موضوع:   اسم مکان، اسم زمان، اسم آلت
 
استاد راهنما:   استاد همّتیان (زید عزّه)
 
نگارنده:   مصطفی نجف قلی زاده
 
پایه: اوّل
 
 
 
مقدمه:
با توجه به این مطلب که منابع دینی ما کتاب و سنت است و ما از متون این دو منبع به عنوان استدلال استفاده می­کنیم، لازم است هر چه بیشتر به این متون یعنی لفاظ آن­ها هم دقت شود، چرا که در معنای آن بسیاری از علمای شیعه زحمت­های فراوانی کشیده­اند و همچنین در لفظ آن ولی این برای ما کافی نیست و من بر این شدم تا تحقیقی انجام دهم که این کلمات عبارتند از:
1- اسم مکان 2- اسم زمان 3- اسم آلت
برای این که تحقیق، مفید باشد از منابع زیادی استفاده شده است که می­توان به تعدادی از انها از جمله:
1- نحو وافی 2- درسنامه صرف 3- شرح شافیه ابن حجاب و ... اشاره کرد.
در این تحقیق سعی شده است مطالب به صورت دسته بندی شده و بدون اضافات بی فایده باشد ولی امیدوارم با تذکر اشکالاتی که در این تحقیق وجود دارد آن را به بهترین شکل کامل کنیم و در اختیار دیگران بگذارم.
ان شاء الله که این تحقیق، برای عزیزان مفید باشد.
«والسلام»
مصطفی نجف قلی زاده سرایی
شهرضا – تابستان 1388
 
بخش اول «اسم مکان»
فصل اول: تعریف
اسم مشتقی که بر محل وقوع فعل دلالت می­کند.
(البته تعریف­های دیگری وجود دارد که کامل کننده تعریف بالا هستند که به آن­ها اشاره می­کنیم و نکته دیگر این است که همه­ی تعریف­هایی که به آن­ها مراجعه شده است حول تعریف بالا هستند)
تعریف دیگر:
1- آن اسمی که دلالت می­کند بر حدث و ذاتی که ظرف آن حدث است.[1]
2- اسمی که از مصدر اصلی برای فعل ساخته می­شود برای دلالت بر دو کار:
الف) دلالت بر حدث ب) دلالت بر مکان وقوع فعل[2]
فصل دوم: طریقه ساخت (وزن)
در طریقه­ی ساخت اسم مکان علمای صرف به دو گروه تقسیم می­شوند:
1- دسته اول: کسانی که قائلند اسم مکان در سه وزن قیاسی و در بقیه سماعی است.
2- دسته دوم: کسانی که قائلند همه اوزان قیاسی هستند و تمامی اوزان مورد نظر در کتب این افراد ذکر شده است مثل....
برای ذکر همه نظرات ابتداءاً نظر کتاب صرف ساده را می­آوریم و در ادامه نظرات دیگران را نقل می­کنیم.
 
