مقالات پژوهش طلاب

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

تقديم به :
گويند روزي يوسف را به بازار بردند تا بفروشند ،‌ پيرزني با دو كلاف رو به بازار كرد، از وي بپرسيدند:
-    از چه رو به بازار آمدي ؟
-    آمدم تا يوسف بخرم.
-    سروران شهر با طلا ها و نقره ها آمده اند، تو چنين خواهي كه با اين دو كلاف يوسف بخري ؟
-    دانم به اين دو كلاف مرا يوسف نمي دهند ، آمدم تا يوسف بداند، من هم خريدار اويم.
 دانم كه تو را به اين كلافم ندهندم       ليك آمده ام تا تو بداني كه خريدار توام من
تقديم به منجي عالم بشريّت يوسف زهرا ارواحنا له الفداء



قدرداني :
با تشكّر و قدرداني از همه كساني كه در اين تحقيق مرا ياري كردند بويژه استاد عزيزيان و آقاي مجيد قندي زاده كه تلاش فراواني براي به ثمر رسيدن اين تحقيق كردند.
و همچنين از مسئولان مدرسه كه زمينه پژوهش و تحقيق را در اين مدرسه بنا گذاشتند.



چکیده :    
مشاركت يكي از معاني ابواب ثلاثي مزيد است كه در باب هاي مفاعله ، افتعال و تفاعل وجود دارد. مشاركت در لغت به معناي ؛ « شريك شدن يا شريك قرار دادن » است. در اصطلاح علم صرف به معني « اشتراك بين دو شخصيّت يا بيشتر در كاري » است.
مشاركت سه ركن دارد: « مشارَك ، مشارِك و فعل » كه هركدام از مشارَك و كشارِك در ابواب مختلف اعراب خاصّي مي گيرد. اگر فعل لازم در معناي مشاركت به كار رود متعدّي مي شود و همين طور اگر فعل متعدّي به  يك مفعول در اين معنا به كار رود، متعدّي به دو مفعول مي شود.
مشاركت در باب مفاعله شش قسم دارد ، كه در نظر گرفتن هر كدام براي ترجمه  اهميّت ويژه اي دارد.
مشاركت در باب مفاعله با باب تفاعل و افتعال از نظر معنا تفاوت ندارد، بلكه از لحاظ بكار رفتن در جمله و اعراب مشارَك و مشارِك متفاوت است.





فهرست مطالب
مقدمه   
بخش اول: در تعريف مشاركت   
     معناي لغوي   
     معناي اصطلاحي   
     چند نكته   
بخش دوّم: مشاركت در باب مفاعله   
   فصل اوّل : تعريف مشاركت در باب مفاعله   
فصل دوّم  : مشاركت معناي غالبي باب مفاعله   
يك نكته   
فصل سوّم : نحوه اعراب گرفتن مشارِك و مشارََك   
   الف- اصل در اين باب    
   ب- دليل مرفوع شدن مشارِك و منصوب شدن مشارَك   
فصل چهارم : تعديه در معناي مشاركت   
   توجه   
   نكته   
   فصل پنجم : مشاركت صريح و مشاركت ضمني   
   فصل ششم : اقسام مشاركت در باب مفاعله   
   فصل هفتم : بيان مغالبه در باب مفاعله   
     استثناء   
     قول كسائي   
بخش سوّم : مشاركت در تفاعل و افتعال   
      چگونگی معنای مشارکت در این ابواب   
     نكاتي درباره مشاركت در باب هاي تفاعل و افتعال   
بخش چهارم : تفاوت معناي مشاركت در باب مفاعله با باب هاي افتعال و تفاعل   
      تفاوت های معنای مشارکت در باب مفاعله با باب های افتعال و تفاعل   
     پاسخ مرحوم رضي به كساني كه بين معناي مشاركت در باب مفاعله با باب هاي افتعال و تفاعل فرق مي گذارند   
بخش پنجم : روش مجهول كردن جمله هايي كه فعل آنها به معني مشاركت است   
نتيجه   
فهرست منابع   

 

 

مقدمه :
«الحمد الله ربِّ العالمین و السلام و صلوات علی سیِّد المرسلین محمد و آله الطاهرین لاسیَّما بقیة الله فی الارضین و لعن دائم علی أعدائهم أجمعین»

