بسم الله الرحمن الرحیم

پیش گفتار
به نام خالق متعال و درود بی پایان او بر رسول گرامیش و خاندان پاک ومطهر عصمت و طهارت.
با تشکر از استاد ارجمند و گرامی حجة الاسلام انصاری زیدعزّه و معاونت پژوهش           مدرسه علمیه¬ی حقانی.
این اثر تقدیم به طلابی که با نفی خود اثبات خدا می کنند و غرور را از نفس خویش جدا. به جرح و تعدیل نفس مشغولند و هر روز عمر خود را «تجزیه و ترکیب» می کنند. حاشیه          می خوانند،اما در متن اند. هم اهل رسالتند، هم رساله. هم صاحب کفایت اند، هم کفایه. هم اجازه «جهاد» می گیرند، هم «اجتهاد». منطق شان عاشورایی است و حماسه شان حسینی و      عرفان شان سجادی علیهم السلام. بدیع شان بدعت ستیز است و بیان شان شبهه سوز و از بدایه حکمت تا نهایه حکومت، در خط امام و ولایت اند.

 
 چکیده
علم صرف یکی از علوم ادبیات عرب است که موضوع آن کلمه و تغییرات آن می¬باشد. یکی از مسائل مطرح شده در این دانش، اشتقاق است. به گرفته شدن کلمه¬ای از کلمه¬ای دیگر اشتقاق می¬گویند. آن ماده¬ی اساسی که کلمات دیگر از آن گرفته می¬شود اصل کلام یا مبدأ اشتقاق نام دارد.
بین صرفیون در اینکه آیا مصدر مبدأ اشتقاق است یا فعل ثلاثی مجرد، اختلاف نظر وجود دارد. بصریون معتقدند که مصدر مبدأ اشتقاق است در حالیکه کوفیون معتقد به خلاف این ادعا، یعنی مبدأ اشتقاق بودن فعل ثلاثی مجرد هستند.
در این پژوهش پس از بیان اقوال و دلایل دو طرف، به نقد و بررسی آن¬ها می¬پردازیم.
این اثر با هدف آشنایی با روش پژوهش و انس بیشتر با کتب نحوی و صرفی نوشته شده است.










فهرست

مقدمه  .................................................................................................................................................  1
فصل اول .............................................................................................................................................     2
کلیات  .................................................................................................................................................   2
مفهوم شناسی ..................................................................................................................................     2
1ـ فعل ثلاثی مجرد  ................................................................................................................................   2
3- مصدر  ..............................................................................................................................................   3
2ـ اشتقاق  ...........................................................................................................................................   3
3ـ مبدأ اشتقاق ...................................................................................................................................     3
فصل دوم ............................................................................................................................................     4
بیان ادله طرفین  ....................................................................................................................................   4
دلایل بصریون.......................................................................................................................................      4
دلایل کوفیون.......................................................................................................................................      5
نقد و بررسی اقوال ...............................................................................................................................     6
نتیجه .................................................................................................................................................     7
منابع   .................................................................................................................................................   8



مقدمه
إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون
از آنجا که منابع اصلی دین به زبان عربی است، دین شناسی عمیق در گرو شناخت زبان عربی است. از این رو نیکوست اندیشور دینی برای فهم دقیق و عمیق دین، به ادبیات عرب مسلط باشد.
ادبیات عرب مشتمل بر علوم متعددی است از جمله علم صرف. که این دانش به دنبال آن است که با   ارائه¬ی قواعدی به شناخت ساختمان کلمه و تغییراتی که در برخی از کلمات پدید می¬آید، بپردازد . این قواعد، پژوهشگر دینی را در راستای کلمه¬شناسی و کلمه¬سازی یاری می¬دهد .
از مباحث مطرح شده در این علم مبدأ اشتقاق فعل ثلاثی مجرد است. به جهت وجود دیدگاه¬های مختلف در این رابطه، این پژوهش با بررسی کتب و اسناد معتبر در این زمینه و مشورت با اساتید محترم، برآن است تا به بررسی و نقد این دیدگاه¬ها بپردازد.
لازم به ذکر است این موضوع به طور مستقیم ثمره محتوایی برای فهم ادبیات عرب ندارد.