زبانی و حماسی؟
* نکته: صرف ساده قائل به این است که اسم مکان فقط سه وزن دارد.
نظر دوم: قائل به این نظر نمودار بالا را قبول دارد با این تفاوت که بقیه اوزان غیر از بالا را هم قیاسی می­داند که ما در این جا بقیه اوزان را هم می­آوریم:
1- «مُفعُل»: مانند «مُدهُن»: روغن­دان و «مُسعُط»: انفیه دان
2- «مُفعُله»: مانند «مُکحُله»: سورمه دان و گویا این این دو وزن برای ظرف غیر حدث است.
3- «مَفعُله»: مانند «مَفجَره، مَعرَکَه و ...» و این وزن اختصاص به مکان دارد و ظرف برای حدث می­شود و عین الفعل در این صیغه به هر سه حرکت آمده است.
4- «مِفعَلَه»: مانند «مِحبَرَه»» مرکّب­دان، «مِقلَمَه»: قلم­دان و «مِملَحَه»: نمک­دان.
* نکته: در این­جا فتخ میم جایز بلکه أفصح است.
5- «مِفعال»: مانند «مِرصاد»: محل کمین، کمین­گاه و «مِحراب»: پیشگاه مجلس و «میعاد»: وعده­گاه و «میقات»: هنگام کار
* نکته: بعضی گفته­اند: این دو وزن برای اسم مکان و زمان از باب تشبیه به اسم آلت است زیرا این دو وزن مخصوص اسم آلت است.
اسم زمان و مکان از غیرثلاثی مجرد در هر بابی بر وزن اسم مفعول از آن باب است. مانند مصدر میمی مثل «مُصَلّی»: مکان نمازگزاردن، «مُجتَمَع»: مکان جمع شدن، «مُقام»: مکان ایستادن و ...[3]
تذکر: در طریقه ساختن اسم مکان از غیرثلاثی مجرد فرقی نمی­کند که صحیح یا معتل یا ممهوز باشد.[4]
فصل سوم: نکاتی درباره­ی اسم مکان
1- اگر در تعریف­های گذشته و اوزانی که ذکر شد دقت کنیم مشخص می­شود که صیغه اسم مکان در ثلاثی مزید با مصدر میمی یکی می­باشد پس برای تشخیص این دو از یک دیگر راهی وجود ندارد جز قرینه­هایی که در کلام وجود دارد مانند:
«نُکَفِّرُ عَنکُم سَیِّئاتِکُم وَ نُدخِلکُم مُدخَلاً کَریماً»[5]
ترجمه: بدی­های کوچک شما را می­پوشانیم و شما را به جایگاهی ارجمند وارد می­کنیم.
در این مثال دیده می­شود که «مُدخلاً» هم اسم مکان هم مصدر میمی می­باشد.
2- اسم مکان نیز مانند مصدر میمی از همه­ی مصادر گرفته نشده است هر چند برخی از صرفیون آن را قیاسی می­دانند. برای مثال اسم مکان از ماده­های: عَبَّ، عَدَّ، عُسر، عُصُوب شنیده نشده است، برخلاف نظر گروهی که قائل به قیاسی بودن همه اوزان اسم مکان هستند مانند صاحب کتاب علوم العربیه.
3- گاهی از اوقات با این که گفته شده است که اسم مکان قیاسی است و بر وزن «مَفعَل» باید بیاید، بر وزن مفعِل آمده است که البته این سماعی است نه قیاسی. مانند مَسجِد که در قواعد ساخت خواندیم که باید بشود مَسجَد. و همین طور بر عکس که اگر قرار بود بر وزن مَفعِل بیاید، بر وزن مَفعَل نیز امده است مانند: مَسکَن، مَطلَع که در اصل مَسکِن و مَطلِع بوده است.[6]
4- نکته قابل توجه این است که این اوزان برخلاف قاعده هم می­آید یعنی بر وزن مَفعِل نحویون جایز دانسته­اند که بر وزن مَفعَل نیز ایند هر چند این وزن از عرب شنیده نشده باشد و سیبویه می­گوید در همین مثال مسجِد موضع سجود است بنابراین فتحه برای مسجَد ثابت می­شود نه چیز دیگری.[7]
5- حکم تأنیت و تثنیه و جمع اسم مکان همان حکم مصدر میمی است.[8]
6- اسم مکان گاهی اوققات از اسم جامد ثلاثی مجرد گرفته می­شود که بر وزن «مَفعَلَه» و اگر مزید بود حروف زائد آن باید قابل حذف باشد که در این صورت اگر از اسم جامد گرفته شده بود دلالت بر کثرت آن شیء در آن مکان می­کند مانند: مأسدَهَ (مکانی که شیر در ان فراوان و زیاد است) و مثال­های دیگر.
7- نکته آخر و مهم­ترین نکته این است که این اوزان و قواعدی که مطرح شد و گفته شد همه قیاسی هستند، ولی خلاف قاعده هم ساخته می­شود و شنیده شده است.[9]
8- اگر مخصوص جایی شود بر وزن مفعله می­آید.
9- هم از فعل، اسم، مکان ساخته می­شود.
فصل چهارم: اعلال در اسم مکان
اسم مکان بر وزن مَفعَل:
الف) اگر معتل العین باشد عین الفعل آن قلب به الف می­شود، مانند:
قوم: مَقوَم – مَقام: محل ایستادن کون: مَکوَن – مَکان: محل بودن
ب) اگر معتل اللام باشد، لازم الفعل آن قلب به الف می­شود، مانند:
لَهَوَ: مَلهَو – مَلهی نَجی: مَنجَی – منجی
ج) معتل الفاء دارد ولی قاعده معتل الفاء دارد ولی قاعده ندارد.
 
