مقالات پژوهش طلاب

 

 


 بسم الله الرحمن الرحیم

 



تقدیم به:
حضرت رسول اکرم(روحی فداه) که با آوردن قرآن این گنجینه الهی عالمی را واله خویش گرداند
تقدیر از:
اساتید محترمی که بنده را در این پژوهش یاری نمودند سپاس گذاری می نمایم و خصوصاً از بزرگوارانی همچون آقایان محترم حجت الاسلام قربانی و احمد آذربایجانی تشکر به عمل می آورم.






چکیده
با تو.جّه به اینکه فهمیدن کلام و جمله و تشخیص مصداق آن در فهم ما از متن اثر گذار است به یک نوع از جمله یعنی جمله اسمیه پرداختیم.
در جمله اسمیه محور شکل گیری آن بر مبنای بودونبود رابط و عائد در کلام است.(بنابر نظر نحات)
حال در پژوهش بر آن شدیم تا مفهوم رابط و عائد را بررسی کرده و نقثش واقعی آنرا در شکل گیری کلا م بررسی کنیم.






فهرست

مقدمه   
فصل اول(مفهوم شناسی)   
فصل  دوم(نقل آراء)   
فصل سوم(تحلیل آراء)   
منابع و مآخذ   






مقدمه
رابط و عاید دو اصطلاح در کتب نحوی  هستند که در بعضی از نقش های ترکیبی نحو مانند خبر صفت و حال و...تاثیر بسزایی دارند .
در این پژوهش  هدف فهم کلام نحات در مورد رابط وعاید و چگونگی اثر گذاری آن در شکل گیری جمله (خبر برای مبتدا) است.
عموما محصلین علوم ادب عرب در شناخت این دو  تنها به  یک اصطلاح  بسنده کرده و از اهمیت آن غافل اند.
در جست و جوی(حتی المقدور) نویسنده در مدرسه حقانی ،پژوهشی در این مورد یافت نشد.امید است  تا  این  پژوهش گوشه ای از ابهامات علمی طلاب امام عصر عج الله تعلی فرجه الشریف را برطرف نموده باشد.
ضرورت بحث
1(ان هذا لهو القصص الحق)  و2(رسول الله  ضرب علی عمرا)  3(جائنی زید و عمرو ذاهب) 4(هذا زید) 5  (زید عالم)
بنابر نظر نحاة :در جمله اول خبر درست بوده لکن خبر جمله دوم اشتباه است و اصلا جمله شکل نگرفته .در جمله سوم برخی نحاة تنها به  بودن رابط در این مثال قایل هستند و  می گویند عاید ندارد. در جمله چهرم نحاة کوفی می گویند داری رابط وعاید است اما نحاة بصری می گویند تنها رابط دارد و اما  در  مثال آخر می گویند  هم رابط است  وهم عاید.
از گفته ها نحاةبرمی آید که این دو در خبر نقش مهمی را ایفا می کنند.
(ما أعلمنی و إیاک  أصابنا الدهر  من اللذة  والسرور  والفرح مثل ما أصاب هذین اللیلة )
حال اگر  رابط وعاید را بشناسیم میتوانیم بگوییم که این جمله اسمیه است یا فعلیه و اگر اسمیه است خبر آن چسیت؟
بحث رابط و عاید در علم نحو بخش مرفوعات قسمت مبتدا و خبر مورد بحث قرار گرفته  اگر چه در جاهای دیگری همچون صله،صفت،حال و...نقش مهمی دارد.
 
 




فصل اول:مفهوم شناسی
مفهوم شناسی لغوی:
مفهوم شناسی اصطلاحی:

کلام:قول مفید همراه با قصد است و مراد ازمفید یعنی آن که بر معنی دلالت کند که سکوت کردن بر نیکو باشد.
جمله: عبارت است از فعل و فاعل(قام زید) و مبتدا و خبر(زید قام)  وچیزی بمنزله یکی از آن دو(ضُرب اللص) و (أ قایم الزیدان؟)
نکته؛جمله از کلام عام تر است زیرا شرط کلام افاده است حال آن که بعضی جمله ها کلام نیستندمانند جمله صله.
 مبتدا
تعریف
«مبتدا» اسم مفعول از مصدر «ابتداء» است. «ابتداء» مصدر باب افتعال است که در لغت به معنای «آغاز کردن و شروع هر چیزی » است.   هنگامی که از این کلمه، مصدر صناعی ساخته شود (ابتدائیت) در اصطلاح نحویون، یکی از عوامل معنوی است که عامل رفع مبتدا و خبر است . پس از روشن شدن معنای لغوی «ابتداء» و «مبتدا» باید به تعریف اصطلاحی آن ها پرداخت. شاید بتوان گفت، نحویون در تعریف ابتدا دارای اجماع هستند و آن را اینگونه تعریف می نمایند:
«اسمی که مجرد از عوامل لفظی اصلی است در حالی که از آن خبر داده می شود یا وصفی است که رافع  چیزی است که از خبر به آن اکتفا می شود»
خبر
تعریف
ماده «خ¬ب¬ر» در لغت به معنای علم و اطلاع است و «خَبَر» اسمی است برای وسیله اطلاع و وصول به علم.  خبر در اصطلاح نحویون به دو صورت تعریف شده است؛که این دو تعریف عبارتند از:
-    «تمام کننده فائده و معنای اساسی کلام »
-    «اسناد داده شده به سوی مبتدا »

