بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

پیشگفتار
    این پژوهش اگر مقبول درگاه حق تعالی واقع شود، آن را تقدیم می کنم به مولای غریب و مظلوممان حضرت حجه ابن الحسن العسکری «عجل الله تعالی فرجه الشریف» که درخواست عاجزانه ی مااز خداوند متعال تعجیل در امر فرج آن بزرگوارمی باشد تا آن حضرت انشاء الله بیایند و وعده ی الهی که هیچ شکی در آن نیست محقق شود و انسان ها به برکت ظهور آن بزرگوار به آن حقیقت و کمال نفسانی و انسانی خود برسند و...
    از مدیریت محترم مدرسه حجت الاسلام والمسلمین واحدی(حفظه الله) که زمینه را برای امر پژوهش مهیا کردند و از تمام بزرگوارانی که در این مسیر به بنده کمک فرمودند به خصوص استاد عزیزم حاج آقای انصاری وبرادرعزیزسیدعلی حسینی تقدیر و تشکر می کنم. همچنین از دوستان بزرگوار آقایان مسعود صالحی، محمد مهدی حمید نژاد، سید محمد صادق حسینی، سید محمد حسین نیرومند حسینی و کسانی که بنده فراموش کرده ام اما در دفتر ثبت اعمال پروردگار نامشان نوشته شده است از تمامی این عزیزان تشکر و قدردانی می کنم و از خداوند منان برای این عزیزان طول عمر با عزت و وسربازی خالصانه ی حضرت حجت را خواستارم.

چکیده
حال و تمییز دو نقش نحوی هستند که شباهت ها و تفاوت هایی با هم دارند و برای اینکه این دو،خوب از هم تشخیص داده شوند تا دچار اشتباه در معنا نشویم،برآن شدیم تا تحقیق مختصری در این رابطه انجام دهیم.
حال وصفی است نکره، منصوب و مشتق که بعد از تمام شدن کلام واقع می شود و هیئت صاحبش را هنگام صادر شدن فعل بیان می کند و تمییز اسمی است نکره، منصوب، جامد و غیر رکن که بیان کننده ی ابهام ماقبل خود (ذات یا نسبت) می باشد.
حال و تمییز در پنج ویژگی شباهت ،و در هشت ویژگی با هم تفاوت دارند که در متن تحقیق تفصیلا بیان شده است.

فهرست

مقدمه   ....................................................................................................... 3
ضرورت بحث   ..............................................................................................  3
جایگاه بحث   ...............................................................................................  3
روش تحقیق  ...............................................................................................  3
فصل اول   ....................................................................................................  4
کلیات   ........................................................................................................  5
تبیین مسئله  ...............................................................................................  5
گونه شناسی  .............................................................................................  5
مفاهیم   ......................................................................................................  5
معنای لغوی  .................................................................................................  6
معنای اصطلاحی   .........................................................................................  6
معنای لغوی  .................................................................................................  6
معنای اصطلاحی.........................................................................................     6
فصل دوم-شباهت های حال و تمییز  .................................................................  7
فصل سوم-تفاوت های حال و تمییز .................................................................    9
تفاوت اول   ...................................................................................................  10
تفاوت دوم   ..................................................................................................  11
تفاوت سوم   ................................................................................................  11
تفاوت چهارم  ................................................................................................  11
تفاوت پنجم   ................................................................................................  12
تفاوت ششم  ...............................................................................................  12
تفاوت هفتم  .................................................................................................  12
تفاوت هشتم   ..............................................................................................  12
نتیجه گیری  .................................................................................................  13
فهرست منابع  ..............................................................................................  14


مقدمه
ضرورت بحث
حال و تمیز در منصوبات از جهت اعراب همیشه مثل یکدیگر می باشند اما هر کدام از این دو نقش گاهی از قواعد کلی که برای آنها در نظر گرفته شده اند خارج می شوند و همین خروج باعث می شود که این دو نقش شباهت های دیگری هم با یکدیگر پیدا کنند و در نتیجه تشخیص اینکه یک کلمه، کدام یک از این دو نقش را دارد مشکل می شود و همین امر موجب دچار شدن به اشتباهاتی در معنا می شود. لذا بر آن شدیم تا پژوهشی در این مسیر انجام دهیم تا در حد امکان با شناخت بیشتر حال و تمییز مانع از دچار شدن به اشتباه در معنا شویم.
جایگاه بحث
این بحث در ادبیات عرب، در بخش منصوبات علم نحو قرار دارد.
(ادبیات عرب            علم نحو           بخش منصوبات)

روش تحقیق
این مقاله به روش کتابخانه ای گردآوری شده است.



