موضوع: خداشناسی در نهج البلاغه
استاد راهنما : استاد کفیل
نگارنده :  محمد جوادی راد
پایه : سوم
 
مقدمه
الحمد لله ربّ العالمين وصلّي الله علي محمد وآله الطاهرين لاسيمّا بقيّة الله في الارضين
اللهمّ عرّفني نفسك فإنّك إن لم تعرّفني نفسم لم أعرف نبيّك
اللهمّ عرّفني رسولك فإنّك إن لم تعرّفني رسولك لم أعرف حجتّك
اللهمّ عرّفني حجّتك فإنّك إن لم تعرّفني حجّتك ظللت عن ديني
 
ضرورت شناخت و معرفت براي رسيدن به هدف واضح است. اما آن چه كه بسيار اهميت دارد در ميان تمامي شناخت‌ها، شناخت چهار چيز است كه در صورت فقدان حتي يكي از آن‌ها، چيزي جز هلاكت و گمراهي نصيب انسان نمي‌شود و آن چهار شناخت عبارتند از:
1 ـ شناخت خداوند تبارك و تعالي كه اولين قدم در راه دين است و همان شناخت هدف است.
2 ـ شناخت راه و مسير صحيح كه همان قرآن كريم است و البته اين امر ميسر نمي‌شود مگر با وجود راهنما كه مفسر قرآن است.
3 ـ شناخت راهنماي واقعي و مفسر حقيقي قرآن كه همان اهل بيت عليهم السلام هستند.
4 ـ شناخت خود در زمينه‌هاي گوناگون مثل شناخت ارزش و توانايي‌هاي خود تا بر اساس آنها عمل كنيم كه در غير اين صورت گمراه و هلاك خواهيم شد و به شناخت خداوند هم نخواهيم رسيد.
موضوع اين تحقيق، در حيطه‌ي مورد اول يعني شناخت خداوند است از راه تمسك به كلام امير المؤمنين علي عليه السلام در نهج البلاغه، و از آن جا كه شناخت حقيقت خداوند و پي بردن به كنه ذات الهي ممكن نيست، اما شناخت او لازم و ضروري است، بايد براي كسب اين معرفت، صفات او را بشناسيم؛ اگرچه براي انسان پي‌بردن به كنه و حقيقت صفات الهي نيز ممكن نيست. بنابراين در تحقيق حاضر به بحث پيرامون صفات الهي مي‌پردازيم.
 
سؤالاتي كه در اين تحقيق به دنبال پاسخ آن‌ها هستيم، عبارتند از:
1 ـ صفات الهي كدامند و هر يك چه تأثيري در هدايت انسان مي‌تواند داشته باشد؟ (سؤال اصلي)
2 ـ‌ واحد بودن در مورد خداوند به چه معنا است؟
3 ـ علم الهي چه تفاوتي با علم ساير موجودات دارد؟
4 ـ چه مباحثي پيرامون رازقيت خداوند مطرح است و آيا در هدايت، تأثيري دارد؟
 
اهداف
1 ـ شناخت صفات خداوند در حدّ ممكن د رجهت شناخت خداوند.
2 ـ شناخت آثار هدايتي كه اعتقاد به اين صفات، دارا است.
 
انگيزه‌ها
1 ـ تقويت قدرت تحقيق و نويسندگي
2 ـ آشنايي و انس با نهج البلاغه
 
تذكراتي پيرامون اين نوشتار:
1 ـ‌ در اين تحقيق تنها به بررسي پنج صفت از صفات الهي با توجه به جنبه‌ي هدايتي آنها پرداخته شده است. به اين شكل كه در هر يك به معرفي اجمالي صفت با بيان معناي آن يا برخي ويژگي‌هاي آن پرداخته شد و سپس با توجه به محوريّت ديد هدايتي در تحقيق، بعضي از آثار هدايتي اعتقاد به آن صفت، ذكر شده است؛ مثل استواري ايمان، گشايش درب‌هاي نيكي، خشنودي خداوند و دوري شيطان، در مورد توحيد، خودداري از ارتكاب گناهان در مورد علم الهي،‌ حفظ حريم الهي و نجات از هلاكت در مورد عزّت و كبرياي الهي، تواضع و ترفيع درجات براي عظمت الهي.
2 ـ آدرس احاديث استفاده شده، مطابق با شماره‌گذاري نسخه‌ي ترجمه‌ي مرحوم دشتي است.
3 ـ براي تكميل تحقيق از تحقيق آقاي شاه‌نظري كه در مورد «قرآن در نهج البلاغه» بوده است كمك گرفته شده است لذاي از ايشان تشكر مي‌كنيم.
 
