پژوهش طلاب

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

پیشگفتار
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی نبینا محمد و آله الطاهرین
 اللهم وفقنا لما تحب و ترضی
 اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه، فی هذه الساعة و فی کل الساعة، ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا، حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا.
الهی عجل لولیک الفرج
 وانصر و أیّد قائدنا السید الامام خامنه ای و اجعلنا من انصاره و اعوانه.

 


تحقیق حاضر را تقدیم می کنیم به محضر رهبر  و مقتدایمان، نائب امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» حضرت امام خامنه ای (حفظه الله).

 


خداوند منان را شاکریم که توفیق خدمت در امر دین را بر ما مبذول داشتند. و از تمامی عزیزانی که ما را در به ثمر رسیدن این پژوهش یاری کردند و هم چنین از کادر پژوهش مدرسه که این فرصت را به یاری حق تعالی فراهم کردند، متشکریم.

 


چکیده
   قضاوت در مورد صحت استدلال نویسنده، متوقف بر فهم استدلال اوست. لکن چون زبان تفاهم با زبان منطق تفاوت های چشمگیری دارد، کشف استدلال نویسنده کار مشکلی است. و از آن جا که مهمترین قسم استدلال، قیاس است مسئله تحقیق حاضر «روش کشف قیاس در متن » است.
   جهت کشف قیاس، ابتدا باید موضع آمدن قیاس را تشخیص داد و در آن محدوده ی معین مدعا و نتیجه ی اصلی بحث را یافت. سپس باید نتیجه را به وسیله قواعدی به زبان منطقی ترجمه کرد. در مرحله بعد می بایست مقدمات را با توجه به نتیجه ای که یافت شده است و با توجه به احتمالات ممکن و روش ارائه شده پیدا کرد و در نهایت کل قیاس را به زبان منطقی درآورد.
پس از کشف قیاس متن اکنون می توان در مورد صحت آن قضاوت کرد.
 
کلید واژه ها: روش، کشف قیاس، متن.


 

 



فهرست

مقدمه   
فصل اول : مقدمات کشف قیاس   
فصل دوم : مراحل کشف قیاس   
مرحله اول : یافتن نتیجه اصلی   
مرحله دوم: منطقی سازی نتیجه   
مرحله سوم : یافتن مقدمات   
مرحله چهارم : منطقی سازی استدلال   
فصل سوم : تمرین   
نتیجه گیری
فهرست منابع   


