي‌گفتند: «ما انتم الّا بشرٌ مثلنا؛ شما فقط بشري مثل ما هستيد؛ پس چگونه سزاوار نعمت نبوّت گرديديد؟!»
8. جهل به حكمت  و دليل تفاوت‌ها.

راه‌هاي پيشگيري از حسادت
به اقداماتي كه از پيدايش و بروز حسادت جلوگيري مي كنند و افراد را در مقابل گرفتار شدن به اين بيماري نگه مي‌دارند، پيشگيري از حسادت گفته مي‌شود و از نظر تأثير، پيشگيري، از درمان، حسّاس‌تر است.
حسد تا زماني كه به عمل كشيده نشود، گناه نخواهد بود.  رسول اكرم خطاب به يكي از اصحاب، چنين فرمودند: «وقتي درباره كسي حسد بردي، دست به ظلم و ستم نزن و حسد اگر فقط حالت رواني و تمنّي دروني باشد و بس، مجازات ندارد.»  در سوره مباركه فلق نيز، پناه بردن به خدا از «حاسد»، معلّق است به شرط حسادت ورزيدن او (أعوذ... من شرّ حاسد اذا حسد)؛ يعني حسد زماني خطرناك‌تر است كه آشكار شود؛ پس، آدمي در طول زندگيش بايد از بروز حسادت در خودش پيشگيري كند و هميشه خود را حسابرسي نمايد كه خداي نكرده، باعث ريشه‌دواندن اين صفت رذيله در وجود خودش و ديگران نشود.
اصلي‌ترين راه براي مقابله باحسادت، طبق سوره مباركه فلق، ( قل أعوذ... اذا حسد) پناه‌ بردن به خداوند است كه اين پناه بردن، در عمل، مي‌تواند همان راهكارهايي باشد كه علما و بزرگان اخلاق، توصيه كرده‌اند. از اين رو به بررسي اين راهكارها مي‌پردازيم.

پيشگيري در دوران كودكي
حسّاس‌ترين و مهم‌ترين دوران زندگي، دوران كودكي است؛ چرا كه شخصيّت اخلاقي، اجتماعي و ديني هر انساني در همين دوره پايه‌گذاري مي‌شود.
1. محبّت و تربيت صحيح
كودكي كه از محبّت و تربيت صحيح اشباع شده باشد، رواني شاد و دلي بانشاط دارد. او احساس محروميّت نمي‌كند تا عكس‌العمل بد نشان بدهد. او با مردم چنان رفتار مي‌كند كه ديگران با او رفتار نموده‌اند.
برعكس، كودكي كه در محيط سرد و بي‌عاطفه پرورش يافته، انساني راضي و طبيعي نيست. كسي كه طعم محبّت را نچشيده، بعيد است به ديگران محبّت صحيح كند. چنين انسان محرومي، براي هرگونه انحراف از جمله حسادت، آمادگي دارد.
2. عدل
پدر و مادر عادل و با انصاف، با همه فرزندان، يكسان رفتار مي‌كنند و هيچ كدام را بر ديگري ترجيح نمي‌دهند؛ ولي اگر اين‌طور نباشند و براي بعضي از فرزندانشان امتياز قائل شوند و برخي را بر برخي ترجيح دهند، در بين فرزندان، چه بسا حسد و دشمني به وجود مي‌آيد.
البته پدر و مادر نمي‌توانند با همه‌ي فرزندان كاملاً يكسان رفتار كنند؛ چون گاهي سنّ آن‌ها يا ويژگي شخصي آن‌ها به‌گونه‌اي است كه بايد با هركدام، رفتار مخصوصي داشت. در اين موارد هم بايد به گونه‌اي رفتار عادلانه داشت كه فرزندان احساس تبعيض ننمايند.

