پژوهش طلاب

 

 

 

                                     بسم الله الرحمن الرحیم






پیشگفتار
تقدیم به:

روح بلند فقیه عارف حضرت آیت الله  کوهستانی که در تمامی مراحل زندگی الگوی بنده بوده اند.






تقدیر از:
تمام کسانی که در مراحل زندگی این حقیر را یاری کردند به خصوص پدر و مادر عزیزم


 

 


چکیده:
 امامت به معنای ریاست عمومی در امور دین و دنیا برای شخص از اشخاص و به نیابت از پیامبر است
شاید بهترین آیه در قرآن از آن حیث که می توان از خلال آن ابعاد مختلف امامت را به دست آورد ، آیه ایست که امامت را برای ابراهیم(علیه السلام) قرار داده است و آن به این صورت است:
«وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين»/بقره.124
از آیه ی 67 سوره ی مائده به خوبی مشخص می شود که امامت از اصول دین مبین اسلام است.
و در نهایت به این نتیجه می رسد که در قرآن به خوبی و به صراحت به اصل امامت اشاره شده است .




فهرست:
مقدمه
فصل اول(کلیات)
بخش اول(مفهو شناسی لغوی و اصطلاحی)
بخش دوم(بررسی ابعاد مختلف امامت در قرآن)
بخش سوم(ادله ی قرآنی بر اثبات اینکه امامت از اصول دین است)
فصل دوم(تفسیر دو آیه از آیات مربوط به امامت)

 

 


مقدمه:
یکی از مباحث مهم دین اسلام بحث امامت است به طوری که در برخی احادیث از آن به عنوان یکی از ارکان دین یاد کرده اند.اما نکته ی مهمی که وجود دارد این است که بسیاری از فرق اسلامی از این مسئله ی مهم غافل شده اند و به قول خودشان چیزی به عنوان امامت از کتاب و سنت برداشت نمی شود.لذا بر آن شدیم که این مسئله را از قرآن مجید که کتاب وحدت بین مسلمین است بررسی کنیم و این مطلب ثابت شود که به قرآن مجید نیز به این اصل مهم در آیات مختلفی اشار کرده.
اما نکته ای که در این پژوهش  وجود دارد این است که بنای این تحقیق بر این نیست که تمام آیاتِ در مورد امامت را به طور کامل و جامع بررسی کند بلکه به دو آیه ی مهم در این زمینه اشاره شده .
سوال اصلی :
آیا می توان مسئله ی امامت را به وسیله ی قرآن مجید اثبات کرد؟
سوالات فرعی:
متکلمان شیعه امامت را چگونه تعریف می کنند؟
آیا امامت از اصول دین است؟
آیا در قرآن به ابعاد شخصیت امام اشاره شده؟
فصل اول:کلیات
بخش اول:مفهوم شناسی لغوی و اصطلاحی
بخش دوم:بررسی ابعاد مختلف امامت در قرآن
بخش سوم:ادله قرآنی بر اصول دین بودن امامت
 
    بخش اول:
مفهوم شناسی لغوی و اصطلاحی:
معنای لغوی امام و واژه های مرتبط:
«معنای امام» :

امام از ریشه ی «أمّ .یؤمّ.إمامة» گرفته شده و به معنای پیشوا و کسی است که به او اقتدا می شود.
«معنای ولی»:
ولی  از ماده ی «ولی.یلی.ولایة» گرفته شده و به معنای سرپرست و عهده دار امری است.
«معنای خلیفه»:
خلیفه از ریشه ی «خَلَفَ.یخلفُ.خِلافة»گرفته شده است که به معنای جانشین می باشد



تعریف اصطلاحی:
تعریف امامت از نظر متکلمان شیعه:

