مقالات پژوهش

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

چکیده
همانطور كه مي دانيد موضوع بحث این پژوهش پيرامون معناي حدوث و ثبوت در اسم فاعل و صفت مشبهه است.
واما بعد ماده "حدث"و "ثبت" در علوم مختلف به كار رفته است كه شرح آن بيان شد و اجمال آن عبارت است از :
1) فلسفه ، كلام ، منطق : چیزی که در زمانی نبوده است و سپس به وجود آمده است و یا به عبارتی چیزی که معلول چیز دیگری است .
2) فقه:كه بر دو نوع اكبر و اصغراست و هر كدام تعريف خاصي دارد .
3) علم معاني و نحو : در مبحث تقيسم جملات است كه آنها را به حدوثي و ثبوتي تقسيم مي كنند كه جمله حدوثي يعني: جمله اي كه خبر دهد چيزي را كه نبوده است و سپس به وجود آمده است و اقسامي دارد و جمله ثبوتی عبارت است از: جمله اي كه در آن حرفي از حادث شدن چيزي نيست و مي خواهد بيان كند فعلا شيء اي براي شيءاي ثابت است و آن فقط در جمله ي اسميه اي که خبر آن مفرد است، مي باشد .
4) علم صرف : ودر اين علم در مواضع مختلفي ذكر شده بود كه عبارتند از :در تقسيمات اسم ، در تعريف مصدر  و در مبحث مشتقات كه بحث ما از اينجا آغاز مي شود و می دانید كه اسم فاعل حدوثي و صفت مشبهه ثبوتي است و اسم فاعل و صفت مشبهه را چنين سازند:
1) از فعل ثلاثي مجرد : بر وزن فاعل .
                   
اسم فاعل
 
 2) از فعل غير ثلاثي مجرد:قرار دادن ميم مضمومه به جاي حرف مضارعه آن فعل و مكسور كردن ما قبل آخر آن.                                                                                 

الف: سماعي
1) از فعل ثلاثي مجرد                                                       
                                    ‌

صفت                                                                   

ب: قياسي: اگر دال بر عيب ،رنگ يا زينت باشد بر وزن "افعل-فعلاء"آيد            
مشبهه         

2) از غير ثلاثي مجرد : بر وزن اسم فاعل آيد .
و حدوث به معناي ايجاد فعلي دروني و يا خارجي كه آني و عارضي باشد و ثبوت يعني ثابت كردن صفتي براي ذاتي كه بر همين مبنا قول مرحوم رضي(ره) چنين است كه :صفت مشبهه يعني ذاتي + صفتي كه با اين تعريف مشكل اوزان مشترك بين اسم فاعل و صفت مشبهه از جهت تشخيص حدوثي يا ثبوتي بودن حل مي شود .

 

 


  مقدمه :
يكي از علوم حوزه ادبيات عرب ، علم صرف است كه بخشي از اين علوم را دربر مي گيرد و يكي از مباحث مهم اين علم ؛ بحث مشتقات است و مشتق برحسب "معنا" به دودسته تقسيم مي شود : 1- مشتق اصطلاحي 2-مشتق لغوي و مشتق لغوي عبارت است : هر آنچه از غير خود گرفته شده باشد و مشتق اصطلاحي عبارت است از : هشت دسته از كلمات خاص كه به مشتقات 8گانه معروف هستند و هر كدام احكام خاصي دارند كه عبارتند از : اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبهه ، اسم تفضيل ، صيغه مبالغه ، اسم زمان ، اسم مكان ، اسم آلت كه (1) اسم فاعل عبارت است از اسمي كه دلالت كند بر ذاتي كه فعل يا حالتي از او صادر شده حدوثا و صفت مشبهه عبارت است از اسمي كه دلالت بر ذات و صفتي براي آن ذات بكند ثبوتا(2) همانطور كه در تعريف اين دو مشتق اصطلاح "ثبوت" و "حدوث" مي بينيم مباحث اين پژوهش نيز پيرامون اين دو مبحث است كه در بسياري از كتب تعريف جامعي از آن ارائه نشده است از جمله ي آن كتب ،كتابي است كه در حوزه علميه به عنوان علم صرف تدريس مي شود ، مي باشد . فلذا تصميم گرفتيم كه اين مبحث را كه شايد به صورت شبهه اي در ذهن طلاب وجود داشت را در قالب اين سوال كه عبارت است از    " حدوث و ثبوت[مذکور در اسم فاعل و صفت مشبهه]به چه معنايي است ؟"كه در حين آن به سوالات ديگري نيز پاسخ مي دهيم كه انشاءالله مفيد واقع شود .
در ضمن در اين پژوهش به منابع مختلفي رجوع شده است و تعاريف و نكاتي را كه در منابع مختلف ديده شده است و يكسان بوده اند ،به صورت ذكر يك منبع اكتفا شده است .
شايان ذكر است كه ماده "حدث" و "ثبت" در علوم ديگري نيز به كار رفته اند كه مفصلا از آن بحث خواهيم كرد .  



