بسم الله الرحمن الرحیم

 

تقدیر و سپاس:

تقدیر و تشکر فراوان از اساتید مشاور و راهنما و تمام بزرگوارانی که حقیر را در تحقق و ثمردهی هر چه بهتر این پژوهش یاری کردند.
تقدیم:
اگر قابل باشد و مفید فایده ی طلبه ای از طلّاب امام عصر عجّل الله تعالی فی فرجه  باشد، تقدیم می کنم به خود حضرتشا ن و نائب بر حقّشان حضرت امام خامنه ای بنفسی له و شهدای هشت سال دفاع مقدّس و دایی شهیدم.
جای دارد تا تشکّر کنم از اساتید مشاور و همکار مشاور آقایان حجّت الإسلام و المسلمین رضا زاده (زید عزّه) و حجّت الاسلام و المسلمین شریعتمداری (زید عزّه) ، وفّقهما الله إن شاء الله.

(اجرهم عندالله)    

چکیده:

مشاهده تزاحم در قواعد عمومی اعلال حقیر را بر این داشت که  برای بدست آوردن اطلاعات کامل درباره ی تزاحمات و اولویت بندی هایی که برای رفع آنها در سایر کتب صرفی معتبر ذکر شده این پژوهش را آغاز ومطالب مفید مربوطه را جمع آوری کنم.

قابل توجه مخاطب گرامی این موضوع، تزاحم بین قواعد عمومی را بررسی میکند و همچنین  تزاحمات موجود بین قواعد عمومی اعلال وقواعد ادغام را نیز دربردارد.

در نتیجه این پژوهش مشاهده می شود که غالب صرفیون دو تزاحم را در این محدوده بیشتر ذکر نکردند و در چگونگی رفع این تزاحم اتفاق نظر دارند
که إن شاءالله مفصل به بررسی آن می پردازیم.

فهرست مطالب
بخش اول: تعاریف   ........................................................................... 2
بخش دوم: جایگاه و فایده  ................................................................  4
بخش سوم: تقسیمات قواعد ............................................................. 5
بخش چهارم: بررسی مورد تزاحم  .....................................................  6
نتیجه گیری:  ..................................................................................  9
فهرست منابع   ............................................................................... 10

                                                         
بخش اول: تعاریف
تعریف حروف عله:
منظور از حروف عله (واو / یاء / الف منقلبه )است.
تنها در یکی از منابع رجوع شده قید منقلبه برای الف ذکر نشده بود.
تعریف لغوی معتل:هو اسم فاعل من اعتل،ای یرید انه  من باب افتعال.اعتلال:بیمار گردیدن*
تعریف اصطلاحی کلمه معتل:
هو ماکان احد اصوله حرف عله.
فعل یا اسمی که یکی از حروف اصلی آن حرف عله باشد.
به کلمه ای گفته می شود که دارای حرف عله باشد.  
کلمه ای که در حروف اصلی آن حرف عله باشد.
(همه ی منابع کلمات معتل را به چهار بخش معتل الفاء،معتل العین،معتل اللام و لفیف*ومعتل الفاء والعین واللام تقسیم کرده اند)
تعریف اعلال:

الاعلال هو حذف احرف العله او قلبها او تسکینها.
به تغییر حرف عله برای تخفیف اعلال گویند.
حرف عله در بعضی موارد برای تخفیف تغیرداده می شود که به این تغییر اعلال گویند.
ولی در بعضی کتب اشاره ای به تعریف اعلال نشده است.


بخش دوم: جایگاه و فایده

علماء مجموعه دین را در سه بخش احکام،عقائد واخلاق تقسیم میکنند،حال برای دست یابی به آموزه های دینی فراگیری ادبیات عرب،مخصوصا برای کسانی که بخواهند از راه اجتهاد به این آموزه ها برسند لازم است.
بخشی از ادبیات به بررسی هیئت لغات عربی میپردازد،و قواعدی که در هیئت لغت تغییر ایجاد میکند را بررسی میکند.یکی از این قواعد،قاعده اعلال میباشد،که مورد بحث ماست.
تنها فایده ای که برای قواعد اعلال ذکر شده این است که باعث زیبایی کلمه
تلفظ آسانتر آن می شود.


بخش سوم: تقسیمات قواعد

در بعضی از کتب با اسلوبی مشابه پنج نوع کلمه ی معتل را ذکر کرده،سپس قواعد مربوط به هر نوع را بیان کرده است.
در کتاب دیگر کل قواعد اعلال فعل را در قالب شش قاعده آورده است،به اینصورت که با توجه به شرایط حرف عله در فعل (اعم از حرکت و جایگاه آن)،افعال را تقسیم بندی کرده و قواعد مربوطه را بیان کرده است.
کتاب دیگر قواعد را به سه بخش،اعلال به حذف،اعلال به قلب و تسکین تقسیم کرده و افعالی که مشمول هر کدام می شود را بررسی کرده است.



