لیست مقالات پژوهش طلاب

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 



پيشگفتار:
پيش كش به محضر پاك و قدسي امام منتظران عالم امام زمان (سلام الله عليه )
و نائب بر حق ايشان مقام معظم رهبري حضرت امام خامنه¬اي «حفظه الله»
نگارنده در آغاز سپاس گزار اساتيد و علمايي است كه درنحوه¬ي شناخت منابع و مطالعه¬ي آنها، ويرايش و تذكرات اصلاحي ياري رسان بودند؛ بويژه اساتيد عزيزي چون :
حجت الاسلام و المسلمين ابراهيم كفيل (حفظه الله)
حجت الاسلام و المسلمين سيد محسن آزادي (حفظه الله)
حجت الاسلام و المسلمین محمد جوادي راد (حفظه الله)
و نيز خانواده عزيز خويش به خاطر پيشتياباني  و همياريشان .





چكيده :
از آنجايي كه موضوع مورد بحث ما چيستي «ماضي استمراري» است بنا براين لازم دانستیم به مسائل زیر بپردازیم :
اصطلاح «ماضي استمراري» : اصطلاحي جديد است كه فقط در «صرف ساده» مطرح شده ولي ساختار آن در كتب ديگر نيز  يافت مي¬شود. برفرض وجود چنين اصطلاحي تعريف و ساختار آن به شرح زير خواهد بود:
ماضي استمراري : «فعلی است که بر وقوع مستمر كاري در گذشته دلالت مي كند.»
ساختار :
برخی افعال ناقصه + فعل مضارع = ماضی استمراری
نگارنده این پژوهش از آنجا که از ابتدا بنا را بر بررسی ساختار «ماضی استمراری» در قرآن کریم قرار داده، لذا برای گرفتن پاسخ به سؤالاتی که در مسیر پژوهش با آن بر خورد کرده به این منبع غنی مراجعه کرده است .
از جمله سؤالاتی که در باره ساختار «ماضی استمراری» برای پژوهشگر بوجود آمده و برای دست یافتن به پاسخ آن به قرآن مراجعه کرده، به شرح زیر است :
1- آیا برای «ماضی استمراری» در قرآن کریم غیر از آنچه که در «صرف ساده» آمده ساختار دیگری ذکر شده است؟ بله .
2- آیاساختارمورد ادعای «صرف ساده»، معنای مورد ادعا (وقوع مستمر کاری در زمان گذشته) را می¬رساند یا خیر؟ می¬رساند .
3- آیا برای منفی کردن «ماضی استمراری» در قرآن کریم به غیر از آنچه در کتاب «صرف ساده» بیان شده است، ساختار دیگری وجود دارد؟ و اگر ساختار دیگری وجود دارد، دلالت بر «ماضی استمراری» نیز می¬کند؟ بله.






فهرست مطالب:
مقدمه
بخش اول
  فصل اول
      تعریف لغوی برخی مفردات
 فصل دوم
     تعریف اصطلاحی برخی مفردات
بخش دوم
    فصل اول:مقدمه.
   فصل دوم:شناخت«کان»
   فصل سوم:شناخت«فعل مضارع»
جمع بندی
فهرست منابع