_____________________________________________________________________________
1) چون در مقدمه به اين دو تعريف نياز داشتيم فلذا فقط همين دو را ذكر كرديم ولي تعريف كامل از همه مشتقات خواهد آمد انشاءالله تعالي .
2) محمد رضا،طباطبايي،صرف ساده،قم،دار العلم،1389،چاپ71،تك جلد،صفحات: 214الي224



 


بخش اول:

"حدوث" و " ثبوت" در لغت



الف : حدوث:
 حدوث مصدر فعل "حَدَثَ" است و به معنای " وَقَعَ " می باشد . و اسم فاعل آن یعنی " حادث " به معنای چیزی که اولین بار آغاز می شود می باشد که در مقابل آن " قدیم " یا "قَدُم " وجود دارد .


ب: ثبوت :
ثبوت مصدر فعل " ثبت" است و به معنای دوام یا به معنای  تحقق است .(1) –  (2)  


1) کتب لغت این ترجمه را هنگامی که با ماده "اَمر" به کار رود بیان می کنند .
2)  فواد ، افرام البستانی ، منجد الطلاب ، تهران ، اسماعیلیان ، 1366 ، چاپ3 ،تک جلد، صفحه: 109 و61
3) لویس ، معلوف ، المنجد ، تهران ، اسلام ، 1379 ، چاپ 1 صفحه : 121 و  68


بخش دوم:

                       ماده "حدث" و" ثبت" در علوم




                      1)مبحث اول : فلسفه،كلام ، منطق


اين دو ماده          2)مبحث دوم : فقه    
                       1)نحو و معاني

          3)مبحث سوم:ادبيات عرب             
                                                        2) صرف                                                                       
مبحث اول : حدوث و ثبوت در فلسفه ، كلام و منطق :  
فصل اول : حدوث
حدوث يك معناي عرفي دارد كه عبارت است از اينكه : دو شيء كه هردو در زمان مشتركند با اين تفاوت كه يكي برهه اي از زمان را قبل از ديگري وجود داشته كه به شيء اول «قديم» و به شيء دوم «نو» گويند .

اما حدوث از نظر فلاسفه و متکلمین يك معناي خاصي دارد و آن به اين شرح است كه :
هردو می خواهند بگویند که خداوند قدیم و غیر خدا حادث است اما یک اختلاف نظر وجود دارد که متکلمین می فرمایند : حادث و قدیم بودن نسبت به زمان سنجیده می شود و می گویند شیء ای که در برهه ای از زمان وجود دارد و در برهه ای از زمان وجود ندارد حادث است وآن شیء ای که در جمیع ازمنه وجود دارد قدیم است ؛ اما فلاسفه می گویند اصلا زمان دخالتی در حادث یا قدیم بودن ندارد بلکه صرف رابطه ی علی و معلولی است که  که ملاک حدوث و ثبوت است .
با توجه به مطالب مذكور مي توان دو نتيجه برداشت كرد :
1) قدم و حدوث[يا حديث] دو وصف اضافي هستند ،يعني اينكه يك شيء نسبت به چيزي قديم و نسبت به چيزي حادث است .به عبارتي بايد دو شيء با يكديگر مقايسه شوند .
2) رابطه حدوث به معناي عرفي و حدوث به معناي فلسفي و كلامي از نظر منطقي عموم و خصوص مطلق است . (1)