 
فصل اول
کلیات
موضوع علم صرف، کلمه و تغییرات آن می¬باشد . از مواردی که در بررسی کلمات با آن روبه¬رو می¬شویم گرفته¬شدن کلمه¬ای از کلمه¬ی دیگر است. این مورد در علم صرف با موضوع اشتقاق مطرح شده است . یکی از مسائل بحث شده در این باب، مبدأ اشتقاق می¬باشد. مسئله¬ی این پژوهش که عبارت است از:      «آیا فعل ثلاثی مجرد دارای مبدأ اشتقاق است؟» مبدأ اشتقاق بودن را بر فعل ثلاثی مجرد حمل می¬کند و لذا پاسخ به این سؤال در گرو مشاهده و بررسی اختلاف مکاتب صرفی در مبحث مبدأ اشتقاق است.
نیکوست پیش از ورود به بحث، با مفاهیم مطرح شده در مسئله، آشنایی بیشتری پیدا کنیم.
مفهوم شناسی
1ـ فعل ثلاثی مجرد
«کلمه» لفظی است که برای معنای مفرد وضع شده است  و به سه دسته تقسیم می¬شود. به کلمه¬ای که معنای مستقل نداشته باشد حرف می¬¬گویند. کلمه¬ای که علاوه¬بر دارا بودن معنای مستقل اقتران به زمان نیز داشته¬باشد فعل، و در غیر این صورت اسم می¬گویند . اما مسئله¬ی ما درباره¬ی فعل ثلاثی مجرد است. افعال بر اساس تعداد حروف اصلی¬، به ثلاثی و رباعی تقسیم می¬شوند. ثلاثی آن است که دارای سه حرف اصلی باشد و رباعی آن که، چهار حرف اصلی دارد . هر یک از این اقسام در صورت داشتن حرف زاید، مزید فیه و در غیر این صورت مجرد نامیده می¬شود .¬
 

3- مصدر:
در لغت: آنچه که چیزی از آن سرچشمه گیرد .
در اصطلاح: لفظی که دال بر حدث مجرد از زمان است .
2ـ اشتقاق
در لغت
گرفتن نصف چیزی .
در اصطلاح
گرفتن کلمه¬ای از کلمه¬ی دیگری همراه با تغییر اندکی و رعایت تناسب در معنا .
3ـ مبدأ اشتقاق
ماده¬ی اساسی که از آن بناءها یا صیغه¬های دیگری گرفته می¬شود . 
 
