بسم الله الرحمن الرحیم

 

تقدیم
به هر آن که از فهمیدن لذت می برد...
 

فهرست


تقدیر   ....................................................................................................................................................... الف
مقدمه  .......................................................................................................................................................  5
فصل اول : کلیّات (مفهوم شناسی)  ................................................................................................................   6
فصل دوم : بررسی اقوال پیرامون ثبوت و حدوث  ..................................................................................................  7
النحو الوافی:  .............................................................................................................................................   7
شرح الرّضی علی الکافیۀ: .............................................................................................................................   8
سلسبیل:  ..................................................................................................................................................  8
صرف کاربردی :  ...........................................................................................................................................   9
نتیجه گیری   ..............................................................................................................................................   10
منابع .........................................................................................................................................................  10



مقدمه
در کتب آموزشی صرف با عناوین حدوث و ثبوت آشنا می شویم  ، اجمالی بودن تعریفی که برای این دو عنوان در این کتب موجود است مارا بر آن داشت تا تفحّصی در معنای دقیق هر یک و تفاوت هایشان داشته باشیم، لذا به برخی از کتب تحلیلی (که از منابع دسته اول هم به شمار نمی آیند) مراجعه شد و حاصل، رسیدن به تعریفی مفهومی و متفاوت نسبت به تعریف رایج برای ثبوت گشت.
در این پژوهش برای رسیدن به نتیجه ، به سوالات زیر پرداخته شد.

سوال اصلی:
 آیا حدوث و ثبوت تفاوت دارند؟
سوالات فرعی:
1-    معنای اصطلاحی حدوث چیست؟
2-    معنای اصطلاحی ثبوت چیست؟
3-    آیا نحویون صرفیون هر کدوم در تعریف این مفاهیم اتّفاق نظر دارند (در قالب بررسی اقوال)؟



فصل اول : کلیّات (مفهوم شناسی)
ثبوت در لغت به معنای استقرار و پا بر جای شدن  و حدوث به معنای پیدا شدن و جدیدن رخ دادن  است.
در اصطلاح نامه های صرف و نحو نیز ثبوت را به استمرار دوامیو حدوث را به استمرار تجدّدی تعبیر کرده اند .


فصل دوم : بررسی اقوال پیرامون ثبوت و حدوث
در مورد تعریف حدوث اختلاف معنا داری میان نحویّون وجود ندارد.
امّا معنای ثبوت که در آن به شدّت اختلاف است و ما نظر چهار کتاب را در این مسأله بررسی می کنیم.

النحو الوافی:

عباس حسن در این کتاب سعی کرده است تا با تحلیل خودش آنچه را قدما در این باب مطرح کرده اند بیان کند وی می گوید صفت مشتشکّل از چهار قسم است : ذات، حدث، ثبوت خاصّ، ثبوت عامّ   ؛ امّا عباس حسن در ادامه ی بحث ثبوت عام را مطرح می کند به این معنی که ذات مورد نظر در گذشته دارای حدثی بوده که در حال و آینده نیز دارای آن است یعنی وقتی شما به کسی می گویید کریم یعنی می دانید در گذشته انسان با کرمتی بوده است هم اکنون انتظار دارید با شما کریمانه رفتار کند و انتظار ندارید که فردا (آینده) آن شخص را خارج از این وصف بدانید. سپس ثبوت خاص را از ثبوت عام نتیجه می گیرد و می گوید اگر ذاتی در گذشته، حال و آینده یک ویژگی داشته باشد پس باید آن را در طول زمان نیز حفظ کند. بنابراین صفت مشبّهه دلالت بر استمرار دوامی حدث برای صاحب آن دارد.

