لیست مقالات پژوهش طلاب

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

تقدیم به :
پیشگاه مقدس حضرت بقیه الله الاعظم امام زمان روحی فداه و ساحت مقدس و ملکوتی حضرت زهرا سلام الله علیها و تمام کسانی که با تمام وجودشان چه بامرکّب وچه باخون خود در راستای اعتلای مذهب تشیع ایثار و فداکاری کردند.
منتظران راستین امام زمان عج که درراه تحقق آرمان مقدس آن حضرت جهاد می کنند.


تقدیر از :
معاونت پژوهشی مدرسه حقانی که با تلاش های مداوم و پیگیری های بی وقفه خود سعی درروشن نگاه داشتن مشعل تحقیق و پژوهش برای طلاب محترم راداشته است تا علاقمندان دانش بتوانند درمسیری روشن و نورانی به راحتی به مقصد علم و آگاهی دست یابند. وهمچنین تقدیر از اساتید راهنما و مشاور که با راهنمایی های خود از لغزش وبازماندن طلاب دراین مسیر جلوگیری کردند.





مقدمه
آدمی خصلت های گونگونی دارد. برتر بودن ، مورد توجه بودن ، دستیابی به کمال و زیبایی ، داشتن علم و آگاهی و ... که بدست آوردن آنها نیاز به انتخاب مسیر و تلاش و جدّیت در آن دارد . از جمله این خصلتها توسل به قدرتی برتر است که به وسیله آن خود را بالا برد ، کسب توان و نیرو کند چراکه مطلوب خور را در توانایی و بی نیازی از دیگران میبیند.
امّا از طرفی علاقه دارد آن نیرو برتر دوست و همراه او بوده ، تحقیرش نکرده و کمکش بی منّت باشد .
راه رسیدن به این خواسته این است که آدمی با قدرت برتر ارتباط برقرار کند تا مورد عنایت قرار گیرد و از سوی دیگر آن قدرت هم بایدسطح قابل توجهی از توان را داشته و دارای خصلت کریمانه باشد تا کمک خود را بی منّت و بدور از تحقیر انجام دهد تا مورد رضای انسان قرار گیرد . با کمی دقّت ملاحظه میشود که مهمترین و آسان ترین راه برای برقرای ارتباط کامل تکلّم و سخن گفتن و بالاترین قدرت وجود خداوند متعال است ، اوست که قدرتش بالای همه قدرتها و عطا کننده توان به موجودات است ، یا مَن لهُ القدرة و الکمال.
اوست که کریمانه عطا میکند و بهترین دوست وهمراه آدمی است ، یا خیرَ مونسٍ و اَنیس .
حال این خداست که خود خواستار بخشیدن کمال و قدرت و طالب سعادت مخلوقات است ،
... َ أَجْعَلْكَ غَنِيّاً لَا تَفْتَقِر ... أَنَا أَقُولُ لِلشَّيْ‏ءِ كُنْ فَيَكُونُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ تَقُولُ لِشَيْ‏ءٍ كُنْ فَيَكُونُ .
  به همین خاطر به بندگان خود راه را نشان داده و آن را در اعمال نیک از جمله مناجات سحر گذاشته است  ما نیز به این مناسبت بر ان شدیم که مطالبی در باب مناجات سحر بیان کنیم.    





بررسي لغوي
در لغت نامه ها كلمات « سحر و مناجات » را اين طور معنا كرده اند :
سحر (بفتح س. ح) نزديك صبح، صحاح گويد : «و السحر قبيل الصبح»
طبرسي گويد: وقت سحر قبل از طلوع فجر است. اصل آن به معناي خفاء است كه شخص در آن وقت در تاريكي مخفي است. به ريه نيز سحر گويند كه محلش مخفي است.  
السحر: آخر ليل  
السحر: آخر الليل قبيل الصبح و قيل: هو من ثلث الليل الآخر الي طلوع الفجر.
بنابراين از آنچه گذشت مشخص مي شود سحر به معناي زمان نزديكي مانده به طلوع فجر مي باشد. سحر با سهر تفاوت دارد در قاموس قرآن آمده سهر به معناي بيدار ماندن در شب مي باشد.
و در مورد مناجات آمده :
نجا ينجو نجواً و نجوي : نجوا كرد  ، المناجي : نجوي كننده  
نجا الرجل نجواً و ناجي مناجاةً : راز گفت از اسرار و عواطفي كه در دل داشت
و منظور ما از مناجات سحر در اين تحقيق: راز و نياز ونجوايي است كه عبد با خالق خود در آخر شب و زمان نزديكي مانده به طلوع فجر انجام مي دهد.





سحر در آیات قرآن کریم
واژه سحر در قرآن کریم در سه جا به کار رفته است که البته در دو مورد از آنها این واژه به صورت جمع مکسر آمده است. این آیات عبارت‌اند از:
آیه مبارکه 17 سوره آل عمران آیه 18 سوره مبارکه الذاریات و آیه 34 سوره قمر
1)آیه اول ( 17 آل عمران ):
« الصّابِرينَ وَ الصّادِقينَ وَ الْقانِتينَ وَ الْمُنْفِقينَ وَ الْمُسْتَغْفِرينَ بِاْلأَسْحارِ »
ترجمه: شکیبایان و راستگویان و فرمانبران و نفاق کنندگان و آمرزش خواهان در سحرگاهان.
خداوند متعال در آیاتی قبل از این آیه اشاره به فانی و زود گذر بودن متاع قلیل دنیا و امور مادی از زنان و فرزندان و طلا و نقره و... دارد و در ادامه بشارت به بهتر و ماندگارتر ازاینها می‌دهد. « قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذلِكُمْ  » بشارت به نعمت‌ها و سرمایه‌های ماندگار و ابدی از باغ‌ها و همسران بهشتی و... « جَنّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ أَزْواجٌ مُطَهّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ  » و آنان را نیز متعلق به پرهیزگاران می‌داند « لِلّذينَ اتّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ  »
متلعق کسانی که خواستار آمرزش و رهایی از آتش جهّنم از خدای متعال بودند « الّذينَ يَقُولُونَ رَبّنا إِنّنا آمَنّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النّارِ  »
خداوند نعمت‌های بهشتی را مخصوص صابران. صادقان – فرمانبران و انفاق کنندگان و در آخر متعلق کسانی می‌داند که در سحرگاهان استغفار می‌نمایند «المستغفرین بالأسحار»
در تفاسیر مختلفی از جمله مجمع البیان ، نمونه ، صافی  ، برهان ، نورالثقلین  در ذیل این آیه حدیثی از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که به توصیف مشمولین این آیه پرداخته اند:
عن اَبی عبدالله (ع) قال:
«من قال فی وتره اذا أوتر»: «استغفرالله و اتوب الیه»
سبعین مرة و هو قائم فواظب علی ذلک حتی یحضی له سنة کتبه الله عنده من المتسغفرین بالأسحار و وجبت له المغفرة من الله غزوجّل»
ترجمه: هرکس یک سال ایستاده نماز وتر بخواند و در آن هفتاد بار «استغفرالله و اتوب الیه» بگوید خداوند نام او را در زمره آمرزش خواهان در سحرگاهان نویسد و آمرزش خداوند گرامی و بزرگ شامل حالش می‌شود.
در آن هنگام که چشمهای غافلان و بی خبران در خواب است و غوغای جهان مادی فرو نشسته به همین دلیل حالت حضور قلب و توجه خاص به ارزشهای اصیل در قلب مردان خدا زنده می‌شود و به پا می‌خیزند و در پیشگاه با عظمتش سجده می‌کنند و از گناهان خود آمرزش می‌طلبند و محو انوار جلال کبرایی او می‌شوند و تمام ذرات وجودشان زمزمه توحید سر می‌دهد و همان گونه که با طلوع صبح ظلمت شب برچیده می‌شود و فیض عام پروردگار بر صفحه جهان می‌نشیند آنها نیز به دنبال زمزمه‌های عاشقانه سحرگاهان همراه با طلوع صبح پرده‌های ظلمت و غفلت از دلهایشان پرچیده می‌شود و انوار رحمت و مغفرت و معرفت الهی بر دلهایشان فرو می‌نشیند.