فصل دوم
در واقع سؤال بدین شرح است که آیا فعل ثلاثی مجرد از کلمه¬ی دیگری گرفته شده است یا خود آن مبدأ اشتقاق است.
بین صرفیون نسبت به مبدأ اشتقاق دو دیدگاه وجود دارد. بصریون ادعا دارند که فعل ثلاثی مجرد از مصدر مشتق شده است و لذا مصدر مبدأ اشتقاق می¬باشد، درحالی¬که کوفیون عقیده دارند مصدر از فعل ثلاثی مجرد گرفته شده است و لذا مبدأ اشتقاق فعل ثلاثی مجرد می¬باشد . هرکدام برای ادعای خود دلایلی را مطرح کرده¬اند که به آن¬ها می¬پردازیم:
بیان ادله طرفین
 دلایل بصریون مبنی بر اینکه فعل از مصدر گرفته شده است:
1-    نام گذاری مصدر به "مصدر" به معنای این که چیزی از آن صادر شده¬است، خود دلیلی است که فعل از آن صادر شده است.
2-    مصدر بر زمان مطلق دلالت دارد ولی فعل بر زمان معیّنی دلالت می¬کند. همانگونه که مطلق أصل و ریشه¬ی معیّن می¬باشد مصدر نیز اصل و ریشه¬ی فعل است.
3-    مصدر دلالت بر یک چیز دارد و آن حدث است، اما فعل دلالت بر دو چیز دارد و آن حدث و زمان است. همانطور که یک، اصل و قبل از دو است، مصدر نیز اصل فعل می¬باشد.
4-    مصدر اسم است و اسم متکی به خود است و نسبت به فعل استغناء دارد. اما فعل نیازمند به اسم است. همانطور که بهتر است  آن¬چیزی که نیازمند به غیر نیست اصل و ریشه¬ی چیزی باشد که نیازمند به غیر است، بهتر است مصدر اصل و ریشه¬ی فعل باشد.
5-    اگر مصدر از فعل مشتق شده بود میبایست دلالت بر حدث و زمان و معنای سومی داشته باشد، همانگونه که اسم فاعل و مفعول دلالت بر حدث و ذات فاعل و نیز مفعول به دارد. اما این گونه نیست و مصدر فقط دلالت بر حدث دارد.
6-    اگر مصدر از فعل مشتق شده بود میبایست حالت و روش ساخت واحدی داشته باشد، همانگونه که اسم فاعل و مفعول روش ساخت و حالت واحدی دارد. اما مصدر چنین نیست. لذا فعل از مصدر مشتق شده است.
7-    صیغه¬های فعل بر آنچه مصدر دلالت دارد دلالت می¬کند. مثلا فعل «ضَرَبَ» بر آنچه که «الضرب» که مصدر است دلالت می¬کند اما عکس آن صحیح نیست. به همین دلیل فعل از مصدر مشتق شده است نه مصدر از فعل.
دلایل کوفیون
1-    مصدر در صورت اعلال شدن فعل، اعلال می¬شود. مثلا می¬گوییم «قمتُ قیاماً»، اعلال روی مصدر انجام شده است به دلیل اینکه فعل اعلال شده است. و وقتی می¬گوییم «قاوَمَ قِواماً»، مصدر اعلال نشده است چون فعل اعلال نشده است.
2-    فعل در مصدر عمل می¬کند. و می¬دانیم که مرتبه¬ی عامل قبل از معمول است.
3-    مصدر برای تأکید فعل ذکر می¬شود. و رتبه¬ی مؤکَّد قبل از رتبه¬ی مؤکِّد می¬باشد.
4-    بعضی از افعال مصدر ندارند. مانند: نعم، بئس، عسى، ليس، فعل تعجب. اگر مصدر مبدأ اشتقاق بود، حتما برای این افعال هم مصدری استعمال می¬شد.
5-    معنای مصدر زمانی که فعل فاعل درکار نباشد، قابل تصور نیست و همچنین برای فاعل «فعل» «یفعل» وضع شده است. پس سزاوار است فعل که به وسیله آن مصدر شناخته می¬شود، اصل و ریشه¬ی مصدر باشد.
نقد و بررسی اقوال:
فعل وابسته به مصدر است. تا مصدری نباشد فعل معنا پیدا نمی¬کند. مثلا: تا مصدر «نَصر» نباشد فعل «نَصَرَ» «یَنصُرُ» معنا پیدا نمی¬کند. چون باید حدثی باشد تا بعد در قالب زمان قرار گیرد و فعل شود.
لذا باید مصدری باشد و بعد فعلی از آن گرفته شود.
امّا نقد قول کوفیون:
1-    دلیل اول مربوط به ثلاثی مزید است و ربطی به ثلاثی مجرد ندارد. لذا این دلیل مردود می¬باشد .
2-    بالاتر بودن رتبه¬ی عامل نسبت به معمول ربطی به اینکه کدام مبدأ اشتقاق است ندارد. مثلا حروف و افعال در اسم ها عمل می¬کنند. اما اصل برای اسم¬ها نیستند. لذا این دلیل مردود می¬باشد .  
3-    این دلیل هم، مانند دلیل قبلی مردود می¬باشد. زیرا بالاتر بودن رتبه¬ی مؤکَّد نسبت به مؤکِّد ربطی به اینکه کدام¬یک از دیگری مشتق شده است ندارد.
4-     اینکه برای افعال ذکر شده، مصدری ذکر نشده، دلیلی برای اصل نبودن مصدر نیست. چراکه گاهی فرع استعمال می¬شود اگرچه اصل استعمال نشده باشد. مثلا لفظ جمع فرع برای لفظ واحد است، اگر چه لفظ واحد برای آن استعمال نشده باشد .
5-    این دلیل نیز مردود است. چراکه فرق فعل و مصدر در اقتران به زمان داشتن فعل است. ابتدا باید فاعل و حدثی باشد تا بعد حدث در ماضی یا مضارع و یا مستقبل اتفاق بیفتد. به بیان دیگر، فعل إخبار از وقوع حدث در زمان معیّنی می¬کند. و چه¬طور ممکن است اخبار از وقوع حدثی داد قبل از وجود آن حدث؟
نتیجه
دیدیم که در مسأله مبدأ اشتقاق، بین دو مکتب بصریون و کوفیون اختلاف وجود دارد. بصریون معتقدند مصدر مبدأ اشتقاق است و در نتیجه فعل ثلاثی مجرد از آن مشتق شده است. در حالیکه کوفیون فعل ثلاثی مجرد را مبدأ اشتقاق میدانند. پس از بیان ادله¬ی طرفین و نقد و بررسی آن ها به نظر می¬رسد که مصدر مبدأ اشتقاق است و نه فعل ثلاثی مجرد. چراکه وقوع حدث در زمان گذشته، حال یا آینده، منجر به تشکیل فعل می¬شود. در نتیجه در جواب سؤال «آیا فعل ثلاثی مجرد دارای مبدأ اشتقاق است؟» باید گفت « بله. مصدر مبدأ اشتقاق می¬باشد.»
اما نکته¬ای مهم و قابل توجه:
ادبیات عرب برای عالم دینی ابزاری برای فهم متون دینی است. بنابراین به مباحثی از این علمِ ابزاری نیازمند است که ثمره محتوایی و معنایی داشته باشد. اما آفت بزرگ برای شخص این است که ابزار و وسیله، خود برایش هدف شود و خود را در این موارد به مباحثی سرگرم کند که نتیجه¬ی آن باعث فهم دقیق¬تر و عمیق¬تر دین نشود. مسئله¬ای هم که در این پژوهش مطرح شده¬است نمونه¬ای از این موارد است.
لذا از اساتید محترم خواهشمندیم با تبیین هرچه دقیق¬تر و جامع¬تر هدف و وضع مطلوب عالم دینی و سیر رسیدن به آن¬، برای طلبه او را از آفاتی مثل این نمونه¬ی مذکور در امان بدارد.
والحمدلله ربّ العالمین


