پژوهش طلاب

 



فهرست مطالب
چکیده:   
مقدّمه:   
فصــــل اول :       

کلّـیّـــــــات   
مسأله پژوهش :   
اهداف بررسی این مسأله بصورت اجمالی:   
مفهوم شناسی:   
فعل   
ماضی   
فصــــل دوم:      معانـــی فعل ماضی   
بخش اوّل:   
بخش دوّم: بررسی معانی   
ماضی مطلق:   
ماضی منقطع:   
ماضی قریب:   
دلالت بر حدثی که نسبت به فعل ماضی که قبل از آن رخ داده، گذشته است   
دلالت بر زمان حال   
دلالت بر آینده   
فعل ماضی بدون قرینه نیز می تواند دلالت بر گذشته کند هم بر آینده   
فعل ماضی بدون قرینه که دلالت بر هر سه زمان کند   
نتیجه گیری:   
فهرست منابع   







چکیده:

هدف ما در این پژوهش بررسی معانی مختلف فعل ماضی بود که با تفحّص و جستجو در منابع مختلف صرفی و نحوی به هشت معنای مختلف فعل ماضی که شامل فعل ماضی به تنهایی و فعل ماضی با اقتران به عواملی می شد، آورده شد. که در طول تحقیق به تفصیل بیان شده است.
این معانی بدست آمده عبارتند از:
1-    ماضی مطلق
2-    ماضی منقطع
3-    ماضی قریب
4-    دلالت بر حدثی که نسبت به فعل ماضی که قبل از آن رخ داده، گذشته است.
5-    دلالت بر زمان حال
6-    دلالت بر آینده
7-    فعل ماضی بدون قرینه می تواند دلالت بر گذشته کند یا بر آینده
8-    فعل ماضی بدون قرینه که دلالت بر هر سه زمان کند

 


مقدّمه:

بسم الله الرحمن الرحیم
با توجّه به این مسأله که اوّلا معانی مختلف فعل ماضی در منابع مختلف بصورت پراکنده آمده بود و منسجم نبوده و طلّاب برای بررسی این معانی مجبور به تفحّص بودند بر آن شدیم تا که جزوه ای نوشته شود تا این أمر راحت تر شود.
و ثانیاً دیده شده که فعل ماضی  در معنای فعل مضارع (حال یا استقبال) هم استعمال شده که گاهی تشخیص این دو از هم دشوار می شد و حتّی موجب خطا های ترجمه ای می شده پس بر آن شدیم تا پژوهشی انجام شود تا از این اشتباهات جلوگیری شود که امیدواریم هدف حاصل شده باشد.
که در جواب به سؤال های زیر دو هدف فوق بررسی شده و پژوهش جمع بندی می شود:
1-    بررسی معانی مختلف فعل ماضی در کجاها کاربرد دارد؟
2-     استعمال های مختلف فعل ماضی موجب چه تفاوت های معنایی و کاربردی می شود؟
3-    آیا فهمیدن و تمییز بین معانی مختلف تأثیری در رسیدن به معنای صحیح تر آیات و روایات دارند؟
4-    و ...  .
از این رو که ما بدنبال معانی وضعی و معانی استعمالی فعل ماضی هستیم می توان بیان کرد که جایگاه بررسی این مبحث در علم بلاغت قرار دارد (بخش معانی و بیان) که إنشاءالله تعالی به آن خواهیم پرداخت.
روش تحقيقمان در اين پژوهش بصورت کتابخانه ای بوده است.  
در آخر جای دارد که از تمامی اساتید و بزرگوارانی که ما را در تهیّه ی این چند برگ یاری کردند تشکّر کنیم از جمله استاد بزرگوار حجّت الإسلام و المسلمین انصاری و مشاور عزیز سیّد علی حسینی و برادران گرامی سیّد محمّد صادق حسینی و محمّد مهدی حمید نژاد و مسعود صالحی و تمامی دوستانی که به نحوی در این پژوهش همراهیمان کردند.
اگر قابل باشد و مفید فایده ی طلبه ای از طلّاب و سربازان امام عصر عجّ الله تعالی فرجه الشّریف باشد تقدیم می کنم به اوّلین بانوی شهیده ی راه ولایت و امامت عصمت کبری بنت الرّسول حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و فرزند غریبشان حضرت صاحب الأمر مهدی موعود عجّ الله تعالی فرجه الشّریف که إنشاءالله در ظهورشان تعجیل شود تا انتقام خون مادرشان گرفته شود. و تقدیم به نائب برحقّ امام عصر حضرت امام خامنه ای (مدّ ظله العالی) و به روح عظیم الشّأن امام راحل حضرت روح الله (سلام الله علیه) و شهدای انقلاب و هشت سال دفاع مقدّس.





