موضوع : عبادت و عبودیت در نهج البلاغه

استاد راهنما : استاد کفیل

نگارنده : روح الله کریمی

 پایه : سوم
 
 
مقدمه
از ابتدائي‌ترين سؤالي كه براي هر شخص مطرح مي‌شود اين است كه «انسان براي چه آفريده شده است؟»
خداوند در قرآن به صراحت و شفافي درباره‌ي خلقت انسان چنين مي‌فرمايد كه: «وما خلقت الجنّ والإنس إلاّ ليعبدون» خداوند هدف خلقت را چيزي جز عبادت نمي‌داند و محصور مي‌كند كه هدف خلقت فقط عبادت است. زماني مي‌توانيم خداوند را عبادت كنيم كه عبادت را به خوبي بشناسيم، انواع آن را بدانيم، عبادت‌هاي صحيح و غلط را بدانيم و يا به عبارت ديگر افراط و تفريط در عبادت را بدانيم تا دچار آن نشويم، و هدف و انگيزه از عبادت را بدانيم.
بايد به اين مطالب درست پاسخ دهيم تا بتوانيم اين فعل اساسي را همانطور كه خداوند مي‌خواهد انجام دهيم.
براي پاسخ به مطالبمان دست دراز مي‌كنيم به دامان أمير المؤمنين عليه السلام و در حدّ ظرفيت خودمان از كلمات آن حضرت بهره‌مند خواهيم شد.
آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد
 
تعريف عبادت:
 
از نظر اسلام هر كار خير و مفيدي اگر با انگيزه‌ي پاك خدايي توأم باشد عبادت است، لذا اگر درس خواندن،‌ كار و كسب كردن، فعاليت اجتماعي كردن براي خدا و در راه او باشد عبادت است.
درعين حال اسلام پاره‌اي تعليمات دارد كه فقط براي انجام مراسم عبادت وضع شده است، از قبيل: نماز و روزه و اين خود فلسفه‌اي خاص دارد.
تلقّي اشخاص از عبادت دو گونه است:
1 ـ برخي مي‌گويند عبادت همين اعمال ظاهري و محسوس است كه به وسيله زبان و ساير اعضاء انجام مي‌شود.
2 ـ و برخي ديگر مي‌گويند عبادت پيكري (ظاهري) دارد و روحي، آنچه به وسيله زبان و ساير اعضاء انجام مي‌شود، ظاهر و پيكر عبادت است و روح آن چيز ديگر است.
كه نوع اول،‌عبادت عاميانه و جاهلانه و نوع دوم، عبادت عارفانه مي‌باشد. كه تلقّي نهج البلاغه از عبادت همين عبادت عارفانه مي‌باشد.
حضرت علي عليه السلام (در برابر اصرار «همام» كه به حضرت عرض كرد: صفات متقين را برايم بازگوكن) چنين مي‌فرمايد:
«فمن علامة احدهم (المتقين) أنّك تري له قوةً في الدين .. و خشوعاً في عباده»
حضرت در اينجا بحث خشوع و فروتني كه اشاره به بان عبادت دارد را مطرح مي‌كند كه بيانگر عبادت عارفانه مي‌باشد.
چه كسي سزاوار پرستش است؟
سؤالي مهم و اساسي كه در عبادت مطرح است اين است كه ما چه كسي را بايد عبادت كنيم و چه كسي سزاوار پرستش است؟ و آيا پرستش ما به او سودي خواهد رساند يا خير؟
حضرت علي عليه السلام به اين دو پرسش چنين پاسخ داده‌اند:
«فاتقو الله الذي نفعكم بموعظته ووَعَظكم برسالته وإمتَنّ عليكم بنعمته فعّبّدوا أنفسكم لعبادته واخرجوا إليه مِن حقّ طاعَتِه».
پس بترسيد از خدايي كه شما را به پند خود (در قرآن كريم) بهره‌مند فرمود (به وسيله پيغمبران) شما را به دستور خويش اندرز داد،‌و به نعمت دانش بر شما منّت نهاد، پس براي عبادت و بندگي‌اش نفس‌هاي خود را رام و خوار نماييد. و حق فرمانبري از او را به جا آوريد (آنچه امر كرده بجا آورده و از مناهي دوري گزيند).
«أمّا بعد فانّ الله سبحانه و تعالي،‌خلق الخلق حين خَلَقَهُم غنياً عن طاعتهم، آمِناً مِن معصيتهم، لأنّه لاتضرُّه معصية من عصاهُ، ولاتَنفَعُهُ طاعَةُ مَن أطاعه».
 