مرحوم علامه حلی(ره) در کتاب الباب الحادی العشر امامت را چنین تعریف می کنند.
«الإمامة ریاسةٌ عامةٌ  فی امور الدین و الدنیا لشخصٍ من الأشخاص نیابة عن النبی»
امامت به معنای ریاست عمومی در امور دین و دنیا برای شخص از اشخاص و به نیابت از پیامبر است.
جناب فاضل مقداد(ره)  در راستای همین تعریف ،تعریف جامع تر و کامل تری را ارئه دادند و این جامع تر بودن به این صورت است که ایشان با بررسی اقوال علما دو قید دیگر را به این تعریف  اضافه کردند که یکی قید «انسانی» و دیگری قید «بحق الأصالة» است و در نهایت به این صورت تعریف کرده اند:«الإمامة ریاسة عامّة فی أُمور الدین و الدنیا لشخصٍ إنسانی بحقّ الأَ صالة »
اما قید «انسانی» به این خاطر اضافه شده که خواستند بگویند امامت برای یک شخصی از انسانهاست نه فرشتگان و أجنه و دیگر موجودات.
قید «بحق الأصالة» نیز به این خاطر اضافه شد که خواستند نائبی را که ولایت عمومی از سوی امام به او تفویض شده از تعریف خارج سازند چرا که معتقدند ریاست نائب هم عمومی است اما مانند امام اصالت ندارد.
نکاتی از تعریف امامت:
1.از قید «لشخصٍ إنسانی»استفاده می شود که در زمان واحد وجود دو امام ممکن نیست. خلیفه و جانشین بعد از رسول خدا باید یک نفر باشد . أهل سنت هم خلافت بیش از یک نفر را در یک زمان جایز نمی دانند.
2.همچنین قید «لشخصٍ إنسانی»گویای آن است که امامِ جانشینِ رسول خدا باید انسان باشد و غیر انسان بر چنین کاری قادر نیست.
3.ریاست در امور دین و دنیا به ابعاد وجودی امام اشره دارد .چنان که وجود رسول خدا ذو وجوه است ، جانشین ایشان هم باید دارای ابعاد وجودی ایشان باشد از جمله:هدایت خلق،حفظ شریعت، تعلیم أحکام،اجرای حدود ، إقامه ی حکومت،تفسیر قرآن و کلام رسول خدا و...  


بخش دوم:
بررسی ابعاد مختلف امامت در قرآن:

صاحب کتاب «الأمامة و الأهل بیت،النظریة و الإستدلال »در بررسی ابعاد مختلف امامت در قرآن اینچنین میگوید:
شاید بهترین آیه در قرآن از آن حیث که می توان از خلال آن ابعاد مختلف امامت را به دست آورد ، آیه ایست که امامت را برای ابراهیم(علیه السلام) قرار داده است و آن به این صورت است:
«وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين»/بقره.124
ترجمه: و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود، و وى آن همه را به انجام رسانيد، [خدا به او] فرمود: «من تو را پيشواى مردم قرار دادم.» [ابراهيم‏] پرسيد: «از دودمانم [چطور]؟» فرمود: «پيمان من به بيدادگران نمى‏رسد.
بررسی آیه:
1.امامت هدایت کننده ی مردم است به سوی خدا از آنجا که می فرماید:(للنّاس إماما) و این حرف را آیه ی 73 سوره ی مبارکه ی انبیاء تأیید میکند:
«وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا»
ترجمه: و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‏كردند
که مشخص می شود یکی از أبعاد وجودی امام هدایت کردن است.
2.امامت یک عهدإلهی است که خداوند این عهد را  با بندگان صالحش می بندد همانطور که در خود آیه ی مورد بررسی به این نکته تصریح شده ،در آنجا که می فرماید:
«قَالَ إِنىّ‏ِ جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا  قَالَ وَ مِن ذُرِّيَّتىِ  قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِين»
ترجمه: فرمود: «من تو را پيشواى مردم قرار دادم.» [ابراهيم‏] پرسيد: «از دودمانم [چطور]؟» فرمود: پيمان من به بيدادگران نمى‏رسد
از آنجا که حضرت ابراهیم این مقام را برای فرزندان خود درخواست کرد و خداوند در پاسخ فرمود« عهد من با ظالمان بسته نمی شود» ،مشخص می شود که امامت یک عهد إلهی است.
3.ممکن نیست که امام ظالم باشد از آنجا که در همین آیه فرمود:
«لَا يَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِين»
4.امامت یک مرتبه ی بسیار بالا و حتی از نبوت نیز بالاتر است و این مطلب از دو جا در این آیه ی شریفه فهمیده می شود.اول اینکه خداوند بعد از امتحان و ابتلای حضرت ابراهیم(علیه السلام) این مقام را به ایشان داد در صورتی که ایشان قبل از این بلاها  و امتحانات صاحب مقام نبوت بود.
«وَ إِذِ ابْتَلىَ إِبْرَاهِمَ رَبُّهُ بِكلَِمَات»
ترجمه: و (به ياد آر) هنگامى كه ابراهيم را پروردگارش به امورى بيازمود
و دوم این که حضرت ابراهیم(علیه السلام) این مقام را برای فرزندانش نیز در خواست کرد.
«قَالَ وَ مِن ذُرِّيَّتى‏»
ترجمه: [ابراهيم‏] پرسيد: «از دودمانم [چطور]؟
که اگر مقام کوچکی بود ،او هرگز این مقام را برای فرزندانش نمی خواست