    
مقدمه :
« الحمد لله رب العالمين و الصلاه و السلام علي خير الخلق محمد و آله  الطاهرين »
اين نگاشته اولين اثر نظام مند نگارنده درحوزه علوم عربي  مي¬باشد. همانطور كه كاملاً واضح و مشهود است، شناخت و تبيين انواع فعلها و زمانهاي آنها يك ضرورت غير قابل انكار در علوم عربي مي¬باشد.اين اثر درصدد است تا جستار گونه و به طور دقيق«ماضي استمراري» را كه از جمله موضوعات مهم در «علم صرف» محسوب مي شود را بررسي كرده و خدمت طلاب عزيز ارائه دهد. ازآنجا كه هدف اين پژوهش بررسي يكي از مهم¬ترين زمانها يعني شناخت «ماضي استمراري» است لازم است براي بررسي دقيق¬تر وموشكافانه¬تر به بخشي از  سؤالاتي كه در ادامه مي بايست به آنها پاسخ داده شوددر اين بخش اشاره كرد :
1- ماضی چیست ؟
2- استمرار چیست ؟
3- «ماضی استمراری» چیست ؟
4- آيا ما چيزي به نام «ماضي استمراري» داريم یا نه ؟
5- نحوه تعریف ، ساختار و صرف آن در زبان فارسی چگونه است ؟
6- آیا «ماضی استمراری» که مورد ادعای «صرف ساده» می¬باشد در کلام عرب استعمال شده یا خیر؟
7- آیاساختارمورد ادعای «صرف ساده»، معنای مورد ادعا (وقوع مستمر کاری در زمان گذشته) را می¬رساند یا خیر؟
8- آیا «صرف ساده» برای ساختار مورد ادعای خود دلیلی ارائه کرده است؟
9- وجه دلالت ساختار مدعای «صرف ساده» بر معنای «ماضی استمراری» چیست؟
10- آیا بحث «ماضی استمراری» بحثی صرفی است یا نحوی؟
11- آیا برای «ماضی استمراری» در قرآن کریم غیر از آنچه که در «صرف ساده» آمده ساختار دیگری ذکر شده است؟
12- آیا منفی «ماضی استمراری» به آن شرحی که در کتاب «صرف ساده» آمده است دلالت بر ماضی استمراری دارد یا نه؟
13- آیا برای منفی کردن «ماضی استمراری» در قرآن کریم به غیر از آنچه در کتاب «صرف ساده» بیان شده است ، ساختار دیگری وجود دارد؟ و اگر ساختار دیگری وجود دارد، دلالت بر«ماضی استمراری» نیز می¬کند؟
خوانندگان این این پژوهش مي¬توانند با مطالعه¬ي اين تحقیق،كه در آن نويسنده از روش ميداني استفاده كرده، «ماضي استمراري» را به نحوي صحيح شناخته و در طول دوران تحصيل در حوزه از آن استفاده نمايند و در صورت ناقص بودن، آن رابه طور صحيح تكميل كرده و ارائه دهند.
نكته: مشكل در روندكار:‌يكي از مسائلي كه كار را براي پژوهشگر سخت ومشكل كرد نبود حتي يك منبع در رابطه بااين موضوع بوده است .
در این بخش لازم دانسته تا روند کاری خود را که در این پژوهش در پیش گرفته مختصرا بدان اشاره کند:
ما در بخش اول به بررسی معنای لغوی و اصطلاحی برخی مفردات پرداخته و در بخش دوم به چیستی «ماضی استمراری» معطوف گشته و در ذیل آن به شناخت «کان»و«فعل مضارع» اشاره کردیم.
در رابطه با پیشینه این پژوهش همین بس که تا تاریخ 18 / 4 /1390هیچ پژوهشی در رابطه با این موضوع یافت نشد.
از مهمترين انگيزه¬هاي نويسنده از تحقيق درباب «ماضي استمراري» اين بوده، تا به نحوي به سربازان حضرت حجت «سلام الله عليه» در پيشبرد مباحث علمي، آنهارا ياري دهد. به اميد آنكه اين هدف تحقق يافته باشد.





1-1تعريف لغوي برخي مفردات:
1 – ماضي : «(مضي) الشيء ( يمضي ) ، (مضياً) و مضاءً بالفتح و المدّ ذَهَبَ»
2- استمرار : «استمرَّ ( مرّ) (الشي ء دام وثبت )»
« (مرَّ) (استَمَرَّ) الشیءُ أو الرَّجل: مضی علی طريقهٍ واحده. يقالُ استمرَّ الأمر: مَضَی و نَفِدَ.و- فلانٌ استقامَ أمرُهُ بعدَ فسادٍ. و- بالشیء: قوی علی حملِهِ.»
3- ماضي استمراري :از مجموع آنچه در تعريف ماضی و استمرار گفته شد، تعريف ماضی استمراری به شرح زير است:
ماضی استمراری، هيئتی است که بر وقوع مستمر کار يا حالتی در زمان گذشته دلالت می¬کند.




