بسم الله الرحمن الرحیم

 


تقدیم به:

همه افرادی می کنم که برای تعجیل در فرج آقا و مو لایمان حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و آماده کردن زمینه ی ظهور آن حضرت قدمی به جلو بر می دارند.
اللهم  فتقبل منا

دانم که تو را به این کلافم ندهندم
                                              لیک آمده ام تا تو بدانی که خریدار تو هستم

تقدیر و تشکر
               از کلیه افرادی که در تهیه ی پژوهش بنده بی مقدار را با واسطه و بی واسطه یاری فرمودند اعم از  مدیریت محـــترم ، مسئولان دلسوز  ، استاد  قاسمیان و دوستان عزیز پایه دوم مـــدرسه مبارکه  حقـــــــــــــانی که با نقد های سازنده و مفیدشان در اصلاح و  رفع  اشتباهات پژوهش، اثر مثبت گذاشتند،نهایت تقدیر و تشکر را دارم و برایشان آرزوی سلامتی و سر بلندی از ایزد منان، خواستارم.   
از عزیزان تقاضامندیم که ایراد و اشکالات احتمالی این اندک را به حساب نا پختگی و ناتوانی حقیر بنویسند و با پیشنهادات و انتقادات   سازنده و ارزشمندشان بنده قاصر را یاری فرمایند.

                                                                                         اجرهم عند الل
چکیده :
مقاله ای که در نظر خوانندگان محترم می گذرد در رابطه با فایده علم منطق بحث می کند که آیا این علمی که ما برای تعلیم و تعلم آن این همه صرف وقت و هزینه می کنیم واقعا در زندگی ما سود و فایده ای دارد یا نه؟
بدون هیچ زحمتی می توان اثبات کرد که ذهن دچار خطا و اشتباه می شود و علم منطق که داعی جلو گیری وقوع ذهن در دام اشتباه و خطاست اگر بتواند جلو این اشتباه را بگیرد قطعا مفید خواهد بود.
برای رد نظر آنهایی که معتقدند ذهن اشتباه نمی کند گویم همین اختلاف نظر ها در علوم مختلف و همین که عده ای اعتقاد به مفید  بودن علم منطق و عده ای مفید نبودن آن دارند ، نشان از به خطا رفتن ذهن در مسیر تفکر دارد.
 حال که فهمیدیم ذهن خطا میکند میخواهیم بدانیم آیا علم منطق می تواند جلوی خطا را بگیرد یا نه؟
به این مثال  توجه فر مایید : زید انسان است ، زید  عالم است پس انسان عالم است.
مثال فوق چه اشکالی دارد ؟ در واقع در این مثال شکل قیاس  ما صحیح نیست در نتیجه قیاس منتج نخواهد بود زیرا برای منتج بودن یک قیاس علاوه بر اینکه  مواد باید سالم باشند  شکل و ساختار مقدمه ها هم باید درست باشند.
یکی از فایده های منطق جلو گیری از وقوع ذهن در خطاست از راه جلو گیری از چینش نادرست مقدمات در شکل قیاس. منطق کاری به مواد ندارد فقط می آموزد که برای منتج بون قیاس شکل و صورت باید چگونه باشد.
ان شا الله با مطالعه ای این پژوهش با پاسخگویی به اشکالاتی که مخالفان این علم کرده اند، مفید بودن علم  منطق  را روشن کرده تا  انگیزه دانش آموختگان برای  یادگیری و به کارگیری منطق  مضاعف شود.



