مقالات پژوهش طلاب

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

پیشگفتار
خداوند را شکر گزارم که همواره لطف خود را بر من حقیر نازل کرده و همیشه می گویم، پروردگارا! هرگز به واسطه کثرت گناهانم، این بنده را از زیر سایه لطف و رحمتت خارج مکن، که خود گفته‌ای:‌ بنا نداری نعمتی از بنده‌ای بگیری مگر خودش زمینه‌ی سلب آن را فراهم آورد. و درود فرست بر رسول مکرم اسلام و خاندان پاکش و همواره ما را در زیر سایه‌بان ولایشان قرار بده.
این تکه‌های کاغذ در زیر سایه لطف عمه سادات حضرت معصومه سلام الله علیها، رنگی به خود گرفته است اینها را تقدیم به آستان با برکتش می‌کنم که شاید نوری به خود گیرد.
 سپاس فراوان صاحبمان را که یاری کرد، دست بر قلم قوّت گیرد و سیاهی بر کاغذ، نمایان گردد. به این امید که شاید روزنه‌ی نوری از خورشید بی‌‌پایان وجودش بر این سیاه نوشته بتابد.
تشکر می‌کنم از مدیریت مدرسه حقانی که با تلاش فراوان راه سخت این پژوهش را آسان کردند و دو استاد گرامی، استاد محمد جوادی راد و استاد کفیل را پوزش می‌خواهم که درگیر و دار کاریشان وقت فراوان گرفته‌ام، دعاگویشان هستم تا عمر دارم. از پدر و مادرم که مرا در راه پر برکت طلبگی راهی کردند فراوان متشکرم و دست بوسشان هستم.



چکیده
این مجموعه دارای سه فصل کلـی به نامهای: 1ـ تأکید چیست؟ 2ـ قالبها و ابزار تأکید کدامند؟ 3ـ شرایط لحوق  نون تاكيد به افعال چيست؟ می باشد .
در فصل اول(تأکید چیست؟) کلمه تأکید از نظر لغوی و اصطلاحی بررسی و جمع‌بندی کلی از فصل ارائه شده است و به این نتیجه رسیده‌ایم که تأکید در لغت به معنای ثابت کردن و دريك اصطلاح به معنای محکم کردن مسند، اسناد، مسنداليه يا متعلقات در کلام است.
در فصل دوم(قالبها و ابزار تأکید کدامند؟) قالبها و ابزار تأکید در نموداری ارائه شده است که این نمودار اجزای مختلف جمله را مثل مسند و مسندالیه و ... و ابزار و قالبهای تأکید مخصوص هر کدام را نشان می‌دهد. در ادامه‌ی این فصل نون تأکید از بین تمامی ابزار تأکید به این دلیل که به بحث این پژوهش مربوط است جدا شده و از نظر فوائد و قواعد اتصالش به فعل مورد بررسی قرار گرفته است.
در فصل سوم(شرايط لحوق نون تاكيد به افعال چيست؟) ابتدا به دنبال این هستیم که نون تأکید به چه افعالی ملحق شده است و به چه افعالی ملحق نمی‌شود. بعد از شناسایی افعالی که نون تأکید به آنها ملحق می‌شود. فعل مضارع را که دارای شرایط بیشتری نسبت به بقیه افعال بوده است جدا کرده و مورد بررسی قرار داده شده است.
که در آخر به این نتیجه رسیده‌ایم که فعل مضارع در مواجه شدن با نون تأکید دارای 3 حالت کلی است:
1ـ وجوب الحاق. 2ـ امتناع الحاق. 3 - جواز الحاق
در پایان، در تتمه‌ای به بررسی آیه 25 سوره انفال پرداخته‌ایم. در این آیه فعل مضارع «لاتُصِیْبَنَّ» دارای نون تأکید است و«لا» بر سر آن آمده است. در بین مفسرین بحث است که «لا» از چه نوعی است که در پایان به این می‌رسیم که «لا» در این فعل نافیه می‌باشد.