در علم صرف براي افعال ثلاثي مزيد معاني مختلفي قائل هستند ، به اينگونه كه هر يك از ابواب ثلاثي مزيد ،‌داراي معاني مختلفي در كلام هستند كه در غالب هاي مختلف به كار مي روند .
شناخت اين معاني تأثير بسزايي در فهم كلام عرب دارد ، به طوري كه گاهي فعلي در ثلاثي مجرد داراي معني خاصي است ولي در ثلاثي مزيد دقيقاً معناي ضد آن را دارد. مثلاً: فَرَطَ  به معني؛ « كوتاهي كرد» است ، كه با رفتن به باب  « اِفعال » به معني ؛ « زياده روي كرد » مي شود.
همچنين طلّاب علوم ديني براي تفقّه در دين و فهم كلام خداي متعال و ائمه اطهار ( عليهم السّلام ) نياز به فهم صحيح كلام عرب دارد ، در نتيجه شناخت معاني ثلاثي مزيد در طول اين هدف قرار دارد.
در اين زمينه تحقيق هاي بسياري انجام شده و كتب متعدّي كه قواعد زبان عرب را بررسي مي كنند، به اين موضوع به طور مفصّل پرداخته اند. ( مثلاً شرح رضي بر شافيه در كتب گذشتگان و صرف روان نوشته آقاي احمد امين شيرازي از جمله كتب نوشته شده در سال هاي اخير )  ما نيز اكنون براي شناخت بيشتر خودمان با اين معاني و يادگيري روش تحقیق و طراحی غالب آن  به بررسي كامل يكي از اين معاني ، در آثار موجود ، به روش كتابخانه اي مي پردازيم.
در اين تحقيق مي خواهيم به جواب اين پرسش برسيم:
«معناي مشاركت در ابواب ثلاثي مزيد چيست ؟ »
براي دستيابي به پاسخ اين سوال ، نياز به بررسي همه جانبه معنای مشارکت داريم ، پس سوالات ديگري مطرح مي شود :
-    تعريف معناي مشاركت چيست ؟
-    اين معنا در چه ابوابي جود دارد ؟
-    آيا اين معنا در ابواب مختلف با هم تفاوتي دارد ؟
-    آيا اين معنا اقسامي هم دارد ؟
-    ...
پاسخ فرضي ما در قبال اين سوالات اين است كه :
« معناي مشاركت ، براي بيان اين است كه دو يا چند فرد در انجام فعلي با يكديگر همكاري داشته اند و اين معنا در سه باب از ابواب ثلاثي مزيد به كار رفته است ، « مفاعله ، تفاعل و افتعال » كه اين معنا در باب مفاعله با باب هاي افتعال و تفاعل از نظر صورت جمله متفاوت است ولي در معني يكسان است.»
كه در اين تحقيق به دنبال اثبات اين فرضيه ايم.




بخش اوّل :
 «در تعریف مشارکت»
1-    تعریف لغوی
2-    تعریف اصطلاحی
3-    چند نکته



معنای لغوی:
مشارکت؛  بر وزن «مفاعله» است و از ریشه « شَرَکَ» اشتقاق شده است، در نتیجه ثلاثی مزید باب «مفاعله» و مصدر این باب است.
با توجه به نظر فرهنگ جامع نوین ( ترجمه المنجد ) : « شارَکَ یُشارِکُ مُشارَکَه : به معنی «خود را شریک قرار داد»  است.»
و به نظر معجم الوسیط : « شارَکَهُ یُشارِکُه مُشارَکَه: به معنی «شریک او شد» است.»
در نتیجه معنای لغوی « مشارکت» :
« شریک شدن یا شریک قرار دادن است.»

معنای اصطلاحی :
در اصطلاح ادبیّات مشارکت یعنی؛ « اشتراک بین دو شخصیت یا بیشتر در کاری.»
که این معنا در سه باب از ابواب ثلاثی مزید وجود دارد، که عبارتند از:
1-    مُفاعَلَه
2-    تَفاعُل
3-    افتعال


چند نکته :
1-    معنای مشارکت در باب تفاعل و افتعال مانند هم است.
2-    معنای مشارکت در باب مفاعله و تفاعل، معنای غالبی این ابواب است.
3-    تفاوت معنای مشارکت در باب مفاعله با باب های تفاعل و افتعال در بخش 4 خواهد آمد.
4-    «صرف میر» و «شرح تصریف» ،  مشارکت را « بین اثنین » می نامند.  
 



