پژوهش طلاب

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

تقدیم به:
                   مفردِ
                           مذکرِ
                                   غائب
حضرت بقیّة الاعظم ، ارواحنا لتراب مقدمة الفداء والفناء.

 



با تقدیر وتشکراز:
رئیس مذهب ، حضرت امام جعفر بن محمدالصادقعلیة آلاف التّحیّة والسلام ، وادامه دهندگان راه ایشان.



چکیده:
بدون شک مبحث اعلال ، یکی ازمهمترین مباحث علم صرف وادبیات عرب است ، که در این تحقیق مختصر سعی شده است به جهت آشنایی با بخش های مختلف آن نظیر:تعریف، اصول،قواعد و... مطالبی آورده شود ودر پایان به این سؤال پاسخ داده شود که آیا قواعد اعلال در اسم وفعل تفاوت دارند یا خیر.و منظور از این تفاوت این است که کدام یک از موارد اعلال یعنی حذف،قلب وسکون در کدام رخ می دهد ودرکدام رخ نمی دهد.
 در بررسی ها مشخص شد که برای مثال اعلال قلبی فقط در اسماء وجود دارد و تفاوت هایی از این قبیل.







فهرست
مقدمه
فصل اول: مفهوم شناسی
فصل دوم:اعلال
انواع حروف علّه
انواع کلمات معتل
      قواعد اعلال
      قواعد عمومی اعلال
      قواعد خصوصی اعلال
      قواعد خصوصی افعال
      قواعد خصوصی اسماء
فصل سوم:نتیجه گیری
منابع


 


مقدمه
الحمد لله ، والصلاة والسلام علی سیدنا رسول الله ، وعلی آلۀ وصحبۀ ومن والاه.
  برای فهم آیات وروایات که هدف اصلی طلبگی ماست ، باید باادبیات عرب که یکی از غنی ترین دستور زبان ها ازنظر بلاغت ،فصاحت وسهولت در بیان است ،آشنا شد که دراین راستا وارد علم صرف شدیم وموضوع آن یعنی کلمه را به سه قسم:فعل،اسم وحرف تقسیم کردیم.
  باتوجه به این که عرب به سهولت وتخفیف زبان خود توجه خاصی دارد،بابعضی از کلمات به مشکل برخورده است مانند:آمدن واو بعداز فتحه در قَوَلَ ، آمدن ضمه قبل از یاء در مُیسر و... که برای رفع این سنگینی که بیشتر در چهار حرف واو،یاء،الف وهمزه است و سه حرف اول به دلیل تغییر بیشتر، عله نامیده شده اند.
  درنتیجه قواعدی بر اساس جایگاه این حروف وحرکات خود آنها وقبل وبعدشان ،ساخته شد که در مجموع 10قاعده ی عمومی ،10قاعده ی خصوصی دراسماء و5قاعده ی خصوصی در افعال وضع شده است ،که در این تحقیق مختصر سعی شده است بعداز بیان قواعدکلی وبیان این قواعد ، به تحلیل و بررسی  ومقایسه ی میان آنها پرداخته ایم تا تفاوت وشباهت آنها را بدست آوریم که هم تعداد وپیچیدگی آنها کم شود وهم با مشاهده ی تفاوت ها دراسامی مبهمی که درآنها اعلال رخ داده است ،اسم یافعل بودن آنها راتشخیص داد.
  همچنین در متن سعی شده است که قواعد به مختصرترین وراحت ترین صورت آورده شود که مورد استفاده ی طلاب جدیدالورود قرار گیرد وقواعد اعلال صورت سختی برای آن عزیزان نداشته باشد.
  درمورد منابع هم این موضوع مورد توجه است که چون به دنبال تفاوت در قواعد بودیم ،پس بهترین کتاب صرف ساده بود ،زیرا قواع درآن به صورت دسته بندی شده ودر غالب25 قاعده آورده شده است وهمجنین رجوع به آن راحت تر است پس بیشتر مطالب ازآن کتاب بود ولی تعاریف مهم از کتب معتبری مانند:شرح شافیه وشرح نظّام استفاده شده است.
  در پایان امید داریم این فعالیت ها مورد رضای درگاه باری تعالی ومورد قبول حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)قرار گیرد انشاءالله.