چرا در میان اوقات شبانه روز تنها به وقت سحر اشاره شده است در حالی که استغفار و بازگشت به سوی خدا در هر حال مطلوب است؟
این برای آن است که سحر به خاطر آرامش و سکوت و تعطیل بودن کارهای مادی و نشاطی که بعد از استراحت و خواب به انسان دست می‌دهد آمادگی بیشتری برای توجه به خداوند به او می‌بخشد و این معنی را به آسانی با تجربه می‌توان دریافت کرد حتی بسیاری از دانشمندان برای حل مشکلات علمی از آن وقت استفاده می‌کنند زیرا چراغ فکر و روح انسان در آن رقت از هر زمان پر فروغ‌تر و درخشان‌تر است و از آنجا روح عبادت و استغفار و توجه و حضور دل می‌باشد و عبادت استغفار در چنین ساعتی از همه ساعات گرانبها‌تر خواهد بود.
جهت دیگری که استغفار را تخصیص به وقت سحر داده این است که تیر دعا در آن هنگام به هدف اجابت می‌رسد زیرا که عبادت در این وقت مشقّت و زحمتش بیش‌تر است و بر نفس گرانتر.
و نیز هنگام سحر گواراترین وقت خواب است پس هنگامی که بنده از لذّت خواب صرف نظر کرده و به عبادت و بندگی در آورد طاعت و بندگی‌اش کامل می‌شود.
2) آیه دوم (18 الذاریات ):
«وَ بِاْلأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»
ترجمه: در سحرگاهان طلب آموزش می‌کردند.
در آیات قبل و بعد از این آیه نیز خداوند متعال بهشت و نعمت‌های آن را مختص به پرهیزگاران می‌داند « إِنّ الْمُتّقينَ في جَنّاتٍ وَ عُيُونٍ » و در توصیف ویژگی‌های آنان می‌فرماید که این اشخاص کمی از شب را می‌خوابند و در سحرگاهان استغفار می‌کنند. «كانُوا قَليلاً مِنَ اللّيْلِ ما يَهْجَعُونَ وَ بِاْلأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ »
3)آیه سوم( 34 قمر ):
این آیه اشاره به نجات قوم لوط از عذاب الهی در هنگام سحر دارد وتنها به خاطر آمدن واژه سحر آن را ذکر کردیم.
«إِنّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِبًا إِلاّ آلَ لُوطٍ نَجّيْناهُمْ بِسَحَرٍ»
ترجمه: همانا ما برسر آنها طوفانی سنگبار فرو فرستادیم بجز خاندان لوط که به وقت سحر نجاتشان دادیم.


