بسم الله الرحمن الرحیم

 

تقدیم به......
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله اجمعین این تحقیق خیلی ناچیز تر از آن است که به کسی تقدیم کنم .ولی این کار اگر ثوابی داشته باشد آن را به حضرت مهدی (عج)تقدیم میکنم.


چکیده     
  عنوان این پژوهش مراد از ثبوت، در صفت مشبه است. ما در این پژوهش قصدداریم با استفاده از تعاریف و توضیحاتی که در کتب نحوی وصرفی درموضوع ثبوت صفت مشبه مطرح شده مشخص کنیم که معنی این ثبوت چیست؟
بعضی از نحویون گفتند که ثبوت در صفت مشبه  یعنی این صفت به همه ی زمان ها (ماضی ، حال، آینده) دلالت دارد وبعضی دیگر گفتند که صفت مشبه فقط به ماضی دلالت دارد و بعضی دیگر معتقدند که صفت مشبه به زمان حال دلالت دارد وبعضی هم بر این نظرند که بر آینده دلالت دارد ولی آن چه که نظر مختار ماست قول مرحوم رضی است . جهت توضیح  این مطلب شما را دعوت مینمائیم تا به متن پژوهش مراجعه فرمایید.
  امیدواریم که توانسته باشیم ضمن نقل اقوال مسئله راحل نموده تا بتوانیم این صفت را صحیح معنا کنیم ان شاءالله .


فهرست

مقدمه................................................................................................................................    6
بخش اول مفهوم شناسی   ............................................................................................... 7
مفهوم شناسی لغوی   .......................................................................................................... 7
مفهوم شناسی اصطلاحی   ................................................................................................... 7
بخش دوم   معنای ثبوت در کتب نحوی   ............................................................................. 9
بررسی اقوال مختلف  ............................................................................................................  9
قول عباس حسن  .................................................................................................................  9
اقوال دیگر نحویین  ...............................................................................................................  11
قول ابن هشام   .................................................................................................................... 12
قول مرحوم رضی .................................................................................................................   13
نتیجه گیری   ........................................................................................................................ 15
فهرست منابع  .....................................................................................................................  18
  


مقدمه
مردم جهان مدت زیادی در تاریکی جهل ونا امیدی  زندگی می کردند تا این که خداوند برآن ها منت نهاد ، حضرت رسول اکرم محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله)را درمیان آن ها بر انگیخت تا مردم را هدایت کند و مردم را از تاریکی جهل و تعصب به روشنایی علم و حکمت وارد سازد . این دینی که خداوند برای بار آخر آن را توسط پیامبر بر مردم عرضه کرد دینی جهانی و همیشگی بود و از پیامبر اسلام به بعد همه باید ازاین چشمه معرفت سیراب شوند چشمه ای که پیامبر و اهل بیتش سقایت آن را بر عهده داشتند .
وما برای آن که بتوانیم از این چشمه بهره مند شویم لامحاله باید زبان آن را که زبان عربی است به طور کامل و همه جانبه یاد بگیریم .
این علم از همان زمان ائمه و به فرمان حضرت علی(علیه السلام) سیر تطور خود را آغاز کرد و رشد کرد و مدون شد تا این که به مارسید.
برای یادگیری بهتراین زبان، رشته های مختلفی ایجاد شد مثل صرف، نحو،بلاغت و....
وهرکدام از این علوم رسالت خاص خود را دارد.
بحثی که ما در مورد آن تحقیق کردیم یک بحث صرفی است و در ذیل مشتقات و صفت مشبه مطرح می گردد که این تحقیق بررسی می کند معنای ثبوت را در این صفت.
علت آن که بنده از بین این همه موضوع این موضوع را انتخاب کردم این بود که در معنای این صفت اختلاف زیادی بوده لذاسعی نمودم که ضمن نقل اقوال قول صحیح را انتخاب نمایم تاچراغی درفهم معنای صحیح برای خود و دیگران قرار گیرد.
ان شاءالله که این پژوهش مورد رضایت صاحب ماحضرت ولی عصر(عج الله)باشد.


