پژوهش طلاب

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 


تقدیم به:
اگر مفید فایده ی سربازان امام عصر (عجّ الله تعالی فی فرجه) باشد، تقدیم به خود آن حضرت و نائب بر حقّشان امام خامنه ای (مدّ ظله العالی) و شهدا و امام شهدا (رحمة الله علیهم) .  



تقدیر از:
تمامی عزیزان و بزرگوارانی که ما را در به ثمر رسیدن این پژوهش یاریمان کردند بویژه استاد گرانقدر آقای انصاری و استاد مشاور گرامی آقای یوسف زاده و استاد عزیز جناب آقای صادقی وفّقهم الله إنشاءالله.

 
چکیده:

هر یک از ابواب ثلاثی مزید چون که از مجرد به مزید برده شده اند دارای معانی جدیدی میشوند .که یکی از آن ها معنای مبالغه است؛ به همین دلیل دراین پژوهش به بررسی این مقوله پرداخته شد که آیا اصلاً معنای مبالغه وجود دارد یانه که بعد از رسیدن به وجود معنای مبالغه به جمع آوری این ابواب پرداخته شد که به این نتیجه در آخر رسدیم که نه باب مشهور از ثلاثی مزید و یک باب غیر مشهور حاوی این معنا می باشد.




فهرست مطالب
مقدّمه:   
بخش اوّل :   
کلیّات   
تعریف علم صرف   
فایده علم صرف   
جایگاه بحث درمورد معنای مبالغه در ابواب ثلاثی مزید   
معنای لغوی مبالغه   
معنای اصطلاحی مبالغه   
بخش دوّم :   
معنای مبالغه در ابواب ثلاثی مزید   
فصل اوّل   
مقدمه   
فلاثی فعل ثلاثی مزید:   
باب اِفعال   
باب تفعیل   
باب مفاعله   
باب افتعال   
باب انفعال   
باب تفعّل   
باب تفاعل   
باب إفعِلال   
باب استفعال   
باب إفعیلال   
باب افعیعال:   
فصل دوّم   
بررسی وجود معنای مبالغه نزد صرفیّون   
فهرست منابع   






مقدّمه:
منت خد ای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذ ات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و در هر نعمتی شکری واجب.
با یاد و نام خداوند علم  و توکّل به خودش و توسّل به خوبان دو جهان این پژوهش را به انجام رساندیم.
در طی این پژوهش به بررسی سوالات زیر پرداخته شد:
1-    معنای مبالغه چیست؟
2-    آیا اصلاً معنای مبالغه در ابواب ثلاثی مزید وجود دارد یا نه؟
3-    در کدام باب ها این معنا وجود دارد؟
4-    و ... .
جایگاه این بحث در علم صرف (بخش فعل ) بود که برای رسیدن به پاسخ این سوالات پژوهش بصورت کتابخانه ای انجام شد.

 


بخش اوّل :  کلیّات

تعریف علم صرف
علم صرف که به آن علم تصریف نیزمی گویند علمی است که از ساختار کلمه و از تغییراتی که در کلمات رخ می دهد بحث می کند.مثلا علم صرف به ما می آموزد که کلمه قول که مصدر است بر اساس برخی از قواعد صرفی می شود:قَوَلَ و قَوَلَ بر اساس برخی دیگر از همین قواعد می شود :قالَ.


فایده علم صرف
فایده فراگیری علم صرف عبارت است از:
1.کلمه شناسی,یعنی شناخت ساختار کلمه و معنای آن(معنای ساختار)
2.کلمه سازی(قدرت بر ساختن کلمات مناسب برای معانی مورد نظر)
دو فایده مذکور,با شناخت چگونگی دگرگونی هایی که برای بیان معانی مورد نظر یا به خاطر اغراض لفظی، در کلمات رخ می دهد، حاصل میشود.