شرح الرّضی علی الکافیۀ:

 دیدگاه شیخ رضی علیه الرّحمة در این بحث دیدگاهی کاملا متفاوت است. او ادّعا می کند که صفت مشبّهه تنها دلالت و مطلق اتّصاف ذات به حدث دارد بی توجّه به آن که حدث متعلّق به چه زمان یا زمان هایی است بر این مبنا (که ایشان به این مثال نیز تصریح داشتند) حَسَن معنایی به جز ذو حسن ندارد که در آن تقیّد به زمان مطرح نیست ، وی علّت این نظر را هم چنین مطرح می کند که استمرار حدوث را جزئی از ماهیّت توصیف دانست چرا که هر دو، قیدی هستند در نحوه ی توصیف ، و وصف (بما هو وصف!) نمی توان در قالب زمان محدود کرد مگر آن که با قرینه ای حدّی بر آن گذاشته شود از طرفی وقتی صفتی را برای شیئی وضع کردید و آن صفت را در نحوه ی اتّصاف به آن شیء از نظر زمان محدود نساختید (قرینه ای برای محدودیت زمان نیاوردید) آنگاه ذهن انسان استمرار آن صفت را برای صاحبش مفروض می پندارد. در حقیقت مرحوم رضی بحث استمرار را عرضی خاصّ برای (برخی) صفت مشبّهه می داند.

سلسبیل:


در گفتار ما، از این کتاب تنها دو نکته ی مرتبط با بحث مطرح می شود؛ ابتدا ادّعایی که صاحب کتاب بوسیله آن قصد دارد سخن مرحوم نظر را ارجح و مناسب تر از اقوال دیگر بخواند و آن دلالت بسیاری از صفت مشبّهه و استعمالشان بر غیر استمرار است آنچنان که عباس حسن نیز قادر به تکذیب،  در اصل این مطلب نیست. نکته ی دیگری که این کتاب بر آن تاکید می کند، نظر مولّف درباره ی نسبتی است که عبّاس حسن به متقدّمین می دهد، او متن زیر را گواهی بر ان می داند که شاید نتوان سخن عبّاس حسن را به متقدّمین نسبت داد.
«سیرافی و أخفش (چنان که از ظاهر کلامشان استفاده می شود) معتقدند که صفت مشبّهه همیشه به معنای ماضی است و ابن سرّاج، فارسیّ و شلوبین آن را به طور کلّی به معنای ماضی نمی دانند»، بنابراین نمی توان قول بالا را  به راحتی به متقدّمان نسبت داد.

صرف کاربردی :