       فصــــل اول :        کلّـیّـــــــات

مسأله پژوهش :
 فعل ماضی چه معانی دارد؟
نوع سؤال: این سؤال مربوط به «هل مرکّبه» است ؛ زیرا وجود فعل ماضی را مفروض گرفته ایم.
اهداف بررسی این مسأله بصورت اجمالی:

فعل ماضی: فعلی است که برای دلالت کردن بر وقوع فعلی در زمان گذشته وضع شده است همان طور که بسیاری از علماء به آن اذعان کرده اند، امّا در برخی از مواضع استعمالی مشاهده شده است با اغراض این فعل از معنای وضعی خود (ماضی) خارج شده است و بجای فعل مضارع و أمر و ... نشسته است ؛ ما در این نوشته دنبال آن هستیم که معانی فعل ماضی و بعضی از مواضع استعمالی این معانی را بررسی کنیم.



مفهوم شناسی:
فعل
لغوی: کار، عمل
اصطلاحی: کلمه ای است که بر معنایی مستقل که مقترن به یکی از زمان هاست ،دلالت میکند.

ماضی
لغوی: زمان گذشته
اصطلاحی: (فعل ماضی): فعلی است که بر زمان گذشته دلالت میکند





فصــــل دوم:      معانـــی فعل ماضی

بخش اوّل:

هر فعل ( چه ماضی و چه غیر آن ) توسط واضع برای معنایی خاص وضع شده است که به آن معنای حقیقی می گویند، امّا افعال همیشه معنای حقیقی خود را ندارند و در جایگاه های مختلفی، معانی گوناگونی به خود می گیرند که به این معانی که غیر موضوع له هستند معانی مجازی می گویند.
فعل ماضی هم از این قاعده مستثنی نیست و در جایگاه های خاصی، معنایی غیر از معنای موضوع له خود می دهد که ما در صدد هستیم در ادامه تحقیق این معانی را بررسی کنیم.
نکته: منظور ما از انیکه افعال معانی گوناگونی دارند این است که زمان آنها همیشه به یک شکل نمی باشد و در بعضی مکان ها زمانی دیگر را می رسانند.





بخش دوّم: بررسی معانی

برای فعل ماضی معانی مختلفی ذکر شده است که به شرح زیر است:
ماضی مطلق :

فعلی است که زمان آن قبل از زمان تکلم است و فرقی هم نمی کند که زمان آن نزدیک به زمان تکلم باشد یا دور.
مثال برای زمان نزدیک:
o    قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآن : گوید اینک توبه کردم
o    الْآنَ جِئْتَ بِالْحَق : اینک حق را ادا کردی
مثال برای زمان دور:
o    خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَق : خداوند آسمان ها و زمین را به حق آفرید
ماضی منقطع :
 
فعلی است که در گذشته یک بار حاصل شده است و تکرار نشده است.
جایگاه: فعل ماضی زمانی که خبر برای «کان» قرار بگیرد در اغلب اوقات معنای منقطع می دهد؛
مثال:
o    وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْل : در حالی که آنها پیش از این با خدا پیمان بسته بودند.
البته فعل ماضی که بدون کان بیاید گاهی مفید انقطاع است:
مثال:
o    ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماوات : سپس به آسمان پرداخت و آنها را در هفت آسمان تنظیم کرد
o    مات فلان: فلانی مرد.
ماضی قریب :

