مقالات پژوهش طلاب

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

فهرست مطالب
مقدمه    
آشنایی باعث     
منشا شباهت    
شباهت به خاطر قواعد    
اعلال    
قلب    
مواردی که ((واو)) و ((یا)) بعد از قلب به    
الف متشابه می شوند    
درعین الفعل     
ثلاثی مجرد    
ثلاثی مزید    
درلام الفعل     
ثلاثی مجرد    
ثلاثی مزید    
مواردی که ((واو)) و ((یا)) بعد از قلب     
به یکدیگر متشابه میشوند    
درفاء الفعل     
در عین الفعل    
ثلاثی مجرد    
ثلاثی مزید    
درلام الفعل    
ثلاثی مجرد    
ثلاثی مزید    
حذف    
مواردی که ((واو)) و((یا)) بعد     
ازحرف درکلمه متشابه می شوند    
به دلیل قاعده ی سکونی وقاعده 10    
ثلاثی مجرد    
ثلاثی مزید    
به دلیل قاعده ی 8 و 10    
ثلاثی مجرد    
ثلاثی مزید    
به دلیل ساکن شدن لام الفعل     
ثلاثی مجرد    
در عین الفعل     
درلام الفعل    
ثلاثی مزید    
به دلیل جزم فعل     
ثلاثی مجرد    
ثلاثی مزید    
ادغام    
تخفیف    
شباهت به خاطر وزن    
مواردی که مجهول های ثلاثی مجردومزید بایکدیگر     
مشتبه می شوند    
مواردی که صیغه ها بایکدیگر متشابه میشوند    
ماضی    
مضارع    
تذکر    
مواردی که معلوم ومجهول  ثلاثی مجرد بایکدیگر متشابه می شوند    
مواردی که مواردی که معلوم ومجهول  ثلاثی مجرد باامرآن متشابه می شود    
روش های شناخت     
منابع    


 مقدمه
به نام خدا
مسأله: آیا اجراي قواعد صرفی موجب تشابه لفظي افعال میشود؟ و اگر میشود چگونه باید متشابهات را از هم تمییز داد؟
علم صرف علمی است که به مباحث و بررسی کلمه از نظر ساختار و خصوصیات منحصر به خود می پردازد تا بتوان به ریشه ی کلمه دست یافت تا از آن طریق کلمات را شناخت و به معانی مورد نظر دست یافت و از آن طرف هم از علم صرف برای تغییر در کلمات و به این وسیله بیان منظور خود پرداخت.
علم صرف برای رسیدن به هدفي که اشاره شد قواعدی دارد و یک سری قانون ها و شروطی را در اختیار قرار می دهد تا بتوان به غایت رسید.
قواعد صرف ، هم منجر به تغییر لفظی میشوند و هم منجر به تغییر معنوی می شوند.
قواعد صرف گاه با حذف حرف ،گاه با اضافه کردن، گاهی با جابه جایی، و بعضی اوقات با تغییر حروف در کلمات، شخص را به هدف نزدیک می کند.
این قواعد که تغییرات مختلفی به حسب مقتضای خود ایجاد می کنند عبارتند از:
1-قواعد مربوط به ساخت صیغه های افعال.
2-قواعد مربوط به اوزان کلمات.
3-قواعد مربوط به ساخت فعل از مصدر و بردن آن به زمان های سه گانه.
4-قواعد مجهول کردن
5-قواعد اعلال.
6-قواعد مضاعف یا ادغام.
7-قواعد تخفیف.
8-قواعد مربوط به حالات گوناگون فعل و...
9-قواعد مربوط به باب های ثلاثي مزید .
قواعدی وجود دارد که هنگامی که بر روی افعال اجرا می شوند آن ها را به گونه ای تغییر می دهند که موجب شباهت آنها به یکدیگر میشود البته این شبیه شدن فقط مربوط به بعضی ریشه ها و مخصوص بعضی از انواع ساختارها است. لذا باید گفت که این قواعد شخص را به اشتباه می اندازد که این فعل مورد نظر و با این لفظ و هیأت چه نوع فعلی و از چه ریشه ای ودر نتیجه چه معنایی دارد؟ برای مثال «قال» چه نوع فعلی است آیا از ریشه قيل بوده است یا از ریشه قول؟ یَدعُونَ از چه ریشه است؟ از چه بابی      می تواند باشد و از هر ریشه ای که هست چه صیغه ای است؟ صیغه ی 3 است یا صیغه ی  6؟ آرَبَ چه نوع ثلاثی مزید است؟ آیا از باب مفاعله هست یا از باب إفعال ؟ این نکات و این شباهت ها باعث میشود که انسان به دنبال یک سری قواعد و الگوها برود تا بتواند از طریق آن ها فعل مقصود را تشخیص دهد.
در همین جا بود که خودم به خاطر برخورد با این شباهت ها در ابتدا به مشکل برخوردم تا این که به مرور زمان مقداری پیشرفت کردم و در هنگامی که قرار شد موضوع انتخاب شود یکی از موضوعات پیشنهادی به استاد راهنما این موضوع بود چرا که می خواستم هم برای خودم آشنایی و تسلط بیشتری باشد و هم به دوستان در این زمینه کمکی کرده باشم.
اگر چه در همین جا به نقصان این اثر اعتراف می کنم و معتقدم که مناسب بود که لغات بیش تر و مشکل تری را مطرح کنیم و آن ها را بررسی کنیم امّا به دلیل کمبود وقت و فشار کار (که از عوامل مهم این نقص بودند) این امر میسر نشد امیدوارم در آینده طلاب و خوانندگان با هدف بهره مندی بیش تر از این قبیل موضوعات، بحث را کامل کنند و آن را چند قدمی به جلو ببرند.
دراينجا لازم است كه بگويم اين تحقيق اكثريت آن با فكر و مشورت نوشته شده و از افعال موجود در كتاب صرف ساده و همچنين استفاده از لغت نامه تهيه شده است .لذا منابع خاص و متعدد ندارد.
در پایان از اساتید معزّ و معظّم حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای آزادی، استاد راهنما که از اول تحقیق ما را کمک و همراهی کردند و در انتخاب موضوع برای ما وقت گذاشتند و در طول زمان پژوهش از راهنمایی ها و کمک های خودشان دریغ نکردند و حجت الاسلام حاج آقای تهوّری، که در پیگیری کار پژوهش طلاب زیر نظرشان کوشا بودند و از دیگر اساتید و طلابی که اگر راهنمایی از آن ها خواسته شد آن ها هم دریغ نکردندتشكر و قدرداني وافر به عمل ميآيد. انشاالله همه ی طلاب و اساتید تحت حمایت حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)سالم و موفق باشند.