مقدمه
   پرودرگار متعال وقتی انسان را در دنیا فرود آورد، برای رفع حوائجش او را محتاج وسایل و ابزاری قرار داد. چشم را عطا کرد تا ببیند، عقل را قرار داد تا بیندیشد. انسان نیز به واسطه علم و قدرت خدادادی توانست خود نیز ابزار و آلاتی فراهم سازد. به طور مثال لباس بدوزد تا او را از سرما و گرما  بپوشاند و هم چنین است علومی که در طول سالیان دراز  برای رفع نیازهای خود فراهم کرده است.
  افتادن در دام مغالطات سوفیست ها، نیز او را بر این داشت تا علمی را بنا نهد به نام منطق. این علم گسترش پیدا کرد و اندیشمندان برای این که درست فکر کنند و از اشتباهات فکری جلوگیری کنند، همواره از قواعد آن بهره جسته و می جویند.
   گرچه قواعد منطق در اصل برای کسی است که تفکر می کند اما در فاز دیگری می تواند وسیله ای باشد برای سنجش و قضاوت در تفکر شخصی دیگر که آن را در قالب گفتار یا نوشتار بیان می کند. به این ترتیب شخص منطقی باید استدلال و تعریفِ گوینده یا نویسنده را تشخیص دهد و سپس آن را با قواعد منطقی بسنجد تا گرفتار اشتباهات احتمالی تفکر وی نشود و از انحراف مسیر علم نیز جلوگیری کند.
   در این میان مشکل بزرگی هست و آن اینکه متکلم به خاطر سهولت، بر اساس زبان عرفی و فطری سخن می گوید. و شخص منطقی ناچار است برای اجرای قواعد منطقی استدلال ها و تعریف های او را پیدا کرده و به زبان منطقی که تفاوت چشمگیری با زبان عرفی دارد، ترجمه کند و در مرحله بعد قضاوت کند که آیا متکلم قواعد منطق را مراعات کرده است یا نه. و واقعیت این است که اکثریت منطق خوانان در این مرحله به مشکل بر می خورند، و چه بسا نتوانند در مرحله بعد قضاوت کنند که آیا قواعد منطق در آن مراعات شده است یا نشده است.
   از طرفی چون دانشجویان و طلاب در سیر علمی خود با علومی مدون سر و کار دارند و همانطور که گفته شد این علوم به زبان منطقی تدوین نشده اند – چون زبان منطقی زبان تفاهم نیست- تشخیصِ دقیقِ استدلال های نویسنده بیشتر اوقات کار مشکلی است. که اگر شخص نتواند استدلال نویسنده را کشف کند، از پیاده کردن بسیاری از قواعد منطق محروم می شود. چون آن قواعد فرع بر کشف استدلال اند. از این رو نویسندگان این مقاله بر آن شدند تا روشی را برای «استخراج استدلال از متن و ترجمه ی آن به زبان منطقی» ارائه دهند. که البته اگر مراحل آن برای کسی ملکه شود و وی قدرت ذهنی داشته باشد، می تواند در گفتار دیگری نیز این روش را اجرا کند.
برای این موضوع کتاب یا مقاله ی مستقلی یافت نشد، و تنها برای چند عنوان آن مباحث پراکنده ای در کتب منطقی بیان شده است، و البته در بخشی از کتاب منطق کاربردی مختصری مربوط به این عنوان آمده است. و چون این موضوع پیشینه ی جدی نداشت، سیر منطقی مراحل استخراج استدلال از متن را پس از مباحثاتی به دست آوردیم و در تکمیل جزئیات از کتب منطقی نیز استفاده کرده ایم. و در کل سعی بر این داشتیم که روشی ارائه دهیم که با آن  بتوان استدلالها را به صورت صحیح از متن استخراج کرد، در عین حالی که مختصرترین روش باشد و استفاده از آن سخت نباشد و برای اکثریت منطق خوانان قابل اجرا باشد. و اینکه در این تحقیق روش کشف قیاس آمده است به خاطر این است که استدلال مباشر را به عنوان استدلال نمی دانیم چون استدلال حاصل چند مقدمه است و با یک مقدمه نمی توان به نتیجه رسید، هم چنین قیاس مهمترین نوع استدلال است و تعداد زیادی از تمثیل و استقراء نیز چون معلّل اند به قیاس بر می گردند.


فصل اول : مقدمات کشف قیاس
جهت استخراج استدلال از متن، ابتدا می بایست محدوده ای تعیین شود و سپس نتیجه و مدعای اصلی بحث معین شود، و پس از شفاف سازی اجزاء نتیجه، مقدمات آن یافت شود و در نهایت آن را با روش هایی که خواهد آمد باید منطقی سازی کرد. اما قبل از تفصیل هر یک از این مراحل لازم است به دو نکته زیر توجه داشته باشید:        
    قبل از شروع عملیات استدلال یابی، ابتدا باید از خود بپرسید که «آیا در این متن و نوشته انتظار آمدن استدلال هست؟» که اگر محل آمدن استدلال باشد، مراحل استخراج استدلال را شروع کنید.
   به طور کلی استدلال در متونی می آید که  اولا دارای قضایایی باشد یعنی مرکبهای تام خبری که قابل صدق و کذب هستند را داشته باشد و علاوه بر آن این قضایا تصدیق و نتیجه ای جدید را به دنبال داشته باشند.
حال با قیود بالا متونی خارج می شوند از جمله:
1.    متون انشائی؛ مثل:
أ‌.    متونی که تنها مجموعه ای از دعا هستند.
ب‌.    پرسشنامه ها.
ت‌.    کتبی که قوانین و بایسته ها و آموزه ها را ذکر کرده اند بدون این که از فلسفه و چرایی آن بحث کنند. مثل قانون اساسی و قوانین سازمان ها و وزارت خانه ها و رساله و ...
ث‌.    برخی کتب آموزشی و شیوه نامه ها که در پی اثبات مطالب خود نیستند.
ج‌.     دلنوشته هایی که فاقد گزاره های خبریِ نتیجه بخش اند.
البته توجه داشته باشید که:
أ‌.    با توجه به اینکه تمام آنن چه ذکر شد، پشتوانه های خبری دارند. و کسی که غایتش اقتضا می کند که از پشت پرده این انشاءها آگاه شود، باید کاری بیشتر از سطح این پژوهش انجام دهد.
ب‌.    طبیعی است که گاهی در این متون گزاره های خبری پیدا شود.
ت‌.    البته برخی گزاره هایی که در ظاهر خبری اند، متکلم از آن اراده یک انشائی داشته است که با قرائن می توان به آن پی برد.
2.    متونی که شامل قضایا و مرکب های تام خبری هستند اما به صورت گزارشی هستند و تصدیق جدیدی را نتیجه نمی دهند. مثل روزنامه ها و ماهنامه ها و اخبار نهادهای خاص و امثالشان. البته یادآوری می شود،کسی که نیاز است استدلال های خفی که متن نشان نمی دهد را هم استخراج کند، کاری بیشتر لازم است.
البته متونی نیز هستند که بخش قابل توجهی از آن را گزاره هایی تشکیل می دهد که در شکل خبرند و نتیجه هم به دنبال دارد اما مفید تصدیق نیستند، بلکه مفید تهییج خیال و وهم هستند؛ مثل شعر و بعضی نثرهای ادبی. به طور مثال: من ابرم، ابرها می بارند پس من می بارم. که در ظاهر این متون درای استدلالند اما غالبا مورد نیاز نیستند و استخراج استدلال از آن تنها وقت تلف کردن است. البته بعضی اشعار و نثرها گرچه در قالب موزون هستند اما مفید تصدیقند مثل الفیه ابن مالک و هم چنین در لابه لای آن شعرهایی هم که مفید تهییج اند، ممکن است استدلالی که مفید تصدیق نیز هست، پیدا شود.
نکته: همانطوری که با توجه به قیود تعریف گفتیم از متونی انتطار آمدن استدلال هست یا نیست. خود متن نیز متشکل از بخش های مختلف است و در برخی بخش ها استدلال می آید و در بعضی بخش ها استدلال نمی آید.


