مقالات پژوهش

 

 

                                                                                       بسم الله الرحمن الرحیم





تقدیم به:
امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام
که عاشق عالم به او برمی گرددوسرمنشأتمام برکات عالم هستی است.
با سپاس وحمد
ازخدای مهربان که همیشه برایم ستاروغفار بوده.



وباتشکر از
اساتیدوتمام کسانی که برایم زحمت کشیده اند بخصوص پدرومادرعزیزم که حق زیادی به گردنم دارند.






فهرست

چکیده                                                                                         
آشنایی اجمالی                                                                                 
سخن نویسنده                                                                                  
مقدمه                                                                                            
فصل اول: بصیرت                                                                            
فصل دوم: چگونگی های بصیرت«چگونه بصیرت را بدست بیاوریم»                 
فصل سوم: استقامت                                                                         
منابع                                                                                          




چکیده:


بصیرت یعنی روشنی دل
یعنی انسان آنقدر مصفی وصاف باشد که فقط خدارا ببیند.

در این متنی که گذشت با تعریف بصیرت،چگونگی بدست آوردن آن ونگهداری آن پرداخته است.
نکته ای که در متن حائزه اهمیت است این است که آموزش تعریف وچگونگی بدست آوردن بصیرت به نگهداری آن پرداخته است.





(الف)
آشنایی اجمالی با این نوشته




این نوشته تشکیل شده از سه فصل
1. بصیرت
2. چگونگی بدست آوردن بصیرت
3. استقامت

هدف ازاین نوشته ها آشنایی با بصیرت در سخنان رهبری وبدست آوردن بصیرت ونگهداری آن است.




ب
سخن نویسنده



بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی یک انسان بزرگ چیزی بگوید،انسان ها سریع به دنبال گفته او به راه می افتند تا آنچه را که می توانند برای مطلوبیت خوشایندی او انجام دهند.
حال مردی بزرگ،رهبری عزیز ومرجعی بزرگ روی یک کلمه تأکید زیادی دارد.
سالهاست که از ایشان این تاکید به مسولان کشور،اغشار مختلف جامعه ودر نهایت تمام مردم شنیده می شودکه این تاکید را در مسائل مختلف زندگی در امورات زندگی به کارببرند.
برآن شدم تا کمی در مورد بصیرت این تاکید مقام معظم رهبری (حفظه اله) اطلاعت جمع آوری کنم
بصیرت چیست ؟
چگونه به دست می آید ؟
چگونه نگهداری کنیم از آن؟
حال قسمتی از این اطلاعات را به طور مختصر در اختیار مشتاقان ودوستان کلام مقام معظم رهبری قرار میدهم.
باشد که مورد قبول حق تعالی قرار بگیرد.
هدیه به حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام




ج
مقدمه :

بسم الله الرحمن الرحیم
این راباید دانست که ما درهر مسیری که بخواهیم قراربگیریم بایدیک قطب نمایی همراه داشته باشیم تامسیر را تشخیص دهیم واز ان خارج  نشویم.
درباب مقام معظم رهبری به دو مورد اشاره شده است که لازمه پیداکردن مسیراست وان دو،چیزی جز قطب نما نیست حال که نورافکن وقطب نماچیزی غیرازبصیرت درکلام این بزرگوار نیست.
در این نوشته ها سعی شده است تا به تعریف وچگونگی به دست اوردن بصیرت پرداخته شودوبه چگونه نگه داشتن  ان هم توجهی خاص شده است.
_حدیث اهل بصروبصیرت
اگرکسی بصیرت نداشته باشدولو ایمان جوشانی هم داشته باشد فریب می خورد ووقتی فریب خورد این ایمان در خدمت ان هدف به کارنخواهدافتاد،لذاامیرالمومنین درجنگ صفین فرموند:
«وقدفتح الحَربِ بَینَکُم وبینَ اَهلِ العِبلَةِ ولایَحمِلُ هَذَاالعَلَمَ إلااَهلُ البَصَرَ والصَّبرِ»
چه زیبا کلمه (بصر) وکلمه (صبر)از حروف مشترکی ترکیب شده اند امامعنای جدااز هم دارند ان وقت،دورکن فلاح،درحمل پرچم هدایتندکه امیر المومنین(ع)ان روز فرمودند:
«لایَحمِلُ هَذَا العلم الاّ اَهلُ البصر والصَّبر»
این پرچم رابرنمی داردوبه دوش نمی کشدمگرکسی که این دوخصوصیت را داشته باشد:
اولا" بصیرت داشته باشدثانیا" استقامت داشته باشد بصیرت دینی واستقامت ایمانی.


