بسم الله الرحمن الرحیم





چکیده

یکی از مباحث علم صرف اشتقاق کلمات از یکدیگر است و دراین مورد میان بصریّون و کوفیّون اختلاف شده است
دراین مورد (یعنی مبدأ اشتقاق کلمات عربی) در مجموع سه قول وجود دارد
1)    بصریّون اصل کلام را مصدر می دانند
2)    کوفیّون اصل کلام را فعل می دانند
3)    متأخرین که سرآمد آنها فؤاد ترزی است و قولی جدید را ارایه داده اند.
در این تحقیق ابتدا مفاهیم را در فصل اول تعریف کرده و سپس در فصل دوم برای درک بهتر جایگاه مسئله به بررسی اقسام می پردازیم. در فصل بعد قول بصریون و پس از آن قول کوفیین و سپس قول فؤاد ترزی راشرح داده و با بررسی تک تک ادله در آخر نتیجه گیری می کنیم




کلید واژه های مقاله ی پژوهشی:
1) مبدأ
2) مصدر
3) اشتقاق



فهرست
عنوان  .......................................................................................................................................................  1
مقدمه  .....................................................................................................................................................  2
زیر فصل اول : تبیین مسأله........................................................................................................................    2
زیر فصل دوم   ............................................................................................................................................ 2
مفهوم شناسي : مصدر   ............................................................................................................................ 2
اشتقاق  ...................................................................................................................................................  2
مبدأ   ........................................................................................................................................................ 3
فصل دوم : اقسام  ...................................................................................................................................... 3
اشتقاق  ...................................................................................................................................................  3
اقوال: مبدأ اشتقاق مصدر است يا فعل ماضي ثلاثي مجرد؟  ...........................................................................  4
نتیجه گیری   ............................................................................................................................................. 7
منابع  .......................................................................................................................................................  7




مقدمه
در هر موضوعی یکی از اصلی ترین و چالش برانگیزیترین بحث ها بحث درباره مبدا آن موضوع است که در موضوع اشتقاق نیز همین گونه است بنابراین بحث درباره ی اشتقاق و مبدا ان در علم صرف خاستگاه بسیاری از اختلاف نظرها و مبناهای تفکر در علم صرف است. حال سوالی که در این باره مطرح است این است که آیا مصادر دارای مبدا اشتقاق هستند یا نه. البته نکته ای که در نگاهی فرا تر به این موضوع قابل بررسی است این است که این موضوع در مرحله نظری نیز اگر دارای ثمراتی باشد اما در مرحله عملی ثمرات زیادی بر آن مترتب نیست زیرا در نهایت کار ما به استعمال و کتاب لغت و ... منتهی می شود. اما در بررسی مواردی همچون مشتقات اسمی و افعال از یکدیگر تا مقداری قابل بررسی است.
 این پژوهش از نوع کتابخانه ای و با مراجعه به کتب مختلف صرف کلاً ادبیاتی صورت گرفته است. چکیده: در این پژوهش ابتدا به تبیین و جایگاه این مسئله پرداخته شده است سپس با بیان یک سوال اقوال پاسخ به آن بررسی شده است.


فصل اول:مفهوم شناسي
1)معنای لغوی
 مصدر
 صدر-صدرا و صدورا :الشیء من غیره :نشأ (نشات گرفت)
المصدر: ما یصدر عنه الشیء  (آنچه که چیز دیگر از آن گرفته می شود.)
 صدر ـُ صدورا عنه :نشأ و نتج(نشات گرفت و نتیجه شد)
المصدر:ج مصادر:موضع الصدور (جایگاه گرفته شدن)

اشتقاق
 شقّ-شقا الشیء:صدعه
اشتقّ-الکلمة من غیرها:صاغها منها(مشتق شدن کلمه ای از کلمه ی دیگر:ساختش از آن)
اشتقاق:صوغ کلمة من اخری علی حسب قوانین صرف (ساختن کلمه ای از کلمه ی دیگر بر حسب قوانین صرف)
 شقَ ــ شقاً الشیء: صدعه و فرَقه(آنرا باز کرد و شکافت)
اشتقَ ــ اشتقاق الکلمة من الکلمة : أخرجها منها  (آنرا از دیگری خارج کرد.)