اقسام عبادت
 
حضرت علي عليه السلام در خطبه‌اي عبادت را به سه دسته تقسيم كرده و انگيزه‌ي اشخاص از عبادت را مطرح مي‌كند كه اشخاص خدا را يا براي پاداش عبادت مي‌كنند و يا از روي ترس او را مي‌پرستند و يا براي سپاسگذاري از او، او را ستايش مي‌كنند.
«إنّ قوماً عبدوا الله رغبهً فتلك عبادة‌ التجار وإنّ قوماً عبدوا الله رَهبةً فتلك عبادة العبيد وإنّ قوماً عبدوا الله شكراً فتلك عبادة الاحرار».
گروهي خدا را از روي رغبت (در ثواب و پاداش) بندگي مي‌كنند و اين عبادت بازرگانان است. (كه سود داد و ستد را در نظر دارند) و گروهي خدا را از روي ترس، بندگي مي‌كنند و اين عبادت غلامان است (كه از بيم، فرمان مولايشان را انجام مي‌دهند) وگروهي از روي سپاسگذاري خدا را بندگي مي‌كنند و اين عبادت آزادگان است، (كه خدا را با معرفت و اخلاص عبادت نموده و نظري ندارند جز آنكه او را شايسته عبادت و بندگي مي‌دانند).
 
برترين عبادت = عبادت علي گونه
 
امير المؤمنين در دعايي چنين عرض مي‌كند:
«الهي ما عبدتك خوفاً من نارك ولا طمعاً في جنّتك بل وَجَدتُكَ أهلاً للعبادة، فعَبَدتُك»
و حضرت در فرازي ديگر از سخنانش چنين مي‌فرمايد:
«لَو لم يَتَوَعَّدِ الله علي معصيته لكان يجب ألاّ يُحصي شكراً لِنِعَمِه».
اگر خدا برگناهان وعده‌ي عذاب نمي‌داد، لازم بود به خاطر سپاسگذاري از نعمت‌هايش نافرماني نشود.
همانگونه كه از تعابير مشخص است، با اين وجود كه ترس از عذاب و طمع به بهشت نيز انگيزه‌اي براي عبادت خداوند است و انسان را از عذاب نجات خواهد داد و به بهشت خواهد رساند، ولي بالاترين درجه‌ي عبادت نيست، بلكه حضرت بالاترين درجه‌ي عبادت را عبادت براي رضاي او مي‌داند،‌ اگرچه طمع به بهشت و ترس از عذاب نيز انگيزه‌اي براي عبادت مي‌باشند.
 
