آرشیو مقالات پژوهش

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 


پيشگفتار


الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاه و السٌلام علی مولانا و سیّدنا محمًد و آله الطّاهرین
تقدیم به وجود مبارک صاحب عصر حضرت حجّت روحی و ارواحنا له فداه
و همچنین به کسانی که در راه طلب علم جهاد و کوشش می کنند تا انشاء الله از حصون
اسلام به شمار آیند و به دین اسلام و صاحب آن خدمت کنند.
و با تشکّر از کادر کتابخانه و سالن مطالعه ی مدرسه ی علمیّه حقّانی و همچنین از دوستانی که ما را در
این راه یاری کردند تا بلکه بتوانیم بهتر و شایسته تر این اقدام را به انجام برسانیم.



مقدمه
ما سعی داریم در این پژوهش به جواب یک سؤالی  برسیم و آن اینکه "مفهوم صفت مشبهه چیست؟" بدیهی است برای این کار ابتدا باید طبق مفهوم این سؤال سراغ تعاریف صفت مشبهه از کتب معتبر برویم و نکات لحاظ شده ی در تعاریف را بیاوریم تا بتوانیم به تحلیل و بررسی هر یک برسیم و در نهایت نتیجه گیری کنیم.
فایده ی این مسأله ی تحقیقی به نظر حقیر این میتواند باشد که در درجه اول با مفهوم و تعریف"صفت مشبهه" آشنایی پیدا میکنیم و به دنبال آن می توانیم آنرا ازسایر مشتقّات به ویژه اسم فاعل تمیز دهیم و از طرفی با ظرافت های معنایی "صفت مشبهه" در متون عربی به ویژه قرآن و احادیث مطّلع شویم تا بتوانیم برداشت های بهتر و صحیح تری را داشته باشیم لذا از این جهت پژوهشی حول این مسأله برای درک بهتر آن میتواند ضروری باشد.
بدیهی است که انگیزه ی بنده در طول این پژوهش همین مسائلی است که در ضرورت و فوائد این
مسئله نقش داشتند و عوامل دیگری که که نیاز به ذکر نیست.
ما سعی کردیم در روندی پژوهش با اجزای"صفت مشبهه" آشنا بشویم سپس وجه تسمیّه آن را بیان کنیم و در ادامه که کار اصلی پژوهش در آن جای دارد آوردن تعاریف مختلف و بررسی هر یک و بعضاً نقد آنها در حد مختصر همچنین سعی شده بر روی الفاظی که در واقع ثقل تعریف در آنهاست را به طور کامل و تحقیقی توضیح بدهیم و تمام جوانب آنرا بررسی کنیم و در نهایت که بحث نتیجه گیری را داریم که در اصل در چند بند به عنوان چکیده و نتیجه ی بررسی تعاریف آورده شده؛ سپس یک تعریف جامع از "صفت مشبهه" به بیان در آمده است که مواد نتیجه گیری در آن جمع و به صورت یک     جمله ی منظم در پایان کار آورده شده است.
امیدواریم که توانسته باشیم مسئله را به خوبی تبیین کرده باشیم و احیاناً به شبهات عزیزان پیرامون این مطلب پاسخ قانع کننده و کافی را به عرض رسانده باشیم.
والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته
وحید بخشنده
02/03/90






فهرست

تعريف صفت

معناي لغوي "مشبهه"و"مشبّهه"

بررسي تعاريف

منظور از ثبوت عام چيست؟

نتيجه گيري

منابع


صفت
صفت را اینطور تعریف کرده اند:
1.هر کلمه ای که موضوعش را شرح دهد
2.عبارت است از کلمه ای که دلالت بر معنایی که در موصوف است می نماید؛در حالی که مطلق است و مقیّد به زمانی خاص نیست.
معنای لغوی "مشبهه"و"مشبٌهه"
1."مشبِهَه" اسم فاعل از باب افعال است و از(اشبه-یُشبه) به معنای (شبیه شد) و اسم فاعل آن به معنای (شبیه شونده)
2."مشبَّهه" اسم مفعول از باب تفعیل است و از (شبّه به تشبیهاً) به معنای (مانند او کرد او را) و اسم مفعول آن به معنای (شبیه شده به چیزی)


