پژوهش طلاب

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

فهرست


مقدمه
فصل اول: تعریف لازم و متعدی
تعریف لغوی
تعریف اصطلاحی
وجه تسمیه
اعتبار تقسیم
نام های دیگر لازم و متعدی
فصل از نظر لازم و متعدی
فصل دوم: متعدی
انواع متعدی
اقسام متعدی بنفسه
راه های تعدیه
راه های دیگر تعدیه
  منابع و مآخذ

 

 


مقدّمه
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم مصطفی محمد(ص) و علی آله الطیبین الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و لعنة الله علی اعدائهم اجمین.
در برخورد با زبان دوم همیشه دقدقه ی انتقال درست مفاهیم از زبان مبدا به زبان مقصد در میان دانش پژوهان وجود دارد. یکی از جاهایی که معنا مهم است، افعال هستند و یکی از خصوصیات مهم تجاوز یا عدم تجاوز فعل از فاعل برای تحقق خارجی است. این تجاوز باعث ایجاد معنایی جدید در فعل می شود که نیاز است مترجم این ویژگی را در حین تزجمه مد نظر بگیرد.
آنچه که در این مقاله بررسی می شود، شناخت ظاهری افعال از نظر تجاوز معنای فعل از فاعل یا عدم آن است (که به آنها اصطلاحا به ترتیب متعدی و لازم گفته می شود) این بحث در دو قسمت بررسی می شود: اول آن دسته از افعالی که ذاتا متعدی هستند و دسته ی دوم افعالی که ذاتا لازم هستند ولی به روش هایی متعدی می شوند که بحث اصلی ما آنجایی است که فعل لازم را با روش استفاده از حروف جر می خواهیم متعدی کنیم.






فصل اول
تعریف لغوی   

تعریف لغوی لازم: چیزی را گویند که پیوست چیزی باشد و از آن جدا نشود.
تعریف لغوی متعدی: چیزی را گویند که از یکی بگذرد و به دیگری برسد.
تعریف اصطلاحی
تعریف لازم: فعلی است که مفعول   نمی گیرد.
تعریف متعدی: فعلی است که مفعول می گیرد.
وجه تسمیه  :
و.جه تسمیه ی لازم: چون با فاعل ملازم است و با مفعول نیاز ندارد لازم نامیده شد هاست.
و.جه تسمیه ی متعدی: به معنای متجاوز است و در فعل های متعدی چون فعل از فاعل تجاوز کرده و به مفعول رسیده است به این نام خوانده شده است.
اعتبار تقسیم  :
اعتبار تقسیم ماده ی فعل است یعنی ماده فعل دلالت می کند که مفعول می خواهد یا نه، گرچه غیر ماده نیز این دلالت را دارد. مثل: همزه باب افعال و تضعیف باب تفعیل بر تعدیه دلالت می کند نه ماده ی فعل که انشاء الله در آینده با آن آشنا می شویم.
نام های دیگر لازم و متعدی  :
نام های دیگر لازم: غیر متعدی، قاصر، غیر واقع، غیر مجاوز.
نام های دیگر متعدیک واقع، مجاوز
فعل از نظر لازم و متعدی:  
فعل از نظر لازم و متعدی به 4 دسته تقسیم می شود:
1 – همیشه لازم مثل : یتوب الله من یَشاء
2 – همیشه متعدی مثل : ضرب زیدٌ عمراً
                             لازم اَنِ شکرلی ولوالدیکَ
3 – فعلی که گاهی لازم و گاهی متعدی  
                            متعدی و شکر وانعمتَ الله
4 – فعلی که نه لازم است و نه متعدی افعال ناقصه (کانَ) ، افعال قرب (کاد)
نکته:  
نکته: فعل هایی که لازم یا متعدی یا (گاهی لازم، گاهی متعدی) هستند همگی فعل تام   هستند و فعلی که نه لازم است و نه متعدی فعل ناقص   (منسوخ) است.
فصل دوم
انواع متعدی:     
انواع متعدی:
1.    بنفسه فعلی که ذاتاً و بدون حرف جر مفعول می گیرد.
2.    به حرف جر فعلی که بواسطه ی حرف جر مفعول می گیرد (متعدی به غیره)
اقسام متعدی:  
متعدی به یک مفعول ضرب زیدٌ عمراً
متعدی به دو مفعول     افعال قلبی  علمتُ علیاً اماماً
                افعال غیر قلبی أعطیتُ زیداً درهماً
متعدی به سه مفعول         أعلَمَ أعلمتُ زیداً بکراً قائماً
                    أری  أریتُهُ بکراً شاعراً
نکته: برخی از صرفیون افعال سه مفعولی را بیش از این دو فعل «أعلم ، أری» می دانند ولی مرحوم رضی در شرح الشافیه این مطلب را نپذیرفته است.
راه های تعدیه کردن:  
راه های تعدیه   
1.    بواسطه حرف جر «رَغِبتُ فی العلم» و «أعرَفتُ عن الکسل»