فهرست مطالب

مقدمه..............................................................................................۱

کلیات...............................................................................................۲

فصل اول : گونه شناسی.....................................................................۳

فصل دوم: خطای ذهن.......................................................................۶

فصل سوم: مفید یا غیر مفید بودن منطق.............................................۷

فصل چهارم: باطل یا حق بودن منطق.................................................۹

فصل پنجم : جمع بندی و نتیجه........................................................ ۱۲

منابع..............................................................................................۱۴



بسم الله الـرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد وآل محمد



مقدمه

   امام کاظم (ع)فرمود : اى هشام به راستى خدا بر مردم دو حجت دارد: حجت عيان و حجت نهان، حجت عيان رسولان و پيغمبران و امامانند (ع) و حجت درونى و نهان، عقل است.
       عقلی که خداوند متعال آن را حجت باطن قرار داده و هم ردیف انبیاء و  رسولان و ائمه (علیهم السلام) برشمرده و به موجب استفاده صحیح  از آن به ارزش آدمی افزوده ، برای این است که ما را در مسیر کمال و بندگی باری تعالی رهنمایی امین باشد و به موجب تبعیت از آن ما را به قله ی سعادت ابدی نائل کند.
پس این نعمت با ارزش برای انجام این رسالت سترگ  باید مصون از خطاء و اشتباه  باشد  و لازمه این مصونیت دانستن روش صحیح تفکر  و قواعد و قوانین حاکم بر آن و به  کار بستن آن قواعد و قوانین است و علم منطق که خود را مشتمل بر این قوانین کلی می داند از این جهت اهمیت و ارزش  پیدا می کند.
          پس این علم به اندازه ای ارزشمند است که عمل به قوانین آن موجب سعادت آدمی خواهد شد و اگر در تفکر دچار خطا و اشتباه شویم چه بسا یک مطلب دروغی را یقین فرض کرده و به آن اعتقاد پیدا کرده متناسب با  آن عمل کرده و خود را به منجلاب ضلالت و گمراهی رهسپار کنیم.
         امير المؤمنين (صلوات اللَّه عليه )فرموده اند: انديشيدن انسان را به نيكى و انجام آن ميكشاند.
شرح‏
    - گويا مراد به نيكى فهميدن معارف حقه و صفات حميده و تحلى نفس بدانها ميباشد و مراد بانجام آن، عمل كردن بواجبات و مستحبات و قضاء حوائج خلق و انجام ساير كارهاى نيك است.
        نا گفته پیداست  اندیشدنی که این اندازه ارزش و اهمیت دارد و محرک آدمی به سوی حسنات است اندیشه صحیح است و اندیشه صحیح محصول به کار گیری صحیح قواعد منطقی است در محل مناسب آن.

کلیات
تبیین مساله
شناخت:
          در مساله ی مورد بحث، موضوع ما ((علم منطق )) و محمول ((فایده)) و نسبت حکمیه ((داشتن )) است.
گونه شناسی:
نوع حمل با توجه به این که موضوع ناظر به مصادیق است ((حمل شایع)) می باشد.
سوال ما از نوع ((هل مرکبه )) می باشد  چرا که با فرض وجود علم منطق  از مفید بودن آن سوال شده است.
قضیه مورد بحث قضیه ((محصوره کلیه )) است چرا که علم منطق که شامل مجموعه قوانین است ، تمامی قواعدو قوانینش  لحاظ شده نه برخی.
و هم چنین قضیه ((حملیه)) می باشد چرا که تنها قواعد منطق حاضر را مورد نظر ندارد بلکه تمام  قواعد منطقی در همه ی زمان ها را مورد بحث قرار داده است.
جایگاه(ساختار کلان):
علوم یا حصولی اند یا حضوری و علوم حصولی یا عقلی اند یا نقلی و انها هم  یا آلی اند و یا اصالی که علم منطق، از نوع علوم حصولی عقلی آلی می باشد.