مبدأ
 بدأ بدءاً و بداةً: حدث و نشأ(حادث شد و نشأت گرفت)
المبدأ الشیء(ج مبادی): اوله و مادته التی یتکون منها  (اول و ماده ی هر چیزی که از آن ایجاد می شود.)
 بدأ بدءاً الشیء و به: افتتحه، قدَمه فی العمل (آنرا آغاز کرد، آنرا در عمل مقدم داشت)
المبدأ: الاصل(ج مبادی)
2)معنای اصطلاحی
 مصدر
 در موسوعه آمده است: آن لفظی است دال بر حدث که مجرد از زمان است و حروف اصلی و ترتیب فعل به صورت لفظی مانند «علم علماً» یا تقدیری مانند در قاتل قتالاً یا عوض از آنچه حذف شده است مانند وعد عدهً با خود به همراه می‌آورد.
 در شرح صمدیه به آن اسمی است که برای حدث است و از آن فعل مشتق می شود و به طور مطلق عمل فعل را انجام می دهد چه فعل ماضی باشد چه مضارع
  اشتقاق‌
 در موسوعه آمده است،‌کنده شدن لفظی از لفظ دیگر است به شرطی که از نظر معنا و ترکیب (3 حرف اصلی)‌ با هم متناسب باشند و از نظر وزن با هم مغایرت داشته باشند مانند اشتقاق کلمه «کاتب از کتب و در مطبعه از طبع».

فصل دوم : اقسام
آنچه که در این جا، لازم به ذکر است این مطلب است که برای ایجاد فهمی عمیق تر و درکی گسترده تر از این موضوع باید کلید واژه ها را به طور دقیق تر بررسی کرد. در این راستا اقسام هر کدام از آنها مطرح می شود.
‌مصدر
 در نحو وافی آمده است : مصادر صریح به 3 نوع قیاسی تقسیم می شوند.
اول : مصدر اصلی و آن مصدری است که بر معنای مجرد دلالت می کند و با میم زائدة شروع نمی شود و به یاء مشددة که بعد آن تاء تانیث است مختوم نمی گردد. مانند علم-تقّدم- و دو نوع مصدر زیر مجموعه های آن هستند و فراتر از معنای مجرد هستند: 1- مرّه 2- هئیت که فقط برای قید ذکر می شوند.
 دوم : مصدر میمی: بر معنای مجرد دلالت می کند و در اول آن میم زائده است و در آخر آن یاء مشدده زائده ای که بعدش تاء تأنیث باشد نیست.
 سوم: مصدر صناعی که قیاسی است و بر هر لفظی که آخرش دو حرف یاء مشددة و تاء تأنیث باشد، اطلاق می شود در مبادی العربیه آمده است مصدر 3 قسم است مجرد ومزید و میمی که مصدر میمی :مصدری است که معنایش با غیر میمی فرقی نمی کند . از هر فعلی با زیادت میم زائده در اولش بنا می شود- اسم مرة،‌که بر وقوع برای یکباره فعل دلالت می کند - اسم نوع: مصدری که بر شکل وقوع  فعل و نوع آن شکل دلالت می کند.  
اشتقاق
 در موسوعه آمده است.
 اقسام اشتقاق: 1) اشتقاق اصغر یا صغیر یا عام. کندن لفظی از دیگری که از آن اصل می شود. به شرطی که در معنی و حروف اصلی و ترتیب اشتراک داشته باشد.
2) اشتقاق اکبر یا ابدال لغوی : آوردن حرف به جای حرف دیگر در کلمه ظنّ :ذل- نعق : نهق
3) اشتقاق کبیر یا قلب لغوی:‌صاعقه صاقعه
4) اشتقاق کبار یا نحت:‌از دو کلمه یا بیشتر کلمه جدید بگیریم که یک کلمه با معنی ترکیبی بسازیم.  
 در جامع المقدمات کتاب صرف میر آمده است: 1) صغیر :‌بین آن 2 تناسب در حروف و ترتیب باشد.
2) کبیر : بین آنها تناسب در لفظ بدون ترتیب باشد 3) اکبر:‌بین آنها تناسب فقط در مخرج است.  


فصل سوم: اقوال؛ مبدأ اشتقاق مصدر است يا فعل ماضي ثلاثي مجرد؟
بصریون و کوفیون پیرامون اصل اشتقاق اختلاف دارند. نظر بصریون این است که اصل مصدر است و کوفیون فعل را اصل می گیرند ولی پژوهشگران معاصر پیرامون این اصل صحبت دیگری دارند که به نظر می رسد نزدیکترین نظر به حقیقت نظر فؤاد ترزی است.
 اصول این نظر به شرح زیر است.
 الف: اصل اشتقاق در عربی واحد نیست. گاهی کلمات از افعال گاهی از اسماء (جامد یا مشتق) و گاهی از حروف گرفته می شوند که به ترتیب میزان مشتق منه بودن آنها کمتر می شود ب:‌آنچه ما به عنوان مشتقات از آن یاد می کنیم که در آنها معنای مصدر وجود دارد همگی از افعال گرفته شده اند. ج:‌ این افعال به خودی خود اصیل هستند یا از اسماء‌ جامد یا شبه جامد مثل اسماء صوت و حروف مشتق شده اند.  

