بسم الله الرحمن الرحیم

 



پیشگفتار:
«الحمد لله علی ما انعم و الشکر علی ما اولی و الصلاة و السلام علی الهادی الی الرشاد و افصح من نطق بالضاد سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین»
    رسالت سنگین حوزه های علمیه در پاسداری از مبانی اسلام ناب و ابلاغ پیام بلند آن همواره مسئولیت عالمان دین باور را در عرصه تعلیم و تربیت دو چندان نموده است. حساسیت این عالمان و متعلمان و ناظران درد آشنا و دلسوز نسبت به ارتقاء سطح علمی و عملی حوزه های علمیه موجب شد تا در هر مدرسه، معاونتی به نام معاونت پژوهش شکل بگیرد.
    اینجانب نیز به عنوان یک طلبه در سال تحصیلی 92-93 زیر نظر معاونت پژوهش مدرسه علمیه منتظریه حقانی پژوهشی تدوین نموده ام و امیدوارم که این تلاش اندک در پیشگاه الهی مورد قبول واقع گردد. امید است که این پژوهش مورد استفاده طلاب عزیز قرار گیرد.
    در پایان نیز از کلیه کسانی که بنده را در گردآوری این پژوهش یاری نموده اند اعم از اساتید راهنما ،صرف، نحو مدرسه علمیه حقانی و استاد مشاور کمال تشکر و قدر دانی را دارم و این اثر ناچیز را به روح مطهر پیامبر نور و رحمت و خورشید خدایت بشریت حضرت محمد مصطفی (ص) تقدیم می نمایم.



فهرست مطالب
مقدمه ..........................................................................................................................................................   1
کلیات ومفهوم شناسی : .............................................................................................................................      2
زبان :   .........................................................................................................................................................    2
زبان شناسی : ...........................................................................................................................................      2
تعریف لفظ :  .................................................................................................................................................    2
لغوی :  .........................................................................................................................................................    2
اصطلاحی : .................................................................................................................................................      2
تعریف کلمه : ...............................................................................................................................................      2
لغوی : ........................................................................................................................................................      2
اصطلاحی :  ..................................................................................................................................................    2
اقسام کلمه :   ..............................................................................................................................................    2
صحیح   .........................................................................................................................................................    2
سالم   ..........................................................................................................................................................    2
مهموز .........................................................................................................................................................      2
مضاعف  ........................................................................................................................................................    2
معتل :  .........................................................................................................................................................    3
اعلال :  .........................................................................................................................................................    3
چرایی اعلال :  ...............................................................................................................................................    4
انجام اعلال با وجود عدم اقتضای آن :   ...............................................................................................................    5
چرایی اعلال با وجود این که کلمه ای شرایط ذکر شده در قواعد اعلال را ندارد ؟  ....................................................    6
چرا اعلال در کلمات و حروف خاصی محصور شده ؟ ...........................................................................................      6
چرا در قواعد اعلال اسکان وقلب شایع تر از حذف است ؟ ...................................................................................      7



مقدمه
زبان نیز مانند هر نظامی دارای قاعده و قانون است بعضی از قانونها مربوط به همه ی زبان هاست و برخی مختص به زبانی خاص می باشد. از قوانین عام، در علم زبان شناسی و از قواعد خاص در دانش هایی همچون صرف، نحو، قواعد دستوری زبان و ... سخن به میان می آید. بی شک اگر بر ساختار کلمات و جملات یک زبان قانونی حاکم نباشد نمی توان ماندگاری آن را در طول زمان تضمین نمود. با توجه به این سخن، پایداری زبان در طول تاریخ محکم ترین گواه به نظام مند بودن زبان است. تلفظ آسان کلمات یکی از مباحث مهم زبان شناسی است که به گونه های مختلفی در یک زبان خودنمایی می کند. در زبان عربی نیز راهکارهای متفاوتی برای دستیابی به این مطلوب وجود دارد، اعلال یکی از این مسیرهاست. اعلال مجموعه قواعدی است که با اعمال تغییراتی در گروهی از کلمات غالباً موجب سهولت تلفظ در این کلمات میشود از آن روی که این قواعد ساختار کلمه را تغییر می دهد می توان آن را در دانش صرف به بحث و بررسی گذاشت در این نوشتار سعی شده است تا با مراجعه به منابع معتبر ادبی از جمله شرح شافیه، حاشیه صبان و شرح نظام با نگرش نیمه تحلیلی به این سوال پاسخ داده شود:
«چرا کلمات اعلال می شوند؟»
همچنین نیکوست برای دستیابی به این مهم به سوالات زیر پاسخ داد:
1.    آیا اعلال می تواند از کلمه ای به کلمه ی دیگر سرایت پیدا کند؟
2.    چرا گروهی از کلمات که بعضی از شرایط گفته شده در قواعد اعلال را دارا هستند دچار تغییر نشده اند؟
3.    چرا اعلال در حروف و کلماتی خاص محدود شده است؟
4.    چرا در قواعد اعلال اسکان و قلب شایع تر از حذف است؟

کلیات ومفهوم شناسی :
زبان :
مجموعه ای از نشانه های قراردادی است که به وسیله ی آن مقصود خود را به دیگران می فهمانیم .
