پژوهش طلاب

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم



      
تقدیم به :

این مقاله کوچکتر از آن است که قابل اهدا  به کسی باشد
من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم    حیف باشد که تو یارِمن و من  یار تو باشم

 

 



تقدیر از:

با تقدیر از همه ی بزرگوارانی که سبب شدند که قلم در دست بگیرم و این پژوهش را بنویسم.
و همچنین با تقدیر از استاد مشاور ، همیار ایشان و حاج آقای رضا زاده که در رفع نواقص این چند برگ حقیر را یاری نمودند

 





فهرست


چکیده   
تبیین مساله   
مفهوم شناسی لغوی ادغام   
تاریخچه   
جایگاه   
سوالات اصلی   
سوال فرعی   
فصل اول : مفهوم شناسی ادغام   
فصل دوم : انواع تقسیم بندی ادغام   
تقسیم بندی اول   
تقسیم بندی دوم   
تقسیم بندی سوم   
تقسیم بندی چهارم   
منابع   






چکیده
ادغام را برخی بیان یک حرف مشدد دانسته اند و گویند که گاهی در تلفظ کلمات دو حرف که داری مخارج متفاوت اند از یک مخرج تلفظ می شوند!
عده ای هم گویند برخی از اوقات دو حرف که دارای مخرج یکسان و صفات متقاوتند بدون آنکه مشدد تلفظ گردند ادغام شده اند!
ما برآنیم که در طی این پژوهش از طریق بررسی تعریف ادغام بر روی این قسم اخیر این تقسیم بندی را اصلاح کنیم

 


تبیین مساله
علم صرف علم کلمه شناسی و کلمه سازی است.در کلمه شناسی ما برآنیم که هیئات کلمات را تشخیص داده و معنا کنیم. به جهت این کار ابتدا ما باید کلمات یک جمله را از هم جدا کنیم و سپس با جدا سازی ریشه کلمات از آنها به هیئت آنها برسیم(بدیهی است که این کار برای برخی از اسامی که دارای ریشه نیستند(مبنی هستند) اجرا نخواهد شد.)گاهی از اوقات در کلمات تغییری رخ می دهد که در راه انجام فرایند فوق ما را دچار مشکل می کنند لذا در علم صرف به این گونه تغییرات هم پرداخته اند و از آنها تحت عنوان تغییرات لفظی یاد می کنند. این تغییرات شامل اعلال ، ادغام، تخفیف همزه، حذف، تعویض و ... است.در این مقاله به برسی جزئی از ادغام پرداخته ایم.
مفهوم شناسی لغوی ادغام
در فرهنگ لغت تاج العروس ذیل ریشه ی دغم با این جملات روبرو شدیم
أَدْغَمَ الفَرَسُ اللِّجَامَ. أَدْخَلَه في فيهِ و أَدْغَمَ اللِّجامَ في فمِهِ كَذلِكَ1   
همچنین در در المنجد در ذیل ریشه ی دغم فراگرفتن و حرف توی حرف آوردن  را می یابیم
مفهوم شناسی اصطلاحی : هنگامی که دو حرف که دارای مخرج و صفات یکسان اند به صورت مشدد تلفظ گردد گویند ادغام صورت گرفته است.


تاریخچه
 بحث ادغام از دیر باز در کتب مختلف صرفی مورد بررسی قرار گرفته و علمای علم صرف در رابطه با آن نظریات خود را ارائه کرده اند.


جایگاه
 ادغام یکی از اقسام تغییرات لفظی است که در علم صرف به بررسی آنها پرداخته اند. علم صرف نیز زیر مجموعه ی علوم ادبیات عرب است .
علم تجوید هم در رابطه با ادغام سخن گفته لکن ما بیشتر به بررسی آن از جنبه صرفی می پردازیم و در پایان تنها یک اشکال به علمای تجوید وارد می سازیم و در علم تجوید به طور جدی دخول نمی کنیم.


