پژوهش طلاب

 


بسم اللّه الرحمن الرحیم





چکیده
در این پژوهه، ابتدا به تعریف هریک از مفاهیم مطرح شده در مسئله می‌پردازیم و بیان می‌کنیم که فعل، فعل لازم و متعدّی و فعل معلوم و مجهول هر یک چه معنی و تعریفی دارند.
آن‌گاه مختصراً معیّن می‌نماییم که برای مجهول کردن یک فعل معلوم، چه فرآیندهای معنوی و لفظی‌ای باید اجرا شوند.
سپس وارد بحث نائب فاعل می‌شویم و پس از ارائهٔ تعریف نائب فاعل، بیان می‌کنیم که چه الفاظی می‌توانند نائب فاعل واقع شوند.
نهایتاً مشخّص می‌شود که آیا افعال لازم هم می‌توانند مجهول شوند یا نه.

 
فهرست مطالب
       
فهرست مطالب   
مقدّمه   
بخش اول: کلیّات   
فعل   
فعل لازم   
فعل متعدّی   
فعل معلوم   
فعل مجهول   
بخش دوم: نائب فاعل   
تعریف   
مسئله   
الفاظی که نائب فاعل واقع می‌شوند؛ پاسخ به مسئله   
نتیجه‌گیری   
منابع و مآخذ   


مقدّمه
دانستن این مسئله که آیا افعال لازم نیز قابلیت مجهول شدن و استفاده به صورت مجهول را دارند یا ندارند، می‌تواند به پژوهشگران علوم دینی کمک کند تا بتوانند در مواردی که چنین افعالی در متون قرآن و حدیث استعمال شده است، سخن خداوند متعال و اهل بیت  را بهتر دریابند و دقیق‌تر استخراج و استنباط نمایند.
بحثِ پیشِ رو، زیرمجموعهٔ علم نحو می‌باشد. این مقاله، با استفاده از گزاره‌های بخش‌های «فعل»، «معلوم و مجهول» و «لازم و متعدّی» از علم نحو، به پاسخ مسئله‌ای می‌پردازد که در عنوان مقاله طرح شده است.
مخاطبین این مقاله را کسانی تشکیل می‌دهند که اطلاعات حداقلی از صرف داشته باشند و یک دور کتاب صرف ساده را مطالعه نموده باشند. لذا به توضیح برخی مفاهیم نمی‌پردازیم و تعریف آن مفاهیم را برای مخاطبین گرامی معهود قلمداد می‌کنیم.


بخش اول: کلیّات
فعل

طبق تعریف مشهور علمای ادبیات عرب، فعل کلمه‌ای است که بر دو مفهومِ معنی و زمان دلالت کند.  این معنی باید اصطلاحاً «فی نفسه» باشد.  یعنی خود کلمه به خودیِ خود دارای معنی باشد، نه این که معنایش وابسته به کلمات دیگری باشد، یا این که در کلمات دیگری معنی ایجاد کند.
مثال: ﴿ثُمَّ ذَهَبَ إِلَىٰ أَهْلِهِ يَتَمَطَّىٰ﴾
فعل لازم
فعل به اعتبار قابلیت گرفتن مفعولٌ به، به دو دسته تقسیم می‌شود: لازم و متعدّی.
مطابق یک تعریف جامع، فعل لازم فعلی است که برای تکمیل معنایش، آوردن فاعل کافی است و به ذکر مفعولٌ به احتیاجی نیست.  افعال لازم، بر خلاف افعال متعدّی، مفعولٌ بهی را منصوب نمی‌کنند. بلکه می‌توانند الفاظ دیگری را منصوب کنند.
مثال: ﴿وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِن وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ﴾  
فعل متعدّی
افعال متعدّی، افعالی‌اند که برای تکمیل معنایشان محتاج به یک، دو یا سه مفعولٌ به می‌باشند  و نیازی به آوردن حرف جرّ بر سر مفعولٌ به‌هایشان نیست.
مثال: ﴿وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ﴾
فعل معلوم
اغلب افعال به دو دستهٔ تقسیم‌بندی می‌شوند: معلوم و مجهول.
افعال معلوم افعالی هستند که فاعلشان در کلام ذکر می‌شود  و در نتیجه، این افعال به فاعلشان نسبت داده می‌شوند.  به علاوه، در افعال معلوم، حرکات صیغه، بدون تغییر باقی می‌مانند.
مثال: ﴿وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ﴾
فعل مجهول
فعل مجهول، فعلی است که فاعلش در کلام ذکر نشده و محذوف است  و به جای فاعل، لفظ دیگری آمده است.  
حرکات صیغه در افعال مجهول دستخوش تغییرات شده‌اند.
مثال: ﴿ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا﴾

 