بخش دوّم :
 «مشارکت در باب مفاعله»

1-    تعریف مشارکت در باب مفاعله
2-    مشارکت معنای غالبی باب مفاعله
3-    نحوه ی اعراب گرفتن مشارِک و مشارَک
4-    تعدیه در معنای مشارکت
5-    مشارکت صریح و ضمنی
6-    اقسام مشارکت در باب مفاعله
7-    بیان « مغالبه » در باب مفاعله



فصل اوّل : تعریف مشارکت در باب مفاعَلَه:
در کتاب شرح تصریف آمده است :
« وزن «فاعَلَ» تأسیس شده تا « بین اثنین یا بیشتر»  باشد. یکی از آنها عمل می کند ، مانند عملی که همراهش به آن عمل می کند. مثل : ضارَبَ زیدٌ عمراً. »
همچنین مرحوم رضی معتقد است:
« فاعل» یکی از معانیش مشارکت است و مشارکت در  «فاعَلَ» این است که:
در مثال: ضارَبَ زیدٌ عمراً:
« ضارَبَ» اصل خود – مصدر - که « ضرب » است را به « زید » نسبت می دهد. ضمن اینکه ارتباط و وابستگی خود را به « عمرو » را هم حفظ می کند. این نسبت به « زید » و وابستگی به « عمرو » را « مشارکت فاعَلَ » گویند.»

فصل دوّم : مشارکت ، معنای غالبی باب مفاعله :
وزن « فاعل » معانی مختلفی دارد ولی معنای غالبی آن « مشارکت » است.
مثل : ضارَبَ زیدٌ عمراً ( زید و عمرو زد و خورد کردند.)
کارَمَ زیدٌ عمراً ( زید و عمرو یکدیگر را تکریم کردند.)
يك نکته :
ارکان مشارکت:
ارکان مشارکت « مُشارِک » ، « مُشارَک » و « فعل » است.
مُشارِک و مُشارَک :
مُشارِک یعنی مشارکت کننده ، و این یعنی اینکه خودش در فعلی شرکت کرده و آغازگر آن فعل بوده و مُشارَک به معنی شریک شده است و یعنی اینکه چیزی  باعث شرکت کردن او در فعل شده است.
مثال:  ضارَبَ زیدٌ عمراً
در این مثال : زید شروع کننده ی زدن است، پس مُشارِک است و عمرو در پاسخ زدن زید شروع به زدن او می کند، بنابراین مُشارَک است.

فصل سوّم : نحوه ی اعراب گرفتن مشارِک و مشارَک :
الف- « اصل در این باب  آن است که در میان دو کس باشد.»  
« به اینگونه که فعل از هر دو اسمی که بعد از باب مفاعله می آید انجام گرفته ، به طوری که هر دو فاعل و مفعول اند. مثل: « ضارَبَ زیدٌ عمراً » ؛ که می فهماند زید و عمرو در زدن مشارکت داشته اند، اگرچه لفظ زید مرفوع و به صورت فاعل و لفظ عمرو منصوب و به صورت مفعول است.
مانند : « شاوَرهُم فی الأمر » ( آل عمران-3 / 159 )
یعنی؛ «ای پیامبر تو باید با آنان ( مردم ) مشورت کنی و آنان نیز با تو مشورت کنند.»
ب- دلیل مرفوع شدن مشارِک و منصوب شدن مشارَک :
مرحوم رضی معتقد است :
( با توجه به مثال: ضارَبَ زیدٌ عمراً )
منصوب شدن « عمرو » بخاطر این نیست که « مضروب » است ، بلکه بخاطر این است که مشارَک است و چون مشارَک هم اسم مفعول است و لذا « عمرو » در اینجا منصوب گردیده و بنابراین معنا این است که زدن بین زید و عمرو ردّ و بدل شده است.زید مشارِِک و عمرو ، مشارَک است ، اگر چه در لفظ یکی بصورت فاعلی و دیگری بصورت مفعولی آمده و هر دو در امر « زدن » در معنا مشارکت دارند.