1 ـ وحدانيت
معناي وحدانيت خداوند: اگر گفته مي‌شود خداوند «احد» يا «واحد» است، مانند استعمال در مورد مخلوقات به اين معنا نيست كه خداوند يكي است و دومي آن وجود ندارد؛ بلكه به اين معنا است كه امكان ندارد دومي براي او وجود داشته باشد (و يا به اين معنا است كه مركب نيست). برخي آثار اعتقاد به وحدانيت خداوند:
1 ـ استواري ايمان؛
2 ـ گشايش درب‌هاي نيكي؛
3 ـ مايه‌ي خشنودي خداوند؛
4 ـ دوري شيطان.
عن أمير المؤمنين عليه السلام: «أشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلاّ اللهُ وَحدَه لا شَريكَ لَهُ،.. فَإنّها عَزيمَة الايمانِ وفاتِحةُ الإحْسانِ ومَرضاةُ الرحْمن ومَدْحَرَةُ الشيطان».
2 ـ عالم بودن
از امير المؤمنين عليه السلام در توصيف علم خداوند عزّوجلّ، سخنان گهربار فراواني در نهج البلاغه يافت مي‌شود. چه در زمينه‌ي ويژگي‌هاي علم الهي مثل اصالت آن يا ذاتي و ازلي بودن آن و..، و چه در زمينه‌ي آثار اعتقاد به آن كه بارز‌ترين آن خودداري از ارتكاب گناهان است.
عنه عليه السلام: «فَخُذوا مِن مَمَرِّكُم لِمَقَرِّكُم ولاتَهتكوا أستاركم عندَ من يَعلَمُ أسرارَكم».
وأيضاً عنه عليه السلام: «أيُّها الناسُ اتَّقوا اللهَ الذي إنْ قُلتُم سَمِعَ وإنْ أضْمَرتُم عَلِمَ».
 
3 ـ عزيز و متكبر بودن
اين دو صفت از صفات مختص خداوند هستند و اصلي‌ترين ويژگي آن‌ها، اين است كه انسان خود را عزيز نداند بلكه در مقابل خداوند خود را ذليل بداند.
عنه عليه السلام: «كل عزيز غيره ذليل» و با اين كار، حريم الهي را حفظ كند تا از هلاكت رهايي يابد.
قال أمير المؤمنين عليه السلام في مطلع الخطبة القاصعة: «الحَمْدُ لله الذي العِزَّ والكبرياءَ واخْتارَهما لِنسه دونَ خَلقِه وجَعَلَهُما حِميً وحَرَماً علي غيره واصطفاهما لِجلالِه وجعل اللعنة علي مَن نازَعه فيهما مِن عباده..».
ستايش مخصوص خدايي است كه لباس عزّت و بزرگي را بر تن كرده است و اين دو مقام را براي خود انتخاب نمود نه مخلوقاتش و اين دو را ممنوعه و تحريم شده براي غير خود قرار داد و براي خود (عظمت و جلال خود) برگزيد كسي را كه از بندگانش در اين دو با او به مقابله بپردازد را مورد لعن واقع كرد.
4 ـ عظيم بودن
معناي عظمت الهي: قال أمير المؤمنين عليه السلام: «ليس بِذي كِبْرٍ امتدَّتْ به النهاياتُ فَكبَّرتْه تَجسيماً ولا بِذي عِظَمٍ تناهت به الغايات فعظمته تجسيداً بل كَبُرَ شأناً وعَظُمَ سُلطاناً».
نه صاحب بزرگي است كه پايان‌هايي براي آن فرض شود تا او را بزرگ جسماني نمايد و نه صاحب عظمتي است كه پاياني براي آن يافت شود و پس عظمتي مادّي به آن بدهد بلكه بزرگي او در مرتبه و عظمتش در احاطه و تسلط مطلق اوست.
 