بخش اول مفهوم شناسی
مفهوم شناسی لغوی
ثبوت به معنای استقرار است مانند : فتزل قدم بعد ثبوتها (سوره نحل 96).   
الوصف : ذکر الشیء بحیله و نعته و الصفه : الحاله التی علیها الشیء من حیلته ونعته.
مفهوم شناسی اصطلاحی
تعریف صفت مشبه
صفت مشبه اسمی است که بر ثبوت صفت برای شخص یا چیزی دلالت دارد و چون معنای ثبوت در آن لحاظ شده پس دارای زمان نیست و از همین جهت با اسم فاعل فرق دارد .
الصفه المشبه باسم الفاعل اسم مشتق یدل علی صفه و صاحبهاو ثبوت تلک الصفه له .والغالب فیها أن تکون بمعنی الفاعل نحو کریم شجاع و قد تکون بمعنی المفعول نحو علیل . و وجهه شبهها باسم الفاعل دلالتها علی المعنی و صاحبه وقبولها الثنیه و الجمع التذکیر و التأنیث و بعض جهات أخری .
صفت مشبه به اسم فاعل اسم مشتقی است که دلالت می کند بر صفت و صاحبش  و ثبوت آن صفت برای او . وغالب در آن این است که به معنای فاعل باشد مثل کریم شجاع وگاهی موارد به معنای مفعول است مانند علیل ووجه شباهتش به اسم فاعل دلالتش بر معنا و صاحب آن و مثنا شدن آن است وجمع تذکیر و تأنیث آن و بعضی جهات دیگراست .
الصفه المشبه باسم الفاعل : هی صفه تؤخذ من الفعل اللازم ، للدلاله علی معنی قائم بالموصوف بها علی وجه الثبوت ،لا علی وجه الحدوث :کحسن وکریم وصعب و اسود و اکحل .
ولا زمان لها لأنها تدل علی صفات  ثابته . والذی یتطلب الزمان إنما هو الصفات العارضه .  
صفت مشبه به اسم فاعل صفتی است که ازفعل لازم گرفته شده برای این که دلالت کند بر ذات و موصوفش به صورت ثبوتی نه به صورت حدوثی مانند :حسن و کریم و.....
وزمانی ندارد به خاطر آن که دلالت می کند بر صفات ثابته . وآن چه که زمان می خواهد صفات عارضی اند.
الصفه المشبه هی صیغه تشتق من الفعل اللازم للدلاله علی الثبوت نحو حسن و کریم .
المراد بالثبوت وجود الصفه فی صاحبها مطلقا من غیر تقیید بزمان . فکل ماجاء من الثلاثی بمعنی فاعل و لم یکن علی وزنه ولکنه دال علی الثبوت فهو صفه مشبه وهذه علامه مطرده و اکثر ما یکون ذلک فی ما کان من الفعل اللازم .
صفت مشبه صیغه ای است که از فعل لازم گرفته می شود برای این که دلالت کند بر ثبوت مثل حسن و کریم .
مراد از ثبوت در صفت مشبه و جود صفت در صاحبش است مطلقا بدون اختصاص به زمانی. وهر چیزی که از ثلاثی بیاید و به معنای فاعل باشد ولی بر وزنش نباشد ولی دلالت کند بر ثبوت آن صفت مشبه است و این علامت شیوع دارد .
الصفه المشبه :
ما اشتق من فعل لازم لمن قام به علی معنی الثبوت .
آن چه که از فعل لازم گرفته می شود برای کسی که صفت بر او به صورت ثبوتی استوار است .    


