مقالات پژوهش

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

تقديم به
تقديم به محبوب غائب از نظر و امام منتظَر، حضرت صاحب العصر و الزّمان
(روحي و ارواح المومنين لتراب مقدمه الفداة)




تقدير از
با تقدير و تشكر فراوان از واحد پژوهش مدرسه،حجة الاسلام و المسلمين
حاج آقاواحدي(مدّ ظلّه)، حجةالاسلام والمسلمين حاج آقا پاياني(مدّ ظلّه)
و حجة الاسلام  حياتي(حفظه الله)

 

 


فهرست
مقدمه
بخش اول :(کلیات)
فصل اول : تقسيم بندي افعال
فصل دوم : تعريف لازم
فصل سوم : تعريف متعدي و اقسام آن
فصل پنجم : نه لازم و نه متعدي
فصلچهارم: هملازموهممتعدي
فصل ششم : فايده تشخيص افعال لازم از متعدي
بخشدوم:.(راههای تشخیص افعال لازم از متعدي )
فصل اول : راههاي عمومي تشخيص افعال لازم از متعدي
فصل دوم :راههاي خصوصیت شخيص افعال لازم
افعالي كه  هميشه لازم هستند
افعالي كه هميشه متعدي اند
افعالي كه غالبا لازم اند
افعالي كه غالبا متعدي اند
بخش سوم:راههاي تشخيص افعال لازم ومتعدي دركتب لغت 
فصل اول : افعال متعدي به نفسه دركتب لغت
فصلدوم : افعال متعدي به حرف جردركتب لغت 
فصل سوم : افعال لازم دركتب لغت
نتیجه گیری
فهرست منابع
           





مقدمه
*بسم الله الرحمن الرحيم*
حمد شايان وثناي فراوان،شايسته ي خداوندي است كه عالميان را آفريد وجهان تاريك را به انوار علم ودانش مزين فرمود.
ودرود بي حد وتحيّات بي عدد بر روان مطهر نبي مكرّم و رسول معظم، فخر عرب و  عجم،حضرت محمدبن عبدالله صلي الله عليه و آله وبر آل آن وجود مقدس كه علت آفرينش و برگزيدگان خلق بوده،بويژه بر خاتم اوصياء او، قطب عالم وجود،مهدي موعود،حجة بن الحسن العسكري عجل الله تعالي فرجه الشريف.
و باز خداوند را سپاس كه ما را در زمره ي خادمان و سربازان ولي خود قرار داده است.
يك كتاب را كه داراي متن عربي است برداريد، يك جاي آن را باز كنيد و شروع كنيد به خواندن هنوزچند كلمه اي نخوانده ايد، به يك فعل ميرسيد، آن را چگونه معنا خواهيد كرد؟ آيا براي آن مفعول در نظر ميگيريد يا نه؟  اينجاست كه اهمّيّت موضوع مورد بحث در اين پژوهش (راه هاي تشخيص افعال لازم ازمتعدي) آشكار ميشود.در رابطه با لازم و متعدي پژوهش هاي فراواني صورت گرفته، ولي  تقريباًهمه با يك ديد كلي موضوع مورد بحث اين پژوهش را بررسي كرده اند و همچون اين پژوهش( در موضوع مورد بحث) ريز نشده اند.
فرضيه من براي اين پژوهش اين است كه براي تشخيص افعال لازم از متعدي بايد به كتب لغت مراجعه كرد و اگر راه هاي قياسي اي ذكر شده اند بسيار اندك اند.
اما در رابطه با راه هاي شناخت افعال لازم و متعدي چند سوال به ذهن مي رسد از جمله:
* راه هاي تشخيص افعال لازم از متعدي چيست ؟
*تعریف  فعل لازم و متعدي چيست ؟
 * فايده ي تشخيص افعال لازم از متعدي چيست ؟
*راه هاي تشخيص اين افعال از يكديگر در كتب لغت چيست ؟
در اين پژوهش كه نتيجه تلاش هاي فراواني است  سعي شده است كه حداقل برخي از سوالات پاسخ داده شود.