جایگاه بحث درمورد معنای مبالغه در ابواب ثلاثی مزید
زیاده مبانی : زیاد کردن حروف غیر اصلی برای اغراضی است ، مانند:
1-    بدست آوردن معنای جدید که از مجرد آن به دست نمی آمد.
2-    برای به دست آوردن معنای جدیدی نیست,که در این صورت فقط برای افادةتاکید و مبالغه افزوده میشود.

معنای لغوی مبالغه
(بالَغَ-یُبالِغُ-مبالَغَه و بلاغاٌ)فیه:
در آن زیاد کوشش و سعی کرد ، زیاده روی کرد .
مبالغه کرد، غلو کرد.

معنای اصطلاحی مبالغه
مبالغه در ابوابی که در این معنا به کار رفته اند ناظر به کیفیت انجام فعل و بیانگر اهتمام فاعل به فعل است.





بخش دوّم : معنای مبالغه در ابواب ثلاثی مزید




فصل اوّل
مقدمه :
فلاثی فعل ثلاثی مزید:

فعل ثلاثی مزید فعلی است که صیغه یکم ماضی معلوم آن دارای سه حرف اصلی و یک یا چند حرف زاید باشد.
هر یک از (ماضی-مضارع) های ثلاثی مزیدرا همانند (ماضی-مضارع) ثلاثی مجرد باب می نامند و هر باب را به نام مصدر خود می خوانند.
در ثلاثی مزید ده باب مشهور (پرکاربرد) وجود دارد که ثلاثی مجرد های فراوانی طبق آن مزید فیه میشوند ، یا ثلاثی مجرد های که طبق آنها مزید فیه میشود پر کاربرد است.
ابواب مشهور ثلاثی مزید عبارتند از:
1.اِفعال 2.تَفعِیل 3.مُفاعَلَه 4.اِفتعال 5.اِنفعال 6.تَفَعُّل 7.تَفاعُل 8.اِفعِلال 9.اِستفعال 10.اِفعیلال .
گفته شده که باب های مزید برای به دست آوردن معانی بیشتر وضع شده اند اگر چه معنای بیشتر فقط تأکید و مبالغه باشد .
باب اِفعال
یکی از معانی این باب مبالغه در مبدأ فعل است ، مانند:
أشغَلتُهُ یعنی بالَغتُ فی شُغلِهِ و مانند یُثخِنُ در ((ما کانَ لِنَبی أن یکُونَ لَهُ أسری حتی یُثخِنُ فی الارض))  یعنی: هیچ پیامبری حق ندارد اسیرانی (از دشمن) بگیرد تا کاملا بر آن ها پیروزگردد  .
وتأکید و مبالغه در حدث فعل، مانند: قِلتُ البَیعَ (بیع را اقاله کرد) أقَلتُهُ (همانا بیع را اقاله کرد ).

باب تفعیل
مبالغه: به معنای ادعای کثرت در مبدأ فعل یا  کوتاهی نکردن در کار است . و مقصود در اینجا آن است که باب تفعیل در بعضی ماده ها دلالت میکند که فعل به نهایت کمال رسیده است .مانند: ((صَرَّحتُ الحقَّ:حق را کاملا آشکار کردم )) و ثلاثی مجردش ((صَرَحَ  یَصرَحُ   صَرحاً)) است، صَرح: آشکار کردن است . و مثل قَطَّعنَ در ((فَلَمّا رَأینَهُ أکبَرنَهُ و قَطَّعنَ أیدیَهنَّ))  که به معنای ادعای بریدن کامل است و مانند ))یُقَتَّلوا، یُصَلَّبوا و تُقَطُّعَ)) در ((....أن یُقَتَّلوا أو یُصَلَّبُوا أو تُقَطَّعَ أیدیهم و أرجلهم من خِلاف))  که منظور مبالغه در کشتن، به دار آویختن و بریدن است.  یا مانند : غَلَّقتُ الابوابَ؛ همه ی درها را محکم و به طور کامل بستم .
((سُقُوا ماءًا حمیماً فقَطّعَ أمعاءهم))  ؛آبی جوشان به خوردشان داده میشود که روده هایشان به طور کامل از هم فرو پاشد.
((قالَ سَنُقَتِّلُ أبناءهم)) ؛ فرعون (به آنان) گفت: بزودی پسران ایشان را به طرز فجیعی می کشیم.