بخش سوم:
ادله ی قرآنی بر اثبات اینکه إمامت از أصول دین است:

از آنجا که محور این پژوهش واکاوی بعضی از ابعاد مهم امامت در قرآن است لذا برای اثبات أصل بودن امامت نیز از قرآن کمک می گیریم.برای اثبات این مطلب از این سه آیه کمک گرفته می شود:
1.سوره ی مبارکه ی مائده آیه 67
«يَأَيهَُّا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ  وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ  وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ  إِنَّ اللَّهَ لَا يهَْدِى الْقَوْمَ الْكَافِرِين»
ترجمه: اى پيامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرسانده‏اى. و خدا تو را از [گزندِ] مردم نگاه مى‏دارد. آرى، خدا گروه كافران را هدايت نمى‏كند
2.« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتمَْمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتىِ وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْاسْلَامَ دِينًا»
ترجمه: امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‏] آيينى برگزيدم
با توجه به شأن نزول این دو آیه اصول دین بودن امامت به خوبی فهمیده می شود تا آنجا که خداوند در آیه اول اتمام رسالت را در گرو ابلاغ پیام امامت و ولایت قرار داده و در آیه ی دوم خداوند فصل الخطاب را فرمود آنجا که گفت :امروز دینتان(به وسیله ی امامت)کامل شد.






فصل دوم:
تفسیردو آیه ازآیات مربوط به امامت:

از آن حیث که بحث در مورد امامت در قرآن است لذا بر آن شدیم تا آیاتی را که مربوط به امامت است بررسی کنیم و لذا در تفسیر آیات از روایات استفاده نمی شود تا این بحث کاملاً از حیث قرآنی بررسی شود
آیه تبلیغ:
«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ»
اى پيامبر! آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان؛ و اگر (اين كار را) نكنى رسالت او را انجام نداده‏اى. خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعيّت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏كند.«مائده.آیه 67»
«دور نمای بحث»
اين آيه شريفه، كه به آيه تبليغ مشهور شده است، پيرامون مهمترين مسأله جهان اسلام، پس از مسأله نبوّت و پيامبرى، بحث مى‏كند و به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در اواخر عمر شريفش، با اصرار فراوان، دستور مى‏دهد كه مسأله خلافت و جانشينى پس از خودش را با صراحت تمام با مردم در ميان بگذارد و تكليف مردم را از اين جهت روشن كند..
«شرح و تفسير»
خطاب «یا أیها الرسول» تنها در دو آيه قران مجيد آمده است. يكى، آيه محلّ بحث و ديگرى آيه 48 سوره مائده كه متناسب با اين آيه شريفه است؛ و اين خطاب نشانگر اهمّيّت مطلبى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله به خاطر آن مورد خطاب پروردگار عالم قرار گرفته است.
«وإن لم تفعل فما بلّغتَ رسالته»
مأموريّت مورد اشاره بقدرى مهم و سرنوشت‏ساز است كه اگر آن را انجام ندهى و به مردم نرسانى، گويا رسالت پروردگارت را انجام نداده‏اى و زحمات بيست و سه‏ساله‏ات ناقص خواهد ماند!
البتّه روشن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله آنچه بر او نازل مى‏شد را به مردم مى‏رساند و براى آنها بيان مى‏كرد، ولى اين تعبير و لحن آيه بدان جهت است كه مردم به اهمّيّت ويژه و فوق‏العاده اين مطلب پى ببرند.
«وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»- از آنجا كه اين مأموريّت حسّاس و ويژه، خطراتى دارد و احتمال بروز واكنشهاى پنهان و آشكارى از سوى اشخاص ضعيف الايمان و منافق مى‏رود، لذا خداوند متعال حفظ جان پيامبر صلى الله عليه و آله را در برابر خطرات احتمالى تضمين مى‏كند.

