پژوهش طلاب

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 


تقدير و تشكّر

ازاساتید گرامی و بزرگوارحجج اسلام عزیزیان و تهوّری (زید عزّتهما)، به سبب اینکه با رهنمود های ارزشمند خویش، مرا در انجام و به ثمر رساندن این تحقیق، یاری نمودند، کمال تشکّر و قدر دانی را به عمل می آورم و از خداوند منّان و بخشنده که همه نیکی ها را به احسن وجه پاداش میدهد، خواستارم تا این اساتید گرامی را در تمامی مراحل زندگیشان موفق و مؤیّد بدارد.

إن شاء الله تعالي
 
مقدمه
غرض از این تحقیق.....

از جمله بحث هایی که در کتب صرفی مطرح است، بحث مشتقّات است و از جمله مشتقّات اسم زمان و اسم مکان و اسم آلت هستند. ازدیگر بحث ها، صفت و موصوف اند که گفته اند مشتقّات صفت اند ( الّا مواردی که ملحق به جوامد شده باشند ) یعنی از دو جزء تشکیل شده اند یعنی یا دلالت بر حدث و ذات دارند یا دلالت بر حدث و حدث دیگری دارند که ظاهر این بیان این است که همه اقسام مشتقّات صفت اند و صفات نیز دو دسته اند: ثبوتی و حدوثی.
اما راجع به سه قسم آنها ( اسم زمان و اسم مکان و اسم آلت ) تصریح نشده   و به تفصیل پرداخته نشده که بیان کند اوّلاً اینها نیز از جمله صفات اند و یا اینکه استثناء می باشند و موصوف اند و ثانیاً اگر صفت اند، صفت ثبوتی اند یا حدوثی اند یا بعضی ثبوتی و بعضی حدوثی.
به برخی از ابهامات در کارگاه صرف پرداخته شد و اشاره ای شد اما به طور کامل و به تفصیل بررسی نشد لذا ما بر آن شدیم تا با بررسی دقیق پیرامون این سه نوع از اسماء مشتق ابهامات موجود را برطرف کنیم و امید است که این تحقیق بتواند تا حدّي رافع مشکلات دیگران باشد.
از این رو لازم است ابتداء تعریف دقیق از مشتق و صفت ارائه شود تا ببینیم نسبت مشتقات با صفات که گفته اند از دو جزء تشکیل شده اند چیست ؟ یعنی آیا مشتقات نیز از دوجزء تشکیل می شوند یا نه ؟ در مرحله دوم باید به تعاریف هر یک از این 3 ( اسم زمان و اسم مکان و اسم آلت ) بپردازیم تا بتوانیم با توجه به تعاریفشان ببینیم تعریف مشتق شامل آنها می شود یا نه و سپس نسبت آنها نیز با صفات مشخص شود ؟ در مرحله سوم باید به تعریف حدوث و ثبوت و به عبارتی صفات ثبوتی و حدوثی بپردازیم تا ببینیم که آیا اسم زمان و مکان و آسم آلت ( بر فرض اینکه تعریف صفت شامل آنها بشود ) آیا صفات ثبوتی اند یا حدوثی ؟

 

 
چكيده:
در اين پژوهش به بررسي حدوث و ثبوت اسم زمان ومكان وآلت مي پردازيم.
براي اين كار ابتدا صفت و مشتق و أسماء زمان و مكان وآلت و نيز حدوث و ثبوت را تعريف خواهيم كرد. و سپس به بررسي اين  مي پردازيم كه خودِ اين أسماء قابليت ثبوت بودن را دارند يا خير و در قدم بعدي بررسي مي كنيم كه مانعي براي ثبوت بودن آنها هست يا خير و در آخر هم نتيجه اي از اين پژوهش ارائه خواهد شد.

 

فهرست مطالب
تقدير و تشكّر
مقدمه
بخش اول ( مفاهيم )
فصل 1 : تعريف صفت  فصل 2 : تعريف مشتق
فصل 3 : تعاريف اسم زمان و اسم مكان و اسم آلت
فصل 4 : تعاريف حدوث وثبوت
بخش دوم
فصل 1 : بررسي شرط وجود يا عدم وجود استمرار در اسم زمان و اسم مكان و اسم آلت
فصل 2 : آيا در اسم مكان و در اسم آلت براي ثبوتي بودن آن ها مانعي وجود دارد يا نه؟
فصل 3 : ملاك همراهي حدث با ذات در اسم مكان و اسم آلت چيست؟
نتيجه
دو نكته
منابع و مآخذ