 

2-1تعريف اصطلاحی برخی مفردات:
در کتاب صرف متوسطه، تعریف فعل ماضي اين¬گونه آمده است: «فعل ماضی،فعلی است که بر انجام کاری یا پدید آمدن حالتی در زمان گذشته دلالت کند؛ مانند: نَصَرَ (یاری کرد)، حَسُنَ(نیکو شد)»
و کتاب علوم عربیه نیز این تعریف را از ماضی ارائه داده است: «ماضی دراصطلاح، فعلی است که به صیغه¬ی مضارع و امر نباشد.»
استمرار: از آنجا که برای استمرار حتی یک تعریف هم یافت نشد، به همان تعریف لغوی اکتفا می¬شود.
ماضي استمراري:در ادامه مفصلاً به آن پرداخته خواهد شد.


  
  
1-1مقدمه:
همانطور كه در گذشته بدان اشاره شد، موضوع مورد بحث ما پاسخ به اين سوال استكه «ماضي استمراري» چيست؟
برای جواب به چیستی یک شیء در ادبیات عرب می¬بایست به دو جنبه توجه کرد:
1- جنبه¬ی معنوی لفظ،
2- جنبه¬ی لفظی(ساختاری) آن.
بنابراین برای شناخت «ماضی استمراری» باید هم معنای آن تبیین شود و هم ساختار لفظی آن.
همانطور كه مستحضريد در زير هر سوال اصلي چندين سؤال فرعي وجود دارد. بنا براين، سؤال اصلی ما نیز از اين قاعده مستثني نمي¬باشد وداراي سوالات فرعي گوناگوني است.اولين سؤال فرعي ويا بهتر است بگويیم اولين و جنجالي ترين سؤالي كه در ابتدا به ذهن خطور مي كند، اين است كه آيا ماچيزي به نام «ماضي استمراري» داريم یا نه؟
از آنجا كه «ماضي استمراري» تنها در کتاب«صرف ساده» بيان شده است، با اندكي فكر و تامل خود را دريك دوراهي مي¬بينيم؛ يعني يا بايدنظر «صرف ساده» را كه مبنی بر وجود «ماضي استمراري» است، بپذيريم، يا رد كنيم و بگوييم چيزي به نام «ماضي استمراري» وجود ندارد.
هر انسان عاقلي براي پذيرش يا رد يك مطلب يا نظريه باید دلیل داشته باشد.ما نيز لازم دانستیم براي قبول يا رد نظر «صرف ساده» كه مبني بر وجود «ماضي استمراري» است،دلايل خود را مطرح كنیم. براي بررسيوجود و صحت چنين مطلبي «صرف ساده» را محور قرار داده، به سراغ دو نکته¬ی فوق در رابطه با شناخت شیء رفتیم.
1- به عمق معناي آن پي بردیم،
2- ساختار آن را يك به يك، به طور دقيق و درحد توان بررسي كردیم تا از اين راه بتوانیم علت وجود آن مطلب را اثبات كنم.
بنابراین ابتدا، به طور اجمالی صحت مدعای «صرف ساده» می¬پردازیم. سپس چیستی «ماضی استمراری» را بیان می¬نماییم.
از آنجا که اصطلاح «ماضی استمراری» برای اولین بار توسط مصنف «صرف ساده» در زبان عربی وارد شده، احتمالاً از فارسی اقتباس شده باشد. لذا نگارنده در این بخش لازم دانسته تا مختصراً «ماضی استمراری» را در زبان فارسی به مخاطبان عزیز متذکر شود.


 

1- تعریف: «ماضي استمراري آن است كه دلالت كند بر  صدور فعل درزمان گذشته به طریق استمرار و تکرار و تدریج.»  
2- ساختار آن در زبان فارسي: «علامت آن (مي) و يا (همي) است در اول ماضي مطلق:
(مي) يا (همي) + ماضي مطلق = ماضي استمراري
مانند: روزها درس خواندم(ماضي مطلق): مانند: مي(همي) + خواندم = مي(همی) خواندم.
شب¬ها كار كردند: ‌(ماضي مطلق)‌: می(همي) + كردند = مي (همي )‌كردند.»2
3- نحوه¬ی صرف ماضي استمراري در زبان فارسي:
«مي(‌همي) + رفتم = مي¬رفتم      مي(همي) + رفتيم = مي¬رفتيم
مي(همي) + رفتي = مي¬رفتي       مي(همي) + رفتيد = مي¬رفتيد
مي(همي)‌+ رفت = مي¬رفت        مي(همي) + رفتند = مي¬رفتند.»3