اهمّیت مناجات سحر
تهجّد و راز و نیاز در دل شب‌های تار با خالق هستی از جمله دستورات و عبادات مورد سفارش و تاکید قرآن و عترت است و روایات زیادی در فضیلت آن و مذمت تارکان آن وارد شده است. در بیان اهمیت مناجات انسان با خالق خود در دل شب به حدیثی از امام باقر علیه السلام اشاره می‌کنیم.
امام باقر (ع) فرمودند:
کان ممّا اوحی الله تعالی الی موسی بن عمران: کذب من زعم انّه یحبّنی و اذا جنّه الیل نام عنّی یا بن عمران! لو رأیت الذین یقرمون لی فی الدّجا و قدمثلت نفسی بین اعینهم یخاطبونی و قد جللت عن المشاهد و یکلمونی  و قد عززت عن الحضور؛ یابن عمران هب لی من عینک الدموع و عن قلبک الخشوع و من بدنک الخضوع ثم ادعنی فی ظلم الّیالی تجدنی قریبا مجیبا
از آنچه خداوند متعال به حضرت موسی (ع) وحی کرد این است که فرمود: دروغ می‌گوید کسی که می‌پندارد که مرا دوست دارد و زمانی که تاریکی شب او را در آغوش می‌کشد از من غافل شده و می‌خوابد ای پسر عمران اگر مشاهده کنی کسانی را که در دل شب به خاطر من از خواب بر می‌خیزند در حالی که حقیقت خود را بر آنان ممثل ساخته ام و با من سخن می‌گویند از روی حضور (گویا مرا می‌بینند) هر چند من عزیر‌تر از آنم نزد کسی حضور یابم ای پسر عمران ببخش برای من از دیده ات اشک و از دلت خشوع و از بدنت خشوع و آنگاه در تاریکی‌های شب مرا بخوان که خدایت را نزدیک و پاسخگو خواهی یافت.»
خداوند متعال فردی را که طول شب می‌خوابد و به غفلت می‌گذارند در حالی که خود را دوستدار خداوند متعال می‌داند دروغ گو می‌خواند. آیا ما دروغ گو نیستیم؟ آیا با وجود این حدیث می‌توانیم خود را دوستدار خدا بدانیم در حالی که تمام شب را به استراحت اختصاص می‌دهیم و حاضر نیستیم حتی قسمت اندکی از این شب را به وجودی اختصاص دهیم که تمام اسباب و وسایل راحتی و کمال را برایمان فراهم کرده و تمام اوقات به یاد و ناظر ماست و محافظ و نگهدار ما در برابر سختی‌هاست. لطف و رحمت خود را شامل حال ما کرد و ما را در خیل سربازان حجّت خود قرار داد بدون اینکه ما لیاقت این مقام و جایگاه را داشته باشیم آیا انصاف است که فقط در وقت نیاز واضطرار روبه درگاه مقدس او آوریم و درخواست رفع نیاز کنیم. در هنگام راحتی و آسایش کاری با او نداشته باشیم تا به حال از این همه خوابیدن‌ها چه عائدمان شده است که حاضر نیستیم حتی قسمتی از آن را به معبود خود اختصاص دهیم نکند العیاذ بالله از نجوی و اظهار نیاز به پروردگار بی نیاز هستیم یا آن قدر نزد خداوند بالا مقام هستیم که خداوند خود ما را از این کار معاف کرده است!!؟ مطمئن باش که اگر احیاء زمانی از دل شب و به پاداشتن نماز و عبادتی در آن وقت اهمیت نداشت و نزد خداوند محبوب نبود نبی اکرم صلی الله سه مرتبه به محبوب ترین فرد نزد خود نمی‌فرمود «علیک بصلاة الیل»
آیا من و تو که در خیمه گاه حجّت زمان هستیم نباید به تبعیت از مولا و فرمانده خود به راز و نیاز با پروردگار خود و طلب استغفار در سحر بپردازیم. در حدیث قدسی دیگر آمده از جمله نجواهای خداوند متعال با حضرت داود (ع) این بود که فرمود: یا داود و علیک بالاستغفار فی دلج الّیل الی الأسحار
یا داود اذا جنّ علیک الیل فانظر الی ارتفاع النجوم فی السماء و سبِّحنی و اکثر من ذکری حتی أذکرک. یا داود! انّ المتقین لا ینامون لیلهم الّا بصلاتهم لی و لا یقطعون نهارهم الّا بذکری یا داود انّ العارفین کحلّوا اعینهم بمرود السهر و قاموا لیلهم یطلبون بذلک مَرْضاتی یا داود انّه من یصلی بالّیل و النّاس نیام یرید بذلک وجهی فانی آمر ملائکتی: ان یستغفروا له و تشتاق الیه جنتّی و یدعو له کلّ رطب و یابس
ای داود بر تو باد به استغفار کردن در دل شب تا سحرگاهان ای داود زمانی که تاریکی شب تو را در برگرفت پس نگاهی به صعود ستارگان در آسمان بينداز مرا تسبیح گو و بسیار به یاد من باش تا من نیز به یاد تو باشم ای داود همانا پارسیان شب هایشان را نخوابند مگر اینکه نماز برای من به جا آورند و روزهایشان را سپری نکنند مگر اینکه به یاد و ذکر من مشغول باشند ای داود همان عارفان سرمه شب زنده داری را به چشم هایشان کشیده‌اند و شب را به بیداری سپری می‌کنند و به این وسیله خواهان خشنودی من هستند ای داود همانا کسی که در دل شب نماز گزارد در حالی که مردم در خوابند و از این عبادت نیز مقصدش من باشم پس به فرشتگانم امر می‌کنم که برای چنین کسی طلب بخشش کنند و بهشت من نیز مشتاق دیدار خواهد بود پس هر‌تر و خشکی برای او دعا خواهد کرد.
حال که خداوند متعال از بنده خود خواسته که مقداری از شب را به عبادت او مشغول باشد آیا وظیفه ما اطاعت از امر او نیست مگر ما خود را عبد او نمی‌دانیم، مگر عبد بر خلاف نظر و خواست مولا عمل می‌کند!!؟ آیا خداوند به این اعمال نیازمند است یا ما؟ خداوند می‌داند خیر و سعادت و وسیله تقرّب ما در چیست یا خودمان بهتر می‌دانیم؟ آیا وقتش نرسیده که شب مرده و غفلت زده خود را با عبادت و مناجات با حضرت حق احیاء کنیم؟
جناب ملا حسین قلی همدانی از عارفان بزرگ می‌فرمایند: «کسانی که از این مقامات به جایی رسیده‌اند، همه‌شان از شب خیزها بوده‌اند از غیر آنها دیده نشده است!»
من و تو که راه آخرت در پیش داریم و دستمان خالی است آیا نباید بیشتر به فکر باشیم و برای جمع کردن توشة راه همّت کنیم؟ و کمی از لذت ناچیز خواب بگذریم و آن را برای دوستدارانش باقی گذاریم و طعم شیرین مناجات را بچشیم و ره توشه برای خودمان آماده کنیم. باید عزم خود را جزم کنیم و نشان دهیم که دوستدار خدا هستیم و در گروه دروغ گویان نیستیم چقدر زشت است که حدیث رسول اکرم شامل حال سرباز امام زمان عج شود آن جایی که فرمودند:
حسبُ الرجل من الخیبة أن یبیت لیله لا یصلی فیها رکعتین و لا بذکر الله فیها حتی یصبح فقیل: یا رسول الله انّ فلانا نام البارحة عن وردة حتی اصبح قال (ص): ذلک رجل بال الشیطان فی أذنه فلم یستیقظ
رسول خدا فرمودند: همین زیان و خسران مرد را بس که شب را به صبح رساند و دو رکعت نماز در آن نخواند و ذکر خدا ننماید تا اینکه صبح در خواب بود و ورد و ذکری که داشت از او فوت شد پیامبر فرمود: او مردی است که شیطان به گوش او بول کرده که بیدار نگشته است.
خوشا به حال کسی که خود را از اسارت درآورد و لذت خواب دنیا را برخود حرام کند و احترام خیمه امام زمان را نگه دراد و خلوتی پاک و مقدس با خدای خود باز کند. مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب شریف لقاءالله خود می‌فرمایند: «ای انسان مسکین مگر تو همان نیستی که در مصاحبت با اشراف دنیا پیش دستی می‌نمودی و تمام سعی و تلاش خود را در این رابطه به کار می‌گرفتی بلکه برای هم صحبت شدن و هم نشین شدن با آنها مال و آسایش خود را بذل می‌کردی بلکه از این بالاتر برای افتخار هم نشینی باسطان زمان خود خطر مرگ را هم می‌پذیرفتی! پس کجایی ای مسکین که طالب تحصیل شرف هستی در حالی که خون دلت را در تشرف به صحبت سلاطین نثار می‌کنی پس این سستی و تسامح در اجابت دعوت سلطان حقیقی چیست!؟ آن سلطان حقیقی که سلطنت همة پادشاهان و سلاطین با ذره ای از سلطنت عظیم او قابل قیاس نیست بلکه هر سلطنت و سلطه ای که در مخلوقات عالم مشاهده می‌شود همه آنها اثری است از آثار سلطنت عظیم خداوند متعال و سایه ای است از سایه‌های سلطنت بلند مرتبه حضرت حق علاوه بر آن خداوند متعال ولی نعمت‌تر است. نعمت‌هایی که تو قدرت و توان شمارش آنها را نداری بلکه احدی از مخلوقات الهی توان شمارش آنها را ندارد! پس چقدر در خسران و زیانی در این معامله که با سلطان حقیقی بزرگ انجام می‌دهی در حق او کوتاهی می‌نمایی؟... این چنین رفتاری راحتی با هم طرازهای خودت نیز انجام نمی‌دهی زیرا زمانی که یک شخص بزرگوار را به سوی تو بفرستد تا تو را با زبان لطیف و شیرین دعوت نماید و این چنین وعده‌های بزرگ و قابل توجه را به تو ابلاغ کند [ با تمام وجو از او استقبال می‌کنی] ... حتی با دشمنان خود چنین رفتارهای سبکی انجام نمی‌دهی... سبحان الله خداوند چقدر کریم و بزرگوار است چقدر حلیم و بردبار است؟
در پایان حدیثی را در مورد نماز شب که یک از بارزترین مصادیق مناجات سحر است را ذکر می‌کنیم:
از امام باقر از وقت نماز شب سؤال شد فرمود:
هو الوقت الذّی جاء عن جدّی رسول الله (ص) انّه قال ان لِللّه تعالی منادیا ینادی فی السحر هل من داع فاجیبه؟ هل من مستغفر فأغفرله؟ هل من طالب فاعطیه؟ ثم قال: هو الوقت الذّی وعد فیه یعقوب بینه ان یستغفرلهم و هو الذی مدح فیه المتسغفرین فقال:
«المستغفرین بالأسحار» انّ صلاة الیل فی آخره افضل من اوّله و هو وقت الأجابة و الصلاة فیه هدیه المومن الی ربّه فأحسنوا هدایاکم الی ربّکم یحسن الله جوائزکم فانّه لا یواظب علیها الا مومن صدّیق»
«وقت آن همان است که از جدم رسول خدا رسیده است که فرمودند: همانا برای خداوند متعال منادی هست که هنگام سحر ندا می‌دهد که آیا دعا کننده ای هست یا اجابت نمایم؟ آیا استغفار کننده ای هست تا مورد بخششش قرار دهم؟ آیا درخواست کننده ای هست تا به او عطا نمایم؟ سپس فرمود: همان وقتی است که حضرت یعقوب به فرزندانش وعده داد تا برای آنان طلب غفران و بخشش نماید همان وقتی است که استغفار کنندگان در آن مورد مدح و ستایش قرار گرفته‌اند و در سحر گاهان استغفار می‌کنند. همانا نماز شب در آخر وقت افضل از اول وقت آن است و آن وقت اجابت دعاهاست و نماز در آن موقع هدیه مومن به پروردگارش است. پس هدیه‌های خودتان را جهت تقدیم به پیشگاه خداوند متعال نیکو نمایید تا خدای متعال نیز جایزهای شما را نیکو نماید که مواظبت در آن نمی‌کند مگر مومن راستگو.
به یاد داشته باش که خیلی انسان‌ها آرزوی خواندن دو رکعت نماز یا قرائت سوره ای از قرآن را دارند ولی به خاطر مشکلات جسمی یا روحی موفق به آن نمی‌شوند و در حسرت آن می‌سورزند پس تا امکان آن برای تو فراهم هست فرصت را غنیمت شمار.
«یا عیسی کمْ اُحیل النظر و احسنُ الطّلب والقوم [فی غفلة] لا یرجعون!؟»
ای عیسی جقدر من چشم به راه باشم؟ و خواست‌های بندگان را به خوبی اجابت نمایم در حالی که آنان به سوی من باز نمی‌گردند!؟»
پس چقدر جای تأسف و چه رسوایی برماست؟ به کجا پناه باید برد از عظمت این کلمات. سبحان الله چقدر که ما افتضاح کردیم و جفا کاری نموده ایم و خودمان را زشت ساختیم!؟
مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می‌فرمایند: اگر کسی در این روایات فکر کند و به آنها ایمان داشته باشد و به کمترین درجات ایمان و از جسم سالمی برخوردار باشد لذت خواب چنین کسی را از نماز شب باز نمی‌دارد و او راضي نمی‌شود خود را از این همه فضیلت محروم نماید و با پستی و خسارت و رذائل دیگر که نتیجه ترک نماز شب است آلوده کند چگونه شخص عاقل راضی می‌شود که به خاطر یک ساعت خواب در شب مقامش از امامت جماعت شدن برای فرشتگان پاک تنزل کند تا آنجا که پیشابگاه شیطان شود.