سید احسان موسوی
اردیبهشت1393

 


فصل اول: مفهوم شناسی


1-اعلال:لغوی:مصدرباب افعال ازریشه علّ به معنای عیب دار شدن
                 اصطلاحی:تغییر حرف عله برای سهولت در تلفظ
2-حرف علّه:لغوی:ازریشه علّ به معنای عیب دار شدن است وخود کلمه ی علّه به معنی بیمار است که حال شخص بیمار دائم در معرض دگرگونی است.
اصطلاحی:به سه حرف:واو،یاء،الف ازاین رو که بیش از سایر حروف در معرض  تغییر هستند،حرف عله می گوییم.
3-معتل:لغوی:اسم مکان ازباب افتعال ازریشه ی علّ به معنای دارای حرف علّه
 اصطلاحی:کلمه ای که همه یابرخی از حروف آنها حرف علّه باشد.
4-فعل معتل:فعلی که حداقل یکی ازحروف اصلی آن علّه باشد.مانند:وعد،قال،دعا،حیّ
5-اسم معتل: اسمی که حداقل یکی ازحروف اصلی آن علّهباشد.مانند:وقت،سعی،یوم،لوی




فصل دوم:اعلال
تعریف:تغییر حرف علّه به دلیل تخفیف،وجمع می شود در آن قلب،حذف واسکان.وحروف آن الف،واو و یاء است .
  نکات:1-لفظ اعلال در اصطلاح مختص به تغییر حروف علّه(الف،واو ویاء)است وبه تغییر همزه وابدال (غیر از حروف عله) اعلال گفته نمی شود.
  2-تخفیف در لغت از ریشه ی خفّ به معنای سبک شمردن است وخود مصدر باب تفعیل به معنای سبک شدن است ومنظور از سبک شدن،سهولت دربیان واستعال است .           
3-تخفیف،تغییر حرف علّه در اسماء ستّه مانند:ابوک واباک وابیک ودر مثنی وجمع مذکرسالم مانند:مسلمان،مسلمیَن،مسلمون،مسلمین رااز تعریف خارج می کند زیرا تغییر آنها به  دلیل اعراب بوده است ونه سهولت دربیان.
4-این حروف(الف،واو ویاء)به این دلیل علّه نامیده شده اند که تغییر می کنند وبر حالتی باقی نمی مانند مانند مریضی که حالش دائما در حال تغییر است.
5-الف در هیچ یک ازافعال واسماء جزء اصل کلمه نیست(به حکم استقراء)وهمچنین در  اسماء برای الحاق واقع نمی شود ودر ابتدا واقع نمی شود،بلکه منقلب از واو یا یاء است. ولی واو و یاء می توانند:1-فاءالفعل واقع شوند مانند:وعد،یسر 2-عین الفعلواقع شوند مانند:قول،بیع  3-لام الفعلواقع شوند مانند:غزو،رمی  4-وهر یک در فاء یاعین بر دیگری مقدم شوند مانند:یوم،ویل
علت تغییر:تغییر این حروف برای طلب کردن تخفیف آن حروف به هدف سنگین کردن آنها نیست بلکه هدف آسان شدن تلفظ آنهاست.به طوری که این حروف کمترین سنگینی راتحمل نمی کنند وهمچنین بخاطر کثرت استعمال حروف عله درکلام عرب،زیرا اگر کلمه ای هم از این حروف خالی باشد،پس خالی بودن کلمه از بعض این حروف(یعنی حرکات)محال است(یعنی بالاخره اگر این حروف هم نباشند،اعراب هادرکلمات می باشد فلذا کثرت استعمال صدق می کند)وهرچه استعمالش زیاد باشد وکثرت استعمال داشته باشد(مانند حروف عله)تلفظش سنگین است،اگر خفیف هم باشد باز هم یک سنگینی دارد.


