بسم الله الرحمن الرحیم

 

تقدیم به:
آقا امیرالمومنین وحجت الله
الاعظم امام زمان (روحی و ارواح العلمین لتراب مقدمه الفداء) و تمامی جهادگران علمی
                                            آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست                هر کجا هست خدایا نو نگه دارش باش



تقدیر و تشکر

نهایت تقدیر و تشکر از آقایان رحیمی و فروتن و کلیه کسانی که در به ثمر نشستن این تحقیق بنده حقیر را یاری فرمودند.
اجرهم عند ا...



چکیده:
مقاله ای که در محضر خواننده محترم است به مسائلی پیرامون تعریف، قواعد،فایده و کاربرد وزن می پردازد به این شرح:
وزن در لغت به معنایث وزن کردن و در اصطلاح به چگونگی هیئت و ساختار کلمه می پردازد.
قاعده کلی آن اینست که در مقابل حروف اصلی به ترتیب ف ع ل قرار می گیرد.
و کاربرد آن اینست که با دانستن وزن می توانیم:
-  حروف اصلی زاید
-  حرکت و سکون کلمات و نوع حرکات هر یک از حروف
-  جابجایی حروف در صورت جابجایی
-  حذف برخی از حروف در صورت حذف
را تشخیص دهیم.



فهرست مطالب
مقدمه...............................................................................................2

بخش اول:         
 حروف اصلی ، زائد و  وزن کلمه............................................................3

بخش دوم:
معنای لغوی وزن.................................................................................4
انواع وزن............................................................................................4
تعریف وزن:........................................................................................5

بخش سوم:
قواعد وزن..........................................................................................6

بخش چهارم
فایده وزن..........................................................................................9

بخش پنجم
  اقسام وزن                                                                                                               کاربرد وزن...............................................................................................10
بخش ششم    
ادله ............................................................................................ 11 نتیجه.......................................................................................... 11

منابع............................................................................................12
 


 مقدمه:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صلی علی محمد وال محمد

درخت دین اسلام از ریشه عقاید و ساقه و برگ احکام و از میوه اخلاق به وجود آمده است.
 منابع هرسه بخش عربی اند و راه دستیابی به آنها آموختن ادبیات عرب است و یکی از شاخه های ادبیات صرف است پس آموختن صرف بر کسی که دنبال فقاهت در دین است امری واجب است.
خود علم صرف از قسمت های مختلفی تشکیل شده مثل هیئت و معنا راه فهمیدن هیئت کلمات دانستن وزن کلمات است.
فلذا با این مفروضات دانستن وزن امری ضروری است.
در این مقاله به  چند سوال پاسخ داده شده است مثلا:
 تعریف وزن چیست؟
 و قواعد و کاربرآن چیست؟
فایده ی آن چیست؟
و


بخش اول:
<< حروف اصلی و زائد، وزن کلمه >>

در مجموعه ای از کلمات هم خانواده، حروفی که در تمام آنها وجود دارند، اصلی و بقیه زائداند برای مثال، در کلمات (عالم، معلوم، علوم، علّام، اعلم)  سه حرف «ع ،ل ، م» اصلی و بقیه زائداند.

ابنیه کلمه:
 کلمه از نظر تعداد حروف اصلی و داشتن حروف زائد به شش دسته تقسیم می شود: 1ـ ثلاثی مجرد: کلمه ای است که سه حرف اصلی داشته و حرف زائد نداشته باشد.
مانند: قتل، حَسُن، رجل.
2ـ ثلاثی مزید: کلمه ای است که افزون بر سه حرف اصلی، دارای حرف زائد باشد. مانند: قتل، شاتم، احسن، علوم.
3ـ رباعی مجرد: کمه ای که چهار حرف اصلی داشته باشد و حرف زائد نداشته باشد مانند: زلزل، جعفر، درهم.
4ـ رباعی مزید: کلمه ای است که افزون بر چهار حرف اصلی حرف زائد داشته باشد مانند: تزلزل، جعفر، دریهم.
5ـ خماسی مجرد: کلمه ای است که پنج حرف اصلی داشته باشد و حرف زائد نداشته باشد. مانند: سفرجل، قدعبیل
6ـ خماسی مزید: کلمه ای است که افزون بر پنج حرف اصلی حرف زائد داشته باشد مانند: سفرجلین، سفرجلّی.

