پژوهش طلاب

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 



پیشگفتار:
تعلیم و تربیت را می توان از مهمترین اهداف بغثت انبیا دانست که همواره وجهه همت ادامه دهندگان دعوت ایشان یعنی ائمه اطهار، اولیای الهی، علمای ربانی و مربیان اخلاق نیز بوده است. اما باید گفت علاوه بر این، عموم مصلحان اجتماعی، سیاست گذاران و برنامه ریزان علمی، فرهنگی و تربیتی، نهادهای گوناگون مرتبط با تعلیم و تربیت، دانشمندان و فرهیختگان و معلمان و مربیان در سطوح مختلف با آرا و عقاید گوناگون، همواره و در طول تاریخ پر فراز و نشیب زندگی انسان در نظام های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مختلف، بر تعلیم و تربیت تأکید داشته اند.


چکیده:
تعریف تشویق: ایجاد انگیزه برای انجام دوباره فعل بر اساس ایجاد مقبولیت در مخاطب
زیربنای تشویق: احساس نیاز به مقبولیت
کارکرد تشویق: تکرار عمل انجام شده
روش های به کارگیری: 1. مادی 2. معنوی 3.  کلامی 4. عملی
شرایط اثر گذاری: 1.  مشخص بودن علت تشویق 2. عدم تشویق بیش از حد 3. ارزشمند بودن تشویق 4. عدم تکرار یک نوع تشویق 5. طبیعی بودن تشویق 6. عدم تشویق ویژگی های ذاتی
شرایط کمال: 1. بیشتر بودن محبوبیت و جایگاه تشویق کننده 2. در جلوت بودن تشویق 3. رعایت تناسب بین تشویق و ارزش عمل 4. ترکیب چند تشویق
هشدارها: 1. تشویق گران قیمت نباشد 2. تشویق نباید باج شود 3. تشویق نباید موجب غرور شود 4. تشویق باید متناسب با اهداف تربیتی باشد
زمان استفاده: استفاده از عوامل تنها در زمان قبل از بلوغ فکری مجاز است.

 


فهرست مطالب
مقدمه:   
فصل اول: تعریف   
فصل دوم: زیر بنا   
فصل سوم: کارکرد   
فصل چهارم: روش به کار گیری   
فصل پنجم: شرایط اثر گذاری   
فصل ششم: شرایط کمال   
فصل هفتم: هشدار ها   
فصل هشتم: زمان استفاده   






مقدمه:
مطلب اول:
 چگونه سوق دهیم و چگونه بازدارندگی ایجاد کنیم؟

یکی از سوال های مهم برای افرادی که قصد تربیت دارند این است که چگونه مخاطب را به یک رفتاری سوق دهیم و یا چگونه از کاری باز داریم. این سوال ممکن است کثیرا برای ما اتفاق بیفتد. اولین کسانی که این سوال برای ایشان پیش خواهد آمد پدر و مادر هستند که وظیفه اصلی تربیت بر دوش آنهاست اما افراد دیگری هم هستند که با تربیت ارتباطی دارند و لازم است به این سوال پاسخ دهند. معلم، مربی، در شرایط تبلیغ و حتی ممکن است در روابط دوستانه مانند هم حجره ای و هم مباحثه هم به کار بیاید.
اما پاسخی که علمای علم تربیت به این سوال می دهند این است:
به وسیله عوامل
تعریف عوامل

مطلب دوم:
در کتبی که با موضوع تعلیم و تربیت نوشته شده است عوامل زیادی را شمرده اند که برخی از آنها متفق القول است و برخی از آنها هم اختلافی است. به هر حال دست مربی در استفاده از عوامل باز است تا در شرایط مختلف و در ارتباط با روحیات مختلف از عوامل مختلف استفاده کند
این عوامل عبارتند از:
1.    تلقین
2.    تقلید
3.    مقایسه کردن
4.    تنبیه
5.    تشویق
6.    مسولیت دادن
7.    محبت
8.    الگو سازی
9.    ایجاد سوال
10.    توجه
11.    احترام و بزرگداشت
12.    آموزش
13.    تهدید (وعید)
14.    وعده
15.    قهر
16.    موعظه و نصیحت
17.    رقابت
18.    کنایه (توبیخ)