ضرورت
با توجه به روی آوردن عده ای از دانشمندان و پرورش دادن  این علم از طرفی  و روی برگرداندن عده ای دیگر و بی فایده دانستن علم منطق ، از طرفی دیگر  بر آن شده ایم طی این پژوهش بپردازیم که آیا این علم واقعا ارزش صرف وقت و هزینه را دارد یا نه همه قواعد آن پوچ و بی ارزش است و وقت گذاشتن روی آن بیهوده و اسراف ؟!
فصل اول: گونه شناسی

بخش اول: مفهوم شناسی
لغوی: منطق از ماده ((نطق)) گرفته شده است.  
نطق و منطق بمعنى سخن گفتن است در قاموس گويد: «نَطَقَ‏ يَنْطِقُ‏ نُطْقاً و مَنْطِقاً و نُطُوقاً» يعنى تكلّم كرد با صوت و حروفي كه معانى با آنها فهميده ميشود. در مجمع نقل كرده كه نطق در غير بنى آدم بكار نرود و در غیر انسان صوت گویند.
این ماده مجازا بر منشا تکلم یعنی تفکر و تعقل هم اطلاق می شود و در علم منطق مراد از نطق همان معنای مجازی آن مورد بحث است.
این کلمه به لحاظ ادبی می تواند مصدر میمی که مجازا به معنای فکر کردن است و یا اسم مکانی که مجازا به معنای محل اندیشیدن می باشد.
وجه تسمیه این علم به لحاظ مصدر میمی از باب مبالغه است که  در نطق آنقدر اثر گذار است که گویا خود نطق است و یا از باب این است که علم منطق جایگاه ظهور و بروز اندیشه است.

 

بخش دوم: مفهوم شناسی اصطلاحی:
آلت قانونی که مراعات آن ذهن را از خطاء در اندیشه حفظ می کند  .و یا علمی که در آن از قوانین نفس الامری اندیشه یا به تعبیری از روش شناسی تفکر سخن به میان آمده است.


بخش سوم : بررسی برخی قیود تعریف:
آله : یعنی علم منطق از نوع علوم آلی است نه اصالی و به عنوان خادم در خدمت سایر علوم است.
قانونیه:یعنی این علم از قواعد کلی بحث میکند نه جزئی و قوانین منطقی همگی کلی اند.
تعصم مراعاتها: یعنی صرف دانستن قواعد این علم ذهن از خطا مصون نمی ماند بلکه باید قواعد درست و دقیق  و ماهرانه در جایگاه  خود به کار بسته شوند .


بخش چهارم: موضوع و فایده علم منطق:
از آنجایی که مجهولات ما یا مجهولات تصوری اند ویا مجهولات تصدیقی بنابراین  موضوع علم منطق  یا معرف - برای روشن کردن مجهولات تصوری- و یا حجت -برای روشن کردن مجهولات تصدیقی- است.
با توجه به تعریفی که از منطق کردیم فایده آن هم روشن شد که جلوگیری از افتادن اندیشه در دام خطا است اما سوالی که اینجا مطرح می شود این است که منطق چگونه جلو این خطا را در جریان اندیشه می گیرد ؟
قبل از پرداختن به این مطلب باید به طور اجمال اندیشه یا همان فکر را تعریف کنیم و بعد نحوه ی خطا رفتن ذهن را تو ضیح  دهیم تا مطلب خوب جا بیفتد چون  تا تعریف فکر روشن نشود ابزار بودن منطق برای فکر و به عبارت دیگر خطا سنج بودن علم منطق برای فکر روشن نمی شود .


بخش پنجم:

تعریف اندیشه:
تفکر عبارت است از  اجراء عملیات عقلی روی معلومات حاضر در ذهن برای  رسیدن به مطلوب. و یا به تعبیر دیگر حرکت عقل بین معلوم و مجهول.  
در واقع ذهن با مواجهه با یک مجهول و شناسایی آن مجهول به معلومات مناسب با آن در ذهن مراجعه می کند و از مربوط کردن آنها با همدیگر یک مجهول را معلوم می کند.
ذهن آنگاه که فکر می کند  و می خواهد از معلومات خویش یک مجهولی را تبدیل به یک معلوم بکند باید یک شکل و نظم خاصی به آنها بدهد .
در واقع صورتی مولد خواهد بود که صورت خاصی به آن داده شده باشد.
علم منطق در واقع این شکل و صورت خاص را میخواهد به ما بیاموزد تا ما در فکر خود به معلومات بدهیم برای اینکه  مجهولی را تبدیل به معلوم کنیم.
در واقع منطق به ما  یاد می دهد که معلومات ذهنی اگر از یک سری قواعد و قوانین ذهنی تبعیت نکنند منتج نخواهند بود .
در حقیقت عمل فکر کردن اساسا چیزی جز نظم دادن به معلومات نیست پس وقتی می گوییم :
منطق قانون صحیح فکر کردن است.
و هم چنین می گوییم: فکر حرکت ذهن  به  مقدمات و از مقدمات به نتایج  است معنی اش این می شود که که منطق کارش این است که قوانین درست حرکت کردن ذهن  را نشان می دهد .
اساسا درست حرکت کردن ذهن چیزی جز درست ترتیب دادن و درست شکل و صورت دادن به معلومات نیست .
پس کار منطق این است که حرکت ذهن را حین تفکر تحت کنترل خود قرار دهد.  


فصل دوم: خطای  ذهن
آیا ذهن خطا می کند؟
ذهن آنگاه که تفکر می کند و اموری را مقدمه ی امور دیگر قرار می دهد ممکن است صحیح عمل کند و ممکن است به خطا دچار شود. که این خطا ممکن است یا از اشتباهی بودن مقدماتی که آنها را پایه قرار داده و معلوم فرض کرده و به عنوان مصالح استدلال اخذ کرده است ناشی بشود و یا از غلط بودن نظم شکل و صورتی که به مقدمات داده است.
به این معنا که اگر چه مواد ما صحیح و درست باشد ولی اگر شکلی که به آن مواد داده شده است اشباه باشد موجب به خطا رفتن ذهن و نتیجه ی اشتباه می شود.
یک استدلال در عالم ذهن مانند یک ساختمان است در عالم خارج همان گونه که برای تکمیل شدن ساختمان هم باید مصالح در ست باشند ،مثل ،گچ و آجر و سیمان و... و هم نوع  چینش این مصالح ، در استدلال هم باید هم مواد استدلال صحیح و بی عیب باشد و هم شکل و صورتی که به این مصالح داده می شود ، تا نتیجه به دست آمده درست باشد.
مثلا اگر گفتیم ((زید انسان است و هر انسانی شاعر است پس زید شاعر است)) این استدلال از جهت شکل و صورت اشکالی ندارد بلکه از نظر ماده و مصالح فساد دارد زیرا هر انسانی شاعر نیست بلکه بعضی از انسانها شاعراند.
و اگر بگوییم ((زید شاعر است و زید انسان است پس انسان شاعر است.)) مواد و مصالح استدلال صحیح است اما شکل استدلال منطقی نیست مثلا صغری و کبری هر دو جزئیه اند.
برخی قواعد منطق را پوچ و غلط دانسته اند برخی گفته اند غلط نیست ولی فایده ای هم ندارد و دانستن وندانستن آن مساوی است و صرف وقت و هزینه روی آن، عملی لغو و بیهوده است و حفظ  ذهن از خطا ، برآن متترب نمی شود.
از مسلمانان ابو سعید ابولخیر ،سیرافی ، ابن تیمیه ،جلال الدین سیوطی، امین استر آبادی و از اروپایی ها بیکن، دکارت، پوانکاره، میل، راسل، از مخالفان منطق ارسطویی به شمار می روند .