فصل چهارم: ادله
هر یک از دو قول بصریون و کوفیون برای گفته ی خود ادله ای دارند که به اهم آنها اشاره می شود.
ادله ی بصریون:
 الف)مصدر بر مطلق زمان دلالت می کند اما فعل بر زمان معینی دلالت می کند و مطلق اصل برای قید است پس این چنین مصدر اصل برای فعل است.
 ب) مصدر اسم است و اسم قائم بنفسه است و از فعل بی نیاز است . ولی فعل قائم بنفسه نیست بلکه به غیرخودش نیاز دارد و آنچه به خود قائم باشد به دیگری نیازی ندارد. به خاطر همین اولی است.
 ج) مصدر به خاطر همین اینگونه نامیده می شود.
 د)مصدر بر یک چیز واحد دلالت می کند که حدث است. اما فعل پس با توجه به صیغه اش به دو چیز دلالت می کند: حدث و زمان تحصیل فعل و اصل بر دو تاست پس مصدر اصل فعل است. ‌
 ه) مصدر مثال واحدی دارد اما فعل مثال های مختلفی دارد.
 و) فعل به صیغه ی خودش بر آنچه فعل بر آن دلالت می کند دلالت میکند اما بر عکس این موضوع درست نیست . مثلا الضرب بر آنچه ضرب بر آن دلالت می کند اما برعکس درست نیست پس مصدر اصل و فعل فرع است.
 ز) اگر مصدر مشتق از فعل باشد واجب است که به حالت قیاس دربیاید و قواعد قیاسی داشته باشد و اختلاف نداشته باشد همانگونه در اسم فاعل و مفعول تفاوت ندارد و واجب است بر آنچه فعل از حدث و زمان دلالت می کند و بر معنای سومی، دلالت می‌کند. همانطور که فاعل و مفعول بر حدث و ذات فاعل و مفعول به دلالت می کند اما مصدر این گونه نیست پس از فعل مشتق نشده است.
ادله ی کوفیون:
 الف)مصدر با صحیح بودن فعل صحیح و با معتل بودن فعل اعلال می شود.
 ب) فعل در مصدر عمل می کند و چون رتبه عامل قبل از معمول است واجب است تا مصدر فرع بر فعل باشد.
 ج) مصدر برای تاکید فعل ذکر می شود و رتبه‌ی موکد است.
 د) افعالی وجود دارد که مصدری ندارد پس اگر مصدر اصل بود این افعال از مصدر خالی نبود زیرا وجود فرع بدون اصل محال است.
 ه) معنای مصدر بدون فعل فاعل قابل تصور نیست.  
فصل پنجم:بررسی هر کدام از ادله
 ادله بصریون
 الف دلیلی صحیح و منطقی داشت.
 ب) مشکل این استدلال این است که اسم ذات، قائم به نفسه است اما اسم معنی طبق خود کتاب صرف ساده قائم بغیر است.
 ج)‌ با یک نام گذاری که مشکلی نیست.
 د) این مطلب به طور دقیق صحیح نیست زیرا مصادری که به طور مستقیم از حروف الفبا گرفته نمی‌شوند و از اسم جامد گرفته می شود اسم دال بر حدث مشتق از اسم دال بر ذات است یا در مصدر گرفته شده از جمله جمله ها کلمات زیادی دارند و هر کدام مدلول های زیادی دارند
 ه) این نوعی مغالطه است زیرا بحث ما برسر مصدر و فعل ماضی ثلاثی مجرد صیغه 1 است نه همه افعال
 و) این نیز مانند مورد «د» است .
 ز) این دلیل کلیت ندارد زیرا اسم مبالغه و صفت مشبهه هم که مشتق از فعل هستند وزن قیاسی خاصی ندارند. از طرفی مثالی که برای کسری خود آورده است. مثال درستی نیست. زیرا اسم  فاعل و مفعول زمان (طبق گفته خود کتاب) دلالت نمی کند.
ادله ی کوفیون
 الف) این موضوع به صورت کلی قابل بررسی نیست بلکه فقط مربوط به تبعیت مصدر از زمان فعل در اعلال شدن در مواردی مثل قاوم قواماً و قام قیاماً است و در مواردی مثل وعد – عدهً این قاعده وجود ندارد. از طرفی در ادبیات کار ما بررسی استعمال است و قاعده ها فقط جنبه ی قراردادی دارند. نه اینکه واقعاً و به طور حتم بتوان گفت اعلال مصدر بسته به اعلال فعل است.
ب) این یک مغالطه است که مرحوم رضی به این دلیل اینگونه پاسخ می دهد که دلیل ب درباره تقدم لفظ فعل و مصدر است در حالیکه بحث ما تقدم وضع فعل و مصدر است. و در مثال : جابر زید نفسه همین طور است که نفس را نمی توان مشتق از زید در نظر گرفت.  
د) «استحاله وجود الفرع دون الاصل» غلط است زیرا مثلا در افعال مجهولی که فعل معلوم آنها وجود دارد افعال مجهول مشتق از افعال معلوم خود هستند.
 ه)کلمه ی «فعل» خود مصدر است واینکه گفته شده تصور معنای مصدر متوقف بر تصور معنای فعل است نوعی تشویش در لفظ و معناست در واقع «فعل» که در این دلیل بیان شده است همان حدث است پس این دلیل بیشتر موید بصریون است تا کوفیون.