 

بخش اول
( در مفاهيم )
فصل 1 : تعريف صفت
فصل 2: تعريف مشتق
فصل 3 : تعاريف اسم مكان و اسم زمان و اسم آلت
فصل 4 : تعاريف حدوث و ثبوت
 

در این فصل تعریف صفت و مشتق و تعریف اسم زمان و مکان و اسم آلت   و هم چنین تعریف ثبوت و حدوث بررسی می شود:

فصل 1 : تعريف صفت

صفت : الصفة ما وضع إسماً لذاتٍ أو حدثٍ لاقترانهما بحدثٍ. نحو: فاضل، الجهاد الأكبر
اسمی است که وضع شده براي ذاتي يا حدثي كه مقترن هستند با حدثي ديگر.


فصل2 : تعریف مشتق
    
1. مشتق از غیرگرفته می شود و دلالت می کند بر ذات و حدث و يا حدث و حدثی که 7 تاست: اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبهه، أفعل تفضیل، اسم زمان، اسم مکان، اسم آلت.
2. مشتق از فعل گرفته می شود و 10 تاست: اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبهه، مبالغه اسم فاعل، اسم تفضیل، اسم زمان و اسم مکان، مصدر میمي، مصدر فعل ثلاثی مجرد، اسم آلت.

نتیجه :
آنچه از تعاریف به دست می آید این است که در مشتق چند چیز شرط است: 1- اشتقاق  2- دو جزئی بودن (حدث و ذات یا حدث و حدث).
3. فالإشتقاق هو ما أخذ كلمة من أخري مع التناسب بينهما فی المعني و التغيير فی اللفظ.
 اشتقاق : گرفته شدن كلمه اي از كلمه ديگر كه اين دو ( مشتق و مشتق منه) در معنا تناسب دارند و در لفظ تفاوت دارند.
با توجه به تعریف فوق، مشتق از چند چیز گرفته می شود:
1-     از فعل
2-     ازمصدر
اگر بگوئیم از فعل گرفته می شود که هر سه ( مصغّر،  منسوب، مصادر ثلاثی مزید ) خارج می شوند زيرا اينها ( مصغّر و منسوب ) از اسم گرفته شده اند و ديگري هم هر چند از فعل گرفته شده، اما داراي دو جزء نمي باشد. و اگر بگوئیم از مصدر گرفته می شود بعضی از اسماء منسوب و مصغّر باقی می مانند مثل « علمیّ ، حُمیراء » الّا اینکه بگوئیم منظور از اینکه از مصدر گرفته می شود همانند جائی است که می گوئیم از فعل گرفته می شود.

نتیجه:
بنا بر این بهتر است تعریف مشتق اسمي اینچنین بیان شود: « مشتق کلمه ای است که مفرد آن از فعل گرفته می شود دلالت بر حدث و حدث و ذات و حدث می کند ».

3/2. حدث اسم معنی است و قائم به غیر است و در مشتقات که مشتمل بر حدث هستند، قیام حدث باید به ذات باشد اما آیا آن ذات که حدث قائم به آن است باید همان ذاتی باشد که درون مشتق است یا لازم نیست همان ذاتی باشد که جزء کلمه است ؟ بلکه مقید نکرده اند که قیام حدث به همان ذاتی که جزء مشتق است، باشد و الّا بعضی از مشتقات که دو جزء آن حدث است ( حدث و حدث ) خارج می شوند و با توجه به ویژگی های اسم زمان، اسم مکان، اسم آلت که توضیح آن خواهد آمد، این سه قسم هم خارج می شوند.    

    فصل 3:    تعاريف اسم زمان و اسم مكان واسم آلت
1/3. اسم زمان
1.    اسم الزمان صيغة تدلّ علي وقت وقوع الفعل.
    اسم زمان صيغه اي است كه دلالت مي كند بر وقت وقوع فعل.
2.    اسمی است که دلالت می کند بر حدث و ذاتی که ظرف آن حدث است.

2/3. اسم مکان
1.    اسمی است که دلالت می کند بر حدث و ذاتی که ظرف آن حدث است.  
2. اسم مشتقی است که دلالت می کند بر مکان وقوع فعل.
3. اسم المكان صيغة تدلّ علي موضع وقوع الفعل.  
صیغه ای است که دلالت می کند بر موضع وقوع فعل.