شيء حادث معلول است :  
در وجود حادث دو حيثيت وجود دارد كه آنها عبارتند از :
1) وجود در نقطه اي از زمان و عدم در مابقي ازمنه .
2)شيء حادث معلول شيء ديگر است ، معلول چيزي كه قديم باشد .(2)
_____________________________________________________________________________
1)بخشی از مطالب : حسين،حقاني زنجاني شرح بدايه الحكمه،قم،دانشگاه الزهرا،1384،چاپ4،تك جلد،صفه:412
2)مرتضي،مطهري،شرح مبسوط منظومه،حكمت،1367،چاپ2،جلد3،صفحه:193- 192
و اما حدوث و ثبوت منطقي كه همان حدوث و ثبوت فلسفي است كه مناطقه به طور مثال در بحث تصور از آن استتفاده كرده اند .(1)    

فصل دوم : ثبوت
كه د ر علم فلسفه و کلام است و مي فرمايند صفات خداوند بر دو نوع است :  
1) صفات سلبي: صفاتي كه خداوند از آنها دور بوده و بري مي باشد و نام ديگر آن صفات جلاليه است كه عبارتند از:
مركب بودن، مرئي بودن ، بي محل بودن ، بي شريك و...
2) صفات ثبوتي: صفاتي كه خداوند شايسته آنها بوده و عين ذات او هستند و نام ديگر آنها صفات جماليه مي باشد كه عبارتند از:
عالم، قادر، حي، مريد،مدرك،سميع، بصير(2) و...  


مبحث دوم:ماده "حدث"در علم فقه :

و اما آنچه در علم فقه آمده است "حدوث" نيست بلكه "حدث"است و من باب آنكه خواستيم كمي جامع تر بحث را مطرح كنيم فلذا از ذكر آن صرف نظر نكرديم.
و آن بر دو نوع است :
1) حدث اصغر:هر امري كه موجب بطلان وضو شود و به عبارتي آنچه كه موجب وضو مي باشد.
2) حدث اكبر : هر امري كه موجب غسل گردد مانند : احتلام .(3)  


1) ر.ك: محمد،خوانساري،فرهنگ اصطلاحات منطقي،تهران،پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي،1376،چاپ1،تك جلد،صفحات:82-81 .
2) اصغر،قايمي،اصول اعقادات در 40درس،قم،ادباء،1388،چاپ:2،تك جلد،صفحه:48.
3)محمد حسين،فلاح زاده،آموزش فقه،قم،الهادي،1389،چاپ:42،صفحه:396.


مبحث سوم :ادبيات عرب
قسمت اول:علم معاني و نحو
و اما يكي ديگر از مواضع استعمال اين دو اصطلاح ، علم نحو و علم معاني است ؛ در بحث از جملات كه كدام يك از آنها حدوثي و كدام يك ثبوتي است ؛ مطرح می شود.
 كه ابتدا قول كتب بلاغي و سپس اختلاف آنها را با كتب نحوي بيان مي كنيم .  

 كه مي فرمايند جملات بر دو نوع هستند :
الف: جمله حدوثي:
A تعريف : جمله اي كه خبر دهد چيزي را كه نبوده است و سپس به وجود آمده است .  
B اقسام:
1) جملات فعليه .
مثال: يعيش البخيل عيشه البخلاء
         ترجمه:اين بخيل [كه قبلا اين چنين نبوده است] به گونه بخيلان زندگي مي كند.
2) جمله اسميه اي كه خبر آن غیر مفرد باشد .
مثال: عليٌ يذهب الي بيت.
         ترجمه:علي[كه قبلا در اين حال نبوده] به خانه مي رود.
ب:جمله ثبوتي :
تعريف:جمله اي كه در آن حرفي از حادث شدن چيزي نيست و مي خواهد بيان كند فعلا شيء اي براي شيءاي ثابت است و آن فقط در جمله ي اسميه اي كه خبر آن مفرد است، مي باشد .

قول و اختلاف كتب نحوي :
همانطور كه گفتيم جملا ت اسميه اي كه خبرشان مفرد است افاده ي ثبوت مي كنند كه در قيد مذكور بین كتب نحوي و بلاغي اختلاف وجود دارد كه نحوي ها مطلق جمله ي اسميه را ثبوتي مي دانند و اختلاف آنها در جمله ي زير مشخص مي شود :
" اذا السماء انشقت "(1)
1)    انشقاق / 1  


 
قول كتب نحوي:با ذكر اين نكته كه« "اذا" بر سر جمله حدوثي مي آيد»(1)،مي فرمايند :در مابين لفظ "اذا" و "سماء" لفظ "انشقت" مقدر است و "انشقت"مذكور آن را تفسير مي كند و اصل آن عبارت است از :     " اذا انشقت السماء انشقت " .