بعد از بیان مقدمه¬ی فوق، مطالب «صرف ساده» در رابطه با «ماضی استمراری» را بیان کرده، وجود و صحت آن را بررسی می¬کنیم:
«ماضی استمراری: فعلی است که بر وقوع مستمر کاری در زمان گذشته دلالت می¬کند. این فعل با در آوردن فعل «كان» بر سر فعل مضارع ساخته مي¬شود، مي¬گوييم: «زيدٌكانَ يذهَبُ»: «زيد مي¬رفت»، «زيدٌ وَ بكرٌ كانا يذهَبانِ»:  «زيد و بكر مي¬رفتند» و ...
گاهي بين كان و فعل مضارع يك يا چند کلمه فاصله مي¬شود: مانند: «كانَ زيدٌ يذهبُ»  و «كانوا قَليلاً مِن الَّيلِ يَهجَعونَ» ( 17- الذاريات)
منفي ماضي استمراري با درآوردن «ما»ي نافيه بر سركان يا «لا»ي نافيه بر سر فعل مضارع ساخته مي¬شود، مي¬گوييم: «ماكانَ زيدٌ يذهبُ»: «زيد نمي¬رفت»،«زيدٌ وَ بكرٌ ماكانا يَذهَبانِ»:«زيد و بكر نمي¬رفتند»،«كانوا لايتَناهَونَ عَن مُنكَرٍ فَعَلوهُ»  (مائده -79)...»
سوال:
1- آیا «ماضی استمراری»که مورد ادعای «صرف ساده»می¬باشد در کلام عرب استعمال شده یا خیر؟
2- آیا ساختارمورد ادعای «صرف ساده»، معنای مورد ادعا (وقوع مستمر کاری در زمان گذشته) را می¬رساند یا خیر؟
برای پاسخ به این دو سؤال  علاوه بر مثالهايي كه در كتاب «صرف ساده» آمده ،به غنی¬ترین و کامل¬ترینِ منابع یعنی کلام الله مجید رجوع شده که به مثال¬های قرآنی آن در ذیل اشاره می¬شود:
1- «وَ اللهُ مُخرِجٌ ما کُنتُم تَکتُمُونَ»4
2- «وَ قَد کانَ فَریقٌ مِنهُم یَسمَعُونَکَلامَ اللهِ»
3- «لَو کانوا یَعلَمونَ»
4- « ماکانوا یَفتَرونَ»
5- «بِما کانوا یَصنَعُونَ»
با توجه به آیات مذکور در می¬یابیم که «ماضی استمراری»، موجود ، در زبان عرب استعمال شده و معنای مورد ادعای «صرف ساده»  را نیز می¬رساند.
بنابراین ما معنایی که «صرف ساده» برای «ماضی استمراری» گفته بود را با اصلاحاتی پذیرفتیم : ساختاری است که بر وقوع مستمر کاری در زمان گذشته دلالت می¬کند.
از آنجا که بیان «صرف ساده» را که مبنی بر وجود«ماضی استمراری»است، معیار قرار دادیم، چند سؤال باقی می¬ماند که بدین شرح است:
3- آیا «صرف ساده» برای ساختار مورد ادعای خود دلیلی ارائه کرده است؟
با توجه به متن این کتاب،کاملا واضح است که نگارنده هیچ دلیلی برای مدعای خود ارائه نکرده است.
1-    وجه دلالت ساختار مدعای «صرف ساده»بر معنای «ماضی استمراری» چیست؟
از آنجا كه در كان معناي« ثبوت خبر براي اسمش وجود دارد مانند : «فاولئك كان سعيهم مشكورا» و گاهي نيز استعمال براي استمرار دارد مانند: «كان الله عليماً حكيما» ».
واز آنجا كه در مضارع نيز معناي تكرار وجود دارد، اين مطالب مي تواند ادله¬اي دقيق،‌قوي و محكم براي حقيقت نظر «صرف ساده» بر وجود «ماضي استمراري» باشد.
2- آیا بحث ماضی استمراری بحثی صرفی است یا نحوی؟
با مطالعاتی که صورت گرفت مشخص شد، ماضی استمراری بحثی است نحوی. حال سؤال این است که چرا بحثی صرفی نیست؟ برای واضح شدن این مطلب لازم است بدانیم که علم صرف تنها حول ساختار کلمات صحبت می¬کند. اما همانطور که می¬دانیم ساختار معرفی شده از فعل ماضی استمراری، ساختار یک کلمه نیست، بلکه ساختاری ترکیبی از کلمات است. و این با تعریف علم صرف، هم خوانی ندارد.
3- آیا برای ماضی استمراری در قرآن کریم غیر از آنچه که در صرف ساده آمده ساختار دیگری ذکر شده است؟
بله.
أصبح +فعل مضارع = ماضی استمراری :
1-«فأصبح یقَلََِّب کفَّیه ...»
2-« و اَصبح الذين تَمَنَّوا مكانَه بالامس يقولون و  يَكَاَنَّ »
«با توجه به تعریفی که در کتاب بدائه النحو از این ساختار (معناها اتصاف اسمها بمعنی خبرها فی الصباح ) ارائه شده است و از آنجا که در فعل مضارع - همانطور که در گذشته گفته شد - معنای استمرار و تکرار وجود دارد لذا جمع آن دو نتیجه- اش «ماضی استمراری» می¬شود.
نکته: چگونه می¬توان از تعریف بدائه النحو برای اثبات اینکه این ساختار بر «ماضی استمراری» دلالت دارد، استفاده کرد؟ می¬دانیم که وقتی کسی به صفتی متصف باشد، آن صفت در او دارای ثبوت است. و همین طور می¬دانیم، هنگامی که از «صباح» صحبت می-شود، مقصود یک زمان مستمر است. از این رو آنگاه که در این ساختار فعل مضارع به اسم «أصبح» اسناد داده می¬شود، دلالت بر ثبوت می¬کند.