بخش دوم   معنای ثبوت در کتب نحوی
بررسی اقوال مختلف
تعاریف صفت مشبه در بالا آورده شد برای روشن شدن معنای ثبوت در این تعاریف باید به توضیحاتی که کتب نحوی وصرفی ذیل این بحث آورده اند مراجعه کنیم تا مراد از ثبوتی که در این تعاریف آمده مشخص شود.
در بین توضیحاتی که  در کتب مختلف گفته شده اختلاف نظر زیاد است و ما دراین  بخش اقوال مختلف را مطرح می کنیم واز میان آن ها قول صحیح را انتخاب کرده و مشخص می کنیم.
قول عباس حسن
 اولین قولی را که در این بخش مطرح می کنیم قول عباس حسن صاحب کتاب نحو وافی است که می گوید :
«مثال های جمیل ،ابیض، حسن ،حلو و..... صفت مشبه نامیده می شوند مثلا کلمه جمیل  اسم مشتقی است که بر چهار
چیز دلالت می کند :
1- معنای مجرد که نامیده می شود وصف یاصفه وآن صفت ر این مثال جمال است.
2 -  دلالت می کند بر شخص یاغیر آن ازاشیاء  که این معنای مجرد قائم به آن است و این صفت موجود نمی شود مگر با این شخص یاغیر آن و به تعبیری می شود گفت موصوفی که این وصف به آن متصف است و نمی شود که این وصف مستقل وبدون موصوف ایجاد شود که در این مثال : شخصی است که جمال را به او نسبت دادیم و اورا وصف کردیم
3-  ثبوت این معنای مجرد (وصف) برای صاحبش در همه زمان ها به صورت عام ثابت است وتحقق وقوع این صفت شامل سه زمان مختلف(ماضی ، حال ،آینده )است و اختصاص به بعضی از آن ها ندارد به این معنا که نه در ماضی منحصر است نه در حال و نه در مستقبل .  به خاطر آن که مصاحب موصوفش باشد باید شامل سه زمان باشد . وصف شخص، به جمال همانطور که در مثال آمد معنایش این است این جمال برای این شخص ثابت ومحقق است هم در ماضی هم در آینده وهم در حال، غیر از آن که به زمان خاصی دلالت کند .
4- ملازمت این صفت با موصوفش ودوام این صفت برای موصوف .
این معنای مجردی که ثابت است برای صاحبش وبرای او محقق است یک امر حادث نیست ونه یک امر زود گذر که بعد از مدت کمی این صفت ازبین برود بلکه این صفت یک امر دائم و ملازم صاحبش در طول حیاتش است.
چرا که معقول نیست که یک صفت در ماضی و حال و آینده همراه موصوف خود باشد ولی ملازم آن موصوف نباشد یعنی همان جمال که مثال زدیم از صاحب خود مفارقت نمی کند و اگر مفارقت کند زمان مفارقت کمتر از زمان ملازمت طولانی است که به دوام شبیه است این مورد چهارم نتیجه مورد سوم است .
پس کلمه جمیل و امثالش در کلامی که گذشت دلالت می کند :
1-    معنای مجرد (وصف) که همان جمال است .
2-    بر صاحب صفت (موصوف) .
3-    بر ثبوت آن معنا برای صاحبش وتحقق آن ثبوت به صورت عام(ماضی ،حال، آینده) است .
4-    بردوام ملازمت این صفت با موصوف یا شبیه دوام که در صورت وجود قرینه امکان پذیر است .
وکسی که از این کلمه استفاده کند حتما این چهار امر را اراده می کند اگر به لغات وزبان عرب آشنا و آگاه باشد .
نکته     
فرقی نیست بین آن که دلالت صفت مشبه بر دوام مستمر باشد طوری که انقطاع پذیر نیست یعنی بی وقفه این صفت باشد مانند : طویل القامه ، حلو العین .
یا این که دلالت صفت مشبه بر دوام انقطاع پذیر باشد ولی پیوسته به این صفت باقی است ولی لحظه ای منقطع شده مانند :سریع الحرکه، بطیئ الغضب واین انقطاع صفت مشبه را از ملازمت صاحبش جدا نمی کند .