آشنایی با بحث
همانطور که بیان شد موضوع پژوهش در مورد شباهت های صرفی است لذا باید ابتدا این مسأله را بررسی کرد که شباهت و شبهه چیست و به چه معناست؟
شبهه در لغت به معنای مثل و مانند است و شُبهه یعنی نا مشخص بودن و درهم ریختگی كه به خاطر شباهت و شبیه بودن به وجود آمده است.
لذا باید مد نظر داشت که در صرف وقتی صحبت از شبهه و شباهت و شبیه بودن به وجود می آید یعنی این که از یک کلمه نمی توان تشخیص داد که از کدام ریشه است یا کدام معنا را دارد و یا کدام وزن را دارد و...
لذا در نگاه اول وقتی این شباهت ها به وجود می آید به دنبال آن در هم ریختگی برای خواننده به وجود می آید که چه کار باید کرد و به کدام گزینه باید رهنمون شد؟
در ادامه بحث بايد اين سوال را پرسيد كه وقتي اين همه صحبت از شباهت مي شود آيا از نظر علمي وادبي چنين چيزي وجود دارد ؟این نکته را باید به دنبال آن بیان کرد که این شبهه در زبان عربی هست ونياز به اثبات ندارد چرا که با يك مثال می توان خواننده را به وجود آن پی برد.
برای مثال «ثونی» که در کلام و متن عربی با آن روبه رور می شویم، برای بار اول تشخیص آن شاید سخت به نظر برسد و احتمالات گوناگونی برای ریشه و ساختار این کلمه که به دنبال آن معنا را در پی دارد به ذهن برسد برای مثال آیا این اجوف است یا ناقص؟ حروف اصلی آن چیست؟ چه صیغه ای است؟ آیا همه ی حروف ریشه در حال حاضر وجود دارند؟ و یا حرفی حذف شده است؟
آیا همه ی ریشه های حدس زده شده در لغت هست؟ آیا قرائن موجود در جمله کمک به حل مشکل می کنند؟و...
که با حل این سئوالات شبهه بر طرف شده و پاسخ ها داده میشود لذا می بینیم که شباهت های صرفی در زبان عربی وجود دارد.
امّا چرا این شباهت ها و شبهه های صرفی به وجود می آید؟ ابتدا بگذارید ببینیم که منشأ شبهه در ادبیات عرب به خصوص صرف و نحو چه چیزهایی می تواند باشد؟ شباهت هایی که برای کلمه به وجود می آید ممکن است
1-    به خاطر ترکیب آن باشد و منشأ شباهت در ترکیب باشد و آن کلمه چند نقش می تواند بگیرد. براي مثال در جمله ي قليلاً ما تومنون
2-    گاهی به خاطر معنای آن است که یک کلمه به خاطر معناهای متفاوتی که دارد، برای انسان شبهه پیش می آورد که کدام معنا و مفهوم مراد است؟
3-    گاهی شباهت به واسطه ی ریشه های گوناگون است؟
4-    و گاهی شباهت به خاطر زمان فعل که گذشته باید برداشت کرد یا حال و یا آینده
5-    و گاهی به خاطر وزن هایی مشابه است
6-    گاهي شبهه مي شودكه فعل خبري است يا انشائي ؟
ولكن در صرف منشأ شبهه در ریشه و اوزان وبناء و نوع فعل، و یا ترکیبی ازاين  موارد  است اگر چه همه ي اينها هم منشأ شان به خاطر شباهت های معنایی است زیرا من اگر به خاطر ریشه های متفاوت سردرگم می شوم به این دلیل است که در پیدا کردن معنا دچار سردرگمی شدم و چون می خواهم معنای مقصود در کلام را بنگرم و از طرفی این ریشه ها هم معانی متفاوتی دارند لذا نمی توان به طور مسلم در لحظه ی اول معنای مقصود را فهمید بنابراین مراد ما از تمام این مسائل ونوشتن این تحقیق ، پیدا کردن راه ها و روش های رفع شبهه برای تشخیص معانی مقصود است.
لذا در این تحقیق تمام مواردی که در شباهت های صرفی نقش داشتند را در قالب ها و تقسیم بندی های دیگر بررسی کرده و انشا الله آن را بیان خواهیم کرد.

 


 
امّا بحث ما به دو قسمت تقسیم می شود شباهت های پیش آمده يا به خاطر تغییرات قاعده ای صرف است یا به خاطر تشابه اوزان و ما ابتدا شباهت ها به خاطر قاعده را بررسی می کنیم. این شباهت سه گونه است.
1-     اجراي قائده ي تخفيف
2-    اجرای قواعد ادغام
3-    اعلال، که این مورد نیز دو گونه است: الف) قلبی ب) حذفی
هر کدام از موارد اعلال قلبی و حذفی موارد و مصادیقی دارد که بیان خواهد شد.
قلبی
این قواعد اعلال قلبی در یک فعل یا ممکن است در لام الفعل موجب تشبّه و شباهت شوند و یا ممکن است در عین الفعل چنین موردی رخ دهد:
مواردی که «واو» و «یا» بعد از قلب به الف متشابه می شوند:
این در دو موضع است: عین الفعل و لام الفعل
در عین الفعل:
            قول      قاعده 8       قال
قال
            قیل    قاعده 8        قال
این دو فعل هر دو به خاطر قاعده ی 8 تبدیل به الف شده اند البته تنها قاعده هم همین است.

ثلاثی مزید:
                 أعون
أعان
                 أعین
در این جا افعال هر کدام ابتدا با قاعده        و سپس قاعد ه        اعلال عمومی تبدیل به أعان شده اند.
انفعال (ماضی و مضارع)
سیب/ إنسیب           إنساب
إنساب
سوب/إنسوب          إنساب
سیب/ ینسیب           ینساب
ینساب
سوب/ینسوب        ینساب.
استفعال (ماضی)
سیق/استثیق        استسیق          استساق
إستساق
سوق/استسوق       استسوق       استساق
در مضارع مجهول همین افعال هم، همین قاعده جاری میشود و شباهت در آنها هم رخ می دهد.

در لام الفعل:
در این نوع فعل معتل «واو» و «یاء» با قاعده ی            و  بعد       به الف تبدیل         می شوند:
نکته ای که در قبل از مثال زدن باید یادآوری کنیم این است که لام الفعل هم فعل ناقص و هم لفیف را در بر می گیرد و در هر نوع اشتباه و شباهت لفظی رخ می دهد و ذکر این تذکر ضروری به نظر می رسد که ممکن است به ذهن خطور کند که چرا قاعده ی       مستقیماً اجرا نمی شود؟ باید گفت که طبق قاعده ی        عمومی اعلال «یاء» و «واو» متحرک تبدیل به الف می شوند به شرطی که تزاحم با قاعده ی       نداشته باشند و در ناقص هم فقط در ماضی مستقیماً تبدیل به الف می شود.
در آن جا هم شباهت صرفی پیدا نمی شود زیرا هنگامی که ناقص الواو تبدیل به الف شود الف آن الف کامل است ولی وقتی ناقص الیاء تبدیل به الف می شود الف آن الف متصور است مانند: نَمَوَ         نما / نَمَیَ        نَمی      در مضارع و امر هم که تزاحم قواعد       و        به وجود می آید و ابتدا قاعده  ی        اجرا می شود و بعد قاعده ی
            اجرا می شود که رسم الخط یکی می شود ولی در عین حال مشتبه می شود که بررسی خواهد شد.
در این قسمت حذف دو دسته تقسیم بندی داريم.
1-ثلاثی مزید
2-ثلاثی مجرد
در ثلاثی مجرد مثال های ما حول مضارع و در ثلاثی مزید پیرامون هر یک از باب های مزید فیه می چرخد امّا
ثلاثی مجرد:
                خفو
یخفی
              خفی
البته در معلوم ثلاثی مجرد مشابهت کم رخ می دهد چرا که فعل هایی که در مضارعشان الف داشته باشند کم هستند. نکته ای که در این جا باید گفت که در ثلاثی مجرد اکثر شباهت ها آن جایی است که فعل ما مجهول باشد لذا به خاطر این که ما قبل آخر مفتوح است و حرف آخرهم حرف چهارم به بعد است ابتدا قاعده ی       و سپس قاعده ی        رخ می دهد.