بخش چهارم: بررسی مورد تزاحم

بعد از بررسی تعاریف و با توجه به نوع تقسیمات قواعد اعلال در کتب صرفی به بررسی تزاحماتی که برای این قواعد ذکر کرده اند و چگونگی رفع تزاحم می پردازیم.
1-    درسنامه صرف
حرف علّه متحرّک ما قبل مفتوح               در اینصورت حرف علّه به الف تبدیل می شود. مانند: قوَلَ که می شود قالَ.
امّا در مانند «یُدعَوُ» ابتدا «واو» به «یاء» تبدیل می شود               «یُدعَیُ» و بعد به «الف»               یُدعی.
-    {البتّه این بحث را در قالب یک قاعده آورده لذا تزاحمی بین قواعد پیش نیامده و در مورد چرایی این تقدّم و تأخّر هم حرفی به میان نیاورده است.}


2-    آموزش صرف
در بخش ناقص هفت قاعده اعلال عنوان کرده است که در یک جا قاعده یک آن با قاعده شش تزاحم پیدا می کند که در این جا ابتدا قاعده شش اجرا می شود.
قاعده1: «واو» و «یاء» متحرّک در صورتی که حرکت آن ها اصلی باشد و ماقبلشان مفتوح باشد قلب به «الف» می شوند، مثل: «دَعَوَ» می شود «دَعی».
قاعده 6: در ناقص «واو»ی اگر «واو» حرف چهارم یا بعد از آن بوده و ماقبل آن مفتوح باشد قلب به «یاء» می شود. مانند : «یُدعَوُ» می شود «یُدعَیُ».
پس در یُدعَوُ داریم: یُدعَوُ             یُدعَیُ              یُدعی  .
3-    التّصریف
فالحاصل انّه یجعل مثل النّاقص بعینه لا مثل الاجوفِ {و} تقول: {قَوِیَ یَقوی قُوَّة} و الاصل قَوِوَ یَقوَوُ فأعلَّ إعلال رَضی یَرضی .... ؛ لانّ العلال فی مثل هذه الصُّورة واجب فلا یجوز أن یقال: رَضِوَ مثلاً بلا إعلال بخلاف الإدغام فإنّه لا یجب إذ یجوز أن یُقال: حَیَیَ بلا إدغام فقدّم الواجب فلم یبقِ سبب الإدغام؛ و لأنّ قَوِیَ اخفَّ من قَوَّ بالادغام و اغتفر اجتماع الواوین فی القوّة فی الادغام فإنّه موجب للخفّة و نظیره ... .
4-    صرف رواندر مثل «قَوِیَ» که در اصل قَوِوَ بوده «واو» آخر به دلیل کسره ماقبل قلب به «یاء» شد، در «قَوِوَ» احتمال ادغام نیز هست ولی ادغام نمی شود. به دلیل آن که ادغام در این مورد جای است ولی هرجا شرایط اعلال موجود شود واجب است اعلال انجام گردد.


نتیجه گیری:

همانطوری که مشاهده شد:
1-    با فحص در منابع به این نتیجه رسیدیم که در مورد این باب (تزاحم قواعد اعلال) به طور خاص بررسی انجام نشده است.
2-    با توجّه به منابع؛ اگر در یک جا محلّ اجرای قاعده ادغام و اعلال هم زمان بود، قاعده اعلال الویّت دارد. و اینکه تنها مورد تزاحمی که در بین قواعد عمومی اعلال فعل مشاهده شد، در فعل لفیف یا ناقص واوی بود که حرف علّه قبل از قلب به الف به یاء قلب می شد با توضیحاتی که در اقوال آمد.      


فهرست منابع

1.    آموزش صرف/مولف:سیدقاسم حسینی/ناشر:مرکزجهانی علوم اسلامی/چاپ دوم 1379
2.    جامع المقدمات(التصریف)/ناشر:موسسه انتشارات هجرت/چاپ بیستم 1388/مولف:مدرس افغانی
3.    درسنامه صرف/مولف:علی عرب خراسانی/چاپ اول1385/ناشر:موسسه انتشارات دارالعلم
4.    صرف روان/مولف:احمدامین شیرازی/ناشر:آینه ی پژوهش/چاپ اول 1371
5.    مبادی العربیه ج4.قسمت صرف/مولف:رشید شرتونی/مترجم:سیدعلی حسینی/موسسه انتشارات دارالعلم/چاپ نهم 1391


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.