انواع حروف علّه:
حروف عله در اصطلاح حروف یا لین نامیده می شوند.
اگر ساکن باشند،حرف لین نامیده می شوند زیرا به آسانی ازمخرجشاناز راه دهان بدون کمک بینی تلفظ می شوند مانند:ویل،سعی،یوم
واگر ساکن باشند وحرکت ماقبل از جنس آنها باشد یعنی ماقبل واو،مضموم وماقبل یاء،مکسور وماقبل الف،مفتوح باشد،حرف مد نامیده می شوند زیرا در تلفظ آنها امتداد است مانند:قال،یقول ، باع،یبیع.
این احکام مخصوص واو و یاء است زیرا الف همیشه حرف مد است.ودرسایر حروف اجرا نمی شود.
درنتیجه حرف عله اعمّ از مد ولین،وحروف لین اعمّ از حروف مد است.
انواع کلمات  معتل:
هفت نوع دارد،زیرا حروف عله در آن یا متعدد است ویا متعدد نیست که در این حالت حرف عله یا فاءالفعل است ویاعین الفعل ویالام الفعل ، واگرمتعدد باشد یا دوحرف است ویابیشتر که در این حالت یک قسم بیشتر ندارد ولی اگر دو عددباشد ، یا ازهم جدا هستند وبین آنها فاصله است ویا نزدیک هم هستند ، درحالت اول ، یک حالت بیشتر نیست ولی درحالت دوم یا دوحرف ، فاءالفعل وعین الفعل هستند و یاعین الففل و لام الفعل پس در مجموع هفت باب است.


انواع کلمات معتل


قواعد اعلال:
تغییرات حروف عله بر سه قسم است:1-سکون 2-قلب 3-حذف
قواعد اعلال :
      الف)عمومی:به قسم خاصی اختصاص ندارند.
       ب) خصوصی:در نوع خاصی از کلمه جاری می شوند ماند:مضارع و مصدر مثال واوی،اسم و...                                     
1-قواعد اعلال عمومی :
*قواعد 1،2،3 در رابطه بااعلال سکونی هستند.
        1-واو و یاء ، عین الفعل متحرک ، ماقبل صحیح وساکن  حرکت آن به ماقبل داده می شود.
           مانند:یقْوُل    یقُول
 درافعال فقط شامل اجوف می شود.
در اسماء استثنائات فراوانی دارد.
2-واو و یاء ، عین الفعل یا لام الفعل ، دراثناء کلمه ، مضموم یا مکسور ، ماقبلمضموم یامکسور  حرکت حرف عله به ماقبل می رود.   مانند:بُیِعَ     بیعَ
3-واو مضموم و ماقبل مضموم ، یاءمضموم یا مکسور و ماقبل مکسور ، درآخر کلمه حرکتش می افتد.  مانند:القاضیُ    القاضی
مگر این که حرکت عارضی باشد.مانند:یاقاضیُ
*قواعد 4 الی 9 در رابطه بااعلال قلبی هستند.
        4-واو ساکن ، ماقبل مکسور قلب به یاء می شود.  مانند:قُوِل    قیلَ
        5-واو ، لام الفعل ، ماقبل مکسور      قلب به یاء می شود.  مانند:رَضِوَ     رَضِیَ
        6-واو ، لام الفعل ، حرف چهارم به بعد ، ماقبل مفتوح  قلب به یاء می شود.  مانند:یُدْعَوُ     یُدعَیُ     (یُدعی (قاعده 8))
            این قاعده بر قاعده 8 عمومی مقدم است.
        7-یاء ساکن ، فاءالفعل ، ماقبل مضموم         قلب به واو می شود.    مانند:مُیْسِر    موسِر
        8-واو و یاء متحرک ، فاء الفعل نباشد ، ماقبل مفتوح ، حرکتش عارضی  نباشد  قلب به الف می شود. مانند:قَوَلَ     قال
            درمعتل الفاء و صفت بر وزن فعلان  جاری نمی شود.
         9-الف   ماقبل مضموم قلب به واو می شود.  مانند:قُابل     قوبل
ماقبل مکسور   قلب به یاء می شود.  مانند:مُصَیبِیاح     مصَیبیح
*قاعده10 در رابطه بااعلال حذفی است.
        10-حرف عله ساکن ، مابعد صحیح وساکن ، در یک کلمه  حذف می شود.
          مانند:قُوْل  قُل
             مگر این که ساکن اول مدّ زائد وساکن دوم مدغم باشد.
جمع بندی:
<واو> در قواعد1،2،3 ساکن ودر4،5،6 قلب به یاء ودر8 قلب به الف می شود.
<یاء> در قواعد1،2،3 ساکن ودر7 قلب به واوودر8 قلب به الف می شود.
<الف>در قاعده ی 9 قلب به واو و یاء می شود.
  هر سه حرف در قاعده 10 حذف می گردند.