اما در ثلاثی مزید:
ثلاثی مزید با توجه به قاعده های        و       و شرایط موجود در کلمات برای اجرای این قواعد، تنها در باب های خاصی آن هم در نوع خاصی از هر یک از ابواب مشابهت صورت می گیرد.
افعال         ماضی
                    أتی
آتی
                    أتو
اگر این فعل از «اَتَیَ» باشد چنین به آتی تبدیل میشود.
أتی   أفعل      ءَأتَیَ   تخفیف همزه   آتَیَ         آتی
و اگر از ریشه «اَتَوَ» باشد تبدیل آن چنین است:
أتو    أفعل    وءَ أتَوَ تخفیف همزه   آتَوَ       آتَیَ      آتی
-تفعیل (ماضی)
ردو/  ردو باب تفعيل رَدَّوَ         رَدَّیَ      ردّی
ردّی
ردی /  ردی    باب تفعيل ردّی



  مفاعله (ماضی)

عدو/عدو  مفاعله عَادَوَ          عادَیَ         عادی
عادی
عدی/ عدی مفاعله   عادَیَ         عاری

  افتعال (ماضی)
سمو/ سمو افتعال  استَمَوَ          استَمَیَ       استمی
استمی
سمی/ سمی افتعال استَمَیَ          استمی
-انفعال (ماضی)
سلی/إنسَلَیَ        إنسلی
إنسلی
سلو/إنسَلَوَ        إنسَلَیَ       إنسلی
چنین شباهتی تنها در صیغه های «پنج برادران» چه در ثلاثی مزید و چه در ثلاثی مجرد به وجود می آید.

در پایان در یک جمع بندی برای این مورد به این نتیجه می رسیم که گاهی در بین این موارد یاد شده در حرف علّه ی «الف» مشابهت هایی رخ می دهد و فقط هم در این موارد است .
مواردی که «واو» و «یاء» بعد از قلب به یکدیگر متشابه می شوند:
در این مورد سه قسمت وجود دارد یا در لام الفعل مشابهت وجود دارد و یا در عین الفعل و یا در فاء الفعل
امّا در فاء الفعل
نکته ای که در این قسمت وجود دارد این است که مشابهت در این جا تنها به خاطر اجرای قاعده ی        است.
یسر/ یسر مضارع  یُیسِرُ        یُوسِرُ
یوسر
وسر/ وس مضارع   یُوسِرُ

در موضع عین الفعل
در این قسمت نکته ای که وجود دارد این است که از طرفي طبق عنوانی که نوشته شده است و از طرف ديگر مشابهت در عین الفعل هم باشد تنها به سبب قاعده       و     
 شباهت رخ می دهد.
چرا که در این جا هیچ کدام از قواعد        ،        و        اجرا نمی شود.
و مشابهت تنها به خاطر این امر است.
               

                   قول
قِیلَ
                  قیل
قُوِلَ          قِولَ         قِیلَ
قُیِلَ        قِیلَ
این در ثلاثی مجرد است
در ثلاثی مزید
درباب های افعال (ماضی مجهول و مضارع معلوم)، انفعال (ماضی مجهول و مضارع معلوم) استفعال (ماضی مجهول، مضارع معلوم) مشابهت به وجود می آید هنگامی که فعل و ریشه ی ما اجوف باشد.
لذا اگر بخواهیم باید برای هر کدام مثالی بزنیم:
قیم/ اَقیَمَ مجهول اُقیِمَ       اُقِیمَ
 اُقِیمَ
قوم/ اَقوَمَ مجهول اُقوِمَ       اُقوِمَ       اُقِیمَ
قیم/ قیم افعال أقام مضارع یُقیِمُ       یُقِیمُ
یُقِیمُ   
قوم/ قوم افعال أقام مضارع یُقوِمُ        یُقِومُ       یُقِیمُ
زوح/ زوح انفعال إنزَوَحَ مجهول اُنزُوِحَ       اُنزِوحَ       اُنزِیحَ
  اُنزِیحَ
زیح/زیح انفعال ِانزَیَحَ مجهول اُنزُیِحَ      اُنزِیحَ
زوح/ یَنزَوِحُ        یَنزِوحُ       یَنزِیحُ
یَنزِیحُ
زیح/ یَنزِیحُ       یَنزِیحُ

فید/ إستَفیَدَ مجهول اُستُفیِدَ       اُستُفِیدَ
اُستُفِیدَ
فود/اِستَفوَدَ مجهول اُستُفوِدَ       اَُستُفِودَ        اُستُفِیدَ

فود/ یَستَفوِدُ        یَستَفِودُ       یَستَفِیدُ
یَستَفِیدُ
فید / یَستَفیِدُ        یَستَفِیدُ

در لام الفعل هم ما در دو موضع این شباهت را بررسی می کنیم.
1-در ثلاثی مجرد
2- درثلاثی مزید.
در ثلاثی مجرد ما با دو قاعده ی        و        مواجهیم که شباهت ها تنها به خاطر این دو قاعده در لام الفعل به وجود می آیند.
 



قاعده ی        شباهت هایی را در افعال ناقص به وجود می آورد .
   دعی/ دعی مجهول دُعِیَ    صیغه        دُعِینَ
 دُعِینَ
  دعو/ دعو مجهول دُعِوَ    صیغه        دُعِونَ          دُعِینَ
در همه ی صیغه های مجهول ناقص واوی چنین است.

البته لازم به تذکر است که این اشتباه در جایی است که عین الفعل مکسور باشد.
در قاعده ی        مواردی که موجب شباهت می شود یکی مضارع مجهول است، دیگری در مضارع معلوم مفتوح العین است.
                       رجی
یرجی
                      رجو
ما ابتدا در مقام این هستیم که هر کدام از دو ریشه چگونه به این شکل درآمده اند.
رجی مضارع مجهول یرجی
       
رجو  مضارع معلوم  یرجو   مجهول یرجو         یرجی         یرجی
      
درثلاثي مزید
مواردی وجود دارد که در آن موارد و مواضع مشابهت ها رخ می دهد
 باب افعال : ماضي و مضارع مجهول خود
صدی/ اَصدی  صیغه         أصدیا
اَصدَیا
صدو/اَصدَوَ      اَصدَیَ    صیغه         أصدیا
صدی/ یُصدَیُ   صیغه        یُصدَینَ
یصدین
صدو/ یُصدَوُ          یُصدَیُ  صیغه         یُصدَینَ


باب تفعیل : مضارع مجهول و ماضی معلوم
   ربو/ رَبَّوَ   صیغه        رَبَّوتَ        رَبَّیتَ
رَبَّیتَ
    ربی/ رَبَّیَ   صیغه       رَبَّیتَ
در ماضی در همه ی صیغه ها چنین است.
ربی/ یُرَبَّیُ   صیغه         یُرَبَّیانِ
یُرَبَّیانِ
ربو/ یُرَبَّوُ       یُرَبَّیُ    صیغه        یُرَبَّیانِ
در این مورد نیز همه ی صیغه های مضارع غیر از صیغه های       و      و       چنین میشود.
باب مفاعله  : ماضی معلوم و مضارع مجهول
عدو/ عادَوَ        عادَیَ         عادی
 عادی
عدی/ عادَیَ       عادی
در همه صیغه های ماضی چنین شباهتی رخ می دهد.
سوو/یُساوَوَ        یُساوَیَ         یُساوی
 یُساوی
سوی/ یُساوَیَ         یُساوی
این مورد هم در همه ی صیغه ها جاری است.

