مقالات پژوهش طلاب

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

مقدمه :
يكي از بزرگتر ين نعمتهاي الهي  نعمت عمر است. انسان با استفاده درست و صحيح اين نعمت مي تواند به بالاترين كمالات دست يابد. بدترين نوع معامله  و اين نعمت بزرگ اين است كه انسان در انجام كارهاي گناه  مصرف ميكند.
اما اگر كسي گناه  نكرد و عمر خود را به كارهاي  غير مهم و بي فائده  گذاشت ، اين  چنين كسي نيز تضييع عمر خويش كرده و در هنگام حساب و كتاب درقيامت بايد پاسخ گوي كارهاي لهو و بيهوده ي خود باشد.
در بين طلاب كارهاي بسيار مهمي و جود دارد كه مهمترين آنها عبارت است از آموختن علم و معارف اسلامي و تهذيب  نفس – اين موارد  آنقدر مهم و اساسي است كه اقتضاي اين را ندارد كه انسان آنها را رها كند و به كارهاي ديگر بپردازد. اگر طلبه اين كارهاي اصلي خود را رها كرده و به دنبال كارهاي مهم و غير ضروري نرود اين كار ش قطعاً مورد مذمت است .وبيشتر كارهايش از مصاديق لهو به حساب مي آيد.
لذا در اين عريضه ي كوچك براين شديم كه به مصاديقي از لهويات در زندگي طلاب و غير طلاب شيوع پيدا كرده و بسيار ضربه زننده است را به طور خيلي خلاصه بيان كنيم. انشاء الله  اين موارد مورد توجه قرار گيرد تا اين كه بتوانيم بيشتر در پيمودن را ه  مستقيم و سريع حركت كنيم.

25 / 03/1390  *******  

احمد رضا دسترنج



چكيده :
يكي از با ارزشترين نعمتهاي  انسان نعمت عمر است . به علت كوتاهي عمر انسان بايد در زندگي خويش به كارهاي اساسي مهم بپردازد تا بتواند زودتر به قصد خويش نايل شود . دراين ميان كارهاي غير ضروري و غير مهم بلكه بيهوده بسيار وجوددارد كه مانع از پرداختن به كارهاي اساسي ميشود واز جمله اين مصاديق خواندن رمان ، تماشاي تلويزيون و تماشاي فيلم هاي سينمايي و استفاده از اينترنت (‌در موارد غير ضروري ) و گوش دادن موسيقي و .... است كه در طول تحقيق به بررسي اجمالي آنها پرداخته مي شود.





لهو درلغت :
صاحب قاموس قرآن مي گويد :

لهو به معناي مشغول شدن است  چيزي كه مشغول مي كند ( لها الرجل بالشي : لعب) اين مشغول شدن توام با غفلت است و. راغب در مفردات مي گويد لهو آنست كه انسان را از آنچه مهم است و بدردش مي خورد مشغول نمايد.
با توجه به دو معنايي كه برداشت مي شود تعريف راغب در مورد مفردات كمي دقيق تر است و آن اين است كه انسان در زندگي خود درحيطه ي شغلي خود يك سري وظايفي دارد كه خود اين وظايف دسته بندي مي شود به اهم و مهم وغير مهم – انساني موفق است كه آن را دسته از وظايفي كه برايش اهم و سپس مهم است را انجام دهد . و دنبال وظايف غير مهم و غير ضروري كه موجب مشغوليت از وظايف مهم واهم و بازدارنده ي انجام دادن مهمات ميشود ،نباشد. لهو درزندگي مصاديق فراواني دارد كه البته شايد بهتر بگويم ، لهو بودن كاري يك مساله ي نسبي است مثلاً : ممكن است وظيفه اي براي شخصي خيلي مهم و ضروري باشد و لي براي غير آن مصاديق لهو و بيهوده به حساب آيد. در زندگي طلاب علوم ديني يك سري وظايفي وارد شده است كه طلبه بايدبه خوبي آنها را انجام دهد و مشغول وظايف و كارهاي  ديگر نشود . تا از آن وظايف اصلي واساسي خود باز ماند.
اكنون به چند نمونه از مواردي كه دربين طلاب موجب بازماندگي از وظايف مهم باشد جمع آوري شده به مختصر بحث از آنها مي پردازيم .