 
3/3. اسم آلت
1. اسم مشتقی است تا دلالت کند اداتی که به وسیله آنها فعلی واقع شود.  
2. اسمی است که غالباً از فعل ثلاثی مجرد متعدی گرفته می شود تا دلالت کند بر اداتی که به وسیله آنها فعلی انجام می شود.  
3. اسم آلت لغوی است و اصطلاحی.
اسم آلت لغوی : اوزان آن متعدد است و سماعی .
اسم آلت اصطلاحی : چیزی که فاعل به واسطه او مباشرت می کند مفعول را برای رسیدن اثر فاعل به مفعول  .
نتیجه:
 با توجه به تعاریف هر کدام از اسم زمان و اسم مکان و اسم آلت بدست می آید که تمام اقسام آن دارای حدث و ذات هستند، زیرا در اسم مکان تا زمانی که آن مکان وجود نداشته باشد، حدثی در آن رخ نمی دهد و در اسم زمان تا وقتی که زمانی وجود نداشته باشد، آن حدث رخ نمی دهد و در اسم آلت هم تا وسیله ای وجود نداشته باشد، فعلی رخ نمی دهد مثلاً در مَدرَس ( برای اسم مکان ) تا وقتی که مکان درس فراهم نباشد، درس در آن مکان بر قرار نیست یا در مَطلَع ( برای اسم زمان ) تا وقتی که زمان طلوع فرا نرسد، طلوعی واقع نمی شود و همچنین در مِفتاح ( برای اسم آلت )  تا زمانی که وسیله فتح وجود نداشته باشد، فتحی رخ نمی دهد.

فصل4: تعریف حدوث و ثبوت

1. تعریف حدوث : صدور فعل و عمل از جانب فاعل است. مثل اسم فاعل در مثال ضارب ( ان الضارب يدلّ علي حدث و عمل ) خواه به صورت مستمر فعل صادر شود و خواه به صورت غير مستمر فعل صادر شود. ضارب را نمي گويند صفت است هر چند فعل ضرب به صورت مستمر از او صادر شود، بلكه همان اسم فاعل است كه فعل به طور پيوسته و  مكرر از او صادر شده است.
اما ثبوت در مقابل حدوث است.
2. تعريف ثبوت : مطلق الإتصاف بالمشتق منه من غير معني الحدوث.
به معناي اتصاف يك صفت براي موصوف به صورت غير حدوثي است.  
مثلاً ( طاهر القلب يا قسي القلب ) كه دلالت مي كنند بر ثبوت صفت طهارت و قساوت براي موصوف ( الطاهر و القسي يدلّ علي ثبوت صفة لموصوفها ) بدون اينكه دلالتي بر استمرار يا عدم استمرار اتصاف صفت براي موصوف داشته باشد. گرچه به خاطر اينكه صفت از چيز هائي مشتق مي شود كه كثيراً دلالت بر استمرار مي كند مثل ( طهارت، قساوت، رحمت، كَرَم )
 

بخش دوم
فصل 1 : بررسي شرط وجود يا عدم وجود استمرار دراسم زمان و مكان و آلت
فصل 2 : آيا در اسم مكان و آلت براي ثبوتي بودن آنها مانعي وجود دارد يا نه؟
فصل 3 : ملاك همراهي حدث با ذات در اسم مكان و آلت چيست؟
 
آنچه از مباحث قبل به دست می آید این است که این سه ( اسم زمان و اسم مکان و اسم آلت ) از جمله مشتقات و صفات هستند و مسلّم این است که صفت حدوثی می توانند باشند. عمده بررسی این است که آیا با توجه به ویژگی های اسم زمان و اسم مکان و اسم آلت، این سه می توانند صفت ثبوتی باشند یا نه ؟
فصل 1 : بررسی شرط وجود یا عدم وجود استمرار در اسم زمان و اسم مکان و اسم آلت

برای اینکه صفتی ثبوتی باشد ( یعنی حدث به صورت مستمر همراه جزء دیگر اسم ( ذات یا حدث ) باشد ) لازم است خودِ آن جزء ثبوت و استمرار داشته باشد. لذا ابتداء باید بررسی شود که اسماء زمان و مکان و آلت این شرط را دارند یا نه ؟
1. اسم زمان
با بررسی ویژگی ذات زمان در می یابیم که زمان این شرط را ندارد، زیرا هر لحظه ای که می آید بلا فاصله از بین می رود و جای خود را به لحظه ای دیگر می دهد و اصطلاحاً می گویند « مُنصَرِمُ الذّات » است. پس خودِ زمان مستمراً وجود ندارد تا حدثی بتواند مستمراً همراه آن باشد. لذا اسم زمان، شرط ثبوتی بودن را ندارد، پس اسم زمان نمی تواند صفت ثبوتی باشد، پس تنها صفت حدوثی می باشد.