اقسام تعدیه با حرف جر:
بمعنی الاعم: بدون تغییر در معنای فعل
بمعنی الاخص:  علاوه بر تعدیه معنای فعل نیز عوض می شود. برای این نوع حروفی را ذکر کرده اند که معروف ترین آن "ب" است. مانند: ذهب علی بزید به معنی علی زید را برد است.
همانطور که در مثال بالا می بینید معنای فعل از "رفتن" به "بردن" تغییر کرده است.
2.    وارد کردن همزه نقل   بر اول فعل کرم أکرَمَ
3.    تضعیف عین الفعل   لازم کرم – کرَّمَ
نکته 1 : در مورد راه های تعدیه کردن یک فعل لازم نمی توان بیش از یک راه را تکرار کرد و فقط باید یک راه را انتخاب کنیم  جَلَّستُ بزیدٍ  أی: اَجلَستُهُ
راه های دیگر تعدیه   
سه راه گفته شده راه های غالبی است ولی تمام راه ها نیست بنابر این موارد دیگر را به طور جداگانه ذکر می کنیم:
1 - تبدیل ثلاثی لازم به وزن «فاعَل» که دلالت بر مشارکت کند.
مثل: جلس الکاتب، ثم المشی و سار جالست الکاتب و ماشیته و سایرته
2 – تبدیل فعل ثلاثی لازم به وزن «استفعل» که دلالت کند بر طلب یا نسبت دادن چیزی به چیزی دیگر
مثال اولک استحضرت الغائب – استعنت الله ای : طلبتُ حضور الغائب و عون الله
مثال دوم: استحسنت الهجرة – استقبحت الظلم ای : نسبت الحسن لِلهجرة و نسبت القبیح لِلظلم
نکته: و گاهی وزن استفعل فعل متعدی به یک مفعول را، متعدی به دو مفعول می کند.
مثل: کتبت الرسالة استکتبت الادیبَ الرسالة
3 – تبدیل فعل ثلاثی به (فَعَلَ ، یَفعُلُ) به قصد افاده ی مبالغه
مثل: کرمتهُ الفارسَ أکرمُهُ بمعنی غلبته فی الکرم
4 – تضمن: فعل لازمی که معنای متعدی بدهد. (در این مورد می توان هم  متعدی گرفت و هم لازم) مثل: «تعزم» که معنای متعدی آن «تنوی» است.
5 – اسقاط حرف جر و نصب مجرور بنا بر نزع خافض «این مورد سماعی است»
مثل: «اعجلتم امرَ ربکم» ای: عن امره








فهرست منابع
1.    صرف ساده / محمد رضا طباطبایی / انتشارات دار العلم / 1390
2.    صرف روان / احمد امین شیرازی / مؤسسه ی بوستان کتاب / 1385
3.    علوم العربیه / سید هاشم حسینی تهرانی / نشر اخلاق / 1384
4.    مبادی العربیه / رشید اشرتونی / دارالعلم / 1387
5.    درسنامه ی صرف / علی عرب خراسانی / دارالعلم / 1385
6.    صرف متوسطه / حمید محمدی / دارالعلم / 1388
7.    بدایة النحو / غلامعلی صفائی بوشهری / مدیریت حوزه علمیه قم / 1385
8.    نحو الوافی / عباسی حسن / ذو القربی / 1431 ه ق.

 

 

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.