تقدیرنامه

پژوهش انجام شده حاصل رفت وبرگشتهای بنده خدمت اساتیدمشاوروراهنمابوده که هرقسمتی راکه،دارای مشکل بود،بادقت تمام بررسی کرده وبندهراجهت بهبودآن یاری کردند.
ازاین روازاستادراهنما،استادشهریاری تقدیروتشکرمیکنم که علی رغم کارومشغل های فراوان وقت خودرادراختیاربنده قراردادندودرمعرفی منابع وکتب مربوطه راهنمای بنده بودند (اجره عندالله انشاءلله).
ونیزتشکرازاستادعزیزحاج آقای پورمحمدی،که دقت زیادی برای کمک کردن به بنده صرف کردندوپژوهش راباسیرمنطقی ومناسب ودارای حداقل اشکالات باکمک ایشان به نتیجه رساندم(حفظه الله).

وهمچنین ازاستادگرامی حاج آقای رضازاده،که بابیان پیشنهادهاونکته هابنده رادرتهیه ی پژوهشی کم مشکل یاری فرمودند(زیدعزه).

 

 

چکیده پژوهش

الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی نبیّنامحمدوآله سیّمابقیّة الله فی الارضین روحی وارواحنالمقدمهالفداء.

اینکه معنای مشارکت درابواب مختلف متفاوت است یانه؟نیازداردبه بحث وتجزیه رکنهای این سوال.

ونیزبایددیدجواب به این سوال مقدمه یاهدف چه چیزی ورافع چه مشکلی است؟وچه نتیجه ای حاصل میشود؟

بیان مساله

علم ادبیات عرب،به دوقسم صرف ونحوتقسیم میشود؛علم صرف خود،ازبخشهای گوناگونی تشکیل شده که ازآن جمله فعل می باشد؛فعل به کلمه ای گفته می شودکه دارای معنای مستقل بوده و برزمان های مختلف دلالت میکندوازحیث اینکه درصیغه اول ماضی آن حرف زائدباشدیانه،به مجردومزیدفیه تقسیم می شود. به فعلی که درصیغه اول ماضی آن حرف زائدباشدمزیدفیه واگرنباشدمجردگفته میشود. وبه اعتباراینکه فعل چندحرف زائدوچه حروف زائدی داشته باشد،وزن های مختلفی بوجودآمده است .ازجمله باب مفاعله تفاعل استفعال افتعال و... وبنابرقول: کثرةالمبانی تدلّ علی کثرةالمعانی درفعل ثلاثی مزیدمعانی مختلفی بوجودآمده است ازجمله: مشارکت،تعدیه،سلب،تعریض وغیره ونیزفعل ثلاثی مزیدازثلاثی مجردگرفته میشودودلیل دیگری که ازفعل ثلاثی مزیداستفاده میکنیم ناتوان بودن فعل ثلاثی مجرددررساندن معانی مختلف است.

هدف پژوهش

معنای مشارکت درابواب تفاعل،افتعال ومفاعله وجوددارد.وهدفی که شایدبرای این پژوهش بتوان تعریف کردآن است که باپی بردن به معنای مشارکت دربابهای مفاعله ،افتعال وتفاعل وتفاوت این مفهوم،کمک می کندکه درموقع استعمال از کدام استفاده کنیم.مثلاَمیگوییم درباب مفاعله،دوکلمه ای که بعدازفعل به کارمی بریم یکی منصوب می آیدویکی مرفوع که بعضی قائل شده اندآن که مرفوع آمده شروع کننده است (ضارب زیدٌبکراً)که می گویندضارب اول زیداست یابعضی قائل شده اندکه آن که مرفوع است قوی تراست یعنی موردبحث نیست شروع کننده چه کسی است بلکه اقوی مرفوع می آیدکه بنابرمواردمان متوجه استعمال هرکدام می شویم .

 

 

تعاریف :

فعل:

 به کلمه ای گویندکه دارای معنای مستقل ونسبت تامه است.

وفعل ازحیث این که درصیغه اول ماضی آن حرف زائدباشد یا نباشدبه مجردومزید تقسیم می شود.