آثار عبادت
 
1 ـ‌ از بين رفتن كبر و خودپسندي
حضرت درباره‌ي آثار نماز و زكات و روزه چنين مي‌فرمايد:
«وعن ذلك ما حرس اللهُ عباده المؤمنين بالصلوت والزكوة ومجاهدة الصيام في الايّام المفروضات، تسكيناً لأطرافهم، وتخشيعاً لأبصارهم، وتذليلاً لنفوسهم وتخفيفاً لقلوبهم، وإذهاباً لِلخُيَلاءِ عنهم، ولما في ذلك من تَعْفير عتاق الوجوه بالتّراب تواضعاً،‌والتصاق كرائم الجوارح بالأرض تصاغُراً، ولحوق البطون بالمتون من الصيام تذلّلا، مع ما في الزكات من صرف ثمرات الأرض وغير ذلك إلي أهل المسكنة والفقر، أنظروا إلي ما في هذه الأفعال من قمع نواجم الفخر وقدع (قطع) طوالع الكبر».
خداوند بندگانش را با نماز و زكات و تلاش در روزه‌داري، حفظ كرده است، تا اعضاء و جوارحشان آرام، و ديدگانشان خاشع، و جان و روانشان فروتن، و دل‌هايشان متواضع باشد، كبر و خودپسندي از آنها رخت بربندد، چرا كه در سجده، بهترين جاي صورت را به خاك ماليدن، فروتني آورد، و گذاردن اعضاء پرارزش بدن بر زمين، اظهار كوچكي كردن است، و روزه گرفتن و جسبيدن شكم به پشت، عامل فروتني است و پرداخت زكات، براي مصرف شدن ميوه‌جات زمين و غير آن، در جهت نيازمندي‌هاي فقرا و مستمندان است.
به آثار عبادت بنگريد كه چگونه شاخه‌هاي درخت تكبّر را درهم مي‌شكند و از روئيدن كبر و خودپسندي جلوگيري مي‌كند.
 
2 ـ از بين رفتن گناهان
حضرت در خطبه‌اي بعد از تأكيد بسيار درباره‌ي نماز، چنين مي‌فرمايد:
«وإنّها لتحتًّ الذنوبَ حتّ الورقِ، وتطلُقُها إطلاق الرِّبق، وشَبَّهها رسول الله صلي الله عليه وآله بالحَمّةِ تكون علي باب الرّجل، فهو يغتسل منها في اليوم والليلة خمس مرّات، فمي عسي أن يبقي عليه من الدَّرَن».
نماز گناهان را مي‌ريزد مانند ريختن برگ (از درخت)، و رها مي‌كند مانند رها كردن بندها (از گردن چهارپايان) و رسول خدا صلي الله عليه و آله نماز را به پشمه‌ي آب گرمي تشبيه كرده است كه بر در خانه‌ي مردي باشد و شبانه‌روز پنج نوبت از آن شست‌ و شو كند، پس (معلوم است) ديگر بر چنين كسي چرك باقي نخواهد ماند.
 
3 ـ عفو الهي
«ولكن اله.. ويتعبّدهم بأنواع المجاهد و يَبتليهم بِضروب المكاره إخراجاً للتّكبّر من قلوبهم، واسكاناً لِلتذلّل في نفوسهم ولِيَجعَلَ ذلك أبواباً فُتُحاً إلي فَضله، وأسباباً ذُلُلاً إلي عَفْوِه»
در صورتي كه خداوند بندگان خود را با مشكلات زياد به عبادت مي‌خواند، و به اقسام گرفتاري‌ها مبتلا مي‌سازد، تا كبر و خودپسندي را از دلهايشان خارج كند، و به جاي آن فروتني آورد، و درهاي فضل و رحمتش را به روي‌شان بگشايد، و وسايل عفو و بخشش را به آساني در اختيارشان گذارد.
 
4 ـ نيل به درجات عالي
حضرت در اين خطبه به اوصاف آنانكه به ياد خدا هستند مي‌پردازد و در قسمتي از آن چنين مي‌فرمايد:
«قد حفّت بهم الملائكة وتنزّلت عليهم السكينة وفُتحتْ لهم ابواب السماء واُعدّتْ لهم مقاعد الكرامات في مقام اطّلع اللهُ عليهم فيشم، فَرَضِيَ سَعيَهُم وحَمِد مقامهم يتنسّمون بدعائه روح التجاوز»
فرشتگان آنان را در ميان گرفته، و آرامش بر آنان مي‌بارند، درهاي آسمان به روي‌شان گشوده و مقام ارزشمندي براي آنان آماده كرده‌اند، مقامي كه خداوند با نظر رحمت به آن مي‌نگرد، و از تلاش آنها نشنود ومنزل آنها را مي‌ستايد، دست به دعا برداشته، و آموزش الهي مي‌طلبد.
 
