پژوهش طلاب

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 


فهرست

3    مقدمه
4    انواع مضارع
8    عوامل تغییر دهنده ی معنا
15    ابواب تغییر دهنده ی معنا
16    مثالهای انواع مضارع
17    منابع




مقدمه
باسمه تعالی
فعل مضارع که دال بر فعل یا حالتی در زمان حال و آینده میکند، به خودی خود دارای ویژگیهایی است . ازجمله ی آنها میتوان به ((مثبت بودن، معنای خبری دادن، .....)) اشاره کرد.
اما گاهی این فعل در جایگاههایی در جمله قرار میگیرد و یا عواملی بر سر آن می آید که باعث تغییر این ویژگیها میشود .
معنای این فعل هم گاهی بر اثر این عوامل ثغییر می یابد.
ما در این مقاله درصدد آن برآمدیم تا بتوانیم به شما بعضی عواملی را که باعث تغییر معنای فعل مضارع میشود بشناسانیم
با تشکر . میرابوطالبی

انواع مضارع(به اعتبار عوامل تغییر دهنده ی معنا)
«مضارع استفهامی»
هر یک از همزه (ء) و هل اگر بر سر فعل مضارع درآیند معنای خبری آنرا به معنای انشائی تبدیل می‌کنند.
«هل» علاوه بر اثر مذکور، فعل مضارع را مختص به مستقبل می‌کند.
این 2 حرف اثر لفظی در مضارع ندارند.

«مضارع مجزوم»
هر یک از لم و لمّا زمان فعل را ماضی و معنای آنرا منفی می‌کنند مانند:‌لم یذهب. لام امر معنای خبری مضارع را انشائی می‌کند. طلب انجام فعل، مانند لیذهب لای نهی نیز معنای مضارع را انشائی می‌کند و بازداری از انجام فعل می‌کند. مانند لا یذهب حرف شرط جزم‌دهنده‌ی مضارع است و اسماء شرط نیز همینگونه‌اند.
«عوامل جزم»
(بلا و لامه طالبا ضع جزما فی الفعل) سواء کانتا للدّعا نحو «لا تؤاخذنا»
ام لا بأن کانت «لا» للنهی نحو «لا تشرک»
و للّام للأمر نحو «لثیفق ذو سعة»
النافیتلین نحو «و ان لم تفعل فما بلّغت»
قیل: و قد تنصبه «لَم» فی لغة و منه قراءة «ألم نشرَحَ لک صدرک»


«مضارع منفی»
حروف نفی‌کننده معنای فعل مضارع عبارتند از: ما، لا، ان. مثلاً یذهب یعنی می‌رود. ما یذهب یعنی نمی‌رود و لا یذهب یعنی نخواهد رفت. قرآن مجید می‌فرمایند «قل ان ادری أقریب ما توعدون اله یجعل له ربّی امداً» ما و ان زمان فعل مضارع را مختص به حال می‌کنند و لا زمان را مختص به استقبال می‌کند.
علاوه بر حروف مذکور لم و لمّا هم منفی می‌کنند.  

«فعل حال و مستقبل»
لام مفتوح اگر در اول فعل مضارع بیاید مضارع را مختص به زمان حال و سین و سوف اگر بیاید آنرا مختص به مستقبل می‌کنند.
نکته:معنای آینده ی سین نزدیک و سوف مستقبل دور است .

«مضارع مؤکد»
حرف تأکید عبارت است از نون تأکید ثقلیه (که مشدد و متحرک است) و خفیفه (که ساکن است) نون تأکید در آخر فعل مضارع که زمان آن مستقبل است می‌آید (خواه معلوم باشد و خواه مجهول) و آنرا مؤکد می‌کند.
تأکید در ثقلیه بیشتر از خفیفه است.
«مضارع منصوب»