فصل دوم : مراحل کشف قیاس
مرحله اول : یافتن نتیجه اصلی

 قبل از هر کاری مدّعا و نتیجه اصلی بحث مورد نظر را با توجه به جایگاه بحث، و نشانه های نتیجه و مطالعه ی اجمالی بیابید.
* برای تشخیص جایگاه بحث، به موضوع بحث و عناوین بالاتر توجه کنید و متن مورد نظر را به صورت اجمالی مطالعه کنید.
* غالبا نتیجه ها به همراه نشانه هایی می آیند و گاهی بدون نشانه نیز می آید. برخی نشانه های رایج نتیجه در عربی و فارسی:  
     در عربی:
نشانه هایی که نتیجه بعدشان می آید: علیهذا، لهذا، فاء سببیه، فاء عاطفه سببیه، علی ضوء هذا، من ثم و ...   
نشانه هایی که نتیجه قبلشان می آید: حروف تعلیل مثل لام و باء و کاف و حتی و امثالش، مفعول له، انّ و لعل هایی که  جملات استینافی تعلیلی با آن شروع می شود، که البته این مورد بیشتر در اواخر آیات رواج دارد و...
     در فارسی:
نشانه هایی که نتیجه بعدشان می آید: بنابراین، لذا، پس، نتیجه این می شود که، در نتیجه، در این صورت، از اینجا پی می بریم و ...
نشانه هایی که نتیجه قبلشان می آید: زیرا، برای اینکه، چون، از آن جا که، به این جهت که و ...
نکته: البته باید توجه داشت که گاهی این نشانه ها برای نتیجه استدلال نیستند، از جمله در جمع بندی و گفتن خلاصه بحث و غیره . و هم چنین گاه با وجود نشانه های نتیجه، نتیجه ی اصلی بدون نشانه می آید حتی گاه از لوازم کلام فهمیده می شود.
*البته ممکن است نتیجه اصلی به خاطر وضوح یا علتی دیگر حذف شده باشد.
دو راهی: حال که نتیجه را یافته اید؛
اگر مقدمات این نتیجه به صورت روشنی بیان شده است، وارد مرحله چهار شوید.
به طور مثال: اگر دو خدا وجود داشت، جهان تباه می شد. جهان تباه نشده است.
 نتیجه ی این قیاس چنین است: «دو خدا وجود ندارد» و مقدمات آن به طور روشنی بیان شده است.
و اگر مقدمات و قیاسِ نتیجه یافت شده روشن نباشد، وارد مرحله بعد شوید.