2. اسم مکان و اسم آلت
با دقت در ذات اسم مکان و اسم آلت در می یابیم که در این دو، این شرط وجود دارد، زیرا در اسم مکان، مکان حدث مستمراً وجود دارد و در اسم آلت، وسیله حدث مستمراً وجود دارد به خلاف زمان که در خودِ زمان، لحظه جای خود را به لحظه دیگری می دهد.

فصل 2: آیا در اسم مکان و آلت برای ثبوتی بودن آنها مانعی وجود دارد یا نه ؟

حال با توجه به اینکه اسم مکان و آلت شرط ثبوتی بودن ذات را دارند باید ببینیم، شرط دیگری لازم هست که داشته باشند، که نبود آن مانع از تحقق صفت ثبوتی در آنها باشد یا نه ؟
تنها مانعی که می توان فرض کرد این است که شرط شده باشد که حدث قائم به همان ذات آنها باشد که بررسی شد که حدث، قائم به همان ذات آنها نیست و این دو، این ویژگی در آنها وجود ندارد که قبلاً بیان شد که حدث قائم، به یک ذاتی است.


فصل3 : ملاک همراهی حدث با ذات در اسم مکان و اسم آلت چیست؟

آیا اسم مکان و اسم آلت به خودی خود و في نفسه این قابلیت را دارند که همراه حدث باشند. مثل صفات روحی در صفت مشبهه مثلاً کریم بودن = این صفت همیشه همراه ذات خود هست و هر جا که ذات باشد، صفت (کریمی) هم  در آنجا وجود دارد و اینطور نیست که این صفت از ذات ِ خود، یک چیز جداگانه ای باشد.
یا اینکه به خودی خود قابلیت همراهی با آن حدث را ندارند بلکه وابسته به اراده فاعل است. یعنی اگر فاعل، حدث را مستمراً در مکانی انجام دهد، آن مکان، ثبوت برای این حدث می شود یا اگر فاعل، حدث را مستمراً به وسیله آلتی انجام دهد می توان ثبوت برایش در نظر گرفت.

نتیجه :
 با توجه به بررسی هایی که صورت گرفت، به این نتیجه رسیدیم که: اسم مکان و اسم آلت به خودی خود قابلیت همراهی را ندارند و بسته به اراده فاعل دارد. اگر فاعل، حدث را در مکانی یا با آلتی انجام دهد، اسم مکان و اسم آلت ثبوتی می شوند و اگر انجام ندهد ثبوتی نیستند.


دو نکته
در این قسمت دو نکته را متذکر می شویم که برای بدست آوردن جواب
آنها، دیگران باید دست به کار شوند و تحقیق کنند تا بتوانند جوابی شایسته و قانع کننده ارائه دهند.
1. برخی از مکانها وجود دارند که دیگر در آنها حدثی رخ نمی دهد اما باز هم بعنوان مشتق ( یعنی مکانی که دارای حدث و ذات است ) به کار می برند « مثل مسجدی که مخروب شده »، زیرا در این مکان حدثی      ( سجده کردن ) رخ نمی دهد و یا قطعه زمینی که به آن مَدرَس گویند، درحالیکه دیگر در آن درس گفته نمی شود.
2. برخی مواقع جملاتی مانند « العالم مصباحٌ یا العالم مفتاحٌ » به کار می بریم،که در اینگونه امثال، ذات و فاعل یکی هستند، حال چگونه می توان برایشان حدثی در نظر گرفت ؟
 
منابع و مآخذ

- جعفری، سید محمّد زکی، قرّة الطّرف،  مؤسسه دار الحجة عج
- حسن، عبّاس، نحو الوافی، انتشارات ناصر خسرو، قم، ایران
- حسینی طهرانی، سید هاشم، علوم العربیة، انتشارات دار المفید، قم، ایران
- شرتونی، رشید، مبادی العربیة، انتشارات دارالعلم، قم، ایران
- طباطبایی، سید محمّد رضا، صرف ساده، دار العلم، قم، ایران
- علی دوست، ابوالقاسم، سلسبیل، دار الأسوة للطباعة و النشر، قم، ایران
- غلایینی، شیخ مصطفی، جامع الدروس العربیة، انتشارات دار الکوخ، طهران، ایران
- نعمه، فؤاد، قواعد اللغة العربیة، انتشارات حبل المتین

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.