بخش اول


(کلیات)    
        

فصل اول: تقسيم بندي افعال
فصل دوم: تعريف لازم
 فصل سوم: تعريف متعدي واقسام آن
 فصل چهارم: هم لازم وهم متعدي
فصل پنجم: نه لازم ونه متعدي
فصل ششم: فايده تشخيص افعال لازم ازمتعدي


فصل اول : تقسيم بندي افعال
در كتب عمومي افعال را به دو دسته ي تام و ناقص تقسيم كرده اند . افعال تام ،‌را نيز به سه دسته تقسيم كرده اند :
1.    افعال لازم      2. افعال متعدي         3. افعالي كه هم لازم اند و هم متعدي
لازم به ذكر است كه افعال ناقص ( يعني افعالي مانند مقاربه و ... كه در ادامه مطرح خواهد شد(ص 10)) را نيز به افعالي كه نه لازم اند و نه متعدي تقسيم بندي كرده اند.
بدين ترتيب تبار و جايگاه لازم و متعدي در علم نحو مشخص مي شود.
 
فصل دوم : تعريف لازم  
فعلي است كه في نفسه نمي تواند چيزي را به عنوان مفعول به نصب دهد ليكن فقط به كمك حروف جر يا به كمك چيز ديگري كه فعل را به متعدي بر مي گرداند مي تواند نصب دهد  ،‌و براي آن نام هاي ديگري را ذكر كرده اند – از جمله ي آنها :قاصر– غير واقع – غير مجاوز
فعل لازم مانند:
«فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ»
(هنگامي كه حالت خوف و ترس فرو نشست زبانهاي تند و خشن خود را با انبوهي از خشم و عصبانيت بر شما ميگشايند.)



فصل سوم : تعريف متعدي و اقسام آن  
فعلي كه نصب مي دهد يك مفعولٌ به را يا دو مفعول به را و يا سه مفعول به را ،‌فعل متعدي گويند  و براي آن نام هاي ديگري نيز ذكر كرده اند از جمله : واقع ، مجاوز
لازم به ذكر است متعدي را به دو دسته ي به نفسه و به حرف جر تقسيم بندي كرده اند
مثال متعدي  به نفسه :
            سمع«رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ» (خدايا ما صداي منادي توحيد را شنيديم)
مثال      ظنّ : «إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلَاقٍ حِسَابِيَهْ» (من يقين داشتم كه من به حساب اعمالم ميرسم)
             علّم :«وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا»     ...        
مثال متعدي به  حرف جر:
«فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَأَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيَابَتِ الْجُبِّ»         
(هنگامي كه او را با خود بردند وتصميم گرفتند وي را در مخفي گاه چاه قرار دهند)
نكته :‌فعل متعدي در ثلاثي مجرد از دو مفعول تجاوز نمي كند و براي اخذ سه مفعول بايد به
بعضي ابواب ثلاثي مزيد برود ( مثال :‌مراجعه به مثال هاي اول مبحث )



فصل چهارم: هم لازم و هم متعدي
اين افعال محدود اند و فقط به دو مثال اكتفا مي كنيم  :
مثال :‌شكر و نصح در عبارات زير :
شكرتُ اللهَ علي ما اَنعمَ و نصحتُ الغافلَ بان يشكرَه    
شكرتُ للهِ علي ما انعم و نصحتُ للغافلِ بأن يشكرَلهُ



فصل پنجم : نه لازم و نه متعدي
كه همه ي افعال ناقص را در بر مي گيرد.
نكته:منظور از افعال ناقص، افعالي است كه در مقابل افعال تام قرار مي گيرد
مثال :‌»وكان الله قويّاً عزيزاً»     (و خداوند قوي و شكست نابذير است)