 


آثار و فوائد
در احادیث ائمه اطهار علیهم السّلام روایات و احادیث گوناگونی در مورد عبادت و طاعت خداوند متعال آمده است و آثار فضائل بی شمار و ارجمندی را برای شخصی که طعم عبادت و بندگی را برخود چشانده و گاهی سختی آن را تحمل کرده بر شمرده‌اند ما در اینجا گوشه ای از این موارد را متذکر می‌شویم:
1- رهایی از شرّ شیطان
شاید مهمترین فائده این عمل را بتوان همین مورد معرفی کرد چراکه تلاش تمام مومنان و متقین در طول عمر رهایی از شر این موجود رانده شده است و اگر از این عمل تنها همین  ثمره بدست آید برایمان کافی است.
 از بن عباس روایت شده است که رسول خدا فرمود سه نفر که از شر شیطان و لشکرش درامانند: ذکر گویندگان بر خدا – گریه کنندگان از ترس خدا – استغفار کنندگان در سحرها .
2- نعمت‌های بهشتی
از رحمت‌ها و پاداش‌هایی که خداوند متعال در برابر عبادت و راز و نیازهای سحرخیزان به آنان عطا می‌فرماید بهرمندی آنان از نعائم بهشتی است پاداشی عظیم و غیر قابل وصف از سوی خدای متعال در برابر طاعتی ناچیز و محدود متاعي گران بها برای عابدانی که به اعتراف خود هیچ گاه حق بندگی خدای تبارک را به جا نیاورده اند. ما عبدناک حقَّ عبادتک و ما عرفناک حق معرفتک و روی عن بعض العابدین یقول: رأیت فی منامی کأنّی علی شاطیء نهر یجری بالمسک الأدفر و علی حافیته شجر من اللؤلؤ وجوههنّ الاقمار و هن یقلن: سبحان المسبح بکل لسان سبحانه سبحان الموجود فی کل مکان سبحانه سبحان الدائم فی کل الأزمان سبحانه فقلت من انتن؟ فقلن:

ذرانا إله الناس رب محمد
    لقوم علی الأطراف بالیل قدّم

یناجون ربَّ العالمین الههم
    و تجری همول القوم والناس نوّم


فقلت: بخ بخ لهولاء القوم من هم
فقلن: هولاء المتجهدون بالّیل بتلاوة القرآن والذاکرون الله کثیرا فی السّرو الاعلان المنفقین المستغفرین بلأسحار.
یکی از عابدها می‌گوید به خواب دیدم که گویا در کنار نهری هستم که مشک خوش بو در آن جاری است و در دو طرف آن نهر درختی از لؤلؤ و نی‌های طلایی روییده بود و ناگهان کنیزانی دیدم که خود را بازیور آراسته‌اند و لباس‌هایی از جنس سندس و حریر در برکرده‌اند و صورت هایشان مانند ماه می‌درخشد و می‌گویند «منزه است خدایی که به هر زبان تسبیح گفته شده است منزه و پاک است او منزه است خدایی که در همه جا هست پاک است او منزه است خدایی که در هر زمانی جاویدان است پاک است او. گفتم شما کی هستید؟ آن کنیزان گفتند: خدای مردم و پروردگار محمد ما را برای مردمی آفریده است که شب‌ها به پا می‌خیزند و با پروردگار جهانیان و خدای خودشان مناجات می‌کنند در حالی که مردم در خواب‌اند اشک از دیدگان این شب زنده داران جاری است.
گفتم: خوشا به سعادت آنان این قوم چه کسانی اند؟ گفتند: کسانی هستند که در دل شب با تلاوت کردن قرآن به تهّجد می‌پردازند و خداوند را در عیان و پنهان بسیار یاد می‌کنند و انفاق کنندگان و استغفار کنندگان در هنگام سحر هستند.
3- رفع بلاء
 عن ابی عبدالله قال: قال امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام: انّ الله اذا رای اهل قریه قد أسرفوا فی المعاصی و فیها ثلاثه نفر من المؤمنین ناداهم جل جلاله: یا اهل معصیتی لو لا ما فیکم من المؤمنین المتحابین بحلابی العامرین بصلواتهم أرضی و مساجدی المستغفرین بالأسحار خوفاً منّی لأنزلت بکم عذابی ثم لا اُبالی.
امام صادق (ع) فرمود: امیرالمؤمنین فرمودند که خداوند متعال هنگامی که دید مردم شهری در گناه ورزیدن افراط می‌کنند در حالی که فقط سه نفر مومن در میان آنهاست خدای جل و جلاله ندا می‌دهد که ای کسانی که از فرامین من سر پیچی می‌کنید اگر نبودند این مؤمنین که به خاطر جلال و عظمت من یکدیگر را دوست می‌دارند و با نمازهایشان زمین و مساجد مرا آباد می‌نمایند و در سحرها از ترس من استغفار می‌کنند حتما بر شما عذابم را نازل می‌کردم و هیچ پروایی نداشتم.
4- حسابرسی سریع
روی اذا جمع الله الاولین والاخرین نادی مناد لیقم الذین «تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربّهم خوفاً و طمعا» فیقومون و هم قلیل ثم یحاسب الناس من بعدهم  روایت شده هنگامی که خداوند اولین و آخرین را گرد آورد نداگری ندا می‌دهد کسانی که «پهلوهایشان از بسترها در دل شب دور می‌شود و به پا می‌خیزند روبه درگاه خدا می‌آمورند و پروردگار خود را با بیم و امید می‌خوانند پس اینک به پا خیزند که اندک کسانی هستند و پس از آنکه به حساب آنان رسیدگی شد به حساب مردم رسیدگی خواهد شد.
5- آمرزش گناهان
عن الصادق (ع) عن آبائه (ع): ان العبد اذا تخلّی بسیّده فی جوف اللّیل المظلم و ناجاه أثبت الله النور فی قلبه فاذا قال یا ربّ یا ربّ ناداه الجلیل – جل جلاله – لبیک عبدی سلنی اعطک و توکل علیَّ اکفک ثم یقول – جل جلاله – للملائکه: [یا ملائکتی] انظروا الی عبدی فقد تخّلی بی فی جوف الّیل المظلم والباطلون لاهون والغافلون ینامٌ اشهدوا انی قد غفرت له.
امام صادق (ع) و او نیز از پدرانش نقل می‌کند که پیامبر فرمود: هرگاه بنده در دل شب تار با سرور خود خلوت کند و با او به راز و نیاز پردازد خداوند دلش را نورانی گرداند پس همین که گفت: پروردگارا پروردگارا خداوند جلیل – جل جلاله – او را ندا می‌دهد: لبیک بنده من از من بخواه تا عطایت نمایم و بر من توکّل کن تا تو را کفایت کنم پس به فرشتگانش گوید: ای فرشتگان من! به بنده ام بنگرید که در دل شب تار که هرزه گران به لهو سرگرمند و غافلان خفته‌اند با من خلوت کرده است شاهد باشید که من او را آمرزیدم.
6- تقرب به خدا
عن ابی عبدالله قال: قلت له اخبرنی جعلت فداک ایّ ساعة یکون العبد اقرب الی الله والله منه قریب؟ قال اذا قام فی آخر الیل و العیون هادیه فیمشي الی وضوءه حتی یتوضأ باَسبغ وضوء ثم یجیء حتي یقوم فی مسجده فیوّجه. وجهه الی الله و یصف قدمیه و یرفع صوته و یکبّر و افتتح الصلاة فقرأ اجزاءً و صلّی رکعتین قام لیعید صلاته ناده مناد من عننِ السماء عن یمین العرش: ایها العبد المنادی ربه ان البّر لینشر علی راسک من عنان السماء والملائکه محیطه بک من لدن قدمیک الی عنان السماء والله ینادی عبدی لو تعلم من تناجی اذا ما ؟؟؟ و قال: ابغض الخلق الی الله ؟؟؟ بالّیل و بطال فی النهار.  از امام صادق (ع) نقل شده که راوی می‌گویند: به امام صادق عرض کردم: فدایت گردم مرا آگاه ساز که درچه ساعتی بنده به خدا نزدیک‌تر است و خدا هم به او نزدیک است؟ حضرت فرمود: زمانی که بنده در آخر شب به پا می‌خیزد در حالی که چشم‌ها در خوابند. آن گاه به سوی وضو ساختن می‌رود و وضوی کاملی می‌سازد سپس در نماز گاه خود به نماز می‌ایستد و صورت خود را به خدا متوجه می‌کند و هر دو پا را در کنار هم قرار می‌دهد و صدای خود را به الله اکبر گفتن بلند می‌کند و شروع به نماز می‌نماید سپس تعدای از آیات قرآن را قرائت می‌نماید و دو رکعت نماز می‌گزارد و بر می‌خیزد تا در رکعت نماز دیگر به جای می‌آورد که ناگهان ندایی ازمنادی سمت راست عرش از پهنه اسمان به گوش می‌رسد که ای بنده ای که پروردگار خود را ندا میدهی همانا نیکی و احسان از پهنه آسمان همچنان بر سر تو افشانده می‌شود و فرشتگان از قدمگاه تو تا پهنه آسمان محیط بر تویند در این هنگام خداوند متعال ندا می‌دهد: ای بندة من اگر می‌دانستی با چه کسی مناجات می‌کند هرگز روی گردان نمی‌شدی و حضرت فرمود: مبغوض ترین خلق نزد خدا کسی است که به شب مُرداری بیش نیست و به روز هم جز تنبلی چیزی از او بر نمی‌آید. همان طور که گفته شد یکی از مصادیق بارز و مهم مناجات سحر که در آیات و روایات معصومین علیهم السلام به آن تاکید بسیاری زیادی شده است خواندن نماز شب می‌باشد بدین جهت به تعدادی از احادیثی که در فضیلت نماز شب آمده است اشاره می‌کنیم:
1- امامت فرشتگان
از «امالی» شیخ صدوق با سندش از ابن عباس روایت شده که گفت: رسول خدا فرمود هر بنده ای - مرد یا زن – که نماز شب روزیش شود و از روی اخلاص برای خدای عزوجل برخیزد و وضویی کامل گیرد و با نیست صادقانه و قلب پاک و پیکری خاشع و دیده ای گریان برای خدای - عزوجل – نماز گزارد خداوند تبارک نه صف از فرشتگان پشت سر او قرار دهد که شمار فرشتگان هر صف در مشرق باشد و سر دیگر آن در مغرب حضرت فرمود: چون از نماز فارغ گردد به تعداد آن فرشتگان برایش درجه و مقام نوشته شود.
روح ایمان: عن الصادق: انّ من روح الایمان ثلاثه: التهجد باللیل و افطار الصائم و لقاء الأخوان.
امام صادق فرمود: همانا سه چیز از روح ایمان به شمار می‌آیند: نماز شب خواندن به روزه دار افطاری دادن و ملاقات برادران
2- حسن جمال
عن «العیون» قال سئل علی بن الحسین (ع): ما بال المتهجّدون باللیل من احسن الناس وجهاً؟ قال (ع): لانّهم خلوا بربّهم فکساهم من نوره از امام سجاد پرسیدند: چرا اهل نماز شب از بهترین زیبا رویان به شمار می‌آیند؟
حضرت فرمودند: برای این که آنان با پروردگارشان خلوت می‌کنند. پس خدا از نور خود به آنها می‌پوشاند.
صاحبان عقل: قال رسول (ص): خیارکم أولی النّهی قیل: یا رسول الله من اولوا النهی؟ فقال: المتهجّدون باللیل والناس نیام حضرت رسول فرمود: بهترین شما صاحبان عقل هستند عرض شد:
یا رسول الله صاحبان عقل چه کسانی اند؟ فرمود: اهل نماز شب هنگامی که مردم درخواب فرو رفته‌اند.