زبان شناسی :
    علمی است که به مطالعه و بررسی روشمند زبان می پردازد.
تعریف لفظ :
لغوی :
        سخن
اصطلاحی :
        هو صوت مشتمل علی بعض الحروف المخرجة عن فم .
تعریف کلمه :
لغوی :
        یک سخن و لفظ / خطبه / قصیده
اصطلاحی :
        لفظُ موضوعُ مفردُ
اقسام کلمه :
    مراد از اقسام کلمه در اینجا اسم معرب و فعل می باشد ، به لحاظ وضعیّت حروف اصلی آن پنج نوع است به این شرح است :
1.    صحیح
2.    سالم
3.    مهموز     
4.    مضاعف
5.    معتل
تعریف معتل در بحث ما تأثیرگذار است ، لذا آن را تعریف می کنیم :
تعریف معتل :
قبل از تعریف معتل نیاز به تعریف حرف علّه داریم :
حروف عله :
حروف علّه ، الف ، واو و یاء هستند.
تعریف لغوی معتل :
مریض ، مرض .
تعریف اصطلاحی معتل :
    کلمه ای که یک یا چند حرف آن حرف علّه باشد ، را معتل می نامند.
اعلال :
؟ 
چرایی اعلال :
پاسخ به این مسئله را با بررسی یک اصل در زندگی آدمی همراه می کنیم "بشر موجودی منفعت گراست در مسیر زندگی خود در رسیدن به قله ی مطلوب که همان بهره ی بیشتر است چنانچه از راه کوتاه تر و آسان تری حاصل شود بدون شک خواستگاه بشری است ولی اگر مشکل بودن راه مانع باشد چون رسیدن به مقصود ملاک برتر می باشد سختی راه را می پذیرد.  یکی از نیازهای انسان، احتیاج به برقراری ارتباط است زبان مسئول این امر مهم است. زبان در حوزه ی ادبیات و علم زبان شناسی مورد بررسی قرار می گیرد از این رو این علوم با اصل گفته شده بیگانه نیستند و بسیاری از تغییرات خود را ناشی از این گزینش بشری می بیند.
عرب ها نیز سنگینی در کلام خویش را ناپسند یافتند بدین سبب گاهی با حذف ، اسکان، اضافه کردن، تغییر و ... حرف یا حروفی از کلمات جاری در زبان خود بنا داشتند آسان تر صحبت کنند ادیبان زبان عرب این تحولات را در علم صرف گرد آوری کردند در دانش صرف قواعدی به نام اعلال تغییر کلمات معتل را در زمینه ی حذف، اسکان و قلب حروف علة بررسی می کند.