قواعد اعلال خصوصی:
     الف)قواعد خصوصی افعال :
1-مثال واوی ثلاثی مجرد:
 الف)مصدر بر وزن فِعْل ، غالباً تبدیل به عِلَه می شود.(حرف عله حذف وبه جای آن تاء تأنیث می آید)  مانند:وِعد عِدَه ،وِصل    صِلَه
 مصدر بر وزن فَعْل گاهی تبدیل به عَلَه می شود.  مانند:وَسْع     سَعَه
 ب)فاء الفعل مضارع معلوم بر وزن یَفْعِلُ حذف می شود.   مانند:یَوعِد    یَعِدُ ، یَوجِد     یَجِدُ
          2-اجوف ثلاثی مجرد:
  الف)فاءالفعل ماضی درصیغه های 6الی14 ،درمضارع یَفعُل  مضموم ، ودریَفعِل  ویَفعَل مکسور می شود. مانند:یقوُل    قُلنَ ، قُلتَ و... ، یبیع     بِعنَ ، بِعتَ و... ، یخاف    خِفن ، خِفتَ و... .
  ب)در مصدر(اسم است) بر وزن فِعال وفِعاله ، عین الفعل قلب به یاء می شود. مانند:صام ، صِوام     صِیام
          3-ناقص:
          در امر ومضارع مجزوم در صیغه های1،4،7،13،14 لام الفعل حذف می شود. مانند:یرمی    لم یَرمِ
          4-لفیف مفروق:
          با فاءالفعل،معامله ی مثال وبا لام الفعل معامله ی ناقص می شود.
          5-لفیف مقرون:
          با آن معامله ی ناقص می شود،زیرا عین الفعل آن به منزله ی حرف صحیح است.