بخش دوم  «اسم زمان»
 
فصل اول: تعریف
اسم مشتقی که بر زمان وقوع قعل دلالت می­کند.
مثل: «مَغرِبُ الشَّمسِ سَاعَهُ کَذا» یعنی دلالت می­کند بر زمان غروب خورشید.
* نکته: چون اسم مکان و زمان از همه لحاظ یکی هستند به غیر از چند مورد به همین علت همان تعریف­هایی را که در بخش اول درباره­اسم مکان بیان کردیم در اسم زمان هم جاری می­شود.
فصل دوم: طریقه ساخت
طریقه ساخت اسم زمان همان طریقه­ی ساخت اسم مکان می­باشد و چون ما در بخش اول آن­ها را یادآور شدیم دیگر در این­جا تکرار نمی­کنیم.
فصل سوم: نکات
همه­ی نکاتی را که در اسم مکان یار آور شدیم در اسم زمان هم می­باشد به جزء دو نکته:
1- هیچ­گاه اسم زمان از اسم جامد گرفته نمی­شود.
2- اسم زمان به جز از فعل ساخته نمی­شود.
فصل چهارم: اعلال اسم زمان
اعلال اسم زمان هم مانند اعلال اسم مکان می­باشد.
 
 
بخش سوم  «اسم آلت»
 
فصل اول: تعریف
اسمی است که دلالت می­کند بر حدث و ذاتی که وسیله آن حدث است و غالباً از فعل متعدی مشتق ساخته می­شود و یا به بیان آسان­تر اسمی که دلالت می­کند بر آلت ایجاد فعل و این اسم از فعل ثلاثی مجرد ساخته می­شود قیاساً.
فصل دوم: طریقه­ی ساخت (اوزان)
باز هم در اینجا مثل اسم مکان و اسم زمان اختلافی است که اوزان اسم آلت چیست؟ ولی آنچه مورد اتفاق همه است این است که سه وزن آن کلی است که عبارتند از:
1- «مِفعَل»، مانند: «مِعبَر»: پل - «مِقَصّ»: قیچی - «مِفتَح»: کلید - «مِنبَر»: وسیله برتر شدن مکانی و بعضی گفته­اند منبر مکان برتر شدن است.
2- «مِفعَلَه»: مانند: «مِکنَسَهَ»: جاروب - «مِکسَحَه»: پارو - «مَشرَبَه»: جام و ....
3- «مِفعال»، مانند: «مِفتاح»: کلید - «مِقراض»: قیچی - «مِعراج»: نردبان
نکته: این سه وزن معروف اسم آلت است.
وزن اختلافی:
«مُفعُل»، مانند: «مُنحُل»: غربال - «مُدُقّ»: درکوب، ولی قول أصح این است که بعضی کلمه­ها مانند منخله، مدق و ... که کم هستند اسم آلت هستند ولی قیاسی نیستند و به ندرت در اسم آلت به کار می­روند.
* نکته: در مورد وزن مِفعَلَه گفته شده است این وزن فرع مَفعِل می­باشد.[10]
فصل سوم: اعلال اسم آلت:
1- معتل الفاء در اسم آلت اگر واو باشد قلب به یاء می­شود، مانند: «میزان» ترازو که مِوزان بوده است.
2- معتل العین اعلالی ندارد مانند: «مکیال»: آلت کیل
3- معتل اللّام قلب به الف می­گردد، مانند: «مِصفاه»: آلت صاف کردن[11]
فصل چهارم: نکاتی درباره­ی اسم آلت
1- اسم آلت از غیرثلاثی مجرد هر چه آمده بر همین اوزان است مانند «مِملَسَه»: آلت تملیس یعنی ماله­ی بنائی
2- بعضی از اسماء جامد دلالت بر آلت می­کنند مثل: قَدوم: تیشه، سکّین: چاقو، سیف: شمشیر و ... که به آن­ها اسم آلت گفته نمی­شود[12]گرچه اصطلاحاً آلت باشد چون جامد هستند و اسم آلت از ثلاثی مجرد ساخته می­شود.
3- وزن فِعالَ نیز گاهی برای اسم آلت به کار می­رود، مانند: خیاط، نِظام
4- حکم اسم آلت در تأنیت و تثنیه و جمع همانند حکم مصدر میمی است.
5- این نکته و نکته بعدی مربوط به اوزان می­باشد ولی چون فقط مربوط به علمای قاهره می­شود در نکات آورده شده است.
علمای قاهره (دانشگاه الأزهر مصر) با یکدیگر درباره­ی سؤالات زیر اختلاف دارند
1- آیا می­شود از مصدر ثلاثی، متصرف، متعدی و لازم، اسم آلت ساخت؟
2- آیا می­شود از غیرثلاثی هم اسم آلت ساخت؟
3- آیا می­شود از اسم عین هم اسم آلت ساخت یا نه؟
4- اگر اسم آلت صیغه­ی سماعی داشته باشد آیا می­توانیم صیغه­ی قیاسی که مخالف آن است بیاوریم؟
جواب­هایی که در ذیل این سؤالات می­آید نظر صاحب کتاب نحو وافی است و از نظر کتاب نحو وافی قول أصحّ است: چرا؟
1- اسم آلت هم از لازم و هم از متعدّی گرفته می­شود.
2- اسم آلت از غیرثلاثی گرفته نمی­شود.
3- اسم آلت از اسم عین گرفته نمی­شود.
4- جایز است از صیغه­ی قیاسی استفاده کنیم گرچه استفاده از صیغه­ی سماعی بهتر است خصوصاً اگر شایع باشد.[13]
6- علمای قاهره غیر از سه وزن اصلی که ذکر شد وزن «فَعالَه» را هم جزء اوزان قیاسی و مشهور می­دانند و همچنین صیغه­های «فِعال» مثل أداث (لِما تُورثُ بِه النّار) یعنی: چیزی که آتش را ایجاد می­کند و «فاعِلَه» مثل: ساقیه و «فاعول» مثل ساطور را هم قیاسی می­دانند ولی در قیاسی بودن این اوزان اختلاف است و نظر کتاب نجو وافی بر سماعی بودن این صیغه­هاست.[14]
 