مطلب سوم:
مطلب دیگر پیرامون عوامل تربیت این است که این عوامل چگونه موجب حرکت می شوند؟ یا به تعبیر دیگر چه خاصیتی در این عوامل تربیت وجود دارد که موجب حرکت در مخاطب می شود؟
رمز اثر گذاری عوامل تربیت، ویژگی هایی است که در انسان وجود دارد و این عوامل بوسیله آن ویژگی هاست که عمل می کند و اثر می گذارد. در وجود هر انسان نقاط ضعفی وجود دارد که هر کدام از این عوامل به گونه ای طراحی شده اند که روی این نقاط ضعف اثر می کند و بوسیله آن می تواند ابزار دست مربی در تربیت باشد.
به آن ویژگی که در انسان است و عامل از آن راه در مخاطب نفوذ می کند «زیربنا» می گویند.

مطلب چهارم:
در بین همه این عوامل یک عامل بسیار پر کاربرد که معمولا همه  به صورت ناخدآگاه از آن استفاده می کنند تشویق است. به همین دلیل در این پژوهش به بررسی و واکاوی این عامل پرداخته ایم چون استفاده از این عامل شایع است و لازم است که جزییات و ریزه کاری ها و فنون استفاده از این عامل را بدانیم و در اجرا بتوانیم از آن به خوبی استفاده کنیم




مطلب پنجم:
برای اشراف و تسلط کامل و در نتیجه اجرا و استفاده صحیح و منتج از یک عامل لازم است که مطالبی را پیرامون آن بررسی کنیم و قبل از استفاده از هر عاملی این هفت موضوع را در رابطه با آن عامل بدست آوریم.
1.    تعریف : تعریف دقیق (جامع و مانع ) از این عامل مشخص شود تا بین دو عامل خلط صورت نگیرد.
2.    زیربنا: همانطور که در مطلب سوم بیان شد هر عامل زیربنایی دارد که بوسیله آن در مخاطب نفوذ و اثر می کند و لازم است که زیربنای عامل مشخص شود. مشخص شدن زیربنای عامل تأثیر مستقیم در شناخت سایر موضوعات دارد.
3.    کارکرد: برای شناخت کامل یک عامل باید دید که این عامل چه اثری دارد و قرار است با این عامل در مخاطب چه حالتی ایجاد کنیم
4.    روش به کار گیری: روش به کار گیری عامل باید مشخص باشد تا مربی بداند که از چه روش هایی می توان این عامل را به کار گرفت البته ممکن است برخی موارد این موضوع تجربی باشد و در این موضوع از روش هایی که دیگران تجربه کردند استفاده کرد
5.    شرایط اثرگزاری: عوامل ممکن است شرایطی داشته باشد که اگر مربی آن شرایط را رعایت نکند دیگر آن عامل اثری ندارد. و دانستن این شرایط بسیار مهم و ضروری است چون اگر رعایت نشود گویا اصلا از عامل استفاده نشده و یا حتی بدتر که اثر عامل را در آینده هم خراب می کند.
6.    شرایط کمال: عوامل شرایط دیگری نیز دارد که اگر رعایت نشود، عامل بی اثر نمی شود بلکه اگر رعایت شود بهتر است و اثر بیشتری دارد و خوب است که این شرایط را نیز بدانیم و از آن استفاده کنیم
7.    هشدار ها: استفاده از عوامل ممکن است خطر ها و آفت هایی داشته باشد که اگر نسبت به آن ها آشنایی نداشته باشیم دچار این آسیب ها بشویم و به جای پیمودن راه، چندین گام از مسیر دور شویم.

اما در این پژوهش قصد داریم با عامل پر کاربرد «تشویق» بیشتر آشنا شویم و این هفت مطلب را پیرامون این دو عامل بررسی کنیم



فصل اول: تعریف
برای تشویق تعاریف زیادی بیان کرده اند مانند:
1.     تعریف به روش
2.    تعریف به غایت و...
اما بهترین تعریف تعریفی است که در آن به زیربنا و کارکرد اشاره شده باشد. که در این صورت تعریف جامع و مانع می شود. البته اگر سایر موضوعات هفت گانه نیز در تعریف بیان شود خوب است اما ضروری نیست و وجود زیربنا و کارکرد در تعریف هم جامعیت و مانعیت دارد و هم شناخت اجمالی نسبت به عامل بوجود می آورد.
اما پس از آنکه در فصل های آینده زیر بنا و کارکرد تشویق را بررسی کردیم خواهیم دید که بهترین تعریف برای تشویق به این شکل است:
تشویق: ایجاد انگیزه برای انجام دوباره فعل بر اساس ایجاد مقبولیت در مخاطب