فصل چهارم : تعدیه در معنای مشارکت :
« باب مفاعله در معنای مشارکت همیشه متعدّی است، اگر چه ثلاثی مجرد آن لازم باشد. »
وچون معنای اصلی باب مفاعله ، مشارکت است، به همین جهت ، فعل لازم را متعدّی و بعضی از فعل های متعدّی را که یک مفعولی اند ، دو مفعولی می کند.
مثال : فعل لازم :
« کَرُمَ زیدٌ» که مفاعله آن می شود : « کارَمتُ زیداٌ.»
« شَعَرَ عمرٌو » که مفاعله آن می شود : « شاعَرتُ عَمراً.»
و فعل متعدّی به یک مفعول :
« جَذَبتُ الثَّوبَ » که مفاعله آن می شود : « جاذَبتُ زَیداً الثََّوبَ.»
که متعدّی به دو مفعول شده و بدون مفعول دوّم معنای مشارکت را نمی فهماند.
توجه:
بعضی از فعل های معتدّی برای فهماندن معنای مشارکت به مفعول اوّلی نیاز ندارند.
مثال : « شَتَمتُ زَیداً.» که می توان گفت : « شاتَمتُ زیداً.»

نکته:
بین « ضارَبتُ زیداً.» و « نازَعتُ زیداً الثَّوب.» چه فرقی است ؟
با اینکه هر دو ثلاثی مجرّد متعدّی اند ، ( «ضَرَبتُ زَیداً.» و « نَزَعتُ الثَّوبَ.» ) ولی چرا وقتی به باب مفاعله آمده همان یک مفعولی باقی مانده ولی دوّمی دو مفعولی شده ؟
سرّش اینجاست که ؛
در مثال « ضارَبتُ زیداً.» ، زید هم مشارَک است و هم مفعول « ضَرب » ؛ یعنی زدن روی آن واقع شده. ولی در مثال دوّم « نازَعتُ زیداً الثَّوب.» مفعول ماده ی « نَزَع » ، « الثَّوب » است و مشارَک « زید » است ، لذا چنین فعل هایی وقتی به باب مفاعله بیایند ، حتماٌ دو مفعولی می گردند.  


فصل پنجم : مشارکت « صریح » و « ضمنی » :
مشارکت دو سمت و سو دارد :
1-    مشارکت صریح
2-    مشارکت ضمنی
مشارکت صریح ( با توجه به مثال: ضارَبَ زیدٌ عمراً )
یعنی؛ در ظاهر زید مشارِک و عمرو مشارَک است ؛ چون زید فاعلی آمده و عمرو مفعولی و منصوب آمده است و ضمناً عکس آن هم تحقق دارد. یعنی؛ عمرو مشارِک و زید مشارَک است.
پس صریحاً زید ، عمرو را زده و ضمناً عمرو هم زید را زده است؛ چون معنای مشارکت همین است که هر کاری را طرفی انجام دهد ، طرف دیگر نیز همان کار را انجام می دهد.