ظلّ + فعل مضارع = ماضی استمراری:
«فظلّوا فیه یعرجون»
همانند گذشته ، برای توضیح این ساختار نیز به «کتاب بدائه النحو» مراجعه می¬کنیم: «معناهما(!) اتصاف اسمهما (!) بمعنی خبرهما (!) فی مدت النهار فی الاول ... »
توضیح این تعریف نیز همانند توضیح تعریف قبل (أصبح)  می¬باشد .
و از این رو که در فعل مضارع معنای تکرار و استمرار وجود دارد لذا ساختار مذکور (ظل + فعل مضارع) دلالت بر «ماضی استمراری» دارد.
2-    آیا منفی «ماضی استمراری» به آن شرحی که در کتاب صرف ساده آمده است دلالت بر «ماضی استمراری» دارد یا نه ؟               1- ما کان زید یضرب : زید نمی¬زد.
بله:           1- ما + کان + فعل مضارع :
               2- زید و بکر ما کانا یضربان: زید و بکر نمی¬زدند.

               2- کان + لا + فعل مضارع«کانوا لا یتناهون عن منکر فعلوه»

               3-    آیا برای منفی کردن «ماضی استمراری» در قرآن کریم به غیر از آنچه در کتاب «صرف ساده» بیان شده است ، ساختار دیگری وجود دارد؟ و اگر ساختار دیگری وجود دارد، دلالت بر«ماضی استمراری» نیز می¬کند؟بله-بله :
لم + کان + فعل مضارع :  


مثال: «لم نکن ندعوا»

  
2-1شناخت«کان»:
مقدمه:
  از آنجا که در ساختار «ماضی استمراری» ، «کان» و«فعل مضارع» (که در فصل بعد بررسی خواهد شد) یکی از ابزار و وسایل مورد نیاز به حساب می¬آیند و توضیح آن دو (هر چند اجمالی) می¬تواند به فهم مخاطب کمک کند لذا نگارنده در این فصل و فصل آینده  لازم دانسته توضیحی مختصر از  «کان » و «فعل مضارع» ارائه دهد .
برای توضیح «کان» به کتاب ترکیب – ترجمه – تلخیص  الفیه ابن مالک مراجعه شده که بخشی از آن که مربوط به فعل ناقصه ی «کان» می¬باشد، در ذیل آمده است.
«ترفع كان المبتدا اسما و الخبر                      تنصبه ككان سيدا عمر
... ترجمه : رفع مي دهد فعل ناقص كان ، مبتدا را به عنوان  اسم و خبر  را نصب مي-دهد  مانند کان عمر[لعنه الله]سيدا. ...
و في جميعها توسط الخبر                        اجز و كل سبقه دام حظر
 جايز بدان وسط واقع شدن خبر را درهمه ي  افعال ناقصه( يعني خبر آنها بين خودشان واسم آنها قرارگيرد). تمامي نحاه تقدم خبر  رابر خود فعل (دام)  ‌منع كرده اند. ...
وقد تزاد كان في حشو كما                           كان اصح ّ علم من تقدما
گاهي زائده مي شود فعل كان در وسط كلام : مانند ماكان اصحّ علم من تقدمّ ( چه چيزي صحيح كرده است دانش كساني كه گذاشته اند). ...
ويحذفونها ويبقون الخبر                              و بعد ان ولو كثيرا ذا اشتهر
حذف مي كنند عربها كان را ( با اسم آن ) وباقي مي گذارند خبر آن را واين حذف (كان با اسم ) بسيار شهرت دارد بعد از اِنْ و لو شرطيه . »