نتیجه : از همه مواردی که گفته شد مشخص می شود که منظور از گفتار نحات  در تعریف صفت مشبه اصلی این بوده است :
اسم مشتقی که دلالت می کند بر ثبوت صفت برای صاحبش و این ثبوت به صورت عام است یعنی شامل سه زمان (ماضی ، حال ،آینده ) می شود» .
اقوال دیگر نحویین
اقوال دیگر نحویون در مورد ثبوت را که در کتاب ارتشاف الضرب آمده مطرح     می کنیم :
«در زمان صفت مشبه نحویون اختلاف کردند .
اخفش و سیرافی معتقدند که صفت مشبه همیشه به معنای ماضی است.
و ابن سراج و فارسی معتقدند که صفت مشبه  به معنای ماضی نیست چه رفع بدهی چه نصب ، بلکه صفت مشبه دلالت می کند بر اتصاف در حال  ودلالت نمی کند بر ماضی و  استقبال واین نظر ابوعلی هم هست .
و ابوبکربن طاهری معتقد است که صفت مشبه برای هر سه زمان (ماضی ، حال ، آینده) است وجایز است که بگویی:( مررت برجل حاضر الابن غدا) .
و در نهایت : قول نحویین در صفت مشبه چیزی جز حال را ایجاد نمی کند یعنی صفت مشبه دلالت می کند بر معنای غریزی (حال) ثابت .  واگر بخواهی از صفت مشبه ماضی یا مستقبل را اراده کنی صفت مشبه از آن چه که برای آن وضع شده خارج میشود ، وبه این خاطر اسمایی که دلالت می کند بر معانی ثابته که تغییر ناپذیرند  جزو صفت مشبه   محسوب  می شوند مانند : اعور، اعمی ، اسود ، ابیض »
و قول دیگر در مورد ثبوت که در کتاب شرح اشمونی در مورد ثبوت آورده شده :
«قول مصنف که دائم راذکر کرده در آن اشاره ای است به این که مراد در عبارت مصنف از دائم فقط حال نیست، به خاطر آن که صفت مشبه برای دوام است . و مراد از دوام صفت مشبه، ثبوت صفت مشبه در همه ی زمان هاست (ماضی ، حال ، آینده)» .
قول ابن هشام
و همچنین ابن هشام در مورد ثبوت صفت مشبه در مغنی می گوید :
« اسم فاعل برای همه ی زمان هاست (ماضی ، حال ، استقبال)ولی صفت مشبه فقط برای زمان حاضر است یعنی ماضی متصل به زمان حال »
ولی عباس حسن در کتاب نحو وافی در مورد قول بالا می گوید :
«دلالت صفت مشبه بر معنای دائمی که ملازم صاحبش است می باشد و به هیچ یک از زمان های ماضی ،حال وآینده  محدود نمی شود .
واین قول(قول ابن هشام) همان دلالت بر معنای دائمی است یعنی هر سه زمان را شامل می شود  چرا که اتصال  ماضی به حال و دوام این حال مستلزم اتصال هر سه زمان می شود پس هردو عبارت یک معنا رامی رسانند ».
قول مرحوم رضی     
ودر آخر قول مرحوم رضی را مطرح می کنیم که در کتاب خود می فرمایند :
« والذی أری  أن الصفه المشبه کما أنه لیست موضوعه للحدوث فی زمان ، لیست أیضا ، موضوعه للاستمرار فی جمیع الازمنه ، لأن الحدوث والاستمرار قیدان فی الصفه ولادلیل فیها علیهما ، فلیس معنی (حسن) فی الوضع إلا ذوحسن سواء کان فی بعض الازمنه أو فی جمیع الازمنه ، ولا دلیل فی اللفظ علی أحد القیدین ، فهو حقیقه فی القدر المشترک بینهما ، وهو الاتصاف باالحسن ، لکن لما أطلق ذلک ،لأنک حکمت بثبوته فلابد من وقوعه فی زمان ،کان الظاهر ثبوته فی جمیع الازمنه ،  ولم یکن بعض الازمنه اولی من بعض  ، ولم یجز نفیه فی جمیع الازمنه إلی أن تقوم قرینه علی تخصیصه ببعضها ، کما تقول : کان هذا حسن فقبح أو سیصیر حسنا ، أو هو الآن حسن فقط فظهوره فی الاستمرار لیس وضعیا (علی ماذکرنا ، بل بدلیل العقل ، وظهوره فی الاستمرار عقلا و هو الذی غره ، حتی قال : مشتق لمن قام به علی معنی الثبوت)».
همانطور که در قول مرحوم رضی مشاهده کردید ایشان معتقدند که صفت مشبه برای حدوث و استمرار وضع نشده و در وضعش زمان و استمرار مطرح نیست چراکه هیچ دلیلی نداریم که صفت مشبه ابین معانی را می رساند .
مثلا کلمه ی حسن در وضع فقط دلالت می کند بر اتصاف صفت حُسن به صاحبش حال می خواهد در بعضی زمان ها باشد یا در بعضی دیگر یادر همه ی زمان ها و در لفظ هیچ دلیلی بر زمان و استمرار نداریم، فقط در این صفت اتّصاف حسن به صاحبش موجود است.
 اما هنگامی که هیچ قیدی این صفت نداشته باشد و هیچ یک از زمان ها اولویت نداشته باشد انسان به ثبوتش حکم می کند چرا که این صفت حتماً باید در زمانی متصف شود و چون هیچ قیدی بر این زمان ندارد انسان عقلاً ثبوتش را در همه زمان ها می فهمد.
 اما اگر قرینه ای برای زمان خاصی داشت آن صفت فقط در آن زمان خاص متصف می شود مثل: «کان هذا حسناً فقُبح یا سیصیر حسناً»
پس این ثبوتی که ما از خالی بودن صفت مشبهه از قید زمانی می فهمیم وضعی نیست یعنی عرب این ثبوت را برای این صفت وضع نکرده است.
 بلکه ما به حکم عقل این ثبوت را می فهمیم چون قیدی که این صفت را تخصیص به زمانی بدهد، نداریم.
پس قید استمرار و زمان در وضع صفت مشبهه نیست.
 