....................................................................................................
1.نهج البلاغه خطبه 172 مرحوم دشتی


(1)
فصل اول : بصیرت
قد جاءَکُم بَصائِرُ مِن رَبِّکُم
از سوی خدابصیرت به انسان داده می شود.
بصیرت یعنی هشدارها،اگاهی ها،راهنمایی هاوخط دادن ها.
«فَمَن أبصَرَ فِلِنَفسِهِ ومَن عَمِیَ فَعَلیها1»
می توانی ان بصرت ها را ببینی از انهاپیروی کنی،به سودتوست.می توانی چشمت را روی هم بگذاری ونبینی،یاببینی ولج کنی که بزیان تو تمام خواهد شد.
بی بصیرت ها در جبهه باطل قرار می گیرند بدون اینکه خود بدانند.
اما بصیرت یعنی چه؟این بصیرت چیست که رهبریک کشور انقدر ان را به مردم ومسولین متذکر می شود.
بصیرت یعنی ان روشنی دل.
اینجا میدانی نیست که علم وفضل وقدرت تحلیل سیاسی وسابقه کار سیاسی و این چیزها رابطلبد.
این جا قدرت معنوی می طلبد.---»بصیرت یعنی بصیرت دل،یعنی چشم دل باز شدن،یعنی این بازیچه های مادی بازیچه های دنیوی،این ملاحظات سیاسی پست را بی اعتنا کردن،مثل مثل یک کاغذمچاله بی ارزشی را پرت کردن توی سطل زباله ،بصیرت این است.
بصیرت یعنی دل را با خدا مرتبط ووصل کردن.بصیرت،خدارا دیدن،با چشم دل چی رامی شود دید؟
با چشم دل خدا را می شود دید.


.....................................................................................................
1.انعام/104
(2)


«لاتُدرِکُهُ الابصارُوهُوَیُدرکُ  الابصار1»
«ولکن تُدرکُهُ القُلُوبُ بهائِقِ الایمان2»
خدا را دل ها می بیند،دل ها درک می کنندباایمان.اگربسته باشد،بسیرت نداشته باشد،خدارا نمی بینند.---»بصیرت یعنی آنی که خدارا ببیندومقاومت کند-همین دوشرط کافی است
اول:بصیرت،معنویت،توجه  دوم:ایستادگی
بصیرت نور افکن است،بصیرت قبله نما وقطب نماست،توی یک بیابان اگر بدون قطب نما حرکت کنی،ممکن است تصادفا"هم به جای برسی لیکن احتمالش ضعیف است.
احتمال زیادی وجودداردکه از سرگردانی وحیرت ،دچار مشکلات وتعصب های زیادی شود.
وقتی بصیرت نبود وقتی احتماد به خدا نبود،اخلاقیات هم بی معنی می شود،جزلذت وسودشخصی هیچ چیز دیگری معنا پیدا نمی کند.
اگر انسان در راه رسیدن به سود شخصی پایش به سنگ خوردواسیب دید،ضررکرده وخسارت دیده.
اگربه سود نرسید،اگرنتوانست تلاش کند نوبت به یاس وناامیدی و خودکشی و وبه کارهای غیرمعقول دست زدن می رسد.
«الذین کفروبایات الله ولقائِهِ اولئک یلسو من رحمتی واولئک لهم عذاب علیم3»



.....................................................................................................
1.انعام/103
2.بحارالانوارج69.ص279
3.عنکبوت
(3)
درست است شاید فرد معتقد به خدا هم باشد وبه این هم اعتقاد داشته باشد که آخرتی هم هست اما وقتی بصیرت نداشت وخدارا درطول زندگی ندیدوفقط دنبال دنیا وسود بردن های مادی بود .آنوقت اگر شکست خورد نوبت بهیئس وناامیدی می رسد واگر غرق در آن شد ان وقت جزء آیه می شوداولئک یئسوا من رحمتی.