قول كتب بلاغي :جمله مذكور حدوثي است زيرا خبر آن غير مفرد است فلذا " انشقت" در تقدير نيست.(2)
چند نكته:
1) پس از آنچه گفته شد دو عبارت " زيدٌ ناجح " و "نجح زيدٌ"در اين عبارات "نجاح" اين دو جمله يكسان نبوده بلكه جمله اول قويتر است چرا كه در فعل دلالت بر زمان متغير و متجدد وجود دارد.(3)

2)از جملات فعليه  [كه افاده حدوث مي كنند] جملاتي استثناء مي شوند كه عبارتند از :مدح ،ذم،تعجب،و امثال ذلك.



1) البته برخي گويند بر سر جمله "فعليه"آيد كه لطمه اي به بحث ما وارد نمي شود .                   

2)احمد،هاشمي،جواهر البلاغه،قم ،مركزمديريت حوزه هاي علميه،1386،چاپ5،تك جلد،صفحات:63- 62
3)امين يعقوب،موسوعه صرف و نحو و اعراب،انتشارات اعتصام،1389،چاپ3،صفحه:248

قسمت دوم : علم صرف
همانطور كه مي دانيد ماده "حدث" و "ثبت" در مواضع مختلفي در اين علم به كار رفته است كه بنابر تتبع به آنها اشاره ميكنيم :
1)در تعريف"  مصدر " كه مي فرمايد «اسمي كه دلالت بر حدثي (فعلي)يا حالتي دارد و آن بر سه قسم است:الف)اصلي   ب)ميمي   ج)صناعي »(1)

2)در اقسام  " اسم " كه مي فرمايد «اسم بر دو نوع است ؛ اسم ذات كه عبارت است از :اسمي كه قايم به نفس باشد و دلالت بر ذاتي كند و ديگري اسم معني كه عبارت است از : اسمي كه قايم به غير است و دلالت بر حدثي دارد .(2)

3)در مبحث مشتقات است [كه بعض آن موضوع اين پژوهش نيز مي باشد .] كه نمودار ذيل آن را به طور كامل شرح مي دهد .(3)


1)صرف ساده ، صفحه:208 .
2)همان ، صفحه:206 .
3)رجوع كن به صفحه بعد .
 
نكته: موضوع بحث ما حدوث و ثبوت مذكور در اسم فاعل و صفت مشبهه است كه انشاءالله در فصل بعد از آن بحث خواهد شد.
1) صرف ساده ، صفحات:203،208،214 الي224 .





بخش سوم :

  حدوث و ثبوت در اسم فاعل و صفت مشبهه به چه معنايي است؟!


ابتدا لازم مي دانم كه شيوه ساخت اين دو مشتق را بيان كرده تا با ظاهر و قالب آن آشنا شويد :
 

اما بعد همانطور كه قبلا بيان شد اسم فاعل حدوثي، و صفت مشبهه ثبوتي است حال مي خواهيم بدانيم اين دو قيد كه به عنوان فصل هاي اين دو صفت هستند به چه معنايي است.

________________________________________________________
1) مصطفي،مهديان،صرف،پايه ي اول،مدرسه علميه منتظريه(عج)-(حقاني-(ره)). / استاد يار مدرسه مذكور.
                صعبٌ،خشنٌ،حسن،شجاعٌ،عطشان--- مر احمد و سيد غيور است و جبان
                                        طاهر جنب و سليم و صفر است و هجان     
  2) صرف ساده،صفحات:215 و218
در جريان تعريف "حدوث" و "ثبوت" در كتب مختلف اصطلاحات گونانوني به كار رفته است كه عمده آنها عبارتند از:
 "تجدد" - "غير دائم" - "عدم استمرار" - "دلالت بر يكي از زمان هاي سه گانه" ودر تعريف ثبوت از اصطلاحاتي از قبيل "جميع ازمنه" – "دائم"- "مستمر" .
سوال:واقعا كدامين تعريف درست است؟     
آنچه از كلام مصنفين كتب مختلف به ذهن مي رسد اين است كه همه آنها يك معنا را در ذهن داشته اند اما از تعابير مختلفي استفاده كرده اند كه ابتدا به بررسي قیدی که در برخی از این کتاب ها آمده پرداخته و سپس تعريف جامعي از حدوث و ثبوت ارائه مي دهيم؛انشاءالله تعالي .