 
 
 
چکیده:
1- اسم مکان و زمان دلالت بر مکان و زمان وقوع فعل می­کند.
2- در طریقه­ی ساخت و اوزان اسم مکان و زمان و آلت
3- در این تحقیق نکات مهمی درباره­ی اسم مکان و زمان و آلت در هر قسمت ذکر شد.
4- در هر قسمت با قواعد صرفی که روی آن­ها صورت گرفته شده بود آشنا شدیم.
 
 
منابع تحقیق:
1- تعریف الأسماء الأفعال / دکتر فخرالدین قباوه / 1408 هـ / مکتب المعارف / بیروت.
2- درسنامه صرف / علی عرب خراسانی / چاپ اول / 1386 / انتشارات دارالعلم
3- شذالعرف فی فن الصرف / احمد بن محمد بن احمد الحملاوی
4- شرح شافیه ابن حاجب / شیخ رضی­الدین محمد بن الحسن الأسترآبادی النحوی / 686 هـ.
5- شرح مختصر التصریف فی فن الصرف / مسعود بن عمر سعد الدین التفتازانی / المکتبه الأزهدیه للتراث / 1417 هـ / 1997 م.
6- صرف ساده / محمد رضا طباطبایی / انتشارات دارالعلم / 1373 هـ.ش.
7- علوم العربیه / سید هاشیم حسینی تهرانی / نشر اخلاق / 1384 هـ.ش.
8- مبادی العربیه / للمعلم رشید الشرتونی / دارالعلم / 1429 هـ.ق.
9- مفضّل زمخشری
10-نحو وافی / عباس حسن.
 
 
 
 
[1] - علوم العربیه، ص 335.
[2] - نحو وافی، ج 3، ص .
[3] - علوم العربیه، ص 336.
[4] - صرف ساده، تألیف محمدرضا طباطبایی به پاورقی مصطفی عرب خراسانی، ص 220.
[5] - سوره نساء، آیه 31.
[6] - شرالعرف فی فن الصّرف.
[7] - شناالعرف فی فن الصرف.
[8] - درسنامه صرف، ص 347.
[9] - صرف ساده، ص 222.
[10] - شرالعرف فی فن الصّرف.
[11] - علوم العربیه، ص 327.
[12] - علوم العربیه، ص 337.
[13] - نحو وافی، ج 3، ص 241.
[14] - نحو وافی، ج 3، ص 241.


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.