فصل سوم: مفید یا غیر مفید بودن منطق


اشکالات مطرح شده مبنی بر این  که منطق بی فایده است و پاسخ های استاد شهید مطهری (ره):
اشکال: اگر این علم مفید بود منطق دانان، خود نباید دچار اشتباه می شدند و این همه اختلاف نظر نباید بینشان می بود، پس منطق بی فایده است که نتوانسته جلوی خطای فکر منطق دانان را بگیرد.
جواب: اولا صرف دانستن قواعد منطقی ذهن را از خطا حفظ نمی کند ، همان گونه که صرف دانستن قوانین رانندگی ،راننده را از خطر حفظ نمی کند بلکه باید دقیق و به جا از قواعد و قوانین استفاده  بکند تا سالم رانندگی کند، منطقی هم باید درست ، دقیق ، ماهرانه و بجا از قواعد استفاده بکند تا اندیشه اش از  خطر مصون بماند .
دوما منطق ارسطویی مسئول خطا سنجی شکل و صورت استدلال است چه این که خطا ممکن است در ماده باشد که تشخیص آن به عهده ی منطق ارسطویی نیست.
سوما اکر ماده هم بی اشکال باشد امکان دارد مغالطه ای صورت گرفته باشدکه در شکل و نظم و ساختمان فکر به کار رفته باشد.
اشکال:می گویند منطق ابزار علوم است اما منطق ارسطویی به هیچ وضع ابزار خوبی نیست چرا که مجهز بودن به آن برمعلومات ما نمی افزایدو مجهولات طبیعت را معلوم نمی کند و اگر ابزاری داشته باشیم که ما را واقعا به کشفیات جدید نائل سازد آن تجربه و استقراء و مطالعه مستقیم طبیعت است نه منطق و قیاس؟!
پاسخ: اولا این افراد گمان کرده اند که ابزاری بودن منطق برای علوم به معنای ابزار تحصیل علوم است یعنی ماموریت منطق این است که برای ما علومی فراهم کند، حال آنکه منطق ابزار سنجش است یعنی درست را از نادرست تمیز می دهد و آن هم ابزار سنجش صورت استدلال نه ماده ، در واقع منطق مثل شاقول و طراز است که وسیله سنجش عمودی و افقی بودن دیوار است نه وسیله سنجش سلامت مصالح ساختمانی .
وسیله تحصیل مواد فکری قیاس، استقراء، تمثیل، است و هیچ  یک از اینها جزو منطق نیستند و منطق فقط قواعد و ارزش اینها را روشن میکند.
اشکال : در منطق ارزش عمده از آن قیاس است و قیاس از دو مقدمه تشکیل شده است و اگر مقدمه معلوم باشد نتیجه خود به خود معلوم است و اگر مجهول باشد نتیجه مجهول است پس فایده منطق چیست؟
جواب:  معلوم بودن دو مقدمه  برای معلوم بودن نتیجه کفایت نمی کند و باید این دو مقدمه به طرز صحیحی اقتران پیدا بکنند تا نتیجه صحیحی بدست بدهد و منطق مسئولیت باز نمودن اقتران صحیح از اقتران ناصحیح را دارد.
دو مقدمه شباهتی به نر ماده دارند  که تنها با وجودشان فرزند متولد نمی شود بلکه علاوه بر وجود  نر و ماده آمیزش صحیح جنسی هم برای تولد فرزند نیاز است.(مثال تسامحی است.)
اشکال: در قیاس اگر دو مقدمه درست باشند نتیجه درست است و اگر نادرست باشند خواه و ناخواه نتیجه غلط است پس منطق نمی تواند در تصحیح خطا ها موثر باشد زیرا  درست و نادرست بودن نتیجه صرفا تابع درست و نادرست بودن دو مقدمه است و نه چیز دیگر.
جواب: نمی توان صد در صد گفت که اگر دو مقدمه درست باشند نتیجه صد در صد درست است چون ممکن است به واسطه غلط بودن شکل ونادرست بودن اقتران ، نتیجه غلط باشد. منطق جای این گونه خطا ها را می گیرد .
اشکال: حد اکثر هنر منطق این است که جلوی خطای ذهن را در صورت قیاس بگیرد . اما منطق نمی تواند ضابطه و قاعده ای برای جلو گیری از خطا در ماده بدهد. پس اگر منطق از نظر صورت به ما اطمینان بدهد قادر نیست که از نظر ماده به ما اطمینان بدهد پس راه خطا باز است و منطق بی فایده. درست مثل اینکه در زمستان یکی از درب های خانه ای که دو درب دارد را ببندی و دیگری را باز گذاری بدیهی است که با باز بودن یک در دما به همان اندازه که با باز بودن دو در پایین می آمد،  می آید پس این کار بی فایده و لغو است مثل قواعد منطقی؟!
جواب : اولا در تشبیه مغالطه کرده چون با باز بودن یک در یا هر دو باهم دما ی خانه به هر حال کم می شود تا جایی که با دمای محیط بیرون برابرشود ، ولی اگر یکی از در ها بسته باشد  در زمان بیشتری این اتفاق می افتد پس با بسته بودن یک در، مدت زمانی که طول می کشد تا دما کاهش یابد بیشتر از مدت زمانی است که با باز بودن دو در اتفاق می افتدپس این عمل فایده نسبی دارد. و جلوگیری منطق از خطای در صورت قیاس ، خود یک فایده نسبی است .
پس فرضا ما نتوانیم از خطای در ماده جلو گیری بکنیم ولی از راه جلوگیری از خطاهای صورت از یک فایده نسبی  بهره مند می شویم  چون میدانیم محال است خطاهای صورت از راه خطاهای ماده وارد شوند و خطاهای ماده از راه صورت.  
از طرفی خطاهای ماده ی قیاس  با تامل و دقت بیشتر می توانند رفع شوند.