فصل ششم : اقسام مشارکت در باب « مفاعله»
1-    مشارکت در یک فعل
نسبت میان دو طرف در این قسم اینگونه است:
هر یک از دو طرف یک عمل واحد را در مقابل طرف دیگر انجام می دهد. در نتیجه نسبت به یکدیگر هم فاعل و هم مفعول هستند، و در کلام یکی را به صورت فاعل و دیگری را بصورت مفعول می آورند ولی بهتر است که ابتدا کننده فعل را بصورت فاعل بیاورند.
مثال: «وَقَاتِلُوا في ِسَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُم : در راه خدا با کسانی که با شما «مقاتله » می کنند « مقاتله » کنید.» (بقره-2/190)
«مقاتله»: از «قتل» گرفته شده است ، و آن به معنی « کشتن » است.
 در این مثال هر یک از دو طرف عمل « کشتن » را در مقابل طرف دیگر انجام می دهد.
«باشروهُنَّ ... ولا تُباشروهنّ انتم عاکفون فی مسجد الحرام : با زنان « مباشرت» کنید . . . و در حالی که در مساجد اعتکاف کرده اید، با آنها «مباشرت» نکنید » (بقره-2 / 187)
مباشَرَت: از «بشره» ساخته شده و یعنی بشره بر بشره گذاشتن.
«بشره: قسمت ظاهری پوست است.»
2-منع یک طرف
 و این در همه چیز مانند معنای اول -یعنی مشارکت در یک فعل- است، جز آنکه یک طرف با فعلش منع طرف دیگر را می کند، و آن را که شروع به فعل می کند بصورت فاعل و آن طرف که منع می کند بصورت مفعول آورده می شود، مانند:
مثال: «یُخادِعونَ الله و الّذین آمنوا: با خدا و مومنان «مخادعه » می کنند.» (بقره-2 / 9)
مخادعه : از «خُدعَه» ساخته شده است ،
«خدعه: حقه ، کلک ، نیرنگ وفریب»  و یعنی اینکه که کسی بخواهد پنهانی به کسی ضرری برساند یا مانع خیرش شود. با توجه به این که این آیه درباره منافقان است، آنان می خواستند نسبت به خدا و مومنان خدعه کنند، ولی خدا نمی گذاشت خواسته آنان عملی شود و آنان را منع می کرد.
« راوَدتهُ الّتی هُوَ فی بیتِها : زنی که یوسف در سرایش بود، او را «مراوده» کرد.» (یوسف-12 / 23)  
مُراوَدَه از رَوَدَ است و رَوَدَ : خواستن است، زن عزیز مصر از یوسف خواست که با او همبستری کند ولی یوسف او را منع کرد.
3-مجازات یک طرف
از طرفی فعلی انجام شود و از طرف دیگر فعلی به عنوان مجازات انجام گردد،
مانند:« قاتَلَهُمُ الله : خدا آنان را بکشد.» (منافقون-63 / 4) ،
 این آیه درباره منافقون است، و مجازات کارهایشان نسبت به دین خدا، این است که در دنیا و آخرت  هلاک شوند.
و بعضی مثل «یُخادعونَ الله و الّذینَ آمَنوا» را از این قسم گرفته اند، زیرا منافقون نسبت به دین خدا خُدعه ها کردند و خدا در قیامت آنان را مجازات خواهد فرمود.
4-از هر دو طرف یک گونه فعلی نسبت به چیزی واقع شود،
 مانند:«جاذَبتُ زیداً ثَوباًَ: با زید در لباسی «مجاذبه» کردم.»،
 مُجاذَبَه از جَذب است، جَذب : سوی خود کشیدن است.
 یعنی من و زید لباسی را گرفته بودیم و هر یک سوی خود می کشیدیم.
5- ظهور فعل از هر یک در برابر دیگری بی آنکه مفعول باشند، و این در افعالی است که ثلاثی مجرّدش متعدّی نیست ، مانند:
« صابِروا الاعداء: در برابر دشمنان شکیبایی کنید »
 یعنی : چنانچه دشمنان در برابر شما صبر و پایداری دارند، شما نیز در برابر آنان صبر و پایداری کنید.
« شاعَرتُ زیداً: با زید مشاعره کردم.»
«کارَمتُ حمیداً: با حمید مکارمه کردم.»
 مُکارَمَه از کَرَم است و کرم : هر خُلق و خَلق زیبایی است ، و ظهور هر عمل پسندیده را نیز کَرَم گویند.یعنی : من در برابر حمید و حمید در برابر من اظهار کرم کردیم و اعمال پسندیده خود را ذکر نمودیم که فخر کردن به یکدیگر باشد.
وهمچنین می شود معنای مکارمه را از باب اِفعال گفت و در این صورت معنایش «اِکرام کردن» هر یک از دو طرف دربرابر دیگری است .