مناجات سحر در سيره بزرگان
در خاطرات و زندگينامه علما و بزرگان آمده كه ايشان در سخت ترين شرايط حاضر به ترك مناجات و خلوت  خود با خداوند متعال نميشدند و اين خود ناظر به اهميت بالاي اين موضوع ميباشد در اينجا چند نمونه را يادآور ميشويم .
1- حضرت زینب علیه السلام در شب یازدهم محرم
در شب عاشورا زینب بود و حسین «علیه السلام» زینب بود و همه کس و همه چیز. در شب یازدهم زینب بود و زینب در این شب زینب قافله سالار اسیران بود، از این سو به آن سو می‌دوید و گمشدگان را می‌جست. از ضرب تازیانه پیکرش می‌سوخت. خارهای بیابان به پایش مي‌خليد ولی زینب یتیمان را می‌جست، جگرش می‌سوخت و یتیمان را می‌جست پس از آن که از این کارها فراغت یافت و از سلامت همه اطمینان حاصل کرد، به سوی خدا رفت و به عبادت پرداخت. نماز شب به جای آورد، آن قدر ناتوان و کوفته شده بود که نتوانست ایستاده بخواند. نماز شب را نشسته به جا آورد و با خدای خود به راز و نیاز پرداخت. زینب «علیه السلام» فدایی بود و فداییان مصائب و رنج‌ها را این گونه استقبال می‌کنند و خم به ابرو نمی‌آورند، پایدارند و سپاس گذار  
2- استاد شهید مطهری
یک سلسله لذت‌ها و معنویت ما را بالا می‌برد. برای کسی که اهل تهجّد و نماز شب است، جزو صادقین و صابرین و مستغفرین بالاسحار است، نماز شب لذت و بهجت دارد، آن لذتی که یک نفر نماز شب خوان حقیقی و مواقعی از نماز شب خودش می‌برد از «استغفرالله ربّی و اتوب الیه»‌ها می‌برد از «العفو» گفتن‌ها و یادکردن و دعا کردن حداقل چهل مؤمن می‌برد، آن لذتی که از «یا ربّ یا ربّ» گفتن‌ها می‌برد؛ هیچ وقت یک آدم عیّاش که در کاباره‌ها می‌گردد، احساس نمی‌کند.  
3- تهجّد امام خمینی
یکی از نزدیکان امام می‌گوید: امام در بیماری، صحت، زندان، خلاصی، تبعید، حتی بر روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب می‌خواندند.
فرزند امام خمینی می‌گوید: شبی که از پاریس عازم ایران بودیم، امام در هواپیما برای نماز شب برخاستند و چنان می‌گریستند که خدمۀ در ايرفرانس تعجب کرده بودند.
روزی که از نجف عازم کویت شدیم حدود ساعت چهار صبح حرکت کردیم، درست بعد از اذان صبح، و بعد از آن همه گرفتاری‌ها حدود ساعت دوازده، سرانجام امام در هتل بصره استراحت کردند. دو ساعت نخوابیده بودند که ساعتشان زنگ زد و بیدار شدند و نماز شب خواندند.
4- محدث قمی
وی در تمام دروۀ سال، حداقل یک ساعت قبل از طلوع فجر بیدار و مشغول نماز و تهجّد بود. به عبادت آخر شب و قبل از سپیده دم زیاد اهمیت می‌داد و معتقد بود که بهترین اعمال مستحب عبادت و تهجّد است. فرزند بزرگش گوید: «تا آن جا که من خاطر دارم بیداری آخر شب از او فوت نشد، حتی در سفرها» محدث قمی دربارۀ استادش حاج میرزا حسین نوری می‌نویسد. «او در زهد و عبادت سخت کوشا بود، نماز شب از او فوت نشد و راز نیازش با خداوند متعال در تمام شب‌ها برقرار بود».
5- شیخ جعفر کاشف الغطاء
شیخ در عبادت و صفاي باطن و حالت تضرّع وزاری به درگاه حضرت باری و تهجّد و سحرخیزی و دعا و مناجات، یکی از او تا در روزگار بود و حتي الامکان نمی‌گذاشت عملی مستحب از او فوت شود.
شیخ حسن، فرزند کاشف الغطاء می‌گوید: عادت شیخ جعفر آن بود که هرشب وقت سحر بیدار بود و می‌آمد دمِ در اتاق‌ها و عیال و فرزندان همه را بیدار می‌کرد و می‌گفت «برخیزید و نماز شب را بخوانید»
6- آیة الله درچه‌ای
مرحوم آیة الله سید محمد باقر درچه ای، استاد آیة الله بروجردی و میرزای ناینی و آقا نجفی قوچانی، در قنوت نماز شب دعای ابو حمزه ثمالی را ایستاده می‌خوانده است
کنونت که چشم است اشکی ببار
    زبان در دهان است عذری بیار

7- استاد شهید قدوسی
او به مستحبات و مکروهات بسیار اهمیت می‌داد و نماز شب را برای روحانی لازم می‌دانست. شبی در مسجد گوهرشاد بانگرانی خاصی گفت: برایم بسیار ناگوار و غیر منتظره بود که شنیدم یکی از اساتید مدرسه حقاني مقید به نماز شب نيست. با ایشان صحبت کردم، معلوم شد سبكي معده را در شب رعایت نمی‌کند.4

آداب مناجات سحر :
به سر انجام رسيدن يك عمل و بهره مندي كامل از فوائد و آثار آن متوقف بر رعايت كردن آداب و شرايط آن عمل مورد نظر مي باشد و در غير اين صورت نتايجي كه بايد براي انسان بدست آيد يا به كلي از بين ميرود و يا تنها مقدار اندكي از آن فوائد شامل حال انسان ميگردداز اين رو براي بهره¬ مندي كامل از آثار مناجات سحر بايستي انسان مودّب به آداب آن شود .
در كتب عبادي و ادعيه آداب و اعمال مختلفي براي مناجات در سحرذكر شده كه اشاره به آنان به طور كامل از حوصله بحث خارج است و ما در اينجا تنها به مهمترين آنها اشاره ميكنيم :
اداي شكر هنگام برخاستن
چون از خواب برمي¬خيزيم بايد متذكر نعمت اعاده روح كه به منزله حيات تازه¬اي است از سوي حضرت حق جل جلاله بشويم و ياد آورم كه هزاران نظر اين خواهش را از او خواسته¬ بودند و به غير از « كلمة انّها قائلها  » جوابي نشنيده بودند.
نماز شب
همان طور كه گذشت از مهمترين مصاديق مناجات سحر نماز شب است كه در آيات و روايات و سيره بزرگان دين اشاره خاصي به آن شده تا حدّي كه در حديث آمده:
جابر قال : سمعت رسول الله يقول :ما اتخّذ الله ابراهيم خليلا الّا باطعام الطعام و الصلاة بللّيل و الناس نيام .
از جابر نقل شده كه گفت : از رسول الله شنيدم كه مي فرمود : خداوند متعال حضرت ابراهيم (ع) را دوست خود نگرفت مگر به خاطر طعام دادن و نماز شب خواندن در حالي كه مردم خفته بودند.
در آثار اين عمل آمده :
ابي عبدالله(ع) : فيقول الله عز و جلّ:«انّ الحسنات يذهبنّ السيئات» قال : صلاة مومن بالليل تذهب بما عمل من ذنب بالنهار.
امام صادق در معني كلام الهي كه فرموده :« كارهاي خوب،گناهان را از بين ميبرد» فرمود : نماز شب شخص مومن اثر گناه روز او را از بين ميبرد .


تلاوت قرآن
شايسته است كه آدمي در نيمه شب و در خلوت خود با خداوند متعال قسمتي از راز و نياز خود را به تلاوت كلام نوراني حضرت دوست اختصاص دهد و عبادت خود را با نور آيات جلا دهد.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ :قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع ):الْبَيْتُ الَّذِي يُقْرَأُ فِيهِ الْقُرْآنُ وَ يُذْكَرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تَكْثُرُ بَرَكَتُهُ وَ تَحْضُرُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَهْجُرُهُ الشَّيَاطِينُ وَ يُضِي‏ءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا تُضِي‏ءُ الْكَوَاكِبُ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ إِنَّ الْبَيْتَ الَّذِي لَا يُقْرَأُ فِيهِ الْقُرْآنُ وَ لَا يُذْكَرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تَقِلُّ بَرَكَتُهُ وَ تَهْجُرُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَحْضُرُهُ الشَّيَاطِين‏.
امام صادق  عليه السّلام  فرمود: كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: خانه‏اى كه در آن قرآن خوانده شود و ذكر خداى عز و جل (و ياد او) در آن بشود، بركتش بسيار گردد، و فرشتگان در آن بيايند و شياطين از آن دور شوند، و براى اهل آسمان مى‏درخشد چنانچه ستارگان براى اهل زمين مى‏درخشند، و خانه‏اى كه در آن‏ قرآن خوانده نشود و ذكر خداى عز و جل در آن نشود بركتش كم شود، و فرشتگان از آن دور شوند و شياطين در آن حاضر گردند.

ادعيه خواني
سحر بهترين وقت برای سخن با خداوند متعال است ، ساعتی که در آن انسان بیشتر از دیگر اوقات خالی از دل مشغولی ها و تشویشات خاطر است و فکر و روان او آرامش فراوانی دارد . این وقت طلایی ترین فرصت برای دعا و مناجات و ابراز نیاز به درگاه خدای سبحان است ، خداوندی که فرمود : « يا عيسى! كم اطيل النظر و احسن الطلب‏ ... .» چقدر من چشم به راه باشم ؟ و خواسته های بندگان را به خوبی اجابت کنم .
حال چقدر زیباست که انسان خواسته های خود و دعاهای خود را با کلام معصوم به درگاه خداوند ببرد و با همان زبانی که ائمه اطهار خداوند را میخواندند، او نیز بخواند .
کتابهای ادعیه از جمله  صحیفه سجادیه و مفاتیح الجنان گنجینه ای ارزشمند از بیانات و نجواهای معصومین علیهم السلام را در بر داردند .