اما اگر با یک نگاه توحیدی ومعرفت الهی زندگی کرد که این نگاه اساسی پایه های بصیرت است،با این نگاه وقتی انسان مبارزه می کند این مبارزه یک تلاش مقدس است.
با این نگاه زندگی انسان چهره زیبای پیدا می کند وحرکت دراین میدان وسیع یک کار شیرین است.
خستگی انسان با یاد خدای متعال و با یاد هدف برطرف می شود،این پایه اساسی معرفت است،پایه اساسی بصیرت است.
گاهی ممکن است چنان حلال وحرام در هم پیچیده باشد چنان محیط آلوده باشد،چنان غبارگرفته باشد که انسان نتواند حلال وحرام را تشخیص دهد.
نتواندوظیفه اش را تشخیص دهد، چه کسی اشتباه می کند چه کسی درست را انتخاب کرده،گاهی مهمترین افراد اشتباهات فاحشی می کنندکه انسان های دیگری که ان افراد برایشان بزرگ بوده اند قبول اشتباه انها برایشان سخت است.
اما اگر دراین محیط ها که نفس یا شیطان ان را ایجاد کرده است ودیگران هم در ان شیطنت های می کنند وغلظت غبار را بالاتر می برند وبه گردوخاک محیط می افزایند،اگربصیرت نباشد،اگر استقامت نباشد قطعاگ اشتباه خواهیم کرد واگردر این محیط مغلوب شیطان ونفس نشویم از سرشانس بوده است واین ارزشی ندارد.
آن تدبیر،ان تفکر،ان دلی که خدارا می بیند ان انسانی که بصیرت دارد ودر این محیط ها با بصیرت واستقامت قدم بر می دارد وچشمش را بر دنیا می بندداین ارزش دارد این با خدای زیباست.
در این محیط ها باید اگاهانه مقاومت کرد تکلیف را شناخت وایستادگی کند.


(4)
باید توجه داشت باید از تاریخ عبرت گرفت،تاریخ اثبات می کند که انسان یکی از بزرگترین ضعف هایش این است که اسیر سرپنجه خواهش های خود است.
شاید هیچ ضعفی در ادمی از این بالاتر نیست،همه ضعف های انسان از ضعف در مقابل خواهش ها وجاذبه های نفسانی وهوس ها،کوچکتر وکمتر است،ضررهایش هم قابل جبران تر است تا مضرات این ضعف انسانی.
ما متاسفانه می بینیم درطول زمان ،درگذشته،درحال انسانهای را که نه از راهنمای عقلشان ونه از راهنمای انبیا ومصلحان وعقلا هیچ بهره ای نبردند.علت چیست؟
خیلی واضع است علت این است یک جاذبه های در انسان است ،یک خواهش های در انسان است که این خواهش ها برعقل او برتشخیص او بردرک صحیح او فائق می اید.
انسان می فهمد که این راه خداست بازهم می رود.
حتی گاهی این خواهش ها واین هوس های درون انسان،راه را برعقل وبصیرت اومی بندد و نمی گذارد درست تشخیص دهد.ببینید چقدر ضعف بزرگی است در انسان این ضعف اسیر سر پنجه هوس ها بودن ،زبون خواهش ها بودن.
انچه که بصیرت وبینش انسان را در قضایای مختلف ودرحوادث گوناگون وزیر غبارتبلیغات جنجال امیز شیطانی شیطان های درون وبیرون را تضمین حفظ می کند،دل مومن وپاک ونورانی اوست.
دلی که از ایمان برخوردار است ومنشائ تقوا در اندیشه وعمل است با تبلیغات شیطانی شیطان ها گمراه نمی شود.