تلويزيون:
يكي از مواردي كه از مصاديق لهو مي توان آنرا برشمرد و آن را از عوامل اتلاف و تضييع عمر شمرد تماشاي تلويزيون است .با اينكه تلويزيون از ضروريات زندگي نيست اما تقريبا همه مردم و متاسفانه حتي مومنين انرا از ضروريات زندگي تلقي ميكنند صحبت در اين نيست كه تلويزيون هيچ نفعي ندارد امابايد توجه داشت كه نفع رساني آن به تناسب افراد مختلف فرق مي كند مثلاً تماشاي برنامه هاي كودكان براي بزرگسالان بي فائده و موجب تضييع عمر است و البته مفاسد و مضرات بسياري دارد ومتاسفانه در اكثر قريب به اتفاق موارد ،تماشاي تلويزيون ردپاي نفس و هواي نفساني ديده  ميشود  . امروز اگر بخواهيم بسنجيم درمبارزه با نفس عرضه داريم يانه  ، كاستن از تماشاي تلويزيون معيار خوبي مي تواندباشد.


  

موسيقي :
منظور  از موسيقي كه در اين بحث مطرح مي شود موسيقي حلال است نه موسيقي حرام .
موسيقي حرام  به طريق اولي يكي از مصاديق لهواست و الحمد لله اين موسيقي دربين طلاب شيوع ندارد اما گاهاً ديده ميشود كه  طلاب  به موسيقي حلال گوش مي دهند  و لذت ميبرند.
مذمت موسيقي در آيات:
و استفزز من استطعت منهم بصوتك:  
خداوند در اين آيه به شيطان مي فرمايد هركس از آنها را ميتواني با صداي خودت تحريك كن .
مجاهد ، شاگر د ابن عباس صحابي رسول اكرم و اولين مفسر قرآن كريم مي گويد مراد از صداي شيطان دراين آيه آوازخواني و موسيقي است.
مفسر كبير علامه طباطبائي در ذيل اين آيه ( ومن الناس من يشري لهوالحديث (ليضل عن سبيل الله بغير علم و يتخذها هذوا اولئك لهم عذاب المهين )
( واز مردم كساني هستند كه مي خزند لهوالحديث را تا بدون علم از راه خدا گمراه كنند و آيات الهي را مسخره مي كنند ، براي آنها عذابي است خواركننده)
ميفرمايد:
كلمه ي لهو به معناي هرچيزي است كه از مهمش باز دارد و لهو الحديث را آن سخني است كه آدمي را از حق منصرف نموده و به خدا مشغول سازد مانند حكايات خرافي و داستانهايي  كه آدمي را به فساد و فجور مي كشاند و يا از قبيل سرگرمي به شعر و موسيقي و ساير آلات لهو كه همه ي اينها مصاديق لهوالحديث هستند.
در روايتي از رسول الله  است كه ( من استمتع الي الهو يذاب في اذنه الانگ )
( كسي كه به لهو ((موسيقي )) گوش دهد در گوشش در روز قيامت سرب مذاب ريخته مي شود.)




فيلم :
يكي از عوامل بازدارنده و تضييع عمر، تماشاي فيلم هاي سينمائي است.البته صحبت در اين نيست كه تماشاي فيلم هيچ نفعي ندارد ولي اگر صحبت از استثناء نكنيم تمامي فيلم ها بخصوص فيلم هاي خارجي  موجب هيچ  حركتي درجهت كمال انساني نميشود. واقعآ انسان را از حركت باز مي دارد. صرفا جذابيت داشته و براي زمان اندكي تمام فكر و ذهن انسان رابه خودمشغول مي سازند . در لحظات تماشاي فيلم  تماشاچي از خود و وظايف خود و مشكلات اجتماع و خطراتي كه اسلام و نظام اسلامي را تهديدميكنند و حتي از خدا غافل است .اين يعني هدر دادن عمر به تمام معنا.
از مضرات ديگر تماشاي فيلم را مي توان بالا رفتن بيش از اندازه ي شاخص قوّه ي تخيل و دگرگوني شديد فرهنگي مثل تغيير صحبت كردن و ترويج مد لباس و مو و... القاءخشونت و القاء وحشت وترس والقاء شهوت ونظرات سياسي شيطاني به خصوص ضديت با نظام مقدس جمهوري اسلامي ، نزديكي به كفار و حبّ به آنها برشمرد.