فهرست مطالب
مقدمه     
فصل اول:تأکید چیست؟
معنای لغوی     
معنای اصطلاحی     
جمع بندي     
فصل دوم:قالبها و ابزار تأکید
شناخت ابزار و قالبهای تأکید     
بررسی فوائد و احكام نون تأکید     
فصل سوم: شرايط لحوق نون تاكيد به افعال چيست؟
نون تأکید به چه افعالی ملحق می‌شود؟     
نون تأکید در چه صورت به فعل مضارع ملحق می‌شود؟     
‌1ـ وجوب تأکید فعل مضارع به نون تأکید     
2ـ امتناع تأکید مضارع به نون تأکید     
3ـ جواز تأکید فعل مضارع به وسیله نون تأکید     
موارد سماعي الحاق نون تاكيد به فعل مضارع     

تَتِمّه: بررسي نون تاكيددرآيه شريفه ي 25 سوره ي انفال
فرض بر نافیه بودن «لا»     
فرض بر ناهیه بودن «لا»     
نتیجه گیری     
فهرست منابع     

 

 

مقدمه
1ـ تأکید چیست؟ 2ـ ابزار و قالبهای تأکید کدامند؟ 3ـ نون تأکید چه فوائد و قواعدی در اتصال به افعال دارد؟ 4ـ نون تأکید به چه افعالی ملحق می‌شود؟ 5 ـ آیا نون تأکید به فعل مضارع ملحق می‌شود؟ 6 ـ نون تأکید در الحاقش به فعل مضارع چه شرایطی دارد؟  7 ـ در کدام جملات می‌توانیم نون تأکید را حذف کنیم؟ 8ـ از کجا وجوب یا امتناع یا جواز الحاق نون تأکید به افعال و مخصوصاً فعل مضارع را بدانیم؟ و... .
این سؤالاتی است که امکان دارد برای هر کسی پیش آید و اینها عموماً در کتب درسی متداول حوزه جواب داده نشده‌اند یا اگر هم جواب داده شده جوابها کامل نیستند.
با سؤالات مطرح شده در آغاز مقدمه اهمیت این مسئله که فعل مضارع در چه صورت مؤکد به نون تأکید می‌شود؟ معلوم مي شود.
 حال برای شروع این پژوهش باید بدانیم که تأکید، اجزاء و زیر مجموعه‌های آن در کدام بخش از ادبیات عرب مطرح شده است. برای جواب به این سؤال باید گفت تاكيد در علم نحو بنا بر تعریفی  که در کتب نحوی دارد، در مثل تابع تأکید، نون تأکید و... بررسی شده است و از آن جهت که تغییراتی در کلمه ایجاد می‌کند در علم صرف و از آن جهت که اشتباه و مجاز را در جمله از بین می‌برد در علم بلاغت هم بررسی شده است.
شکل‌گیری این پژوهش اینگونه است که ابتدا کلمه‌ی تأکید از نظر لغوی و اصطلاحی بررسی و یک تعریف کلی از تأکید ارائه شده است، در ادامه ابزار تأکید را شناسایی و در رابطه با نون تأکید توضیحاتی داده شده است و سپس به این نکته پرداخته شده  که نون تأکید به چه افعالی ملحق می‌شود؟ و در چه صورت به فعل مضارع ملحق می‌شود؟ در پایان هم در تتمّه‌ای به بررسی آیه 25 سوره انفال پرداخته شده.
روشی که این پژوهش با آن به سامان رسیده عموماً روش کتابخانه‌ای بوده است يعني با بررسی کتابهایی همچون النحو الوافی، مبادی العربیه، مغنی الادیب، درسنامه صرف، شرح الرضی علی الکافیه، جواهر البلاغه و... .
امیدوارم که این پژوهش گامي در پاسخ گويي به سؤالات مطرح شده باشد.