ترسيم چهره‌ي عابدان
 
در مباحث قبل بيان شد كه عبادت يك سري اعمال خشك و بي‌روح نيست بلكه عبادت ظاهري دارد وباطني، روح و معني‌اي دارد و جسمي، كه جسم و ظاهر عبادت به تنهايي نمي‌تواند تأثيرگذار باشد به اين معني كه انسان را به اوج كمال برساند واز عذاب الهي نجات دهد، بلكه بايد آن روح عبادت در انسان تقويت شود.
البته اين مطلب به اين معني نيست كه نبايد به ظاهر عبادت توجه شود، بلكه همانگونه كه به روح عبادت توجه مي‌شود به ظاهر عبادت نيز بايد توجه شود.
 
حضرت در ترسيم چهره عبادت و عبادت كنندگان چنين مي‌فرمايد:
«فاتّقوا الله عباد الله تقيَّةَ. ذي لُبّ شغل التّفكرُ قلبَه، وأنصبَ الخوف بدنَه، وأسهر التهجّدُ غرارُ نومه، وأظمأ الرّجاء هواجِرَ يَومه، وطلف الزّهدُ شهواته، وأوبَف الذكر بلسانه، وقدّم الخوفُ لأمانه».
پس اي بندگان خدا، از خدا بترسيد مانند ترسيدن خردمندي كه فكر و انديشه (روز رستاخيز) دل او را مشغول ساخته و خوف و ترس (از عذاب الهي) بدنش را رنجور نموده و عبادت و بندگي شب، خواب اندك او را هم از دستش گرفته و اميد (به رحمت پروردگار) او را در وسط روزها (هنگام شدت و حرارت و گرمي) تشنه نگاه داشته (شب را بيدار است و روز را روزه‌دار) و بي‌علاقگي به دنيا خواهش‌هاي نفس را از او باز داشته، و ذكر خدا به زبانش جاري است (هميشه به ياد خداست) و ترس (از معصيت و نافرماني) را براي در امان بودن (روز رستاخيز) مقدم داشته (در دنيا گناهي ننموده تا در قيامت به عذاب مبتلا نگردد).
 
و در وصف اصحاب پيامبر چنين مي‌فرمايد:
«لقد رأيت أصحاب محمد صلي الله عليه وآله فما أري أحداً يُشبِهُهُم منكم! لقد كانوا يُصبحون شُعثاً غُبراً، وقد باتوا سجّداً وقياماً، يراوحون بين جباههم وخدودهم،‌ويقفون علي مثل الجَمْرِ من ذكر معادهم! كأن بين أعينهم رُكَبَ المِعزي من طول سجودهم! إذا ذكر الله هَمَلَت أعينهم حتّي تَبُلَّ جيوبُهم، ومادوا كما يميد الشجرُ يوم الريح العاصفِ، خوفاً من العقاب و رجاءً من الثواب».
من أصحاب پيامبر را ديدم و يكي از شما را نمي‌بينم مانند ايشان باشيد زيرا آنان (صبح) ژوليده مو و غبار آلود بودند، و شب را بيدار به سجده و قيام مي‌گذراندند، ميان پيشاني‌ها و رخسارهايشان نوبت گذاشته بودند (گاهي پيشاني و گاهي رخسار روي خاك مي‌نهادند) و از ياد بازگشت (قيامت) مانند أخگر و آتشپاره سوزان مي‌ايستادند (مضطرب و نگران بودند) گويا پيشاني‌هايشان بر اثر طول سجده (مانند زانوهاي بزها (پينه بسته) بود، هر گاه ذكر خداوند سبحان به ميان مي‌آمد از ترس عذاب و كيفر و اميد به ثواب و پاداش اشك چشمهايشان مي‌ريخت به طوري كه گريبان‌هايشان تر مي‌گشت ومي‌لرزيدند چنانكه درخت در روز وزيدن باد تند مي‌لرزد.
 