 

اَشکال

 

در اینجا لازم است به اختلافی که نحویون بر سر عامل شبه جمله دارند اشاره شود که برخی آن را اسم و برخی آن را فعل می دانند که البته برخی نظر بینابین را اتخاذ نموده اند، یعنی با توجه به معنا هرچه مناسب تر بود در تقدیر گرفته می شود. ابن مالک به همین امر در الفیه خود اشاره دارد:
«ناوین معنا کائن أو استقر»

رابط
رابط :گره زننده،متصل کنند رابط الجأش :استوار قلب
عاید :بازگردنده   پزشک معالج که بر بالین بیمار می رود

در اکثر کتب نحوی اینگونه بیان شده است که خبر نیاز به رابطی دارد که آن را به مبتدا مرتبط نماید. با این بیان، تمام اقسام خبر، جز خبر جامد را نیازمند رابط می دانند که البته در خبر جامد نیز اختلاف است. همچنین برای رابط انواعی ذکر می کنند. از جمله: ضمیر، اسم اشاره، تکرار مبتدا، اسم عامی که شامل مبتداست.
به نظر برخی محققین در اینجا اشتباهی رخ داده است که به بیان آن می پردازیم:
در نحو دو اصطلاح وجود دارد که گاه با یکدیگر خلط شده اند. یکی عائد و دیگری رابط، که در اینجا به توضیح هر یک می پردازیم.
عائد مسئله ای است نحوی و آن این که در برخی موارد به اقتضائاتی اعتبار کرده اند که باید ضمیری در جمله باشد که به ماقبل بازگردد.
اما رابط مسئله ای است که مختص به نحو نیست و رابط و معنای رابطی و نسبت حکمیه در حمل، یک امر حقیقی است. بحث نیاز دو شئ برای حمل بر یکدیگر به یک معنای ربطی در فلسفه اثبات شده است و در حقیقت حمل یعنی ربط دادن بین دو چیز. با توجه به این توضیح می توان دریافت که در تمام مواردِ جمله اسمیه، چون بحث حمل وجود دارد ما نیازمند رابط هستیم اما در همه موارد نیازمند عائد نیستیم چرا که بیان شد که عائد در فضای اقتضائات لفضی جمله تصور شده است. مثلاً در خبر جامد ما ضرورتاً باید رابط داشته باشیم اما ضرورتی ندارد که عائدی هم داشته باشیم و شاید کوفیون که جامد را نیز متحمل ضمیر می دانند به خاطر این باشد که عائد و رابط را خلط کرده اند. با توجه به توضیحات گذشته در اینجا به بیان رابط در اقسام خبر می پردازیم:
مفرد جامد: هم چنان که بیان شد در این خبر عائد وجود ندارد چرا که ضمیری وجود ندارد که به ماقبل بازگردد اما معنای ربطی ضرورتاً وجود دارد و نشانه ی آن همان هیئت ترکیبیه مبتدا و خبری است.
مفرد مشتق: در این نوع خبر نیز عائد وجود ندارد. تقریباً شاید بتوان گفت تمام نحویون بر این امر اتفاق نظر دارند که مشتق اگر ضمیر بارز یا اسم ظاهری را رفع ندهد متحمل ضمیر است. در اینجا برخی از علمای منطق و فلسفه با تحقیقات خود دریافته اند که مشتق متشکل از ذات و حدث نیست که برای توجیه ذات آن نیاز باشد در آن ضمیری را در تقدیر بگیریم و این امر در منطق و فلسفه با استدلالاتی اثبات شده است. بیان این علماء از مشتق به این گونه است که مشتق اسم به شرط حمل است. در توضیح این بیان می توان گفت: در حقیقت در کلام عرب مشتق به گونه ای وضع شده که همیشه باید بر چیز دیگری حمل شده باشد از این رو در علمی مانند صرف هنگامی که از مشتق بحث می شود آن را با ضمیری در درون آن تحلیل می کنند تا وضع آن دچار خدشه نشود. اما در علم نحو که ما سروکارمان با کلام است و کلام چیزی جز حمل و شرط نیست دیگر نیازی به تقدیر گرفتن ضمیری درون مشتق نیست. مؤید این سخن مثال هایی همچون «قائم ابوه» است که تمام نحویون اتفاق دارند که ضمیری در قائم نیست در حالی که اگر بخواهیم مشتق را مشتمل بر ذات و حدث بدانیم دچار مشکل نحوی می شویم. بنابر توضیحات داده شده می توان گفت در این نوع خبر نیز رابط همان هیئت ترکیبیه است.
جمله اسمیه و فعلیه: به نظر می رسد در خبر جمله بتوان اینگونه بحث کرد که جمله به خاطر استقلال معنایی ای که دارد باید مشتمل بر لفظی باشد که به مبتدا بازگردد، حال این لفظ می تواند ضمیر باشد که آن را عائد می نامند و یا می تواند الفاظی همچون اسم اشاره، تکرار لفظ مبتدا و یا اسم عام مشتمل بر مبتدا باشد و در حقیقت این لفظ نوعی اتحاد میان مبتدا و خبر ایجاد می کند. و این الفاظ سببی هستند برای ایجاد اتحاد و وجود نسبت حکمیه، در اینجا باید به نکته ای اشاره کرد که البته جای کار بیش تری دارد و آن اینکه شاید بتوان گفت برای نسبت حکمیه بین مبتدا و خبر لفظی وضع نشده و آنچه به عنوان رابط مطرح می شود شاید به همان معنایی باشد که در بالا گفته شد (ایجادکننده نوعی اتحاد در جمله).