والسلام علیکم
محمد حسن اجتهادی
مدرسه علمیه منتظریه(حقانی)
سال تحصیلی 90 ـ 1389



فصل اول
تأکید چیست؟


   
معنای لغوی
معنای اصطلاحی
جمع بندي

 
در این فصل ماهیت کلی تأکید مورد بررسی قرار داده می‌شود و با بررسی لغوی و اصطلاحی آن، جمع‌بندی کلی از ماهیت تأکید ارائه خواهد شد.
معنای لغوی
تأکید در کتب لغت مختلف تفاوتهای معنایی و ریشه‌ای زیادی ندارد. برای اینکه کلمه روشن تر شود آن را در چند كتاب لغت بررسی مي كنيم:
در لغت‌نامه «المصباح المنیر» تأکید از ماده (اَکَدَ ـ یَأکُد) به لفظ اَکَّدْتُهُ آمده است که مصدر باب تفعیل می‌باشد و به معنای تقویت و اثبات است.
تأکید در لغت‌نامه «القاموس المحیط» هم از ماده (اَکَدَ) و هم از ماده (وَکَدَ) گرفته شده که مصدر باب تفعیل می‌باشد. البته باید دانست که کلمه «تَوْکیداً» از کلمه‌ی «تَأکیداً» فصیح‌تر است ولی در معنا تفاوتی ندارند و هر دو به معنای محکم کردن هستند.  
در لغت‌نامه «المعجم الوسیط» (اَکَدَ یَأْکُدُ اَکدا) و (وَکَدَ یَکِدُ وُ کوداً) گرفته شده که هر دو متعدّی هستند. ماده وَکَدَ در اصل به معنای محکم کردن و موثق کردن است و وَکدَ در اصل به معنای انجام دادن کار می‌باشد. تأکید در این دو ماده مصدر باب تفعیل است که از ماده(اَکَدَ) به شکل (اَکَّدَ یُؤَکَّدُ تأکیداً) می‌باشد که به معنای محکم و موثق کردن است و در ماده(وَکَدَ) به شکل(وَکَّدَ یُوَکَّدُ تَوْکیداً) می‌باشد که به معنای بستن و محکم کردن است.  

 معنای اصطلاحی
1- در علم صرف: درصرف بحث تاكيد فقط درنون تاكيد آمده که آن هم بحثي در ماهيت تاكيد نيست لذا تاكيد در علم صرف اصطلاح خاصي نيست.
2- در علم نحو: در علم نحو تاكيد يك اصطلاح است براي يكي از توابع كه احتمال مجاز و اشتباه را رفع مي كند .
3-در علم بلاغت: تاكيد در بلاغت در مسند ، مسنداليه ، اسناد و متعلقات به كار مي رود وتعريف اصطلاحي خاصي غير معناي لغوي، ارائه  داده نشده .
جمع بندي
از مباحثی که گفته شد این مفهوم دریافت می‌شود که تأکید در لغت، معنای محکم کردن را می‌دهد و این معنا کاملاً عام است یعنی محکم کردن بر چیزهای مختلفی دلالت دارد مثل اینکه طناب را محکم کرده و... . در اصطلاح سه علم صرف، نحو و بلاغت معناي تأکید، ثابت کردن مسند، مسندالیه، اسناد يا متعلقات در کلام است تا بتوانیم به وسیله آن مطالب را صریح و واضح برسانیم و گاهی هم از اشتباهات و مجاز در کلام جلوگیری کنیم. پس می‌فهمیم که معنای لغوی اعمّ از معنای اصطلاحی ادبیات عرب است چرا که ادبیات عرب فقط تأکید در کلام را بررسی می‌کند.