باب انفعال : ماضی معلوم و مضارع مجهول
سلو/اِنسَلَوَ        إِنسَلَیَ        إنسَلی
 إنسَلی
سلی/ إِنسَلَیَ         إنسَلی
در همه ی صیغه ها به غیر از  3  و  9   و 10  قاعده ی        جاری است اما درصیغه های 5  برادران قاعده ی  3  هم جاری میشود.
    سلو/ یُنسَلَوان       یُنسَلَیانِ
یُنسَلَیانِ
   سلی/ یُنسَلَیانِ
این نکته نیز همانند نکته ی مورد قبل باید مورد توجه قرار گیرد.

باب افتعال : ماضي معلوم و مضارع مجهول
    صفو/ إِصطَفَوانِ       إِصطَفَیانِ
اِصطَفَیانِ
    صفی /  اِصطَفَیانِ
رضی/ یَرتَضیُ مجهول یُرتَضی
 یُرتَضی
رضو/ یَرتَضِوُ مجهول یُرتَضَوُ        یُرتَضَیُ    يُرتَضي

باب تفعّل:ماضي معلوم و مضارع مجهول
ولی/ تَوَلَّیَ   صیغه         تَوَلَّیتِ
تَوَلَّیتِ
ولو/ تَوَلَّوَ   صیغه         تَوَلَّوتِ         تَوَلَّیتِ
   رشی/ یَتَرَشَّیانِ
 یَتَرَشَّیانِ
   رشو /یَتَرَشَّوانِ        یَتَرَشَّیانِ
در این مورد هم در مضارع معلوم و هم در مضارع مجهول شباهت به وجود می آید.
باب تفاعل:ماضي معلوم و مضارع مجهول
رضو/تَراضَوَ          تَراضَیَ        تَراضی
تَراضی
رضی/ تَراضَیَ        تَراضی
سوی/ یَتَساوِیانِ
 یَتَساوِیانِ
سوو/ یَتَساوِوانِ         یَتَساوِیانِ
در این مورد هم شباهت در معلوم و در مجهول و در مضارع آن وجود دارد.

باب استفعال: ماضي معلوم و مضارع مجهول
رشی/ اِستَرشَیَ   صیغه          اِستَرشَیتُم
اِستَرشَیتُم     
رشو/ِاستَرشَوَ        اِستَرشَیَ  صیغه         اِستَرشَیَتُم

سقی/ یُستَسقِینَ مجهول یُستَسقَینَ
یُستَسقَینَ
سقو/یُستَسقِونَ مجهول یُستَسقَون َ           یُستَسقَینَ
یک نکته ای که در این جا باید یاد آوری کرد که در همه این مثال ها در همه ی صیغه ها این شباهت وجود دارد امّا بعضی از آنها تنها به خاطر قاعده ی       است و بعضی      و     که ما بحث درباره ی        را کردیم و بعد از این که قاعده ی       را رد کردیم به واو و یاء بودن آن دقت می کنیم.

نکته ای که در این جا هست این است که همه ی این مثال ها برای موردی است که قاعده ی       اجرا می شود. اما اگر قاعده ی         اجرا شود در این موارد هم مثال هایی زده خواهد شد.
در ثلاثی مزید در ابواب افعال مضارع آن، تفعیل مضارع مفاعله مضارع معلوم و ماضی مجهول، افتعال ماضی مجهول و مضارع معلوم، انفعال ماضی مجهول و مضارع معلوم، تفعّل در ماضی مجهول، تفاعل در ماضی مجهول، استفعال ماضی مجهول و مضارع معلوم شباهت ها رخ می دهد.
رشو/ یُرشِوُ       یُرشِیُ           یُرشی
 یُرشی
رشی/ یُرشِیُ        یُرشی
رضی/ یُرَضِّیُ        یُرَضِّی
 یُرَضِّی
رضو/ یُرَضِّوُ          یُرَضِّیُ       یُرَضِّی


رضو/رُضِّوَ        رُضِّیَ
رُضِّیَ
رضی/ رُضِّیَ
رضو/ یُراضِوُ         یُراضِیُ        یُراضی
یُراضی
رضی/ یُراضِیُ           یُراضی
رضی/ راضَیَ مجهول رُوضِیَ
رُوضِیَ
رضو/ راضَوَ مجهول رُوضِوَ        رُوضِیَ


ألی / إِئتَلَیَ مجهول  اُئتُلِیَ   تخفیف اُوتُلِیَ
ُاوتُلِیَ
ألو/ إِئتَلَوَ مجهول   أُئتُلِوَ        أُئتُلِیَ  تخفيف    اُوتُلِیَ
ألی / یَئتَلِی
یَئتَلِی
ألو/یَئتَلِوُ         یَئتَلِیُ           یَئتَلِی

سلو/ اِنسَلَوَ  مجهول  اُنسُلِوَ        اُنسُلِیَ صیغه 2   اُنسُلِیا
اُنسُلِیا
سلی/إِنسَلَیَ مجهول   اُنسُلِیَ   صیغه 2   اُنسُلِیا
سلی/ یَنسَلِیُ  صیغه 5     تَنسَلِیانِ
تَنسَلِیانِ
سلو/ تَنسَلِوانِ          تَنسَلِیانِ


رعو/تَرَعَّوَ مجهول تُرُعِّوَ         تُرُعِّیَ
  تُرُعِّیَ
رعی/ تَرَعَّیَ   مجهول    تُرُعِّیَ
علو/ تَعالَوَ   مجهول      تُعُولِوَ             تُعُولِیَ
 تُعُولِیَ
علی/تَعالَیَ   مجهول    تُعُولِیَ

رضی/ إِستَرضَیَ   مجهول   اُستُرضِیَ
  ُاستُرضِیَ
رضو/ إِستَرضَوَ    مجهول     اُستُرضِو َ            اُستُرضِیَ
رعو/ یَستَرعِوُ          یَستَرعِیُ            یَستَرعِی
یَستَرعِی
رعی/ یَستَرعِیُ            یَستَرعِی




حذف
تمامی مواردی که گذشت عامل آن ها قواعد اعلال قلبی که از قواعد صرفی است هست. اما اگر کلمه ها به خاطر قاعده ی حذف به یکدیگر شبیه شده باشند این مورد دیگری است که در این جا بررسی خواهیم کرد.
مواردی که «یاء» و «واو» بعد از حذف در کلمه متشابه می شوند:
این مورد در چند موضع بررسی می شود یعنی با توجه به این که کدام یا چه عاملی باعث حذف میشود به چند دسته تقسیم می شود:
1-به خاطر قاعده ی سکونی و بعد قاعده ی        حذف صورت می گیرد
2-به خاطر اجرای قاعده         و سپس قاعده ی       حرف علّه ی ما حذف می شود.
3-به خاطر ساکن شدن لام الفعل یا جزم آن حذف می شود.
که به بررسی هر کدام خواهیم پرداخت انشا الله.
در مورد اول که عامل حذف قاعده های سکونی و قاعده ی         است.
در دو موضع ثلاثی مجرد و ثلای مزید بررسی میشود.
در ثلاثي مجرد
                       خشو
یَخشُونَ
                      خشی