تضرّع و دل شکستگی
در بیانات امامان ما آمده که هیچ قطره ای نزد خداوند متعال محبوب تر و دوست داشتنی تر از قطره اشک انسان از ترس خدا نیست و هیچ بنده ای نیست که از خوف خدا بگرید مگر خداوند او را از شراب رحمتش سیراب سازد و گریه اش را به خنده و سرور در بهشت مبدّل نماید .
 فی خطبه الوداع لرسول الله(ص): مَنْ ذَرَفَتْ عَيْنَاهُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ كَانَ لَهُ بِكُلِّ قَطْرَةٍ قَطَرَتْ مِنْ دُمُوعِهِ قَصْرٌ فِي الْجَنَّةِ مُكَلَّلٌ بِالدُّرِّ وَ الْجَوْهَرِ فِيهِ مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَر.در خطبه وداع رسول خدا(ص) است که فرمودند:  هر كه دو چشمش از ترس خدا گريان شوند بهر قطره اشكش كاخى از دُر و گوهر در بهشت دارد كه در آنست آنچه ديده‏اى نديده و گوشى نشنيده و به دل بشرى نگذشته‏ است  .
رَوَى إِسْحَاقُ بْنُ عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَدْعُو وَ أَشْتَهِي الْبُكَاءَ فَلَا يَجِيئُنِي وَ رُبَّمَا ذَكَرْتُ مَنْ مَاتَ مِنْ بَعْضِ أَهْلِي فَأَرِقُّ وَ أَبْكِي فَهَلْ يَجُوزُ ذَلِكَ فَقَالَ نَعَمْ تَذْكُرُهُمْ فَإِذَا رَقَقْتَ فَابْكِ لِرَبِّكَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى .
«اسحاق بن عمار» گويد: به امام صادق- عليه السّلام- عرض كردم: دعا مى‏كنم و دلم مى‏خواهد گريه بكنم ولى اشكى نمى‏آيد، اما وقتى بعضى از نزديكانم كه وفات يافته‏اند را به ياد مى‏آورم، دلم مى‏شكند و اشكم جارى مى‏گردد، آيا چنين كارى جايز است؟ فرمودند:
 «نعم، تذكّرهم، فاذا رققت فابك لربّك تبارك و تعالى‏
 يعنى: «بلد جايز است، آن اموات را به ياد بياور و وقتى قلبت شكست، براى خداوند تبارك و تعالى گريه كن».

عوامل باز دارنده
 اموري وجود دارند كه مانع از انجام مناجات انسان با خداي خود ميشوند و متاسفانه ما با غفلت از آنها موجب ميشويم كه اثرات خود را بر ما داشته باشند البته اين امور تنها مختص به اين مورد نيستند و در مواردي مانع انجام ساير اعمال عبادي نيز ميشوند كه در اينجا به عمده آنها اشاره ميكنيم .


1ـ گناه کردن
این امر ناپسند و مضموم علاوه بر آن که فرصت عبادت را از انسان سلب می کند باعث محرومیت های زیادی در زمینه های مادی و دنیوی نیز میشود. در روایات معتدد وارد شده که بسیاری از دشواری ها و مصائب نیز نشأت گرفته از گناهان میباشد.
امام باقر (ع) می فرمایند: «ما من نکبة تصیب العبد الّا بذنب و ما یعفو الله عنه اکثر».
به طور فراوان در معارف اسلامی به محروم شدن انسان از توفیق عبادت به سبب این امر شنیع تاکیده شده است.
امام صادق (ع) می فرمایند: انّ الرجل یذنب الذنب فیحرم صلاة اللیل و انّ العمل السیئی أسرع فی صاحبه من السکین فی اللّحم.
در احوالات بزرگان و عارفان آمده که حتی گرد کار مکروه و مباح نمی گشتند چه برسد به حرام.
در اینجا نمونه ای ذکر می کنیم:
محروم مولی عبد ا... شوشتری یکی از شاگردان محقق اردبیلی در مقام موعظه به فرزندنش گوید: فرزندم از آن هنگام که اساتید به من فرمودند به رأی خودت عمل کن و اجازه اجتهاد دادند تا کنون مرتکب کار مباح و مکروه نشده ام حتی در خوردن آشامیدن و خواب و مانند آن.
به قدری اهمیت ترک گناه بالا است که خودش افضل عبادات شمرده شده حضرت علی (ع) میفرماید: اجتناب السئیات أولی من اکتساب الحسنات  دوری کردن از بدیها سزاوارتر از انجام خوبیهاست.
2ـ پرخوری در شب
از جمله آفاتی که سرعت یادگیری علم و دانش را کاهش و میل به خواب را افزایش و موجب بی رغبتی بر اعمال عبادی میشود زیاده روی در خوردن به عبارت دیگر شکم پرستی است.
لقمان حکیم به پسر خود گفت: ای فرزند چون معده پر شود قوه فکر و اندیشه میخوابد و حکمت و دانایی لال میشود و اعضاء جوراح از عبادت باز می ایستد  در حدیثی از امام صادق (ع) است که فرمودند: انّ البطن من اکله و اقرب ما یکون العبد من الّله اذا خفّ بطنه و ابغض ما یکون العبد الی الله اذا امتلاء بطنه.
هر گاه شکم سیر شد طغیان می کند و اقرب وقت از برای بنده به سوی خدا وقتی است که شکم او سبک باشد و دشمن ترین حالت از برای بنده در نزد خدا حالتی است که شکم او ممتلی باشد.
پس چه قدر بجاست که با رعایت کردن آداب و پرهیز از پرخوری شرائط را برای راحت بیدار شدن در سحر مهیّا کنیم.
 