  برخي از كتب در تعريف صفت مشبهه لفظ "جميع ازمنه" را آورده اند كه صفت مشبهه دال بر جميع ازمنه است كه اين ادعا غلط است زيرا:      
         الف:خيلي از صفات مشبهه دلالت بر جميع ازمنه ندارند .
          ب:در علم نحو بحث از عمل اسم فاعل مطرح مي شود در آنجا گويند كه : اسم فاعل می تواند دلالت بر جمیع ازمنه کند  و می فرمایند:حال که دلالت بر جمیع ازمنه می کند چگونه عمل می کند که درآنجا می فرمایند :
                                                       مثال: و جاعل ليل سكنا

اگر ماضي باشد ،عمل نمي كند .                                              اگر مضارع باشد ،عمل مي كند .

پس بنابر آنچه كه گفته شد كه هم حدوث مي تواند دلالت بر جميع ازمنه كند و هم ثبوت . (1)



1) هادي،حياتي،كارگاه صرف،پايه اول،مدرسه علميه منتظريه- عج-(حقاني-ره-)،12/12/1389/ استاديار مدرسه مذكور .


و اما بعد حال مي خواهيم مراد اصلي از حدوث و ثبوت را بيان كنيم ؛كه آن عبارت است از:

حدوث: ايجاد فعل در حالتي دروني يا خارجي"كه اين ايجاد به صورت آني و عارضي است" .(1)
ثبوت: ثابت كردن صفتي براي ذاتي ،به عبارتي ديگر يعني صفتي را به ذاتي نسبت دهيم (2)__ (3)

   

1) بخش داخل علامت:  عباس حسن،نحو وافي،قم،ناصر خسرو،جلد3،صفحات:238-282
2) هادي،حياتي،كارگاه صرف.
3) در اين بخش تفكيك اجزاي متن بدين معنا كه كدام بخش از كدام كتاب است شاید سخت بود فلذا فقط اجمالا مواضع مهم را در پاورقي ذكر كرديم .


بخش چهارم :

بررسی دو مساله



مساله اول :
مادر استعمالات شاهد برخي از كلمات هستيم كه بر وزن اسم فاعل بوده ولي معناي آنها معناي صفت مشبهه است وبالعكس ؛در اينجا اين اشكال وجود دارد كه لفظ با معنا در تضاد است مانند:رازق،دائم،عليل و ...
در پاسخ به شبهه اي كه مطرح شد پاسخ هايي داده شده -و از ميان آنها پاسخ هاي 6-5-4 قابل تامل است-كه عبارتند از :

پاسخ مساله :

1) اصلا اين موارد[آن دسته از اسم فاعل ها]حدوثي اند به معناي حدوث خلود و...
2) اين حدوث ها حدوث در معناي متكلمين است .
3) ثبوتي كه در اينجا وجود دارد بر خواسته از لفظ است و نه از ماهيت و صيغه كلمه .
4)قرينه خارجيه‌{به طور مثال اينكه صفات خداوند ثبوتي اند و آن صفات عين ذات اقدس اوست} كه آنها حدوثي اند يا ثبوتي .(1)
5) هر دو اين صفت دال بر استمرار هستند اما يكي از آنها به صورت تجددي است-كه همان اسم فاعل مي بشد-و ديگري به صورت ثبوتي است -كه همان صفت مشبهه است-حاشيه الصبان مبحث اضافه .(2)
6) قول مرحوم رضي (رحمه الله عليه) كه خواهد آمد انشاءالله تعالي .(3)



1) سيد علي خان مدني،الحدائق النديه في الشرح فوائد الصمديه،انتشارات ذوي القربي،1388،چاپ:1،تك جلد،صفحه:585 .                    2) هادي،حياتي،كارگاه صرف.
3)رضي الدين محمد بن حسن استر آبادي،شرح شافيه ابن حاجب،جلد 2،صفحه:205 . (به نقل از كتاب مغني الاديب) .