حرف نصب در معنای مضارع مؤثر است. تأثیر معنوی آنها علاوه بر اختصاص آن به زمان مستقبل به این شرح است:
أن : فعل مضارع را تأویل به مصدر می‌برد. مانند «اردت ان اعیبها»
لن:‌معنای مضارع را به صورت مؤکد نسبت به زمان آینده منفی می‌کند « لن تنالوا الله ...»
لَی: فعل مضارع را تأویل به مصدر برده و آنرا علّت ماقبل خود می‌کند. «... لی تقرّ عینها»
اذن: مضارع را جواب و جزای مطلب معهودی می‌کند. مثلا در جواب «أذورُک» می‌گوییم «و اذن اُکرمک»
عوامل تغییر دهنده ی معنا
«اذما»
اداة الشرط تجرم فعلین:
و هی حرف (اذما) عند سیبویه بمنزلة «إن» الشرطیه و الظرف عند مبرّد و ابن السراج الفارسی و عملها جزم التقلیل لا ضرورة خلافا لبعضهم.
نحو قوله:
و انک اذ ما تأت ما انت آمر        به تلف من ایاه تأمر آیتا
«أن»
(علی قسمین: اسمی و حرفی)
و الحرف علی اربعة اوجة:
احدها:‌ان تکون حرفا مصدریا ناصباً للمضارع و تقع فی موضعین:
الاول: فی الابتدا فتکون فی موضع رفع نحو «و أن تصبروا خیرٌ لکم»
الثانی: بعد لفظ دال معنی غیر الیقین. فتکون فی موضع الرفع. نحو «ام یأن للذین آمنوا أن تخشع قلوبهم» و نصب نحو قول النبی 6 : ان من ان تأکل کل ما اشتهیت» و خفض و محتمله لها.
(ادامه‌ی معنای ان)
ان تکون مفسره بمنزلة «ای»، نحو «و اوحینا الیه ان اضع الفلک»
«و نودوا ان تکلم الجنة»
و تحتمل المصدریة بأن یقدر قبلها حرف الجرّ فتکون فی الاولی أن الثانیه، لدخول علی الامر و فی الثانیة مخففه لدخول علی الاسمیة.
«إن» ترد علی اربعة اوجه:
1ـ ان تکون شرطیه. نحو قوله تعالی «ان ینتهوا یغفر لکم»
2ـ ان تکون نافیه و تدخل علی الجملة الاسمیة نحو «ان الکافرون الا فی غرور»
3ـ ان تکون نحففه من الثقیله.
4ـ ان یکون زائده و اکثر ما زیرت بعد ما النافیه اذا دخلت علی الجملة فعلیه.

«حتی»
الداخلة علی المضارع المنصوب ثلاثة معبان:
1ـ مرادفه الی . نحو قوله تعالی «حتی یرجع الینا موسی»
2ـ مرادفه «کی» التعلیلیه. نحو: «هم الذین یقولون لا تنفقوا علی من عند رسول الله حتی ینفضّوا»
3ـ و مرادفة «الّا» فی الاستثناء کقول التمضع الکندی:
لیس العطاء من الفضول سماحة        حتی تجود و ما لدیک قلیل
«سین المفرد»
حرف یختص بالمضارع، و یخلّصه للاستقبال کقول حسّان:
«و قال سأعطی الرایه الیوم صارماً        کمیّاً محبّاً للاه موالیا»
و معنی قول المعربین فیها: «حرف تنفیس» حرف توسیع، و ذلک انها نقلت المضارع من الزمن الضیق ـ و هو الحال ـ الی زمن الواسع و هو الاستقبال و اوضع من عبارتهم قول الزمخشری و غیره: «حرف الاستقبال»

«لام المفردة»
[معانی] السادس: التعلیل
و منها: اللام الداخلة لفظاً علی المضارع فی نحو قوله تعالی: «و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس»
و انتصاب الفعل بعدها بـ «أن» مضمرةً بعینها و فاقا للجمهور.