فصل دوم: زیر بنا
همانطور که قبلا گفته شد هر عاملی زیر بنایی دارد که وجود این زیر بیناست که باعث اثر این عامل می شود.
این زیر بنا ها راه نفوذ در مخاطب است و به عبارتی اینها نقطه ضعف مخاطب است و مربی باید با استفاده از اینها در مخاطب اثر کند. به همین دلیل است که ممکن است یک عامل در مخاطب اول خیلی خوب اثر کند اما در مخاطب دیگر این عامل اثر کمی داشته باشد و عامل دیگر بسیار به کار آید. علتش این است که نقطه ضعف مخاطب اول با نقطه ضعف مخاطب دوم متفاوت است. البته این عواملی که شمرده اند به طور معمول در غالب مخاطبین عمل می کند اما به دلیل تفاوت انسانها، میزان تأثیر عوامل در آنها هم متفاوت است.
در اینجا به چند نمونه از عواملی که در علم تربیت ذکر کرده اند اشاره می کنم:
احساس تقلید
احساس رقابت
احساس ترس و عشق
احساس غرور
احساس ترحم
نیاز به مقبولیت
اما به سراغ تشویق می رویم. با کمی دقت در تشویق هایی که تا به حال انجام دادیم یا روی دیگران انجام شده و ما مشاهده کردیم و یا اینکه خودمان مخاطب تشویق بوده ایم متوجه می شویم که زیر بنای تشویق نیاز به مقبولیت است که در مخاطب قرار دارد. انسان ها ذاتا دوست دارند که مقبول دیگران واقع شوند و از اینکه می بینند پیش چشم انسان دیگری مقبولیت دارند خوشحال می شوند. و آنچه که خوشحالی آنها را افزایش می دهد و باعث می شود که تمام تلاش خود را به کار بگیرند، این است که در پیش یک فرد مهم یا یک شخصیت محبوب مقبول واقع شوند. و توجه یک کسی را که جایگاه و منزلتی دارد را به خود جلت کنند. شاید در اطراف خود کودکانی را دیده باشید که به هر شیوه ای می خواهند مورد توجه واقع شوند. و از هر راهی برای رسیدن به این مقصود استفاده می کنند، برخی با گریه کردن، برخی با سوال های پی در پی، برخی با حرکات خاص و عجیب و... که این نشان از وجود چنین نیازی در آنها دارد.
سازوکار تشویق به گونه ای است که نشان می دهد فرد تشویق شونده نزد فرد تشویق کنند مقبول است و کسی که تشویق می شود پس از آن احساس می کند که توجه تشویق کننده را به خود جلب کرده است.
این احساس زیبا و این خرسندی فرد تشویق شونده سبب حرکت در او می شود و می تواند ابزار خوبی باشد برای مربی تا بدین وسیله مخاطب را به حرکت وادارد.
با دقت در زیربنای عامل تشویق و به طور کلی هر عامل دیگر می توان به تعدادی از شرایط آن عامل دست پیدا کرد،. یعنی وقتی زیربنا مشخص شد با توجه به این زیربنا  می فهمیم که باید چه چیز هایی را رعایت کنیم تا این عامل اثر کند و اگر این شرایط را رعایت نکنیم هیچ تأثیری روی زیر بنا نگذاشته ایم و در واقع عامل بی اثر شده است. که این موارد می شود شرایط اثر گذاری و به همین ترتیب می توان شرایط کمال یک عامل را نیز به دست آورد.


