بسم الله الرحمن الرحیم

 

پیش گفتار
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی نبینا محمد و آله الطاهرین
 اللهم وفقنا لما تحب و ترضی
 اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه، فی هذه الساعة و فی کل الساعة، ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا، حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا.
الهی عجل لولیک الفرج
 وانصر و أیّد قائدنا السید الامام خامنه ای و اجعلنا من انصاره و اعوانه.

تحقیق حاضر را تقدیم می کنیم به محضر رهبر  و مقتدایمان، نائب امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» حضرت امام خامنه ای (حفظه الله).
خداوند منان را شاکریم که توفیق خدمت در امر دین را بر ما مبذول داشتند. و از تمامی عزیزانی که ما را در به ثمر رسیدن این پژوهش یاری کردند و هم چنین از کادر پژوهش مدرسه که این فرصت را به یاری حق تعالی فراهم کردند، متشکریم.

چکیده
موضوع بحث ما اقسام قواعد تخفیف است.هدف از طرح این بحث تغییراتی است که در مواضع مختلف در کلمه مهموز رخ میدهد.
برای اینجانب تغییرات زیاد در کلمه های مهموز و ریشه این کلمات و به تبع معنای آن ها مبهم بود. همچنین اختلاف
در نحوه تقسیم بندی این قواعد در بین علماء مرا با مشکل مواجه کرده بود. لذا لازم بود که حقیر از منابع دست اول
تحقیق به عمل آورده و بتوانم تحیر خود را یرطرف کنم؛ و به نتایجی رسیدم که دانستن آن ها خالی از لطف نیست.

چه بسا شماهم با این مشکل بر خورده یا برخواهید خورد!

فهرست مطالب
فصل1.مفهوم شناسی  .....................................................................................................  2
تعریف لغوی  ....................................................................................................................   2
تعریف اصطلاحی  .............................................................................................................   2
قاعده  ............................................................................................................................   2
تخفیف همزه  ..................................................................................................................   2
فصل2.قواعد تخفیف واجب همزه  .......................................................................................   3
قاعده یک  .......................................................................................................................   3
تبصره  .............................................................................................................................   3
قاعده پنچم ...................................................................................................................     6
فصل3.قواعد تخفیف جایز همزه ........................................................................................     8
قاعده یکم  ......................................................................................................................   8
تبصره  ............................................................................................................................   8
قاعده دوم  ......................................................................................................................   9
فهرست منابع  ................................................................................................................   12

فصل1.مفهوم شناسی
تعریف لغوی
اقسام: جمع قِسم به معنای قسمت، بهره.
قاعده: مؤنث القاعد، ستون زیر مجسمه،اساس و پایه،شالوده،بزرگترین.
تخفیف: سبک گردانیدن، نازک بافتن، سبک کردن، از وزن چیزی کاستن، کفش پوشیدن، رقیق کردن.
همزه: چاله کوچک و گرد در زمین،یکی از حروف هجا.
تعریف اصطلاحی
قاعده: حکمٌ کلیٌّ مستنبط من مجموع الأحکام الجزئیّۀ الّتی ینطبق علیها.
تخفیف همزه: یخفِّفُ بعض قرّاء القرآن الکریم الهمزۀ أمّا:
1.    بنقلِ حرکَتها ألی حرکۀ الحرف الساکن قبلها، نحو«قدَافلح» فی «قد أفلَحَ».
2.    بإبدالها بحرفِ مدّ من جنس حرکۀ الحرف الّذی قبلها، نحو: «بیر» فی «بِئر» و «یؤمنون».
3.    بإسقاطها، أی بإلغائها. و تخفیف الهمزۀ من خصائص لهجۀ الحجازییّن، و قریش منهم .