فصل ششم : فايده تشخيص افعال لازم از متعدي
در كتب نحوي مشهور جستجو كرديم تا فايده اي براي تشخيص افعال لازم از متعدي پيدا كنيم ولي چيزي يافت نشد. البته شايد علت ذكر نشدن هيچ  فايده اي ، در اين كتب، بديهي بودن فايده ها باشد ليكن ما در اينجا به يكي از فوايد اين مبحث اكتفا مي كنيم.
تشخيص يك فعل از نظر لازم و متعدي بودن ، در يك جمله ، براي تركيب كردن و معنا كردن آن جمله ضروري و قابل اهميت مي باشد لذا بيشتر اوقات با ندانستن لازم و متعدي بودن كلمه اي چه در تركيب و چه در معنا دچار سردرگمي مي شويم به گونه اي كه براي دست يافتن به حقيقت آن متن ، هيچ راهي جز مراجعه به كتب لغت نداشته باشيم كما اينكه در كلاس كارگاه نحو پايه ي اول ، اين مشكل چندين بار تجربه شد.
بنابراين به نظر من، سزاوار است كساني كه براي هميشه با ادبيات عرب سر و كار دارند، راه هاي تشخيص افعال لازم از متعدي را بدانند.




بخش دوم


(راه های تشخیص افعال لازم از متعدی)




فصل اول : راههاي عمومي تشخيص افعال لازم ازمتعدي
فصل دوم :راههاي خصوصی تشخيص افعال لازم ازمتعدي
1: افعالي كه هميشه لازم هستند
 2 :افعالي كه هميشه متعدي هستند
  3: افعالي كه غالباًلازم هستند
  4: افعالي كه غالباَ متعدي هستند
فصل اول : راه هاي عمومي تشخيص افعال لازم از متعدي
1.    فعلي كه بتوان يك ضمير غايب به آن الحاق كرد و آن ضمير، به مفعول به برگردد متعدي است و الا پس لازم است .
مثال :‌ الصحف اخذتها.(كتاب،گرفتمآن را)        به خلاف : الغرفة قعدتها (خانه،نشاندم آن را)
2.    فعلي كه، تعداد افراد آن هنگام تصور معناي فعل دو نفر باشد، متعدي است،ولي اگر يك نفر باشد لازم است  ( معمولا)
 مثال : ضرب ( ضارب و مضروب )            به خلاف: ذهب
3.    فعلي كه بتوان از آن اسم مفعول تام ساخت، پس اگر آن اسم مفعول، معنايش بدون حرف جر كامل بود متعدي است و الا پس لازم است .
مثال : فتح (‌مفتوح ) به خلاف :‌ذهب(مذهوب به)




