: تقدیم به
با کمال احترام و ادب به پیشگاه مقدس حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) این تحقیق ناچیز و ناقابل را به روی ملکوتی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) و استاد بزرگوارشان حضرت آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری (رضوان الله علیه) هدیه می کنم و امیدوارم در فردای محشر حضرت رقیه(سلام الله علیها) دستگیر ما باشد .



 : تشکر
تشکر و قدردانی می کنم از حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که با عنایات خود حقیر را به سربازی خود پذیرفته اند و نیز از اساتید بزرگوار علی الخصوص حجه الاسلام و المسلمین انصاری (زید عزه) ، حجه الاسلام و المسلمین سید حسن حسینی ، حجه الاسلام و المسلمین محمد جوادی و استاد باقریان که با راهنمایی های خود مشوق بنده و سایر دوستان بودند سپاس گذاری می کنم .



چکیده :
تعدیه به معنای قرار دادن فعل به نحوی که فهم آن متوقف بر مفعول باشد بعد از آن که این گونه نبوده است .
تعدیه معنای غالبی باب تفعیل و افعال و معنای غیر غالبی باب مفاعله و استفعال است . مفهوم تعدیه در این چهار باب باعث ایجاد تغییرات لفظی و تفوت های معنایی می گردد که سعی شده در این تحقیق و مقاله به بررسی زوایای مختلف آن بپردازیم .



مقدمه :
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که نعمت حیات و سلامتی را به ما ارزانی داشت و درود و سلام بر خاتم النبیاء و افضل اولین و آخرین محمد (صلی الله علیه و آله) و بر حضرت اسدالله الغالب علی بن ابی طالب (علیه السلام ) و اولاد بزرگوارشان .
محققین و دانشمندان ادبیات عرب را به 15 علم تقسیم بندی کرده اند که علم صرف یکی از این علوم است . «صرف» به معنای دگرگونی و تحول است که در آن از ساختار کلمه و تغییراتی که بر آن عارض می شود ، بحث می کند  .
سوال این مقاله « تفاوت معنای تعدیه در ابواب ثلاثی مزید » است که قبل از این که بخواهم به این سوال پاسخ بدهم ، لازم می دانم که به چند مطلب دیگر برای واضح تر شدن بحث بپردازم :
1 – فعل چیست ؟
2 – لازم و متعدی ، چه معنایی دارد و انواع آن چیست ؟
3 – معنای تعدیه چیست ؟
پاسخ به این چند چرسش در بخش اول و پاسخ به سوال اصلی را در بخش دوم داده ایم .
امیدورام این تحقیق برای دوستان عزیزم و طلاب گرامی سودمند باشد .



بخش اول : کلیات و مفاهیم
فصل اول : فعل
تعریف : فعل کلمه ای است که بر معنایی مستقل (کاری یا حالتی) و بر واقع شدن آن معنا در زمان گذشته یا حال یا آینده دلالت می کند  .
مثال :
« فان الذکری تنفع للمومنین »  
« بل آتیناهم بالحق »  
اقسام :
فعل به یک اعتبار به دو دسته تقسیم می شود :
1 – ناقصه
2 – تام

افعال ناقصه :
 افعالی که علاوه بر فاعل ، نیاز به آوردن منصوب برای آنان است مانند افعال ناقصه و افعال مقاریه .

افعال تامه :
افعالی که نیاز به آوردن منصوب ندارد ، بلکه معنایشان با ذکر فاعل و نائب فاعل کامل می شود ؛ مانند ذهب ، خرج و ...
لازم به ذکر است که این افعال به سه دسته تقسیم می شود :
الف ) متعدی . ب ) لازم . ج ) هم لازم و هم متعدی .

اسم به اعتبار معنای خود به دو دسته لازم و متعدی تقسیم می شود .

فعل متعدی : فعلی که احتیاج به فاعلی دارد که آن را انجام دهد و نیز نیاز به مفعولی دارد تا بر آن واقع شود .
مثال : « فتح طارق الاندلس »
به فعل متعدی « فعل الواقع » می گویند ؛ به سبب وقوعش بر مفعول به .
و نیز به آن « فعل المجاوز » هم می گویند ؛ به سبب مجاوزت فاعل به مفعول به.

