مقالات پژوهش

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 



تقديم به :
پیشگاه مقدس حضرت بقيه الله  الاعظم امام زمان روحی له الفداء و تمام افرادی که در طول تاریخ پر فراز و نشیب مذهب تشیّع در پیچ و خم های تاریخ جانانه در راه اعتلای این مذهب قلم زدند و مجاهدت نمودند.






تقدير از :
مدیریت محترم و تمام افرادی که در مدرسه  علميه ی حقانی شب و روز در تلاش و تکاپو و تفکرند تا با برنامه ریزی مناسب و اجرای آن طلابی فاضل و عالم را به جامعه ی اسلامی و نظام مقدّس جمهوری اسلامی ایران تقدیم نمایند. به امید روزی که انقلاب ما به انقلاب جهانی حضرت مهدی موعود روحی له الفداء متصل گردد.

الف

چکيده ( abstract)
وزن : در لغت به معنای سنجیدن و در اصطلاح قالبی است از سه حرف فاء، عین ، لام و حرف یا حروف دیگری( لام الفعل های دوم و سوم در رباعی و خماسی ) است که نشان دهنده ی ابنیه ی یک کلمه است.
بحث وزن در کتاب صرف ساده شامل هفت قاعده بوده و ما با پرداختن به سایر کتب صرفی میزان دقّت و جامعیت این قواعد را مورد توجه قرار داده و پس از انجام پژوهش و مراجعات بسیار به این نتیجه رسیدیم که این کتاب جامع ترین کتاب صرفی در مورد بحث  مورد نظراست و آنچه از تخصیصات و غیر از موارد وزن در صرف ساده باشد دیده نشد. از طرفی مواردی در کتبی دیگر دیده نشد مگر اینکه تحت پوشش قواعد صرف ساده بود فقط سایر کتب قواعد حاضر را به شیوه ی بهتر و جامع تر آورده بودند که در متن پژوهش به آنها اشاره کرده ایم.



فهرست مطالب
مقدمه  introduction   
فصل اول: کلیات   
بخش اول: ماده صرف   
مقدمات بحث:   
فصل دوم: معرفی وزن   
بخش اول : ماده وزن   
    وزن در لغت   
    وزن در اصطلاح علم صرف؛   
بخش دوم : موازنه   
    موازنه(سنجش)   
    ميزان(وسيله‌ی سنجش)   
    موزون   
بخش سوم : فايده وزن   
بخش چهارم : کاربرد وزن   
فصل سوم: قواعد   
قاعده‌ی اول   
قاعده‌ی دوم   
قاعده‌ی سوم(قاعده‌ی حرف زائد)   
قاعده‌ی چهارم(مراعات حرکات کلمه دروزن )   
قاعده پنجم (حذف در وزن)   
قاعده‌ی ششم(حرف مشدّد)   
قاعده‌هفتم(جابه جايی وقلب کسانی حروف اصلی دريک کلمه)   
نتيجه گيري(result)   
منابع(resources)   









مقدمه   introduction
«الحمد الله ربِّ العالمین و السلام و صلوات علی سیِّد المرسلین محمد و آله الطاهرین لاسیَّما بقیة الله فی الارضین و لعن دائم علی أعدائهم أجمعین»
با توجه به جایگاه علم صرف در ادبیات عرب و سایر علوم و با توجه به این که امسال کتاب صرف ساده به عنوان یکی از دروس مهم و اصلی طلاب پایه‌ی اول بود بر آن شدیم تا با انجام تحقیق و پژوهشی، درحد توان به بخشی از این کتاب توجه کرده و قسمت هایی را که کتاب متعرض نشده ذکر نمائیم .
از این رو با انتخاب بحث وزن در کتاب صرف ساده در پی آن بودیم تا با پی گیری آن در سایر کتب صرفی به این سؤال مهم پاسخ داده که ؛
1ـ آیا قواعد وزن تنها شامل همین قواعد صرف ساده می باشد یا نه؟
2ـ اگر سایر کتب قواعد وزن را ذکر کرده اند نحوه‌ی بیان و ذکر مطالب توسط آنها چگونه است؟
3ـ آیا این قواعد تخصیصاتی دارند یا خیر؟
از همین رو در کنار این سؤالات در حد توان خود همت كرديم تا با تبیین یک سیر منطقی به خوبی و به نحوأحسن پژوهش مورد نظر را ارائه کنیم.