فصل دوم :راههاي خصوصی تشخيص افعال لازم از متعدي
1.افعالي كه  هميشه لازم هستند
1/1.فعلي كه از سجايا و غرائض باشد      مانند : ‌شجُع ، جبُن ، حسُن ، قبُح و...
مثال :«وحسُن اولئك رفيفاً»         (و آنها رفيقان خوبي هستند)
2/1.فعلي كه دلالت كند بر هيئت  مانند: طال و قصُر و آنچه شبيه آن دو است
مثال«:وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَايُقْصِرُون»         
((ولي ناپرهيزگاران ) برادرانشان(يعني شياطين) آنها را پيوسته در گمراهي پيش ميبرند و باز نمي ايستند)
        3/1.فعلي كه دلالت كند بر نظافت  مانند: طهُر و نظُف و رجِس و...
مثال:«وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ» (و با آنها نزديكي نكنيد تا پاك شوند)
4/1.فعلي كه دلالت كند بر رنگ  مانند : اَدِم ، إحمرّ ، إسودّ، ابيضّ و ...
«يوم تبيضّ وجوه و تسودُّ وجوهٌفأمّا الذين اسودّت وجوههم أكفرتم بعد ايمانكم... .»5    ((آن عذاب عظيم)روزي خواهد بود كه چهره هايي سفيد و چهره هايي سياه ميگردد، اما آهايي كه صورتهايشان سياه شده(به آنها گفته ميشود) آيا بعد از ايمان كافر شديد؟.)    
5/1.فعلي كه دلالت كند بر عيب : مانند: عَمش(سست بينا شد) و عوِر(يك چشم شد)
6/1.فعلي كه دلالت كند بر زينة مانند:‌    نجِل(فراخ چشم گرديد)، كحِل(سياه گون چشم شد)
7/1.فعلي كه دلالت كند بر خالي ياپر بودن     مانند:‌فرِغ(خالي شد)، شبع(سير شد)
8/1.فعلي كه دلالت كندبربعضياز عواض طبيعيّه مانند: مرِض(بيمار شد) غضِب(خشمگينشد)و..
9/1.فعلي كه دلالت كند بر معناي عرفي و غير ذاتي  مانند:‌فرِح(شاد شد)، بطِر(ناراضي بود)
    10/1.فعلي كه بر وزن فَعَِلَ باشد به شرط آن كه وصف مشتقّشان مانند اسم فاعل
صفت مشبهه داراي يك صيغه بوده و آن هم فقط بر وزن فعيل باشد .
مثال: ذلّ ==» ذليل    قوي ==» قويّ    به خلاف : علم ==» عالم
    11/1.فعليكه بروزن اَفْعل و به معناي صيرورت ( صار كذا)باشد
مثال: اغدَّ البعير ==» صار ذا قدّهٍ        أحصد الزّرعُ ==» ...
   12/1.فعلي كه بر يكي از  وزن هاي رباعي مزيد فيه باشد   ،
1-تفعلُل           2-افعللال                      
3-افعنلال

13/1.فعلي كه بر يكي از اوزان باب هاي زير باشد  
1» فعُل يفعُل         2»انفعال  
3» افعلّال                 4» افعيلال    
5» افوعلَّ                6»افعنلي



2.    افعالي كه هميشه متعدي اند
1/2.افعال قلوب، متعدي به دو مفعول اند .                        نكته:اين افعال، دو مفعول راكه در اصل مبتدا و خبر بوده اند را نصب مي دهند.
اين افعال عبارت اند از :
1» رأي            2» علِم            
3»دري               4» وجد            
5» القي           6» تعلّم                 
7» ظنّ          8» خال
9» حسِب         10» جعَل
11» حيّ           12» مدّ
13» زعَم     14» هبْ    
مثال:« اِنا وجدنا ءاباءنا علی اُمّةٍ»


2/2.افعال تحويل(تصيير)                     
نكته:اين افعال مانند افعال قلوب عمل ميكنند.
اين افعال عبارت اند از :
» صيّر        2» ردَّ
3»جعَل        4»وهَب
4»ترك        6»اِتّخذ
7»تخِذ        8»اَصار
3/2.افعال مشهور سه مفعولي
1»اَري            2»اَنبأ
3» خبَّر            4» أعلَم
5»حدَّث            6»أخبَر    


3.    افعالي كه غالبا لازم اند
1/3.افعالي كه به بابهاي زير مي روند، غالبا لازم اند.                            1»تفعّل        2» تفاعل         3»اِفتعال
مثال:«واعتصموا بحبل الله جميعاًٌ و لا تفرّقوا »(و همگي چنگ زنيد به ريسمان الهي و پراكنده نشويد)
2/3.باب هاي فعِل يفعَل و فعِل يفعِل : اكثر فعل هاي اين باب از معاني عرضيه – رنگ ها و عيب هاست لذا غالبا لازم استعمال شده است .
مانند: ثقِم ، مرِض ، حزِن و فرِح        
مثال:«اَلا اِنَّ اَولياءَ اللهِ لا خَوفٌ عَلَيهِم وَ لا هُم يَحزَنون »    