و در وصف ياران شهيدي كه با آن حضرت وفادار بودند چنين مي‌فرمايد:
«مُره العيون من البكاء، خمص البطون من الصيام، ذُبل الشفاه من الدعاء، صُغُر اللألوان من الشَّهَر، علي وجوههم غَبَرَةُ الخاشعين. أولئك إخواني الذاهبون».
چشمانشان از گريه‌ي (خوف خدا) سفيد شد، و شكمشان از روزه لاغر، و لبشان از دعا خشكيده، و رنگشان از بيداري زرد گشت، و بر چهره‌شان غبار (آثار) فروتني و خشوع بود، آنان برادران (ايماني و ياران) من بودند كه رفتند.
 
و در خطبه‌اي ديگر خطاب به بندگان خدا چنين مي‌فرمايد:
«عباد الله، إنّ تقوي الله حَمَتْ أولياء الله مُحارِمَهُ، وألزَمَت قلوبَهم مخافتّه، حتّي أسهَرَت ليالِيَهُم، وأظمأتْ هواجِرَهُم، فاخذوا الراحةَ النَّصَب، والرِّيَّ بالظّاءِ، واستقربوا اللأجعل، فبادروا العمل، وكذّبوا الأمل، فلا حظوا الأجل».
بندگان خدا، تقوي وترس از خدا، دوستانِ خدا را از ارتكاب حرام باز مي‌دارد و خوف و ترس (از عذاب را) در دلهايشان قرار مي‌دهد. به طوري كه آنان را در شبها (براي نماز) بيدار و در شدّت گرمي روزها (براي روزه) تشنه نگاه مي‌دارد، پس آسايش (آخرت) را به رنج (دنيا)، و سيرابي (آن روز) را به تشنگي امروز تبديل نمودند و مرگ را نزديك دانسته به انجام عمل نيكو شتافتند و آرزو را دروغ پنداشتند، به سر رسيدن عمد را در نظر گرفتند.
حضرت در خطبه‌اي ديگر آينده‌ي پرهيزگاران (كه بندگان مخلص خداوند هستند) را توصيف كرده و درباره‌ي آنها چنين مي‌فرمايد:
«الذين كانت أعمالهم في الدنيا زاكيه، وأعينهم باكية، وكان ليلُهم في دنياهم نهاراَ، تخشّعاً واستغفاراً، وكان نهارُهم ليلا، توحّشاً وانقطاعاً».
آنان در دنيا رفتارشان پاك، ديدگانشان گريان، شبهايشان چونان روز با خشوع و استغفار، و روزشان از ترس گناه چونان شب مي‌ماند.
 
و به همّام درباره‌ي صفات متقين چنين مي‌فرمايد:
«أمّا الليل فصافّون أقوالهم، تالين لأجزاء القرآن، يرتلونها ترتيلاً، يُحزّنون به أنفسهم ويستثيرون به دواء دائهم، فإذا مَرّوا بأية فيها تشويق رَِكنوا إليها طمعاً وتطّلعتْ نفوسهم إليها شوقاً، وظنّوا أنها نصب أعينهم، وإذا مرّوا بآية فيها تخويفٌ أصغَوا إليها مسامح قلوبهم، وظنّوا أن زفيرَ جهنّم وشهيقها في أصول أذانهم، فهم حانون علي أوساطهم، مفترشون لِجباههم وأكفّهم ورُكَبهم وأطراف أقدامهم، يطلبون إلي الله تعالي في فكاك رقابهم».
چون شب شود (براي نماز) برپا ايستاده آيات قرآن را با تأمل و انديشه مي‌خوانند، و با خواندن و تدبّر در آن خود را اندوهگين مي‌سازند و به وسيله‌ي آن به درمان درد خويش كوشش دارند (از خواندن و عمل به قرآن چاره‌ي رهايي از عذاب و سختي رستخيز را مي‌جويند) پس هرگاه به آيه‌اي برخورند كه به شوق آورده و اميدواري در آن است (پاداش نيكوكاري را بيان مي‌كند) به آن طمع مي‌نمايند و با شوق، به آن نظر مي‌كنند مانند آنكه پاداشي كه آيه از آن خبر مي‌دهد در برابر چشم ايشان است و آن را مي‌بينند، و هر گاه به آيه‌اي برخورند كه در آن ترس و بيم است (از كيفر بدكاري سخن مي‌گويند) گوش دلشان را به آن مي‌گشايند چنانكه گويا شيون و فرياد (اهل) دوزخ در بيخ گوهايشان است، (و در پيشگاه الهي براي ركوع) قدّشان را خم مي‌كنند و (براي سجود) پيشاني ها و كف‌ها و زانوها و اطراف قدم‌هايشان را به روي زمين مي‌گسترانند، از خداي تعالي آزادي خويش را (از عذاب رستاخيز درخواست مي‌نمايند.
 