پيشگيري در دوران بزرگسالي
1. استقلال نفس و همّت بلند
امام علي 7 مي فرمايد: «ارزش هر كس، به مقدار همّت اوست.»
كسي كه استقلال و همّت بلند داشته باشد، براي حلّ مشكلات، در انتظار ديگران نمي‌نشيند؛ بلكه با همّت عالي و اراده آهنين، وارد ميدان عمل مي‌شود و تا به هدف نرسد، دست از كوشش و فعاليّت بر نمي‌دارد.
2. كار و مسئوليّت‌پذيري
اگر فرد، از كار و مسئوليّت، شانه خالي كند، از بسياري از جايگاه‌هاي اجتماعي و مزايا محروم مي‌شود؛ در نتيجه، احساس عدم شايستگي و بي‌لياقتي در او ايجاد خواهد شد و وي براي جبران اين حالت، به احتمال زياد دچار كينه و دشمني به ديگران شده، به صاحبان نعمت، حسادت خواهد ورزيد.
3. انسان‌دوستي
همه مردم، بندگان خدا هستند. از همه مردم خواسته شده كه براي يكديگر دلسوز، مهربان، خيرخواه، سودمند و... باشند. اين رفتار سبب مي‌شود كه فرد، هيچ‌گاه زمينه حسادت در او فراهم نشود و دچار حسد نگردد.
4. چشم به مال ديگران ندوختن
چنانچه انسان دائماً چشم به دارايي‌ها و امتيازات ديگران داشته باشد و اين چشم‌دوختن، همراه با حسرت و خودخوري باشد، قطعاً به دام مخوف حسادت خواهد افتاد.

راه‌هاي كنترل حسادت
(و الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات لا نكلّف نفساً الّا وسعها اولئك اصحاب الجنّة {به جاي ياء كوچك، همزه بايد باشد.} هم فيها خالدون و نزعنا ما في صدورهم من غلّ)21
طبق اين آيه، درمان قطعي حسادت كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند، در غير از اين دنيا و در بهشت خواهد بود. بعضي از مفسّران نيز، روايتي بدين گونه نقل كرده‌اند: «هنگامي كه بهشتيان به سوي بهشت روان شوند، بر در بهشت، درختي مي‌بينند كه از ريشه آن، دو چشمه، جاري است. از يكي مي‌نوشند و تمام كينه‌ها و حسدها از قلب آن‌ها شسته مي‌شود و اين همان شراب طهور است.»
«آن درد كه درمان نپذيرد، حسد است.»
«و گر ز درد بترسي، حسد مكن كه حكيم
مَثل زند كه حسد هست درد بي‌درمان»
پس بايد دنبال كنترل و جلوگيري از پيشرفت اين صفت خطرناك باشيم.
طبق تقسيم‌بندي كتاب شريف معراج السّعادة ،  روش‌هاي كنترل حسادت به دو دسته علمي و عملي تقسيم مي‌شوند. در راه‌هاي كنترل علمي، حاسد به واقعيّات و اطّلاعاتي، علم و اعتقاد پيدا مي‌كند كه نسبت به آن‌ها كم‌توجّه يا نادان بوده و باعث بروز اين بيماري شده است. در راه‌هاي عملي هم او رفتارها و اعمالي را انجام مي‌دهد كه باعث فرونشاندن آتش حسادت مي‌شود.