اگر از ریشه ی خشو باشد به شکل زیر به صورت فعل یخشون در می آید
یَخشُوُونَ           یَخشُوونَ          یَخشُون
و اگر از خشی باشد.
یَخشِیُونَ            یَخشُیونَ            یَخشُونَ
این موارد حذف و این نوع حذف در صیغه های   3 ،  9  و 10  وجود دارد.
در ماضی ثلاثي مجردهم به این نوع شباهت بر می خوریم
                       خشي / خَشِيُوا                خَشُيوا              خَشُوا
خَشُوا     2
                       خشو  / خَشِوُوا              خَشُووا              خَشُوا
اما در ثلاثی مزید
ابتدا ما ابوابی که ممکن است شباهت در آن ها به وجود بیاید بیان می کنیم سپس مثال هایی را برای هر کدام خواهیم زد. در ابواب إفعال، تفعیل مفاعله، افتعال، انفعال، استفعال و در هر کدام از این ها تنها در مضارع شباهت رخ می دهد، علّت این که تنها در مضارع بیان شده است این است که برای این که شباهت رخ بدهد و یا در واقع قاعده های سکونی و سپس التقای ساکنین انجام بشود باید ما قبل حرف علّه یا ساکن باشد (برای اجرای قاعده      ) و یا متحرک باشد (برای اجرای قاعده ی       ) و تحرک آن هم به کسره و یا به ضمّه باشد لذا این شرایط تنها در مضارع های ابواب ثلاثی مزید جاری است.

دعو/ تُرعِوُونَ             تُرعُوْوْنَ             تُرعُونَ
تُرعُونَ
رعی/تُرعِیُونَ               تُرعُیْوْنَ          تُرعُونَ
تفعیل
سمو/ یُسَمِّوُونَ              یُسَمُّوْوْنَ            یُسَمُّونَ
یُسَمُّونَ
سمی/ یُسَمِّیُونَ             یُسَمُّیْوْنَ          یُسَمُّونَ
مفاعله
عدو/ یُعادِوُونَ            یُعادُوْوْنَ            یُعادُونَ
یُعادُونَ
عدی / یُعادِیُونَ            یُعادُیْوْنَ              یُعادُونَ
افتعال
رضی/یَرتَضِیُونَ               یَرتَضُیْوْنَ            یَرتَضُونَ
یَرتَضُونَ
رضو/ یَرتَضِوُونَ             یَرتَضُوْوْنَ             یَرتَضُونَ


انفعال
سلو/تَنسَلِوِینَ             تَنسَلِوْیْنَ           تَنسَلِینَ
تَنسَلِینَ
سلی/تَنسَلِیِینَ             تَنسَلِیْیْنَ              تَنسَلِینَ

استفعال
فتو/یَستَفتِوُونَ                یَستَفتُوْوْنَ            یَستَفتُونَ
یَستَفتُونَ
فتی/ یَستَفتِیُونَ               یَستَفتُیْوْنَ              یَستَفتُونَ
در پايان بايد به عرض برسانم كه اين شباهت تنها در صيغه هاي 3 و 9 و 10 جاري است.
در مورد و یا عامل بعد که موجب حذف حرف عله و این حذف باعث شباهت می شود به خاطر اجرای قاعده ی         و سپس قاعده ی         است. در این مورد هم مشابهت یا در ثلاثی مجرد است و یا در ثلاثی مزید




ثلاثی مجرد در ماضی آن مانند:
                          دعو
دَعَوا
                       دعي
اگر دَعَوُوا باشد              دَعاوا              دَعَوا
و اگر دَعَيُوا باشد            دَعاوا                دَعَوا
اما در مضارع آن  :
                     صدي /     يَصدَيُونَ             يَصدَاونَ             يَصدَون َ
يَصدَونَ
                   صدو  /    يَصدَوُونَ              يَصدَاونَ             يَصدَونَ
در ثلاثی مزید
در ماضی همه ی ابواب غیر إفعلال و افعیلال و مضارع باب های تفعّل و تفاعل این قاعده برقرار است.
و این که می گوییم در افعلال و افعیلال این نوع شباهت به وجود نمی آید زیرا اگر قرار باشد شباهت به وجود بیاید باید قاعده ی        در لام الفعل انفاق بیفتد در صورتی که لام الفعل مشدد است و حرف عله ی مشدد از استثناءاتی است که اعلال روی آن انجام نمی گیرد.
و همچنین تمام مواردی که بیان شد و به صورت انتخابی بود، همه ی این ها به گونه ای انتخاب شده اند که محل جریان قاعده های       و         باشند و در نتیجه محل وقوع مشابهت باشند.
در این موارد همواره به خاطر قاعده ی 8 و سپس قاعده 10 اجرا می شود:
ثلاثی مجرد
درثلاثی مجرد این قاعده در ماضی آن و مضارعش جاری است:
خَشَوُوا        خَشَاوا         خَشَوا
خَشُوا
خَشَيُوا          خَشَاوا         خَشَوا
مضارع
در این ثلاثی مجرد و یا ثلاثی مزید در این جا باید ما قبل لام الفعل مفتوح باشد لذا ما تمام ابوابی را بررسی میکنیم که چنین خصوصیتی را دارا باشند.
افعال
رعی/  اَرعَیُوا         اَرعاوا           أرعَوا
 اَرعَوا
رعو/أرعَوُوا           أرعاوا         أرعَوا


تفعیل
سمی/سَمَّیُوا         سَمَّاوا          سَمَّوا
سَمَّوا
سمو/سَمَّوُوا             سَمَّاوا             سَمَّوا

مفاعله
رعو/ راعَوُوا          راعاوا             راعَوا
راعَوا
رعی/ راعَیُوا           راعاوا          راعَوا

افتعال
رشو/ اِرتَشَوُوا         اِرتَشاو  ا         اِرتَشَوا
اِرتَشَوا
                   رشی/ اِرتَشَیُوا           إرتَشاوا          إرتَشَوا
انفعال


سلی/إنسَلَیُوا         إنسَلاوا           إنسَلَوا
إنسَلَوا
                   سلو/إنسَلَوُوا           إنسَلاوا            إنسَلَوا
تفعّل:
1-ماضی
بری/تَبَرَّیُوا           تَبَرَّاوا            تَبَرَّوا
تَبَرَّوا
برو/تَبَرَََّوُوا            تَبَرَّاوا              تَبَرََّوا