(5)
_راه حصول بصیرت
این بصیرت چگونه حاصل می شود؟
براثر گذشتن از خود.
همین یک کلمه آسان از «خود گذشتن»،اما در عمل انقدر مشکل که اکثر انسان ها همین
 دو قدم،دراین یک کلمه،درجازده ومانده اند،بیچاره ها گرفتاران«خود»و«من».
وقتی به پشت سرت نگاه نکردی،وقتی به این  و ان توجه نکردی ،وقتی نور هدایت الهی
را دنبال نکردی وبا همه خطراتش به راه افتادی دریچه دل باز می شود.
اما چگونه این گذشتن از خود را حاصل کنیم؟
چگونه روشنی دل را در خود حاصل کنیم؟
در فصل بعد سعی شده تا این چگونگی های را به دست آوریم با کمک روایات وآیات.
 



(6)

فصل دوم : چگونه های بصیرت
همه ما این خوب میدانیم که از پیش خدا امده ایم و به پیش او برخواهیم گشت.
روزی متولد شده ایم وروزی ما را به خاک خواهند سپرد.
من الله---»الی الله
این مبدا و مقصد زندگی ماست واین را خوب میدانیم اما انچه مهم ودارای اهمیت بالاست یک نکته اساسی و حائز اهمیت است وان این که این فاصله مبداء تا مقصد را هم (مع الله )با خدا باشیم.
 درست است میدانیم که از پیش خدا آمده ایم و به پیش خدا برخواهیم گشت.
اناالله وانا الیه راجعون
اما نکته اینجاست همانطور که به ان اشاره شد کسی موفق است که در این فاصله بین من الله تا الی الله ، مع الله هم باشد.
اما چگونه ؟
چگونه مع الله باشیم ؟سئوال ایجاست چه باید کرد ؟
باید توجه داشت که زمان کوتاه است و ان قدر وقت نداریم تا بخواهیم ازمون وخطا کنیم و چه بسا که در این ازمون و خطا گرفتار چیزهای شویم که دیگر رهایی از انها دشوار و در برخی از این خطاها غیر ممکن باشد رهایی.
اما بهترین راه طبق ایات وروایات تقوی الهی پیشه کردن است ---»دوری از گناه وانجام واجبات.
(قال رسول الله صلی علیه واله :من وصایاه لمعاذ بن جبل :اوصیک بتقوی الله ... )
بازه سوال و ان اینکه چه کنیم تا بتوانیم تقوا خدا را پیشه کنیم و از مشکلات در این مسیر و موانع این مسیر به راحتی عبور کنیم ؟
.....................................................................................................1.بحار77/127/33
(7)
اولین و مهمترین چیزی که در این زمینه باید دانسته شود این است که در دینمان چه چیزی حرام وچه چیزی واجب است یعنی به طوری کلی اشنایی با 1-واجبات : که چه
 چیزهایی را باید در طول زندگی انجام داد زمان ،مکان  و...2- محرمات :که چه چیزی
را نباید به هیچ عنوان انجام داد و... و همچنین اشنایی اجمالی با مستحبات مکروهات
وانچه که مباح است
پس این قدم اول است که برای اینکه راحت تر بتوانیم این قدم اول را برداریم کتاب
(واجبات و محرمات ایه الله مشکینی (ره) راپیشنهاد می کنم.
اما قدم دوم برای رسیدن به وصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه واله :
محاسبه نفس است که روایت متعددی در این زمینه است .
البته با متذکر شد که بهترین وسریعترین راه برای رسیدن به این هدف (مع الله شدن)
محاسبه نفس است.
ان رسول الله صلی الله علیه واله بعث سِرتَهٍ فُلَمّا رَجَعُوا:
قال :مَرحَبا بِقَومِ فَضَوا الجِهادَ الاَ صغَرَ و بَقِیَ لَهُمُ الجِهادُ الاکبَر.
قیل: یا رسول الله!
و ما الجهاد الاکبر؟
قال :جهادُالنَّفس1؟
خوب به حدیث فوق دقت کنید نکات مهمی نهفته دارد:
1-اهمیت جهاد اکبر از جهاد اصغر بیشتر بوده
2-مهمترین دشمن نفس انسان است یعنی دشمن درونی انسان و ...
با توجه به روایت فهمیده می شود برای عمل به وصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه واله
.....................................................................................................
1.رسائل الشیعه ج11،الاختصاص صفحه240   
(8)
و همیچنین مع الله بودن باید جهاد اکبر کرد چرا که  مهمترین مانع
همین نفس است که حضرت صلی الله علیه واله به مبارزه به ان تشویق کرده اند1.
مهمترین سوالی که در قدم دوم پیش میاید این است که چگونه با نفس مبارزه کنیم .وچگونه افسار و فرجام نفس را در دست بگیریم؟
به طور اجمالی به جواب اشاره شده است.
جواب این سوال محاسبه نفس است .
امام موسی کاظم علیه السلام می فرمایید:
لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَه فِی کُلِّ یَوم ، فان عَملَ حَسَناً اٍستَراَدَ الله و اٍن عَمِلَ  سیئاً  استَغفرالله مِنه وتابَ اٍلَیِه2.
چقدر محاسبه نفس اهمیت دارد که امام  (ع)ما چگونه کسانی  که محاسبه نفس نمی کنند را ترد دمی کند(لِیس منّا)
محاسبه نفس ؟
محاسبه نفس یعنی اینکه انسان نفس خودش را در حساب وحسابگری قرار دهد تا اعمال ورفتار و کردارش را کنترل کند.
فایده محاسبه نفس این است که انسان متوجه میزان کارهای خوب وبد خود در طول روز شود ."و این کار برای تقرب به خداست "
اگر کارهایی که انجام داده بود نیکو و پسندیده بود حمد و سپاس گذار خداوند متعال باشد.
اگر اعمال او سئیه وناپسندیده استغفارکند ،توبه کند وبه سوی خدواند بازگردد،چرا که هر گناه وسئیه ما را از خدا و یاد او دور می کند "هرگناه به اندازه خود بین ما و خدا فاصله ایجاد می کند"
.....................................................................................................
1.در کتاب 40حدیث امام خمینی(ره)به این موضوع به طور مفصل پرداخته شده
2.اصول کافی/محاسبه عمل/2/3011،ومسائل شیع ج11ص377

