پژوهش طلاب

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم




پیشگفتار

تقدیم به کسی که به او مدیونم، کسی که اندیشیدن را به من آموخت نه اندیشه‌ها را.
خود را موظف می‌دانم تا از کسانی که مرا در انجام این پژوهش یاری کردند تقدیر و تشکر کنم. از آقایان یوسفی و و رستمی کیا که استاد مشاور و راهنما بنده بودند و از حاج آقای موسویان و جناب آقای عزتی مسؤولان دفتر پژوهش و دوست عزیزم محمد علیمحمدی که مرا در تدوین این پژوهش یاری نمود.







چکیده
بحث دلالت از نوآوری های منطقی جناب شیخ الرئیس می باشد. ز میان دلالت های سه گانه لفظی دلالت التزامی بحث برانگیزتر است. چون در سیر تاریخی آثار مناطقه بحث و جدل های فراوانی پیرامون این دلالت شده است. هدف از این پژوهش ابهام زدایی از تشکیکات در این باب است لذا از منابع معتبر منطقی استفاده شده است.






مقدمه
موضوع این پژوهش دلالت التزامی است که سوالاتی پیرامون این موضوع مورد توجه است که مهم ترین آنها عبارت اند از:
1.آیا تقسیم بندی دلالت لفظی حصر عقلی است؟
2. آیا دلالت التزامی استقلال دارد؟
3. مجاز لغوی مشمول کدامیک از دلالت های سه گانه لفظیه می شود؟
4. آیا دلالت التزامی فقط شامل مفاهیم می گردد؟
پس از طرح این سوالات برای پاسخگویی به آنها لازم می آید که به این سوالات هم پاسخ داده شود:
1.معنای دلالت چیست؟
2. اقسام دلالت چیست؟
3. شرط تحقق دلالت های لفظی چیست ؟
اهمیت پاسخگویی به این سوالات موجب جمع آوری این پژوهش گردید. لذا در این مقاله از روش کتابخانه ای استفاده شده است. امیدواریم که این تحقیق پرده ای از حقیقت را بروی مخاطب آن بگشاید چرا که این بحث از بحث های پردامنه و کاربردی در علوم مختلف است.






کلیات
تعریف دلالت و اقسام آن

دلالت رهنمونی ذهن از امری به امر دیگر است . به عبارت دیگر ذهن انسان از علم به شی ای علم به شی دیگری پیدا می کند به عنوان مثال وقتی صدای تق تق در را می شنویم به این که این صدا علتی  دارد علم پیدا می کنیم حال .
  پس از تعریف آن باید با ارائه نموداری اقسام آن را هم شرح دهیم. تقسیم بندی های مختلفی به لحاظ جهت تقسیم در کتب مختلف ذکر شده که در اینجا جهت تقسیم آشکاربودن و نبودن دلالت است.
 
این نمودار نموداری است که می توان پرتو هایی از آن را در منظومه ملاهادی نیز یافت.
من طرق الدلاله الجلیه                               اعتبر اللفظیه الوضعیه

از این بیت مشخص می شود که مرحوم ملاهادی سبزواری یکی از اقسام اولیه دلالت را جلی می داند لذا این تقسیم بندی که توسط جناب استاد قراملکی تدوین شده بی جهت نیست.
بحث استدلال مباشر در قسمت استدلالات منطقی بررسی می گردد اما مابقی برررسی می شود. دلالت عقلی مانند انتقال ذهن از صدای در به وجود یک علت مائی است و دلالت طبعی مانند انتقال ذهن از زردی چهره به ضعف است.
چون بحث پژوهشی پیرامون دلالت التزامی است لذا از توضیح اقسام دیگر دلالت (غیر لفظی ها) خودداری شده و به ذکر مثال اکتفا می شود. از میان اقسام سه گانه دلالت لفظی دلالت التزامی بحث برانگیزتر است. منطق دانان به تبع ابن سینا دلالت وضعی لفظی را معمولا این گونه توضیح داده اند:
دلالت مطابقی: دلالت لفظ بر معنا به نحو مطابقی یعنی لفظ به تمام معنای خود به نحو تطابق دلالت می کند مثل دلالت لفظ مربع به مفهوم شکلی که محیط بر چهار ضلع است.
دلالت تضمنی: دلالت لفظ بر جزء معنای خود مثل دلالت لفظ پاره شدن کتاب بر مفهوم پاره شدن یک کاغذ کتاب.
دلالت التزامی: دلالت لفظ بر خارج معنا به شرط تلازم بین دال و مدلول مانند دلالت لفظ ستون به مفهوم دیوار.
شرط تحقق دلالات لفظیه
دلالت مطابقی: گفته شده که شرط تحقق این دلالت به مجرد وضع است به این معنا که ما وضع له همان مدلول است.
دلالت تضمنی: در این دلالت اختلافاتی وجود دارد اما آن چه واضح و مبرهن است این است که این دلالت به مجرد وضع رخ نمی دهد و نیاز به یک مشارکت بیرون از سازمان دارد که  توضیح بیشتر در ادامه خواهد آمد.
دلالت التزامی: شرط تحقق در این دلالت ملازمه بَبّن میان دال و مدلول می باشد. در واقع همانند دلالت تضمنی مدلول و ماوضع له یکی نیستند.