باب مفاعله
تآکید و مبالغه در ثلاثی مجرد :روایت:  ))قالَ لُقمانُ لاِبنهِ إذا سافرتَ مَعَ قومٍ فَأکثِر استشارَتَهُم))  ,((سَافَرتَ)) به معنای ((سَفَرتَ)) است.

باب افتعال
به معنای تأکید و مبالغه:
مانند :رَجَلَ زیدٌ(زید پیاده روی کرد).................ارتَجَلَ زیدٌ(همانا زید پیاده روی کرد ).
خارَ زیدٌ الشَّیءَ (زید آن چیز را انتخاب کرد )..............اِختارَهُ(همانا زید آن چیز را انتخاب کرد )
مانند :اجتَذَبتُ رداءَ زیدٍ:عبای زید را کشیدم ,قال الله تعالی))اقتَرَبتِ السَّاعَة و انشَقَّ القَمَرُ)) .   گفته میشود این معنا, معنای غالبی باب افتعال است.
و مبالغه در معنای فعل؛ مانند :ارتَدَّ و اقتَدَرَ ,ای:بالغ فی القدرة و الرَّده.

باب انفعال
معنی این باب فقط مطاوعه است ,و معنای مبالغه ندارد.

باب تفعّل
تأکید و مبالغه؛مانند :بَسَمَ زیدٌ ((زید لبخندی زد به طوری که دندان های او پیدا شد))
تَبَسَّمَ زیدٌ ((قطعاً زید لبخند زد.))
ضَجِرَ زیدٌ ((زید ناله کرد و بی قراری نمود))
تَضَجَّرَ زیدٌ ((زید بسیار ناله کرد و بی قراری نمود ))
ثلاثی مجرد به خاطر تأکید ؛مثل ((یَطَوَّفَ)) در ((فَلا جُنَاحَ علیهِ أن یَطَوَّفَ بهما))  که به معنای ((طاف)) است.

باب تفاعل
به معنای ثلاثی مجرد(فَعَلَ) که لابدّ از معنای مبالغه است .
مانند: علا الله (خداوند بلند مرتبه است)............ تعالی الله (همانا خداوند بلند مرتبه است.)
و مانند تَعالی در  ((سُبحانَهَ و تَعالی عَمّا یقولونَ عُلُوّاً کبیراً))   به معنای (علا)و به همین دلیل بعد از آن ((عُلُوّاً)) که مصدر ثلاثی مجرد است آمده نه تَعالی که مصدر باب تفاعل است  .

باب إفعِلال
این باب از جهت معتا زیادتی بر ثلاثی مجردش ندارد جز مبالغه؛ و مبالغه : بیان کمال و نهایت است , مثلاً: ((حَمُرَ)) یعنی سرخ شد , ((إحمَرَّ)) یعنی کاملاً سرخ شده و همچنین هر ماده و مصدری که به این باب آورده شود .  
یا مبالغه در مبدء وصف؛ مثل ((مُصفَرّاً ))که اسم فاعل و به معنای بسیار ارزشمند است ,در ((ثُمَّ یَهیجُ فتراهُ مُصفَرّاً )) .

باب استفعال
به معنای ثلثی مجرد ولابدّ از معنای مبالغه است .مانند : قَرَّ........استَقَرَّ  .
و مانند : ((فَلَمّا استیأسوا مُنهُ خَلُوصاً نَجِیّا))  به معنای یإ سُوا .