نکته: قسم پنجم و ششم به اسم اختصاص دارد.


بخش دوم:
وزن

معنای لغوی وزن: از ریشه (وزن ، یزنُ) الشیء: آن چیز سنگین و وزین شد.
(وَزَنَ) الشئ: آن چیز را با ترازو کشیده آن را وزن کرد، است .
•    معنای اصطلاحی:علمی که بدان علم تصریف میگویند، علمی است که از ساختار کلمه و تغییراتی که در کلمه رخ میدهد بحث میکند

انواع وزن: وزن دو نوع است: عروضی و تصریفی.
1ـ وزن عروضی وزنی است که در آن متحرک یا ساکن بودن حروف لحاظ می شود نه نوع حرکت مثلا <جعفر> با <برثن> هم وزن است البته هم وزن عروضی.
2ـ وزن تصریفی وزنی است که در آن علاوه بر متحرک یا ساکن بودن نوع حرکت نیز مورد توجه است بنابراین با وزن تصریفی، <جعفر> با <جوهر> هم وزن می شود نه با <بُرثُن>.

 تعریف وزن:
تعریف 1:
ـ وزن بیانگر آهنگ کلمه است همراه با مشخص کردن حروف اصلی از زاید
ـ برای نشان دادن حروف اصلی و زاید و اصل کلمات (قبل از تغییر صرفی) از وزن استفاده می شود، استفاده از وزن در سرعت فهم نقش بسزایی دارد برای مثال وقتی می گوییم «یقولُ» بر وزن «یفعل» است به مخاطب می فهمانیم که اولا حرف اول زائد است ثانیا حرکت واو به قاف منتقل شده است، ثالثاً از آنجا که وزن یفعل یکی از وزن های فعل مضارع 1معلوم ثلاثی مجرد است پس یقول فعل مضارع معلوم است پس شنونده با شنیدن کلمه یفعل سه مطلب را متوجه می شود.

تعریف 2:
ـ وزن هر کلمه قالبی است که از (ف، ع، ل) و احیانا حرف یا حروفی دیگر درست می شود و بنای آن کلمه را نشان می دهد.
یک نکته: برخی از صرفیون از حروف اصلی در اسماء تعبیر به (فاء الکلمه)، (عین الکلمه)و (لام الکلمه) می کنند و استدلال می اورند که چون این کلمات اسم اند نباید از تعبیر (فاء الفعل) و (عین الفعل) و (لام الفعل ) که مختص به افعال است استفاده نمود اما جواب این است که منظور از( فعل) در( فاء الفعل) و... (فاء و عین و لام)ی است که کنایه از حروف اصلی کلمه می باشند نه فعل در مقابل اسم.
خلاصه ، به چگونگی هیئت و ساختار کلمه وزن آن گویند، تعداد حروف اصلی و زاید، نوع حروف زاید ترتیب قرار گرفتن آنها و نوع حرکات و سکنات همگی بیانگر چگونگی ساختار کلصمه است.



بخش سوم:
<<   قواعد وزن  >>
•    قواعد اولیه
برای تعیین وزن هر کلمه به ترتیب زیر عمل می شود:
1ـ به جای حروف اصلی آن، به ترتیب، «ف، ع، ل» گذارده می شود.
2ـ چنانچه حروف اصلی بیش از سه حرف باشند به جای حرف چهارم و پنجم اصلی نیز «لام» قرار می گیرد.
3ـ حرکت و سکون هر یک از حروف وزن، مطابق با حرکت و سکون حرفی است که مقابل آن قرار می گیرد.
به وزن کلمات زیر توجه فرمایید:
          علم = فعل                                   حسن= فعل
          جخدب =  فعلل                            زبرج =  فعلل
ـ اگر کلمه ای حرف زائد غیر مشدّد داشته باشد در صورتی که آن حرف زاید تکرار حرف اصلی باشد در وزن نیز حرفی که برابر حرف تکراری است تکرار می شود؛ مانند، جلب = فعلل اگر چنانچه حرف زاید باشد در وزن نیز خود حرف زاید را می آورند.  مثل کاذب = فاعل
تبصره: اگر حرف زاید بدل از تاء باب افتعال باشد در این صورت یا حروف زاید بدل را می آوریم و یا اینکه حرف زاید مبدل منه را می آوریم. مانند: اضطراب=  افتعل یا افطعل.
5ـ در کلماتی که در آنها تغییرات اعلال و ادغام و تخفیف همزه صورت گرفته است ابتدا باید حرکات و حروف به اصل خود بازگردند چنانچه این تغییرات موجب تغییر وزن کلمه شده باشند سپس وزن کلمه مطابق آن ذکر شود:
مثال: قال      قول= فعل        بیع     بُیع = فُعل