فصل چهارم: باطل یا حق بودن منطق
اشکالات مطرح شده مبنی بر باطل بودن منطق و پاسخ های استاد شهید مطهری (ره):
اشکال:  ارزش منطق بسته به ارزش قیاس است زیرا قواعد درست قیاس کردن را بیان می کند و عمده قیاسات اقترانی است و در قیاسات اقترانی که به چهار شکل صورت می گیرد ،عمده شکل اول است زیرا سه شکل دیگر متکی به این شکل می باشند و شکل اول که پایه اولی و رکن رکین منطق است ، دور است و باطل پس علم منطق از اساس باطل است.
بیان اشکال: یعنی وقتی در شکل اول مثلا می گوییم:
هر انسان حیوان است.(صغری)
هر حیوان جسم است.(کبری)
پس انسان جسم است.(نتیجه)
نتیجه چون مولود دو قضیه دیگر است زمانی معلوم خواهد بود که به دو مقدمه ، از جمله کبری، علم  پیدا کرده باشیم . به عبارت دیگر علم به نتیجه موقوف است بر علم به کبری و از طرفی قضیه کبری به حکم کلیه بودن زمانی برای ما معلوم خواهد بود که به تک تک افراد آن که انسان نیز  یکی از افراد آن است علم داشته باشیم و این  یعنی این که علم به کبری موقوف است به علم به نتیجه  و  این یعنی دور صریح!
جواب: اولا خود این استدلال قیاسی است به شکل اول به این صورت:
شکل اول دور است .
 هر دوری باطل است .
پس شکل اول باطل است.
از طرف دیگر چون شکل اول باطل است ،به حکم یک قیاس که هر مبتنی بر باطلی باطل است ، همه اشکال قیاس دیگر هم که مبتنی بر قیاس شکل اول است باطل می شود. و این استدلالی که بر رد منطق آورده شده از نوع شکل اول است پس باطل است.چون خواسته اند از شکل اول شکل اول را باطل کنند و این خلف است.
دوما این نظر که علم به کبرای کلی موقوف است به علم به جزئیات آن باید شکافته شود .اگر منظور این است که علم به کبری موقوف است به  علم  تفصیلی به جزئیات آن ، یعنی باید اول تک تک جزئیات را استقراء کرد تا علم به یک کلی حاصل بشود اصل نظر درست نیست چون بعضی کلیات را ابتدائا  بدون سابقه ی تجربی و استقرائی  علم داریم  ،مثل علم به این که دور باطل است.و برخی از کلیات از راه تجربه و بررسی چند مورد معدود بدست می آیند و هیچ ضرورتی ندارد که سایر موارد را تجربه کنیم.مثل خاصیت دارو ها. وقتی یک کلی از راه تجربه چند مورد به دست آمد با یک قیاس به سایر موارد تعمیم داده می شود.
اما اگر منظور این است که علم به کبری علم اجمالی به همه جزئیات  و از آن جمله نتیجه است و به اصطلاح علم به نتیجه در علم به کبری منطوی است، مطلب درستی است ولی آنچه در نتیجه مطلوب است و قیاس به خاطر آن تشکیل می شودعلم تفصیلی به نتیجه است نه علم اجمالی .پس در واقع در هر قیاس علم تفصیلی به نتیجه موقوف است به علم اجمالی به نتیجه در ضمن کبری و این دور نیست چون دو نوع علم است.
پا سخی که ابو علی سینا به ابو سعید داده بود همین بود که علم به نتیجه در نتیجه تفصیلی است و علم به نتیجه در ضمن کبری اجمالی و انطوائی است و اینها دو گونه علم اند.
اشکال: هر قیاس یا تکرار معلوم است یا مصادره به مطلوب ،مثلا در مثال اشکال قبلی، در ضمن قضیه کبری یا می دانیم که انسان نیز که جزء یکی از حیوانات است ، جسم است یا نمی دانیم.اگر میدانیم پس نتیجه که در کبری بود دوباره تکرار شده است و اگر نمی دانیم پس ما چیز ی را که خودش مجهول است دلیلی بر خودش دانسته و در ضمن کبری  قرار داده ایم و این مصادره به مطلوب است یعنی یک شی مجهول خودش دلیل بر خودش واقع شده است.
جواب: پاسخش در جواب اشکال قبلی گذشت یعنی نتیجه معلوم است اجمالا و مجهول است تفصیلا بنا براین نه تکرار معلوم لازم می آید و نه مصادره به مطلوب.
اشکال : منطق ارسطویی منطق قیاسی است و اساس قیاس این است که سیر فکری ذهن همواره ((نزولی )) است و از بالا به پایین است یعنی از کلی به جزئی است . در گذشته چنین تصور می شد که ذهن ابتدا کلیات را درک می کند و به وسیله کلیات به درک جزئیات می پردازد  اما امروزه نظر بر این است که سیر صعودی بوده و از جزئی به کلی است. و روش قیاس بی اساس است و یگانه راه تفکر ،استقراء می باشد.
جواب: اولا سیر ذهن محصور در حرکت صعودی نیست و نتیجه گیری از امور جزئی  بهترین دلیل بر رد این نظر است و درست این است که ذهن هم سیر صعودی دارد و هم سیر نزولی.چون ذهن از آزمایش چند مورد یک قاعده کلی استنباط می کند و به این وسیله سیر صعودی می کند، سپس در سایر موارد همین قاعده کلی را به صورت قیاسی تعمیم می دهد و سیر نزولی و قیاسی می نماید.
علاوه بر این همه اصول قطعی ذهن انسان تجربی و حسی نیستند مثلا حکم ذهن به این که دور باطل است و امثال این که حکم مورد نظر امتناع یا ضرورت است به هیچ وجه نمی تواند حسی استقرائی یا تجربی بوده باشد.
از طرفی خود این استدلال که می گوید: ((  قیاس انتقال از کلی به جزئی است.
و انتقال از کلی به جزئی غلط و ناممکن است.
پس قیاس غلط و ناممکن است.))
یک استدلال قیاسی است و از نوع سیر نزولی است. و اشکال کننده با قیاسی که به نظر خودش غلط است می خواهد قیاس را ابطال کند؟! اگر قیاس باطل است پس این استدلال هم باطل است و هیچ دلیلی بر باطل بودن قیاس وجود ندارد.  
البته اشکالات دیگری نیز به باطل بودن علم منطق مطرح کرده اند ولی چون جواب آنها مربوط به بحث های فلسفه  است، وبحث های فلسفی از حوصله این پژوهش خارج است ما از آوردن آن امتناع کردیم و به خود خواننده محترم ارجاع دادیم.
علاقه مندان می توانند به کتاب هایی همچون (( اصول فلسفه)) و ((کلیات فلسفه)) و... مراجعه فرمایند.