و حضرت در نامه‌اي چنين مي‌فرمايد:
«طوبي لنفس أدّت إلي ربّها فرضَها، وعركتْ بجنبها بؤسَها، وهجرت في الليل غُمضها، حتّي إذا غَلبَ الكَري عليها افترشت أرضها وتوسِّدت كفَّها، في معشر أسهَرَ عيونَهم، خوف معادهم وتجافت عن مضاجعهم جنوبُهم، وهَمهَمَت بذكر ربّهم شفاهُهُم، وتقشَّعت بطول استغفارهم ذنوبهم، أولئك حزب الله ألا إنّ حزب الله هم المفحلون».
خوشا نفسي كه آنچه پروردگارش واجب كرده أدا كند، و در سختي شكيبا باشد، و در شب از خواب دوري گزيند تا زماني خواب بر او غلبه كند زمين را فرش پنداشته دستش را بالش قرار دهد، در گروهي است كه ترس بازگشت (روز رستاخيز) چشمهايشان را بيدار داشته، پهلوهايشان را از خواب‌گاه‌ها دور ساخته، و لبهايشان به ذكر و ياد پروردگارشان آهسته گوياست. و به بسياريِ استغفار (و درخواست آموزش) گناهان (مانند ابرهاي پراكنده) پراكنده شده است.
آنان حزب و گروه خدا هستند، بدانيد كه حزب خدا رستگارند.
از خطبه‌ها و نامه‌ها كه در بالا مطرح شد مي‌توان نتيجه گرفت كه عابدان بايد ويژگي‌هاي زير را داشته باشند و خصوصيات عبادت بايد چنين باشد:
1 ـ ترس از خدا و قيامت دارند.
«فاتقوالله عباد الله..»
«ويقفون علي ذكر مثل الجمر من ذكر معادهم»
«إذا ذكر الله هملت أعينهم حتّي تبلّ جيوبهم، ومادوا كما يميد الشجر يوم الريح العاصف خوفاً من العقاب ورجاءً من الثواب»
«مُره العيون من البكاء»
«وألزمت قلوبهم مخافته»
«في معشر أسهَرَ عيونهم خوف معادهم»
2 ـ شب زنده دارند.
«وأسهر التهجّد»
«وقد باتوا سجداً وقياماً»
«صفر اللألوان من السّهر»
«حتي أسهرت لياليهم».
«وكان ليلهم في دنياهم نهارا»
«اما الليل فصافّون أقدامهم»
«وهجرت في الليل غمضها»
3 ـ روزها روزه‌دار هستند.
«وأظمأ الرجاء»
«خمص البطون من الصيام»
«وأظمأت هواجرهم»
4 ـ اهل زهد هستند
«وظلف الزهد شهواته»
«لقد كانوا يصبحون شعثاً غُبرا»
«فأخذوا الراحة بالنصب، والرّيّ بالظّمأ»
5 ـ ‌هميشه در ياد خدايند.
«وأوجف الذكر بلسانه»
«ذبل الشفاه من الدعاء»
«وهمهمت بذكر ربّهم شفاههم»
6 ـ از گناه دور هستند.
«وقدّم الخوف لأمانه»
«إنّ تقوي الله حمت أولياء الله مُحارِمَه»
7 ـ خضوع و خشوع دارند.
«يراوهون بين جباههم وخدودهم»
«علي وجوههم غبرة الخاشعين».
«تخشعاً».
«فهم حانون علي أوساطهم»
8 ـ‌ سجده‌هايشان طولاني است.
«كأن بين أعينهم ركب المعزي من طول سجودهم»
9 ـ مرگ را نزديك مي‌دانند.
«واستقربوا الاجل»
«فلاحظوا الاجل»
10 ـ اعمال نيك انجام مي‌دهند.
«فبادروا العمل»
«الذين كانت أعمالهم في الدنيا زاكية»
11 ـ آرزو را دروغ مي‌پندارند.
«وكذّبوا الأمل»
12 ـ خدا را استغفار مي‌كنند.
«واستغفر الله..»
«وتقشّعت بطول استغفارهم ذنوبهم»
13 ـ با تأمل آيات قرآن را مي‌خوانند.
«تالين لأجزاء القرآن. يرتّلونه ترتيلا»
14 ـ واجبات را ادا مي‌كنند.
«طوبي لنفس أدّت إلي ربّها فرضها».
15 ـ در سختي‌ها شكيبا هستند.
«وعركت بجنبها بؤسها»
 