باب إفعیلال
این باب از هر جهت مانند باب إفعلال است ,جز آن که الفی در میان عین الفعل و لام الفعل بر آن باب زیاده دارد ,و معنای مبالغه در این باب بیشتر است , مثلاً: سَوِدَ یعنی سیاه شد ,و ((إسوَدَّ)) یعنی کاملاً سیاه شد,((اسوادَّ)) یعنی به نهایت سیاه شد.¬
و مثل: (( اصفارَّ,اصفارّا,.........اصفارَرنا و اصفیراراً )) :به نهایت زرد شدن , ثلاثی مجردش :صَفُرَ  یَصفُرُ صُفرَةً : زرد شدن است.
وهمچنین گفته شده معنای این باب بیان مبالغه - و تدریج- است مانند:
احمارَّ الحدیدُ:( آهن _تدریجاً_ بسیار سرخ شد ).
برخی در ابواب غیر مشهور نیز این معنا را ذکر کرده اند ؛مانند :

باب افعیعال:
1.معنای مبالغه :چنانکه در باب افعلال گفته شد , مانند : اغشیشاب.
((اِخشَوشَنَ ,یَخشَوشِنُ ,اخشیشاناً :بسیار درشت و زبر شدن))؛
((ثلاثی مجردش:خَشُنَ , یَخشُنُ خُشَونَةً :زبر و درشت شدن)).
2.معنای عکس مبالغه :یعنی این باب , ماده فعل را از ثلاثی مجردش کاسته است مانند : ((اغرَورَقَتِ العِینُ :چشم اشک آلود شد ولی ریزان نگشت )),ثلاثی مجردش :غَرِقَ , یَغرُقُ ,غَر قاً :در آب فرو رفت.


فصل دوّم
بررسی وجود معنای مبالغه نزد صرفیّون


ابن سراج میگوید :به کار رفتن أفعل در فَعَل در دو لغت مختلف است و امثال آن زیاد است . وبرخی کتابی را به مواردی که أفعل به معنای فَعَل به کار رفته اختصاص داده اند.
وی میگوید چنانچه أفعل به معنای فعل می آید گاهی فَعَل نیز به معنای أفعل می آید و معنای تعدیه و نقل فاعل به مفعول را نتیجه می دهد .
مانند : نَعِم الله بک عیناً  و أنعم که هر دو به یک معنا است.
صرفیّون از این معنا تعبیر به معنای فَعَل نموده اند رضی(ره) در شرح این تعبیر می گوید از آنجا که زیادت حرف نمی تواند عبث و بی فایده باشد از این رو باید دلیل لفظی داشته باشد یا معنوی,و همین قدر که بگوییم افاده ی تأکید دارد آنرا از عبث بودن خارج میکند  از این رو در این موارد می گوییم أفعَل برای تأکید و مبالغه معنای فعل به کار رفته است.
امّا نگفته نماند بعضی از کتب صرف مثل شرح النظام معنای تأکید و مبالغه را قبول ندارند و گفته اند که در این موارد به همان معنای ثلاثی مجرد به کار میروند.
ما مبنای مرحوم رضی را أخذ میکنیم  و طی این مبنا که زیادة المبانی تَدُلُّ علی زیادة المعانی میگوییم که این معنا در ابواب مذکور وجود دارد که امثله ی قرآنی نیز برای آن ذکر کردیم .
 




فهرست منابع
1.قرآن کریم
2.صرف ساده /سید محمد رضا طباطبایی/دار العلم /چ هشتاد / ویرایش 1392.
3.صرف روان با قرآن و حدیث/احمد امین شیرازی/بوستان کتاب /چ هفتم.
4.درسنامه صرف/علی عرب خراسانی /مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی/چ زلال کوثر.
5.فرهنگ معجم الوسیط
6.علوم العربیه
7. شذا العَرف/اجمد بن محمد حملاوی /مکتبةالرشد ریاض.
8.جامع الدروس العربیه /شیخ مصطفی غلایّینی /دار الکوخ/چ اول.
9.شرح النظام
10.شرح شافیه ابن حاجب /الشیخ رضی الدین محمد الحسن الاستر اباذی النحوی/دار الکتب علمیه (لبنان-بیروت).
11.صرف کاربردی/شیخ عبد الرسول کشمیری / موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام/چ اول / تابستان 1392.
12.مغنی الفقیه/مصطفی کمالی / دارالفکر/چ اوّل 91.




 

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.