(9)
محاسبه نفس به معنایی که ذکر شدازجمله کارهای مهم وحساس است مضاف براینکه ایات وروایات زیادی دراین رابطه وجود دارد مخصوصا" درنهج البلاغه امیرالمومنین به این موضوع پرداخته شده است.
---»این موضوع،موضوع مهمی است که انجام وممارست بر آن موجب می شوددر اینده اثار وبرکات زیادی برای فرد عمل کننده ظاهر می شود.
امیرالمومنین علیه السلام در این باره می فرماید :
مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبِح َومَن غَفل عَنها خَسِرَومَنِ اعتَبَرَ أبصَرَفَهِمَ ومَن فَهِمَ عَلِمَ1.
امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:
کسی که از خود حساب کشد سود می برد وآن که از خود غفلت کند زیان می بیند وکسی که از خدا بترسد ایمن باشد وکسی که عبرت آموزدآگاهی یابد وآن که فهمد دانش آموخته است.أکیَسُ الکیسین من حاسب نفسه وعمل لما بعد الموت واحق الحَمقی مَن أتّبَعََََ نفسه هواه وتَمنی علی الله المانِیَ.
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله می فرمایند:
زرنگ ترین زرنگ ها کسی است که نفسش را به حساب بگذارد وعمل آنچه که برای موت است واحمق ترین احمق ها کسی است که دنبال هوای نفس باشد و آرزوی دنیای ی را از خدا بخواهد.
-باید توجه داشت که هر امری برای انسان دارای کیفیت وکمیتی است.
کسی می تواند مع الله باشد که قبل از انجام هر کاری،هرفعلی،قبل از هر سختی ارزیابی کند که آیا مطلوب خداوند هست یا نه؟
سئوال چگونه؟
باز برمی گردیم به همان محاسبه نفس اگر کیفیت محاسبه نفس ما خوب باشد سعی می کنیم کارهای که انجام می دهیم مطلوب خداوند باشد نه انچه دلمان می خواهد واین یعنی بنده محض واین پسندیده ومطلوب است.
.....................................................................................................
  1.بحار70/73/27،ومسائل شیعه862
(10)
اما از رسول الله صلی الله  علیه واله درباره محاسبه نفس حدثی نقل شده است.
قال النبی صلی الله علیه واله:
لایکون الرجُلُ مِنَ المتَّقینَ حتّی یُحاسِبَ نَفسه أشَدّ مِن محاسبهِ الشریک شریکه
فیعلمَ مِن أینَ مطعَمَه؟ومن أینَ مَشرَبَه؟ومِن أینَ ملبسه؟أمِن حلّ ذلک ام من حرام1؟
حضرت صلی الله علیه واله می فرمایند:
آدمی از زمره تقوی پیشگان نباشد مگر آنکه سخت تر از حسابرسی شریک نسبت به شریک خود حساب بکشد وبداند از کجا خورده؟
از کجا آشامیده است؟واز کجا پوشیده است؟آیا انها حلال بوده یا حرام؟
دو آیه در قران هست که به طور مستقیم به مسئله محاسبه نفس اشاره می کند.
یا ایها الذین ءامنو اتقوا الله ولتنظر نفس ما قدمت لغدو اتقوا الله اِن الله خبیرُبما تعملون2.
ای اهل ایمان خدا ترس شوید وهر نفسی بنگرید تا چه عملی برای فردای(قیامت)خود پیش می فرستد واز خدابترسد که اوبر همه کردارتان به خوبی آگاه است.
_یا ایها الذین ءامنوعلیکم انفسکم لایضرکم اذ اهتدیتم الی الله مرجعکم جمیعا فینبئکم بما کنتم تعملون3.
ای کسانی که ایمان اورده اید برشما باد نفستان (مواظب نفستان باشید) که اگر همه عالم گمراه شدند شما به راه هدایت باشید،همه به سوی اوبرمی گردندپس او به آنچه انجام می دهید داناست.
همین 2آیه بسیار نکته وجای بحث وگفتگو دارد که از حوصله این نوشته ها خارج است اما جای تأمل دارد که چقدر محاسبه نفس اهمیت دارد وچقدر مهم است.
اما قدم سوم استقامت در این مسیر است واستمراربروی محاسبه نفس که درفصل بعد به آن پرداخته ایم.
.....................................................................................................
1.ومسائل الشیعه ج11ص380،مکارم الاخلاق20/375
2.سوره حشر/18
3.مائده/105                                             (11)
فصل سوم: استقامت
ما سایش وفرسایش پیدا می کنیم.
دل وجان ما در برخورد با حوادث روزمره زندگی،به طو دائم درحال فرسایش است.باید حساب این فرسایش ها را کردوجبران آن را با وسائل درست پیش بینی نمود،والاّ انسان از بین خواهد رفت.
ممکن است انسان از لحاظ مادی وصوری تنومند وفربه هم بشود،اما اگر به فکر این جبران این سایش ها نباشد از لحاظ معنوی نابود خواهد شد.
استقامت یعنی چه؟
استقامت،یعنی پافشردن برطرق مستقیم.
«وأن لَوِ استَقامُواعَلَی الطَرقَةِ لَأَ سقَینا هُم ماءَ غَدَقا1»
اگربرهمان صراط مستقیم پافشاری کنند،یعنی درهمین جهت گیری باشندوراه خودشان راعوض نکنند وتحت تأثیرشرایط قرارنگیرند آن وقت آن نتایج دنیوی وثواب اخروی،مرتب خواهی شد.
این که قران می فرماید:
«أن الذین قالوا رَبنا الله ثم الستقاموا تَتَنَزُلُ علیهم الملائکه-نزول ملائکه شرف مواجه شدن ومخاطب شدن به خطاب ملائکه و فرشتگان الهی-اَلاّ تَخافُوا ولا تَحزَنُوا2»
ملائکه بیایند وبه شما بگویند نترسید محزون نباشید.
چه وقت این رف دست می دهد؟
درصورت استقامت.