سوالات اصلی
مفهوم ادغام کدام است و انواع تقسیم بندی آن چگونه است؟
سوال فرعی
ملاک های تقسیم بندی ادغام کدام است؟






فصل اول : مفهوم شناسی ادغام
در مقدمه به مفهوم شناسی لغوی و اصطلاحی ادغام اندکی اشاره شد.اکنون به طور مفصل و با توجه به تعریف علمای صرف به مفهوم شناسی ادغام می پردازیم
در کتاب موسوعه الصرف و النحو چنین آمده است
" داخل کردن چیزی در چیز دیگری را ادغام گویند و در اصطلاح داخل کردن حرف ساکن در حرف متحرکی همانند خودش را ادغام گویند.توضیح بیشتر آنکه بین آن دو حرف ساکن ویا متحرکی فاصل نشده و در تلفظ زبان به موضع تلفظ رفته وتنها  یکبار جدا می گردد همانند مدّ . ادغام همواره در دوحرف که اولی ساکن و دومی متحرک است اجرا می گردد [حرف اول را مدغم و حرف دوم را مدغم فیه گویند]تمامی حروف مدغم و مدغم فیه واقع می گردند مگر الف که همواره ساکن است."
بنابر تعریف فوق الف هیچ گاه مشدد تلفظ نمی گردد.
در جامع الدروس به این تعریف می رسیم :
"داخل کردن حرفی در حرف دیگر از جنس خودش  به گونه ای که به حرف واحد و مشددی تبدیل گردند را ادغام گویند.هماندد مدّ یمدّ مدّاً.و حکم اجرای ادغام در موضعی است که اولی ساکن و دومی متحرک باشد و هیچ فاصلی بین آنها نباشد.سکون اولی می تواند بالذات باشد همانند مدّاً و یا به حذف حرکت همانند مدّ و یا با انتقال حرکت باشد همانند یمدّ"
در این تعریف به برخی کلمات که حرف اول (مدغم) در آنها از ابتدا ساکن نبوده و بعداً ساکن شده بر می خوریم که این نوع از ادغام را ادغام کبیر گویند در بحث تقسیم بندی ادغام اشاره ای به آن خواهیم کرد.
در مبادی العربیه تعریف زیر را مشاهده می کنیم :
" ادغام داخل کردن حرفی در حرف دیگر ازجنس خودش است به شرطی که اولی ساکن و دومی متحرک باشد."
تعریف زیر در کتاب صرف روان سطح سه دیده می شود
" ادغام در لغت به معنای داخل کردن چیزی در چیز دیگر است و در اصطلاح به مشدد ادا کردن دو حرف که اولی ساکن و دومی متحرک است و در بین آنها چیزی فاصل نباشد ادغام گویند."
در شرح النظام به جملات زیر میرسیم:
" داخل کردن چیزی در چیز دیگر را ادغام گوبند و در اصطلاح اداکردن دو حرف که اولی ساکن و دومی متحرک است از مخرج واحد را بدون آنکه فاصلی بین آن دو باشد ادغام گویند.بنا براین کلمه ای همانند فلسٌ خارج می گردد زیرا مخرج آنها یکسان نیست. در ادغام حرف ساکن گویی که مستهلک شده و در تلفظ زبان یک بار به مخرج حرف می رود و با طی مدت زمان بیشتری از آن جدا می گردد و با این جملات تفاوت مَدَدَ و مدَّ مشخص می گردد."                
و نظر مرحوم رضی در شرح شافیه را چنین می یابیم :
" ادغام وصل کردن حرف ساکن به حرفی مثل آن که متحرک است بدون آن که بر روی اولی تلفظی صورت گیرد و زبان یک بار با قدرت از مخرج آن دو حرف جدا گردد.به خلاف رِییاً که در آن بر روی یاء اول تلفظ صورت              می گیرد و دومی هم عادی و نه به صورت قوی تلفظ می شود"
در جمع بندی مطالب فوق می توان به نکات زیر اشاره کرد:
ادغام دو رکن اساسی به نام مدغم و مدغم فیه دارد.مدغم حرف متماثل به حرف دیگری است که ابتدا واقع شده و باید ساکن باشد. سکون مدغم می تواند :
الف. بالذات باشد
ب. پس از انتقال حرکت به حرف ماقبل باشد
ج. حرکت مدغم بیافتد
در هر سه حالت فوق مدغم ساکن شده و اگر
الف. بین مدغم و مدغم فیه چیزی فاصل نباشد
ب . مدغم تلفظ نشده بلکه مدغم فیه تلفظ گردد و تلفظ مدغم فیه سنگین تر از حالت عادی و با طی مدت زمان بیشتری همراه باشد.
آنگاه فرایند ادغام صورت گرفته.در ادامه به انواع تقسیم بندی ادغام میرسیم.