 ابتدا قسمتی از متن این کتاب آورده می شود:
«... هر مصدر را به دو صورت می توان حاظ کرد: ثبوتی و حدوثی . مصادر ثبوتی یعنی مصادر بودنی (نه با دوام) و مصادر حدوثی یعنی مصادر شدنی (وجود بعد از عدم) و کردنی.
به عبارت دیگر ذهن انسان بسته به موارد مختلف یک حدث (مصدر) را دو جور می تواند لحاظ کند: گاهی به لحاظ شدن و وجود بعد از عدم به حدث نگاه می کند و گاهی نه. بلکه همان حدث را به لحاظ این که این حدث صفت درونی و یک حالت یا خصلت در یک ذات است ، لحاظ می کند. یعنی جنبه ی بودن را در آن لحاظ می کند و نه جنبه ی شدن. هر حدثی این قابلیت را دارد و این از اعتبارات ذهن انسان است ...
... هر گاه بخواهند صدور حدثی را به ذاتی نسبت دهند، اگر آن حدث معنای ثبوتی یعنی بودنی داشته باشد در قالب صفت مشبهه می سازند و اگر معنی حدوثی یعنی شدنی یا کردنی داشته باشد در قالب اسم فاعل می سازند.به عنوان نمونه الحسن یعنی کسی که دارای صفت و خصلت نیکویی است، الشجاع یعنی کسی که دارای صعت شجاعت است.حدث در این دو مثال از نوع بودنی است.بر خلاف الضارب یعنی کسی که زننده است که حدث در آن از حدوثی وشدنی است و دلالت بر وجود بعد از عدم و وقوع در غیر در آن واضح است...
...اما در دوره تدوین کتاب های ادب(قرن 5تا9)این مطلب به اشتباه فهمیده شد.گفتند در اسم فاعل نسبت مصدر به ذات حدوث داشته و دوام ندارد و در صفت مشبهه دوام دارد.بعد دیدند که مواردی از صفت مشبهه وجود دارد که دوام ندارد و مواردی از اسم فاعل وجود دارد که دوام دارد.و در توجیه یا نقد آن مطالبی آورده اند که از پایه بی اساس است. »
آنچه که از متن صرف کاربردی بدست می آید این ادّعاست که ذهن انسان به دو صورت صفات (ویژگی) ها را به ذوات نسبت می دهد یا صفات را جزئی از ذات تصوّر می کند و یا یک ویژگی را عرضی آن می پندارد (مثلا: شما می توانید یک انسان را سیاه پوست و انسان دیگری را با پوستی پوشیده از سیاهی تصوّر کنید)
در حالت اوّل شما ویژگی مورد نظر را جزئی از ذات شیء مورد نظر تصوّر می کنید و اصلا تصور آن شیء بدون بدون این ویژگی تغییر در ماهیت آن است پی نبودن آن ویژگی از ابتدا قابل فرض نیست تا بخواهیم برای بودن و نبودن (صفت) تصمیم گیری کنیم و فید زمان مطرح نیست.
اما در حالت دوم شما می توانید یک ویژگی عرضی را برای شخصی تصور بکنید یا نکنید. این جاست که پای زمان به میان می آید. چون ممکن است آن ویژگی در زمانی وجود داشته باشد و در زمان دیگری نه.
حال باید به این ویژگی توجه داشت که یک صفت را نمی توان هم به حالت اول و هم به حالت دوم به ذاتی نسبت داد.  اما در برخی موارد عرب به خاطر شباهت میان این دو یک ماده را برای دلالت نسبت به هر دوی آن ها انتخاب کرده است اما از آن جا که بر اثر گرفته شدن مفاهیمی از آن دو صفت (عرضی و ذاتی) تفاوت ها آشکار تر می شود؛ برای معنای مفاهیم مشتق از آن ها تفاوت قائل شده و برای هز کدام کلمه ای وضع کرده است.
نتیجه گیری
از آنچه بیان شد (و در آن، گفتار مولّف صرف کاربردی دقیق تر و قانع کننده تر به نظر می رسید) نتیجه می شود حدوث دارای محدودیت نسبت به زمان است امّا ثبوت ارتباطی با زمان ندارد. پس اصلا این دو، قسیم یکدیگر در تقسیم نسبت به دلالت الفاظ به زمان نیستند تا در این حوزه با هم مقایسه شوند و حتّی مادّه هایی نیز که رنگ و بوی آن دو را به خود می گیرند کاملاً متفاوت اند.
منابع
‌أ.    استر آبادی، رضیّ ابن محمّد ابن الحسن، شرح الکافیه ابن الحاجب، دارالکتب العلمیّة بیروت-لبنان، 1395 ق.
‌ب.    حسن، عبّاس، النّحو الوافی، ناصر خسرو تهران - ایران، بی تا.
‌ج.    علیدوست، ابوالقاسم، السلسبیل فی اصول التّجزئة و الإعراب، دارالاسرة للطّباعة و النّشر تهران – ایران، 1420 ق.
‌د.    کشمیری، عبدالرّسول، صرف کاربردی، انتشارات موسّسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلامی مشهد – ایران، 1392 هـ.ش.
‌ه.    صالحی ابرقویی، محمّد، جرعه ای از ادب قرآن (ترجمه کتاب السّلسبیل)، بوستان کتاب قم – ایران، 1387 هـ ش.
‌و.    بندر ریگی، محمّد، فرهنگ معجم الوسیط، انتشارات اسلامی تهران – ایران، 1389 هـ ش.
‌ز.    بدیع یعقوب،إمیل،المعجم المفصل فی علم الصرف، دارالکتب العلمیّة بیروت-لبنان،1413 ق.
‌ح.    فوال بابتی،عزیزه، المعجم المفصل فی علم النحو، دارالکتب العلمیّة بیروت-لبنان،1413 ق.
‌ط.    عرب خراسانی،علی،درسنامه صرف،دارالعلم قم-ایران،1385 هـ ش.
‌ي.    طباطبایی،سید محمد رضا،صرف ساده، دارالعلم قم-ایران،1392 هـ ش.


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.