«فصل اول»

کلیات
مفاهیم

کلیات
تبیین مسئله
مشکل: حال وتمییز
مسئله پژوهش: آیا بین حال و تمییز تفاوت و شباهت وجود دارد؟
موضوع: حال و تمییز
محمول: وجود تفاوت و شباهت بین آن ها             
مسئله:
مطلب ما :حال و تمییز چیست؟
مطلب هل بسیطه: آیا حال و تمییز وجود دارند؟
مطلب هل مرکبه: آیا بین تمام حال ها  و تمییز ها شباهت و تفاوت وجود دارد؟ (مسئله پژوهش از همین قسم است)
مطلب لم اثباتی: چرا بین حال و تمییز تفاوت و شباهت وجود دارد؟
مطلب لم ثبوتی: چرا حال و تمییز وجود دارند و بین آن ها شباهت و تفاوت وجود دارد؟
مسئله مورد نظر ما مربوط به هل مرکبه می باشد زیرا ما وجود حال و تمییز را مفروض گرفته ایم و سپس به تفاوت ها و شباهت های بین آن ها می پردازیم.
گونه شناسی
1. قضیه ما قضیه حقیقیه می باشد. زیرا تفاوت و شباهت بین حال و تمییز حقیقتا در خارج وجود دارد ( و فقط امر ذهنی نیست) و این امر همیشگی است نه مربوط به زمان حاضر (یعنی قضیه ی خارجیّه نیست).
2.این قضیه در حقیقت بیانگر تفاوت و شباهت بین مصادیق حال و تمییز است زیرا ما صرفاً با مفهوم حال و تمییز کار نداریم. بنابراین این قضیه بنابر حمل شایع صناعی می باشد.
3.این قضیه محصوره می باشد. زیرا کلّی است و محمول بر افراد و مصادیق موضوع حمل می شود. و همه ی افراد موضوع مورد لحاظ واقع شده اند.
4.جهت این قضیه دائمه مطلقه می باشد زیرا مادامی که حال و تمییز وجود داشته باشند تفاوت بین آن دو دائمی می باشد.
مفاهیم
حال

معنای لغوی
در کتب لغت حال را اینگونه معنا کرده اند:
1. حال: کیفیت آدمی، آنچه انسان بر آن است.
2.الحال‏: الوقت الذي أنت فيه‏ ...  
معنای اصطلاحی
حال: وصفی است نکره، منصوب، مشتق  که بعد از تمام شدن کلام واقع می شود و هیئت صاحبش را در هنگام صادر شدن فعل بیان می کند.  
تمییز
معنای لغوی
در کتب لغت تمییز را اینگونه معنا کرده اند: فرق گذاری، ادراک، تشخیص
معنای اصطلاحی
تمییز: اسمی است  نکره، منصوب، جامد، غیر رکن  که بیان کننده ی ابهام ماقبل خود(ذات یا نسبت) می باشد.



«فصل دوم»        
شباهت های حال و تمییز

حال و تمییز در پنج ویژگی با هم شباهت دارند:
1.هر دو اسم اند
2.هر دو نکره اند
3.هر دو فضله(غیر رکن) اند.
4.هر دو منصوب اند.
5.هردو زائل کننده ی ابهام اند .