فصل سوم: کارکرد
در فصل گذشته فهمیدیم که عوامل با استفاده از یک ویژگی خاصی که در انسان است در او اثر می کند. اما در این بخش به دنبال این هستیم که ببینیم که یک عامل چه چیزی را در مخاطب ایجاد می کند. یعنی آن اثری که قرار بود عامل روی مخاطب بگذارد چه اثری است. همانطور که در مقدمه بیان شد این اثر را کارکرد یا نتیجه عامل می گویند که قبل از استفاده از عامل باید آن را بشناسیم و متناسب با نیازی که داریم از عوامل استفاده کنیم.
گفته شد که تشویق عاملی است که بر اساس زیربنای احساس مقبولیت اثر می گذارد و مخاطب زمانی که تشویق می شود می فهمد که در نزد تشویق کننده جایگاه خاصی پیدا کرده است و از این مسئله بسیار خوشحال می شود اما این خوشحالی که در او بوجود می آید سبب چه چیزی می شود؟ وقتی که او را تشویق می کنیم و احساس نیاز به مقبولیت او ارضا می شود بعد از آن چه حرکتی در او اتفاق می افتد چرا که ما به خاطر ایجاد یک حرکت و تغییری  تشویق را انجام می دهیم.
با کمی دقت متوجه می شویم که کارکرد تشویق تکرار عمل انجام شده است. یعنی مخاطب پس از تشویق شدن عزم می کند آن عملی را که به سبب آن تشویق شده را دو باره و یا چند باره انجام دهد. و این است آن چیزی که ما از تشویق توقع داریم و به خاطر آن از این عامل استفاده می کنیم. با توجه به این که نیاز به مقبول بودن همیشه وجود دارد، همواره در تصمیم گیری ها موتور محرکی در مخاطب بوجود می آید که تصمیم درست بگیرد تا این مقبولیت دوباره تکرارد شود یا از بین نرود.
پس کارکرد تشویق تکرار عمل انجام شده است و می توانیم در زمانهایی که عملی را از فرزند یا شاگرد یا دوست خود می بینیم و تمایل داریم به تکرار آن از این عامل استفاده کنیم.


پاسخ به یک سوال:
ممکن است کسی این سوال برایش پیش بیاید که تنها کارکرد تشویق تکرار عمل انجام شده نیست بلکه تشویق کارکرد های دیگری هم دارد مثلا ایجاد محبت و علاقه بین تشویق کننده و تشویق شونده و یا کارکرد های دیگر. اما در این پژوهش کارکرد تشویق را تنها یک چیز بیان کردید.
در پاسخ به این سوال اینگونه باید گفت که ممکن است تشویق کردن ایجاد علاقه و محبت بکند اما ایجاد محبت و تشویق دو حیث مختلف یک عمل اند. یعنی ممکن است انسان یک عمل و کاری را انجام دهد و دو حیثیت مختلف داشته باشد و یا حتی دو عامل به کار گرفته شود. و یا مشکل آنجاست که گاهی اوقات هدیه دادن و تشویق با هم اشتباه می شود. چرا که ایجاد محبت و علاقه اثر هدیه است نه تشویق 

فصل چهارم: روش به کار گیری
تشویق کردن روش های مختلفی دارد که منحصر در چند مورد خاص نیست بلکه به تناسب نوع شخصیت مخاطب و فرهنگ و آداب و رسوم آنها، سن مخاطب، نوع کار انجام شده و حتی متناسب با تشویق کننده متفاوت خواهد بود و چیز های زیادی در نوع تشویق تأثیر می گذارند. اما در این قسمت به چند دسته کلی از تشویق ها اشاره می کنم و نمونه هایی را هم ذکر میکنم.
1.    مادی: دسته ای از تشویق ها مادی است که در شرایطی مطلوب است. این دسته از تشویق ها از خرید خوراکی و اسباب بازی و لباس و دوچرخه و... و یا حتی کارت هدیه و یا به شکل های دیگر می باشد.
2.     معنوی: اما ممکن است کم کم تشویق ها با آماده سازی شرایط به سوی تشویق های معنوی برود مثلا یکی از نمونه های تشویق معنوی مسولیت دادن در بخش خاصی است که می تواند تشویق یک کار خوب باشد.
3.     کلامی:یک نمونه از تشویق های بسیار پر کار برد و از طرفی کم هزینه و – در صورت رعایت شرایط- بسیار اثر گذار این دسته از تشویق هاست که می توان از آن استفاده کرد و به نتایج خوبی دست یافت
4.    عملی: ممکن است تشویق با انجام فعل و عملی از سوی تشویق کننده صورت بگیرد.
یک نمونه از تشویق هایی که می تواند بسیار مفید باشد و البته شاید سختی و هزینه زیادی هم نداشته باشد، نگاه محبت آمیز است. وقتی یک شخص محبوب و مورد قبول و با جایگاه بالا نگاهی را از روی توجه و محبت می کند بهترین تشویق می تواند باشد که حتی قابل مقایسه با تشویق های مادی نخواهد بود.
بعد از بیان روش های به کار گیری سوالی ممکن است در ذهن ها پیش بیاید که بین این همه روش برای تشویق کردن چگونه و با چه ملاکی روش مناسب برای به کارگیری را انتخاب کنیم و از کجا بفهمیم که کدام یک از این روش ها مناسب ترین روش برای استفاده است. در پاسخ به این سوال فاکتور هایی را بیان کرده اند که این فاکتور ها از بین شرایط اثرگذاری یا هشدارها و... گلچین شده است و با نگاه به این فاکتورها و درنظرگرفتن آنها می توان بهترین روش را برگزید.
بخشی این فاکتور ها عبارتند از:
-    سن و سال مخاطب
-    درک و فهم مخاطب
-    ظرفیت روحی مخاطب
-    ارزشمندی یا زشتی عمل
-    شرایط خانوادگی و اجتماعی و فرهنگی مخاطب
-    رغبت و علاقه در کنار مفید بودن
در اینجا مجال برای توضیح بیش تر این موارد نیست و تنها به ذکر نام آنها بسنده کردیم که البته برخی از این فاکتور ها در فصل شرایط توضیح بیشتر داده می شوند.