شیخ رضی یکی از صرفی های بزرگ شیعه در این باره می گوید:
«حروف علة سه تاست  و علت نام گذاری آنها به "علة" این است که دائماً تغییر می کنند و وضعیت ثابتی ندارند، مانند فرد بیماری که مزاجش از مسیر اصلی خود خارج شده و هر لحظه دگرگون میشود ، تغییر این حروف برای طلب خفّت ، به دلیل سنگینی این حروف نیست ، بلکه بخاطر هر چه خفیف تر شدن آنها است. به گونه ای که کمترین سنگینی ای احتمال نرود. و همچنین به دلیل کثرت این حروف در کلام می باشد»  
حال برای روشن تر شدن مطلب توجه شما را به چند مثال جلب می کنیم:
1- در کلام عرب اگر قبل از واو حرف مضمومی قرار بگیرد باعث سنگینی کلام می شود و سعی در این است که چنین اتفاقی نیفتد ولی در صورت وقوع، ضمه به کسره و واو به یاء تبدیل می شود مانند: اُدلُو←اُدلِی
2 – از آن جایی که حرکت روی حرف واو سنگینی بسیاری در بر دارد در نتیجه گاهی مشاهده می شود که واو متحرک به تاء تبدیل می شود : وَحد ← أحد ، وَواصل ← اواصل  
3 – ضمه و کسره هر دو ثقیلند از طرفی شخص متکلم به راحتی سنگینی حرف را در ابتدای کلام تحمل می کند اما پذیرش این وضعیت در آخر کلمه برایش مشکل است  پس از قواعد خفیف سازی کمک می گیریم و آن را تغییر می دهیم  مانند قاضیُ ← قاضی
4 – سکون از حرکت خفیف تر است از جهتی در کلام عرب انتقال از خفیف به ثقیل کار ناپسندی است پس در مثال هایی مانند مَبیِع ← مَبِیع .  
کلام عرب مانند هر زبان دیگری ویژگی های خاصی دارد و از این موارد فراوان یافت می شود که از حوصله این پژوهش خارج است .
انجام اعلال با وجود عدم اقتضای آن :
در بحث گذشته آمد که ما برای این که در کلام سهولت به وجود آوریم کلماتی را که دچار سنگینین در تلفظ شده اند با توجه به قواعدی دگرگون می کنیم اما چرا گاهی با وجود توانایی بر اجرای قواعد اعلال از این کار صرف نظر می کنیم ؟
در پاسخ باید گفت : دلایل فراوانی در این موضوع نهفته است از جمله جلوگیری از اشتباه بین کلمات ، انتقال بهتر مفاهیم معنایی  و ... . حال برای درک بهتر مطلب به نمونه های زیر توجه فرمایید :
1-همانطور که بررسی شد قواعد اعلال برای سهولت در تلفظ کلمات است و چنانچه کلمه ای در اثر اجرای قواعد اعلال با کلمه ای دیگر اشتباه شود جاری ساختن آن قواعد ممنوع می باشد زیرا غرض از وضع الفاظ فهماندن است و عدم تشخیص این کلمات مانع این هدف است به عنوان نمونه اسم تفضیل مانند « اطول » اعلال نمی شود زیرا با صیغه یک باب افعال اشتباه می شود .
2- عین الفعل وزن فعلال مانند دوران اعلال نمی شود زیرا توالی حرکات در قبیل این کلمات نشان از حرکت و اضطراب در معنا دارد . در صورت اعلال غرض از این وزن که انقلاب است از بین می رود.
 چرایی اعلال با وجود این که کلمه ای شرایط ذکر شده در قواعد اعلال را ندارد ؟
در زبان عرب برخی از کلمات با وجود این که سنگینی در تلفظ ندارند اما در حین مراودات روزانه دچار اعلال شده اند . یکی از دلایل مهم آن اصلی است در زبان شناسی که می گوید : « گاهی ناخودآگاه احد المتشابهین به دیگری سرایت می کند  یعنی علل اجرای بسیاری از قواعد اعلال در کلماتی که ثقل ندارند یا مشمول قاعده نمی شوند تشاکل و همگونی بین صیغه هاست . به عنوان نمونه :
1-واو بین کسره و یاء ثقیل است و آن را حذف می کنند : یوعد ← یعد . ولی در نوعد که صیغه 14 این فعل است ، با این که ثقل وجود ندارد اما قاعده اجرا شده است←نعد  .
2- اسم مکان از ماده « ق و م » ، مقوم می شود ؛ شروط اعلال در این کلمه وجود ندارد اما با این حال اعلال شده است ←مقام ؛ زیرا فعل آن شرایط اعلال را دارا بوده و اعلال در آن صورت گرفته است . قوم←قام  .