«فصل سوم»                     تفاوت های حال و تمییز

در مجموع کتب نحوی تا آن جا که بررسی شد بین حال و تمییز 8 تفاوت را بیان کرده اند:
تفاوت اول
حال به صورت مفرد یا جمله یا شبه جمله می آید ولی تمییز فقط به صورت مفرد می آید.
حال به سه صورت می آید:
الف) مفرد: غالبا مشتق می آید مانند این آیه شریفه: «وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى‏ إِلى‏ قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً » (وچون موسی با خشم و تاسف به نزد قوم خود بازگشت.) وگاهی هم جامد می آید مانند این آیه شریفه:«إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون‏» (ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم باشد که بیندیشید)
ب)جمله: شرط آن این است که خبریه باشد مانند این آیه شریفه :« وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى‏ لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُون»‏ (وچون گفتید :ای موسی! هرگز برای تو ایمان نیاوریم مگر اینکه خدا را آشکارا ببینیم پس صاعقه شما را در حالی که نگاه می کردید بگرفت)
ج)شبه جمله(ظرف و جارومجرور): واجب است که مستقر  باشند مانند این آیه شریفه: «فَخَرَجَ عَلى‏ قَوْمِهِ في‏ زينَتِهِ» ( پس-قارون- با تجملات خود بر قومش برآمد)
اما تمییز فقط به صورت مفرد می آید  مانند این آیه شریفه: «إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً» (همانا من در خواب یازده ستاره را دیدم)
تفاوت دوم
حال می تواند با عطف یا غیر آن، متعدد(بیش از یکی) شود ولی تمییز هیچ گاه متعدد نمی شود.
به دلیل اینکه ذوالحال می تواند حالات گوناگونی داشته باشد اما تمییز نمی تواند ، زیرا تمییز ممیز ذات است و ذات یک صورت واحد دارد. مانند این آیه شریفه: «ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً» (سپس جهنم را برایش مقرر می کنیم تا نکوهیده و مطرود در آن وارد شود)
تفاوت سوم
حال می تواند بر عاملش مقدم شود ولی تمییز در غیر موارد ضرورت بر عاملش مقدم نمی شود.
حال می تواند بر عاملش مقدم شود به شرط اینکه عامل آن، فعل متصرف یا یکی از مشتقات فعل باشد که در متصرف بودن شبیه به فعل است یعنی آن وصف، دارای آن معنا و حروف فعل باشد و همچون فعل، تانیث و تذکیر و افراد و تثنیه و جمع قبول کند مانند:  اسم فاعل و اسم مفعول و صفت مشبهه بخلاف افعل تفضیل که از مشتقات متصرف نیست زیرا دارای معنای افضلیت است که این معنا در فعل نمی باشد، بنابراین هرگز لفظ حال از عامل خود اگر از افعال جامد باشد ویا عامل معنوی ویا اوصاف غیر متصرف باشد مقدم نمی شود. در غیر از این موارد حال می تواند بر عامل خود مقدم گردد.مانند این آیه شریفه: «خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ»  (با چشمانی فرو افتاده از قبر ها بیرون می آیند، گویی ملخ هایی پراکنده اند)
اما اصل در تممیز این است که بر عاملش مقدم نشود ولی گاهی به خاطر ضرورت بر عامل خود مقدم می شود مانند:
أ نفساً تطیب بنیل المنی          وداعی المنون ینادی جهاراً
تفاوت چهارم
اصل در حال مشتق بودن است ولی اصل در تمییز جامد بودن است.
صفات، مشتق هستند و می توانند بیان هیئت ذوالحال کنند، اما اصل در تمییز جامد بودن است زیرا مبین ذوات است و الفاظ جامد مبین ذوات می باشند، لکن گاهی در مقام استعمال به عکس میشود و حال به صورت جامد و تمییز به صورت مشتق استعمال می شود که در این موارد باید حال جامد را تاویل به مشتق برد.مانند: «اجتهد وحدک» ای منفردا، «وکفی بالله حسیباً»  (وخدا برای حساب رسی کافی است)
تفاوت پنجم
گاهی حال برای تاکید عامل خود می آید ولی تمییز هیچ گاه برای تاکید نمی آید.
حال گاهی موکد عامل یا کلمات قبل از خود واقع می شود یعنی معنایی که از حال فهمیده می شود قبلا توسط عاملش یا کلماتی که قبل از حال آمده اند، برای ذوالحال فهمیده می شود وحال آن را تکرار و تاکید می کند.مانند این آیه شریفه: «وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولا» (وتو را به عنوان پیامبر برای مردم فرستادیم) ولی تمییز هرگز موکد عامل خود واقع نمی شود.
تفاوت ششم
حال فقط هیئت ذوالحال را مشخص می کند ولی تمییز ابهام از ذات یا نسبت را روشن می کند.
حال مبین و بیانگر هیئت ذوالحال در کلام است  مانند: »جاء زید باکیاً »در حالی که تمییز مبین و بیانگر ذات اسم قبل و رافع ابهام از ذات یا نسبت است. مانند: عندی مثقال فضهً، طاب زید نفسا
تفاوت هفتم
گاهی معنای کلام، متوقف بر ذکر حال است چون ممکن است اگر حال ذکر نشود معنای مراد متکلم منتقل نشود مانند این آیه شریفه: «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏» (در حال مستی به نماز نزدیک نشوید)، «وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحا» (و در روی زمین با غرور راه مرو) در حالی که هیچ گاه معنای کلام متوقف بر ذکر تمییز نیست و با ذکر آن و یا بدون ذکر آن، مراد متکلم فهمیده می شود مانند «وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليم»‏ (وسخن پروردگارت از لحاظ صدق وعدل تمام و کمال است و کلمات او را تغییر دهنده ای نیست و او شنوای داناست
تفاوت هشتم
در معنای حال «فی» در تقدیر گرفته می شود ولی در معنای تمییز «من» مقدر است.