اينترنت :
اينترنت كتابي است جهاني . ميليونها كتاب و روزنامه و مجله و پايان نامه و اطلاعيه و صفحات تبليغاتي و نيز  برنامه هاي صوتي و تصويري از سراسر جهان در آن جاي گرفته و هر روز بر آن افزوده مي شود.
هيچ پوشيده نيست آن مقدار كه كفار داراي صفحات اينترنتي هستند ، صفحات اينترنت كشورهاي اسلامي بر اثر شدت قلت نمود ي در بين آنها ندارد چه برسد به شيعه كه صفحات اينترنتي اش در بين كشور هاي اسلامي نمودي ندارد.
در اينترنت تمام اقسام گمراهي ها هست و شياطين به ويژه شيطان بزرگ در آن حضوري فعال دارد.در بين تمامي گمراهي ها آنچه به نيروي فعال جامعه اسلامي يعني جوانان را تحت حملات شديد قرار ميدهد سايت هاي ضد اخلاقي وبه خصوص روابط قبيح و شنيع جنسي است كه به وفور در اينتر نت يافت ميشود . برطبق آمار خرداد 83  ميليونها سايت خلاف اخلاق در اينترنت وجود دارد و بيشتر از 60 % كاربران اينترنتي از سايت هاي خلاف اخلاقي استفاده مي كنند. البته شايد 30 % بقيه بدون اينكه بخواهند با صحنه هاي زشت و تكان دهنده خواه ناخواه برخورد ميكنند.
بنابراين اگر اينترنت را بسان كتاب بزرگي تصور كنيم فقط يك كلمه از آن يا كمتر ممكن است براي يك جوان طالب كمال قابل استفاده باشد . ضمن اينكه در اين يك كلمه نيز بايد ردّ پاي نفس را جستجوكرد.
آيا نميتوانست ا زكتاب يا نرم افزار استفاده كند؟ حالا  اگر بخاطر خدا وارد اينترنت شد تا از آن يك كلمه استفاده كند از يك طرف در اينترنت با يك يا چند كلمه در آن ميتوان به سايتهاي مستهجن و ضد اخلاقي دست يافت و از طرف ديگر نفس هر جواني اماره بالسوء و شديداً متمايل به شهوت است چه تضمين وجود دارد كه اين جوان مومن دستش نلغزد؟