فصل2.قواعد تخفیف واجب همزه

قاعده یک
می توان اولین قاعده تخفیف همزه را چنین تبیین نمود:
«همزه متحرک+همزه ساکن ←  حرف مد مناسب با حرکت همزه اول.»
مثال: أأمُرُ ← آمُرُ.
سخن پیش گفته را می توان در ترجمه کتاب علوم العربیة نیز یافت:
«هر گاه دو همزه در یک کلمه پهلوی هم واقع شده و اوّل متحرک و ثانی ساکن باشد،ثانی به حرفی که از جنس حرکت ما قبل است ابدال میشود؛ یعنی اگر حرکت ماقبل ضمه است، همزه ثانی قلب به واو و اگر فتحه است قلب به الف می شود. و اگر کسره است قلب به یاء می گردد.»
*تبصره*
در جلد چهارم مبادی العربیه چنین آمده است:
«إذا کانت اولی الهمزتین همزۀ وصل عادت الثانیۀ فالدرج لسقوط همزۀ الوصل حینئذٍ، نحو: «فأتنی بالکتاب وأذن لی بقراءته»
از سخن پیش گفته روشن می شود که، حرف مد ناشی  از این قاعده در صورت حذف همزه اول – که در وسط کلام اتفاق می افتد - به اصل خود برمی گردد؛مانند:وأمُر أهلَک بالصَّلَوه.
قاعده دوم
قاعده دوم را می توان ضمن دو گزاره زیر تبیین نمود:
«الف) همزه متحرک مفتوح یا مضموم +همزه متحرک ← همزه متحرک مفتوح یا مضموم+واو.
مثال: أآدِم ← أوادم
ب) همزه متحرک مکسور+ همزه متحرک← همزه متحرک مکسور+یاء.
مثال: أئلٌ ← أیلُ.»
*تبصره*
همزه متحرک دومی هر حرکتی داشته باشد وجوباٌ به یاء مبدّل می شود؛  مانند: خطائِیُ ← خطائِی( ← خطایَی ← خطایا)  



قاعده سوم
سومین قاعده مختص به هیئت «فعائل» است. این هیئت همواره جمع مکسر می باشد. عرب زبان ها هنگام برخورد با این صیغه همزه آن را به «یاء» تبدیل می کنند. اندیشمندان صرفی با کنکاش در زبان عربی این تغییر را قاعده ای قیاسی یافتند. به عنوان مثال: بقائیُ ← بقایَیُ (← بقایا) .
قاعده چهارم
می توان این قاعده را چنین تبیین نمود:
«الف) همزه استفهام+همزه وصل اول کلمه(مفتوح).
مثال: أاُصطُفِیَ ← أصطُفِیَ.
ب) همزه استفهام + همزه وصل اول کلمه(مضموم یا مکسور).
مثال: أألآن ← آلان.»
همچنین جناب الشرتونی در کتاب خود «مبادی العربیه» این مطلب را با بیانی دیگر این گونه تبیین می کند:
« إذا اجتمعت الهمزتان فی کلمتین ، نحو: «أأنتَ» جازَ حذف إحداهما للتّخفیف و جاز قلیلاً أثباتهما جمیعا و جاز إقحام الف بینهما نحو: أأنتَ ← آنتَ / آأَنتَ.»  


قاعده پنچم
این قاعده که درباره  دوماده «أکل» و «اخذ» وضع شده را می توان در گزاره زیر بیان کرد:
«همزه فاء الفعل امر حاضر(امر یأمر – اخذ یأخذ) حذف می شود .
مثال: أوخذ ← خذ / أومر← مر»
قاعده ششم
این قاعده که درباره ماده «رؤیۀ» است میتواند  به ترتیب زیر تدوین شود:
«همزه عین الفعل مضارع و امر( ونادراً در ماضی ) ثلاثی مجرد و باب افعال ماده«الرّأی» پس از نقل حرکت به ما قبل حذف می شود.
مثال: یَرأَی ← یَرَی / یُرئی ← یُرِی.»
همچنین در کتاب مبادی العربیه به این نکته تصریح شده:
« تحذف الهممزۀ وجوباً من مضارع «رأی» و أمره فیُقال: «یَریَ یرَیانِ یَرَون  رَ رَیا رَوا». و تحذف أیضاً من «أریَ یُری مرٍ مریَ» .»
همچنین سید هاشم حسینی تهرانی در کتاب خود «علوم العربیه» به سیر شکل گیری این قاعده توجه کرده ونکته جالب و شاذی را نیز گفته است:
«ماده «رُؤیَۀ» ثلاثی مجردش طبق قاعده صیغه سازی میشود: «رأی یرآی إرأَ» ، لکن همزه عین الفعل را از صیغه مضارع و امر،حذف و حرکتش را به فاء الفعل نقل داده میگویند: «یَریَ ، رَ» و این حذف در ماضی به ندرت و در بعضی از اشعار دیده شده و همچنین استعمال مضارع و امر به صورت خود هم ندرتاً وجود دارد.»
مثال: یَرأَی ← یَرَی / یُرئی ← یُرِی.»