فصل هفتم : بیان مُغالَبَه در باب « مفاعله »
همان طور که گفتیم باب مفاعله برای میان وقوع فعل است از دو فاعل در برابر همدیگر است و ممکن است یکی از دو طرف بر طرف دیگر غلبه کند ،  اگر خواستند بیان کنند کدام طرف غالب است به روش زیر عمل می کنند:
1-     فعل ثلاثی مجردی از همان ماده ولی از باب «فَعَلَ یَفعُلُ» پس از آن می آورند، گرچه از این باب نباشد.
2-     طرف غالب را فاعل و طرف مغلوب را مفعول آن فعل قرار می دهند.
مانند: « صارعتُ زیداً فَصرَعتُهُ : کشتی گرفتم با زید پس بر او غلبه کردم و زمینش زدم».
ثلاثی این مثال از باب « فَعَلَ یَفعُلُ» است، ولی اگر مضارعش در اینجا آورده شود «یَصرُعُ» گفته می شود.
« قاتلنا القومَ فَقَتلناهم : با آن گروه مقاتله ( معنی مقاتله بیان شد) کردیم پس غلبه کردیم و آنان را کشتیم.»
ثلاثی این مثال از باب « فَعَلَ یَفعُلُ» است.
« اُضارِبُ زیداً فاَضرُبه : با زید مضاربه ( زد و خورد ) می کنم پس بر او در زدن غلبه می کنم.»
ثلاثی این مثال از باب « فَعَلَ یَفعِلُ » است.
« عالَمَ زیدٌ بکراً فَعَلَمَ زیداً : زید و بکر در مقابل یکدیگر اظهار دانش کردند پس بکر بر زید غالب شد و بر او اعلم بود.»
ثلاثی این مثال از باب « فَعَلَ یَفعَلُ» است.
« کارَمتُ زیداً فکَرَمَنی : با زید مکارمه کردم، پس او بر من در کرم غلبه کرد.»
ثلاثی این مثال از باب «فَعَلَ یَفعُلُ» است.
استثناء :
گفته شده برای بیان مغالبه فعل هر وزنی که باشد بر وزن «فَعَلَ یَفعُلُ» آورده می شود ، ولی اگر یکی از حروف اصلی آن « یاء» باشد و یا فاعل فعل آن « واو » باشد ، پس بر  وزن « فَعَلَ یَفعِلُ » آورده می شود.
مانند: « واعَدتُ زیداً فهو یعِدنی : با زید وعده گذاشتم پس او در وعده بر من غلبه می کند.»
یعنی : به وعده اش بهتر وفا می کند.
« یاسّرتُ زیداً فَیَسَرتُه : من با زید آسان گرفتم پس بر در آسان گرفتن غلبه کردم.»
من بیشتر مراعات او را کردم ، در معامله ای یا کار دیگری.
« بایَنتُ زیداً فیبینَنی : از زید جدا شدم پس او بیشتر جدا می شود.»
یعنی : بیشتر دوری و جدایی می کند.
« اَرامی زیداً فاَرِمیهِ : با زید تیراندازی می کنم پس من بر او غلبه می کنم و بیشتر تیر می زنم.»
قول کسائی :
ابوالحسن علیّ بن حمزه کسائی که یکی از قرّاء سبعه  و از علمای علوم عربی در زمان هارون رشید بوده، گفته است :
« اگر عین الفعل یا لام الفعل حرف حلقی  باشد بیان مغالبه از باب « فَعَلَ یَفعَلُ » می شود.»
مانند : « شاعَرتُ زیداً فاَشعَرُهُ : با زید مشاعره کردم پس بر او در شعر غلبه خواهم کرد.»  
و دیگران گفته اند :
« باید دانست بیان مغالبه منحصر به این طریق نیست، بلکه می توان در همه جا با ماده ی « غَلَبَه » بیان نمود ، چنانکه با تعبیرات دیگر نیز می توان بیان کرد.
مانند: « فَساهَمَ فَکانَ مِنَ المُوحَضینَ : پس یونس « مساهمه »  کرد، پس از مغلوبین بود.» ( صافات-37 / 141)




بخش سوّم :
 مشارکت در باب «تَفاعُل» و «اِفتِعال»

1-    چگونگی معنا ی مشارکت در این ابواب
2-    نكاتي درباره مشاركت در باب هاي تفاعل و افتعال