فصل دوم : انواع تقسیم بندی ادغام
همانگونه که به هر قضیه از جنبه های گوناگون می توان نگریست و از جنبه های مختلف آن را تقسیم بندی کرد ادغام هم دارای تقسیم بندی های متفاوتی می تواند باشد.
 مبانی تقسیم بندی در کتاب صرف ساده(کتاب آموزشی طلاب مبتدی) به صورت زیر است:
1.بر مبنای آنکه ادغام تنها در لفظ است و یا در لفظ و نوشتار ادغام نمایان می شود.
2. بر مبنای وجوب اجرای ادغام جواز اجرای ادغام و یا امتناع اجرای ادغام
3.بر مبنای هم مخرج و صفات بودن مدغم و مدغم فیه و یا غیر آن
4.بر مبنای مراحل ادغام


تقسیم بندی اول
 به لحاظ تطابق گفتار و نوشتار با هم است که بعضاً در برخی کلمات ادغام تنها در لفظ است و در نوشتار نمایان نیست همانند: "اکتب بالقلم" در این مثال ادغام تنها در نوشتار است در حالیکه در برخی دیگر در لفظ و نوشتار با هم است همانند: "الّا" که در اصل "ان لا" بوده و پس از اجرای ادغام به صورت مشدد نوشته شده و یا همانند "معلّم" که در اصل "معللم" بوده و ادغام شده است.


تقسیم بندی دوم
طلاب در کتاب درسی خود پس از آشنایی با جریان قواعد ادغام با الفاظ لفظی و کتبی روبرو می گردند و این بدان معناست که این کلمه یا تنها به صورت ادغام شده در زبان عربی یافت می گردد که در این صورت ادغام واجب است و یا هم ادغام شده و هم بدون اجرای ادغام که در این صورت ادغام جوازی است و یا اصلاً ادغام در آن صورت نگرفته که در این صورت اجرای ادغام ممتنع است. برای نمونه در کتاب شرح النظام در رابطه با امتناع اجرای ادغام به این موارد برمی خوریم :
o    در موضعی که حرف دوم ساکن است مگر آن که سکون آن عارضی باشد.
o    هنگامی که مدغم فیه به جهت الحاق افزوده شده باشد
o    در موضعی که قبل از مدغم حرف ساکن باشد و مدغم و مدغم فیه در دو کلمه باشند.
o    و ...


تقسیم بندی سوم
در ادغام متماثل دو حرف مدغم و مدغم فیه هر دو از یک جنس اند اما در ادغام متقاربین دو حرف در برخی صفات با هم متحدند و لذا فرآیند ادغام جاری می گردد همانند ادغام حروف شمسی در لام "ال" به مانند "الشمس" که "اشّمس" خوانده می شود. در رابطه با ادغام متقاربین باید گفت از آنجا که ادغام به معنای مشدد ادا کردن حرف است و این ممکن نیست مگر آنکه هر دو حرف از یک جنس باشند لذا در ادغام متقارب هم دو حرف متماثل شده(در مخرج و صفات کاملاً شبیه یکدیگر می شوند) و فرآیند ادغام صورت می گردد.
در پاورقی صرف روان با ادغام متجانسین روبرو میشویم. این ادغامی در موضعی است که مدغم و مدغم فیه از یک مخرج باشند ولی صفات متفاوت داشته باشند که در کتب صرفی از آن صحبت نشده است علت آن این است که این نوع ادغام به لحاظ صرف ادغام تلقی نمی گردد چرا که با تعریف آن در تناقض است. به عنوان مثال در تلفظ کلمه ی "بسطت" - که گویند در آن ادغام متجانسین روی می دهد- هیچ گونه تشدید و تقویتی دیده     نمی شود. در فصل قبل بیان شد که در ادغام باید در دو حرف متماثل باشند تا فرآیند ادغام صورت گیرد در حالیکه در این کلمه چنین فرآیندی طی نمی گردد و تلفظ این کلمه را ادغام صرفی نمی توان دانست.(شایان ذکر است که این قسم ادغام تجویدی هم نمی باشد چر که با تعریف تجوید هم در تناقض است.)

تقسیم بندی چهارم
 در کتاب جامع الدروس العربیه ادغام صغیر ادغامی است که مدغم ساکن و مدغم فیه متحرک باشد اما ادغام کبیر آنجاست که مدغم متحرک است و باید ساکن گردد لذا چون در قسم دوم فرآیند بیشتری جهت تحقق ادغام صورت می گیرد لذا ادغام در قسم دوم را ادغام کبیر گویند.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

 


منابع

    طباطبایی محمدرضا، صرف ساده ، انتاشارات دارالعلم قم، چاپ هفتاد و نه، وییرایش 1392
    شرح الرضی علی الشافیه
    جامع الدروس العربیه
    صرف روان
    مبادی العربیه
    شرح النظام
    موسوعه الصرف و النحو
    ترجمه المنجد (جامع نوین)
    تاج العروس

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.