بسم الله الرحمن الرحیم

 

فهرست
مقدمه   ............................................ 4
مفهوم شناسی  ................................5
اقوال  ..............................................  5
ادله  ...............................................  6
نتیجه  ............................................  6
منابع  .............................................  7
 
مقدمه
همان طور که می دانید یکی از مطالبی که در علم صرف بسیار از آن یاد می شود بحث وزن کلمات است و در حین یادگیری و تدریس این علم تقریباً همیشه از این قالب استفاده می شود. در این صفحات سعی شده است که ابتدا به چیستی وزن و قواعد آن و سپس به این سوال که آیا این قواعد در صرف کاربرد دارد پرداخته شود و در آخر مخاطب به این مطلب اذعان کند که  وزن در علم صرف تنها برای سهولت تعلیم و تعلّم کاربرد دارد و فایده ی خاص دیگری ندارد
 

مفهوم شناسی
وزن
اولین مفهومی که در این بحث با آن رو به رو می شویم وزن است وزن در کتاب لسان العرب  اینگونه معنا شده است:
7:20 AM
وزن‏:
الوَزْنُ‏: رَوْزُ الثِّقَلِ و الخِفَّةِ. الليث: الوَزْنُ‏ ثَقْلُ شي‏ء بشي‏ء مثلِه‏ كأَوزان‏ الدراهم،
و مثله الرَّزْنُ، وَزَنَ‏ الشي‏ءَ وَزْناً و زِنَةً.

و در اصطلاح حال حاضر  صرفیون قالبی است که از «ف»، «ع»، «ل» و احیاناً حرف یا حروفی دیگر تشکیل شده است
بیان گر موارد زیر است:

1.    بناء کلمه
2.    حروف اصلی و زائد و جایگاه آنها
3.    حرکات یا سکون هر حرف از کلمه
4.    اگر قلب مکانی در حروف کلمه ای رخ داده بود بیان می کند
5.    اگر در برخی موارد حذف حرف هم در کلمه صورت گرفته بود مبین است

قواعد وزن قواعدی است که نحوی استخراج موارد بالا را از وزن کلمه توضیح می دهد به عنوان مثال وقتی می گوییم
کلمه ای بر وزن فاعل است متوجه می شویم که این کلمه ثلاثی مزید است حرکت حرف اول آن مفتوح حرف دوم ساکن حرف سوم مکسور و حرف چهارم معرب است و در آن قلب مکانی و حذف رخ نداده است.
اقوال
طبق نظر کل قوم  وزن در علم صرف به اهداف علم صرف کمکی نمی کند یعنی در بحث شناخت ساختار کلمه و تغییرات ایجاد شده در آن و یا کلمه سازی وزن نیست که صرفی را به این اهداف می رساند.




ادله
با نظر به توانایی وزن و تعریف آن در میابیم که صرفی قبل از استفاده از وزن از طریق کلمات متجانس، حروف اصلی و زائد (حروف سالتمونیها ) و... (در صورت امکان) شناخت کاملی از کلمه بدست می آورد سپس برای سهولت کار برای فهماند یافته های خود آن را به قالب وزن در می آورد. درحقیقت مثل وزن مثل علائم ریاضی است ریاضی دان به جای آن که بنویسد مجهول می نویسد X  صرفی نیز بجای اینکه بنویسد ضارب حرف اول اصلی و مفتوح، حرف دوم زائد و ساکن ، حرف سوم اصلی و مکسور و حرف چهارم اصلی و معرب می نویسد ضارب بر وزن فاعل است.
همین فرآیند در مورد یادگیری هم وجود دارد یعنی فرد دانشپژوه با دانستن وزن ضارب به موارد بالا پی می برد
نتیجه
وزن در علم صرف تنها برای سهولت تعلیم و تعلّم به کار می رود و اهداف اصلی صرف (شناخت ساختار کلمه و تغییرات آن و احیاناً کلمه سازی)را  بروآورده نمی کند.

 
منابع
.1لسان العرب‏ .ابن منظور، محمد بن مكرم‏ .دار صادر ،بيروت‏ 1414 ه. ق‏. چاپ سوم‏ .

.2 شرح  شافیه ابن حاجب/شیخ رضی الدین محمد بن الحسن استرآبادی/دارالکتب العلمیه بیروت –لبنان/1395 ه.ق
.3 صرف ساده /تالیف سید محمد رضا طباطبایی/انتشارات دارالعلم/هشتادچاپ/ویرایش 1392

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.