1. بررسی تقسیمات دلالت لفظی
عقلی یا استقرائی بودن این تقسیم بندی از بحث های اختلافی است و غالبا منطقیین معتقد به حصر عقلی بودن آن هستند. قطب الدین رازی آن را حاصل  از ثنائی بودن تقسیم و دوران بین نفی و اثبات می داند.
جهت این تقسیم بندی رابطه بین دال و ما وضع له است. سوالی که مطرح می شود این است که وقتی دلالت مطابقی رخ می دهد آیا همه ی  اجزای آن مد نظر هست یا نه؟ آن چه می توان گفت این است که عقلاً وقتی معنای مطابقی یک ما وضع له  لحاظ می شود تمام اجزای آن نیز منظور شده زیرا الکل مشکل من الجزء و در دلالت تضمنی جزء معنای ماوضع له لحاظ شده است. پس باید فرآیندی غیر ازانتقال مطابقی وجود داشته باشد تا دلالت تضمنی رخ دهد مثلا  انتقال ذهن از لفظ کتاب به جلد آن بعد از انتقال ذهن از معنای مطابقی آن. اما این که چه اتفاقی رخ می دهد که این انتقال صورت می گیرد، پژوهشی جداگانه می طلبد.
در دلالت التزامی که مقصود در این پژوهش است می توان گفت ملازمه ی بین شیئین موجب انتقال ذهن می گردد آنچه که در اینجا مهم است دفاع از حصر عقلی بودن تقسیم بندی دلالت لفظی است و شرط تحقق در این تقسیم بندی خللی وارد می نمی کند تا نیاز به توضیح شروط باشد. پس لفظ یا داخل در معنای ما وضع له است یا نیست اگر نباشد التزامی است و اگر باشد؛ اگر دال بر کل باشد مطابقی و اگر دال بر جز باشد تضمنی است. سوالی که پیش می آید این است که آیا نمی شود که یک دلالت در آن واحد  هم بر داخل معنای ما وضع له و هم بر خارج از آن دال باشد؟ پاسخ این سوال در بحث استقلال دلالت التزامی مطرح می شود.