فصل اول
کليات



فصل اول: کلیات
بخش اول: ماده صرف
برای تبیین جایگاه حقیقی وزن در علم صرف نیازمند مقدماتی هستیم که به دقت آنها را بیان می نماییم.
مقدمات بحث:
    صرف
•    صرف در لغت
صرف در لغت یعنی«رَدُّ الشَیءَمِن حالَهٍ إلی حالَهٍ أو إبدالِه لِغَیرِهِ»
به این معنا(برگرداندن چیزی از حالتی به حالتی یا تبدیلش به غیر خود)
البته در تعاریف دیگری این چنین ذکر شده که صرف به معنا تغییر دادن و دگرگون کردن است.
    صرف در اصطلاح علم صرف
صرف در اصطلاح به معنای بحث از تغییر شکل های مختلف کلمه می باشد
    علم صرف
    تعريف
با نگاه به کتب صرفی تعاریف بسیاری پیرامون علم صرف وارد شده که برخی از مهم ترین آن ها را ذکر می کنیم.
1ـ (علمٌ بِاُصولٍ تُعرَفُ بِها أبنِیهُ الکَلِمِ وَ أَحوالُ تِلکَ الاَبنیه)
2- (علمی است که از ساختار کلمه و تغییراتی که درآن رخ میدهد بحث می کند)  
3- (علم صرف دانشی است که به قوانین تغییر و تبدیل ذاتی  كلمه مي پردازد)
    موضوع
موضوع علم صرف کلمه  می باشد.
    ابنیه‌ی کلمه
•    مقدمات
حروف اصلی: حروفی که در تمام کلمات متجانس   می آیند.
حروف زائد: حروفی هستند که در تمام کلمات متجانس ذکر نمی شوند بلکه در برخی می آیند.
حروف زاید را کتب صرفي شامل  ده حرف (س، ء، ل، ت، م، و، ن، ی، ه، ا)
دانسته و در قالب کلمه ي سأََََلتموینها معرفی کرده‌اند البته قابل توجه است این حروف گاهی حرف اصلی واقع می شوند.    مثل) واو در والِد كه اصلي مي باشد.
•    تعریف
به وضعیتی که برای هر کلمه با توجه به تعداد حروف آن، اصلی وزاید بودنشان صرف نظر از حرکت و سکون آنها حاصل می گردد ابنیه‌ی کلمه گویند.
•    اقسام
کلمه سه ابنیه دارد شامل:
1- ثلاثی( کلمه‌ای که دارای سه حرف اصلی است) مشترک میان اسم و فعل است.
2- رباعی( کلمه‌ای که دارای چهار حرف اصلی است) مشترک میان اسم و فعل است.
3- خماسی( کلمه‌ای که دارای پنج حرف اصلی است) مختص اسم است.    
   به ابنیه درصورت نداشتن حرف زایدمُجَرَد ودرغیر اینصورت مزیدٌفیه گفته می شود.
•    شناسایی
سوال: چگونه می توان به ابنیه‌ی یک کلمه پی برد؟
به كمك وزن کلمه
از آنجا که ابنیه ‌یک کلمه در قالب وزن نمایان می گردد با در اختیار داشتن وزن یک کلمه براحتی می توان به ابنیه‌ی آن کلمه پی برد.



فصل دوم
معرفی وزن



فصل دوم: معرفی وزن

بخش اول : ماده وزن
    وزن در لغت

وزن در لغت به معنای میزان و سنجش می باشد.
در آیه‌ی شریفه سوره‌ی اعراف به معنای آن اشاره شده است .
" الوزنُ یَومَئِذٍ الحَق " در آن روز سنجش اعمال درست است(اعراف/ 7)
ماده‌ی (وَزَنَ) در لغت به معنای وزین شدن و سنجیدن سنگینی یک شیء بوده و در ثلاثی مجرد بروزن یَفعِلُ آمده و در مضارع و مصدر آن قاعده‌ی خصوصی مثال جاری شده و حرف مضارعه حذف می شود البته در مصدر یک (ت) نیز عوض حرف حذف شده می آید و به آخر آن اضافه می شود.
این ماده در ثلاثی مجرد و ثلاثی مزید مگر در باب اِفعال به همین معنا می باشد و در همین معنا استعمال شده و در ثلاثی مزید در باب های افعال، افتعال، مفاعله و تفاعل بکار رفته است.
    وزن در اصطلاح علم صرف؛
وزن در اصطلاح عبارتست از: قالبی که از سه حرف(ف)(ع)(ل) واحیاناً حرف یا حروف دیگری تشکیل شده و نشان دهنده‌ی ابنیه‌ی یک کلمه است