2-مضارع
  بری/تَتَبَرَّیُونََ           تَتَبَرَّاونَ             تَتَبَرَّونَ
تَتَبَرََّونَ
   برو/تَتَبَرَّوُونَ             تَتَبَرَّاونَ             تَتَبَرَّونَ
تفاعل
1-ماضی
   رضی/تَراضَیُوا           تَراضَاوا             تَراضَوا
تَراضَوا
   رضو/تَراضَوُوا             تَراضَوا               تَراضَوا
2-مضارع
   رضی/تَراضَیِینَ              تَراضَاينَ             تَراضَينَ
تَراضَینَ
                     رضو/تَراضَوِینَ             تَراضَاینَ                تَراضَینَ
استفعال
رشو/ إستَرشَوُوا              إستَرشَاوا               إستَرشَوا
ِاستَرشَوا
                   رشی/إستَرشَیُوا              إستَرشَاوا                  إستَرشَوا
قسمت دیگر در مواردی است که حرف علّه به خاطر ساکن شدن          لام الفعل یا جزم آن یا حرف بعدی حذف شود.
در ثلاثی مجرد
       عین الفعل
ماضی
       لام الفعل




عین الفعل
در تمام افعال أجوف از صیغه ی 6 به بعد
      قيل
قُلتَ
      قول
اگر از قیل باشد به طریق زیر به قُلْتَ تبدیل شده است:
قَیَلَ  صیغه 7    قَیَلْتَ        قالتَ           قَلتَ قاعده اجوف قُلتَ
و اگر قول باشد
قول    صیغه 7  قولت           قالت            قلت قاعده اجوف قلت
در لام الفعل
چه ناقص و چه لفیف
اما فقط در صیغه های 4 و 5
  دعو
دَعَتْ
  دعی
اگر دعو باشد چنین است:
دَعَوَ صیغه          دَعَوَتْ              دَعَاتْ             دَعَتْ
اگر دعی باشد
دَعَیَتْ          دَعَاتْ             دَعَتْ
لفیف:
                     شوي /      شَوَيَتْ            شَوَاتْ         شَوَتْ
شَوَتْ
                   شوو   /       شَوَوَتْ        شَوَاتْ         شَوَتْ
اما در مضارع :
در عین الفعل که اجوف است
در صیغه های 6 و 12 (جمع مونث) به خاطر ساکن شدن لام الفعل، و التقای ساکنین حذف میشود.

                       بيع /       يَبِيْعْنَ           يَبِعْنَ
يَبِعْنَ    
                      بوع /     يَبِوْعْنَ             يَبِعْنَ





امّا در ثلاثی مزید
در امرو مضارع مجزوم باب های افعال، انفعال و استفعال
افعال

سیم/ تَسِیمُ مجزوم لَم تَسِیْمْ             لَم تَسِم
  لَمْ تَسِم
سوم/ تَسوِمُ         تَسِومُ       تَسِیمُ مجزوم   لَم تَسِیْمْ             لَم تَسِم
سوق/أسوِق       أسِوْقْ          أسِق
أسِق
سیق/ أسیِق          أسِیْقْ          أسِق


انفعال
سیب/ تَنسَیِبُ            تَنسابُ مجزوم لِتَنسَابْ           لِتَنسَب
 لِتَنسَب
سوب/ تَنسَوِب ُ               تَنسابُ مجزوم لِتَنسابْ            لِتَنسَب


سیب/إنسَیِب           إنسابْ            إنسَب
إنسَب
سوب/إنسَوِب           إنسابْ             إنسَب


استفعال
غیث/ نَستَغِیثُ مجزوم لمّا نَستَغِیْثْ            لمّا نَستَغِث
لمّا نَستَغِث
                  غوث/نَستَغوِثُ          نَستَغِوْثُ       نَستَغِیثُ مجزوم لمّا نَستَغِیْثْ            لما نَستَغِث         
     
غوث/إستَغوِث             إستَغِوْثْ            إستَغِث
إستَغِث
غیث/إستَغیِث           اِستَغِیْثْ              إستَغِث


مواردی که حذف به جزم فعل است:
 که این هم تنها در امر و مضارع معرب است که نشانه ی آن هم این است که آخر فعل متحرک است
ثلاثی مجرد
                          بکو
إبکِ
                         بکی
که در هر دو در امر آنها لام الفعل حذف میشود.
نجی
لم تَنجِ
نجو
این امر چه در معلوم و چه در مجهول رخ می دهد. و نکته ی دیگر این که در صیغه های 5 برادران (1 و 4 و 7 و 13 و 14) رخ می دهد.
ثلاثی مزید
در این مورد هم در مضارع مجزوم و امر و در همان صیغه ها چه  معلوم وچه  مجهول جریان دارد
 باب افعال  :         .
      شفی
أشفِ
                          شفو

ادغام
بعد از پرداختن به بحث اعلال و قواعد آن که باعث تشابه  می شد به قواعد ادغام و مواردی که اجرای قواعد در آن باعث تشابه می شود می پردازیم. در این مورد باید گفت که تنها موردی كه  در ادغام باعث تشابه است در مجهول و امر است که وقتی است كه  فعل مضاعفی را با ساختار مجهول يا امر به ما می دهند.
فعل امر صیغه ی 7
مُدَّ
مجهول ماضی صیغه 1
فعل امر صیغه ی 8
مُدّا             فعل امر صیغه 11
فعل ماضی مجهول صیغه 2

                              فعل امرصیغه 9
مُدُّوا
                  ماضی مجهول صیغه 3
همان طور که دیده شد شباهت در سه شکل و هیأت از افعال مضاعف پیدا شد و این در صورتی است که فعل ما متعدی بنفسه باشد

تخفیف :
در این جا به بررسی افعال مشابهی می پردازیم که به خاطر ترکیبی از اعلال و تخفیف شبیه به یکدیگر شده اند.
یکی از آن ها ریشه ی «سؤال» است که هنگامی که قاعده ی اختصاص و سماعی تخفیف روی آن اجرا شده و همزه ی آن در ماضی و مضارع به الف تبدل می شود «سال، یسال» با ریشه ی سیل که با قاعده ی 8 اعلال به «سال» تبدیل میشود اشتباه میشود.
مورد دیگری که بیان میشود شباهت باب افعال و مفاعله در ماضی است.
                    افعل        ءأذی تخفیف آذی    
آذی
              فاعل ءاذی        آذی          آذی
امّا همان طور که بیان کردیم شباهت های صرفی یا به خاطر قواعد صرفی به وجود آمده و یا به خاطر قواعد وزن است. از آن جا که بررسی در شباهت به خاطر قواعد صرف به اتمام رسید و صحبت شد.
نوبت به بررسی مشابهت ها به خاطر اجرای قواعد وزن می رسد و ما آن را در یک دسته بندی بیان خواهیم کرد.
مواردی که مجهول های ثلاثی مجرد و ثلاثی مزید با یکدیگر مشتبه      می شوند
این امر تنها در باب افعال ثلاثی مزید و ثلاثی مجرد در مضارع آنها اشتباه می شود. و آن هم به این دلیل است که ساختمان و هیأت آنها شبیه به یکدیگر است یُفعِلُ و یُفعَُِلُ
یَعمَلُ (ثلاثی مجرد)
یُعمَلُ
یُعمِلُ (باب افعال)
که هر دو طبق قواعد مجهول کردن به این شکل درآمده اند.
مواردی که صیغه ها با یکدیگر متشابه می شوند
این مورد هم در ماضی است هم در مضارع که در  هر         صیغه ی مخصوص به خود شان صیغه ها مشابهت هایی با هم دارند که انشاالله بررسی خواهد شد.
ماضی
1-صیغه های         و         که هر دو مثنی هستند و مخاطب هم هستند ولی یکی مذکر است و دیگري مؤنث
                         صیغه ی      
ضربتها
                    صیغه ی  
2-مورد دیگری که در ماضی رخ می دهد         شباهت در صیغه های       و                  و      و         است در صورتی که قرینه ی لفظی همراه آن ها نباشد