فصل دوم
قالبها و ابزار تأکید



شناخت ابزار و قالبهای تأکید
بررسی فواید و احكام  نون تأکید

 

در این فصل ابزار و قالبهای مختلف تأکید و تقسیم ‌بندی آن بیان شده و نون تأکید چون دراين تحقيق مورد نياز است، از نظر فایده و احكام مورد بررسی قرار گرفته است.
شناخت ابزار و قالبهای تأکید
تأکید ممکن است به وسیله آوردن تابع یا ادوات ویژه و یا به واسطه تقدیم محقّق شود  و از سوی دیگر مؤکَّد ممکن است، اسناد، مسند، مسندالیه، یا سایر متعلقات باشد. که ابتدا توضیح مختصری پیرامون هر یک بیان کرده و سپس در قالب نمودار آنها را نشان می‌دهیم.
1ـ تأکید به واسطه تابع آوردن: تابع تأکید برای اثبات متبوعش و از بین بردن اشتباه در آن می‌آید که در علم نحو بررسی شده است. این نوع تأکید دو گونه است، لفظی و معنوی که تأکید لفظی همان تکرار متبوع می‌باشد که دارای فوایدی است و تأکید معنوی، تأکید به وسیله الفاظی است که از جمله‌ی آنها «نفس»، «عین»، «کل»، «جمیع»، «بعض»، «کلا» و «کلتا» می‌باشد.  (برای مطالعه بیشتر می‌توانید به کتب نحوی مراجعه کنید).
2ـ تأکید به واسطه ادوات: اداتی مثل اِنَّ، اَنَّ، ‌قد، حروف زائده و... در کلام افاده تأکید می‌کند.
3 ـ تأکید به واسطه تقدیم:نقش‌هایی که در جمله باید مؤخر باشند اگر با شرایطی مقدم شوند افاده تأکید را در جمله دارند.
همانگونه که گفته شد مؤکَّد ممکن است اسناد، مسند، مسندالیه یا سایر متعلقات جمله باشد که درباره‌ی هر یک توضیح مختصری بیان می‌شود:
اسناد: نسبت محقق یافته در جمله یا همان مضمون جمله را گویند.
مسند: چیزی است که به مسندالیه نسبت داده می‌شود و شامل خبر، فعل تام، اسم فعل، اخبار نواسخ و مصدر نائب از فعل می‌شود.  
مسندالیه: رکنی در جمله است که اسناد را می‌پذیرد و مسند به آن، نسبت داده می‌شود و شامل فاعل، نائب فاعل، اسم نواسخ و مبتدایی که برایش خبر است می‌شود.  
متعلقات: شامل مفعول، حال، ظرف و جار و مجرور است.  
آنچه گفته شد با توضیح بیشتری در نمودار صفحه‌ی بعد قابل مشاهده است:

 

نمودار

 