بررسی تعاریف
در کتاب شریف «النحو الوافی» صفت مشبهه را این طور تعریف کرده:
"اسمٌ مشتقٌّ؛یدلّ علی ثبوتِ صفهٍ لصاحبها ثبوتاً عامّاً.  عامّاً ای:شاملاً الازمنه الثّلاثه شمولاً مستمرّاً ثابتاً."
میفرماید:
اسمی است مشتق که این اسم دلالت میکند بر ثبوت صفتی برای صاحب آن صفت ثبوتی که عام است و شامل همه ی زمان های سه گانه میباشد و به صورت مستمر این صفت متّصف به صاحبش است در طول این سه زمان.
آنچه از اين تعريف بر مي آيد اينست كه صفت مشبهه اشتقاقي است اما اينكه از چه اشتقاق  مي يابد در تعريف نيامده است ولي مي بايست جزء تعريف باشد چرا كه در ذهن اينطور مي شود كه مگر مي شود افعال متعدي كه نياز به مفعول دارند و همواره بايد مفعولي باشد تا اين فعل بر آن حادث شود پس در كلمه ي "ضارب" آيا اين شخص ضارب دائماً در حال زدن است؟
و سؤال ديگري كه مطرح مي شود اينست كه درست است فعل متعدي مفعول مي خواهد و طبق تعريف بالا همواره بايد مفعول باشد تا فعل بر آن صورت پذيرد ولي چرا حالا ما اين مثال را بزنيم مثلاً در كلمه ي "عالم" كه از "عَلِمَه" گرفته شده و متعدي است آيا در اين هم بايد يك چيز را مكرر ياد بگيريم يا با يكبار فهميدن و دانستن اين "معلوم" همواره براي شخص معلوم ميباشد پس بايد بگوييم شايد دليل اينكه در تعريف چنين اشارتي نكرده همين باشد كه حالا لزوماً نبايد از فعل ساخته شود بلكه افعال متعدي هم داريم كه اسم فاعل يا اسم مفعول آنها هم معناي ثبوتي در خود دارند.
اما در ادامه ي تعريف آمده است كه دلالت بر ثبوت آن صفت يا صفتي براي صاحبش ميكند يعني هم بر صفت دلالت ميكند هم بر آن ذاتي كه اين صفت را داراست و هم بر ثبوت اين صفت براي آن ذات كه داراي اين صفت است ميكند.
ثبوتاً عاماً: طبق توضيحي كه در ادامه اش آورده يعني اين صفت مستمراً و دائماً متّصف به صاحب آن صفت است در همه ي زمان هاي سه گانه. اما حالا اينكه منظور از ثبوت و ثبوت عام چيست بررسي خواهد شد.
در كتاب شريف «علوم العربيّه» اينطور آورده:
"اسمي است كه دلالت ميكند بر حدث و ذاتي بر وجه اتّصاف"
در اين تعريف قيدي از ثبوت اين اتصاف به ذات و اينكه از چه گرفته مي شود و همچنين از تقيّد آن به زماني خاص در همه ي زمان هاي سه گانه بحثي نكرده و با توجه به اين تعريف كلمه "ضارب" كه از نظر تعريف قبل اسم فاعل بود در اينجا صفت مشبهه به حساب مي آيد.
در كتاب درسنامه صفت مشبهه را اين جور تعريف ميكند:
"اسمي است كه از مصدر مشتق مي شود و بر كسي دلالت ميكند كه حدث ثبوتي قائم به اوست"
اينجا بر خلاف تعاريف قبل گفته شده كه از مصدر گرفته مي شود.
در كتاب شريف "مبادي" مي گويد:
"الصفّه المشبّهه هي صيغه تَشتقّ من الفعل اللّازم للدّلالةِ علي الثّبوت و المراد به الثّبوت وجود الصّفهٍ في صاحبها مطلقاً من غير تقييدٍ بزمانٍ.
يعني: صفت مشبهه صيغه اي است كه از فعل لازم مشتق مي شود تا دلالت بر ثبوت كند و در ادامه فرمودند كه مراد از ثبوت يعني اين صفت هميشه در صاحب آن وجود دارد بدون آنكه مقيد به زمان خاصي باشد و در اين تعريف ساخت صفت مشبهه را از فعل لازم مي داند و با توجيهاتي كه بعداً بررسي مي شود اين تعريف درست مي شود.
در كتاب شريف «الهدايه» آورده است:
"اسمٌ مشتقٌّ من فعلٍ لازمٍ ليدلّ علي مَن قام به الفعل بمعني الثّبوت"
يعني صفت مشبهه اسمي است كه از فعل لازم اشتقاق مي يابد تا دلالت كند بر كسي كه قيام فعل وابسته به اوست به معناي ثبوت يعني آن كسي كه آن فعل را انجام ميدهد و ثبوت دارد.
و در كتاب شريف «الصّمديه» تعريف را اين گونه آورده كه:
"هي ما دلّ علي حدثٍ و فاعله علي معني الثّبوت"
يعني صفت مشبهه آن چيزي است كه دلالت بر حدث و فاعل آن حدث مي كند بطور ثبوتي.