فعلی است که در زمان گذشته صورت گرفته است، اما پدید آمدن آن به زمان تکلم نزدیک می باشد.
جایگاه: زمانی که «قد» قبل از فعل ماضی در جمله مثبت قرار بگیرد معنای ماضی قریب دارد، و اگر در جمله منفی باشد قبل از فعل ماضی «ما»یِ نافیه می آید؛
مثال:
o    ما سافر علی  : علی مسافرت نکرد.
o    وَ يَوْمَ يحْشرُهُمْ جَمِيعًا يَامَعْشرَ الجِنِّ قَدِ اسْتَكْثرَتُم مِّنَ الْانسِ  : و روزی که همه ی آنها را گرد می آورد [ و می گوید ] : ای گروه جنّیان! از آدمیان ، پیروان زیادی فراهم آوردید ...
 هم چنین اگر آن فعل از افعال مقاربه باشد معنای ماضی قریب می دهد، البته شدت نزدیکی زمان آن به حال از بقیه بیشتر است؛
o    إِنْ كادَ لَيُضِلُّنا عَنْ آلِهَتِنا لَوْ لا أَنْ صَبَرْنا عَلَيْها و ...  : چیزی نمانده بود که ما را از خدایانمان، اگر بر آنها پافشاری نمی کردیم، گمراه سازد و ...
تذکّر: نحویّون گفته اند: اکثر اوقات که «قد» بر فعل ماضی داخل می شود مفید سه معنا می باشد:
o    تحقیق: یعنی تاکید، به عبارت دیگر تحقق حصول حدث در گذشته.
مثال:
o    وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيل : هر که کفر را جانشین ایمان سازد بی شکّ راه راست را گم کرده است.

توقع: یعنی متکلّم وقوع فعل ماضی را توقع داشته باشد؛
مثال:
قولک: " قد حضر الاستاذ " برای گروهی که منتظر حضور استاد بوده اند.
o    تقریب: یعنی نزدیک بودن وقوع فعل در زمان گذشته
مثال:
وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُون : و همانا شما بودید که مرگ ]در راه خدا[ را پیش از آن که با آن روبرو شوید آرزو می کردید، ولی آن را دیدید و شما نگاه می کردید ]و تن به جنگ ندادید[.
وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّة : و به راستی خدا شما را در بدر یاری داد در حالی که ناتوان بودید.
وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُم : و ]فراموش نکنید[ آن زمان را که خداوند به شما وعده می داد که ]پیروزی بر[ یکی از آن دو گروه نصیب شماست.
دلالت بر حدثی که نسبت به فعل ماضی که قبل از آن رخ داده، گذشته است

جایگاه: فعل ماضی در جمله حالیه واقع شود در حالی که قبل از آن جمله حالیه فعل ماضی دیگری وجود دارد؛
مثال:
o    " دخلت فی الدار و قد نام الناس " در صورتی که خواب مردم قبل از دخول تو به خانه بوده باشد.
دلالت بر زمان حال

جایگاه:
o    از فعل ماضی قصد انشاء شود
مثال:
بعتُ داری: خانه ام را خریدم؛ به این معنا که « این خانه قبلا برای تو بوده و اکنون برای من شده » ، اخباری بوده ؛
که اگر این چنین باشد : «همانا من موافق خرید خانه هستم» ، می شود انشائی.
o    افعال مقاربه (شروع)
مثال:
وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّة : و شروع کردند با برگ های بهشت خویشتن را بپوشانند.
دلالت بر آینده