بخش دوم : موازنه
    موازنه(سنجش)

تعیین وزن یک کلمه را موازنه گویند.
    ميزان(وسيله‌ی سنجش)
به کلمه ا‌ی كه دارای حروف (ف)(ع)(ل) است و  به کمک آن حروف اصلی کلمه را از حروف زاید ان تشخیص می دهیم میزان می گویند میزان اسم آلت  از ماده‌ی (وَزَنَ) بوده و به معنای وسیله‌ی سنجش است.
در آیه‌ی  شش سوره‌ی مبارکه‌ ی انعام بدان اشاره شده است .
«... وأوفُوا الکیلَ و المِیزانَ بِالقِسط... »
    موزون
بهکلمه ای که وزن آن طبق موازنه تعیین شده باشدموزون گویند.
در آیه ی پانزده سوره ي حجر بدان اشاره شده است «... وَ أَنبَتنا فيها مِن کُلِّ شَیءٍمُّوزونٍ» تذكر: تعداد حروف موزون با تعداد حروف میزان یکی است .



بخش سوم : فايده وزن
فواید وزن عبارتند از :

1) تشخیص حروف اصلی یک کلمه از حروف زاید آن
2) پی بردن به حرکت، سکون و نوع حرکت هر یک از حروف
3) جابه جایی حروف اگر درموردی ترتیب طبیعی حروف اصلی کلمه بهم خورده باشد.
4) پی بردن به حذف برخی از حروف اصلی کلمه چنانچه حذفی رخ داده باشد.
بخش چهارم : کاربرد وزن
تعلُّم: علمای صرف با مشخص کردن قواعد وزن و ارائه‌ی آن‌ها سبب شده‌اند تا دانش آموختگان با مراجعه به سایر کلمات براحتی به ابعاد مختلف ان کلمه پی ببرند.
تعلیم: استاد با آموختن قواعد حاکم بر بحث وزن موجب می شود تا شخص یاد گیرنده بجای تعیين وزن کلمات بصورت تک تک، براحتی در برخورد با هر کلمه وزن آن را تشخیص دهد.
تذکر: بحث وزن و ابنیه در علم صرف تنها درمورد کلمه ای مطرح شده که میان آن و سایر کلمات رابطه‌ی اشتقاق وجود دارد پس بحث مذکور در مورد حروف مبانی  و حروف معانی  و بیشتر اسم‌های‌ مبنی مطرح نخواهد شد بلكه در مورد اسم معرب و فعل می باشد.
دراین پژوهش و تحقیق هدف ما این است که قواعدوزن را ارائه کرده و به این نکته ي مهم بپردازیم که آیا استثناء‌هاوتخصیصاتي شامل انچه غير از قواعد وزن در صرف ساده است وجود دارد که کتاب صرف ساده به آنها نپرداخته باشد برای این کار یک به یک قواعد موجود در بحث وزن  در صرف ساده را مبنا قرار داده و مطالب ساير كتب را ذكر كرده ايم.
تذکر: در وزن یک کلمه به اولین حرف اصلی فاءالفعل، دومین حرف اصلی عین الفعل و سومین حرف اصلی لام الفعل می گویند.




فصل سوم
قواعد


فصل سوم: قواعد
قاعده‌ی اول
در برابر حروف اصلی به ترتیب (ف)(ع)(ل) قرار می گیرد مثلاً: ذَهَبَ بروزن فَعَلَ است.
اکثر کلمات لغت عربی ثلاثی هستند و علمای صرفی اصل کلمه را بر  سه حرف اعتبار کرده‌اند.   به همین خاطر است که در تعیین وزن ابتدایی کلمه اصل را بر  سه حرف بودن گذاشته و کلمه‌ی میزان نیز دارای تعداد حروف متناسب با ابنیه‌ی کلمه است.