ب)قواعد خصوصی اسماء :
     *این قواعد در اسامی معرب،به صورت وجوبی اجرا می شوند.
            1-واو و یاء ، بعد از الف زائده ، در آخر کلمه   قلب به هزه می شود.  مانند:دعاو     دعاء ، اجرای     اجراء
       2-واو و یاء ، عین الفعل اسم فاعل وفروعاتشن ، معلّا در ماضی قلب به هزه می شود.   مانند:قاوِل    قائِل
            3-درجمع مکسر بر وزن فعائل وفروعاتش  قلب به همزه می شود.(به دو شرط)
  الف)حرف عله در مفرد،مد زائداست     مانند:عجوز   عجائز
                 ب)حرف عله در مفرد مد زائد نیست و الف بین دو عله است.  مانند:اول    اواول    اوائل
             4-دو واو ، درابتدای کلمه ، دومی مد زائد نباشد           اولی قلب به همزه می شود.  مانند:وَواصل    أواصل
              5-واو و یاء ، در یک کلمه یا شبه کلمه، اولی ساکن و غیر منقلب  قلب به یاء می  شود(ودرهم ادغام می شوند)   مانند:سَیْوِد   سیِّد
              6-واو ، ماقبل کسره ، مابعد الف زائده  قلب به یاء می شود.
  این قاعده در دو مورد جاری می شود:
 الف)مصدر اجوفی که درماضی اعلال شده مانند:صام،یصوم،صوام ، احتاط،یحتاط،احتیاط
  ب)جمع مکسر اجوف بر وزن فِعال به یکی از دوشرط:1-در مفرد ساکن باشد.مانند:ثوْب  ثیاب 2-در مفردش معلّا باشد.مانند:دار    دیار
               7-واو ، درآخر کلمه ، ماقبل مضموم قلب به یاء می شود.  مانند:تداعُو     تداعُی    (تداعی)*بر قاعده ی 10 مقدم است.
            8-واو ، لام الفعل ، صفت بروزن فُعلی  قلب به یاء می شود.    مانند:دنوی  دنیا
*کوفیون:واولام الفعل بر وزن فُعَل قلب به یاء می شود.مانند:عُلَو    عُلَی    عُلی
            9-یاء ، لام الفعل اسم  ، بر وزن فَعلی  قلب به واو می شود.  مانند:وقیا     وقوی    تقوی(سماعی)
            10-ضمه ، قبل از یاء ، غیر ازفاءالفعل تبدیل به کسره می شود.مانند:ترجُّی    ترجّی
*مخصوص مصدر است.
جمع بندی:
<واو>در4موضع قلب به یاء می شود(5،6،7،8) ودر صورتی که حرکت پیش از آن ضمّه باشد،  تبدیل به کسره می گردد.
<یاء>در1موضع قلب به واو می گردد(9)
<واو و یاء>در4موضع قلب به همزه می گردند(1،2،3،4)




فصل سوم:نتیجه گیری


نتایج این تحقیق،در قالب 5 نکته بیان می گردد:
         1- قلب ، سکون و حذف درقالب 10 قاعده ی عمومی ، هم در فعل وهم در اسم جاری می شوند.
         2- در اکثر قواعد خصوصی فعل ، حرف عله حذف می شود(1و2 مثال واوی ، ناقص ، لفیف مقرون ومفروق) وحتّی در مصدر مثال واوی حرف<ة> تأنیث به جای عله ی محذوف آورده می شود.واین در حالی است که اعلال حذفی به جز در التقاءساکنین در اسماء وجود ندارد.
          3- در قواعد خصوصی ، قلب مختص اسماء است(قلب به یاء در4موضع وقلب به همزه در 4 موضع وقلب به واو در1موضع) ولی در افعال ، تنها در مصدراجوف(که خود اسم است)قلب به یاء صورت می گیرد.
           4- تنها در لفیف مفروق است که 2قاعده ی خصوصی(مثال و ناقص) باهم اجرا می شوند.
           5-تغییر حرکت از ضمه به کسره ، فقط مختص اسماء است.



والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته      








فهرست منابع:
 1-شرح شافیۀ ابن حاجب ، رضی الدین محمد بن الحسن الاسترآبادی ، دارالکتب العلمیه ، بیروت  لبنان،قسم اول ، جلدسوم ، 1395ه.ق.
        2-شرح النّظّام ، حسن بن محمد نیشابوری ، علی الشملاوی ، هفتم ، مکتبة العزیزی.
        3-شرح تصریف ، متن مصحح جامع المقدمات ، هشتم ، هجرت  ، قم ، 1377ه.ش.
        4-صرف ساده ، طباطبایی ، سیدمحمد رضا ، هفتاد ونهم ، دارالعلم ، قم ، 1392ه.ش.
        5-درسنامۀ صرف ، عرب خراسانی ، علی ، دوم ، المصطفی ، قم ، 1389ه.ش.
        6-صرف روان ، امین شیرازی ، احمد ، دوم ، بوستان کتاب ،1389 قم ، ه.ش.
        7-المعجم الوسیط  ، جمعی از دانشمندان ، محمدبندر ریگی ، سوم ، قدس ، قم ، 1389ه.ش.

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.