مرحله دوم: منطقی سازی نتیجه
بعد از اینکه نتیجه را به دست آوردید، باید این نتیجه و مدعا را شفاف سازی کرد. ابتدا باید نسبت قضیه را تشخیص دهید، اینکه قضیه شرطیه است یا حملیه.
*توجه داشته باشید که غالبا تشخیص نسبت آسان است اما گاه در پیچ و خم زبانِ عرفی امر مشتبه می شود، به طور مثال:
أ‌.    «....... مگر اینکه .......» ترجمه می شود به دو قضیه که اگر قضیه 2 محقق شود قضیه 1 محقق نمی شود، یا برعکس. مثال: فردا به کوه می رویم مگر این که بارانی باشد. یعنی: اگر باران ببارد به کوه نمی رویم یا اگر باران نبارد به کوه می رویم.
ب‌.    جملات و قضایای شامل ادات استثنا با آن معامله «مگر اینکه» می شود. مثل: به جز خفاش هر پرنده ای تخم گذار است. یعنی اینکه هر پرنده ای تخم گذار است مگر اینکه آن پرنده خفاش باشد. یعنی اگر پرنده ای خفاش نباشد تخم گذار است.
ت‌.     گاه در قضیه شرطیه ادات نمی آید مثل این قضیه شرطیه محرّف: باران می بارد زمین خیس می شود. که اگر و پس حذف شده اند.
بعد از تشخیص نسبت، وضعیت کثرت و تعدد قضیه را مشخص کنید:
* غالبا قضیه حالت عادی خود را دارد و به صورت کم قضایایی یافت می شود که در اصل دو یا چند قضیه اند طور مثال:
أ‌.    فقط الف ب است یعنی الف ب است و غیر الف ب نیست.
ب‌.    گاهی عبارت در ظاهر یک قضیه است اما در واقع چند قضیه است: مثلا، هر الف، ب و ج و د است. دو احتمال است: «هر الف ب است و ج است و د است» و یا این که «الف مجموع این ها است» که باید مراد معلوم شود.
حال، اگر نتیجه قضیه حملیه بود در چهار مرحله ی زیر آن را به زبان منطقی ترجمه کنید:
1- موضوع را تشخیص دهید:
موضوع آن جزئی است که جزء دیگر بدان اسناد داده شده است.(فرهنگ اصطلاحات منطقی، خوانساری، 1376،ص278) بنابراین دقت کنید که بنابر مراد متکلم موضوع چیست. به چند نکته ی زیر نیز توجه کنید:
أ‌.     صفت بدون موصوف اگر بیاید، اسمش را اضافه کنید. مثلا: مستقیم القامة ضاحک است←انسان مستقیم القامة ضاحک است.
ب‌.     اگر موصول موضوع ما باشد، صله ی آن را که جمله است جدای از موضوع ندانید: مثل: من یتقی الله مفلحٌ.
ت‌.     قیود موضوع به آن اضافه شود، مثل مضاف الیه و صفت و حال و ظرف و...
ث‌.     توجه شود که ممکن است معنای مجازی و استعاره ای و کنایی، مراد متکلم باشد.
ج‌.     برای وضوح، هر چیزی را به اصل خود برگردانید. مثلا ضمیر را به مرجع، اسم اشاره را به مشارالیه و ...
ح‌.     نکته: قید زمان و مکانِ کلی تبدیل می شود به سور کلی برای موضوعی که زمان یا مکان است. مثال: «من هرگز دروغ نمی گویم» تاویل می رود به اینکه«وقتی که من دروغ بگویم نیست»
خ‌.     نکته: اگر دو یا چند معنا از عبارت فهمیده شود و قرینه ای نباشد که منظور چیست، باید هر دو معنا را در نظر گرفت. مثال: مردم تهران مثل مردم یزد مهمان نواز نیستند. معلوم نیست که مردم یزد مهمان نوازند یا نیستند.