منظور از ثبوت عام چيست؟
منظور از ثبوت عام چيست و چگونه تطبيق  مي دهيم؛ مثلاً كلمات"كريم" و "مريض" رامورد بررسي قرار مي دهيم كه چطور در اينها معناي ثبوتي لحاظ مي شود؟
يك مريض در گذشته مريض است الان هم مريض است و همچنان مريض است اما اين مريضي از كي شروع شده و تا كي پايان مي يابد چون ممكن است دو روز بوده اين مريضي.
و يا اينكه به يك نفر مي گوييم "كريم"يعني دائماً در حال بخشيدن است؟ و يا يعني اينكه در موردي كه پيش آيد كه بخشيدن بهتر باشد مي بخشد؟
پس يك نكته اي كه در اين تعاريف بايد گفته مي شده است اينست كه "ثبوت كلّ شئٍ بحسبه" يعني ثبوت عام بر حسب ماده ي آن فعل و اينكه نسبت به چه مي گوييم؟

در كتاب شريف "سلسبيل" به سوالاتي پيرامون اينكه منظور از ثبوت عام چيست؟ بررسي كرده و مي گويد: "ثبوتٌ خاصٌّ و هي ملازمه الصفه لموصوفها ملازمهٌ دائماً و لذلك قيل في تعريفها اسمٌ مشتقٌّ يدلّ علي ثبوت صفتٍ لصاحبها ثبوتاً عاماً اي: شاملاً الازمنه الثلاثه.
و در جاي ديگر مي فرمايد:"اَنّ المرادَ من الثّبوت ما يناسب الحدوث؛ و كما لم يلاحظ في الحدوث الاستمرار، كذا لا يلاحظ ذلك في الثّبوت؛ نعم لمكان اشتقاق الصّفه ممّا دلّ علي الصّفه و الحاله يكون دلالتها علي الاستمرار كثيرهٍ و هذا غير القول بوضع الصّفه له و باَخذه في حدّها.
مي فرمايد: مراد از ثبوت همان چيزي است كه در حدوث است و با يكديگر مناسبت دارند يعني همانطور كه مي گوييم در حدوث استمرار ملاحظه نمي شود در ثبوت هم نمي شود بله البته در جايي كه مي خواهيم صفت اشتقاقي بگيريم آنچه كه دلالت بر صفت و حالت ذات مي كند غالباً و كثيراً دلالتش استمراري است و دوام دارد و اين غير از اين است كه صفت ساخته شده براي دلالت مستمر.
بنابر توضيحاتي كه داده است معلوم مي شود همانطور كه در نحو وافي گفته شد ثبوت يعني ثبوت خاص يعني به حسب هر چيزي تعريف مي شود و آن ملازمت صفت با موصوفش است ولي ملازمتي كه دوام دارد و اينكه مي گوييم "ثبوتاً عامً" يعني اين ملازمت در گذشته و آينده و حال باشد.