گاهی این سوال پیش می آید که علامت فعل متعدی چیست ؟
پاسخ این است که این افعال ، هاء ضمیری را که به مفعول به بر می گردد را می پذیرند . مثل : « اجتهد الطالب فاکرمه استاذه »

اقسام :
محققین و ادبا برای افعال متعدی از دو جهت دو نوع تقسیم بندی ذکر کرده اند :
الف ) از حیث متعدی بودن با واسطه (حرف جر) یا بدون واسطه :
1 – متعدی بنفسه
2 – متعدی بغیره

متعدی بنفسه :
محققین این نوع از متعدی را این گونه تعریف کرده اند :
« ما یصل الی المفعول به مباشره »  یعنی : فعلی است که مستقیما به مفعول به رسیده باشد .
مثل : « بریت القلم »  
که به مفعول در این نوع از متعدی « صریح » می گویند .
مثال : « ضرب الله مثلا عبدا مملوکا »   
متعدی بغیره :
برخی از ادبا و محققین زبان عرب ، این نوع از متعدی را این گونه تعریف کرده اند :
« ما یصل الی المفعول به بواسطه حرف الجر » مثل : « ذهبت بک » بمعنی : « اذهبتک » .
مفعول به این متعدی را « غیر صریح » می نامند .
« زوجناهم بحورالعین »  

نکات :
1 – برخی از افعال ، دو مفعول ( یکی صریح و یکی غیر صریح ) می گیرند . مثال :
« ادوا الامانات الی اهلها »  
که  در مثال فوق « الامانات » مفعول به صریح و اهل مفعول به غیر صریح است ( که در حقیقت لفظا مجرور به حرف جر و در حقیقت منصوب به سبب مفعول به غیر صریح بودن است ).  
2 – فعل متعدی به سه نوع تقسیم بندی می شود :
الف ) متعدی به یک مفعول :
که غالبا این گونه است مانند کتب ، عظم ، اخذ و ...   
ب ) متعدی به دو مفعول :
که بر دو قسم است :
أ ) افعالی که دو مفعول آن ها در اصل مبتدا و خبر بوده اند ؛ یعنی افعال قلوب و افعال تصییر .
افعال تصییر (تحویل) افعالی هستند به معنای «صیر» می دهد و هفت قسم است :
« صیر ، ورد ، ترک ، تخذ ، اتخذ ، جعل و وهب »
مثال قرآنی : « و ترکنا بعضهم یومئذ یموج فی بعض »  
« و اتخذ الله ابراهیم خلیلا »
ب) – افعالی که دو مفعول آنها در اصل مبتدا و خبر نبوده اند ؛ مانند :
« اعطیتک کتابا »
« منحت المجتهد الجائزه »
مثال قرآنی : « انا اعطیناک الکوثر »  
3 – متعدی به سه مفعول :
شامل هفت فعل است : « اری ، أعلم ، أبنأ ، أخبر ، خبر و یحدث » که مضارع آن « یری ، یعلم ، ینبی ، یخبر ، یخبر و یحدث » .
مثال : « أرایت سعیدا الامر واضحا »
و مثال قرآنی : « اذ یریکهم الله فی منامک قلیلا »

فعل لازم :
فعلی است که نیازمند فاعل است ولی نیازمند مفعول نیست .
مانند :
« ذهب سعید » ، « سافر خالد » و ...
به فعل لازم « فعل قاصر » می گویند ؛ به علت قصورش از مفعول به .
و به آن « فعل غیر واقع » نیز می گویند ؛ زیرا بر مفعول به واقع نمی شود .
و آن را « فعل غیر المجاوز » نیز نامیده اند ؛ زیرا از فاعلش تجاوز نمی کند مثل : « اثمرت الشجرة »  