رمان:
رسيدن  به سعادت و قله كمالات را مسلمانان ،اسلام ناب محمدي مي دانيم و هر راهي جز اين را مورد خشم و غضب الهي و منجر به شقاوت و عذاب مي شماريم. اما راه كفر وكفار شقاوتش بيشترو عذابش سخت تر است. لذا تبعيت و همرنگي و انفعال از كفر موجب شريان ظلمت و آلودگي و شقاوت آنان به جامعه اسلامي مي باشد. فرهنگ بيگانه با  فرهنگ اسلامي تفاوت هاي اساسي دارد.
كافر حتي نيم نگاهي  هم به آخرت ندارد. مسلمان دائماً يك چشمش به آخرت است و به خاطر همين محور اصلي در زندگي كفار، لذت بردن و هر چه بيشتر لذت بردن از دنياست  به تمام اقسام لذت.
اما محور اصلي در زندگي مسلمين دوري از لذت مذموم براي رسيدن به لذت اخروي است.فرهنگ رمان نويسي و رمان خواني نيز بر اساس محور باطل زندگي كفار شكل گرفته است  و با زندگي اسلامي سازگاري ندارد.برخي از آثار زشت رمان خواني عبارت اند از :
1 – كافر باطنش از هر تاريكي تاريك تر است. لذا شنيدن سخن او يا خواندن آثار او و يا ديدن آثار او (‌عكس وفيلم و...) به طور كلي هر گونه ارتباطي با او تاريكي هاي او را با ما خواه ناخواه منتقل مي كند.
2- ا زخواندن رمانها هيچ فائده ي عقلاني و شرعي نصيب انسان نميشود . كيست كه ابتداي رمان بگويد : خدايا چون تو مي خواهي مي خوانم ؟
خودانسان نيز ميفهمد كه رمان انسان را از ياد خدا غافل مي كند و چيزي از نظر معنوي نصيب انسان نمي كند.ممكن است بعضي ها بگويند ما رمان خوانيم به خاطر اينكه ادبياتمان را در نوشتار قوي كنيم. جواب مي دهيم كه راههاي ديگري براي تقويت قوه ي نوشتاري نيز هست.. چرا حتماًٌ بايدبه سراغ اين كتابها برويد؟يعني هر كه در اين جهان ادبيات گفتاري و نوشتاري اش كه قوي است فقط رمان خوانده است؟
3- با خواندن رمانها قوه ي تخيل آدمي بسيار بيش ازحد قوي شده به طوري كه سلطان ممكلت وجود ، قلب و ريزش عقل را در قسمت عمده اي از زندگي كاملا اختصاص به خود داده است لذا آدمي خيالي و خيال گرا ميشود نه واقعي و واقع گرا
.
4- رمان نويس ها عمدتاً براي خدا نمي نويسند و براي پول مي نويسند لذا آثار شان ذره اي بوي خدا نميدهد.
5- در فرهنگ غربي اصالت با لذت ولذت بري است .وانسان كامل از ديدگاه غرب كسي است كه بيش از هر كسي لذت ببرد و اگر چه با تخيل باشد ، رمان نويس سعي دارد خوانندگان لذت ببرند اگر چه اين لذت ها خيالي باشد – اين نوع لذت در اسلام كاملاً مذموم است.
6- بسياري از واقعيات هستند كه شايسته نيست انسان قوه ي خيال خويش را متمركز روي آنها نمايد چه برسد به مسائل كه واقعيت خارجي ندارند.
7- قطعاً  رمان خواني ضايع كردن عمر است كه در قيامت به سختي از آن حساب ميكِشند.
8- بزرگان اخلاق و عرفان از جمله امام خميني مي فرمودند:
انسان از هر چيزي لذت ببرد نسبت به آن حَسَب پيدا مي كند هرچه انسان كفار وآثارشان را بيشتر دوست داشته باشد بيشتر به آنان نزديك ميشود و هر چه بيشتر به آنان نزديك شود بيشتر از خيمه اسلام و مسلمانان فاصله مي گيرد.
9-بر طبق فتواي امام خميني (ره) داستان دروغ اشكال شرعي دارد.
10 –رمان خواني فرهنگ غربي است و عده اي فقط به خاطر تحت تاثير جوّ قرار گرفتن و خود را اهل فكر و دانش قلمداد كردن و به خاطر اين كه جايگاهي در بين تابعين فرهنگ غرب داشته باشند گرايش به رمان خواني پيدا نموده و به آن افتخار ميكنند.
11- طلبه و جواني كه به دنبال پيمودن پله هاي كمال است و برترين كمالات را نشانه گرفته است لازم است از رمان خواني اجتناب كرده و به كسب معارف اسلامي كه گنج سعادت دنيا وآخرت است اهتمام بورزد.
 والسلام عليكم و رحمه الله وبركاته
25/03/90
احمد رضا دسترنج





منابع:
1-    قرآن كريم
2-    تفسير الميزان
3-    تفسير مجمع البيان
4-    مستدرك الوسائل
5-    جزوات پژوهشي
6-    استفتائات امام خميني (ره)

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.