جایگاه: فعل ماضی که به وسیله آن طلب می شود،
o    مثل الفاظ دعا: غفر الله لک؛ أی: لیغفر الله لک.
 وعده دادن
مثال:
إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئين : ما ]شر[ مسخره کنندگان را از تو دور می سازیم.
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّه : و در صور دمیده شود، پس هر که در آسمان ها و هر که در زمین است بی جان افتد مگر کسی که خدا بخواهد.
وَ سيقَ الَّذينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرا : و کسانی که از پروردگارشان پروا داشتند، گروه گروه به سوی بهشت سوق داده شوند.
وَ نادى‏ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا : و اهل بهشت دوزخیان را آواز دهند که ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود درست یافتیم.
همان طور که مشاهده می شود چون وقوع این افعال ماضی در آینده حتمی (محقّق الوقوع) می باشد، به صورت فعل ماضی به کار رفته اند.
مثال:
إن متُّ کان میراثی للفقراء : اگر مردم میراث من برای فقراء باشد.
o    دخول ادات شرط بر فعل ماضی، البته این مورد غالبی است.
مثال:
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْح : آن گاه که یاری خدا و پروزی فرا رسد.
وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا : و اگر ]به فساد[ باز گردید ما نیز باز می گردیم.
o    دخول ما ظرفیّه (ما مصدریّه توقیتیّه)
مثال:
وَ أَوْصاني‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا : و تا زنده ام مرا به نماز و زکات سفارش کرده است.
البته در این مثال دلالت بر استمرار هم دارد.
o    زمانی که فعل ماضی منفی به «لا» یا «إن» شود و جواب قسم قرار بگیرد.
مثال:
إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِه : همانا خدا آسمان ها و زمین را نگاه می دارد که فرو نریزند، و اگر ]به اذن او[ فرو ریختند، بعد از او هیچ کس آن ها را نگاه نمی دارد.
و الله کلمتک ابدا: به خدا قسم با تو هیچ صحبتی ندارم.
o    فعل ماضی عطف شود بر فعلی که می دانیم در آینده اتفاق می افتد.
مثال:
يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّار : روز قیامت پیشاپیش قومش می رود و آن ها را به آتش وارد می کند.
وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماوات و من فی الأرض إلّا من شاء الله … : و روزی که در صور دمیده شود پس هر که در آسمان ها و هر که در زمین است به هراس می افتد مگر آن کس که خدا بخواهد.
o    متضمن معنای رجاء باشد که در آینده اتفاق خواهد افتاد.
مثال:
وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُم… : و اینکه بسا أجلشان نزدیک  شده باشد.
عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُم : امید است که پروردگاتان بدی هایتان را از شما بزداید.
o    اگر از آن فعل معنای تفاؤل  قصد شود.
مثال:
إن عشتَ فعلتَ الخیر : اگر زنده بمانی این طور بهتر است.
o    اگر از آن فعل معنای آماده بودن مقدمات قصد شود.
مثال:
إن اشتریت کان کذا و کذا: اگر بخری این گونه بوده است ... (توانایی خریدن را داری.)
فعل ماضی بدون قرینه نیز می تواند دلالت بر گذشته کند هم بر آینده