تبصره: برای تعیین وزن در دو مورد نیازی به بازگشت به اصل نیست:
1ـ هر گاه بر اثر تغییرات لفظی یکی از حروف اصلی حذف شده باشند که در این صورت معادل آن نیز در وزن حذف می شود؛ مانند:
قل ـ فُل     بِع ـ فِل     ید ـ فَع        لم یدمِ ـ «لم» یفع
2ـ هر گاه برخی از حروف اصلی از موضع خود جابجا شده باشد معادل آن در وزن آورده می شود و حرکات با توجه به کلمه ی فرعی گرفته می شود.
مانند جاهُ (وجه) = عفل، اکرهفّ (اکفهرّ) ـ افعللعَّ.
تبصره 2: در وزن کلمه ای که برخی از حروف (اصلی یا زاید) آن حذف یا به خاطر اجرای قاعده صرفی، حرفی بر حروف کلمه افزوده شده باشد، حرکت و سکون فعلی حروف مراعات می شود.
مورد اول مانند خشِوا ـ فعلوا ـ خشوا (صیغه 3 ماضی)= فعوا
مورد دوم مانند: تدارک (ماضی باب تفاعُل)= تفاعل ـ ادّارک= افّاعل.
6ـ چنانچه در کلمه ای حرف مشدّد ـ که نشان دهنده ی دو حرف هم جنس است باشد با مراجعه به کلمات متجانس آن کلمه، باید ببینیم آن دو حرف هر دو اصلی اند یا هر دو زایدند یا یکی اصلی است و دیگری زاید:
الف- در صورتی که هر دو اصلی باشند وزن را بدون حرف مشدد می آوریم: مثلا می گوییم مدّ بر وزن فَعَلَ، یمُدُّ بر وزن یَفعلُ، لیمدُّ بر وزن لیفعَلُ است.
ب- در صورتی که هر دو زاید باشند حرف زاید مشدّد را در وزن می آوریم، مانند اجلواز بر وزن اِفعوّال است.
ج- در صورتی که یکی از دو حرف، اصلی و دیگری زاید باشد چنانچه حرف زاید پس از حرف اصلی واقع شود، هر کدام از «ف» «ع» و «ل» وزن را که مقابل حرف مشدد قرار گرفته باشد، مشدد می کنیم مثلا می گوییم: سلّم بر وزن فعّل است.
اما چنانچه حرف زاید پیش از حروف اصلی واقع شود خود آن را در وزن می آوریم که در نتیجه وزن بدون حرف مشدد خواهد بود.  مانند وفیّ: فعیل  ، دنّو: فعول.
تبصره 2:
مواردی مانند:       اوتحد ـ اتتحدَ ـ اتّحد= افتعل.
                    اذتکرَ ـ اذدکرَ ـ ادّکر= افتعل.
                    اختصم ـ اخصصم ـ اخصّم ـ خصّم= فعّل
                    دَدارک ـ ادّارک= افّاعل
از این قاعده مستثنی است.
ملحقات به قواعد وزن: در مصغّر اسم چهارحرفی، به جای حرف دوم و سوم در عین قرار می گیرد؛ اگرچه حرف دوم از حروف اصلی کلمه نباشد؛
 مانند: دِرهَمَ ـ دُریِهم =فُعیعل،        ضارِب ـ ضویرِب= فعَیعل.
در وزن، ضمایری که به فعل متصل می شوند، درحکم  حرف زائد هستند. پس کلمه ی «یضربون» بر وزن «یفعلون» است.
در صرف سه قاعده اولیه داریم و یک قاعده ثانویه:
 

اقسام :
 