در نمودار ارائه شده، توجه به نکات زیر مطلوب است:
1ـ منظور از حروف زائده ثمّ، من، ما، الی، کـ، بـ، لـ، اَم، فاء(بعد از امّا در جواب طلب)
اِنْ (که غالباً بعد از«ما» می‌آید) است،  در صورتی که عمل نکنند.
 لازم به تذکر است که گاهی فعل «کان» هم در کلام زائده واقع می‌شود.
2ـ بر سر تأکید اسناد و مسند بین نحویون اختلاف است. پس اگر مواردی هم در اسناد و هم در مسند ذكر شده است، به این جهت است(مثلاً در جواهر البلاغه هیچ صحبتی از تأکید مسند نشده  است).
بررسی فوائد و احكام نون تأکید
در برخی موارد مخاطب نسبت به مطلبی که متکلّم قصد بیان آن را دارد دچار شک و تردید است. در این گونه موارد مقتضای بلاغت این است که کلام با تأکید همراه شود و یکی از ابزار تأکید نون تأکید است.  نون تأکید نونی است که براي تأکید فعل می‌آید و بر دو قسم است یکی نون تأکید ثقلیه که نون مشدّدی است که در اصل مفتوح و در بعضی صیغ مکسور است و دیگری نون تأکید خفیفه است که نون ساکنی است.
به عنوان نمونه براي شناخت بهتر نون تاكيد بعضي از احكام آن آورده شده است:  
1ـ نون تأکید خفیفه برخلاف نون تأکید ثقلیه که بر تمام صیغ فعل وارد می‌شود بر صیغ تثنیه و جمع مؤنث وارد نمی‌شود. و فقط بر صیغ جمع مذکر و مفرد و متکلم وارد می‌شود.  
2ـ نون عوض رفع در هنگام افزوده شدن نون تاكيد به صیغه‌هایی که دارای این نون می‌باشند حذف می‌شوند.  
3ـ نون تأکید ثقلیه هرگاه بعد از الف تثنیه می‌آید کسره می‌گیرد و الف تثنیه ثابت می‌ماند.  
4ـ زمانی که نون تأکید ثقیله بعد از واو جمع که ماقبل مضموم است یا  یاء مخاطب که ماقبل مکسور است قرار می‌گیرد سبب حذف واو و یاء می‌شود و حرکت ماقبل آن بر حالش باقی می‌ماند.  
5 ـ اگر در دو صیغه جمع مذکر و مفرد مؤنث مخاطب ما قبل ضمیر واو یا یاء ، مفتوح یا مکسور بود واو و یاء را مضموم و مکسور کرده، نون را اضافه می‌کنیم.  
مانند: هل یَخْشَوْنَ← هل یَخْشَوُنَّ، هل تَخشَيْنَ← هل تَخْشَیِنَّ.
6 ـ پس از افزوده شدن به فعلهای خالی از ضمیر بارز متصل حرف آخر این افعال مفتوح می‌شود.  
      مانند:يضرِبُ      یَضْرِبَنَّ زیدٌ   و   یخشی       یَخْشَیَنَّ زیدٌ
7ـ در فعل متصل به ضمیر مرفوعی جمع مؤنث یک الف بین نون ضمیر و نون تأکید فاصل می‌شود.  
مانند: یَکْرِمْنَ← یَکْرِمْنانِّ
نكته: نون تأکید خفیفه ممکن است در نگارش به صورت تنوین نوشته شود که در این صورت در حالت وقف فعل، ختم به الف می‌شود.  مانند:‌ «لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ» یوسف/ آيه 32.



فصل سوم
شرايط لحوق نون تاكيد به افعال چيست؟




نون تأکید به چه افعالی ملحق می‌شود؟
نون تأکید در چه صورت به فعل مضارع ملحق می‌شود؟
 

در این فصل ابتدا لحوق نون تأکید را به افعال مختلف بررسی می‌کنیم و در ادامه به بررسی شرایط لحوق آن به فعل مضارع می‌پردازیم.
نون تأکید به چه افعالی ملحق می‌شود؟
1ـ فعل امر(6 صیغه مخاطب) مطلقاً  2ـ نهی مطلقاً. 3ـ فعل مضارع که لام امر به آن داخل شده می‌تواند بدون قید و شرط مؤکد به نون تأکید شود. اما فعل مضارع خالی از لام امر با شرایطی به نون تأکید مؤکد می‌شود که آنها را بیان خواهیم کرد انشاءالله.  
لازم به تذکر است که نون تأکید بر سر فعل ماضی در نمی‌آید و قطعی بودن تحقق آن با ابزارهای دیگر تأ‌کید می‌شود.  
نون تأکید در چه صورت به فعل مضارع ملحق می‌شود؟
فعل مضارع برای مؤکد شدن به نون تأکید دارای شرایطی است که با توجه به آنها نسبت به تأکید، یکی از سه حالت زیر را پیدا می‌کند:
1. وجوب 2. امتناع 3. جواز              
علاوه بر این سه حالت، مواردی وجود دارد که شاذّ هستند و جزء موارد سماعی به حساب می آیند.
موارد گفته شده در ادامه بحث، توضیح داده می‌شود.