2- محمول را تشخیص دهید:
محمول آن جزئی از قضیه است که به دیگری اسناد داده می شود. (فرهنگ اصطلاحات منطقی، خوانساری، 1376،ص240) بنابراین دقت کنید که بنابر مراد متکلم محمول چیست. به چند نکته ی زیر نیز توجه کنید:
أ‌.    قیود محمول را به آن اضافه شود، مثل ظرف و جار و مجرور و مفعول له و تمییز و...
ب‌.     توجه شود که ممکن است معنای مجازی و استعاره ای و کنایی، مراد متکلم باشد.
ت‌.    توجه شود که گاه منظور از فعل قدرت بر انجامِ آن است و گاه در شرف بودن و گاه معنای واقعی، مثلا به کسی می گویند کجایی؟ می گوید: آمدم یعنی در شرف آمدن هستم.
ث‌.    در فارسی نیاز به رابط اسناد است. مثل است و بود و مشتقاتش که باید دیگر حالات را به آن برگرداند. مثلا «تلاوت می کند» یعنی «تلاوت کننده است»
3- کم قضیه را تشخیص دهید:
دقت کنید که قضیه شخصیه است یا مهمله یا محصوره و یا طبیعیه. به چند نکته ی زیر به عنوان نمونه ی تغییر سور در زبان طبیعی توجه کنید: (منطق کاربردی، خندان،1389، ص105)
أ‌.    گاهی موصولاتی مانند کسی که و چیزی که کلیه ترجمه می شوند. «کسی که بکوشد موفق می شود» یعنی«هر کسی که بکوشد موفق می شود.»
ب‌.    اگر سور مهمله را از نظر متکلم می توانیم برداشت کنیم که کلیه است همان را می گیریم و اگر نتوانستیم، معامله جزئیه می کنیم.
ت‌.    چند نمونه از سورهای غیر متعارف: چند اتوموبیل: بعضی، تمام کسانی که: هر، حتی یک انسان هم جاوید نیست: یعنی هیچ...
ث‌.    «هر الف ب نیست» در اصل چنین است: «چنین نیست که هر الف ب است» یعنی «بعضی از الف ها ب نیستند.» برای زمانی است که هر با سالبه بیاید.
4- کیف را تشخیص دهید:
  دقت کنید که مراد متکلم کدام است: موجبه یا سالبه یا معدوله و یا مرددة المحمول.
* کسانی که مقتضای مطالعه شان دقیق بودن است مثلا فلسفه می خواندند، بهتر است در منطقی سازی این قضیه حملیه، جهت آن را نیز تشخیص دهند. اینکه احتمالی است یا تحقیقی و یا ضروری.
و اگر نتیجه ما قضیه شرطیه بود، باید در 3 فاز زیر منطقی سازی شود:
1-    اتصالی یا انفصالی بودن قضیه را تشخیص دهید.
2-    مقدم و تالی را بر اساس آنچه در منطقی سازی قضیه حملیه گفتیم، به زبان منطقی ترجمه کنید.
3-    کم قضیه را تشخیص دهید.
نکاتی که ذکر شد مختص قضیه ی نتیجه نیست و در منطقی سازی هر قضیه به آن نیاز است. چنان که در مراحل بعد نیز از آن استفاده خواهیم کرد.

مرحله سوم : یافتن مقدمات
چون ما دنبال دو مقدمه ی نتیجه به دست آمده هستیم، می دانیم که:
اگر نتیجه قضیه حملیه باشد: مقدمات آن یا دو قضیه حملیه است و یا یک قضیه شرطیه و یک قضیه حملیه؛ بنابراین هر کدام از موضوع و محمول این نتیجه در صورتیکه مقدماتش حملی باشند، موضوع و یا محمول یکی از مقدمات هستند. و در صورتی که یکی از مقدمات شرطی باشد، غالبا کلِ نتیجه مقدم یا تالیِ قضیه شرطیه است.
اگر نتیجه به دست آمده قضیه شرطیه باشد: مقدمات آن یا دو قضیه شرطیه است و یا یک قضیه شرطیه و یک قضیه حملیه؛ بنابراین هر یک از مقدم و تالیِ آن، در صورتیکه هر دو مقدمه شرطی باشد، مقدم یا تالی آن مقدمات هستند. و در صورتی که یکی از مقدمات شرطی باشد و دیگری حملی، هر یک از مقدم و تالیِ نتیجه، یا یک طرف قضیه شرطیه هستند و یا یک طرف حملیه.  
لذا برای یافتن مقدمات مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید:
a.    هر جایی از متن که متکلم درصدد دلیل آوردن برای این نتیجه است که غالبا قبل و یا بعد نشانه های نتیجه که قبلا ذکر شد می آید؛ قضایای حملیه و یا شرطیه ای که شامل مفهوم موضوع و محمولِ نتیجه است را پیدا کنید.
*توجه کنید: چون ممکن است نویسنده برای عبارت پردازی، موضوع و محمول را در مقدمات با عباراتِ دیگرِ هم معنا آورده باشد، لذا گفتیم که دنبال قضایایی باشید که مفهوم موضوع یا محمول را دارند، نه فقط لفظشان را.