مساله دوم :
 گاهي شاهد بحث هايي هستيم در مورد تشخيص صفت مشبهه از اسم فاعل كه يك طرف بحث فلان كلمه را اسم فاعل مي داند و طرف ديگرآن را صفت مشبهه ،ولي حال حق با كدام يك است و مراد گوينده چه بوده است ، مشخص نيست؛به طور مثال لفظ "المتلقيان"(1) در آيه مربوطه كدام يك از اين دو قول صحیح مي باشد؟؛معيار چيست؟


پاسخ مساله :
براي پاسخ به اين مساله از قول مرحوم رضي (ره) استفاده مي كنيم ايشان مي فرمايند:صفت مشبهه همانطور كه حدوثي نيست دلالت بر جميع ازمنه هم ندارد -به خلاف قول برخي كه مي گويند دارد- چرا كه ثبوت قيد اضافي(2) است در صفت مشبهه و نه دليل بر آن به عبارت ديگر صفت مشبهه يعني "ذو صفت" و يعني"ذات + صفت" كه در هنگام وضع هيچ دلالتي بر ثبوت ندارد    -ولي اسم فاعل يعني : ذات + حدث - پس معيار هم مشخص شد كه به طور كلي عبارتند از:
1) اسم فاعل = ذات + حدث.          2) صفت مشبهه = ذات + صفت . (3)  
فلذا "المتلقيان" مذكور صفت مشبهه است و نه اسم فاعل زيرا آن ذوصفت است و ذو صفت "القاء".

1) اذ يتلقي المتلقيان— ق/17.
2) نه به معناي زائد بلكه به معناي ملحق شده مي باشد
3) همانطور كه گفتيم به نقل از كتاب مغني الاديب صفحه 58‌ :
قال محقق الرضي (ره) : والذي اري ان صفت المشبهه كما انها ليست موضوعه للحدوث في زمان ليست ايضا موضوعه في جميع الازمنه لان الحدوث و الاستمرار قيدان في الصفه و لا دليل عليهما فليس معني "حسن" في الوضع الا "ذا حسن" ، سواء كان في بعض ازمنه او جميع الازمنه و لا دليل في اللفظ علي احد قيدينفهو حقيقه في قدر المشترك بينهما و هو اتصاف بالحسن لكن لما اطلق ذلك و لم يكن بعض الازمنه اولي من بعض و لم يجز       جميع الازمنه لانك حكمت لثبوته فلابد من وقوعه في زمان ،كان ظاهر ثبوته في جميع الازمنه الي ان تقوم قرينه علي تخصصه ببعضها كما تقول «كان هذا حسن فقبح — ا سيصير حسنا – ا هو الان حسن فقط» فظهوره في الاستمرار ليس وضعيا .
شرح شافيه 2/205


بخش پنجم :
نتیجه
آنچه كه به عنوان هدف اين پژوهش معرفي شده بود تعريف دقيقي از حدوث و ثبوت مطرح شده در اسم فاعل و صفت مشبهه بود كه بيان شد اما اجمالا خواهيم گفت : حدوث يعني ايجاد فعلي به صورت مطلق و آني و ثبوت يعني نسبت دادن صفتي به ذاتي .
و اما سوالي در مورد شيوه تشخيص آن بود كه  هم شيوه ساخت صيغه هاي آن بيان شد و هم شيوه تشخيص حدوثي يا ثبوتي بودن يك لفظ دراوزان مشترك از اسم فاعل و صفت مشبهه چگونه قابل تمييز است كه خلاصه آن به شرح زير است:
آنچه كه اينجا مطرح شد قول مرحوم رضي (ره) بود كه راهگشا تر هم همين است و آن چنين بود كه صفت مشبهه عبارت است از:ذات+صفت/و اسم فاعل عبارت است از:ذات+حدث ولي ما مي توانيم از قول حاشيه الصبان نيز استفاده كنيم همناطور كه در گذشته آمد كه خلاصه آن بهشرح زير است :


               1) تجددي= بين آن تقطيع هم وجود دارد            اسم فاعل .
استمرار    
                 2) ثبوتي = بون قطع شدن             صفت مشبهه .(1)

با اين بيان اين دو راه حل مشكل و شبهه حدوثي يا ثبوتي بودن اوزان نيز برطرف مي شود .