برخي آثار اعتقاد به عظمت خداوند:
1 ـ عظيم ندانستن خود و تواضع؛
2 ـ ترفيع درجه؛
3 ـ كوچك شمردن و بي‌اهميتي غير خدا.
قال امير المؤمنين عليه السلام: «.. وإنّه لاينبَغي لِمَن عَرَفَ عَظَمَةَ الله أنْ يَتَعَظّم فإنّ رَفْعَةَ الذين يَعْلَمون ما عظمتُه أن يتواضَعوا له».
وعنه عليه السلام: «عِظَمُ الخالِق عِندَكَ يُصغّر المخلوقَ في عينك».
5 ـ رازقيت
بحث رزق و روزي بحثي وسيع است كه از جهات گوناگوني مثل وسائط دريافت روزي،‌انواع روزي، روش كسب روزي، سبب كاهش يا افزايش روزي، نقش روزي در هدايت انسان، ميزان روزي و.. قابل بررسي است كه در اين جا به سه مبحث اشاره مي‌شود:
1 ـ قطعي بودن دريافت روزي؛
2 ـ كارهايي كه سبب افزايش روزي مي‌شود؛
3 ـ نقش روزي در هدايت انسان؛
1 ـ قطعي بودن دريافت روزي.
«قد تكفّل لكم بالرزق»، «ومن عاش فعليه رزقه»
2 ـ برخي كارهايي كه سبب افزايش روزي مي‌شود:
الف) استغفار: «وقد جعل الله سبحانه الاستغفار سبباً لدور الرزق ورحمة الخلق فقال سبحانه: «استغفروا ربّكم إنّه كان غفَارا * يرسل السماء عليكم مدرارا * و يمددكم بأموال وبنين ويجعل لكم جنات ويجعل لكم أنهارا».
ب) صدقه دادن: «استنزلوا الرزق بالصدقة».
ج) پرداخت زكات: «فَرَضَ الله.. الزكاةَ تسبيباً للرزق».
3 ـ نقش روزي در هدايت:
گاهي روزي انسان را از هدايت باز مي‌دارد، چه كسب روزي باشد كه سبب بازماندن از فرائض شود «قد تكفّل لكم بالرزق وأمِرتُم بالعمل فلا تكوننّ المضمونُ لكم طلبُه أولي بكم من المفروضِ عليكم عملُه.. فإنّه لايُرجي مِن رَجْعةِ العُمُر ما يُرجي مِن رَجعَة الرزق، ما فات مِن الرزق رُجِيَ غداً زيادتُه وما فاتَ أمسِ مِن العُمُر لَم يُرجَ اليومَ رجعته».
و چه زيادي روزي باشد كه از روي استدراج است و سبب غفلت از توبه گردد: «ورُبّ مُنعَم عليه مستدرج بالنُّعمي.. فَزِد أيّها المستنفع في شكرك وقصّر مِن عجلتك وقِف عند منتهي رزقك». و توجه به اين امور سبب اولويت يافتن آخرت بر دنيا (فرائض بر روزي) مي‌شود كه با توجه به سفارش حديث به آن، سبب رستگاري است.
 
نتيجه و جمع‌بندي
با وجود بررسي محدود صفات خداوند در اين نوشته، باز هم د رهر مورد آثار بزرگي در اعتقاد به صفات خداوند ديده مي‌شود كه برخي سبب رشد بسيار و برخي ديگر سبب نجات از هلاكت قطعي مي‌شوند. اين مطلب نشان دهنده‌ي اهميت شناخت صفات الهي است و ما را به سوي حركت در اين راستا دعوت مي‌نمايد و به شكر گزاري همين مقدار معرفت مي‌خواند.
«الحمد لله الذي هدانا لهذا وما كنّا لنهتدي لولا أن هَدانا الله»
 
منابع
1 ـ دشتي، محمد، محمدي، سيد كاظم، المعجم المهرس لألفاظ نهج البلاغه، قم، مشهور، 1380 هـ.ش
2 ـ بيضون، لبيب، تصنيف نهج البلاغه، قم، مكتب الأعلام الاسلامي، مركز النشر، 1375 هـ.ش
3 ـ عبد الباقي، محمد فؤاد، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكريم بحاشية المصحف الشريف، تهران، اسلامي، 1375 هـ.ش
 
 
 
فهرست
 
مقدمه.................................................................................... 1
وحدانيت................................................................................. 3
عالم بودن............................................................................... 3
عزيز و متكبر بودن..................................................................... 4
عظيم بودن.............................................................................. 4
رازقيت................................................................................... 5
نتيجه و جمع‌بندي..................................................................... 7
منابع...................................................................................... 8
 
 
. «اوّل الدين معرفته»، (خ1/3)
. «ثمّ أنزل عليه الكتاب نوراً.. و مِنهاجاً لايضلّ نهجه»، (خ198/25)
. «لاينطق بلسان ولابدّ له من ترجمان»، (خ 125/1)
. «فاستنطقوه ولن ينطق ولكن اخبركم عنه»، (خ158/1)
. «هلك امرؤ لم يعرف قدره»، (ق. 149)
. «من عجز عن معرفة نفسه فهو عن معرفة خالقه أعجز»، (مستدرك نهج، ص188 به نقل از تصنيف ص66).
«لَم يُطلع العقول علي تحديد صفته ولم يحجبها عن واجب معرفته»، (خطبه 49/3).
. «الذي ليس لصفته حد محدود»، (خ1/2)
. «كلّ مسمّيً بالوحدة غيره قليل» (خطبه 65/1)
. «الاحد بلا تأويل عددظ (خ152/2)، «واحد لا بعدد»، (خ185/4)
. مستدرك / 60، به نقل از تصنيف: ص79. (در اين حديث امير المؤمين عليه السلام به دو معناي صحيح مذكور تصريح كرده‌اند)
. (خ2/2 و3)
. «وكلّ عالم غيره متعلّم»، (خ65/2).
. «وعالم إذ لا معلوم»، (152/5).
. (203/1).
. (ق 203).
. (خ 65/2).
. (خطبه 192/1)
. (خطبه 185/6)
. ( خ147/12)
. ( ق129).
. (خ114/16).
. (خ 109/2).
. نوح: آيه 11 و12.
. (خ143/4).
. (ق 137).
. (ق 252/1).
. (خطبه 114/16 تا 19).
. (ق 273/ 3 و 4).
. اعراف: آيه 43.
 
 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.