b.    اگر نتیجه قضیه حملیه باشد:
اگر چند قضیه حملیه شامل حداصغر و اکبر یافت شده باشد: الف- اگر میان دو جزء غیر از موضوع و محمولِ نتیجه ی اولیه، دو مفهوم متساوی  از نظر نویسنده  پیدا کردید، پس حدوسط را یافته اید. و وارد مرحله بعد شوید.
ب- و الا اگر دو مفهوم متباین باشد حدوسطی بین آن دو نیست. اما اگر دو مفهوم عام و خاص مطلق پیدا کردید، در واقع حدوسطی نیست و قیاسی دیگر محذوف است که نتیجه آن با قضیه ای که مفهوم عام را دارد ، نتیجه اصلی را به دست می دهد. پس مفهوم عام را حدوسطِ قیاس دوم (که مراد ماست)بدانید.      ج- و اگر دو مفهوم عام و خاص من وجه یا متباین پیدا کردید، حدوسطی میان آن دو نیست مگر اینکه مقدمات دیگری را با قرائن پیدا کنید.  
اگر، هم قضیه شرطیه و هم قضیه حملیه  شامل موضوع و محمولِ نتیجه پیدا شد: اگر قضیه حملیه و شرطیه یک قضیه ی شرطی جدید نتیجه داد، مقدمه دوم نتیجه ی اصلی که همان صورت وضع شده یا رفع شده ی مقدم یا تالی قضیه شرطیه جدید است، را تشخیص دهید.
اگر تنها یک قضیه حملیه که شامل موضوع یا محمول نتیجه است، یافت شد: قضیه دیگر محذوف یا شرطیه است و یا حملیه، که آن را می توانید با استفاده از سایر قسمت های متن یا لوازم  کلام نویسنده یا دانستن ذهنیت نویسنده یا برداشت کلی از متن و یا مراجعه به کتب دیگر نویسنده و طرق دیگر حدس زد که مقدمه ی محذوف چیست. البته برای اسناد آن مقدمه به نویسنده، باید دلیل داشته باشید.
اگر تنها یک قضیه شرطیه که شامل موضوع و محمولِ نتیجه باشد، پیدا شد:
مقدمه دوم که همان صورت وضع شده یا رفع شده ی مقدم یا تالی است، را تشخیص دهید.
اگر نتیجه به دست آمده قضیه شرطیه باشد:
بین قضایای شرطی: اگر آن دو مقدم یا تالی که جزء نتیجه نبودند، مفهومی متساوی داشتند، پس حدوسط را یافته اید. و وارد مرحله بعد شوید. ب- اما اگر رابطه ی عموم خصوص مطلق داشتند، مفهوم عام را حدوسط بدانید. ج-  و اگر دو مفهوم عام و خاص من وجه یا متباین پیدا کردید، حدوسطی نیست.
بین قضیه شرطی و قضیه حملی: اگر بین قضیه حملیه و مقدم یا تالیِ قضیه شرطیه ی دیگر یا جزء ناقصه شان، مفهومی متساوی بود، پس حدوسط را یافته اید. و وارد مرحله بعد شوید. ب- اما اگر رابطه ی عموم خصوص مطلق داشتند، مفهوم عام را حدوسط بدانید. ج-  و اگر دو مفهوم عام و خاص من وجه یا متباین پیدا کردید، حدوسطی نیست.
اگر تنها یک قضیه شرطیه پیدا شد: قضیه دیگر یا حملیه است و یا شرطیه است. که با استفاده از سایر قسمت های متن یا لوازم  کلام نویسنده یا دانستن ذهنیت نویسنده یا برداشت کلی از متن و یا مراجعه به کتب دیگر نویسنده و طرق دیگر تالی آن را بیابید. البته در اسناد این محذوف به متکلم باید حجت داشته باشید.
اگر تنها یک قضیه حملیه پیدا شد: قضیه دیگر حتما شرطیه است و مقدمش غالبا همان مقدم نتیجه هست و تالی اش همان عبارتی است که با آن قضیه حملیه که داریم همان نتیجه را به دست می دهد پس با استفاده از سایر قسمت های متن یا لوازم  کلام نویسنده یا دانستن ذهنیت نویسنده یا برداشت کلی از متن و یا مراجعه به کتب دیگر نویسنده و طرق دیگر تالی آن را بیابید. البته در اسناد این محذوف به متکلم باید حجت داشته باشید.
* همانطوری که می دانید، هر قضیه غیر بدیهی نیاز به استدلال دارد تا به مقدماتی بدیهی برسد. لکن آن چه در این تحقیق می بینید. قیاس هایی است که در ظاهر متن است نه قیاسات خفی. به طور مثال وقتی برای فاعل 4شکل در کتاب آمده پشت سرش استقرا دارد.
*چند نکته:
1.    هرجا لازم شد، قضایایی را که اجزاء نتیجه را دارند را نیز برای بالا بردن دقت و اتقان کار، با آن چه در مرحله قبل گفته شد، منطقی سازی کنید.
2.    هرجا لازم شد، در ارتباط دهی قضایا برای یافتن حدوسط و علت اسناد، از رد قضایا به همدیگر تبدیل کنید، از استدلال مباشر استفاده کنید و گاه مفهوم موافق یا مخالف عبارت مراد متکلم است.
3.    در هموارسازی مقدمات برای استدلال می توانید کلمه ای یکسان به موضوع و محمول اضافه شود به طوریکه در کم و کیف و صدق قضیه تغییری صورت نگیرد و از مراد متکلم فاصله نیفتد. تا بتوانید ممقدمات صحیحی داشته باشید. مثلا کل انسان حیوان: کل راس انسان راس حیوان. توجه داشته باشید که ممکن است نویسنده چند استدلال برای این نتیجه آورده باشد.
4.    توجه داشته باشید که گاهی بین متعلق ها و قیدهای موضوع و محمول نیز می توان قضیه ای تشکیل داد وگاهی بعضی انشائی ها پشتوانه های خبری دارند، به طوریکه شما را در یافتن حدوسط کمک می کنند.
مثال برای دومی: زید به مدرسه نرفته؟(استفهام ابطالی) هر کس به مدرسه برود دانش آموز است. زید دانش آموز است.
5.    توجه داشته باشید: اصل بر این است که مقدمات به ترتیب آمده باشند.
6.    و در فهم نوع استدلال اگر چند نوع استدلال محتمل باشد، آن چه را که مراد متکلم است، برایمان مهم است، اگر هم ظهور هیچ احتمالی در اینکه منظور متکلم کدام است بر دیگری غلبه نکرد، همه ی احتمالات را در نظر داشته باشید.
7.    لازم نیست که شرایط استدلال را به صورت منطقی رعایت کنید: هر آنچه را که حدس می زنید قصد متکلم است، بیاورید. و ممکن است خود متکلم شرایط را رعایت نکرده و استدلال او اشتباه باشد.
8.    در همه اقدامات این مرحله باید در نظر داشته باشید که از مراد متکلم دور نشوید.
9.    برای اطمینان بیشتر یکبار دیگر متن را بخوانید و خود قضاوت کنید که آیا متکلم استدلالش این بود؟ اگر اشتباهی رخ داده بود آن را تصحیح کنید و سپس به مرحله بعد وارد شوید. 
مرحله چهارم : منطقی سازی استدلال
   حال که مقدمات را پیدا کرده اید، در صورت نیاز آنها را با توجه به آنچه در مرحله دوم جهت منطقی سازی قضیه گفتیم را اجرا کنید و ترتیب مقدمات را درست کنید و اگر نیاز شد، جهتِ هموارسازی مقدمات برای این نتیجه، مقدمات را به وسیله استدلال مباشر و مبحث رد قضایا به قضایای دیگر ، تبدیل کنید.
نکته تکمیلی:
    بعد از کشف استدلال بهتر است نگاهی کلی تر داشته باشید که قیاس های مرکب از جمله قیاس مقاومه و معارضه و خلف و قیاس موصول النتایج یا مفصول النتایج ممکن است باشد. و بلکه ممکن است ترکیبی از قیاس های مرکب نیز باشد.