قاعده‌ی دوم
اگر کلمه‌ای بیش از  سه حرف اصلی داشته باشد لام افعل وزن تکرار می‌شود بنابراین کلمات رباعی دارای  دو لام‌الفعل(لام‌الفعل اول و دوم) و کلمات خماسی دارای  سه لام الفعل (لام الفعل اول، لام الفعل دوم، و لام الفعل سوم) هستند.
مثل:دَحرَجَ بروزن فَعلَلَ    جَحمَرِش بروزن فَعلَلِل
کتاب شذ العرف فی فن الصرف در این موارد گفته كه اگر کلمه‌ای بیش از سه حرف اصلی داشته باشد یک یا دو لام در وزن به آن اضافه می‌گردد و چهار یا پنج حرفی می گردد و مثال‌های بالا را ذکر کرده‌ بود.
در برخی از موارد (مشمول این قاعده) قاعده‌ی یک ادغام جاری شده به نحوی که حرف اول از دو حرف متماثل در یک کلمه ساکن و دیگری متحرک بوده است مثل: قِمَطر بروزن فِعَلّ    سَفَرجَل بروزن فَعَلَّل




قاعده‌ی سوم(قاعده‌ی حرف زائد)
چنانچه در کلمه‌ی فاقد حرف مشدد حرف زایدی آمده باشد اگر آن حرف زاید تکرار حرف اصلی باشد در وزن نیز حرفی که برابر حرف تکراری است، تکرار می شود مثل: جَلبَبَ بروزن فَعلَلَ در غیر این صورت خود حرف زاید را در وزن می آورند، مثل: عالِم بروزن فاعِل
کتاب شذ العرف فی فن الصرف حرف زاید در کلمه ي  مشدد  آورده  که علاوه بر این دو مورد گفته شده توسط صرف ساده به مثال کلمه‌ی تقدَّم اشاره کرده و گفته وزن آن تَفَعَّل می‌شود و دروزن آن تشدید را روی حرف مشدد  آورده است و کتاب درسنامه‌صرف نیز بدان اشاره کرده است .
از طرفی این کتاب گفته حرف تغییریافته‌ی باب افتعال (ت) دروزن به اصل خود باز می گردد یعنی اِضطَرِبَ بروزن اِفتَعِلَ می‌باشد اگر چه در ادامه خود اشاره کرده که رَضَّي آن را بروزن اِفطَعَلَ نیز جایز دانسته است.
کتاب درس نامه‌ی صرف در بحث حرف زاید کامل‌تر از سایر کتاب‌ها است و گفته که اگر کلمه‌ای حرف زائد داشته باشد چه مشدد و غیر مشدد دروزن خود حرف زائد ذکر می شود .
مثل: قاتَل بروزن فاعَل     اجلِوَّاذو بروزن اِفعِوّال
اگر حرف زائد تکرار حرف اصلی باشد  دو حالت خواهد داشت یا زائد برای الحاق خواهد بود مثل: قَردَدَ معادل حرف اصلی تکرار شده و بروزن فَعلَلَ می آیدیا برای الحاق نخواهد بود مثل: قَتَّلَ معادل حرف اصلی مشدد می گردد و بروزن فَعَّلَ می‌آید.
نکته:عده‌ای معتقدند که اگر در حالت اول یعنی زمانی که حرف زائد تکرار حرف اصلی بوده، زائد و برای الحاق باشد مثل: بُطنان که طبق قاعده وزن آن میشود فُعلال این چنین وزن نادری ایجاد گردد  براي جلوگيري از اين كار خود حرف در وزن آورده می شود و بروزن فُعلان می گردد.
قاعده‌ی چهارم(مراعات حرکات کلمه دروزن )
دروزن یک کلمه حرکت هر حرف دركلمه باید مشابه حرکت همان حرف در وزن باشد مثل: عَلِمَ بروزن فَعِلَ
اگر حرکت کلمه‌ای طبق قواعد اعلال حذفی شامل سکونی و قلبی و ادغام و تخفیف  تغییر کرده باشد در وزن به اصل کمله رجوع کرده وزن اصل کلمه را ذکر می کنیم. مثل:
قال (قَوَلَ بوده) بروزن فَعَلَ    یَبِیعُ(یَبیِعُ بوده) بروزن یَفعِلُ
مَدَّ (مَدَدَ بوده) بروزن فَعَلَ    آمِر(أَأمِر بوده) بروزن أَفعِل
مگر در مضارع مجزوم و صیغه‌ امر مضاعف در حال ادغام که کلمه همیشه دارای عین(الفعل ساکن) و ما قبل متحرک بوده‌ پس مواردی مثل: لِیَمُدَّ بروزن لِیَفُعلَ می گردد.
قاعده پنجم (حذف در وزن)
در مواردی که برخی از حروف(اصلی یا زاید) کلمه حذف شده باشد یاحرفی برحروف کلمه برای اجرای قاعده‌ی صرفی اضافی شده است حرکت و سکون فعلی حروف مراعات می شود در2مورد که عبارتند از:
حذف مثل: خَشِیُوا( بروزن فَعِلُوا  )            خَشُوا (بروزن فَعُوا)
اضافه شدن مثل: تدارَکَ (ماضی باب تفاعل)= تفاعَلَ که در آن فاءالفعل اول (مدغم) که ساکن است مقابل تاء تدارک می باشد که مفتوح است و مجوز این اختلاف اضافه شدن همزه در این کلمه بوده و بروزن اِفّاعَلَ می شود.
قاعده‌ی ششم(حرف مشدّد)