گاهی اوقات فعل لازم متعدی می شود :
1 – با رفتن به باب أفعل : مانند « أکرمت المجتهد »
2 – با رفتن به باب فعل ؛ مثل « عظمت العلماء »
3 – به واسطه حرف جر : مثل « اعرضت عن الکسل » « رغبت فی العلم »  « اعرض عن الرذیلة و تمسک بالفضیلة »
فعل متعدی هم گاهی اوقات لازم می شود ، مثلا هرگاه فعل متعدی برای مطاوعه وضع شود ، لازم می شود :
مانند : « دحرجته فتدحرج » « قلبته فانقلب » « جمعته فاجتمع » و ...
تفاوت های تعدیه در ابواب چهارگانه :
قبل از ورود به این مبحث لازم می دانم دو نکته مهم را متذکر شوم :
1 – هر فعل ثلاثی مجردی را به دلخواه خود نمی توان به یکی از ابواب ثلاثی مزید منتقل کرد ؛ بلکه منتقل نمودن به ابواب ثلاثی مزید و اینکه به کدام باب برود ؛ سماعی است  ، اگر چه برخی از محققین رفتن به برخی از ابواب ( مثلا افعال و تفعیل ) را قیاسی دانسته اند .
2 – ورود به مزید فیه در غیر داشتن غرض لفظی (الحاق) حتما لازم است غرض معنوی هم داشته باشد و در غیر این صورت ، کاری بیهوده است .
طبق توضیحات داده شده ، این مبحث را به دو فصل تقسیم بندی می کنیم :
1 – بررسی لفظی
2 – بررسی معنایی

فصل اول : بررسی لفظی :
ابواب چهارگانه از نظر تعداد مفعول ها به سه قسم تقسیم می شود :
1 – ابوابی که با منتقل شدن فعل ثلاثی مجرد لازم به آن ها ، تبدیل به متعدی به یک مفعول می شوند :
تمام ابواب چهارگانه این عمل را انجام می دهند .
مثال قرآنی :
« هو الذی یسیرکم فی البر و البحر »  
ب ) ابوابی که با انتقال فعل ثلاثی مجرد متعدی یک مفعولی به آنها ، تبدیل به متعدی دو مفعولی می شوند :   
تمام ابواب چهارگانه این خصوصیت را دارا هستند ؛
مثال قرآنی : « قالوا یا ابانا استغفر لنا انا کنا خاطئین »
ت ) ابوابی که با انتقال فعل ثلاثی مجرد متعدی دو مفعولی به آن ها ، تبدیل به متعدی سه مفعولی می شوند :
این قسم تنها مخصوص دو باب تفعیل و افعال می باشد ؛ مثل : « أرایت خالدا الأمر واضحا »

بررسی معنایی :

باب استفعال :
*تعدیه معنای غیر غالبی باب استفعال است .
*همراه بودن معنای تعدیه با یکی از دو معنی طلب یا نسبت .
مثال :
« استخرجت المال » .

باب مفاعله :
*تعدیه معنای غالبی این باب نیست .  

باب تفعیل :
*تعدیه معنای غالبی باب تفعیل است .
معنای جعل (قرار دادن) شی ء را دارای اصلش .
« حزنته » بمعنی « جعلته ذا حزنا ».

باب افعال :
*تعدیه معنای غالبی باب افعال است .
*در تعدیه باب افعال ، فاعل را به عنوان مفعول فعل جدید قرار می دهیم .
« ذهب زید » ، « اذهبت زیدا » .
*معنای جعل (تصییر) .



فصل سوم : نتیجه گیری
تفاوت های تعدیه در ابواب ثلاثی مزید همان طور که تبیین گردید ، به دو دسته تقسیم می شود :
1 – « لفظی » : که در آن با بررسی تفاوت های ابواب چهارگانه (افعال و تفعیل و مفاعله و استفعال) از نظر تعداد مفعول در هنگام تعدیه ، به این نتیجه رسیده ایم که افعال مزید هنگام انتقال به این ابواب در صورت وقوع تعدیه یک مفعولی می شوند و افعال یک مفعولی هنگام انتقال به این ابواب در صورت وقوع تعدیه ، دو مفعولی می شوند .
2 – معنایی :
در این بخش تفاوتی که بین ابواب اربعه وجود داشت ، را از چند زاویه بررسی کردیم :
الف ) غالبی بودن معنای تعدیه در دو باب افعال و تفعیل و غیر غالبی بودن این معنا در ابواب مفاعله و استفعال .
ب ) وجود معنای افعال در دو باب افعال و تفعیل بر خلاف دو باب دیگر .
ج ) وجود یکی از دو معنای طلب یا نسبت در باب استفعال بر خلاف سه باب دیگر .


 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.