 


3-1شناخت«فعل مضارع» :
« المضارع : و هو فعل الذی وضع لیدل علی تحقق شی¬ء فی زمن الحال أو الاستقبال، و علامته : وزنه و علامته و صلاحیته دخول السین أو «سوف» أو «لم» علیه و قبوله الجزم و النصب ، نحو : «یعلم ، سیعلم» و «لم تعلم ، أن نعلم»».




جمع بندی:
همان طور که در متن پژوهش بدان پرداختیم، ابتدا از جمع تعریف ماضی و استمرار، این تعریف برای «ماضی استمراری»_که اقتباس شده از زبان فارسی می باشد_ بدست آمد: ساختاری است که بر وقوع مستمر کار یا حالتی در زمان گذشته دلالت کند که با قرار گرفتن «کان» بر سر «فعل مضارع» ساخته می شود و منفی آن نیز با قرار گرفتن «ما»ی نافیه بر سر «کان» و یا «لا»ی نافیه بر سر فعل مضارع ساخته می شود. سپس با مراجعه به قرآن کریم و ترجمه آن توانستیم مدعای صرف ساده را مبنی بر وجود ما    ضی استمراری اثبات کنیم.
از آن جا که در این پژوهش، قرآن کریم محور قرار داده شده است لذا با توجه در این منبع، دو ساختار دیگر برای مثبتِ ماضی استمراری و یک ساختار برای منفی ِ آن  بدست آمد که به شرح زیر است:           
                                       1- أصبح + فعل مضارع = ماضی استمراری
الف- ساختار مثبت:
                                       2-   ظل + فعل مضارع = ماضی استمراری

       ب- ساختار منفی:         1- لم + کان + فعل مضارع = ماضی استمراری
نگارنده در این بخش به همین مقدار توضیح بسنده کرده است.



فهرست منابع :
1-    قرآن كريم
2-    بداءه النحو ، غلامعلي صفائي بوشهري ، قم ،انتشارات مديريت حوزه علميه، چاپ دوم ، 1386
3-    تركيب - ترجمه  - تلخيص مطالب از الفيه ابن مالك، علي آل بويه ، تهران ، انتشارات عالمه ، چاپ اول  ، 1377
4-    دستورزبان فارسي ( پنج استاد )  ، ( عبدالعظيم قريب ، ملك الشعراي بهار ، بديع الزمان فروزانفر ، جلال همايي ، رشيد ياسمي ، (استادان دانشگاه) ، تهران ، انتشارات واژه ، چاپ هشتم  ، 1369
5-    صرف ساده، محمد رضا طباطبائی، قم، انتشارات دارالعلم، چاپ هفتاد و یکم، 1389
6-    صرف متوسطه، محمد حمیدی، قم، انتشارات دارالعلم، چاپ شصت و سوم ،1386
7-     علوم عربيه يك ، سيد هاشم حسيني تهراني ، قم ، نشر اخلاق ، چاپ اول ، 1384
8-    المصباح المنير، احمد بن محمد المقري الفيومي ، بیروت – لبنان ،دار الکتب العلمیه ، چاپ اول 1414 ه.ق
9-    المعجم الوسيط ، ترجمه محمد بندر ريگي ، تهران ، انتشارات اسلامی ، چاپ اول 1386



 

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.