به فعلی که درصیغه اول ماضی آن حرف زائد نباشد مجرد واگرحرف زائدباشدمزیدفیه گویند.

و به اعتباراین که فعل ها،چندحروف زا ئدوچه حروف زائدی داشته باشد،وزن های مختلفی به وجودآمده است.وبنا برقولی که وجودداردکه زیادشدن حروف یک لفظ دلالت برمعانی بیشترمی کند. وازاین جهت درفعل ثلاثی مزیدمعانی مختلفی بوجود آمده است ازجمله مشارکت،تعدیه،سلب،تعریض و...

ونیزفعل ثلاثی مزیدازثلاثی مجردگرفته میشود.ودلیل دیگری که ازفعل ثلاثی مزیداستفاده می کنیم،ناتوان بودن ثلاثی مجرددررساندن معانی مختلفی که ذکرشدند،است.  

باب:

فعل ثلاثی مزید آن است که درصیغه ی اول ماضی آن حرف زاید باشد.درماضی ومضارع ثلاثی مزید 25 وزن وجوددارد.مصدرهر وزن نیزقیاسی ومعین است. ازاین25وزن ده وزن مشهور است که بعضی از آنها عبارت اند از اَفعَلَ یَفعِلُ اِفعال فَعَّلَ یُفَعِّلُ تَفعیل فاعَلَ یُفاعِلُ مُفَاعَلَه اِفتَعَلَ یَفتَعِلُ اِفتِعَال و... هر کدام از فعلهای ماضی ومضارع یاد شده را(باب) گویندوآن را به نام مصدر می خوانند مثلا می گویند باب مُفاعَلَه، باب اِفتِعال و...

مشارکت:

مشارکت یعنی بیان شرکت دو شخص یا دوچیزدرفعل. ودرباب های مفاعله،افتعال وتفاعل وجود داردوازحیث اشتقاقی وصرفی ازسه حرف (ش ر ک) مشتق شده است.واز شارکَ یُشارِکُ مُشارَکَه است.باب مفاعله غالباٌ برای بیان نسبت بین فاعل ومفعول  می آید وبه پنج طریق استعمال دارد:

1- هر کدام از دو طرف به اعتباری فاعل وبه اعتباری مفعول باشند وبهتر آن است که، شروع کننده ی عمل به صورت مرفوع بیاید.((قاتِلوا فِی سَبیلِ الله اَلذینَ یُقاتِلونَکُم))

2-یکی از طرفین کاری انجام دهد ودیگری آن را رد یا منع کند. که دراین صورت واجب است  شروع کننده به صورت مرفوع ومانع به صورت مفعول بیاید.((یخادعونَ اللهَ وَالذینَ آمَنوا))

3-یکی از دو طرف کاری انجام دهد ودیگری در جزائش عملی مرتکب شود.که جزادهنده به صورت و فاعل ومرفوع،وشروع کننده به صورت مفعول و منصوب می آید.((قاتَلَهُم الله)) أیجازاهم الله بالقتل والاِهلاک

4-هر دو طرف درکاری متفق شوند.(جاذبت زیدا ًثوبا) أی جذبه کل منا

5-یکی از آن ها در قبال دیگری کاری انجام  دهد.((صابِرو الأعداء))أی إصبرو فی وجهتهم کما صبروا فی وجهتکم

 

 

اقسام

مشارکت درباب تفاعل:

مشارکت، یکی از معانی باب تفاعل است که بعدازذکر باب حتی می توانیم یک اسم که دارای افرادی است  رابیاوریم.

اشتراک دراینجا به چندصورت قابل تصوراست:

-ممکن است دوطرف اشتراک باهم به صورت فاعلی یامفعولی ویاهم فاعلی وهم مفعولی مشترک باشند. مانندتضارب زیدوعمر((القوم)) که هم به صورت فاعلی است وهم به صورت مفعولی.