.....................................................................................................1.جن/16
2.فصلت/30
(12)
استقامت یعنی؟
استقامت یعنی تمام آنچه که یاد گرفتیم برای بدست آوردن روشنی دل به کار ببندیم واز دنیا ومافیهای آن دور شویم وبگذاریم تا به خدا برسیم،اینها را نگهداریم ونگذاریم حاصل این عمل هارا از است بدهیم وتا اخر فقط خدارا ببینیم وانچه که وظیفه مان هست انجام دهیم ونگذاریم که شیطان ،دنیا،وزرق وبرق ای ن مارا از خدا دور کند ومارا از راه رسیدن به هدف هایمان دور کند.این یعنی استقامت.
همین که هرروز محاسبه داشته باشیم ،اعمالمان رفتارمان وکردارمان آیا مطلوب وبارگاه حق هست ؟ کمی ونامطلوبی ها را ،بدی ها را حساب کنیم ونگذاریم که سد مسیر ما نمی شود برای رسیدن به هدفمان. این استقامت.
بله دل وجان ما در برخورد با حوادث روزمره زندگبی به طور دائم درحال فرسایش است. باید حساب این فرسایش ها را کرد ،باید حساب این موانع را کرد،باید حساب ان چیزهای که موجب می شود تا ما از هدفمان از ان روشنی دل ،از خدایمان دورشویم را کرد.
البته این طبیعت زندگی و مشکلات ان است ،فراموشی،بله درست است اگربگوییم بطوردائم درحال فرسایش قرارداریم.
بایدحساب این فرسایش ها را کرد وجبران ان را با وسایل درست پیش بینی کرد والا انسان از بین می رود روح انسان نابود خواهد شد چرا که که وقتی انسان خالق را فراموش می کند وقتی به دنیا می چسبد،دیگر اخلاقیات و... برایش ارزش ومعنایی نخواهد داشت،بله دیگر از لحاظ معنوی نابود خواهد شد.