فهرست نموداري مطالب
 
 تعريف: هر كار خير و مفيدي كه با انگيزه‌ي پاك خدايي توأم باشد.
 عبادت از روي رغبت در پاداش =» عبادت بازرگانان
اقسام عبادت از روي ترس =» عبادت غلامان
عبادت براي سپاسگذاري =» عبادت آزادگان
 از بين رفتن كبر و خود پسندي
آثار از بين رفتن گناهان
 
عفو الهي
 
عبادت نيل به درجات عالي
 1 ـ ترس از خدا و قيامت
2 ـ شب زنده‌دار
3 ـ روزه دار
4 ـ زاهد
5 ـ هميشه در ياد خدا
6 ـ دوري از گناهان
ويژگي عابدان 7 ـ خاشع و خاضع
8 ـ داراي سجده‌هاي طولاني
9 ـ نزديك دانستن مرگ
10 ـ دروغ نداشتن آرزو
11 ـ انجام دهنده اعمال نيك
12 ـ استغفار كننده
13 ـ تلاوت آيات قرآن
14 ـ به جا آوردن واجبات
15 ـ شكيبايي در سختي‌ها
 
 
فهرست
 
عنوان................................................................................... صفحه
مقدمه..................................................................................... 1
تعريف عبادت............................................................................. 2
چه كسي سزاوار پرستش است؟................................................. 2
اقسام عبادت............................................................................ 3
برترين عبادت............................................................................. 3
آثار عبادت................................................................................. 4
ترسيم چهره‌ي عابدان................................................................. 5
فهرست نموداري مطالب............................................................. 12
 
 
. خطبه / 198 و 193.
. خطبه / 193.
. حكمت / 237.
. حكمت / 290.
. خطبه 192/68.
. خطبه 199/2.
. خطبه 192/64.
. خطبه 83/37
. خطبه 97/14.
. خطبه 21/5.
. خطبه 114/6.
خطبه 190/3.
. خطبه /193.
. نامه 45/29.
. خطبه / 83.
. خطبه / 97.
. همان.
. خطبه / 21.
. خطبه / 114.
. نامه 45.
. خطبه / 83.
. خطبه / 97.
. خطبه / 21.
. خطبه / 114.
. خطبه / 190.
. خطبه / 193.
. نامه 45.
. خطبه / 83.
. خطبه / 21.
. خطبه / 114.
. خطبه / 83.
. خطبه / 97.
. خطبه / 114.
. خطبه / 83.
. خطبه / 21.
. نامه / 45.
. خطبه / 83.
. خطبه / 114.
. خطبه / 97.
. خطبه / 21.
. خطبه / 190.
. خطبه / 193.
. خطبه / 97.
. خطبه / 114.
. همان.
. همان.
. خطبه / 190.
. خطبه / 114.
. خطبه / 190.
. خطبه / 193.
. خطبه / 193.
. نامه / 45.
. نامه / 45.
 
 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.