كلمه «بَلِّغْ» نشانه ایست بر ويژگى خاصّ مضمون آيه فوق است، زيرا:
اوّلًا: اين كلمه منحصر به فرداست و در سراسر قرآن فقط در اين آيه به كار رفته است.
ثانياً: به گفته «راغب» در كتاب «مفردات» اين كلمه تأكيد بيشترى نسبت به كلمه «أَبْلَغْ» دارد؛ زيرا هر چند اين كلمه نيز تنها در يك آيه قرآن آمده است ، ولى شايد در كلمه «بَلّغ» علاوه بر تأكيد، تكرار نيز نهفته باشد. يعنى اين مطلب آن قدر مهم است كه بايد حتماً آن را به مردم برسانى و براى آنها تكرار كنى.
جمله «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»
 شاهد دیگری بر ويژگى خاصّ اين آيه است، مطلبى كه پيامبر صلى الله عليه و آله مأمور به ابلاغ آن شده است، اساس و ستون رسالت و نبوّت است؛ چرا كه اگر پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به انجام نرساند، گوئيا نبوّت خويش را به انجام نرسانيده است!
- « وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
تضمينى كه خداوند در اين آيه شريفه براى حفظ جان پيامبر صلى الله عليه و آله كرده و به او وعده محافظت در مقابل خطرات احتمالى داده، نشانه ديگرى بر بزرگى و اهمّيّت مضمون اين آيه مباركه است.
محتواى مأموريّت پيامبر صلى الله عليه و آله بقدرى سرنوشت‏ساز و مهم است كه احتمال خطرات جانى مى‏رود و واكنشهاى مختلف را بعيد نمى‏سازد؛ ولى خداوند پيامبرش را در مقابل تمام خطرات و ضررهاى احتمالى بيمه و ضمانت مى‏كند.
تنیجه گیری:
همانطور که بررسی شد از محتوای این آیه شریفه نه تنها مسئله ی امامت به تنهایی بلکه أهمیت این مسئله کاملاً مشخص شد.البته نکته ای که وجود دارد این است که از این آیه به تنهایی و بنفسه نمی شود مسئله ی امامت را در یافت کرد و لذا حتماً برای اینکه فهمیده شود این پیام مهم چیست باید به شأن نزول آیه و به قرائن خارجی از جمله آیات و روایاتی در ذیل این آیه مراجعه کرد و چون مجال بحث از این قرائن خارجی در این پژوهش وجود ندارد، لذا به همین مقدار بسنده می کنیم.
آيه اكمال دين‏
« الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً...»
امروز كافران از (زوالِ) آيينِ شما، مأيوس شدند؛ بنابراين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودانِ) شما پذيرفتم ....
«دورنماى بحث»
در اين آيه شريفه سخن از يك روز بسيار بزرگ و با شكوه است، كه نقطه عطفى براى مسلمانان شمرده شده است. روزى كه يأس دشمنان، إكمال دين، إتمام نعمتهاى الهى و رضايت و خشنودى پروردگار، ارمغان آن است.
«الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ»
- هر چند دشمنان اسلام و كفّار لجوج و عنود از ابتداى بعثت تا آخرين روزهاى زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله با حربه‏هاى مختلف به جنگ اسلام آمدند و در هر مرحله‏اى كه شكست خورده اميدوار به آينده بودند؛ ولى در هنگام نزول آيه فوق حادثه‏اى رخ داده است كه نه تنها دشمن شكست تازه‏اى خورده بلكه اميد آينده او هم نااميد شده است.
بنابراين، كفّار براى هميشه از زوال و نابودى دين شما مأيوس گشتند.
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي‏
- در اين روز با شكوه و پراهمّيّت، دين شما بر اثر حادثه‏اى كه رخ داد كامل گشت و نعمتهاى الهى بر شما مسلمانان تمام و كامل شد.
 «وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً»
- شكوه و عظمت امروز و حادثه‏اى كه در آن اتّفاق افتاده، بقدرى فراوان است كه خداوند اسلام را به عنوان آيين هميشگى پذيرفته است.
«ویژگی روز غدیر»
آن روز، چه روزى بوده است؟
روزى كه آيه شريفه از آن سخن مى‏گويد، داراى چهار ويژگى مهم است.
اوّل: روزى است كه باعث يأس و نااميدى كفّار شد.
دوم: روزى است كه مايه اكمال دين گشت.
سوم: روزى است كه خداوند نعمتش را بر مسلمانان تمام كرد.
چهارم: روزى است كه خداوند راضى شد كه دين اسلام، دين هميشگى مردم باشد.