________________________________________________________
1) ر.ک، به پاسخ هاي شبهه ابتداي فصل4 شماره 5 .



بخش ششم :


نمونه های قرآنی اسم فاعل و صفت مشبهه .



نمونه هايي از اسم فاعل و صفت مشبهه در قرآن كريم .
1) عّمَ يتساءلونّ *عنِ النباءِ العظيمِ(1) * الذي هم فيه مختلفون (2) . {آيات1 الي 3 سوره مباركه نباء}.
2) و انزلنا من المعصراتِ(3) ماءً ثجاجًا{ آيه14 سوره مباركه نباء}.
3) انَّ جهنم كانتْ مرصادًا* للطاغينّ(4) مئابا{آيه 22 سوره مباركه نباء}.
4) و النازعاتِ(5)غرقًا*و الناشطاتِ(6)نشطًا {آيات 1 و 2 سوره مباركه نازعات}.
5) فويلٌ للمصلينّ(7) {آيه 4 سوره مباركه ماعون } .
6) الذينّ همْ عنْ صلاتِهمْ ساهونّ (8) { آيات 5 سوره مباركه ماعون } .
7) ...ليعبدوا اللهّ مخلِصِينّ(9) لهُ الدينّ حنفاءوّ يُقيمُوا الصّلاةّ... {بخشي از آيه 5 سوره مباركه البينه}.
8) ...فِي نارِ جهنم خالِدينّ(10)فيها اُوْلّئِكّ هُمْ شرُ الْبرِيه(11) {بخشي از آيه 6 سوره مباركه البينه} .
9) اِنّهُ علي ذّلِك لّشهِيدٌ(12) { آيه 7سوره مباركه عاديات(13)}.
10) اِنّ ربهُمْ(14) بِهِمْ يّوْمئِذٍ لّخّبِيرٌ(15){آيه11 سوره مباركه عاديات}.
11) الْقارِعِهلا(16){آيه يك سوره مباركه قارعه}.
12) ذلكّ يومُ الحقُ(17) فمن شاء اتخذ الي ربِهِ مئابًا { آيه 39 سوره مباركه نباء}.
________________________________________________________
 
توضيحات آيات:
1) ع-ظ-م ، بزرگ ،صفت مشبهه
2) خ-ل-ف ، اختلاف كنندگان ، مختلف ، اسم فاعل .
3) ع-ص-ر ، فشارنده ها ، معصره ، صفت مشبهه .        
4) ط-غ-ي ، تجاوز كنندگان ، طاغ ، صفت مشبهه       
5) ن-ز-ع- ، از جاي بر كنندگان ، نازعه ، اسم فاعل .  
6) ن-ش-ط ، نشاط و شادماني كنندگان ، صفت مشبهه  .
7) ص-ل-ي ، نماز گزاران ، مصلي ، اسم فاعل .
8) س-ه-ي ، غفلت كنندگان ، اسم فاعل .
9) خ-ل-ص، پاك كنندگان ، مخلص ، صفت مشبهه .
10) خ-ل-د ، جاودان ، صفت مشبهه .
11) ب-ر-ي ، مخلوق ، صفت مشبهه .
12) ش-ه-د ، گواهي دهنده ، صفت مشبهه .
13) ع-د-ي ، به سرعت دوندگان ، عاديه ، اسم فاعل
14) ر-ب-ب ، پروردگار ، صفت مشبهه
15) خ-ب-ر ، دانا و آگاه،صفت مشبهه و قيل صيغه مبالغه .
16) ق-ر-ع ، كوبنده ، اسم فاعل .
17) ح-ق-ق ، ثابت مقابل باطل ، صفت مشبهه  .




در این بخش از پژوهش نمونه های دیگری اشاره می کنیم که در برخی از آنها مسائل مذکور در فصل چهارم رعایت نشده است که به نقد آنها می پردازیم .
شایان ذکر است اگر نقدی وارد بود در پشت صفحه ی همان برگه ذکر می شود .