2. اسقلال دلالت التزامی
در عبارت ابن سینا به نحو گذرا به این مطلب اشاره می شود که دلالت التزامی از نوع اشتراک لفظی نمی باشد و البته خواجه در شرح عبارت مذکور و بیان تمایز میان دلالت تطابقی به دلیل این همانی میان مدلول و ما وضع له صرف وضع لفظ و نه هیچ عامل دیگری می باشد در حالیکه منشا پیدایش دلالت در دو مورد دیگر فقط وضع نیست بلکه عقل نیز از سهم قابل توجهی برخوردار است. آگاهی از وضع لفظ برای ما وضع له صرفا امری وضعی ( و نه عقلی) محسوب می شود ولی اگر مدلول خود ما وضع له نباشد اطلاع از وضع برای فهم دلالت کافی نیست و برای انتقال از ما وضع له به مدلول فعلیت عقلی نیز لازم می آید و این همان عبارتی است که قطب الدین رازی به اختصار به آن اشاره کرده است: «دلالت تطابقی بمجرد وضع است ولی دلالت تضمنی و التزامی با مشارکت عقل و وضع به دست می آید».
بحثی که مطرح می شود این است که آیا دلالت التزامی از اشتراک لفظی حاصل می گردد یا خود به عنوان یک دلالت استقلال دارد. آن چه از آثار قدما به ویژه مشّائین پیرو ابن سینا فهم می گردد این است که دلالت التزامی از استدلال مفهومی حاصل می شود یعنی تا عقل در آن دخالت نکند انتقالی تحت عنوان دلالت التزامی رخ نمی دهد در واقع عقل باید ملازمه ی بین شیئین را درک کند تا از اولی به دومی منتقل شود این در حالیست که برخی پنداشته اند که دلالت التزامی حاصل از اشتراک لفظی دال است یعنی یک بار لفظ بر معنای مطابقی وضع شده و بار دیگر بر خارج معنای مطابقی آن و این سخنی است بس ناروا چرا که در انتقال ذهن از دال به مدلول در دلالت التزامی فقط وضع دخیل نیست و عقل نیز در این انتقال دخالت می کند به عبارت ساده تر باید گفت انتقالی که فقط وضع در آن سهیم است دلالت مطابقی است.
3. بررسی مجاز لغوی در تقسیم بندی دلالات لفظیه
از آنجایی که تقسیم بندی دلالت لفظی شامل همه الفاظ می گردد پس باید به این سوال پاسخ داده شود که مجاز لغوی مشمول کدام یک از این اقسام می گردد.
لفظ به اعتباری به حقیقت و مجاز تقسیم می گردد  در واقع اگر معنای حقیقی لفظ اراده شود حقیقت و اگر غیر حقیقی آن اراده شود مجاز نام می گیرد. یافته پژوهشی این است که قدما بحث حقیقت و مجاز را تحت تقسیم بندی دلالت لفظی مطرح نکردند و این مسئله در این پژوهش بررسی می گردد. آن چه به نظر می رسد این است که اگر معنای حقیقی لفظ اراده شود همان دلالت مطابقی رخ داده مثل دلالت ماه بر قمر زمین و اگر معنای غیر حقیقی اراده شود رخداد دو دلالت دیگر ممکن است مثلا دلالت لفظ پاره شدن کتاب بر پاره شدن یک برگ آن هم مجاز است و هم دلالت تضمنی و از طرفی دلالت لفظ شیر بر امیرمومنان علی –علیه السلام- نیز هم مجاز است و هم دلالت التزامی است.
4. بررسی گستره ی دلالت التزامی
آن چه از آثار قدما فهمیده می شود این است که بحث دلالت التزامی فقط در دایره مفاهیم (تصورات) قابل بررسی است ولی در این پژوهش بحثی مطرح  می گردد تا روشن شود که آیا گستره ی دلالت التزامی محدود به دایره مفاهیم است یا نه؟
با توجه به تعریف دلالت التزامی می توان گستره ی این بحث را از دایره مفاهیم فراتر دانست و آن را به حیطه قضایا نیز سرایت داد. چون در تعریف دلالت گفته شد رهنمونی ذهن از امری به امر دیگر. طبیعتا این امر در قضایا نیز محقق می شود لذا در تقسیم بندی دلالت استدلالات مباشر نیز مطرح شد. مرحوم مظفر نیز ذیل توجیه تقریر کلمه لذاته در تعریف قضیه به این مسئله اشاره کرده است  این طور که قضیه ی انشائی ای طلبی درون خود یک قضیه خبری به این عنوان که من نیازمند به کمک هستم دارد. پس متوجه می شویم که در تقسیم بندی دلالت خفی -که در آن استدلالات مباشر مطرح شد- قابل تعمیم است؛ یعنی دلالت التزامی نه تنها از دایره مفاهیم (تصورات) به حیطه قضایا پا می گذارد بلکه از دایره قضایای خبری نیز پا را فراتر گذاشته و به جملات انشایی نیز سرایت داده شده است.








فهرست منابع
1.    منطق1، فرامرز قراملکی، احد، چاپ اول، خرداد 73، دانشگاه پیام نور
2.    المنطق، مظفر، محمد رضا،التاسعه،1433(ه.ق)، موسسه النشر الاسلامی
3.    تحریر القواعد المنطقیه فی شرح الرسالة الشمسیه، جرجانی، میر سید شریف، 1422(ه.ق) ، بیدار فر قم
4.    جوهر النضید، علامه حلی، چاپ پنجم، 1433(ه.ق)، بیدارفر قم
5.    شفاء، ابن سینا، چاپ اول، 1428 (ه.ق)، ذوی القربی
6.    منظومه، سبزواری، ملاهادی، چاپ چهارم، 1427(ه.ق)، ذوی القربی

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.