فصل پنجم: شرایط اثر گذاری
هر عامل برای آنکه بتواند در مخاطب اثر کند باید شرایطی توسط مربی رعایت شود. که اگر این شرایط رعایت نشود عامل بی اثر شده و هیچ حرکتی در مخاطب ایجاد نخواهد شد.
تشویق هم مانند سایر عوامل شرایطی دارد که مربی باید از آنها آگاه باشد.
1.    علت آن باید مشخص باشد: همانطور که در بخش سوم پیرامون کارکرد تشویق بیان شد، کارکرد تشویق، تکرار عمل انجام شده می باشد. از این مطلب می فهمیم که برای آنکه تشویق اثری داشته باشد باید علت تشویق مشخص باشد یعنی مخاطب باید بداند که کدام کار او سبب شده تا تشویق گردد تا بتواند آن کار را تکرار کند. و اگر علت را نداند، نمیداند چه کاری را باید تکرار کندو به این ترتیب تشویق بی اثر می شود.
یکی از دلایلی که سبب می شود علت تشویق نا مشخص شود، طولانی شدن فاصله بین عمل و تشویق است. در این صورت مخاطب عمل خود را فراموش می کند یا لا اقل در حافظه اش کمرنگ می شود و تشویق کردن کمکی به تکرار عمل نخواهد کرد.
2.    تشویق نباید زیاد تکرار شود، به حدی که مخاطب شرطی شود و متوقع تشویق باشد چرا که در این صورت هیچ احساس مقبولیتی در او نیست که محرک او شود و تشویق کردن در این حالت نشان دهنده مقبول بودن مخاطب نیست بلکه عادت شده و مخاطب انتظار دارد که تشویق شود و اگر نشود ناراحت می شود.
اگر سوال شود که ملاک کم و زیاد بودن تشویق چیست خواهیم گفت که ظرفیت مخاطب ملاک تکرار تشویق است. ممکن است در یک مخاطب با دوبار تشویق کردن ظرفیت او تکمیل شود و دیگر تشویق برای او بی اثر شود اما در مخاطب دیگر اینگونه نباشد.
3.    تشویق باید ارزشمند باشد مخصوصا اگر مخاطب کار مهم و پر ارزشی انجام داده است. چون اگر پاداش بی ارزش یا کم ارزش باشد مخاطب احساس مقبول بودن نمی کند و بلکه بیشتر احساس تحقیر می کند. و تشویق بی اثر خواهد شد.
تذکر: ارزش در اینجا به معنای ارزش مادی نیست بلکه مهم بودن نزد مخاطب ملاک است که تشویق های معنوی و حتی کلامی را هم شامل می شود.
4.    یکی از نمونه های بی ارزش بودن تشویق، تکراری شدن تشویق است. پس باید سعی شود که همیشه از یک تشویق استفاده نشود مخصوصا در تشویق های کلامی. اگر تشویق ها در یک قالب و به یک شکل تکرار شد بی ارزش و در نتیجه بی اثر می شود.
5.    تشویق باید طبیعی باشد نه مصنوعی یعنی به شرط لیاقت صورت گرفته باشد. اگر لیاقتی نباشد و تشویق صورت بگیرد مخاطب مصنوعی بودن را می فهمد و حتی در جاهای دیگر تعمیم می دهد
6.    از آنجایی که هدف ما از تشویق تکرار عمل است، پس نباید ویژگی های ذاتی مخاطب تشویق شود بلکه باید افعال و تلاش و زحمات او تشویق شود. مثلا وقتی به خاطر باهوش بودن یا با استعداد بودن، مخاطب را تشویق کنیم. هیچ ثمره ای نخواهد داشت. البته نظام پاداش و جزای خداوند هم همینگونه است.