3ـ دیر خوابیدن
از مسائل ضروری که افراد باید نسبت به آن توجه و اهتمام زیادی داشته باشند مسأله خواب به اندازه میباشد در این موضوع هم افراط و هم تفریط ضررهای غیر قابل جبرانی برای انسان به وجود می آورد.
حضرت علی (ع) میفرماید: اذا اراد الله سبحانه صلاح عبده الهمه قله الکلام و قله الطعام و قله المنام .
هر گاه خداوند بخواهد بنده خود را اصلاح کند سه چیز نصیب او می کند: 1- کم گویی 2- کم خوری 3- کم خوابی.
به نظر می رسد انسان بتواند با برنامه ریزی مناسب برای اوقات خود از این آفت بزرگ یعنی متعادل نبودن میزان خواب جان سالم به در برد. دیر خوابیدنها در بسیاری از موارد ناشی از باقی ماندن و به اتمام نرسیدن امور روزانه است که می توان با برنامه ریزی دقیق از انباشته شدن آنها برای ساعات آخر روز جلوگیری کرد. دیر خوابیدن باعث می شود انسان سحر خیز نباشد و یا در صورت زود بیدار شدن به خاطر عدم استراحت کامل بدن در طول روز بی حال و خواب آلوده باشد و به احتمال زیاد بی رغبت به عبارت است.
4ـ ندانستن اهمیت
از اموری که منجر به سهل انگاری و غفلت اشخاص نسبت به مسائل و مانع پیدا شدن رغبت در آنهاست نداشتن شناخت و ندانستن اهمیت و جایگاه آن امر در زندگی است به طور قطع اگر انسان اهمیت مناجات سحر را بداند نسبت به آن بی توجهی نخواهد کرد. امیدواریم با مطالعه مطالب ارائه شده در بخش اهمیت مناجات این هدف تأمین بشود.
5ـ خستگی
از مواردی که باید مانع از مشکل ساز شدن آن بشویم ایجاد خستگی مفرط است که گاهاً در پایان روز به انسان دست می دهد و سبب باز ماندن انسان از برنامه ها و تصیماتش می شود.
انسان باید متوجه این امر باشد که نیروی خود را در طول روز صرف چه اموری می کند آیا این امور ارزش آن را دارند که نیرو و انرژی ما در راه انجام آنها صرف شود و احیاناً ما را از کارهای دیگر باز دارد. به نظر می رسد بتوانیم با حذف کارهای غیر ضروری مثل شب نشینیهای بی فائده یا تفریحات بی موقع و امثال اینها نیروی خود را ذخیره کنیم تا از کارهای با ارزش و سرنوشت ساز باز نمانیم.
یقیناً با کمی تفکر به این نتیجه میرسیم که لذت مناجات سحر و ثمره ابدی آن ارزش حذف کردن برخی از امور خسته کننده و بی فائده یا کم فائده را از برنامه روزانه دارد.
6ـ تنبلی کردن
بسیار اتفاق می افتد که تمام شرائط برای شروع یک فعالیت محقق شده ولی عامل باز دارنده آن تنبلی کردن و تن به کار ندادن خود شخص میباشد.
انسان باید تا میتواند رخوت و سستی را از خود دور کند و نگذارد فرصتهای به دست آمده به وسیله دشمنی مثل تنبلی از دست برود چرا که معلوم نیست آیا بار دیگر شرائط مهیّا و آماده خواهد بود یا خیر.
امام کاظم (ع) میفرمایند: ایاک و الضجر و الکسل فانهما یمنعان حظّک من الدنیا و الاخرة.
از تنگ دلی و تن آسایی بپرهیز، زیرا این هر دو تو را از بهره های دنیا و آخرتت باز میدارد.
شاید بتوان از عاملهای مهم در تنبلی کردن و کم حالی را آماده نبودن بدن و قوای جسمانی در اثر بی تحرکی و ورزش نکردن و نداشتن تغذیه مناسب معرفی کرد باید با یک همّت قوّی در صدد مقابله با آنها بر آییم حضرت علی (ع) در خطبه 103 نهج البلاغه تنبلی را نشانه جاهلان به شمار می آورند: «العالم من عرف قدره و کفی بالمرء جهلاً الّا یعرف قدره و ان من ابغض الرّجال الی الله تعالی لعبدا و کله الله الی نفسه جائرا عن قصد السبیل سائراً بغیر دلیل ان دعی الی حرث الدنیا عمل و ان دعی الی حرث الاخرة کسل کأنّ ما عمل له واجب علیه و کأن ماونی فیه ساقط عنه!
دانا کسی است که قدر خود را میشناسد و در نادانی انسان این بس که ارزش خویش بداند بدترین افراد نزد خدا کسی است که خدا او را به حال خود و اگذاشته تا از راه راست منحرف گردد و بدون راهنما برود اگر به محصولات دنیا دعوت شود تا مرز جان تلاش کند امّا چون به آخرت و نعمتهای گوناگونش دعوت شود سستی ورزد گویا آنچه برای آن کار می کند بر او واجب و آن چه نسبت به آن کوتاهی و تنبلی می کند از او نخواسته اند.
7ـ افراط و زیاده روی
آنچه موجب اثر بخشی و به ثمره رسیدن یک عمل میشود پیوستگی و استمرار آن است امّا گاهی انسان بر اثر زیاده روی در انجام کار شور و اشتیاق اولیّه آن را از دست می دهد و نسبت به آن بی انگیزه می گردد. در اعمال عبادی استمرار شرط مهمی است برای اینکه آن عمل در انسان به ملکه تبدیل شود امّا متأسفانه زیاده روی و افراط در انجام آنها که از القائات شیطان برای منصرف کردن انسان است موجب ترک سریع عمل میشود.
رهرو آن نیست که گر تند وگهی خسته رود    
    رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

حضرت علی (ع) میفرمایند: لا یری الجاهل الّا مفرطاً او مفرّطا.
جاهل و نادان یا در حال افراط است یا تفریط و اعتدال در او نیست.





وقت سحر
دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند
    و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

بی خود از شعشه ی پرتوِ ذاتم کردند
    باده از جامِ تجّلّیِ صفاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
    آن شب قدر که این تازه براتم دادند

بعد ازین روی من و آینه ی وصفِ جمال
    که در آن جا خبر از جلوه ی ذاتم دادند

من اگر کام روا گشتم و خوشدل چه عجب
    مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند

هاتف آن روز به من مژده ی این دولت داد
    که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد
    اجر صبری است کزان شاخِ نباتم دادند

همّت حافظ و اَنفاسِ سحر خیزان بود
کـه ز بـنـدِ غـمِ ایّـام نـجـاتـم دادنـد
حافظ





منابع :
1-    قرآن ،ترجمه آقای فولادوند و آقای بهرام پور
2-    امالي صدوق: شيخ صدوق، يك جلد، سال چاپ 1400 قمري، ناشر اعلمي، نوبت چاپ پنجم.
3-    ارشاد القلوب: شيخ حسن ديلمي، عربي، دو جلد، شريف رضي، سال چاپ 1412 قمري، نوبت چاپ اول
4-    عيون الرضا: شيخ صدوق، دو جلد، ناشر نشر جهان، سال 1378ش، نوبت چاپ اول.
5-    بحار: علامه مجلسي، عربي، ناشر اسلاميه.
6-    جوهر السنية: محدث عاملي، زين العابدين كاظمي خلخالي، عربي فارسي، يك جلد، سال چاپ 1380 ش، نوبت چاپ سوم، ناشر انتشارات دهقان.
7-    رساله لقاء الله: ملكي تبريزي، ناشر انتشارات آل علي عليه السلام، نوبت چاپ دهم، سال چاپ 1387 ش.
8-    خصال: شيخ صدوق، انتشارات ارمغان طوبي، دو جلد، چاپ چهارم،سال چاپ 1388 ش.
9-    قاموس قرآن: قريشي، دارالكتاب اسلاميه، سال چاپ 1371 ش، نوبت چاپ ششم.
10-    العين: فراهيدي، انتشارات هجرت، سال چاپ 1410 قمري، نوبت دوم.
11-    افات الطلاب :شاکر برخوردار مفید،انتشارات لاهوت،چا پ دوم،سال1387ش
12-    عدة الداعی و نجح الساعی:ابن فهد حلی،انتشارات دار الکتاب اسلامی،قم،چا پ اول 1407 ق
13-    اصول کافی :کلینی،انتشارات اسوه،چا پ سوم ،1382
14-    سیمای فرزانگان:رضا مختاری،انتشارات بوستان کتاب ،چا پ شانزدهم،1386
15-    وحید بهبهانی:چا پ دوم،تهران،امیر کبیر ،1362ش
16-    پیشوای شهیدان:سید رضا صدر،انتشارات 22بهمن،چا پ دوم،1361ش
17-    المحجةالبیضاء :فیض کاشانی،انتشارات اسلامی ،چا پ دوم
18-    قصص العلماء: محمد تنکابنی،انتشارات اسلامیه،{بی تا و بدون نوبت چا پ}
19-    معراج السعادة: ملا احمد نراقی،انتشارات آل طه،چا پ اول ،1388ش
20-    برگزیده تحف العقول:ابن شعبه حرانی ،انتشارات دار الحدیث،1382ش
21-    میزان الحکمة:محمد ری شهری ،انتشارات دارالحدیث ،  چاپ چهارم ،1383 ش
22-    ارشاد القلوب- ترجمه رضايى‏:سيد عبد الحسين رضائى، فارسى‏، انتشارات اسلاميه‏ چاپ تهران‏ چاپ سوم‏، 1377 ش
23-    ترجمه فرهنگ لغت المنجد : احمد سیاح ،انتشارات اسلام،چا پ هفتم ،1387ش
24- تفسیر نمونه : مكارم شيرازی،انتشارات دار الكتب الإسلاميه، چاپ اول، ش1374

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.