«قل»
معنی: التقلیل و هو ضربان:
1ـ وقوع الفعل. نحو: قد یصدق الکذوب.
2ـ تقلیل متعلقه: نحو قوله تعالی «قد یعلم ما انتم علیه»
معنی الآخر: تحقیق ـ تکثیر ـ نفی و ...
«سوف»
مرادفة للسین او اوسع منها، علی خلاف فی ذلک و کأن القائل بذلک نظر الی ان کثرة الحروف تدل علی کثرة المعنی و لیس مطرّد و یقال فیها «سف» بحذف الوسط، و «سو» بحذف الاخیر، و «یَیی» بحذف و قلب الوسط یاء مبالغة فی التخفیف حکاها صاحب المحکم و تتفرد علی السین بدخول اللام علیها.
نحو «و لسوف یعطیک ربک فترضی»
بانها قد تفصل بالفعل التملغی.
«مَن»
الاوّل: الشرطیه. نحو قوله تعالی: « من یعمل لسوء یجزیه»
الثانی: الاستفهامیه.
الثالث: موصوله.
الرابع: النکرة الموصوفة.
«ماذا»
فأحدها: ان تکون نافیة ...
و اذ نفت المضارع تخلص عند لجمهور للحال و ردّ علیهم ابن مالک بنحو: «قال ما یکون لی ان اُبدّله» و اجیب بأن شرط کونه للحال انتفاء قرینه خلافه الثانی: المصدریه
الثالث: زائده
ان تکون ما استفهامیه و ذا اشارة
ان تکون ماذا کلّه استفهامیّه.
«لن»
حذف نفی و نصب و استقبال. تقول الرسول «... لن یبردها حتی ...»
و لا تفید توکید النفی خلافاً للزمخشری فی کشانه و لا تأبیده خلافا له من المودجه و کلاهما دعوی بلا دلیل. قیل و لو کانت للتابید لم یقیّد منفیها بـ «الیوم فی فلن اُکلّم الیوم انسیّا»
و لکان ذکر الأبد فی قوله: «و لن یتمنّوه ابداً»
و تأتی للدعاء.




النون المفردة:
احدها: النون التأکید: خفیفه و الثقیله ...
... و اما المضارع فان کان حالاً لم یؤکد بهما، و ان کان مستقبلاً أکدّ بهما وجوباً فی الحو قوله تعالی: «و تأ الله لأکیدنّ امنا مکم» و قریباً من الوجوب بعد إما نحو «اما تخاننّ من القوم» وجوباً کثیراً بعد الطلب. نحو قوله تعالی: «و لا تحسبنّ الله غافلا».




ابواب تغییر دهنده ی معنای مضارع
باب «اعراب الفعل»
(ارفع) فعلاً (مضارعاً اذ یجرّد من ناصب و جازمةٍ کتسعد)
(و بـ «لن») و هی حرف نفی بسیط (انصبه) نحو «فلن ابرح الأرض»، (وکی)‌المصدریّة نحو «للکیا تأسوا» (کذا) ینصب (بأن) المصدریه. نحو «و أن تصوموا خیرٌ لکم» تعبیرها کالواقتعة (بعد) فصل (عِلمٍ) خالص نحو «عَلِمَ ان سیکون منکم» (و) امّا (التّی من بعد) فعل (ظن فانصب بها) علی الارجح نحو «احسب الناس أن یترکوا) و الرّفع ایضا اصحّح) نحو «و حسبوا أن لا تکون فتنه» (و اعتقد) اذا رفعت (تخفیفها من أن) الثقیله (فهو مطّرد) کثیر الورود.



«باب التعجّب»
و له ضیغٌ کثیرة. نحو: لا کیف تکفرون بالله و کنتم امواتاً فأحیاکم»
(زیاد توضیح داده نشده. فقط می‌خواستم این معنا را که در مضارع هم هست بیاورم).



مثالهای انواع مضارع
معانی «ض ر ب» مضارع در حالتهای مختلف:
یضرب: می زند (او یک مرد غایب)
لتضرب:‌باید بزند (او یک مرد غایب)
إضرب: بزن (تو یک مرد حاضر)
لا یضرب: باید نزند (او یک مرد غایب)
لم یضرب: نزده است (او یک مرد غایب)
لا یضربُ: نمی‌زند (او یک مرد غایب)
هل یضرب: آیا می‌زند (او یک مرد غایب)




منابع
نهجه المرضیه
مغنی الادیب
صرف ساده
جامع اتماثیل

 

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.