فصل پنجم : جمع بندی و نتیجه
نتیجه این همه  بحث و گفتگو این شد که منطق نه تنها باطل نیست بلکه مفید هم می باشد و فایده منطق جلو گیری از خطا روی ذهن در شکل و صورت قیاس می باشد و این یک فایده نسبی است و برای جلو گیری از خطاهای وارده از راه ماده می توان با دقت علمی مجاهده کرد.
به عبارت دیگر در یک قیاس که  از صورت و ماده تشکیل شده است ممکن است خطا از راه ماده وارد قیاس بشود ونیز ممکن است از راه شکل و صورت استدلال وارد شود و برای مصونیت از خطا هم باید راه ورود خطاهای ماده بسته شود و هم خطاهای صورت.  
کار منطق ارسطویی خودداری از ورود خطاهای صوری است واین کار اگر چه موجب نمی شود که قیاس ما صد در صد از خطا مصون بماند ـ چون راه ورود خطاهای ماده باز است ـ ولی به نوبه ی خود فایده نسبی دارد و ارزشمند است. البته با دقت نظر بیشتر می توان جلو ورود خطاهای مادی را گرفت و قیاس را از هر خطایی در امان نگه داشت.
پس نتیجه این میشود که جلو گیری از خطا های صوری هم فایده ی نسبی است مثل یک کشتی که چند جایش  سوراخ شده است و ما یکی از این سوراخ ها را مسدود می کنیم. واین نسبت به  این که هیچ کاری نکنیم ، مفید است و حداقل فایده اش این است که آب دیر داخل کشتی می شود و عمر به همان اندازه زیاد می شود.
علاوه بر این ها قواعد منطقی برای جولان ذهنی بسیار مفید اند و یک نوع ورزش فکری به حساب می آیند و نیز آموزش آن موجب منطقی شدن شخصیت فرد خواهد شد.
پس منطق علمی مفید و سودمند است و ارزش گذاشتن وقت و هزینه  برای تعلیم و تعلم  را دارد.