منابع
1-    إبن انباری عبد الرحمن بن محمد، أسرار العربية، 1 جلد، دارالارقم - بيروت - لبنان، چاپ: 1.
2-    إبن انباری عبد الرحمن بن محمد، الإنصاف فی مسائل الخلاف فی النحو البصریین و الکوفیین، 2 جلد، المکتبة العصریة – بیروت – لبنان – چاپ 1.
3-    أسمر راجی، المعجم المفصل في علم الصرف، 1 جلد، دار الكتب العلمية - بيروت - لبنان، چاپ: 1
4-    حسينى طهرانى، هاشم، علوم العربیة، 2 جلد، مفید – تهران – چاپ: 1364 هـ.ش.
5-    رضی الدین استر آبادی قدّس سرّه محمد بن حسن، شرح رضی علی الکافیة، 4 جلد، موسسة الصادق للطابعة و النشر - تهران – جمهوری اسلامی ایران - 1384 هـ.ش – چاپ 1.
6-    طباطبایی سید محمدرضا، صرف ساده، 1جلد، دار العلم – قم – جمهوری اسلامی ایران – چاپ 80
7-    گروهی از مؤلفان، مترجم: محمدبندر ریگی، فرهنگ المعجم الوسیط (عربی-فارسی)، 2 جلد، انتشارات اسلامی – قم – ایران – 1386 هـ.ش – چاپ 2.



 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.