فصل ششم: شرایط کمال
ریزه کاری ها و ظرایفی هستند که بدون هزینه و یا کار خاصی اثر عامل را بسیار زیاد می کنند. البته بدون رعایت این نکات، عامل اثر خواهد کرد اما در صورتی که این شرایط رعایت شوند باعث کمال اثر گذاری عامل می شوند. به برخی از آنها اشاره می شود:
1.    محبوبیت و جایگاه تشویق کننده اثر را زیاد می کند، هرچقدر تشویق کننده محبوب تر و شخصیت مهمتری باشد اثر تشویق بیشتر خواهد بود. پس اگر تشویقی قرار است صورت بگیرد، بگذاریم این تشویق به دست آدم مهمی صورت بگیرد.
2.    تشویق در جلوت باشد. اگرچه تشویق در خلوت هم اثرگذار است اما تشویق در جمع میزان مقبولیت را افزایش می دهد و در نتیجه اثر قوی تر و بهتری خواهد داشت.
3.    برای کار خوبی که ارزش کمی دارد تشویق های با ارزش نکنیم و تناسب بین کار و تشویق را رعایت کنیم. به دو دلیل:
اول اینکه اگر ما تناسب را رعایت کنیم مخاطب هم ارزش کارش را می فهمد که اگر چه این کار، کار خوبی بود اما ارزش کمتری نسبت به آن کار دیگر دارد.
دوم اینکه ابزار فروشی نکرده ایم و اگر برای کار خوب کم ارزش تشویق بزرگی انجام دهیم در صورتی که کار بهتر انجام دهد دیگر تشویقی نداریم که انجام دهیم و ابزار ارزشمندمان را از دست داده ایم.
4.    ترکیب چند تشویق اثر را زیاد  می کند. میتوان تشویق مادی را با معنوی و تشویق های کلامی ترکیب کرد و اثر تشویق را بیشتر کرد.




فصل هفتم: هشدار ها
در این بخش به بیان هشدار هایی می پردازیم که اگرچه ممکن است عدم رعایت آنها اثری در تشویق نداشته باشد و تشویق را به نتیجه و هدفش برساند و حتی مانع کمال این عامل هم نشود. اما باید توجه داشته باشیم که همه هدف ما اجرای عامل نیست بلکه از عوامل استفاده می کنیم برای تربیت و به سعادت رساندن مخاطب. پس ممکن است یک تشویق کامل و دقیق صورت بگیرد اما استفاده از آن صحیح نباشد چرا که نه تنها موجب رشد نمی شود بلکه ضربات شدیدی را به او وارد خواهد کرد.
در زیر به تعدادی از این هشدار ها اشاره می شود.
-    پاداش ها نباید آنقدر گران قیمت چرا که ممکن اسباب تجمل را فراهم کند.
-    تشویق نباید به صورت باج در بیاید. و مخاطب برای انجام دادن یا ندادن کاری تشویق و جایزه طلب کند.
-    تشویق نباید موجب غرور و تکبر و خود بزرگ بینی کاذب شود. بلکه باید مراقب این جنبه هم بود. که برای رعایت این نکته شناخت مخاطب و ظرفیت او لازم است.
برای متعادل کردن مخاطب و جلوگیری از دچارشدن به غرور می توان از نقد استفاده کرد.
-    تشویق باید متناسب با اهداف تربیتی باشد و تشویق کردن به وسیله هدیه ای که مخالف اهداف تربیتی ماست کار صحیحی نیست. مثلا با خرید یک سیم کارت از دانش آموزان مقطع ابتدایی تشویق به عمل آید. پس مورد تشویق باید سه ویژگی داشته باشد:
o    ارزشمند باشد.
o    مفید و متناسب با اهداف تربیتی باشد.
o    تا آنجا که ممکن است در حیطه رغبت مخاطب باشد.