مضارع
مثنی های صیغه های       و       و       که هم وزن و هم شکل هستند
                    صیغه ی          مثنی مؤنث عایب
تعملانم           صیغه ی          مثنی مذکر مخاطب
                    صیغه ی           مثنی مؤنث مخاطب
و همچنین است دو صیغه ی        و      
لازم به تذکر است که این نوع تشابه در همه ی حالات فعل مضارع، چه ثلاثی مزید و چه ثلاثی مجرد و چه رباعی، چه مجهول و چه معلوم وجود دارد
مواردي وجود دارد كه تشابه در صيغه هاست و منشاء آن هم همين قواعد اعلال سكوني و التقاء ساكنين است .اما به دليل اهميت گفتن آن ضروري به نظر مي رسد .
شرايطي وجود دارد كه تا آن شرايط نباشد قائده ي اعلال صورت نميگيرد. و در نتيجه شباهت صيغه ها به وجود نمي آيد

1 – وقتي فعل ما معتل اللام باشد و مضارع آن بر وزن يَفعُلُ باشد صيغه هاي 3 و 6 با هم و صيغه هاي 9 و 12 با يكديگر متشابه مي شوند . مانند دعا:




صيغه 3             يَفعُلُون           يَفعُلون            يَفعُون
                                                                                       يَدعُونَ
صيغه 6             يَفعُلن                                                        
   
صيغه 9              تَفعُلُون            تَفعُلون             تَفعُون
                                                                                         تَدعُونَ
صيغه  12           تَفعُلن    
2-  هنگامي كه بروزن يَفعِلُ باشد در صيغه هاي 10 و 12 متشابه مي شوند مانند  رمي :
صيغه 10              تَفعِلِينَ               تَفعِلينَ          تَفعِينَ
                                                                                          تَرمِينَ
صيغه 12               تَفعِلنَ
شايان ذكراست كه درمورد اول تنها درجايي كه لام الفعل واو باشد مشابهت صورت مي گيرد زيرا معتل اللام بر وزن يفعل  تنها براي معتل اللام واوي است  وتنها معتل اللام واوي به باب نون و كاف مي رود نه معتل اللام يايي.
و مورد دوم بر عكس مورد اول است. و مضارع بر وزن يفعل تنها براي معتل اللام يايي است. و شباهت در مورد دوم هيچگاه براي معتل اللام واوي نيست.

3-و هنگامی هم که بر وزن یفعل باشد در این جا هم صیغه های 10 و 12 با هم متشابه میشوند.
صیغه ی 10          تَفعَلِینَ          تَفعَایْنَ             تَفعَینَ
                                                                                          تَرضَينَ
صیغه ی  12            تَفعَلنَ             
این شباهت هم برای معتل اللام واوی و هم برای معتل اللام یایی است که در این حالت هم یک شباهت به وجود می آید که در بررسی قسمت های قبل گذشت.
  مواردی که معلوم و مجهول ثلاثی مجرد با یکدیگر متشابه می شود:
این مورد ترکیبی از مشابهت و اجرای قواعد اعلال و وزن است كه این در اجوف رخ می دهد و آن هم در ماضی
                     صیغه ی 6 ماضی معلوم
قُلنَ
صیغه ی 6 ماضی مجهول
قَوَلنََ         قَالْنَ           قَلنَ قاعده خصوصی اجوف قُلنَ
قُوِلْنَ             قِوْلْن            قِلنَ قاعده خصوصی اجوف قُلنَ
و همین طور از صیغه ی 6 تا صیغه ی 14 این شباهت ها در مجهول و معلوم هر صیغه با خودش به وجود می آید.

مواردی که معلوم و مجهول ثلاثی مجرد با امر آن متشابه میشود:
این شباهت در ماضی با امر است یعنی در مواردی معلوم و مجهول علاوه بر این که با هم متشابه اند با امر همان صیغه نیز متشابه یا در موارد دیگر ممکن است معلوم با امر متشابه شود و در مورد دیگر مجهول با امر متشابه میشود.
در مورد اول در صیغه 6 ماضی معلوم و مجهول با صیغه ی 12 امر متشابه است.
و هر گاه اجوف واوی در باب های نون و کاف و اجوف یایی در باب «ضاد» و «حاء» رود این تشابه اتفاق می افتد
صیغه ی 6 ماضی معلوم
 قُلنَ (قول)            صیغه ی 6 ماضی مجهول
صیغه ی 12 امر معلوم
صیغه ی 6 ماضی معلوم
 صِدنَ (صيد)            صیغه ی 6 ماضی مجهول
صیغه ی 12 امر معلوم
اما در مورد دوم صیغه های ماضی معلوم (صیغه 2) با صیغه 8 و 11 امر آن و صیغه ی 3 با صیغه ی 9 امر آن متشابه می شود.
صیغه 2 ماضی معلوم از جود
جادا            صیغه ی 8 امر معلوم
صیغه ی 11 امر معلوم
 صیغه ی 3 ماضی معلوم
جادوا
صیغه ی 9 امر معلوم (یجادوا – جادوا)
و این هم در مواردی اتفاق می افتد که اجوف در باب (میم) باشد لذا این شباهت تنها در معتل العین واوی است و این هم که می گوییم تنها در باب میم باشد به این جهت است که عین الفعل هر دو یکسان باشد تا در مضارع هنگام ساختن امرعین الفعل آن هم مانند ماضی باشد و شباهت به وجود بیاید.
و در مورد سوم هم تنها در جایی است که فعل ما اجوف یایی باشد و به باب (ض) رفته باشد تا مجهول آن و مضارع متشابه العین شوند.

مجهول صیغه ی 2 ماضی
صیدا                امر معلوم صیغه ی 8
امر معلوم صیغه ی 11
ماضی مجهول صیغه ی 3
صیدوا
امر معلوم صیغه ی 9