4.    افعالي كه غالبا متعدي اند
1/4.افعالي كه به باب هاي زير مي روند غالبا متعدي اند.                        *تفعيل          مثال:«لاُقطِّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلافٍ»             *افعال          مثال: «ويذهب غيظَ قلوبهم»                     *استفعال        مثال: «اِذ تستغيثونَ ربّكم فاستجاب لكم»             *مفاعله          مثال:« يوادّون من حادّ اللهَ و رسوله»     



بخش سوم


(راه هاي تشخيص افعال لازم و متعدي در كتب لغت)





فصل اول : افعال متعدي به نفسه دركتب لغت
فصل دوم : افعال متعدي به حرف جردركتب لغت
فصل سوم : افعال لازم دركتب لغت



بخش سوم
      توجه:بررسي افعال لازم در كتب لغت،در اين بخش از پژوهش، مستلزم آن است كه ابتدا افعال متعدي را در كتب لغت مورد بررسي قرار دهيم و سپس افعال لازم را
فصل اول : افعال متعدي به نفسه در كتب لغت
اگر حروف اصلي فعلي ملحق شده بود به يك ضمير متصل منصوبي، آن فعل ، فعل متعدي به نفسه است ، مثلا براي نشان دادن اخذ اين گونه مي آوريم         مثال:(حتاه) حتياً ، ض و اَحتاه: دوخت آن را
فصل دوم : افعال متعدي به حرف جر در كتب لغت
 اگر حروف اصلي فعلي ملحق شده بود به يك ضمير متصل مجروري ، آن فعل ، متعدي به حرف جر است ، البته خود فعل ممكن است بدون حرف جر، لازم باشد.    مثال:(حدّ) عليه حداداً،ض: خشم گرفت بر او و ادب كرداو را
فصل سوم : افعال لازم در كتب لغت
 اگر فعلي هيچ كدام از دو حالت قبل ( مبحث 1و2) را نداشت ، آن فعل حتما لازم خواهد بود.        مثال:(حتا) حتواً : سخت دويد3
نتیجه گیری
از اين پژوهش ميتوان نتيجه گرفت كه بدون داشتن كتب لغت نيز مي توان افعال لازم را  (در بسياري از موارد) از افعال متعدي تشخيص داد و براي اين تشخيص،كافي است راه هاي تشخيص افعال لازم از متعدي كه در اين پژوهش به طور مفصل به آن پرداخته شد را ياد گرفت.اين راه ها  در قالب دو فصل آورده شدند، اين فصول عبارتند از:
1)    راه هاي عمومي تشخيص افعال لازم از متعدي كه اين فصل در قالب سه زيرمجموعه  آورده شد.
2)    راه هاي خصوصي تشخيص افعال لازم از متعدي كه اين فصل در قالب چهار زيرمجموعه آورده شد.


    

فهرست منابع
•    قران كريم
•    صفايي بوشهري غلام علي-بدائه النحو-انتشارات مركز مديريّت حوزه علميّه قم-1428 ه ق
•    پژوهش آقاي اشعري فرد ( مدرسه ي حقاني ) -88 ه ش
•    ترجمه ي آيت الله مكارم شيرازي
•    صفايي بوشهري غلام علي-ترجمه مغني الاديب-انتشارات -83ه ش
•    سياح احمد-فرهنگ بزرگ جامع نوين(ترجمه المنجد)-انتشارات اسلام-87
•    غلّاييني شيخ مصطفي- جامع الدروس العربيّه- نشر دارالكوخ- سال1425ه.ق
•    شيرازي محمد امين- صرف روان ،ج3-پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي
•    حسيني طهراني سيّدهاشم- علوم العربيّه- نشر اخلاق- سال1384
•    الشرتوني معلم رشيد- مباديالعربيه،ج4،قسم صرف-انتشاراتدارالعلم
•    عباس حسن- النحوالوافي- نشرناصرخسرو- سال13806

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.