(13)

قرآن می فرماید:«إنَّ الذین قالوا ربنا الله ثم الستقا موا...»
«ربنا الله» یعنی اعتراف به عبودیت درمقابل خدا وتسلیم درمقابل او.این چیزخیلی بزرگی است اماکافی نیست وقتی می گوییم «ربنا الله» برای همین لحظه ای که می گوییم لحظه ای خیلی خوب است،امااگر همین فرسایش ها،همین روزمرگی هاو...موجب فراموشی «ربّناالله»شد،امروز مادیگربرای فردای ما کاری صورت نخواهد داد.
لذا می فرمایند«ثم استقاموا»پایداری واستقامت کنندودراین راه باقی بماننداین است که موجب «تَتَنَزّلُ علیهم الملا ئکَةُ»و الابایک لحظه ویک بُرهه خوب بودن فرشتگان خدا بر انسان نازل نمی شوند،نور هدایت ودست کمک الهی به سوی انسان داراز نمی شود وانسان به مرتبه عبادالصالحین نمی رسد.
باید ادامه داد ودر این را باقی ماند«ثم الستقاموا»
اگر بخواهیم این استقامت به وجود آید،باید به طور دائم مراقبت کنید که این بار مبنای معنویت ازسطح لازم پایین تر نیفتد.
کسانی که پایداری و استقامت ورزیدند،فرشتگان بر آن ها نازل می شوند،یعنی در همین حال حیات دنیوی شان،با ملکوت اعلی ارتباط پیدا می کنند،یعنی ازلحاظ روحی و فکری وروانی یک ذخیره تمام نشدنی پیدا می کنندوهیچ خوف وبیم واندوهی بر آن ها سایه نخواهد افکند. «بیم در مقابل خطرهایی است که ممکن است دراین راه انسان راتهدید کند.»


