مقالات پژوهش طلاب

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

تقدیم به
این پژوهش را به محضر شریف امام زمان (عج) تقدیم می کنم.



تقدیر
تقدیر ازتمامی اساتید معظم به ویژه استاد دهقان و استاد حیاتی دامت ظلهما و دوستانی که مرا در انجام این پژوهش کمک کردند





چکیده
یکی از تقسیمات اسم، تقسیم آن به جامد و مشتق است. در این پژوهش سعی بر این شده که پس از بررسی تعاریف موجود در کتب مختلف تعریفی از آنها را برگزینیم







فهرست 
مقدمه
تعریف جامد و مشتق در جزوه جدید صرف ساده
تعاریف جامد و مشتق در علوم العربیه
تعاریف جامد و مشتق در درسنامه صرف
تعاریف جامد و مشتق درصرف ساده
تعریف جامد و مشتق درمبادئ العربیه
تعریف جامد و مشتق درنحو وافی
نتیجه
فهرست منابع




مقدمه
بحث جامد و مشتق یکی از مباحثی است که در علوم صرف،نحو و اصول مطرح می باشد و با توجه به کاربرد آن در احادیث و روایات واستفاده فقها از آنها برای افتاء با عنایت به جایگاه آن در مباحث اصولی،نیاز به تحقیق وبررسی دارد زیرا در درک مطلب و فهم احادیث می تواند نقش آفرین باشد. همچنان که در صرف و نحو جامد و  مشتق با توجه به جایگاه آنها در جملات معانی متغیر می شود، در برداشتهای فقهی نیز همین گونه است. لذا پژوهش حاضر بر تعریف تکیه دارد تا بتوانیم براساس آن جایگاه جامد و مشتق را مشخص نماییم.

در منابع مختلف تعاريف مختلفي براي جامد و مشتق آورده شده كه در ادامه خواهيم آورد
در جزوه تصحيح شده صرف ساده:
جامد اسمی است که از فعل گرفته نشده است بلکه مستقیما از حروف الفبا یا از اسم جامدی که از کلمه دیگر مشتق نشده است.
مشتق اسمی است که از فعل مضارع مشتق شده است.
اين تعريف نظر كوفيون را پذيرفته است و فعل را مبدأ اشتقاق مي داند.
در تعريف جامد آورده شده كه از اسم جامدي كه از كلمه ديگر مشتق نشده است امادر اين قسمت تعريف قيد از كلمه ديگر مشتق نشده اضافه است.
در علوم العربیة سه تعريف ارائه شده است:
1-جامد اسمی است که بر ذات دلالت کند و ذات غیر از صفت و فعل را گویند.
مشتق اسمی است که بر حدث دلالت کند یا بر چیزی که حدث به آن نسبت داده شده است. حدث هر صفت و فعلی را گویند.
در اين تعريف تمامي مصادر مشتق مي باشند زيرا مصادر دال بر حدث هستند.

2-جامد اسمی است که هیئت و ماده اش با هم یک معنی داشته باشند.
مشتق اسمی است که ماده اش بر معنایی و هیئتش بر معنایی دلالت کند. مصدر نيز اينگونه است. مشهور آن است که مصدر ثلاثی مجرد اصل مشتقات است نه از مشتقات، و نزد ما اصل مشتقات ماده مجرد از هیئت است مثلا «ض ر ب» و ماده با هر هیئتی باشد از مشتقات است زیرا اصل آن است که در همه مشتقات وجود دارد و ماده با هیئت ممکن نیست در هیئت دیگر واقع گردد.
مشتقات هشت قسمند:مصدر،اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبهه، صيغه مبالغه، اسم تفضيل،اسم زمان و مكان، اسم آلت. غير از اينها همه جامدند.  
شايد بتوان گفت منظور از تعريف جامد كلماتي مانند «أسد» بوده كه هيئت و ماده با هم يك معنا مي دهند بخلاف «ضارب» كه ماده آن «ضرب» معناي زدن مي دهد و هيئت آن(ضارب) معناي زننده مي دهد.
3-جامد اسمی است که از فعل گرفته نشده است.
مشتق اسمی که از فعل گرفته شده است.
در مصدر ثلاثي مجرد اختلاف است كوفيون مصدر ثلاثي مجرد را مشتق گرفته و بصريون آن را جامد مي دانند. اما در مورد مصدر ميمي و غير ثلاثي مجرد اختلاف نيست و همه آن را مشتق مي دانند.
اين تعريف نظر كوفيون را پذيرفته است يعني فعل را مبدأ اشتقاق مي داند.
در درسنامه صرف در دو قسمت دو تعريف متفاوت آمده است:
1-جامدکلمه ایست که از مصدرگرفته نشده باشد بلکه یا مصدر باشد یا کلمه ای باشد که هم خانواده مصدر نیست.
مشتق کلمه ایست که از مصدر گرفته شده است؛ بنابراین کلمات مشتق هم خانواده مصدرند.
اين تعريف نيز نظر بصريون را قبول كرده است.
2-جامد اسمي است كه از مصدر گرفته نشده است و معناي آن بسيط است.
مشتق اسمي است كه از مصدر گرفته شده است.
جامد دو قسم مي باشد:مصدر كه پنج قسم است(مصدر اصلي، مصدر مره، مصدر نوعي، اسم مصدر، مصدر صناعي)3 و غير مصدر كه شش قسم است(علم، اسم نكره جامد، اسم اشاره،اسم موصول، اسم فعل و ضمير)4