چگونگی معنای مشارکت در این ابواب :
یکی از معانی این دو باب مشارکت می باشد که از لحاظ معنی و اعراب مشارَک و مشارِک مثل هم می باشند.
باب تفاعل و افتعال برای اشتراک دو شیء می باشند که در انجام یک فعل. یعنی ؛ این دو شیء در اصل و مصدر فعل با همدیگر اشتراک دارند.
مثال : «وَتَعَاوَنُواْ عَليَ الْبرِِّ وَ التَّقْوَى ‏وَ لَاتَعَاوَنُوا ْعَليَ الْاثْمِ وَالْعُدْوَانِ : بر نيكوكاري و پرهيزگاري به يكديگر كمك كنيد و بر گناه به يكديگر كمك نكنيد.» ( سوره مائده- 5 / آيه 2 )
«تَوَاصَوْاْ بِالْحَقّ ‏ِوَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبر : همدیگر را به حق و شکیبائی سفارش کردند. » ( سوره عصر-103/ آیه 3)
« فَإِنتَنَازَعْتُمْ فيِ شىَ‏ْءٍ فَرُدُّوهُ إِليَ اللَّهِ وَ الرَّسُول : اگر بینتان دعوا شد ، آن را به خدا و رسول رجوع دهید.»                 ( نساء-4 / آیه 59 )
« إِنَّمَا أَنْتُمْ إِخْوَانٌ عَلَي دِينِ اللَّهِ و مَا فَرَّقَ بَيْنَكُمْ إِلَّا خُبْثُ السَّرَائِرِ وَ سُوءُ الضَّمَائِرِ فَلَاتَوَازَرُونَ وَلَاتَنَاصَحُونَ وَلَاتَبَاذَلُونَ وَلَاتَوَادُّونَ» ( نهج البلاغه ، خطبه 114 )
اِختَصَمَ زیدٌ و عمرٌو ( زید و عمرو با هم نزاع کردند. )
اِشتوَرَ الزیدان. ( دو زید با هم مشورت کردند.)
نکاتی درباره مشارکت در باب های افتعال و تفاعل:
1-    در باب تفاعل و افتعال اصل فعل ، مصدر یا اسم جامد است :
مثل: « تَضارَبنا » و « اِضطَرَبَ » که اصل آنها مصدر «ضَرب» است.
و « تسایفنا » و « اِستافَ» که اصل آنها از ماده « سیف » که اسم جامد است.
2-    در باب تفاعل و افتعال ، طرف دوّم مشارکت ، یا به فاعل عطف می شود و یا جملگی تحت عنوان فاعل ذکر می شوند.
3-    باب افتعال اگر به معنی مشارکت باشد عین الفعل اجوف واوی آن اعلال نمی شود.
مانند : « اِزدَوَجَ علیٌّ و فاطمه. »




بخش چهارم :
تفاوت معنای مشارکت

در باب « مفاعله » با باب های « افتعال » و « تفاعل »


1-    تفاوت های معنای مشارکت در باب مفاعله با باب های افتعال و تفاعل
2-    پاسخ مرحوم رضي به كساني كه بين معناي مشاركت در باب مفاعله با باب هاي افتعال و تفاعل فرق مي گذارند



تفاوت های معنای مشارکت در باب مفاعله با باب های افتعال و تفاعل:    
باب مفاعله و باب های تفاعل و افتعال در معنای مشارکت به کار می روند، تفاوتی که میان این سه باب وجود دارد این است که؛ مشارکان ( دو طرف مشارکت ) در باب مفاعله به صورت فاعل ( شروع کننده ) و دیگری بصورت مفعول ذکر می شود:
در باب مفاعله ، برای یک طرف فاعلیّت صریح و مفعولیّت ضمنی ، و برای طرف دیگر مفعولیّت صریح و فاعلیّت ضمنی منظور می گردد. از این جهت یکی را بصورت فاعل و دیگری را بصورت مفعول می آورند.
در باب ها افتعال و تفاعل فعل میان دو یا بیشتر بطور اشتراک واقع است و نظری به جهت مفعولیّت هیچ یک نیست، گرچه در واقع مفعول یکدیگر باشند و از این جهت مشترکین همه بصورت فاعل آورده می شوند.
مثال : « وَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم : و اگر خدا می خواست ، کسانی که بعد از پیامبران بودند ، « اقتتال» نمی کردند. » ( بقره-2/253)
« اقتتال » : اختلاف و جنگیدن است.
« فَإِنتَنَازَعْتُمْ فيِ شىَ‏ْءٍ فَرُدُّوهُ إِليَ اللَّهِ وَ الرَّسُول : اگر بینتان دعوا شد ، آن را به خدا و رسول رجوع دهید.»                 ( نساء-4 / آیه 59 )
«يخَُادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ ءَامَنُوا : با خداوند و مومنان خدعه می کنند.» ( بقره-2/9)
وممکن است در باب افتعال و تفاعل لفظی که دارای افرادست ، به صورت یک فاعل ذکر کنیم .
مانند : تَضارَبَ القَومُ : قوم با یکدیگر کتک کاری کردند.
اِختَصَمَ النّاسُ : مردم با یکدیگر دشمنی ورزیدند.
پاسخ مرحوم رضی به کسانی که بین معنای مشارکت در باب مفاعله با باب های افتعال و تفاعل فرق می گذارند:
همانطور که گفته شده باب تفاعل و افتعال و مفاعله در معنای اشتراک به کار می روند ، بین این دو از حیث معنی هیچ فرقی نمی باشد و در افاده ی معنای اشتراک فرقی ندارند گر چه بعضی خواسته اند بین این ابواب فرق بگذارند. اینان می گویند:
« در باب مفاعله مثلا وقتی می گوییم « ضارَبَ زیدٌ عمراً » این کلام دلالت بر این می کند که «زید» در ضرب نسبت به «عمرو» سبقت گرفته است ولی این مثال در « تَضارَبَ زیدٌ عمرٌو » و «اِضتَرَبَ زیدٌ و عمرٌو » وجود ندارد و ما نمی دانیم کدام یک نسبت به ضرب سبقت گرفته است.»
این فرقی که اینان گذاشته اند صحیح نیست ؛ زیرا استعمالاتی دیده شده است که دلالت بر این مدّعی نمی کند.