فصل سوم : تمرین
در این فصل براساس مراحل ذکر شده در فصل قبل چند مثال با تطبیق آنها را بررسی می کنیم :
أ‌.    این طور نیست که همه ی احادیث موجود در کتب روایی احادیث معتبری باشند. زیرا همه احادیث معتبر، مطابق با تعالیم قرآن کریم هستند. در صورتی که برخی از احادیث موجود در کتب روایی مطابق با تعلیم قرآن کریم نیست.
 حل:
1.    یافتن نتیجه: قضیه اول نتیجه است.
2.    منطقی سازی نتیجه: بعضی از احادیث موجود در کتب روایی احادیث معتبری نیستند.
3.    یافتن مقدمات: نتیجه قضیه حملیه است و بعد از زیرا قضیه ی «همه احادیث معتبر، مطابق با تعالیم قرآن کریم هستند.» شامل حد اکبر است. و قضیه ی «برخی از احادیث موجود در کتب روایی مطابق با تعالیم قرآن کریم نیست.» شامل حد اصغر نتیجه است و «تطابق با تعالیم قرآن بودن» مفهوم متساوی بین این دو مقدمه و حدوسط است.
4.    منطقی سازی مقدمات: نیازی به تبدیل قضایا نیست. و مقدمات نیز به صورت منطقی آمده است. تنها کاری که لازم است این است که ترتیب مقدمات جابه جا شود.
در نهایت قیاس اینگونه است: برخی از احادیث موجود در کتب روایی مطابق با تعالیم قرآن کریم نیست. همه احادیث معتبر، مطابق با تعالیم قرآن کریم هستند. پس بعضی از احادیث موجود در کتب روایی احادیث معتبری نیستند.