تفسير آيه بدون قرائن خارجى‏
آيه شريفه با كدام يك از حوادث زمان پيامبر صلى الله عليه و آله قابل تطبيق است؟
در پاسخ اين سؤال فخر رازى دو نظريّه، و مرحوم طبرسى نظريّه سومى بيان كرده است.
نظريّه اوّل: يكى از نظريّاتى كه فخر رازى در تفسير آيه شريفه مطرح كرده اين است كه كلمه «اليوم» در اين آيه در معناى حقيقى خود به كار نرفته است، بلكه معناى مجازى دارد، بدين معنى كه «يوم» در اينجا به معناى «دوران» و «يك برهه از زمان» است؛ نه يك قطعه كوتاه از زمان.
طبق اين نظريّه، آيه نظر به روز خاص و حادثه ويژه‏اى ندارد، بلكه از شروع و آغاز دوران عظمت اسلام و فرا رسيدن دوران يأس و نااميدى كفّار خبر مى‏دهد، مخصوصاً كه استعمال كلمه «يوم» در اين معناى مجازى در بين مردم متعارف است؛ مثل اين كه گفته مى‏شود: «ديروز جوان بودم و امروز پير شدم» يعنى دوران جوانى گذشت و دوران پيرى فرا رسيد- نه اين كه حقيقتاً روز گذشته جوان بوده و امروز پير گشته است!
ولى پاسخ اين نظريّه واضح و روشن است؛ زيرا معناى مجازى و غير حقيقى، نياز به قرينه روشنى دارد. آقاى فخر رازى چه قرينه روشنى براى اين معناى مجازى ارائه مى‏كند؟؟؟؟
نظريّه دوم: منظور از «اليوم » در آيه شريفه، معناى حقيقى خاص و معيّنى است و آن روز، روز عرفه، هشتم ماه ذى القعده، مى‏باشد. روز عرفه حجّة الوداع، آخرين سفر حجّ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه در سال دهم هجرت واقع شد.
و لكن اين نظريّه نيز قانع‏كننده نيست، زيرا مگر روز عرفه سال دهم هجرت با عرفه سال نهم و هشتم هجرت چه تفاوتى داشته كه آن را ممتاز نموده است؟! اگر حادثه خاصّى در آن رخ نداده، پس چطور با اين عظمت از آن ياد شده است؟!
خلاصه اين كه، اين نظريّه هم با عقل سليم و بدور از احساسات و تعصّبات، قابل پذيرش نيست. نتيجه اين كه هيچ يك از دو نظريّه فخر رازى، راز نهفته در آيه را فاش نمى‏كند.
نظريّه سوم: مرحوم طبرسى، يكى از مفسّران زبردست و قوى شيعه، پس از نقل و ردّ دو نظريّه فخر رازى، تفسير اهل البيت عليه السلام را در مورد آيه نقل مى‏كند كه مورد قبول تمام مفسّران شيعه و علماء و دانشمندان آنهاست.
اگر با ديده انصاف و بدون پيشداوريها قضاوت كنيم، خواهيم ديد كه آيه شريفه كاملًا بر حادثه غدير قابل تطبيق است. زيرا:
اوّلًا: دشمنان اسلام پس از ناكامى در تمام توطئه‏ها، جنگ‏ها، سمپاشيها، تفرقه‏افكنيها، مبارزات و خلاصه بعد از تمام تلاشهايى كه براى محو اسلام داشتند، تنها به يك چيز دل بسته بودند و آن اين كه پيامبر از دنيا برود و پس از ارتحال آن حضرت مخصوصاً با توجّه به اين كه پسرى ندارد تا جانشين او بشود و تاكنون نيز بطور رسمى جانشينى براى خود تعيين نكرده است، بتوانند به آرزوى خود برسند و ضربه نهايى را بر اسلام وارد كنند. امّا وقتى ديدند آن حضرت در روز هجدهم ذى الحجّه سال دهم هجرت، در صحراى غدير خم و در بين جمعيّت انبوه و كم نظير مسلمانان، عالم‏ترين، قدرتمندترين، آگاه‏ترين و نيرومندترين فرد جهان اسلام را به جانشينى خود انتخاب كرد، آرزوهاى خويش را باد رفته ديدند و تنها روزنه اميد آنها بسته شد و از نابودى اسلام مأيوس شدند.
ثانياً: با انتخاب امام على عليه السلام نبوّت قطع و ناتمام نماند، بلكه به سير تكاملى خود ادامه داد، زيرا امامت تكميل كننده نبوّت و در نتيجه باعث كمال دين است؛ بنابراين، خداوند با انتخاب على عليه السلام، به عنوان خليفه مسلمانان، شخصيّتى كه نيرومند ترين، آگاه ترين و عالم ترين مسلمان پس از رسول اكرم صلى الله عليه و آله بود، دين خود را كامل كرد.
ثالثاً: نعمتهاى پروردگار با نصب امامت و رهبرى پس از پيامبر صلى الله عليه و آله تكميل شد.
رابعاً: بدون شك اسلام بدون امامت و رهبرى يك دين جهانى فراگير و خاتم نخواهد شد، دين خاتم بايد همواره پاسخگوى نيازهاى مردم در تمام زمانها باشد و اين، بدون وجود امامى معصوم در هر زمان امكان‏پذير نيست.
نتيجه اين كه، تفسير آيه شريفه به حادثه غدير، تفسير قابل قبولى است؛ بلكه تنها تفسير قابل قبول مى‏باشد.
.






منابع:
1.قرآن کریم
2.آیات ولایت در قرآن/مکارم شیرازی/ناصر/نسل جوان
3.الإمامة و الأهل بیت النظریة و الإستدلال/حکیم/سید محمد باقر/المرکز الإسلامی المعاصر
4.ترجمه قرآن/مکارم شیرازی/ناصر
5.جواهر الکلام فی معرفة الإمامة و الإمام/ج1/حسینی میلانی/سید علی/اول/مرکز حقائق اسلامی/1389ش
6.لسان العرب/ج12/ابن منظور/محمد بن مکرم/سوم/دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع/بیروت/1414هجری

 

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.