جایگاه:
o    بعد از همزه تسویه
مثال:
سَواءٌ عَلَيْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظين :برای ما یکسان است، خواه ما را اندرز دهی یا اندرز ندهی]ایمان نخواهیم آورد.[
سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحيص : حال چه بی تابی کنیم یا صبوری کنیم برای ما یکسان است و راه گریزی برای ما نیست.
o    بعد از حرف تحضیض
مثال:
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّين : پس چرا از هر گروهی از آنان ، طائفه ای کوچ نمی کنند تا در دین آگاهی یابند و ...
o    زمانی که برای حکم کردن استعمال می شود.
مثال:
وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فيما عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّساءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ في‏ أَنْفُسِكُم : و گناهی بر شما نیست که به کنایه و سربسته از ]این[ زنان خواستگاری کنید یا ]ازدواج با آن ها را[ در دل پنهان دارید.
o    بعد از " حیث "
مثال:
برای ماضی: فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّه : از آن جا که خدا فرمانتان داده به آنها نزدیک شوید.
برای مستقبل: وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرام : و ]هنگامی نماز[ از هر جا بیرون شوی روی خود را به سوی مسجد الحرام کن.
o    بعد از " کلّما "
مثال:
برای ماضی: كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوه : هر بار که پیامبری به سوی امّتش آمد تکذیبش کردند.
برای استقبال: كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذاب : هر بار که پوستشان بریان شود، پوستی دیگر بر جایش نهیم تا عذاب را ]به طور کامل[ بچشند.
o    زمانی که صله واقع شود.
مثال:
برای ماضی: الَّذينَ قالَ لَهُمُ النَّاس : همان کسانی که وقتی مردم به آنها گفتند.
برای استقبال: إِلاَّ الَّذينَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِم : مگر کسانی که پیش از آن که آنان را دست گیر کنید توبه کنند.
o    زمانی که فعل ماضی صفت برای نکره عامه (محضه) قرار گیرد.
مثال:
برای ماضی: ربّ عطاء بذلته للمحتاج فانشرحت نفسی: چه بسیار عطائی که به محتاج کردم (بخشش کردم) سپس نفسم شرح پیدا  کرد.
برای استقبال: نضر الله امرا سمع مقالتی فوعاها فأذّاها کما سمعها: خداوند امر کسی که صحبت ما را بشنود وپیروی کند و آنچه را که شنیده عمل کند، نیکو می کند.
فعل ماضی بدون قرینه که دلالت بر هر سه زمان کند

مثال:
o    وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما : و خدا آمرزنده ی مهربان است.





نتیجه گیری:

همان طوری که در مقدّمه ذکر شد هدف از این پژوهش جمع آوری معانی مختلف فعل ماضی و جلوگیری از اشتباه ترجمه ای افعال ماضی ای که به معنای مضارع اند، بود که بحمد الله هدف حاصل شد و به نتایج زیر دست یافتیم:
1-    فعل ماضی دارای هشت معنا می باشد:
•    ماضی مطلق
•    ماضی منقطع
•    ماضی قریب
•    ماضی دالّ بر حدثی که نسبت به فعل ماضی که قبل از آن رخ داده، گذشته است.
•    ماضی دالّ بر زمان حال.
•    ماضی دالّ بر زمان آینده.
•    فعل ماضی بدون قرینه که هم می تواند دالّ بر گذشته باشد و هم می تواند دالّ بر آینده باشد.
•    فعل ماضی بدون قرینه که دالّ بر هر سه زمان (ثبوت) باشد.
2-    گاهی اوقات فعل ماضی به معنای مضارع (حال و آینده ) استعمال می شود. که در داخل پژوهش به صورت مفصّل بررسی شده.







فهرست منابع

1-    القرآن الکریم.
2-    بدائة النّحو،صفائی بوشهری، غلامعلی، حوزه علمیّه قم، 1392.
3-    جواهر البلاغه، الهاشمی، احمد، نشر حوزه علمیّه ی قم، 1388، چاپ دوّم تابستان 1391.
4-    شرح الرّضی علی الکافیة، رضیّ الدّین محمّد ابن  حسن استر آبادی، نشر قاز یونس بنغازی.
5-    معانی النّحو،السّامرائی، فاضل صالح،القاهرة (شرکت الهاتک لصناعة الکتاب).
6-    المعجم الوسیط،بندربیگی، محمّد، نشر اسلامی، 1389، نوبت چاپ سوّم 89.
7-    النّحو الوافی،عباس حسن، دار المعارف، نوبت پانزدهم.
8-    تر جمه ی قرآن ، بهرام پور، ابوالفضل.
9-     صرف ساده،طباطبائی،سیّد محمّد رضا، دار العلم، 1392، نوبت چاپ 80.
10-    المنجد (ترجمه)،سیّاح، احمد، نشر اسلام، 1387.

 

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.