مشارکت درباب افتعال:

مشارکت، یکی از معانی باب افتعال است که ازحیث ساختار لفظی به باب تفاعل شباهت هایی دارد . مانند آن که بعداز ذکر باب می توان اسمی آورد که دلالت بر افراد متعدد می کنند. مانند: إختصم زیدوبکر.

(به نظر می رسد بعدازمعنای مطاوعه دراین باب ،مشارکت بیشترکاربرد رادارد واستعمالش بیشتر است)

 

تفاوت مشارکت در ابواب:

در باب مفاعله وتفاعل از حیث معنا فرقی نیست.واین توهم است که شروع کننده فاعل است. همانطور که در قول امام حسن ابن علی (علیه السلام)می بینیم :سفیه لم یَجِدُ مُسافها.که اگر این را قبول کنیم که شروع کننده فاعل است،یعنی امام فاعل است پس سفیه است(نَجیرُ بالله)ونیز اینکه با قبول مطلب بالا،معنای باب مفاعله،تفاعل وافتعال یکی می شود، مشکلی ندارد.همانطور که مانند مثال زیر،عرب برای رساندن یک معنا از چند لفظ استفاده می کند.((جائنی القوم إلّا زیداوجائنی القوم  ولم یَجیء من بینهم زیداًو...

درباب تفاعل وافتعال ،طرف دوم مشارکت،یابه فاعل عطف می شود یا جملگی تحت عنوان فاعل ذکر می شوند.همچنین طبیعت مشارکت با مجهول بودن سازگار نیست ،بالاخص درباب تفاعل وافتعال که طرف دوم به صورت متعدی نمی آید مگر آنکه فعل متعدی باواسطه باشد که دراین صورت می توان فاعل ومعطوف آن را حذف کرده وفعل را مجهول کرده ومفعول باواسطه را نایب فاعل قراردارد. ودرباب مفاعله،فاعل ومفعول باهم حذف می شوندسپس فعل محذوف می گردد.

-در باب مفاعله معنای غالبی باب مشارکت است:ضارب زید بکر...........زیدبکررا زد.

-درباب افتعال می توان گفت:إختصم زید وبکر...........زیدوبکرباهم نزاع کردند.

إختصم القوم...............مردم باهم دشمنی کردند.

-درباب تفاعل که مشارکت معنای غالبی باب است:

تضارب زید وبکر.............زیدوبکر یکدیگر رازدند.

 

-نتیجه:

درباب مفاعله گویاکه زیدشروع کننده ماجرابوده ونقش بیشتری داردونیزچون إعراب متفاوتی دارند،

نمی توان هردورا دریک حد متصورشد.

درافتعال باتوجه به اینکه إعراب هردو مرفوع ونیز به عنوان شاهد مثال قوم راآوردهمی توان گفت حالت یکسانی در بحث جدال دارد و نیز باب تفاعل به افتعال شبیه است .

در بحث اعراب بعد از مفاعله دواسم مرفوع و منصوب باید آ ورده شوداما در تفاعل و افتعال میتوانیم اسمی را بعنوان فاعل بیاوریموکه دارای افرادی است :تضارب الرجلان .

این که بگوییم شروع کننده در بحث مشارکت در ابواب تفاعل ، افتعال و مفاعله مرفوع و عامل و دیگری منصوب ومفعول است با ادله محکمی از لغت رد می شود .اما این که بگوییم یکی قوی تر و دیگری ضعیف تر است نیز اشتباه است البته این احتمال نیز وجود دارد که مراد از مشارکت در باب تفاعل یا افتعال که هر دو طرف مشارکت به صورت مرفوع ذکر می شوند مشارکت به صورت فاعلی باشد یعنی هر دو طرف روی شیء ثالثی عمل کنند و در مفاعله دو طرف روی هم عمل کننده هستند.

 

فهرست منابع:

-صرف کاربردی-شیخ عبد الرسول کشمیری

-درسنامه صرف-عرب خراسانی

-شرح شافیه ابن حاجب-شیخ رضی(رحمت الله علیه)

-علوم العربیه-سید هاشم حسینی طهرانی

-جامع الدروس العربیه-مدرس افغانی


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.