كنترل علمي
1. فكر كردن به بي‌ثباتي دنيا و اينكه چند روز دنيا ارزشي ندارد كه به خاطر آن بر بندگان خدا حسد ببري و با يك چشم به هم زدن، حسود و محسود، در زير خاك هستند.
2. عزم و اراده
براي تحقّق اين امر، بايد با آيات قرآن و سيره اهل‌بيت: و گفتارشان كاملاً آشنا بوده، كم كم همه زندگي را بر اساس زندگي و مرام اين قانون مجسّم خدايي درآوريم.
3. تفكّر در آثار زيانبار
يعني پي‌بردن به اين كه حسد تو، مي‌تواند باعث ويراني دنيا و آخرت خودت و آباداني دو سراي محسود شود.
حسود را حسد او بس است در عالم
كه در بلا و غم و رنج داردش هر دم
حسود بر دگران آتشي برافروزد
چونيك بنگري، خود در آن سوزد
مرحوم سيّد عبدالله شبّر دركتاب اخلاق خود در توضيح كلامي كه از اميرالمؤمنين7 كه در وصف تفكّر آمده، چنين مي‌فرمايد:
قال اميرالمؤمنين7:«التّفكّر يدعوا الي البِرِّ و العملِ به؛ انديشه، تو را به نيكي و عمل به آن مي‌كشاند.»
بدان تفكّري كه حضرت به آن اشاره دارد، گاهي موضوعش حسنات و كارهاي خوب و گاهي بدي‌ها و كجي‌ها مي‌تواند باشد. به اين شكل كه بنده خدا فكر مي‌كند كه آيا كارهاي خوب او كامل است يا ناقص، مانند كارهاي بد است يا نه، خالص از ريا و شرك مي‌باشد يا نه؛ پس، نتيجه اين تفكّر، اصلاح اعمال و جبران نواقص آنها است. همچنين تفكّر درگناهان و عقاب مترتّب بر آن و دوري از خدا كه ناشي از آن مي‌باشد؛ پس، اين تفكّر، موجب پايان دادن به معصيت و جبران آن بواسطه پشيماني و توبه مي‌گردد.
4. شناخت علّت(ها)
اين مبحث در قسمت سبب‌شناسي حسادت، مورد بررسي قرار گرفت.
5. ملامت و سرزنش خويش
اين محكمه دروني كه همان نفس لوّامه يا وجدان اخلاقي نام دارد، آن‌چنان در ديدگاه قرآن قابل اهميّت و داراي بازتاب گسترده و مؤثّر است كه قرآن از آن به عنوان نمونه و شاهدي براي اثبات معاد استفاده مي‌كند.
امام علي7 مي‌فرمايند: «هر كس نفس را مورد مذمّت قرار دهد، موجبات سازندگي آن را فراهم نموده است.»
ملّا محمّدمهدي نراقي در اين باره بيان مي‌كند كه «حسد اگر آدمي را بر آن دارد كه زبان به غيبت و بدگويي او (محسود) گشايد و تكبّر و برتري نمايد، به نحوي كه حسد او ظاهر بشود، حرام است و حاسد تا از محسود حلاليّت نطلبد، از مظلمه و وبال آن خلاصي نمي‌يابد؛ ولي اگر حاسد، حسد خودش را ظاهر نكند؛ امّا در باطن، زوال نعمت او را طالب باشد و نسبت به مصيبت و الم او راغب، اين هم حرام است. حاسد بايد در مورد حسد، بر خود خشمناك باشد و اگر سهواً اثر حسد را ظاهر كرد، خود را عتاب كند كه در اين صورت، گناهي بر وي نخواهد بود.»
6. قانون موازنه در اخلاق يا توجّه به آثار حسادت‌نكردن
يعني هر يك از خوبي‌هاي پسنديده را در برابر ضدّ آن قرار داده با چشمي به فضيلت اخلاقي و با چشم ديگر، به رذيله اخلاقي و بركات فضيلت اخلاقي نگاه كند كه در اين صورت، رذيله اخلاقي در نظرش پست جلوه خواهد كرد.
امام علي7 در بيان يك نمونه از آثار حسادت‌نكردن مي‌فرمايد: «هركه حسادت را رها كند، محبوب مردمان شود.»
به طور خلاصه، حاسد بايد علم به اين موارد داشته باشد و اينگونه فكر كند:
دنيا كوتاه و كوچك است و غصّه براي آن ارزشي ندارد. مانيز نعمت‌هايي داريم كه ديگران ندارند. نعمت‌ها بر اساس حكمت تقسيم شده است؛ گرچه ما حكمت آن را ندانيم. آن كه نعمتش بيش‌تر است، مسئوليّتش بيش‌تر است. بدانيم كه حسادت ما بي‌نتيجه است و خداوند به خاطر اين كه بنده، چشم ديدن نعمتي را ندارد، لطف خود را قطع نمي‌كند و فقط خودمان را رنج مي‌دهيم.