بخش دوم: نائب فاعل
تعریف

فاعل، مسندٌ الیهِ افعال معلوم است. زمانی که فعل معلومی را مجهول می‌کنیم، باید فاعل آن را حذف کنیم. از آن‌جایی که مسندٌ الیه از ارکان جمله است و هر جمله‌ای باید مسندٌ الیه داشته باشد، لفظی باید جایگزین فاعلِ محذوف بشود تا مسندٌ الیه واقع شود.
مسندٌ الیهِ افعال مجهول -که فاعل ندارند- «نائب فاعل» است.  نائب فاعل، در بسیاری از احکام، با فاعل مشترک است؛ برای مثال، هردو از ارکان جمله هستند،  هردو مرفوعند و هردو از عاملشان متأخّر هستند.
مسئله
در طی فرآیند مجهول کردن، بعد از حذف فاعل، مفعولٌ به را نائب فاعل قرار می‌دهیم.  برای مثال، برای مجهول کردن فعل در جملهٔ ﴿ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا﴾ ، فاعل را که لفظ جلاله باشد حذف می‌کنیم و مفعولٌ به را که لفظ «مثلاً» است، نائب فاعل قرار می‌دهیم: ﴿ضُرِبَ مَثَلٌ﴾ .
اما در این‌جا سؤالی مطرح می‌شود: آیا افعال لازم -که مفعولٌ به نمی‌گیرند- هم مجهول می‌شوند و اگر می‌شوند، به چه صورت؟
الفاظی که نائب فاعل واقع می‌شوند؛ پاسخ به مسئله
باید در نظر داشت که مفعولٌ به، تنها لفظی نیست که قادر به نائب فاعل شدن است؛ بلکه الفاظ دیگری نیز هستند که می‌توانند به عنوان نائب فاعلِ افعال مجهول قرار بگیرند.
چهار لفظ، می‌توانند نائب فاعل قرار بگیرند :
۱- مفعولٌ به؛ مانند: ﴿قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ﴾ . زمانی که مفعولٌ به در کلام باشد، نوبت به نائب فاعل شدنِ الفاظ بعدی نمی‌رسد. اما در افعال لازم که مفعولٌ به در کار نیست، به سراغ الفاظ بعدی می‌رویم.
۲- مجرور به حرف جرّ؛ مشروط بر این که حرف جرّ، عام و غیرتعلیلی باشد؛ مانند: ﴿فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ﴾ .
۳- ظرف (مفعولٌ فیه)؛ مشروط بر این که متصرّف و مختصّ باشد؛ مانند حدیث امام صادق : «إنَّما یُصامُ یَومُ الشّكِّ مِن شَعبانِ» .
۴- مصدر (مفعول مطلق)؛ مشروط بر این که متصرّف، مختصّ و غیرتأکیدی باشد؛ مانند: ﴿فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ﴾ .
درست است که افعال لازم مفعولٌ به ندارند و اگر مجهول شوند، نائب فاعلشان نمی‌تواند مفعولٌ به باشد، اما همان‌گونه که در مثال‌های بالا دیدیم، مجرور به حرف جرّ، ظرف و مصدر می‌توانند نائب فاعل برای افعال لازمِ مجهول باشند. در نتیجه، این کاملاً ممکن است که یک فعل لازم را مجهول کنیم و مجرور به حرف، مفعولٌ فیه یا مفعول مطلقی را نائب فاعلش قرار دهیم.

 


نتیجه‌گیری
در این پژوهش تعریف مناسبی از فعل، فعل لازم، فعل متعدّی، فعل معلوم و فعل مجهول ارائه شد و مختصراً بیان شد که چطور می‌توان یک فعل معلوم را مجهول نمود.
سپس در بحث نائب فاعل، لزوم وجود نائب فاعل برای افعال مجهول روشن شد و الفاظی که می‌توانند نائب فاعل واقع شوند مشخّص شدند.
در نهایت، در این پژوهش به این پرسش که «آیا فعل لازم هم مجهول می‌شود یا خیر»، پاسخ داد و تصریح کرد که افعال لازم، گرچه مفعولٌ به ندارند، اما می‌توان آن‌ها را مجهول کرد و به جای مفعولٌ به، الفاظ دیگری همچون مجرور به حرف جر، مصدر یا ظرف را می‌توان نائب فاعل قرار داد. 

 

 


منابع و مآخذ

1.    قرآن کریم
2.    شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة
3.    عبّاس حسن، النحو الوافی، چاپ سوم، دارالمعارف مصر
4.    غلایینی، شیخ مصطفی، جامع الدروس العربیّة، چاپ بیست و هشتم، المکتبة العصریة
5.    مسعود بن عمر سعد الدین التفتازانی، شرح مختصر تصریف العزّی، چاپ هشتم، المکتبة الازهریّة للتراث
6.    صفایی بوشهری، بداءة النحو، چاپ سوم، انتشارات مرکز مدیریت حوزهٔ علمیّه
7.    ابن عقیل، عبداللّه، شرح ابن عقیل، چاپ بیستم، دارالتراث قاهره
8.    طباطبایی، محمدرضا، صرف ساده، چاپ هفتاد و نهم، انتشارات دارالعلم
9.    صفایی بوشهری، نهایة النحو، نسخهٔ الکترونیکی


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.