 
روش های شناخت
بعد ازبحث بیان شباهت ها و متشابهات صرفی نوبت به این می رسد که آن شباهت ها را چگونه از یکدیگر تمییز دهیم و بتوانیم به اصل آن و ریشه های آن کلمه مشتابه با کلمه ی دیگر را به دست آوریم.
شاید در ابتدای امر رجوع به لغت نامه تنها راه و چاره برای رفع این مشکل بدانیم اما باید گفت که موارد دیگری هم وجود دارد که بدون نیاز به لغت نامه به آسانی می توان شباهت را تشخیص داد اگر چه بعضی از این ها هم لازمه شان تسلط بر لغت نامه و یا آشنايي قبلی با لغت نامه دارند و یا اگر چه بعضی از اینها ریشه در بحث لغت دارند و یا اگر چه بعد از همه ی این راه ها و چاره ساز نبودن این ها، تیر آخر ما لغت نامه است و باید به آن رجوع کنیم.
امّا اگر از همه ی این چیزهائیکه گفتیم بگذریم این را باید دانست که سرعت عمل و راحتی کار هم برای ما مهم است لذا در این جا راه ها رو روش هایی را بیان می کنیم که بتوانیم تا آن جا که امکان دارد بدون رجوع به کتاب لغت، شباهت ها را رفع کرده و به راحتی معانی منظور را دست یابيم.
راه های شناخت دو گونه است
1-یا به خود فعل بر می گردد.
2-یا قرائن موجود در جمله است.
بحث ها ابتدا به نکات قابل توجه به خود فعل نظر می کند.
و بعد در همان موضع به بحث در باره ی قرائن موجود در جمله هم می پردازیم اگر در یک موضعی برای ما در یک کلمه ای شبهه ی معتل واوی و معتل یایی پیش آمد در این جا لازم است ابتدا به خصوصیات خود فعل نگاه کرد قرینه ی لفظی یک قرینه ای است برای کمک به تشخیص فعل ناقص واوی یا یایی.
مثلا تفاوت الف مقصور با الف ساده باعث می شود که متوجه بشویم که نمی ناقص یایی و نما ناقص واوی است (البته در ماضی ثلاثی مجرد)
قرینه ی دیگر یا روش دیگر برای تشخیص ریشه ی فعل، نگاه به شعر شیخ بهایی که در واقع نگاه به لغت نامه است، مطرح میشود. این شعر که در واقع ابواب افعال معتل ثلاثی مجرد در لغت نامه است به ما کمک می کند که چگونه یک ریشه را تشخیص دهیم. در متن به فعل نگاه می کنیم و باب آن را حدس می زنیم و به بررسی آن فعل درباب حدس زده شده می پردازیم و بعد می بینیم که در آن باب آمده است یا نیامده است بعد به جملات دیگر هم توجه میکنیم. تا اگر مضارع این فعل یا مجهول آن و یا باب مزید این ریشه آورده شده است ما را در حدس باب به یقین برساند که آیا این باب واقعاً برای این ریشه هم استعمال شده است یا نه؟
گاهی اتفاق می افتد که هم معتل واوی و هم معتل یايی در یک باب هستند این جا باید به لغت نامه مراجعه کرد و بعد از فهمیدن معانی آنها به قرائن جمله توجه کرد.
از این جا باید بفهمیم که سیاق کلام کدام معنی را مد نظر دارد قرائني نظير توجه به حرف اضافه ي آورده شده برای آن ریشه، توجه به لازم و متعدی بودن آن، توجه به ادات های موجود در جمله که همین ها لحن کلام و به دنبال آن معانی را می توانند در بر بگیرند...
و گاهی هم پیش می آید که هر دو را می توان گرفت یعنی در این جمله و با وجود هر دو ریشه با معانی مربوط به خودشان این جمله کاملاً معنی می دهد اما توجه به علّت و منشأ و شرایط مکانی و زمانی در هنگام گفتن آن جمله می تواند بازهم در تشخیص و یا رجحان یک ریشه بر ریشه ی دیگر موثر باشد.
اما در جایی دیگر شبهه در معلوم و مجهول بودن آن فعل است.
در این جا ابتدا باید به تعدی و لازم بودن آن توجه کرد آیا لازم است و مجهول شده؟ یا متعدی است؟ اگر متعدی است متعدی به چند مفعول؟ آیا همه ی مفعول های آن آمده اند؟ اگر فعل ما لازم است؟ آیا حرف جر آن آمده یا نیامده است؟
آیا سیاق کلام معنای مجهول را قبول می کند یا باید معلوم خوانده شود؟ در کلام فاعل آن آمده است یا فقط توجه کلام به نائب فاعل یا مفعول است؟
در این جا اگر فعل ها لازم باشد دیگر بحثی روی مجهول بودن آن نیست و هما معلوم خوانده میشود مگر این که شرایط کلام این طور اقتضا کند. لذا در نهایت باید به لغت نامه مراجعه کرد تا فهمید که این را چگونه باید خواند.
اما گاهی اوقات شباهت فعل در صیغه های متفاوت است. به عبارت دیگر گاهی پیش می آید که یک ساختار میان چند صیغه مشتبه میشود، دراین حالت تنها کار و راه حل  ، توجه به کلمات جمله، ضمیرهای به کار رفته شده، توجه به جمع یا مثنی یا مفرد بودن یا مؤنث و مذکر بودن کلمات در جمله، ما را راهنمایی میکند تا صیغه ی مورد نظر را تشخیص بدهیم.
در مواقع دیگر اشتباه درتشخیص نوع یا زمان و یا بناء فعل است که منشأ آن وزن است. یعنی وزن یک کلمه میان چند کلمه که از نظر بناء یا زمان و یا نوع مختلفند مشتبه میشود. در این مواقع چند نوع شباهت داریم:
یا شباهت میان مجهول ثلاثی مزید و ثلاثی مجرد است در این حالت باید دقت کنیم که در جمله آیا معلوم این فعل به کار رفته است یا نه؟
یا این که به خود فعل نگاه کنیم که آیا در حالت ثلاثی مجرد لازم است یا متعدی؟ اگر متعدی است دیگر لازم نیست که به باب مزید برود و متعدی شود و بعد مجهول شود و اگر لازم است احتمال ثلاثی مزید بودن قوت می گیرد. باز هم به کلمات جمله دقت کنیم و ببینیم که آیا مفعول آورده شده یا نیاورده شده است؟ اگر نیاورده شده جوازاً نیاورده شده یا وجوباً؟ یعنی معنای آن ایجاب می کند که جوازاً نیاورده شود یا فعل ما متعدی نیست؟
گاهی دقت در فعل و دقت در صناعتی بودن یا نبودن آن، باعث می شود که بناء فعل تشخیص داده شود چرا که اگر ثلاثی مزید از ریشه ای باشد که از اسم جامد غیر مصدری گرفته شده و فعل ثلاثی مجرد هم ندارد همین باعث میشود که بناء و فعل را تشخیص بدهیم.
البته بیشتر این ها با توجه به لغت نامه فهمیده میشود.
گاهی فعل بین دو باب مزید (که وزن مشترک است) مشتبه میشود که این دقت در سیاق کلام و دقت در لغت نامه برای این که کدام ریشه استعمال شده و بعد از آن کدام ریشه به کدام باب رفته است، ما را در تشخیص امرکمک می کند. بعد از بررسی ریشه های حدسی در لغت نامه اگر موجود بودند، و به این ابواب هم رفته بودند به سیاق کلام دقت می کنیم.
و گاهی معلوم و مجهول ثلاثی مجرد با یکدیگر تشابه پیدا میکنند:
دراین حالت نیز توجه به لازم و متعدی بودن فعل و این که اگر لازم است احتمال زیاد مجهول ندارد مگر این که با حرف جر استعمال شده باشد. و باز توجه به وجود مفعول و یا توجه به این که اهمیت روی فاعل است یا نه؟ و فاعل قابلیت ذکر دارد یا ندارد؟
مواقعی است که ما به خاطر تشابه افعال در امر یا ماضی بودن سردرگم می شویم که این جاهم دقت در لحن کلام تنها روش تشخیص و تنها چاره برای این که مقصود جمله را بیابیم و مورد آخر جایی است که مهموز و معتل خلط می شوند که این هم دقت در قواعد و دقت در سیاق و همچنین در لغت نامه با توجه به شعر شیخ بهایی راه های تشخیص آسان میشود.



 

 

 

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.