كنترل عملي
1. كسب صفت ضدّ حسد
كسي كه بيماري حسادت را در خود تشخيص داد، بايد با روي آوردن به صفت اخلاقي ضدّ آن؛ يعني خيرخواهي، به علاج خود بپردازد.
امام علي7 در باره‌ي درمان صفات ناپسند به وسيله‌ي صفات پسنديده مي‌فرمايند:
«با بيداري، به مقابله غفلت‌ها برويد.»
«بواسطه بردباري، با خشم مقابله كنيد.»
2. اعمال ضدّ رذيله
اين روش، معامله به ضدّ است؛ امّا نه صفت ضد؛ بلكه عملي كه در مقابل آن صفت مي‌باشد؛ مثلاً نقطه مقابل صفت بخل، سخاوت است؛ امّا عملي كه ضدّ صفت اخلاقي بخل است، انفاق و صدقات مالي است. امام علي7 مي‌فرمايند:
«خشم و غضب را با سكوت درمان كنيد.»
«بواسطه امور خير، با شُرور مبارزه كنيد.»
ملّا محمّدمهدي نراقي مي‌فرمايد: «برخلاف مقتضاي حسد عمل كردن؛ يعني اگر نفس مي‌خواهد كه در مجالس عمومي زبان به غيبت و بدگويي محسود باز كني، تو شروع كن به تعريف از او و اگر نفس خواستار زوال نعمت از او شد، تو شروع كن به عطا و بذل و بخشش نسبت به او... . اين امر باعث مي‌شود كه محبّتت در دل محسود جاي گيرد و محبّت خود را آشكار كند. با اين كار او، تو هم به او محبّت پيدا مي‌كني و شايبه حسد مرتفع مي‌گردد.»
3. تكليف نفس به امور مشقّت‌آور
بعضي از بزرگان براي اصلاح اخلاقشان خود را به انجام برنامه‌هاي سخت عبادي، دادن صدقه، روزه‌گرفتن و... وامي‌دارند.
امام علي7: «قانون دين (رعايت واجبات و ترك محرّمات) تمرين و سختي‌دادن به نفس است.»
4. سخنان استاد فرزانه
امام علي7: «همانا سخنان فرزانگان اگر صحيح باشد، درمان خواهد بود.»
5. دفع افسد به فاسد
يكي از روش‌هاي كنترل، نه تنها در انسان؛ بلكه در طبيعت، مبارزه با بدي‌ها بواسطه بدي ديگر است؛ مثلاً مرحوم ملّا محمّدمهدي نراقي در جامع السّعادات مي‌فرمايد: «اگر بيماري بخل، مزمن شده و به راحتي، قابل علاج نبود، يكي از روش‌هاي درمان آن اين است كه نفس خود را فريب دهي تا بر انگيزه نامدار شدن و مشهور شدن در جامعه، جود و بخشش داشته باشد؛ گرچه به قصد رياكاري. اين يكي از سنن و قوانين الاهي است كه گاهي بدي‌ها را به بدي علاج و نابود مي‌كند.»
امام علي7: «چه بسا دردي كه دوا گردد.»
6. سالم بودن جسم
امام صادق7 مي‌فرمايند: «پنج ويژگي است كه فقدان آن، موجبات مشكلات زندگي، از دست رفتن هوشمندي و پريشان‌فكري است. اوّلين از آن‌ها، سلامت و عافيت جسمي است.»
7. دعاي حاسد و محسود
چنانچه امام سجّاد7 در دعاي مكارم الأخلاق مي‌فرمايد: «و مِن حسدِ اهلِ البَغيِ المَوَدَّة؛ بارالها! حسد اهل معصيت و ستم را در مورد من به مودّت و دوستي مبدّل نما.»


منابع
1. قرآن كريم.
2. 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.