نتیجه گیری
حال که اقوال مختلف را مطرح کردیم اکنون می خواهیم که نظر و قول صحیح را از میان این اقوال انتخاب کنیم .
تعدادی از این اقوال بر این دلالت می کردند که مراد از ثبوت در صفت مشبه  اتصاف این صفت به صاحبش  در همه ی زمان هاست (ماضی، حال، آینده).
برخی می گفتند که صفت مشبه  فقط بر ماضی دلالت می کند.
وبرخی دیگر بر این عقیده بودند که دلالتش بر ماضی متصل به حال است .
وبعضی هم که می گفتند دلالتش  فقط بر حال و اکنون است .
وگروهی دیگر هم گفتند که بر آینده دلالت دارد .
ودر آخر کسانی اعتقاد داشتند که دلالت صفت مشبه بر زمان نیست بلکه دلالتش بر مطلق اتصاف است و اگر مامی خواهیم که در زمانی این صفت را به صاحبش نسبت دهیم حتما باید قیدی بیاوریم . و اگر هم قیدی نیاوردیم ثبوتش را به حکم عقل می فهمیم نه این که در وضع این صفت، ثبوت بر زمانی خاص نهفته باشد و این صفت فقط ما را از وجود این صفت در صاحبش با خبر می سازد.
از میان این اقوال ما قول آخر که قول مرحوم رضی بود را انتخاب می کنیم چرا که کسانی که این قول را نپذیرفتند بر این نظر بودند که صفت مشبه دلالت بر زمان خاصی دارد. و برای مواردی که غیر از این زمان ها به کار رفته اند(خلاف قول آن ها) دست به توجیه زده اند و گفته اند که این موارد از مستثنیات است ویا این موارد نادر است  وازاین قبیل توجیهات. وچون نتوانستند که همه موارد را در این معنا جا دهند برای همین فهم آن ها از ثبوت ناقص بوده و فراگیر (جامع) نبوده ولی قول آخر می تواند تک تک مثال های صفت مشبه را شامل شود و تطبیق یابد .  
یعنی باتوجه به قول ایشان بدون هیچ توجیهی همه صفات مشبه دارای ثبوت اند (باتعریفی که بیان شد) وموردی خلاف قاعده پیدا نمی شود.
علاوه بر این مثال های متعددی می یابیم که در این مثال ها ثبوت نسبی است مثل (جلیسی فی قطار) که در این صفت این صفت بر صاحبش ثبوت و اتصاف دارد ولی فقط در مدت همراهی در قطار ولی این مورد و امثال این مورد را هیچ کدام از نحویین نمی توانند توجیه کنند. ولی قول آخر حتی این مثال راهم شامل می شود.
حال در این جا نظر حاج آقای علی دوست صاحب کتاب سلسبیل که مؤید ماست را بیان می کنیم .
ایشان بعد از رد کردن اقوال مختلف در مورد ثبوت می فرمایند :
«ولی آن چه که ما اعتقاد داریم آن چیزی است که مرحوم رضی اعتقاد دارد آن جا که می گوید " معنی الصفة المشبهه : معنی الصفة المشبهة: مطلق الاتصاف بالمشتق منه
معنای صفت مشبهه: فقط مطلق اتصاف بر آن چیزی است که از آن مشتق شده است.
و چقدر حکیمانه و واضح گفته است مرحوم رضی، او نگفت که صفت برای استمرار وزمان وضع شده است . اما بر کسانی که این قول را نگفته اند کار سخت شده است .
 عباس حسن : میگوید دلالتش در غیر دوام نادر است یا اینکه دیگری میگوید دلالتش بر معنای متصل به زمان حاضر است وهمچنین میگوید اتصال دوام  شامل ازمنه ثلاث میشود .
گمان میکنم که اگر متقدمین برایشان وضوح این قول ثابت میشد هیچ وقت به این سو نمی رفتند که وضع وصف برای استمرار است بلکه می گفتند که صفت هنگامی که خالی شود از قید، خودش و طبعش دلالت میکند بر استمرار به بیانی که از شرح رضی برای شما واضح شد، و نزاعی نیست بین آنها در واقع و حقیقت.
پس مراد از ثبوت آن چیزی است که مناسب حدوث است؛ و همان طور که در حدوث استمرار ملاحظه نمی شود همان طور هم در آن ثبوت ملاحظه نمی شود .
در صفت مشبهه حالتش دلالت میکند بر استمرار کثیرا نه وضعش. و این قول غیر از قولی است که گفته شده که زمان در وضع این صفت بوده و در تعریفش بوده است».