مجموعه منابع مورد رجوع در تحقیق :
1)    قرآن مجيد .
2)    سید هاشم حسینی طهرانی،علوم العربیه،قم،نشر اخلاق،چاپ اول،1384.
3)    حسن حقانی زنجانی،شرح و ترجمه بدایه الحکمه،قم،دانشگاه الزهراسلام الله عليها ،چاپ چهارم،1387.
4)    محمد خوانساری،فرهنگ اصطلاحات منطقی،تهران،پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي،چاپ اول،1376.
5)    متفکر شهید استاد مرتضی مطهری –ره-،شرح مبسوط منظومه،حكمت،چاپ دوم،1367.
6)    محمد حسین فلاح زاده،آموزش فقه،الهادي،چاپ چهل و دوم،1388.
7)    متفکر شهید استاد مرتضی مطهری –ره-،فلسفه و منطق،قم،صدرا،چاپ چهل و دوم،1388.
8)    محمد رضا طباطبایی،صرف ساده،دار العلم،چاپ هفتاد و يكم،1389.
9)    رشید شرتوتی،مبادی العربیه،دار العلم ،چاپ دوازدههم،1426.
10)    اصغر قائمی،اصول اعتقادات،اُدباء،چاپ دوم،1388.
11)    تعلیقیه محمد علی  مدرس افغانی –ره- ،جامع المقدمات،هجرت،چاپ هفدهم، 1385.
12)    محمد علی  مدرس افغانی –ره- ،مکررات شرح سیوطی،فخرالدين،چاپ اول،1380.
13)    مصطفی الغلایینی،جامع الدروس،دارالكوخ،چاپ اول،1425.
14)    محمد علی  مدرس افغانی –ره- ،الکلام المفید،دار الهجره،چاپ چهارم،1418.
15)    حمید محمدی،صرف متوسطه،دارالعلم،چاپ شصت و يكم،1384.
16)    علی عرب خراسانی،درسنامه صرف،دار العلم،چاپ اول،1385.
17)    فواد نعمه،ملخص قواعد الغه العربیه،حبل المتين،چاپ اول،1382.
18)    حوزه علمیه قم،هدایه فی النحو،اُدباء،چاپ اول،1388.
19)    حسین قاسمی __ محمود ملکی اصفهانی،قواعد النحویه،مديريت حوزه علميه قم،چاپ اول،1385.
20)    بهاء الدین عبدالله ابن عقیل،شرح ابن عقیل،واريان،چاپ دوم،1385.
21)    ابومهدی،شرح صمدیه،دفتر انتشارات اسلامي،چاپ ششم،1374.
22)    غلامعلی صفایی بوشهری،قم،ترجمه و شرح مغنی الادیب،انتشارات قدس،چاپ پنجم،1383.
23)    امیل یعقوب،موسوعه صرف و نحو و اعراب،اعتصام،چاپ سوم،1389.
24)    احمد هاشمی،جواهر البلاغه،قم،مركز مديريت حوزه علميه قم،چاپ پنجم،1386.
25)    مظفری،ترجمه مغنی الادیب،واريان،چاپ اول،1379.
26)    سید علی حسینی،الکامل فی شرح عوامل،دارالعلم،چاپ ششم،1373.
27)    شیخ حمید نصر الله زاده،نحو جامع،انصاريان،چاپ اول،1385.
28)    احمد حملاوی،شذ العرف فی فن الصرف،كمال الملك،چاپ اول،1426.
29)    سعید سعیدی،خود آموز هدایه،دارالعلم،چاپ ششم،1375.
30)    سید علی خان مدنی –ره- ،الحدائق الندیه فی شرح فوائد الصمدیه،ذو القربي،چاپ اول،1388.
31)    مصطفی خراسانی،پاورقی و تصحیح صرف ساده،ولايت،چاپ سوم،1386
32)    ، عباس حسن،نحو الوافی،ناصر خسرو.
33)    غلامعلی صفایی بوشهری،بداءه النحو،قم،حوزه علميه قم،چاپ دوم،1386.
34)    فواد افراد البستانی،منجد الطلاب،اسماعيليان،چاپ سوم،1366.
35)    لویس معلوف،المنجد،تهران،اسلام،چاپ اول،1379.
36)    جزوات درسي حجج الاسلام والمسلمین آقایان حیاتی و مهدیان (زید عزهما)،90-1389.    
37)    جزوه تجزيه و تركيب سوره مباركه حمد و بخشي از سوره مباركه بقره،توسط حاج آقاي بيات،زير نظر مدرسه عالي شهيد مطهري(ره)-آموزش متوسطه .


الحمد لله اولا و آخرا .   

       


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.