3 – با این که کلمه ای همچون معایش بر خلاف «صحائف» مشمول قاعده اعلال اسم نمی شود اما گاهی به سبب شباهت ظاهری به « صحائف » به صورت « معایش » تلفظ شده است و این سرایت احکام لفظی از یک کلمه به کلمه ای دیگر به خاطر شباهت بین دو کلمه است  .
چرا اعلال در کلمات و حروف خاصی محصور شده ؟
در تلفظ آواها هر حرفی که دهان ، زبان ، حلق ، ودیگر اعصاب مرتبط با تولید گفتار را کمتر به تحریک وادار کند خفیف تر است . تلفظ حروفی همچون خ و ع منجر به اضطراب نسبتا شدیدی در حلق است : تلفظ ظ، ص، د و مانند اینها علاوه بر حرکت فکها منجر به تحریک کناره ها یا نوک زبان میشود اما سه آوا وجود دارند که سکون ذاتی در  رون آنها موجب شده که تلفظ شان کوچکترین زحمتی ندشته باشد فقط کافی است که انسان زنده باشد در این صورت قادر است این سه آوا را تلفظ کند حتی طفل یک ماهه یا انسان لال و گنگ این سه را به صورت صحیح ادا میکنند این حروف بسیار آسان عبارتند از آ – ای – او سهولت زیاد این حروف موجب شده در هر زبانی استعمال این حروف رتبه اول رررا   به خود اختصاص دهد بعد ها که زبان پیشرفت کرد صاحبان لت برای ساختن الفاظ چارچوب و قاعده درست کردند و قالب های گفتاری به وجود آمد در بسیاری از این کلمات روی این حروف حرکاتی قرار گرفت که مقداری از آسانی آنها می کاست. به عنوان نمونه صاحبان لغت برای بیان معنی کننده کار وزن فاعل را ساختند. حال شما فرض کنید ماده ای برای وزن ریخته شود که حرف دومش واو باشد مثل قاوِل. حرف واوی که قبلا برای سادگی در این کلمه بسیار پر ستعمال انتخاب شده بود دچار فتنه ای گشت که منجر به نابودی آن شد. حرف واو کسره گرفت تلفظ سخت شد و چون در همه کلمات دستی داشت وکثیر الاستعمال بود مجبور شدند بذای آن تدببیری بیندیشند آن را ریشهکن و به جای آن همزه گذاشتد به قول قدیمی ها هر که بامش بیش برفش بیشتر اگر این حرف مثل خ و ق و ط و ک و... ثقیل بودند دچار استعمال بسیار زیاد نمیشدند و قلیل الاستعمال باقی می ماندند و درنتیجه چون نقل در کلمات ( کم کاربرد ) قابل تحمل است هرگز به سرنوشت حذف و تغییر ودگرگونی دچار نمیشدند.
به همین علت است که ما در عربی برای خ ، ص ، ث و... قواعد اعلال نداریم . ولی برای این سه حرف داریم چون آنها از اول کثیر الاستعمال نبودند تا که بعد در اثر ساختن اوزان جدید ثقیل شوند  وثقل شان برای ما مشکل ایجاد کند تا صاحبان لغت مجبور شوند برای آنها فکری بکنند بلکه از اول تلفظ سنگین و سختی که داشتند کم کاربرد بردند و در نتیجه ثقل آنها تحمل شد و دچار دگرگونی شدند  .
چرا در قواعد اعلال اسکان وقلب شایع تر از حذف است ؟
زیاد کردن در عادت زبانی عرب آسانتر ازحذف کردن است از این رو برای ایجاد خفت در کلمه تا آنجا که ممکن باشد به چیز های دیگر غیر از حذف (مانند قلب و اسکان) متوسل میشوند ولی اگر چاره ای جز حذف نبود سعی می کنند حرکت حرف را به ما قبل بدهند  و حرف بدون حرکت را حذف کنند تا به حد امکان از حذف جلوگیری شود و تنها حرف حذف گردد  بنابراین کثرت الحذف مطلوب نیست  .





 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.