نتیجه گیری
نکته ای که درباره ی این اقوال وجود دارد این است که هیچ کدام از این اقوال استعمالات را به صورت کامل قاعده مند نمی کند و برای هر کدام استثناهایی وجود دارد.
 در مورد قول بصریون می توان گفت که این قول دارای ادله به نسبت کلی تر و محکم تری نسبت به قول کوفیون است و در برخی از ادلّه ی خود با تعریف و معنای لغوی مصدر و فعل ثلاثی مجرد صیغه 1 کار کرده اند.در مقابل کوفیون ازادلّه ی جزیی و استعمالات خاص برای تصدیق گفته خود استفاده کرده اند. و قول آنها حداکثر می تواند در حد استثنائات قول بصریون باشد و به حد یک قول نمی رسد. قول فؤاد ترزی نیز قولی قابل بررسی است و جای کار زیادی دارد اما هنوز خام است اما مزیتی که دارد این است که بحث بررسی مبدا اشتقاق را یک پله بالاتر برده است و مبدا اشتقاق از انحصار فعل و مصدر خارج کرده است. بااین تفاسیر به نظر می رسد قول فؤاد ترزی به دلیل این مزیت قوی ترین قول در میان این اقوال است.
منابع
منابع استفاده شده به این شرح است:
1) ابو مهدی/شرح صمدیه/  دفتر انتشارات اسلامی/ چاپ ششم/1374ش
2) ابن انبارى، عبد الرحمن بن محمد /الإنصاف في مسائل الخلاف بين النحو البصريين و الكوفيين/ بيروت- لبنان‏/المكتبة العصرية/ چاپ اول
3) رضى الدين استرآبادى، محمد بن حسن‏/ شرح الرضي على الكافية (از ابن حاجب، عثمان بن عمر- تاريخ وفات: 646 3) رضى الدين استرآبادى، محمد بن حسن‏/ شرح الرضي على الكافية (از ابن حاجب، عثمان بن عمر- تاريخ وفات: 646
4) بدیع یعقوب ، امیل/ موسوعه النحو و الصرف و الاعراب / بیروت، لبنان/دار العلم للملايين‏/ چاپ اول/1367 ه. ش‏
5) حسن، عباس‏ /نحو وافی/ تهران- ايران / انتشارات ناصر خسرو /چاپ دوم/‏1367 ه. ش‏
6) مصطفی،ابراهیم- الزیات،حمد حسن- عبدالقادر،حامد- النجار ،محمد علی /المعجم الوسیط/اداره ی کل معجمات و احیاء التراث/استانبول، ترکیه/ 1412ه.ق
7) طباطبایی ، سید محمد رضا/ صرف ساده / شرکت چاپ قدس قم / ویرایش سال 1392 ه ش
8) جمعى از علما /جامع المقدمات( جامعه مدرسين)/ قم- ايران‏/ جماعة المدرسين في الحوزة العلمية بقم،مؤسسة النشر الإسلامي‏/ چاپ چهارم/
9) معلوف ،لوئیس/المنجد فی اللغة/ انتشارات ذوی القربی/ چاپ ششم/1389ش


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.