فصل3.قواعد تخفیف جایز همزه

قاعده یکم
این قاعده که غالباً جواری است ولی در برخی موارد منوط به سماع است، مستتر در عبارت زیر است:
«الف) یاء ساکن+همزه متحرک ← ادغام یاء درهمزه .
مثال:نبیء ←  نبیّ.
ب) واو ساکن+همزه متحرک ← ادغام واو در همزه.
مثال: وضوء ← وضوّ.»
همچنین استاد الشرتونی در کتاب خود ضمن اشاره به جوازی بودن این قاعده می فرماید:
« إذا تحرّکت الهمزۀ فی الطّرف بعد واو أو یاء ساکنین فالمختار قلبُها واواً بعد الواو و یاءاً بعد الیاء و أدغامها فی ما قبلها؛ نحو: «الوضوّ، النّبیّ، الرّزیّۀ».»
*تبصره*
«این قاعده در کلماتی مانند نسیءٌ و بریٌ اجرا نشده است.»  

قاعده دوم
این قاعده را - که از جهاتی شبیه به قاعده اول فصل 2 است- می توان این گون به معرض نمایش در آورد:
«حرف متحرک غیر همزه+همزه ساکن ← حرف متحرک غیر همزه+حرف مد مناسب باحرکت حرف قبل.
مثال:تأریخ ← تاریخ.»
نکته: اجرای این قاعده متداول تر از عدم اجرای آن است.
جناب رشید الشرتونی در مبادی العربیه ضمن اشاره به کثرت این قاعده نسبت به عدم اجرای آن، این گونه افاضه میکند:
«إذا سکنت الهمزۀُ بعد غیر الهمزۀ: یکثر قلبها حرف مد نحو: «راس، شوم ، ذیب» و جاز ابقاءها.»  

قاعده سوم

این قاعده که درباره کلمه «ائمه» و صیغه 13 مهموز الفاء است، به دوقسمت تقسیم می شود:
«الف)ائمهً←ایمّه.
ب)تبدیل همزه صیغه سیزده مهموز الفاء به یاء.
مثال:أئِنُّ←ایِنُّ.»

قاعده چهارم
میتوان چنین این قاعده را تفهیم کرد:
«حرفی غیر همزه(مکسور یا مضموم)+همزه مفتوح در اثنای کلمه ← حرفی غیر همزه(مکسور یا مضموم)+حرف عله مناسب با حرکت حرف پیش از خود.»
مثال: مِائَه ← مِیَه.
در مبادی العربیه هم به این نکته تصریح شده:
« إذا تحرّکت الهمزۀ بعد حرف غیر الهمزۀ متحرکٌ بالضمّ أو بالکسر جاز قلبها واواً مع الضمّۀ و یاء مع الکسرۀ؛  نحو: «موَجَّل و مؤجَّل» و «ذِئاب و ذِیاب».»

    

قاعده پنجم
این قاعده که خاص همزه لام الفعل است به صورت زیر تقریر می شود.
« حرف  متحرک + همزه لام الفعل در آخرکلمه ← حرف متحرک + حرف عله مناسب با حرکت ما قبل خود.
مثال: قرأ ← قرا.»  
قاعده ششم
در باره ماده «سؤال» می توان قاعده ای به صورت زیر استخراج کرد:
«همزه عین الفعل ماده سوال در افعال معلوم ← الف.
مثال: سأل ← سال / یسأَل یسَال / إسأل ← سَل»
جناب سید هاشم حسینی تهرانی هم به این قاعده اشاره کرده ونکته ای  راجع به باب مفاعله و تفاعل این ماده «سؤال» را بیان فرموده:
«در ماده سؤال جایز است همزه قلب به الف بشود. در باب مفاعله این ماده جایز است همزه را قلب به یاء نمود: سایَلَ.
و همچنین  در باب تفاعل قلب به واو و یاء جایز است: تساوَ لَ / تسایَلَ.»  .



فهرست منابع

1 .صرف ساده، محمدرضا طباطبایی، دارالعلم، تهران1390.
2 .ترجمه علوم العربیه ،سید هاشم حسینی طهرانی، انتشارات المفید، 1368.
3 .مبادی العربیه جلد4، رشید شرتونی، دارالعلم، تهران1385.
5. صرف کاربردی،  شیخ عبدالرسول کشمیری، مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام.
6. درسنامه صرف، علی عرب خراسانی، دارالعلم، تهران1385.
7.  صرف متوسطه، حمید محمّدی ، انتشارات اندیشه مولانا، 1392.
 
نتیجه گیری و پیشنهادها
به نظر میرسد از نحوه های مختلف تقسیم بندی که علمای صرف برای قواعد تخفیف همزه وضع کرده اند،تقسیم این قواعد به واجب و جایز،از همه مناسب تر باشد.
و این حقیر پیشنهاد میکنم که به جای ارجاع دادن موارد تخفیف به سماع سعی شودحتی الامکان قواعدی قالبی برای این مقوله ایجاد شود.


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.