بخش چهارم
((فایده وزن ))
دانستن وزن موجب روشن شدن مطالب زیر می شود:
•    اوزان تصریفی:
1ـ حروف اصلی و زاید آن کلمه
2ـ حرکت و سکون و نوع حرکت هر یک از حروف آن کلمه.
3ـ جابجایی حروف اصلی (به هم خوردن ترتیب طبیعی حروف) در موردی که حروف کلمه جابجا شده باشند.
4ـ حذف برخی از حروف اصلی چنانچه حذفی در حروف اصلی رخ داده باشد.
5ـ فهم اوزان موجب فهم یا حدس معانی برخی کلمات می شود.
•    اوزان تصغیری:
1.    یک رویه و قالب صوتی خاص پیدا میکند که در سه وزن فُعَیل ،فُعَیلِل و فُعَیلِیل و اوزان عروضی آن منحصر میشود
2.    کاربرد اشعار
3.    کلمه سازی
ایده ی دیگرش تشخیص حروف است که به وسیله ی آن می توان نوع کلمات (اسم و فعل و حرف و مضاعف و مهموز و معتل و سالم بودن کلمه) و بنا کلمه (ثلاثی یا رباعی یا خماسی بودن کلمه) را تشخیص داد.


بخش پنجم
<<  کاربرد   >>
وزن در دو مقام مورد استفاده قرار می گیرد:
1ـ در مقام تعلیم، هر گاه استاد بخواهد حروف اصلی و زاید کلمه ای را به دانش آموز یاد بدهد، به جای اینکه یک یک حروف اصلی و زاید را معرفی کند، وزن کلمه را به وی می گوید و او با توجه به وزن، حروف اصلی و زاید و دیگر خصوصیات کلمه را تشخیص می دهد.
2ـ در مقام تعلّم و فراگیری. از آنجا که علمای صرف، ابنیه ی اسماء و افعال و اوزان هر بنا را بدست آورده و معرفی کرده اند، متعلم با حفظ کردن و در نظر گرفتن اوزان، به هنگام برخورد با کلمه ای بدون مراجعه به کلمات متجانس، وزن آن را از میان اوزان حاضر در ذهن خود پیدا می کند و حروف اصلی و زاید آن را با توجه به وزن مربوط به آن، بدست می آورد.                                                                                                   


بخش ششم
 >> ادله<<


3.تعیُّن عدد حروفها الکلمه و حرکاتها المعین و سکونها مع اعتبار حروف  الزائده والاصلیه  
تَعَیُّن تعداد حروف کلمه و حرکات معین آن و ساکن های آن همراه با اعتبار زائده و اصلی بودن حروف



نتیجه:
با پی بردن به اهمیت ادبیات عرب و علم صرف و وزن به این نتیجه رسیدیم که:
1-    وزن و به معنای عام علم صر ف علمی است که باعث روشن شدن قالب کلمات از لحاظ بنا  وساختاراست  و از لحاظ معنا  باعث سهولت در فهم کلمات مستعمل  می شود.
2-    به چگونگی هیئت و ساختار کلمه وزن آن گویند.
3-    تعداد حروف اصلی و زاید، نوع حروف زاید ، ترتیب قرار گرفتن حروفو نوع حرکات و سکنات همگی بیانگر ساختار کلمه اند
4-    برای این که حروف اصلی کلمه از حروف زاید شناخته بشود سه حرغ ف ع ل را به ترتیب به جای حروف اصلی به کار می برند.


فهرست منابع:

1- فرهنگ المعجم الوسیط:دکتر ابراهیم انیس ترجمه محمد بندر ریگی انتشارات اسلامی
2-درسنامه صرف:علی عرب خراسانی؛موسسه انتشارات دارالعلم
3- شرح رضی (قدس سره) بر شافیه:به تحقیق محمد نورالحسن،محمد الزفراف، دارالکتب العلمیه،بیروت
4-صرف ساده: سید محمد رضا طباطبایی ،موسسه انتشارات د ارالعلم
5-صرف متوسطه: حمید محمدی ، موسسه انتشارات دارالعلم       
6.صرف کاربردی عبدالرسول کشمیری موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلامی
7.مبادی العربیه رشید شرتوبی انتشارات دارالعلم
8.علوم العربیه سید هاشم حسینی تهرانی/ناشر صاحب انتشارات مفید
9.جامع المقدمات علامه مدرس افغانی
    در سه منبع اخیر ذکرشده درمورد موضوع بحث مطلبی یافت نشد.


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.