هیچ یک از کتاب‌ها درمورد حرف مشدد قاعده‌ای جداگانه و منسجم نداشته مگر صرف ساده که به ذکر کامل این قاعده از صرف ساه اکتفا می‌کنيم.
اگر در کلمه‌ای حرف مشدد که نشان دهنده‌ی  دوحرف همجنس است موجود باشد بامراجعه به کلمات متجانس آن کلمه باید دقت کرد که :
1) مثل: مَدَّ هر دو اصلی باشند وزن  بدون حرف مشدد آورده می شود.
مَدَّ بروزن فَعَلَ
2) مثل: اِجلِوّاذ هر  دوزاید باشند وزن را باحرف مشدد روی خود حرف زاید می‌آوریم.
اِجلِوّاذ بروزن اِفعِوّال
البته قسمت دوم قاعده در بحث قاعده‌ی حرف زاید نیز ذکر شده است به این خاطر اینجا آورده شد تا به بهترین وجه ممکن ابعاد آن ذکر گردد.
3) اگر یکی از حروف اصلی ودیگری زاید باشد دوحالت ممکن است که عبارتنداز:‌
الف: ندانیم کدام حرف اصلی و کدام زاید است که هر کدام از حروف سه گانه  روبروی ان را  بصورت مشدد می‌آوریم مثل: قَتَّلَ بروزن فَعَّلَ
این بحث نیز در قاعده‌ی حرف زائد ذکر شده و به خاطر پی بردن به ابعاد موضوع اینجا ذکر گردید.
ب: اگر بدانیم کدام حرف اصلی و کدام زاید است دو حالت ممکن است به نحوی که یادو حرف از یک جنس‌اند مثل وَفِّی و وزن بدون حرف مشدد آورده می شود بر وزن فعیل یا از غیر یک جنس اند.
اگر از غیر یک جنس باشند یا در آن‌ها حرف اصلی  تبدیل به حرف زاید شده که در این حالت وزن را بدون حرف مشدد می‌آوریم مثل سَیوِد(از سود) که در آن سَیوِد ==» سَييِد==» سَیِّد (قاعده ي یک ادغام اجرا شده)و بروزن فَیعل و بدون حرف مشدد آورده می‌شود . یا اینکه مثل اِذتَكَرَ(از ذکر) حرف زاید تبدیل به اصلی شده و در وزن با حرف مشدد آورده می‌شود یعنی:
اِذتَکَرَ==» اِذدَکَرَ ==» اِذَّکَرَ بروزن اِفَّعَلَ می‌گردد.
قاعده‌هفتم(جابه جايی وقلب کسانی حروف اصلی دريک کلمه)
اگر درکلمه‌ای با توجه به معناي ان در فرهنگ لغت ورجوع به هم خانواده هایش قلب مکانی درمورد حروف اصلی کلمه رخ داده باشد همين تغيير در وزن نيز رخ مي دهد
 مثل: جاه با توجه به کلمات متجانس آن از قبیل وجه، وجیه، وجاهه معلوم شده که ج عین‌الفعل و الف که منقلب از واو است فاءالفعل پس وزن آن عَفَل می‌‌‌گردد.
در کتاب شذالعرف فی فن الصرف درمورد سایر موارد اجرای این قاعده یعنی چهارمورد دیگر به وطور کامل صحبت شده است که عبارتنداز:
1) صحت کلمه: در کلمه‌ای مثل أَیَسَ باتوجه به این که زمینه‌ای اجرای قاعده هشت اعلال در آن موجود است علت اينكه قاعده‌ی اعلال جاری نشده بدين خاطر است كه گفته شده  اصل این کلمه یَأس است و در آن حرف عله دیگر ماقبل مفتوج نبوده قلب رخ داده است بنابراین وزن آن عَفَلَ شده است.
2) ندرت استعمال: درکلمه‌ای مثل آرام جرئم (آهو) از آن جا که این کلمه باید بروزن إفعال جمع بسته شده و با اجرای قاعده‌ی تحفیف همزه‌ارآم گردد باز می‌بینیم که عرب کم استعمال کرده و بیش‌تر همان آرام استعمال شده پس در این کلمه نیز قلب رخ داده و به موجب آن در وزن نیز قلب رخ می‌دهد و بر وزن عافال می‌گردد.
3) جابه‌جا کردن حروف قبل از ساختن: در ساختن اسم فاعل از ماده‌ی اجوف و مهموز الام مثل) جاه قبل از آن که اسم فاعل از آن درست کنند آمده‌اند جای لام و عین را عوض کرده‌اند بعد اسم فاعل از آن گرفته‌اند در حالت عادی با ساختن اسم فاعل جایِئ می‌شد اما حالا جائِی شده است.
همانطور که می‌بینید با این جابه‌جایی دیگر دوحرف همزه در اخر کلمه نخواهیم داشت.
4) تبدیل کردن کلمه از غیر منصرف به منصرف: کلمه اَشیاء که ماهمواره آن را همین گونه شنيده‌ام در کتاب شذ العرف فی فن الصرف بعنوان مورد آخر قلب شمرده شده و در آن جا گفته ‌شده که از ماده‌ی شیء این کلمه با جمع بسته شدن بر وزن فَعلاء می‌شود شَیآء و به این خاطر که کلمه از موارد الف ممدوده و غیر منصرف است درآن همزه را که لام الفعل بوده بر فاءالفعل مایعنی حرف شين مقدم کرده و بر وزن لَفَعاء شده است باز نیز غیر منصرف میماند.