نتيجه گيري
حال با عنايت و توضيحات داده شده و تحليل هايي كه در تعاريف صورت گرفت به اين نتايج مي رسيم كه :      
1)صفت مشبهه مشتق است ولي اينكه از فعل گرفته مي شود يا از مصدر فرقي نمي كند بلكه فعل هم از مصدر گرفته مي شود.
2)لازم يا متعدي بودن آن مصدري كه صفت مشبهه از آن ساخته مي شود موضوعيتي ندارد بلكه مهم اين است كه صفت مشبهه را هميشه بصورت لازم يا مطاوعه معنا كنيم و اگر هم اصل آن متعدي بود ابتدا آن را لازم كرده سپس صفت مشبهه را از آن مي سازيم مانند:
رَحِمَه             رحُم            رحيم        
كما اينكه در سلسبيل اين طور وارد شده:
"الفعل الّذي اُخذ منه الصّفه لابدّ اَن يدلََّ علي معني يناسب اشتقاق الصّفه منه و هو معني اللّازم و اِن كان الفعل في دلالته الحدث متعدّياً."
"الوصف لم يوضع ليدلّ علي المفعول و معناه لا يقتضي ذلك."
مي فرمايد آن فعلي كه از آن صفت مشبهه ساخته مي شود ناچاراً بايد مناسب معناي صفتي يعني بصورت لازم معنا شود اگرچه موقعي كه مي خواهد دلالت بر حدوث كند متعدي باشد و اصلاً وصف براي اين وضع نمي شود كه بخواهد بر مفعول هم دلالت كند و معنايش مناسب اين نيست.
3)ثبوت را بايد به حسب آن صفت كه براي ذات در نظر مي گيريم بسنجيم و ضمنا در ثبوت تأثير و اثر آن در خود ذات را بسنجيم مثلاً وقتي يك چيزي را دانست ديگر اثر آن در شخص است لذا مي گوييم "عالم" صفت مشبهه است اما در كلمه ي "ضارب" چون ديگر اثري نمي ماند براي خود "ضارب" لذا مي گوييم اسم فاعل است.
بنا بر اين مي توانيم صفت مشبهه را اين طور تعريف كنيم:
"اسمي است كه از فعل مشتق مي شود و بطور مطاوعه يا لازم معنا مي شود و دلالت بر ثبوت آن فعل يا اثر آن صفتي كه از ذاتي صادر شده مي كند."


منابع
النحو الوافی جلد3/عباس حسن/انتشارات ناصر خسرو/چاپ1422 ه ق/قم چاپ امير صحافي صداقت
الصمدیه/مرتضي نظري/انتشارات اسلامي/نشر1375 ه ش/چاپخانه عماد
درسنامه صرف/علي عرب خراساني/انتشارات دار العلم/چاپ1385
سلسبیل/ابراهيم عليدوست/انتشارات الاسوه/نشر1420 ه ق
مبادی جلد4 بخش صرف/رشيد الشرتوني/انتشارات دار العلم/چاپ1385 ه ش
علوم العربیه/سيد هاشم الحسيني طهراني/انتشارات نشر اخلاق/1384 ه ش/چاپخانه حافظ
الهدايه / جامع المقدمات /چاپ شانزدهم  / چاپخانه سرور / موسسه انتشارات هجرت

 

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.