(14)

مسئله ی مهممی که دراینجابسیاراهمیت دارد«شروع»می باشد.
شروع چیز مبارکی است،اما کافی نیست.وقتی استقامت ورزید،درراهی پای فشار کرد بنارابگزارید در ادامهی راه همراهی با دقت و ملاحظه ومراعات همه شرایطی که برای ادامه این راه لازم است.
باید دقت کرد که حفظ نعمت به مراتب سخت تر ازکسب نعمت است.استقامت کردن اساس کار است والایک وزنه سنگین را آرام ضعیف هم ممکن است بر داردویک لحظه سر دست بلند کند لیکن نمی تواند نگه دارد،آنرا می اندازد.قوی وکننده کار کسی است که بتواند این وزنه سنگین راظرف مدت لازم سردستش نگه دارد.
خیلی از ما،نیست هایمان خوب است وبا نیت خوب واردمی شویم امانمی توانیم این نیست را نگه داریم این نیست در اثنای راه به موانعی برخود می کند،سایش پیدا می کند،کمرنگ وضعیف می شود واحیاناَیک جاذبه قوی معارض دل را که جایگاه نیّت،دل است به سوی خودش جذب میکند. یک وقت نگاه می کنید، می بینید اصلاَنیست رفت،نیست یک چیز دیگر شده،آن وقت انسان عوض می شود.
ما باید هدف را از یاد نبریم،استقامت کنیم،یعنی بی راه نرفتن،خط را کم نکردن وهدف رافراموش نکردن «گناه نکردن»این امر،این قدر حساس ومهم است که خدا متهال به پیامبر اکرم (ص) با آن عظمت نیزهمین توصیه را می کند که ما حالا می خواهیم به خودمان این توصیه بکنیم.
می فرمایند:«فاستَقِم کما امِرتَ وَ مَن تَابَ مَعَک1»
مواظب باش راه را گم نکنی. این گم کردن راه حرف کلی ومبهمی است هرکس می گوید که راه این است. ممکن است2رفیق یا دو برادر، سلیقه ها ودیدگاههای ومبانی مختلفی داشته باشد و در زمینه های سیاسی یا اقتصادی از نوع فکربرخوردارباشند.
.....................................................................................................1.هود/12


(15)

وهر کدام بگویند که راه من،راه درستی است. آیامضای استقامت درراه،دین است؟
نه،طبعا
استقامت وپایداری خیلی مهم است توجه کنید...
در طول روزشما اقلا" ده بار،خدمت پروردگار عرض می کنید«اهدنا الصراط المستقیم »معمولا"انسان یک بار دعا می کند این که دائم صراط مستقیم را ازخدا می خواهد .همان استقامت «فاستقم کما امرت»است،
این که ما آنقدردر نماز این جمله را تکرار می کنیم.« اهدنا الصراط المستقیم»امر حائض اهمیتی است باید به این نکته توجه کرد.
وجه این تکرار واین تأکیداین است که اصلا"حفظو پیمودن صراط مستقیم در زندگی بشر،مسئله واقعا"مهمی است.
پس توجه به این نکته که فقط یک کار خوبی راشروع کنیم،مثلا"تصمیم بگیریم بنده خوب وخالص برای خداوند باشیم این کافی نیست بلکه امر خوشایندوبه خودی خود تصمیم عالی است اما آنچه باید ضمیمه کرد تا نتیجه بخش شود تا کفایت کند عمل واستقامت است.



(16)

منابع
1.قسمتی از سخنان مقام مهظم رهبری در سالهای
29/3/59-2/3/66-14/9/69-22/4/71-15/12/75-21/9/80-10/7/81-17/7/81-17/9/82
2.اصول کافی2جلدی- ناشردارالاسوة – تاریخ نشر 1428ه. ق تألیف:محمد ابن یعقوب الکلینی الرازیّ
موضوع حدیث
3.الحکم الظاهره جلد1-ناشر:موسسه النشرالسلامی- تاریخ نشر1417ه تألیف الشیخ علی رضا الصابری الیزدی
موضوع حدیث

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.