‌1ـ وجوب تأکید فعل مضارع به نون تأکید:
فعل مضارع اگر دارای شرایط زیر باشد وجوباً مؤکد به نون تأکید می‌شود:
الف) مثبت باشد. ب) مستقبل باشد. ج) جواب قسم باشد. د) بر آن لامی که بر جواب قسم داخل می‌شود، داخل شده باشد. هـ) بین لام جواب قسم و مضارع فاصلی نباشد.
مانند: والله لَاَعمَلَنَّ الخیر جهدی.  
باید توجه داشت که فعل مضارع باید همه شرایط بالا را با هم کسب کند تا وجوب حاصل شود.  
2ـ امتناع تأکید مضارع به نون تأکید:
اگر فعل مضارع همه‌ی شرایط وجوب را نداشته باشد، در برخی موارد، لحوق نون به آن ممتنع و در برخی موارد، جائز خواهد بود. حال ما در این قسمت به صُوَر ممتنع آن می‌پردازیم:  
الف) در صورتی که فعل مضارع فاقد شرط مثبت بودن باشد، (و بقيه شرايط را دارا باشد) چه لفظی و چه معنوی.  مانند: اِنْ دعیتُ لِلشّهاده فوالله لااکتم والحق.
                                    «تاللهِ تَفتؤُا تَذکُرُ یوسُف» آیه¬ی85/ سوره¬ی یوسف  
 
ب) در صورتی که فعل مضارع فاقد شرط استقبال باشد، یعنی حال باشد که حال بودن را با قرینه می‌فهمیم.  مانند:
«لَئِنْ تَکُ قدضاقت علیکم بیوتکم                         لَیَعْلَمُ رَبّی اَنْ بیتی واسعٌ»  
ج) در صورتی که در حالت وجوبی لام جواب قسم را از فعل مضارع جدا کنیم و فاصل برای آن در جمله باشد که این فاصل می‌تواند به وسیله معمول مضارع باشد یا به وسیله غیر آن مثل:‌ قد، سین، سوف و... .  
مانند: والله لَعَرضَکُم تدرکون باالسعی الدائب.
والله لقد تنالون مرضا الناس بحسن معاملتهم.  
3ـ جواز تأکید فعل مضارع به وسیله نون تأکید:
 الف ) فعل مستقبل مشروط به يكي از دو شرط زیر:
1- طلبي باشد كه خود بر دو گونه است:
   الف: طلب وجود فعل يا عدم وجود آن   مثل :‌ امر ، نهي  ، تحضيض ، تمني ، عرض و ... .
   ب: سوال از حصول فعل   مثل: استفهام ( چه اسميه باشد چه فعليه )
2- خبري باشد ( معناي طلب ندارد ): ‌زماني جواز دارد نون تاكيد به آن ملحق شود كه ادات تاكيدي برسر فعل مضارع بيايد. (نمودار اين قسمت در زیر آمده است.)

نمودار

    ب) زمانی که فعل مضارع، شرط برای ادات شرط «اِنْ» باشد و بعد از «اِنْ»، «ما»ي زائد واقع شده باشد.  مانند: اِمّا تَحْذَرَنَّ من الله و تأمنْ اذا.                                           
نکته: باید دانست زمانی که«امّا» بر مضارع داخل می‌شود بهتر است که تأکید همراه نون تأکید ترک نشود اما گاهی برای ضرورت حذف می‌شود.
نكته: بر اساس قول زحاج هرگاه «إمّا» بر سر فعل مضارع بیاید الحاق نون وجوبی است.
ج) گاهي نون تاكيد اختياراً به فعل مضارع كه در جواب شرط است نيز ملحق مي شود  به شرط اين كه  شرط، از شرط هايي باشد كه لحوق نون درآن جايز است.
مانند:
 «ولئن سألتهم من خلق السماوات و الارض ليقولنّ الله»  آيه 25/ سوره لقمان  
د) زماني كه قبل از فعل مضارع «ما»ی زائده بعد از ادات شرطي غير از «اِن» باشد.  
مانند: اّينما تكونن .
نکته: لحوق نون تأکید همراه «ما»ی زائده در شرط از آن جهت بیشتر اتفاق می‌افتد که به نهی در جزم و عدم ثبوت شبیه است.
هـ) زمانی که «ما»ی زائده بعد از ادات شرط نباشد، قليلاً نون تأکید ملحق می‌شود.   مانند: بِجَهْدِ ما یَبْلُغَنَّ.
نكته: نون تأکید در طلب بیشتر به امر و نهی و استفهام ملحق می‌شود و در مضارع خبری بیشتر به مضارعی که بعد از «إمّا» واقع شده باشد.
موارد سماعي  الحاق نون تاكيد  به فعل مضارع
الف)زمانی که فعل مضارع منفی به «لا» است به شرط آنکه به فعل چسبیده باشد.  مانند:
 «لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً» سوره انفال/ آیه 25.  گاهی اگر«لا»ی نافیه از فعل مضارع منفصل باشد نون تأکید ملحق به فعل می‌شود.  مانند:‌  «لا في الدار يضربن زيدٌ»
ب) به گفته سیبویه نون تأکید به مضارعی که بعد از «لم» باشد ملحق می‌شود. چون «لم» به «لا»ي ناهیه از جهت جزم شبیه است.  مانند: یَحْسبه الجاهل مالم یعلما شیخا، علی کرسیّه مُعمّاً.  
ج) گاهی بدون هیچ ‌یک از شرایط گفته شده، نون تأکید به فعل مضارع ملحق می‌شود و  به گفته سیبویه این برای ضرورت شعری است.  مانند: ليت شِعرِي و اُشْعِرَنَّ.