فصل هشتم: زمان استفاده
پس از آنکه تشویق را شناختیم و علاوه بر فهمیدن تعریف و زیربنا و کارکرد آن با شرایط اثرگذاری و کمال آن و همچنین هشدارهای لازم آشناشدیم و هرآنچه راجع به یک عامل باید می دانستیم را دانستیم، یک سوال مهم مطرح می شود که لازم بود قبل از بحث تفصیلی راجع به تشویق بیان می شد و جایگاه آن پیش از این بحث بود اما چون برای فهم نیاز به شناختی از عوامل بود در این فصل یعنی فصل آخر بیان کردیم و بدانید که بحث از آن نیازمند پژوهشی مستقل و بحث و بررسی بیشتر است اما به اختصار در این فصل مطالبی را پیرامون آن بیان می کنیم.
سوالی که باید به آن پاسخ بدهیم این است که زمان استفاده از این عوامل چه زمانی است؟ یعنی در ارتباط با چه مخاطب و برای اثرگذاری روی کدام مخاطب سنی باید از این عوامل استفاده کنیم و یا اینکه جایز هستیم استفاده کنیم؟
آیا همانطور که خیلی ها گفته اند تا آخر عمر می توان از این عوامل استفاده کرد یا یک جایی بالاخره استفاده از عوامل محدود می شود و دیگر حق استفاده از آنها را نداریم؟
پاسخ این است که نه، اینطور نیست که استفاده از عوامل برای اثر گذاری روی مخاطب همیشه جایز باشد بلکه محدود است.
همانطور که گفته شد بیان و اثبات این مدعا نیاز به بحث مفصل و طولانی دارد که جایش اینجا نیست اما به طو خلاصه اینطور باید گفت که زمان استفاده از این عوامل محدود به زمان بلوغ است. یعنی مربی تنها در زمان قبل از بلوغ حق دارد از این عوامل استفاده کند.
اگر بخواهیم به طور خلاصه به دلیل آن اشاره کنیم می گوییم که روش تربیتی اسلام اینگونه است که عملی که از انسان انتظار می رود عمل برپایه فهم و درک است و عمل از روی تقلید یا ترس و یا هر عامل دیگر ارزشی ندارد پس طبق بیان مشهور علما سیر عمل مطلوب اسلام این سیر است که مرحله اول آن شناخت و بینش و معرفت است و مرحله دوم احساس و نگرش است و مرحله سوم عمل و رفتار و کنش است. یعنی باید در مخاطب شناخت ایجاد کرد سپس این شناخت منجر به ایجاد علاقه و احساس کند و این احساس منجر به عمل شود. این عمل عملی است که مد نظر اسلام است و ارزش والایی دارد.
اما این سیر و این طرح زمانی عمل می کند و جواب می دهد که مخاطب توانایی های لازم را داشته باشد یعنی قدرت تفکر صحیح را یافته باشد و بتواند فکر و تعقل کند و خوب را از بد تشخیص دهد که این اتفاق زمان بلوغ حاصل می شود. البته نه بلوغ جنسی و جسمی بلکه بلوغ فکری و عقلی که ممکن است خیلی دیر تر از بلوغ جنسی اتفاق بیفتد.
ممکن است این سوال برای شما هم پیش بیاید که در قبل از بلوغ که مخاطب هنوز توان کافی برای درک و فهم معارف ندارد و قوه تفکر او به کار نیفتاده است چگونه می توان او را به حرکت واداشت. و اینجاست که نقش و جایگاه عوامل مشخص می شود، یعنی کارآیی عوامل به حرکت درآوردن مخاطب بدون شناخت و معرفت در اوست. و در زمانی که مخاطب توان تحلیل و فهم عمیق ندارد و نمی توانیم با شناخت صحیح و ایجاد گرایش صحیح او را به حرکت واداریم، از عوامل استفاده می کنیم و به این وسیله از او توقع عمل داریم.
نتیجه این جایگاه شناسی و مشخص شدن علت استفاده از عوامل این خواهد بود که زمان استفاده از عوامل برای تحریک مخاطب محدود به قبل از بلوغ فکری است و تنها زمانی می توانیم از این عوامل استفاده کنیم که راهی جز این نداشته باشیم، در واقع نتوانیم از راه شناخت، عملی را در او ایجاد کنیم.
امیدوارم توانسته باشم در این چند سطر نتیجه یک بحث مفصل را بیان کرده باشم، اما ادامه آن باشد برای یک پژوهشی مخصوص .

 

 

 

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.