 
مصدر اصلي اسم حدثي است كه فعل از آن مشتق شده استو دو قسم مي باشد: غيرميمي و ميمي.
مشتقات اسمي هشت قسم هستند:اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبهه، صيغه مبالغه، اسم تفضيل، اسم زمان، اسم مكان، اسم آلت.
در صفحه 348 همين كتاب كلمات مأسده، مسبعه، مذأبه را اسم مكان دانسته است اما طبق تعريف بايد جامد باشد.
در صرف ساده همان طور كه مستحضريد يكبار در مقدمه و بار ديگر در بخش اسم، جامد و مشتق تعريف شده است:
در مقدمه: جامدكلمه اي است که از دیگری گرفته نشده است.
مشتق كلمه اي است که از دیگری گرفته شده است.3
در بخش اسم: جامد آنچه از ديگري گرفته نشده است.
             مشتق آنچه از ديگري گرفته شده است. مشتقات اسمي از فعل مضارع مشتق مي شوند.4
يك سوال اينجا به وجود مي آيد كه چرا در مقدمه تعريف بسيار وسيع است و بيشتر كلمات را شامل مي شود ولي در بخش اسم بسيار محدود شده است؟
در پاسخ به اين مسأله مي توان گفت كه در مقدمه براي آشنايي كلي خواننده با بحث بوده ولي در بخش اسم براي يادگيري دقيق مي باشد.
در مبادئ العربية آورده شده است:
اسم دو قسم است:‌
متصرف:اسمي كه تثنيه، جمع، مصغر و منسوب دارد.
غيرمتصرف: آنچه يك حالت دارد.
متصرف دو نوع است:جامد يعنی آنچه از اصل فعل گرفته نشده است.
و مشتق يعنی آنچه از اصل فعل گرفته شده است.
اصل مشتقات مصدر مجرد است ومصادر مزيد مشتق از ماضي مي باشند.
اسماء مشتق هشت تاست:اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبهه،افعل تفضيل، اسم مبالغه، اسم مكان، اسم زمان، اسم آلت.
در اين كتاب تنها اسماء متصرف به جامد و مشتق تقسيم شده اند.
در نحو وافي آمده است:
جامد اسمی است که از دیگری گرفته نشده است یعنی اینکه به همین شکل کنونی آن ابتداءاً وضع شده است پس اصلی ندارد که به آن برگردد و به آن نسبت داده شود.
جامد بر دو نوع است:
اسم ذات:آنچه بر جسم محسوس دلالت مي كند.
اسم معنا:آنچه برشيء عقلي محض دلالت مي كند.
مشتق آن چیزی که از دیگری گرفته شده است و اصلی دارد که به آن نسبت داده شود.
مشتقات اصلي كه دلالت بر معني و ذات يا چيز ديگري مي كند هفت تاست:اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبهه،افعل تفضيل، اسم مكان، اسم زمان، اسم آلت.
صحيح آن است كه مصدر ميمي از مشتقات نيست اما مصدر صناعيجامد مؤول به مشتق است.
مفهوم مشتق تا حد زيادي وسيع شده تا سه شيء ديگر كه دلالت بر  معنا و زمان (بدون ذات) دارند را شامل شود: افعال ماضي، مضارع و امر
با توجه به مطالب مطرح شده معلوم مي شود كه طبق اين كتاب ملاك مشتق بودن دلالت كردن بر معني و چيز ديگري مي باشد.

نتیجه
جامد کلمه ای است که آنچه از دیگری گرفته نشده است.
مشتق اسمی است که از دیگریس گرفته شده است.



منابع
1-رشید شرتونی/ مبادئ العربیه جلد4 صرف/ دارالعلم/ قم/ 1426هجری قمری
2- سید هاشم حسینی تهرانی/ علوم العربیه  جلد1/ نشر اخلاق/ قم/ 1384
3-عباس حسن/ نحو وافی جلد3/ ناصر خسرو/ تهران/ بی تا
4-علی عرب خراسانی/ درسنامه صرف/ دارالعلم/ قم/ 1385
5-محمد رضا طباطبایی/ جزوه تصحیح شده صرف ساده/ بی نا/ بی تا
6-محمد رضا طباطبایی/ صرف ساده/ دارالعلم/ قم/ 1389

 

 

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.