تَتِمّه:
بررسي نون تاكيد در
آيه شريفه‌ی 25 سوره‌ي انفال


فرض بر نافیه بودن «لا»
فرض بر ناهیه بودن «لا»



در این تتمه که قسمت پایانی این پژوهش است. آیه 25 سوره انفال از آن جهت که اقوالی بر سر آن است و مربوط به بحث است بررسی می‌شود.
آیه 25 سوره انفال:
«وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ»
با مشاهده این آیه دریافت می‌شود که «تُصِيبَنَّ» فعل مضارع مؤکّد به نون تأکیدی است که «لا» بر سر آن آمده است. همانطور که در گذشته خواندیم نون تاكيد با شرایطی به فعل مضارع ملحق مي شود. پس در اینجا به بررسي شرایط این فعل و آوردن اقوال مختلف در آن  می‌پردازیم:

 

نمودار

 

فرض بر نافیه بودن «لا»:
1. اَظْهر احتمالات این است که«لا» نافیه باشد و لا تُصِيبَنَّ صفت فتنه. یعنی از فتنه‌ای که صرفاً دامنگیر ظالمانتان نمی‌شود برحذر باشید. اشکال این وجه این است که نون تأکید بر فعل نفی داخل شده است درحالي كه  اتصال نون تأکید بر فعل نفی شاذّ شمرده شده است.         2.«لاتصيبنّ» جواب «اِتّقوا» باشد. این وجه علاوه بر اشکال فوق از نظر معنایی هم چندان وجیه نیست. یعنی از فتنه‌ای بپرهیزید.(که اگر بپرهیزید) به خصوص کسانی که ظلم کردند برخورد نمی‌کند!
3.  «لا تصيبنّ» مستأنفه باشد كه اين هم همین دو اشکال را دارد.
فرض بر ناهیه بودن «لا»:
1. می‌تواند صفت فتنه باشد از باب
«حتی إذا جنّ الظّلام و اختلط           جاءوا بمذقٍ هل رأیتَ الذئب قَط»
 دراين شعر جمله ي «هل رايت الذئب» جمله انشائي است و درظاهر نمي تواند نعت براي «مذق» باشد. براي اين كه بتواند از جهت نحوي نعت باشد يك مقولٌ فيه قبل از «هل رايت الذئب» در نظر مي گيريم .  در این آیه هم به این صورت می‌توان معنا کرد که از فتنه‌ای که درباره آن چنین گفته می‌شود که نباید به خصوص ظالمانتان اصابت کند بپرهیزید. این وجه هم دارای تکلّف معنایی است.
2. ممکن است جواب امر باشد. تقریباً مثل همان وجه سابق می‌شود. یعنی: از فتنه‌ای بپرهیزید (که اگر بپرهیزید) نباید به خصوص ظالمانتان اصابت کند. این وجه باطل است چون معنای درستی ندارد.
3. مستأنفه باشد. یعنی از فتنه بپرهیزید. نباید به خصوص ظالمانتان برخورد کند (که البته منظور از نباید چنین شود، پرهیزدادن مخاطب است).
همانگونه که ملاحظه می‌شود همه این وجوه از حیث معنا دچار تکلف است لذا همان وجه اول، نافیه و صفت فتنه بودن وجیه، بلکه متعیّن است و دخول نون تأکید بر فعل نفی گرچه شاذّ شمرده شده است ولیکن مانعی ندارد.

