موضوع :  باب افتعال
استاد راهنما :   استاد مظلومی
نگارنده :  محسن ذاکری قزاآنی
پایه :   اول
 
مقدمه
الحمد لله رب العالمين والصلوة علي سيّدنا محمد وآله الطيّبين ولعنةالله علي أعدائهم أجمعين إلي يوم الدين
اهميت فراگيري ادبيات عرب براي شما دوستان عزيز مشخص شده اس. حال ما با بيان حديثي از امام صادق عليه السلام به صورت علمي به اهميت علوم ادبيات عرب مي‌پردازيم.
قال الصادق عليه السلام: «تعلَّموا العربيّة فإنّها كلامُ الله الذي يكلّم به خلقَه»
با توجه به اين حديث آموختن علم عربي بر تمامي انسان‌ها پسنديده است، اما فراگيري آن بر طلاب علوم ديني و اجب و لازم مي‌باشد. ادبيات عرب را كه عمده‌ي آن صرف و نحو مي‌باشد، به چهارده علم تقسيم مي‌شود.
«علم صرف، اشتقاق، لغت، نحو، كتابت، قرائت، تجويد، معاني، بيان، بديع، شعر، انشا، امثال، تاريخ ادب» كسي كه داراي اين علوم باشد بر كلام عرب مسلط و كمال استفاده از آيات و احاديث را مي‌تواند بنمايد.
عمده ي علوم عربيه صرف و نحو است كه ما در اين پژوهش به علم نحو كاري نداريم و اما علم صرف.
موضوع علم صرف، كلمه مي‌باشد. و كلمه به سه دسته: اسم، فعل و حرف تقسيم مي‌شود.
وارد بحث فعل مي‌شويم، فعل يا مجرد است يا مزيد و مزيد آن يا ثلاثي است يا رباعي.
فعل داراي 25 باب ثلاثي مزيد است كه از اين 25 باب، 10 باب آن مشهور و 15 باب غير مشهور است كه 10 باب مشهور عبارت اند از: افعال، تفعيل، مفاعله، افتعال، انفعال، تفعّل، تفاعل، افعلال، استفعال، افعيلال.
گفته شده است كه ابواب مشهور ثلاثي مزيد از نظر اينكه چند حرف زائد در صيغه‌ي يك ماضي آنها وجود دارد به 3 دسته تقسيم مي‌شوند:
1 ـ ابوابي كه يك حرف زائد دارند كه عبارت‌اند از: افعال، تفعيل و مفاعله
2 ـ ابوابي كه دو حرف زائد دارند كه عبارت‌اند از: تفاعل، تفعّل، افتعال، انفعال و افعلال
3 ـ ابوابي كه سه حرف زائد دارند كه عبارت‌اند از: استفعال افعيلال
ما در اينجا در مورد دو باب كه دو حرف زائد دارند و تا حدودي به هم شبيه‌اند بحث مي‌كنيم كه آن دو عبارتن‌اند از : باب تفعّل و تفاعل
ومن الله التوفيق و عليه التكلان
 
با تفعّل
هر فعل ثلاثي مجرد كه به اين باب برده شود ماضي. مضارع ومصدر آن بر وزن‌هاي ذيل مي‌آيد:
 
            ماضي    مضارع   مصدر
            تّفّعَّلَ       يَتَفَعَّلُ      تَفَعُّل
(ض‌ ر ب) =»      تَضَرَّبَ   يَتَضَرَّبُ تَضَرُّبْ
(و ع د) =»         تَوَعَّدَ      يَتَوَعَّدُ     تَوَعُّد
(ع د ن) =»         تَعَوَّنَ      يَتَعَدَّنُ     تَعَدُّن
د م ي) =»           تَدَمّي      يَتَدَمّي     تَرَمّي
(م د د) =»           تَمَدَّدَ       يَتَمَدَّدُ      تَمَدُّد
 
نكته: اوزان افعالي كه باب تفعّل مي‌روند با توجه به قواعد اختصاصي اين باب تغيير مي‌كنند. به عنوان مثال:
تفّعَّل =» إخَّلَّلَ يَتَفَعَّلُ =» (صيغه 4) =» تَتَفَعَّلُ (تَفَعَّلُ، تّفَعَّلُ)
قواعد باب تَفَعُّل:
1 ـ در مضارع معلوم از صيغه‌هاي چهار و پنچ غائب و شش صيغه‌ي مخاطب كه دو «تاء» در اول صيغه در كنار هم جمع مي‌شوند سه وجه جايز است:
الف) يك از آن دو را براي تخفيف كلمه حذف شود.
«تَنَزَّلَ الملائكَةُ والروحُ فيها». اصلش «تتَتَنَزَّلُ» بوده است، صيغه 4
«أفلا تَذَكَّرونَ» اصلش «تَتَذَكَّرون» بوده است، صيغه‌ي 9
ب) «تاء» اول در «تاء» دوم ادغام مي‌گرد و به شرط آنكه قبل از فعل، حرف متحرك يا حرف مدي باشد.
قال تَنَزَّلُ» قالو تَنَزَّلُ
ج) فعل هيچ تغييري نكند تَتَنَزَّلُ
2
. بحار الانوار: ج1 ص212.
. در كتاب آموز صرف به عنوان يك قاعده بيان شده: در ماضي مجهول باب تفعّل (مانند باب مفاعله) الف ما قبل مضموم قلب به واو مي‌شود. حال ما اي قاعده را رد مي‌كنيم، چون: فاء الفعل و عين الفعل قلب به «الف» نمي‌شوند (قاعده‌ي هشت اعلال در فاء الفعل جاري نمي‌شود و عين الفعل مشدد است لذا در آن نيز اعلال جاري نمي‌شود. و ماقبل لام الفعل مضموم نيست. لذا اين چنين حالتي (الف ما قبل مضموم) پيش نمي‌آيد.
. در كتاب آموزش صرف و صرف ساده اين طور قاعده‌اي بيان شده است:
در مصدر ناقص واوي باب تفعل واو، لام الفعل، قلب به «ياء» مي‌شود و ماقبل آن مكسور مي‌‌گردد و در مصدر ناقص يائي نيز ما قبل «ياء» مكسور مي‌گردد. تَدَعّو =» تَدَعّي =» تَدَعّي تَوَلُّي =» تَوَلِّي
. سيبويه و بصريين معتقدند كه محذوف «تاء» دوم است وحذف «تاء» اول به كوفين و هشام نسبت داده شده است.
. قدر: 97/4.
. نحل: 16/17.
 
 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.