ب‌.    مسعود گفت : رضا کد طلبگی گرفته ، آخه طلبه ها کد طلبگی دارند و می دونید که رضا دانشجوئه !!
حل:
1و2. یافتن نتیجه: کد طلبگی گرفته است
3.دو قضیه ی پس از نتیجه، دارای موضوع و محمول نتیجه اند. رابطه اجزاء غیر از حداصغر و حداکبر در آن دو قضیه (یعنی طلبه و دانشجو )عام و خاص من وجه است لذا نمی تواند حد وسط واقع شود. علت استبعاد از کلام گوینده نیز همین است.
ت‌.    اگر هوا بارانی نباشد نیازی به چتر نیست. نیازی به چتر نیست.
حل:
 1و2، نیازی به چتر نیست.
3 با توجه به اینکه تنها یک قضیه شرطیه یعنی«اگر هوا بارانی باشد نیازی به چتر نیست» در عبارت است، بنابراین «اگر هوا بارانی نباشد» را وضع می کنیم که این مقدمه دوم قیاس ماست و قیاس پیدا شده است.
4 مقدمات منطقی اند.
پس قیاس ما اینگونه است: اگر هوا بارانی باشد نیازی به چتر نیست. هوا بارانی نیست. پس نیازی به چتر نیست.

ج . اگر کسی خودش را بشناسد متجرد می شود چون با شناخت خود ، شناخت خدا حاصل می شود و اگر کسی خدا را شناخت متجرد می شود.
1و2 : اگر کسی خودش را بشناسد متجرد می شود.
3  : اگر کسی خودش را بشناسد خدا را شناخته است ( در واقع شرطی شده عبارت مذکور است)
      اگر کسی خدا را بناسد متجرد می شود.
4  : - اگر کسی خودش را بشناسد خدا را شناخته است
-    اگر کسی خدا را بشناسد متجرد می شود.
-    اگر کسی خودش را بشناسد متجرد می شود
 

 


نتیجه گیری
   جهت کشف قیاس، ابتدا باید موضع آمدن قیاس را تشخیص داد و در آن محدوده ی معین مدعا و نتیجه ی اصلی بحث را یافت. سپس باید نتیجه را به وسیله قواعدی به زبان منطقی ترجمه کرد. در مرحله بعد می بایست مقدمات را با توجه به نتیجه ای که یافت شده است و با توجه به احتمالات ممکن و روش ارائه شده پیدا کرد و در نهایت کل قیاس را به زبان منطقی درآورد. و برای ملکه شدن نحوه ی اعتبارسنجیِ منطقیِ استدلال ها کتابِ تمرینی «منطق در آینه ی معارف » توصیه می شود.


 


منابع
1.    خندان، علی اصغر، 1389، منطق کاربردی، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)، مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی؛ موسسه فرهنگی طه، چاپ ششم.
2.    خوانساری، محمد،1376، فرهنگ اصطلاحات منطقی، تهران، نشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ دوم.

 

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.