نتیجه گیری
در این پژوهش در ابتدا مقدماتی را در فصول مختلف بیان کرده تا با تأکید و ابزار آن آشنا شویم. سپس در فصل آخر به بررسی افعالی که نون تأکید به آنها ملحق می¬شود پرداخته و دانستیم که فعل¬های امر، نهی و مضارعی که لام امر به آن متصل شده، نون تأکید بدون قید و شرط به آن¬ها ملحق می¬شود، ولی با قیودی به فعل مضارعِ خالی از لام امر ملحق می¬شود که نمودار آن شروط در زیر آمده است:

 

نمودار 

 

فهرست منابع
1ـ قرآن کریم
2ـ ابن هشام، تصحیح جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، مغنی الادیب، انتشارات واریان، چاپ ششم، 1386 هـ ش.
3ـ الاستر آبادی، رضی الدین، شرح الرضی علی الکافیه، 4جلدی، موسسه الصادق للطباعه و النّشر، تهران، ایران، چاپ دوم، 1384 هـ ش.
4ـ انیس ابراهیم، منتصر عبدالحلیم، الصوالحی عطی، خلف احمد محمد،المعجم الوسیط،4 جلدی، ترجمه‌ی محمد بندر ریگی، انتشارات اسلامی، تهران، چاپ اول،1384 هـ.ش.
5ـ حسن، عباس، النحو الوافی، 4جلدی، انتشارات ناصر خسرو، قم، ایران، چاپ ششم، 1380 هـ.ش.
6ـ الشرتونی، الرشید، تنقیح حمید المحمدی، مبادی العربیه، 4جلدی، انتشارات دارالعلم، قم، ایران، چاپ سیزدهم، 1427 هـ ش
7ـ الصبّان ، محمد بن علي ، حاشيه الصبّان علي شرح الاشموني ، انتشارات زاهدي قم ، چاپ سوم ، قم ، ايران ، 1377 هـ.ش.
8ـ صفایی بوشهری، غلامعلی، بداءَة النحو،  انتشارات مدیریت کل حوزه‌های علمیه قم، قم، ایران، چاپ دوم، 1386 هـ ش.
9ـ صفایی بوشهری، غلامعلی، ترجمه و شرح مغنی الادیب،4جلدی، انتشارات قدس، قم، ایران، چاپ پنجم، 1383 هـ ش.
10ـ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، انتشارات نور وحی، 5 جلدی، قم، ایران، چاپ اول، 1388 هـ ش.
11ـ عرب خراسانی، علی، درسنامه صرف، انتشارات دارالعلم، قم، ایران، چاپ اول، 1385 هـ ش.
12ـ الغلائینی، شیخ المصطفی،‌جامع الدروس العربیه موسوعه من الثلاثه اجزاء، انتشارات دارالکوخ للطباعه و النّشر، چاپ اول، 1425 هـ ق.
13ـ الفیروز آبادی، مجد الدین محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، انتشارات داراحیاء التراث العربی، بیروت ـ‌ لبنان، چاپ دوم، 1424 هـ ق.
14- الفیّومی، احمد بن محمد علی المقری، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر لِلّرافعی، انتشارات دارالکتب العلمیه، بیروت ـ لبنان، چاپ اول، 1414 هـ ق.
15ـ الهاشمی، احمد، با تحقیق و تصحیح جمعی از اساتید حوزه، جواهر البلاغه، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ایران، چاپ دوم، 1383 هـ ش.

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.