پس ما بعد از بررسی اقوال مختلف قول مرحوم رضی را که جامع وکامل بود را انتخاب کردیم .
و نتیجه این تحقیق این شد که مراد از ثبوت در صفت مشبه مطلق اتصاف این صفت بر صاحبش می باشد و وضعا دال بر هیچ زمانی نیست و اگر هم که بر زمانی دلالت کند یا به حکم عقل است که در صورت نبود قید پیش می آید ، یا باوجود قرینه این زمان فهمیده می شود .



فهرست منابع
1-    صرف روان باحدیث و قرآن، شیرازی،احمد امین، چاپ هفتم ، بوستان کتاب، قم.

2-    النحو الوافی، حسن، عباس، ششم، انتشارات ناصر خسرو، تهران.
3-    الارتشاف الضرب من لسان العرب، اندلسی، ابوحیان، چاپ اول، مکتبه الخانجی ،قاهره .
4-    مبادی العربیه، شرتونی، الرشید، تصحیح حمید محمدی، چاپ چهاردهم،انتشارات دارالعلم، قم.
5-    جامع الدروس العربیه،غلایینی، شیخ مصطفی، انتشارات دارالکوخ،چاپ اول
6-     مغنی الادیب، ابن هشام انصاری،جمال الدین، چاپ اول، انتشارات مرکز مدیریت حوزه های علمیه، قم
7-    شرح الرضی علی الکافیه، استرآبادی(رضی الدین)، محمد بن الحسن، انتشارات قاز یونس، چاپ دوم، بنغازی
8-    سلسبیل فی اصول التجزئه والاعراب، علی دوست، ابوالقاسم، چاپ سوم، انتشارات اسوه،قم
9-    صرف ساده، طباطبایی، سید محمد رضا،
10-    مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، انتشارات القلم، چاپ اول، بیروت
11-    قاموس قرآن، قرشی، سید علی اکبر، دارالکتب الاسلامیه، چاپ ششم، تهران
12-    حاشیه الصبان،الصبان، انتشارات التوفیقیه، 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.