بخش پنجم :
«روش مجهول کردن جمله هایی که
فعل آنها به معنی مشارکت است»



« طبیعت مشارکت با مجهول شدن سازگار نیست ، بویژه در باب تفاعل و افتعال که طرف دوّم به صورت مفعول نمی آید؛ مگر آنکه فعل ، متعدّی با واسطه باشد که در این صورت می توان فاعل و معطوف آن را حذف و فعل را مجهول کرد و مفعول را با واسطه را نائب فاعل قرار داد.
در باب مفاعله – که طرف دوم مشارکت به صورت مفعول ذکر می شود – فاعل و مفعول با هم حذف می شوند؛ سپس فعل مجهول می گردد. »
مثال :
« ضارَبَ زیدٌ بکراً: زید و بکر با یکدیگر زد و خورد کردند. » مجهول می شود : « ضورِبَ: زد وخورد شد. »


نتيجه :
با توجّه به تعريف و اقسام دانستيم ، مشاركت يعني :
« شريك شدن يا شريك قرار دادن دو فرد در فعلي ، يا انجام فعلي از طرفي و جزاء يا منع آن از طرف مقابل .»
با بررسي ابوابي كه در آنها معناي مشاركت وجود دارد ، دانستيم :
-    مشاركت معناي غالبي باب مفاعله و تفاعل است .
-    مشاركت در باب مفاعله از نظر لفظي با باب هاي تفاعل و افتعال تفاوت دارد، اينگونه كه :
« در باب مفاعله ، برای یک طرف فاعلیّت صریح و مفعولیّت ضمنی ، و برای طرف دیگر مفعولیّت صریح و فاعلیّت ضمنی منظور می گردد. از این جهت یکی را بصورت فاعل و دیگری را بصورت مفعول می آورند. در باب ها افتعال و تفاعل فعل میان دو یا بیشتر بطور اشتراک واقع است و نظری به جهت مفعولیّت هیچ یک نیست، گرچه در واقع مفعول یکدیگر باشند و از این جهت مشترکین همه بصورت فاعل آورده می شوند.»




فهرست منابع
1-    انيس ، ابراهيم- منتصر ، عبد الحليم- الصوالحي ،‌ عطيه – خلف ابراهيم معجم الوسیط ، محمّد بندریگی ، 2 جلدي ، قم : انتشارات اسلام ،‌1384
2-    حسيني تهراني ، سيد هاشم ، علوم العربيه ، 2 جلدي ، قم : انتشارات اخلاق ، 1384
3-    شرتونی، رشید ، مبادی العربیه، قم : دارالعلم
4-    شيرازي ، احمد امين ، صرف روان در قرآن و روايات ، 3 جلدي ، قم : انتشارات  دارالعلم ، 1385
5-    طباطبايي ، محمّدرضا ، صرف ساده با بازنگري و اصلاحات ، قم : دارالعلم ، 1390
6-    طباطبایی ، محمدرضا ، صرف ساده ، به شرح مصطفی خراسانی ،مشهد : انتشارات خراسان
7-    عرب خراساني ، علي ، درسنامه صرف ،قم : نشر مصطفي
8-    محمّد بن حسن ، شيخ رضي الدين ،‌شرح شافیه ابن حاجب ،4جلدي،‌بيروت : انتشارات دارالكتب العلميه
9-    محمّدي ، حميد ، صرف متوسطه ، 3 جلدي ، قم : دارالعلم ، 1384
10-    مدرس افغاني ، محمد علي ، جامع المقدّمات ، 1 جلدي ، فم : انتشارات هجرت
11-    معلوف ، لويس ، فرهنگ بزرگ جامع نوین ( المنجد ) ، احمد سیاح ، 2 جلدي ، تهران : انتشارات اسلام ، 1387


 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.