(( والحمد لله اولأوآخرأ و ظاهرأ و باطنأ))



منابع

۱-بستانی، فواد افرام. فرهنگ ابجدی الفبائی عربی - فارسی. تهران: انتشارات اسلامی، ۱۳۷۵.‬‬
‫۲-جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. دفتر انتشارات اسلامی، و محمدرضا مظفر. المنطق. قم: جماعه المدرسین بقم، موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۳۰.‬‬‬‬‬‬‬‬
‫۳-کلینی، محمد بن یعقوب. اصول کافی- ترجمه کمره‏ای‏. جلد.:۶قم: اسوه، ۱۳۷۵.‬‬‬‬‬‬‬‬
۴-. اصول کافی- ترجمه مصطفوی‏. جلد۵. تهران: کتابفروشي علميه اسلاميه، ۱۳۶۹.‬
‫۵-مطهری، مرتضی. منطق ،فلسفه. قم: انتشارات صدرا، ۱۳۷۱.‬‬‬‬‬‬‬‬
۶-قرشی بنایی, علی‎اکبر. قاموس قرآن. تهران: دار الکتب الاسلامیه, ۱۳۷۵.
۷-قطب‎الدین شیرازی, محمود بن مسعود. دره التاج. تهران: حکمت, ۱۳۶۹.
۸- محمد امین ابوالحسنی , قبسات الیقین (قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) )۱۳۹۲
۹-حکیم سبزواری، اللئالی المنطقیه و غرر الفوائد، چ۲،انتشارات دارالنشر،قم،{بی تا}
۱۰-منتظری مقدم, محمود. منطق 1. قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم, ۱۳۸۸.

‫‬‬‬‬‬‬



 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.