فصل دوم :کلام نحات
در این بخش به رابط و عاید در کلام نحات می پردازیم.
نظر اول:خبر  از لحاظ معنی در حقیقت همان مبتداست اگر معنای خبر مساوی با مبتدا باشد نیاز به رابط نیست اما در مواقعی همچون برخی موارد  مشتق و جمله   که معنای خبر و مبتدا مساوی تام نیست نیاز به رابط دارد در غیر این صورت خبر از مبتدا بیگانه شده جمله شکل نمی گیرد.
نظر دوم:اگر خبر جمله باشد دو حالت دارد:
1.    جمله به معنای مبتدا باشد که در این صورت نیازی به رابط نیست ؛ «مقولی زید قایم»
2.    جمله به معنای مبتدا نباشد ،در اینصورت رابطی ازنوع ضمیر ظاهر یا مقدر و یا اسم ظاهر دارد.زیرا جمله در اصل مستقل بوده  و نیاز به رابط دارد  تا جزئی از کلام (همراه با آن مبتدا) شود .(علی قایم أبوه)
 نضر سوم : رایط یک امر معنایی است یعنی احتیاج دو چیز به یک ربط واین مختص به جمله یا مشتق نیست.
عائد مصطلح و رابط گاهی اوقات در یک مصداق هستند و گاهی اوقات رابط چیزی و عائد چیزی دیگر است و گاه دارای رابط به تنهایی است و عائدی ندارد.
انواع رابط به شرح ذیل می باشد:
1-ضمیر و اصل در عائد ضمیر است و به قول مرحوم رضی(رحمه الله علیه) در غیر اینصورت اسم به جای ضمیرآمده است.
2-اسم اشاره
3-اعاده مبتدا به لفظ
4-اعاده مبتدا به معنا
5-اسم عامی که شامل مبتدا می شود.
6-جمله ای دارای ضمیر که به مبتدا باز می گردد، عطف به خبر شود و به عکس.
7-عطف با واو
8-شرطی که شامل بر ضمیری شود که به معنای جواب شرط دلالت کند و آن جواب شرط درمعنا همان خبر آن مبتدا است.
9-ال نائب از ضمیر
10-جمله همان مبتدا باشد در مبتدا
 فصل سوم:تحلیل
از تحلیل بیان نحات میتوان فهمید که بین دو لفظ عائد و رابط خلط مبحث شده است یعنی گاه مرا داز رابط عائد است و گاه ربط معنوی. به این ترتیب که برای تشکیل جمله (افاده معنا) نیاز به رابط است یعنی آنکه خبر عین مبتدا باشد از لحاظ معنا لکن در مواردی همچون جمله و یا مشتق که ربط معنایی به به مبتدا ندارد و مبتدا نیست، نیاز به یک عائد است تا رابطه ی خبر با مبتدا را برساند. بدین معنا که اگر این عائد نباشد کلام شکل نمی گیرد.
رابط یک امر معنایی بوده و آن اینکه خبر نفس مبتدا باشد از لحاظ معنا و در  مواردی که اینگونه نیست رابط به وسیله یک عائد اثبات می شود تا کلام شکل گیرد.
و اما مصادیق عائد:
در اصل ضمیر می بوده و گاه اسمی است که مربوط بودن جمله یا مشتق را به مبتدا می رساند.







منابع و مآخذ
قرآن کریم
مفنی الأدیب
شرح الرضی علی الکافیه
نحوالوافی
سلسبیل
حاشیة الصبّان
بدائه النحو
کمال الدین و تمام النعمه
المنجد
المعجم الوسیط

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.