نتیجه گیری
با توجه به تحقیق مختصری که نسبت به شباهت ها و تفاوت های حال و تمییز صورت گرفت به نتایج زیر دست یافتیم:
شباهت ها:
1.هر دو اسم هستند.
2.هر دو نکره اند.
3.هر دو فضله (غیر رکن هستند)
4.هر دو منصوب هستند.
5.هر دو زائل کننده ی ابهام اند.
تفاوت ها:
1.حال اشکال مختلفی دارد(مفرد، جمله، شبه جمله) ولی تمییز فقط مفرد می آید.
2.حال می تواند متعدد بیاید به خلاف تمییز.
3.حال می تواند بر عاملش مقدم شود ولی تمییز در غیر موارد ضرورت نمی تواند بر عاملش مقدم شود.
4.اصل در حال مشتق بودن است ولی اصل در تمییز جامد بودن است.
5.گاهی حال برای تاکید عامل خود می آید اما تمییز هیچ گاه برای تاکید نمی آید.
6.حال فقط هیئت ذوالحال را مشخص می کند ولی تمییز ابهام از ذات یا نسبت را روشن می کند.
7.گاهی معنای کلام متوقف بر ذکر حال است در حالی که هیچ گاه معنای کلام متوقف بر ذکر تمییز نیست.
8.در معنای حال«فی» در تقدیر گرفته یم شود ولی در معنای تمییز «من» مقدر است.

فهرست منابع
1.قرآن کریم
2.بدائه النحو، صفایی بوشهری، غلامعلی ، انتشارات حوزه علمیه قم، الثالثه،1392ه ش
3.ترجمه المنجد،لویس معلوف، مترجم احمد سیاح، انتشارات اسلام،هشتم،قم،1387ه ش
4.جامع الدروس العربیه،مصطفی الغلایینی،انتشارات دارالکوخ، الاولی،1425ه ق
5.کتاب العین، خلیل بن احمد فراهیدی، انتشارات اسوه، قم،1383ه ش
7.مبادي العربية في الصرف و النحو، شرتونی، رشید، دارالعلم،الرابع عشر،قم، 1387 ه ش
 8.المحیط فی الّغة ،صاحب، اسماعيل بن عبا،،اول ،عالم الكتب، بيروت‏ ،1414 ه. ق ‏
9.المصباح المنیر فی غریب شرح الکبیر،فیومی، احمد بن محمد، راد الهجره ،قم، ،1414ق
10.مغني اللبيب،بی جا، بی تا
11.موسوعة الصّرف و النّحو،بی جا،بی تا
12.النحو التطبيقي وفقا لمقررات النحو العربي في المعاهد و الجامعات العربية، نهر، هادی، عالم الکتب الحدیث، اربد- اردن
13.النحو الوافي مع ربطه بالأساليب الرفيعة و الحياة اللغوية المتجددة، حسن عباس، انتشارات ناصر خسرو، 1367 ه ش


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.