نتيجه گيري(result)
پس از انجام پژوهش مورد نظر وبررسي قواعد وزن در ساير كتب صرفي به اين نتيجه رسيديم كه قواعدي غير از قواعد وارد شده در صرف ساده وجود ندارد،تنها در مواردي قواعد مورد نظربه صورت جامع تر آورده شده يا اينكه با شيوه بياني متفاوتاز صرف ساده ذكر شده است




منابع(resources)
1.قرآن کریم
2. الحملاوی، أحمد، شذالعرف فی فن الصرف، مؤسسه انوار الهدی للطباعه و النشر، چاپ دوم، چاپخانه‌ی مهر، سال 2003م/1423ق.
3. استر اباذی، شیخ رضی الدین محمَّدبن الحسن، دار الکتب العلمیه، چاپ بیروت- لبنان، سال 1395ه.ق
4. ترجمه‌ی محمد بندرریگی، معجم الوسیط(عربی ـ فارسی)، موسسه انتشارات اسلامی، چاپ اول، چاپخانه‌ی قم، چاپ قدس، سال 1384 ه‍ .ش
5. طباطبايي، سید محمدرضا، صرف ساده، موسسه‌ی انتشارات دارالعلم، چاپ هفتادوسوم، چاپخانه قدس- قدیم سال 1386 ه‍ ش
6. طهرانی، سید هاشم، علوم العربیه، نشر اخلاق، چاپ اول، چاپ خانه‌ی حافظ، تابستان84
7. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن کریم، طلیعه النور، چاپ دوم، چاپخانه‌ی سلیمان زاده، 1427 ﻫ.ق
8. عرب خراسانی، علی، درس نامه‌ی صرف، مرکز بین المملی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله، چاپ دوم، چاپخانه زلال کوثر، تابستان 1389ه‍ . ش
9.محمدی، حمید، صرف متوسط، موسسه‌ی انتشارات دارالعلم، چاپ شصت و سوم، چاپخانه قدس- قدیم سال 1386 ه‍ .ش

 

 

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.